1
00:00:14,500 --> 00:00:16,900
<i>الان یهو جو تغییر کرد‏.‏‏.‏‏.‏</i>
Animental.net

2
00:00:16,900 --> 00:00:19,210
<i>یه چیزی از اینجا عبور کرده‏.‏‏.‏‏.‏</i>

3
00:00:22,230 --> 00:00:23,430
هـی‏،‏ شین‏!‏

4
00:00:23,430 --> 00:00:24,440
چی شده‏!‏؟

5
00:00:27,600 --> 00:00:29,130
ه‏-‏هـی تو‏!‏

6
00:00:29,130 --> 00:00:30,570
جلو تر از ارابۀ راهنما نرو‏!‏

7
00:00:32,420 --> 00:00:34,310
<i>داره گرم تر و گرم تر میشه‏.‏‏.‏‏.‏</i>

8
00:00:36,710 --> 00:00:38,410
<i>داره سنگین تر و سنگین تر میشه‏.‏‏.‏‏.‏</i>

9
00:00:39,240 --> 00:00:40,640
<i>این چه احساسیِ؟</i>

10
00:00:41,720 --> 00:00:44,070
<i>خیلی زود یه چیزی جلوم نمایان میشه‏!‏</i>

11
00:00:45,200 --> 00:00:46,560
<i>یه چیز خیلی بزرگ‏!‏</i>

12
00:00:53,850 --> 00:00:56,270
این دیگه چیه‏!‏؟

13
00:01:16,130 --> 00:01:18,680
پس این‏.‏‏.‏‏.‏میدانِ جنگِ‏!‏؟

14
00:01:22,110 --> 00:01:23,970
چین باستان

15
00:01:23,970 --> 00:01:25,770
،آن‌گاه که معلوم شد
عصر حکومت قدیسین به سر آمده

16
00:01:25,770 --> 00:01:28,270
.حرص و آز انسان‌ها سر بر آورد

17
00:01:29,060 --> 00:01:31,840
و طوفانی از جنگ‌های خونین که پانصد سال به طول انجامید
.سرتاسر چین را در کام خود فرو برد

18
00:01:31,840 --> 00:01:34,860
بیش از صد ایالت، یکی پس از دیگری ویران شد و
.تنها هفت ایالت باقی ماند

19
00:01:34,860 --> 00:01:41,090
.و حال، نسیم تاریخ عظیمی
از ایالت شین در غرب دور برمی‌خیزد

20
00:01:41,090 --> 00:01:47,580
این حکایت پرآشوب پسرکی‌ست گمنام
!و شاهی جوان که دوران جنگ را به سر آوردند

21
00:02:03,480 --> 00:02:09,660
در آسمانی پرستاره که
زودتر از همیشه از نظر پنهان شد

22
00:02:03,480 --> 00:02:09,660
いつもより早く消えてった星空に

23
00:02:03,480 --> 00:02:09,660
itsumo yori hayaku kietetta hoshi zora ni

24
00:02:03,480 --> 00:02:08,820


25
00:02:03,480 --> 00:02:08,820


26
00:02:10,060 --> 00:02:13,140


27
00:02:10,060 --> 00:02:13,140
重なり合った出会いは

28
00:02:10,060 --> 00:02:13,140
kusanariatta deai wa

29
00:02:10,320 --> 00:02:15,910


30
00:02:13,140 --> 00:02:16,600
.مرا در خود فرو برده

31
00:02:13,140 --> 00:02:16,600
俺を呑み込んでいく

32
00:02:13,140 --> 00:02:16,600
ore wo nomikonde iku

33
00:02:17,530 --> 00:02:20,660
.این رویا نابودشدنی نیست

34
00:02:17,530 --> 00:02:20,660
この夢は砕けない

35
00:02:17,530 --> 00:02:20,660
kono yume wa kudakenai

36
00:02:17,530 --> 00:02:22,910


37
00:02:20,660 --> 00:02:24,330
در این وحشت کهنه‌ی نهفته در قلبم

38
00:02:20,660 --> 00:02:24,330
錆びつかせた恐怖心

39
00:02:20,660 --> 00:02:24,330
sabitsukaseta kyoufushin

40
00:02:24,330 --> 00:02:27,170
و لرزشی که از بی‌تابی بر جانم افتاده

41
00:02:24,330 --> 00:02:27,170
揺らぐ不安の中で

42
00:02:24,330 --> 00:02:27,170
yuragu fuan no naka de

43
00:02:27,170 --> 00:02:31,510
.حقیقتی نهفته که
اشک باران را نیز بند می‌آورد

44
00:02:27,170 --> 00:02:31,510
雨を遮る信実

45
00:02:27,170 --> 00:02:31,510
ame wo saegiru shinjitsu

46
00:02:31,510 --> 00:02:34,840
،هیچ کسی را یارای ربودنش نیست

47
00:02:31,510 --> 00:02:34,840
誰にも奪えやしない

48
00:02:31,510 --> 00:02:34,840
dare ni mo ubaeyashinai

49
00:02:34,840 --> 00:02:38,560
.غروری که در سرزمینمان خانه کرده

50
00:02:34,840 --> 00:02:38,560
同じ景色にひそんだプライド

51
00:02:34,840 --> 00:02:38,560
onaji keshiki ni hosonda puraido

52
00:02:38,560 --> 00:02:45,440
بی‌شک روزی به آرزوی خوش‌اقبالانه‌ام
.جامه‌ی حقیقت خواهم پوشاند

53
00:02:38,560 --> 00:02:45,440
いつかきっと叶う 今も見える希望 fortitude

54
00:02:38,560 --> 00:02:45,440
itsuka kitto kanau ima mo mieru kibou fortitude

55
00:02:45,440 --> 00:02:48,860
،کاستی‌هایمان را فراموش نمی‌کنیم

56
00:02:45,440 --> 00:02:48,860
弱さを捨てはしない

57
00:02:45,440 --> 00:02:48,860
yowasa wo sute wa shinai

58
00:02:48,860 --> 00:02:52,530
.این صحنه پیوسته برپاست

59
00:02:48,860 --> 00:02:52,530
俺達の消えないシーン

60
00:02:48,860 --> 00:02:52,530
oretachi no kienai shiin

61
00:02:52,530 --> 00:02:59,620
رویایی که در قلب شکست‌ناپذیرم دارم
.همچون خطی ممتد و بی‌انتها در تکاپوست

62
00:02:52,530 --> 00:02:59,620
不連続線の様に走る希望 unbreakable heart

63
00:02:52,530 --> 00:02:59,620
furenzokusen no youni hashiru kibou unbreakable heart

64
00:02:59,620 --> 00:03:03,120
.از همان نخست می‌دانستم پایانی نیست

65
00:03:03,120 --> 00:03:10,130
.عزمم را جزم کردم
و حال زمان برداشتن نخستین گام فرا رسیده

66
00:03:10,130 --> 00:03:16,310
.زمانش همین حالاست

67
00:03:18,880 --> 00:03:23,880
تهدید ارابه‌های جنگی

68
00:03:25,310 --> 00:03:27,320
استان های شین و وِی‏.‏

69
00:03:27,320 --> 00:03:30,970
در امتدادِ مرزهای آن دو پادشاهی
منطقه ای است که به آن رونگ یانگ میگویند‏.‏

70
00:03:28,340 --> 00:03:35,020
وِی

71
00:03:28,340 --> 00:03:35,020
شین

72
00:03:31,870 --> 00:03:37,230
بعنوانِ راهِ ورود به
استانِ وِی‏،‏ دارای موقعیت استراتژیکیِ مهمی میباشد‏.‏

73
00:03:33,890 --> 00:03:43,430
رونگ یانگ

74
00:03:38,040 --> 00:03:40,140
بالاخره بر سرِ این منطقه‏،‏

75
00:03:40,140 --> 00:03:43,430
آتشِ جنگ بینِ این دو کشور روشن شد‏.‏

76
00:03:44,320 --> 00:03:48,700
یاشیو

77
00:03:44,320 --> 00:03:48,700
قلعۀ وَن

78
00:03:44,320 --> 00:03:48,700
رونگ یانگ

79
00:03:44,730 --> 00:03:49,980
با داشتن یاشیو بعنوانِ مقرِ نیروهای نظامی‏،‏
ارتشِ شین تلاش میکند تا از سه مکان به رونگ یانگ حمله کند‏.‏

80
00:03:47,740 --> 00:03:52,030
بزرگترین فرماندۀ ارتشِ شین
بیائو گونگ

81
00:03:50,030 --> 00:03:56,450
قلعۀ ژی

82
00:03:50,520 --> 00:03:54,330
بر خلاف آنها‏،‏ فرماندۀ ارتشِ
وِی‏،‏ وو کینگ‏،‏ از قلعۀ ژی حمله میکند‏.‏

83
00:03:51,570 --> 00:03:56,450
یاشیو

84
00:03:51,570 --> 00:03:56,450
قلعۀ وَن

85
00:03:51,570 --> 00:03:56,750
رونگ یانگ

86
00:03:54,330 --> 00:03:58,580
با سرعتی زیاد‏،‏ استانِ
شین رو در حالتِ دفاعی قرار داد‏.‏

87
00:03:55,490 --> 00:04:03,750
بزرگترین فرماندۀ ارتشِ وِی
وو کینگ

88
00:04:00,400 --> 00:04:04,810
برای شین و دیگران در اولین جنگشون‏،‏

89
00:04:04,050 --> 00:04:10,150
یاشیو

90
00:04:04,050 --> 00:04:10,150
رونگ یانگ

91
00:04:04,810 --> 00:04:08,480
مسیرِ اونا از قلعۀ وَن به یاشیو تغییر کرد

92
00:04:08,480 --> 00:04:10,380
اونا بالاخره به مکانی
که برای جنگ انتخاب شده بود رسیدند‏،‏

93
00:04:10,010 --> 00:04:13,930
دشتِ شِگان

94
00:04:10,380 --> 00:04:13,370
دشتِ شِگان‏.‏

95
00:04:19,980 --> 00:04:23,940
ژنرالِ هزار مرد
فو هوشِن

96
00:04:22,460 --> 00:04:23,940
لشگرِ چهارم به خط شید‏!‏

97
00:04:24,210 --> 00:04:26,600
من ژنرالِ هزار مرد فو هوشین هستم‏!‏

98
00:04:26,600 --> 00:04:28,650
سازماندهی نیروها الان شروع میشه‏!‏

99
00:04:28,940 --> 00:04:31,040
همۀ ‏"‏ وو ها
‏"‏ تو یه خط قرار بگیرید‏!‏

100
00:04:31,620 --> 00:04:33,290
چه خبره‏.‏‏.‏‏.‏؟

101
00:04:33,290 --> 00:04:35,200
یعنی قرار نیست قلعه رو محاصره کنیم‏.‏‏.‏‏.‏؟

102
00:04:35,680 --> 00:04:37,950
زود باشید به خط شید‏،‏ عوضی ها‏!‏

103
00:04:38,250 --> 00:04:39,900
ژنرالِ هزار مرد‏،‏ لطفاً صبر کنید‏!‏

104
00:04:39,900 --> 00:04:41,940
واحدِ ما قرار بود به یاشیو بره‏،‏

105
00:04:41,940 --> 00:04:44,960
اما اینجا تو دشتِ
شِگان گزارش های مختلفی رو شنیدم‏.‏

106
00:04:45,260 --> 00:04:48,300
ارتشِ شین دیگه نمیخواد به رونگ یانگ حمله کنه؟

107
00:04:48,300 --> 00:04:51,220
لزومی نداره یه سربازِ
عادی دربارۀ تمامِ نقشه چیزی بدونه‏!‏

108
00:04:51,540 --> 00:04:54,930
تنها چیزی که لازمه
بدونید اطاعت کردن از دستوراتِ افسرانِ ارشدتونِ‏!‏

109
00:04:54,930 --> 00:04:56,590
ا‏-‏اما ما‏.‏‏.‏‏.‏

110
00:04:57,790 --> 00:04:58,730
دست نگه دار‏!‏

111
00:05:00,110 --> 00:05:02,770
تو این شرایطِ گیج کننده و تغییرِ نقشۀ جنگ‏،‏

112
00:05:02,770 --> 00:05:05,670
باید شرایط و برای
سرباز های عادی هم توضیح بدیم‏.‏

113
00:05:05,670 --> 00:05:09,500
اون‏.‏‏.‏‏.‏همون ژنرالِ هزار مردیِ که چند روزِ پیش دیدیم؟

114
00:05:09,500 --> 00:05:10,490
بی‏.‏‏.‏‏.‏

115
00:05:10,770 --> 00:05:12,730
تازه وارد‏،‏ دخالت نکن‏!‏

116
00:05:12,730 --> 00:05:14,730
این ربطی به تجربۀ من نداره‏!‏

117
00:05:14,730 --> 00:05:17,700
بهتره بعنوانِ ژنرال بی
پرده در موردِ این موضوع صحبت کنیم‏.‏

118
00:05:17,700 --> 00:05:18,600
چـی‏!‏؟

119
00:05:19,040 --> 00:05:21,450
لازم نیست اینقدر عصبانی بشید‏.‏

120
00:05:21,450 --> 00:05:23,250
جلویِ سرباز ها‏،‏ شرم آوره‏.‏

121
00:05:23,380 --> 00:05:24,710
دهنتو ببند‏،‏ شانگ لو‏.‏

122
00:05:24,710 --> 00:05:26,160
الان دارم با اون حرف میزنم‏!‏

123
00:05:26,160 --> 00:05:27,800
نمیتونم این کار و بکنم‏.‏

124
00:05:26,750 --> 00:05:31,720
ژنرالِ هزار مرد
شانگ لو

125
00:05:27,800 --> 00:05:29,560
این شخص دوستِ دورانِ بچِگیِ منه‏.‏

126
00:05:29,560 --> 00:05:32,310
معمولاً صحبت های دو نفر رو دیگران هم میشنون‏.‏

127
00:05:33,520 --> 00:05:34,200
هـی‏.‏

128
00:05:35,010 --> 00:05:37,350
اگه مسخره بازی در بیارید‏،‏ هر دوتا تونُ میکشم‏.‏

129
00:05:42,000 --> 00:05:45,520
بخاطرِ بی احتیاطی ما ارتشِ
وِی از رونگ یانگ بهمون حمله کرد‏!‏

130
00:05:46,160 --> 00:05:50,760
در پاسخ به اون‏،‏ ما ارتشِ
اصلی مون رو به دشتِ شِگان حرکت دادیم‏!‏

131
00:05:51,440 --> 00:05:54,740
دیروز هر دو ارتش با
هم روبرو شدن و شروع به مبارزه کردند‏!‏

132
00:05:55,360 --> 00:05:59,350
لشگرِ سوم‏،‏ پنجم و شِشم هنوز به دشت نرسیدن‏.‏

133
00:05:59,350 --> 00:06:01,750
ارتشِ ما از لحاظِ تعداد نسبت
به ارتشِ دشمن در وضعیت بدی قرار داره‏!‏

134
00:06:02,700 --> 00:06:05,990
و از اونجایی که ارتشِ
وِی قبل از ما به اون تپه رسیده‏،‏

135
00:06:03,630 --> 00:06:09,570
با توجه به میدانِ جنگ و نحوۀ
سازماندهی نیروها‏،‏ ما کاملاً در شرایطِ بدی قرار داریم‏!‏

136
00:06:10,000 --> 00:06:12,800
تنها راهی که میتونیم پیروز
بشیم اینِ که اون تپه رو تصرف کنیم‏!‏

137
00:06:13,310 --> 00:06:17,410
لشگرِ دوم الان داره مبارزه میکنه‏،‏
اما همینطور که دارید میبینید این جنگِ سختیه‏!‏

138
00:06:17,410 --> 00:06:19,310
نیروهای کمکی ـمون منتظر هستن‏!‏

139
00:06:19,600 --> 00:06:23,550
ما‏،‏ لشگرِ چهارم‏،‏ بعد از
سازماندهیِ واحدها به کمکِ لشگرِ دوم میریم

140
00:06:23,550 --> 00:06:26,380
و تپه رو تحتِ
هر شرایطی به تصرفِ خودمون در میاریم‏!‏

141
00:06:26,380 --> 00:06:28,560
این کُلِ شرایطِ الان بود‏!‏

142
00:06:28,890 --> 00:06:30,550
پس فقط باید تپه رو تصرف کنیم؟

143
00:06:30,550 --> 00:06:32,330
خوبه‏،‏ به اندازۀ کافی قابلِ فهم بود‏.‏

144
00:06:32,990 --> 00:06:37,280
سربازانِ استانِ بزرگِ شین
مردان شجاعی هستن تمامِ چین ازشون میترسن‏.‏

145
00:06:37,970 --> 00:06:39,880
برای ریختنِ خون تردید نکنید‏!‏

146
00:06:39,880 --> 00:06:41,330
برای کشتن تردید نکنید‏!‏

147
00:06:41,710 --> 00:06:45,540
تا زمانی که نیرو در
بدنتون دارید‏،‏ همشونُ ببرید و ببرید و ببرید‏!‏

148
00:06:46,140 --> 00:06:49,160
دشتُ با خونِ سربازانِ وِی قرمز کنید‏!‏

149
00:06:49,160 --> 00:06:51,190
آقایون‏،‏ برای همتون آرزوی موفقیت در جنگ رو میکنم‏!‏

150
00:06:59,280 --> 00:07:02,800
لشگرِ چهارم‏،‏ فو هوشن‏،‏ به خط شید‏!‏

151
00:06:59,800 --> 00:07:00,350
( پرچمِ = شین)

152
00:07:09,420 --> 00:07:10,770
بینِ این همه آدم‏.‏‏.‏‏.‏

153
00:07:11,310 --> 00:07:14,690
گیرِ عجب ژنرالِ ترسناکی افتادیم‏.‏‏.‏‏.‏؟

154
00:07:15,110 --> 00:07:18,680
شنیدم اون افراد و
ترغیب به جنگ های بیرحمانه میکنه‏.‏‏.‏‏.‏

155
00:07:18,680 --> 00:07:20,240
از همه بدتر‏.‏‏.‏‏.‏

156
00:07:23,770 --> 00:07:26,430
ما اومدیم‏.‏‏.‏‏.‏تو خطِ جلو‏.‏‏.‏‏.‏

157
00:07:33,420 --> 00:07:36,590
حالا قراره وارد اون آشفته بازار بشیم‏!‏؟

158
00:07:40,040 --> 00:07:41,600
داداش‏!‏

159
00:07:42,880 --> 00:07:44,640
عجب آدمایِ رقت انگیزی‏.‏‏.‏‏.‏

160
00:07:45,000 --> 00:07:49,220
اما مثلِ همیشه‏،‏ نمیتونم فقط همینجا منتظر بمونم‏.‏

161
00:07:49,220 --> 00:07:50,400
دقیقاً‏!‏

162
00:07:51,220 --> 00:07:55,450
بیشتر افراد پیشتاز تو همون
برخورد اول صف ها با همدیگه کشته میشن‏.‏

163
00:07:56,400 --> 00:07:59,800
بهتره تمام تلاشمونُ بکنیم و ازشون عبور کنیم‏.‏

164
00:07:59,800 --> 00:08:01,450
فایده ای نداره‏،‏ ووچانگ‏.‏‏.‏‏.‏

165
00:08:01,450 --> 00:08:03,640
حتی اگه بتونیم از موج اول هم عبور کنیم‏،‏

166
00:08:03,640 --> 00:08:06,330
آدمای ضعیفی مثلِ ما تو اون غوغا میمیرن‏.‏‏.‏‏.‏

167
00:08:06,680 --> 00:08:07,850
مشکلی پیش نمیاد‏.‏

168
00:08:07,850 --> 00:08:11,730
حتی اگه غوغا هم بشه
که خیلی کمه‏،‏ تجربۀ من کمک ـمون میکنه‏.‏

169
00:08:11,730 --> 00:08:12,670
تجربه؟

170
00:08:13,100 --> 00:08:13,750
بله‏.‏

171
00:08:14,400 --> 00:08:17,490
همیشه میگن ‏"‏ وو ‏"‏
که من تشکیل میدم خیلی ضعیفه‏،‏ اما‏.‏‏.‏‏.‏

172
00:08:18,570 --> 00:08:20,890
حتی یک نفر هم توش نمرده‏.‏

173
00:08:20,890 --> 00:08:22,090
حتی یک نفر‏!‏؟

174
00:08:22,090 --> 00:08:22,890
بله‏.‏

175
00:08:23,220 --> 00:08:26,080
افراد ضعیف روشِ خودشونُ برای مبارزه کردن دارن‏.‏

176
00:08:26,080 --> 00:08:28,080
هر پنج نفرمون نباید بیشتر
از دَه قدم از همدیگه جدا بشیم‏،‏

177
00:08:28,080 --> 00:08:31,440
همیشه هوای پشتِ همدیگر و
داشته باشید‏،‏ و نقطۀ کور همدیگرو پوشش بدید‏.‏

178
00:08:32,430 --> 00:08:34,750
ما هر پنج نفرمون
هم حمله میکنیم هم دفاع میکنیم‏.‏

179
00:08:35,380 --> 00:08:38,580
حتی در مقابل یک حریف
مجروح هم باز هر پنج نفرمون حمله میکنیم‏.‏

180
00:08:39,390 --> 00:08:42,520
این نشانۀ ترسو بودن نیست‏،‏ این یعنی استراتژی‏.‏

181
00:08:43,880 --> 00:08:45,430
پنج نفرمون یک بدن هستیم‏.‏

182
00:08:45,430 --> 00:08:48,610
بخاطرِ پیوندِ ‏"‏ وو ‏"‏ زنده میمونیم‏.‏

183
00:08:48,610 --> 00:08:50,250
پنج نفر بعنوانِ یک بدن‏.‏‏.‏‏.‏

184
00:08:50,250 --> 00:08:51,880
پیوندِ ‏"‏ وو ‏"‏‏.‏‏.‏‏.‏

185
00:08:51,880 --> 00:08:52,870
که اینطور‏.‏

186
00:08:55,030 --> 00:08:57,220
گفتم چرا حسِ عجیبی دارم‏.‏

187
00:08:57,220 --> 00:09:00,600
فکر کنم بخاطر اینِ که جلوی خطوط هستم
احساس میکنم دارم یه ارتشِ بزرگ رو رهبری میکنم‏.‏

188
00:09:02,890 --> 00:09:05,310
تو همچین موقعیتی‏،‏ مگه خر شدی‏!‏؟

189
00:09:05,310 --> 00:09:09,480
که اینطور‏،‏ پس ژنرال بودن یه همچین حسی داره‏.‏‏.‏‏.‏

190
00:09:10,890 --> 00:09:15,230
ت‏-‏تو همچین موقعیتی‏.‏‏.‏‏.‏نمیترسی‏.‏‏.‏‏.‏؟

191
00:09:15,920 --> 00:09:17,040
ترس؟

192
00:09:17,660 --> 00:09:22,860
نه‏.‏‏.‏‏.‏من همیشه منتظر همچین لحظه ای بودم‏.‏‏.‏‏.‏

193
00:09:24,890 --> 00:09:26,060
شین‏.‏‏.‏‏.‏؟

194
00:09:31,440 --> 00:09:32,520
ا‏-‏اون چی بود‏!‏؟

195
00:09:32,520 --> 00:09:34,580
دارن دستورِ حمله میدن‏!‏

196
00:09:34,580 --> 00:09:36,250
خوب تمرکز کنید که نخورید زمین

197
00:09:36,250 --> 00:09:38,000
وگرنه تا حدِ مرگ
بوسیلۀ افراد خودمون لگد مال میشید‏!‏

198
00:09:38,810 --> 00:09:40,140
د‏-‏داره شروع میشه‏.‏‏.‏‏.‏

199
00:09:40,140 --> 00:09:43,160
لعنتی‏!‏ قراره این کار
و بکنیم‏!‏ قراره این کار و بکنیم‏!‏

200
00:09:44,470 --> 00:09:46,380
<i>بالاخره داره شروع میشه‏.‏‏.‏‏.‏</i>

201
00:09:46,380 --> 00:09:48,380
<i>داری تماشا میکنی‏،‏ شو‏.‏‏.‏‏.‏؟ </i>

202
00:09:49,180 --> 00:09:50,390
همۀ واحد ها در موقعیت خودشون قرار بگیرن‏!‏

203
00:09:53,890 --> 00:09:57,560
<i>و‏.‏‏.‏‏.‏منتظرم باش‏.‏‏.‏‏.‏سی‏!‏</i>

204
00:10:01,240 --> 00:10:04,010
همۀ واحد ها‏،‏ حــمــلــه‏!‏

205
00:10:09,700 --> 00:10:11,240
هـی‏،‏ اونجا رو‏!‏

206
00:10:13,210 --> 00:10:14,670
( پرچمِ = وِی )

207
00:10:16,080 --> 00:10:17,670
میدونستم که اینجان‏!‏

208
00:10:17,930 --> 00:10:19,400
این آرایشِ نظامیِ صخره ـست‏!‏

209
00:10:19,760 --> 00:10:22,160
شما ها باید از روی
جسد افرادی که تو خطِ جلو هستن بپرید

210
00:10:22,160 --> 00:10:23,920
تا بتونید از اون دیوار عبور کنید‏!‏

211
00:10:23,920 --> 00:10:26,720
وگرنه بخاطر هر دو
طرفِ جلو و پشت له میشیم‏!‏

212
00:10:30,080 --> 00:10:30,880
شین‏!‏؟

213
00:10:30,880 --> 00:10:31,670
داری چیکار میکنی‏!‏؟

214
00:10:31,670 --> 00:10:32,580
شین‏-‏کون‏!‏

215
00:10:33,120 --> 00:10:34,790
یه بچه ای داره میاد‏!‏

216
00:10:34,790 --> 00:10:36,880
بکشیدش‏!‏ بکشیدش‏!‏

217
00:10:49,970 --> 00:10:52,630
بکشیدش‏!‏

218
00:10:59,190 --> 00:11:01,130
داره همینطور پیشروی میکنه‏!‏

219
00:11:03,560 --> 00:11:04,480
داداش‏!‏

220
00:11:08,580 --> 00:11:09,430
شین‏!‏

221
00:11:10,110 --> 00:11:11,270
اون قسمت باز شده‏!‏

222
00:11:11,270 --> 00:11:12,440
یه حفره تو دیوار ایجاد شده‏!‏

223
00:11:12,440 --> 00:11:13,220
باز شده‏!‏

224
00:11:14,580 --> 00:11:15,480
بیایید‏!‏

225
00:11:24,150 --> 00:11:25,300
داداش‏!‏

226
00:11:25,300 --> 00:11:25,930
دائو‏!‏

227
00:11:27,670 --> 00:11:28,910
ووچانگ‏!‏

228
00:11:28,910 --> 00:11:30,310
شما دوتا‏،‏ حالا‏!‏

229
00:11:31,090 --> 00:11:33,460
ترسو ها‏!‏

230
00:11:33,460 --> 00:11:36,250
خفه شو‏!‏ ‏"‏ وو‏"‏ ـیِ ما اینطوری مبارزه میکنه‏!‏

231
00:11:43,870 --> 00:11:44,950
<i>چی شده‏.‏‏.‏‏.‏؟</i>

232
00:11:44,950 --> 00:11:47,130
<i>خیلی هیجان زده اَم‏.‏</i>

233
00:11:47,930 --> 00:11:50,020
<i>یعنی بخاطرِ اینکه این اولین جنگمه؟</i>

234
00:11:50,020 --> 00:11:52,640
<i>نه‏.‏‏.‏‏.‏این تنها دلیلش نیست‏.‏</i>

235
00:11:53,200 --> 00:11:55,360
<i>بدنم سنگین تر از همیشه شده‏.‏‏.‏‏.‏</i>

236
00:11:55,360 --> 00:11:57,610
<i>نه‏،‏ جوِ که سنگین تر شده‏.‏‏.‏‏.‏</i>

237
00:11:58,130 --> 00:11:59,950
<i>پس این میدانِ جنگِ‏!‏؟</i>

238
00:12:02,190 --> 00:12:03,860
همچین چیز مهمی نیست‏!‏

239
00:12:05,990 --> 00:12:08,280
وِی فکر میکرد آرایشِ نظامی صخره ـش خیلی عالیه‏.‏‏.‏‏.‏

240
00:12:09,310 --> 00:12:11,990
اما با راهی که شین باز کرد

241
00:12:11,990 --> 00:12:14,440
هجومِ سیلِ سربازان بدونِ توقف ادامه پیدا کرد

242
00:12:14,450 --> 00:12:18,290
و جریانِ آغازِ نبرد
کاملاً  به نفعِ ارتشِ شین شد‏.‏

243
00:12:18,290 --> 00:12:21,290
جانشینِ فرماندۀ ارتشِ وِی
گونگ یوان

244
00:12:18,960 --> 00:12:20,370
یا اینطور بنظر میرسید‏.‏

245
00:12:21,290 --> 00:12:22,260
شین‏!‏

246
00:12:23,590 --> 00:12:24,860
حالت خوبه‏!‏؟

247
00:12:26,050 --> 00:12:27,490
پس زنده موندی‏،‏ وِی پینگ؟

248
00:12:27,490 --> 00:12:31,640
رو آب بخندی‏!‏ خودت تنهایی یهو بهشون حمله کردی‏!‏

249
00:12:31,640 --> 00:12:32,300
داداش‏.‏‏.‏‏.‏

250
00:12:32,830 --> 00:12:35,380
مگه نشنیدی ووچانگ چی بهمون گفت‏!‏؟

251
00:12:35,380 --> 00:12:36,950
در بارۀ پیوندِ ‏"‏ وو ‏"‏‏.‏‏.‏‏.‏

252
00:12:36,950 --> 00:12:39,250
وِی پینگ‏،‏ اشکالی نداره‏.‏

253
00:12:39,250 --> 00:12:40,060
ووچانگ‏.‏‏.‏‏.‏

254
00:12:40,360 --> 00:12:42,970
اگه تنهایی بهشون حمله نمیکرد‏،‏

255
00:12:42,970 --> 00:12:46,070
ممکن بود در اثر ضربۀ خطوط جلو کشته بشیم‏.‏

256
00:12:46,650 --> 00:12:49,370
اون هرکاری میتونست برای دیگران انجام داد‏.‏

257
00:12:49,370 --> 00:12:51,990
درضمن استراتژی نبردِ ‏"‏ وو ‏"‏ خیلی عالی بود‏.‏

258
00:12:51,990 --> 00:12:52,730
راستی‏.‏‏.‏‏.‏

259
00:12:54,240 --> 00:12:56,170
یه صدایی نمیشنوی؟

260
00:12:56,920 --> 00:12:59,040
انگار زمین داره میلرزه‏.‏‏.‏‏.‏

261
00:12:59,040 --> 00:13:01,220
ارتشِ وِی کجاست؟

262
00:13:01,220 --> 00:13:03,580
لعنتی‏!‏ با این همه
گرد و خاک نمیتونم بفهمم کجان‏.‏

263
00:13:05,410 --> 00:13:07,090
همتون‏،‏ لطفاً مواظب باشید‏!‏

264
00:13:07,760 --> 00:13:08,570
این‏.‏‏.‏‏.‏

265
00:13:26,680 --> 00:13:27,990
ا‏-‏این دیگه چیه؟

266
00:13:29,260 --> 00:13:30,360
ارابه های جنگی‏!‏

267
00:13:30,790 --> 00:13:33,990
این یه واحدِ زره
پوشِ که تو کُلِ چین قویترینِ‏!‏

268
00:13:34,350 --> 00:13:36,280
باورم نمیشه اینقدر زود اونا رو فرستادن‏!‏

269
00:13:38,330 --> 00:13:40,810
<i>اگه اون اسب های وحشی همینطور به سمتمون بیان‏.‏‏.‏‏.‏</i>

270
00:13:40,810 --> 00:13:41,960
<i>دخلمون اومده‏!‏</i>

271
00:13:43,070 --> 00:13:46,650
<i>با حملۀ اونا از شیب‏،‏
اینطوری برتری خیلی زیادی از بالا دارن‏!‏</i>

272
00:13:47,530 --> 00:13:51,180
<i>اگه شکست بخوریم‏،‏ طعمۀ اون چرخ ها میشیم‏.‏</i>

273
00:13:52,170 --> 00:13:53,680
<i>هیچ راهی نداریم که ازشون عبور کنیم‏!‏</i>

274
00:13:55,410 --> 00:13:56,880
همینطور ماتتون نبره‏!‏

275
00:14:04,560 --> 00:14:05,820
آخ‏.‏‏.‏‏.‏

276
00:14:06,540 --> 00:14:07,510
حالت خوبه؟

277
00:14:07,510 --> 00:14:08,770
جونمونُ نجات دادی‏.‏‏.‏‏.‏

278
00:14:08,770 --> 00:14:11,150
زود باش‏،‏ بلند شو‏.‏ آخ‏.‏‏.‏‏.‏

279
00:14:12,020 --> 00:14:14,840
لعنتی‏!‏ اونا خیلی به خودشون مغرورن‏!‏

280
00:14:15,350 --> 00:14:18,330
دیگه صدایی نمیاد‏،‏ یعنی تموم شده؟

281
00:14:19,100 --> 00:14:23,440
نصفی‏.‏‏.‏‏.‏نه‏،‏ بیشتر افراد کشته شدن‏!‏ لعنتی‏.‏‏.‏‏.‏

282
00:14:23,870 --> 00:14:26,440
درضمن حملۀ اصلی هنوز صورت نگرفته‏.‏

283
00:14:27,610 --> 00:14:32,120
شنیدم موجِ دومش ‏،‏
حملۀ اصلیِ سپاه ارابه هایِ جنگیِ وِی‏.‏

284
00:14:32,120 --> 00:14:35,990
مطمئناً ارتش ـشون اونقدر
بزرگه که جایی برای فرار کردن نداریم‏.‏‏.‏‏.‏

285
00:14:35,990 --> 00:14:37,640
غ‏-‏غیره ممکنه‏.‏‏.‏‏.‏

286
00:14:39,900 --> 00:14:41,430
اونا دارن میان‏!‏

287
00:14:41,430 --> 00:14:43,160
اونا‏.‏‏.‏‏.‏همشون ارابه های جنگی هستن‏!‏؟

288
00:14:43,160 --> 00:14:45,750
ب‏-‏ب‏-‏ب‏-‏باید چیکار کنیم‏.‏‏.‏‏.‏

289
00:14:46,790 --> 00:14:48,270
باید چیکار کنیم‏!‏؟

290
00:14:48,270 --> 00:14:49,000
لعنتی‏!‏

291
00:14:50,030 --> 00:14:51,110
من یه نقشه ای دارم‏.‏

292
00:14:56,750 --> 00:14:57,510
تو‏.‏‏.‏‏.‏

293
00:15:06,100 --> 00:15:07,810
تو هنوز زنده ای‏!‏؟

294
00:15:07,810 --> 00:15:09,700
اصلاً نتونستم ردی ازت پیدا کنم‏.‏‏.‏‏.‏

295
00:15:09,700 --> 00:15:13,130
به هر حال‏،‏ منظورت از نقشه چیه؟ کینگ لی‏-‏کون‏!‏؟

296
00:15:13,540 --> 00:15:14,980
یه دیوارۀ دفاعی درست میکنیم‏.‏

297
00:15:18,200 --> 00:15:19,500
اجسادُ رو همدیگه بزارید‏.‏

298
00:15:20,540 --> 00:15:21,990
ا‏-‏اجساد؟

299
00:15:21,990 --> 00:15:22,950
رو همدیگه بزاریم؟

300
00:15:24,100 --> 00:15:25,250
که اینطور‏.‏

301
00:15:28,000 --> 00:15:29,290
پِی‏-‏سان‏.‏‏.‏‏.‏

302
00:15:29,290 --> 00:15:31,130
ایدۀ بدی نیست‏.‏

303
00:15:31,770 --> 00:15:33,640
شما ها هم کمک میکنید‏!‏؟

304
00:15:33,640 --> 00:15:35,410
تا میتونید سپر و نیزه جمع کنید‏!‏

305
00:15:43,370 --> 00:15:45,080
بکشید‏!‏ بکشید‏!‏

306
00:15:45,080 --> 00:15:49,070
تا آخرین نفرِ اون سگایِ
شین رو مثلِ یه تیکه گوشت ببرید‏!‏

307
00:15:54,810 --> 00:15:55,960
یه سگِ کوچولو اونجاست‏!‏

308
00:15:56,330 --> 00:15:59,370
برید دنبالش‏!‏ تیکه تیکه ـش کنید‏!‏

309
00:16:12,260 --> 00:16:13,740
این دیگه چیه‏!‏؟

310
00:16:13,740 --> 00:16:16,360
فکر کردن میتونن جلویِ ارابه
هایِ جنگی رو با همچین چیزی بگیرن‏!‏؟

311
00:16:16,720 --> 00:16:18,880
چطوره امتحان کنید‏،‏ احمقایِ عوضی‏!‏

312
00:16:18,880 --> 00:16:20,610
شین‏-‏کون‏،‏ سرتُ بیار پایین‏!‏

313
00:16:20,770 --> 00:16:22,670
بمیر‏!‏

314
00:16:27,550 --> 00:16:28,770
ازمون اجتناب کردن‏!‏

315
00:16:28,770 --> 00:16:29,870
بچه ها حالتون خوبه‏!‏؟

316
00:16:30,170 --> 00:16:31,250
ما خوبیم‏!‏

317
00:16:31,250 --> 00:16:32,360
فقط بهمون یه خراش انداختن‏!‏

318
00:16:33,210 --> 00:16:35,500
بقشون هم دارن ازمون اجتناب میکنن‏!‏

319
00:16:35,830 --> 00:16:39,970
خیلی خُب‏!‏ تا وقتی
که اینجاییم‏،‏ اونا نمیتونن کاری بکنن‏!‏

320
00:16:39,970 --> 00:16:41,480
موفق شدی‏،‏ کینگ لِی‏!‏

321
00:16:41,480 --> 00:16:42,970
همش بخاطرِ توئه‏!‏

322
00:16:42,970 --> 00:16:45,510
صبرکنید‏،‏ بعضی هاشون دارن بر میگردن‏!‏

323
00:16:45,850 --> 00:16:46,930
دارن دور میزنن‏!‏؟

324
00:16:48,350 --> 00:16:49,800
هدفشون ماییم‏!‏

325
00:16:49,800 --> 00:16:52,390
اوه‏!‏ اگه از پشت بهمون حمله کنن دیواری نداریم‏.‏‏.‏‏.‏

326
00:16:52,390 --> 00:16:56,400
احمق‏!‏ تا وقتی که
واحدِ اصلی داره عبور میکنه برنمیگردن‏!‏

327
00:16:56,400 --> 00:16:58,430
فعلاً به جلوتون تمرکز کنید‏!‏

328
00:17:00,790 --> 00:17:02,210
نیزه دارا دارن میان‏!‏

329
00:17:07,100 --> 00:17:08,590
نزدیک بودا‏!‏

330
00:17:11,270 --> 00:17:14,420
لعنتی‏!‏ اینگ‏!‏ تحمل کن‏!‏ هـی‏!‏

331
00:17:15,030 --> 00:17:16,880
لــعــنــتــی‏!‏

332
00:17:17,170 --> 00:17:18,140
لعنتی‏!‏

333
00:17:18,880 --> 00:17:20,710
سرعتِ ارابه هایِ جنگی کم شده‏.‏

334
00:17:21,880 --> 00:17:24,430
بخاطرِ موانع‏.‏‏.‏‏.‏و دیوارۀ دفاعیمونه‏.‏

335
00:17:25,010 --> 00:17:26,390
حالا میتونن ما رو هدف قرار بدن‏.‏

336
00:17:32,420 --> 00:17:33,530
اونا برگشتن‏!‏

337
00:17:33,530 --> 00:17:34,660
نترسید‏!‏

338
00:17:34,660 --> 00:17:36,420
فقط یکم دیگه تحمل
کنید از واحدِ اصلی عبور میکنیم‏!‏

339
00:17:37,270 --> 00:17:38,800
وِی پینگ‏،‏ اینو بگیر‏!‏

340
00:17:39,640 --> 00:17:40,810
میخوای چیکار کنی؟

341
00:17:41,220 --> 00:17:42,950
شین‏-‏کون‏!‏ ارابه های جنگی دارن میان‏!‏

342
00:17:43,380 --> 00:17:44,950
سرتُ بیار پایین‏!‏

343
00:17:45,120 --> 00:17:47,370
منو دستِ کم نگیرید‏،‏ عوضی ها‏!‏

344
00:17:47,370 --> 00:17:48,200
شین‏!‏؟

345
00:17:59,220 --> 00:18:00,100
اون موفق شد‏!‏

346
00:18:00,100 --> 00:18:01,200
هنوز هم زنده ـست‏!‏

347
00:18:01,200 --> 00:18:04,180
این انتقامِ اینگ بود‏،‏ عوضی ها‏!‏

348
00:18:04,180 --> 00:18:05,300
بمیرید‏!‏

349
00:18:07,730 --> 00:18:08,520
این‏.‏‏.‏‏.‏

350
00:18:08,520 --> 00:18:09,600
خیلی خُب‏!‏

351
00:18:09,600 --> 00:18:11,740
ما ارابۀ جنگیِ وِی رو شکست دادیم‏!‏

352
00:18:11,740 --> 00:18:12,940
ما موفق شدیم‏!‏

353
00:18:12,940 --> 00:18:13,680
هیجان زده نشید‏!‏

354
00:18:14,770 --> 00:18:16,810
یه واحدِ دیگه دور
زده داره به این سمت میاد‏.‏

355
00:18:21,370 --> 00:18:23,210
اونا مسیرشونُ به سمتِ ما تغییر دادن‏.‏‏.‏‏.‏

356
00:18:23,210 --> 00:18:26,750
یعنی واقعاً نمیخوان بزارن یکی از ماها زنده بمونه؟

357
00:18:26,750 --> 00:18:30,240
لعنتی‏!‏ دیواره های دفاعیمون
فقط به دردِ حمله های روبرو میخوره‏!‏

358
00:18:30,240 --> 00:18:32,110
پس یعنی به هر حال باید بمیریم؟

359
00:18:32,110 --> 00:18:34,250
پس واحدِ سواره نظام ـمون داره چه غلطی میکنه‏!‏؟

360
00:18:34,410 --> 00:18:36,800
یعنی ما رو رها کردن‏!‏؟

361
00:18:37,770 --> 00:18:40,610
از اولش هم نباید انتظار همچین چیزی رو میداشتید‏!‏

362
00:18:41,890 --> 00:18:44,730
خودتون باید برای زنده موندن تلاش کنید‏!‏

363
00:18:44,730 --> 00:18:45,930
فقط همین‏!‏

364
00:18:45,930 --> 00:18:47,470
داری چیکار میکنی؟

365
00:18:47,910 --> 00:18:49,580
بچه‏،‏ تو میتونی سوارِ اسب بشی‏!‏؟

366
00:18:50,390 --> 00:18:51,540
آره‏،‏ یه جورایی‏.‏

367
00:18:51,540 --> 00:18:53,270
بگذریم‏،‏ همگی خوب گوش کنید‏!‏

368
00:18:53,610 --> 00:18:57,040
اگه میخواییم زنده بمونیم‏،‏ تنها راهِ حلمون
اینِ که با اون ارابه هایِ جنگی مبارزه کنیم‏!‏

369
00:18:57,040 --> 00:18:58,970
اما چطوری با اونا بجنگیم‏!‏؟

370
00:18:58,970 --> 00:18:59,670
من از کجا بدونم‏!‏؟

371
00:19:00,710 --> 00:19:02,440
نمیدونم چطوری‏،‏

372
00:19:02,440 --> 00:19:04,530
اگه الان محکم نباشیم‏،‏ نمیتونیم موفق بشیم‏!‏

373
00:19:05,010 --> 00:19:06,990
من براتو زمان تهیه میکنم‏!‏

374
00:19:07,560 --> 00:19:10,650
همتون تا اونجایی که میتونید دیواره
هایِ دفاعی رو گسترش بدید تا بتونیم پناه بگیریم‏!‏

375
00:19:10,650 --> 00:19:11,950
فعلاً اول همین کار و میکنیم‏!‏

376
00:19:11,950 --> 00:19:14,540
یه لحظه صبر کن‏!‏ منظورت این نیست که‏.‏‏.‏‏.‏

377
00:19:14,770 --> 00:19:17,540
میخوای تنهایی به اون ارابه های جنگی حمله کنی‏!‏؟

378
00:19:17,540 --> 00:19:19,210
نگران نباش‏.‏

379
00:19:19,210 --> 00:19:20,790
برای مردن که نمیخوام برم اونجا‏!‏

380
00:19:20,790 --> 00:19:23,200
ما میخواییم تو این جنگ پیروز بشیم‏!‏

381
00:19:26,040 --> 00:19:27,320
خُب‏،‏ عجله کنید‏!‏

382
00:19:27,320 --> 00:19:29,180
باید از افرادِ ‏"‏
وو ‏"‏ هایِ دیگه هم کمک بگیریم‏!‏

383
00:19:29,420 --> 00:19:30,250
بسیار خُب‏!‏

384
00:19:30,250 --> 00:19:32,010
برید نیزه و سپرِ بیشتری بیارید‏!‏

385
00:19:32,010 --> 00:19:34,370
باید تا اونجایی که میتونیم دیوار و بزرگتر کنیم‏!‏

386
00:19:34,370 --> 00:19:35,950
از همتون ممنونم‏!‏

387
00:19:37,570 --> 00:19:40,410
<i>شین‏.‏‏.‏‏.‏تو خارق العاده ای‏.‏</i>

388
00:19:41,440 --> 00:19:44,940
( پرچمِ = شین )

389
00:19:42,850 --> 00:19:44,710
چه اتفاقی برای خطوطِ اول افتاده‏!‏؟

390
00:19:45,170 --> 00:19:47,760
با این همه شنی
که تو هواست نمیتونم چیزی ببینم‏!‏

391
00:19:48,890 --> 00:19:50,550
هنوز دستورِ حمله نیومده‏!‏؟

392
00:19:50,550 --> 00:19:52,290
اونا هنوز پرچمِ حالتِ انتظار و بالا نگه داشتن‏!‏

393
00:19:54,040 --> 00:19:57,310
زمانی که شین و
دیگران و پیاده نظامِ لشگرِ چهارم‏،‏

394
00:19:57,310 --> 00:20:00,170
با پیاده نظام وِی و
ارابه های جنگی آنها به شدت مبارزه میکردند

395
00:20:00,990 --> 00:20:05,670
هیچ کدام از سواره نظامِ استانِ شین حرکتی نکردند‏.‏

396
00:20:07,400 --> 00:20:09,480
به دلیلِ عدمِ دیدی که
ابرهای شن و ماسه ایجاد کرده بودند‏،‏

397
00:20:09,480 --> 00:20:16,870
اما دلیلِ اصلی این بود که دستورِ حمله
از طرفِ لشگرِ اصلیِ ژنرال بیائو گونگ صادر نشده بود‏.‏

398
00:20:19,100 --> 00:20:22,080
میریم وضعیتِ خطوطِ جلو رو چک کنیم‏!‏

399
00:20:22,080 --> 00:20:22,980
صبرکن‏!‏

400
00:20:23,430 --> 00:20:25,660
این در حوزۀ اختیاراتِ تو نیست که تصمیم بگیری‏.‏

401
00:20:25,660 --> 00:20:27,300
به دلخواهِ خودت پستتُ ترک نکن‏!‏

402
00:20:28,400 --> 00:20:29,450
فو هوشِن‏.‏‏.‏‏.‏

403
00:20:29,890 --> 00:20:31,450
این دستور مزخرفه‏.‏

404
00:20:31,450 --> 00:20:34,000
شاید مشکلی برای علامت دادن پیش اومده‏.‏

405
00:20:34,000 --> 00:20:35,340
این وظیفۀ تو نیست که تصمیم بگیری‏.‏

406
00:20:35,340 --> 00:20:37,830
همه چی طبقِ نقشۀ ژنرال بیائو پیش میره‏.‏

407
00:20:37,830 --> 00:20:39,240
و اون نقشه چیه‏!‏؟

408
00:20:39,240 --> 00:20:40,870
میخوایید بزارید سرباز هامون همینطوری بمیرن‏!‏؟

409
00:20:40,870 --> 00:20:41,470
هـی‏.‏

410
00:20:42,780 --> 00:20:46,750
برای این تو این جنگ شرکت
کردی که سرباز های پیاده نظام رو نجات بدی؟

411
00:20:47,330 --> 00:20:51,320
یا برای این اومدی
که علیه ارتشِ وِی پیروز بشی؟

412
00:20:53,120 --> 00:20:54,340
کدوم یکیش‏!‏؟

413
00:20:59,710 --> 00:21:01,870
خرگوش کوچولو‏،‏ همینطوری فرار کن‏!‏

414
00:21:01,870 --> 00:21:03,870
سمتِ چپ‏!‏ از سمتِ چپ بزنیدش‏!‏

415
00:21:05,160 --> 00:21:07,660
<i>این عوضی ها زیادی
دارن به خوش شانسی شون مینازن‏!‏</i>

416
00:21:10,650 --> 00:21:12,320
<i>نزدیک بودا‏!‏</i>

417
00:21:12,320 --> 00:21:14,570
<i>اگه این یه نیزۀ
چوب بود‏،‏ حتماً کشته شده بودم‏!‏</i>

418
00:21:20,550 --> 00:21:23,480
<i>با اینکه اونا دیواره ها رو
گسترش دادن‏،‏اما اون دیواره ها نمیتونن ازشون محافظت کنن‏!‏</i>

419
00:21:23,480 --> 00:21:25,570
<i>اگه اوضاع همینطوری پیش بره‏،‏ حتماً دخلمون میاد‏!‏</i>

420
00:21:25,570 --> 00:21:27,290
<i>تنها راهِ حلِ ـمون اینِ که حمله کنیم‏!‏</i>

421
00:21:30,420 --> 00:21:31,170
<i>اصلاً خوب نیست‏!‏</i>

422
00:21:31,720 --> 00:21:33,970
<i>اگه رو زمین بودن مشکلِ خاصی نبود‏،‏</i>

423
00:21:33,970 --> 00:21:36,390
<i>اما ارابه ها و اسب
ها سرعتِ حرکتشون خیلی با هم فرق میکنه‏!‏</i>

424
00:21:37,130 --> 00:21:38,570
<i>باید بپرم روش‏!‏؟</i>

425
00:21:39,040 --> 00:21:39,950
<i>نه‏!‏</i>

426
00:21:39,950 --> 00:21:42,110
<i>با اون چرخ ها نمیتونم نزدیک بشم‏!‏</i>

427
00:21:47,130 --> 00:21:48,470
فایده نداره‏!‏

428
00:21:48,470 --> 00:21:51,400
میدونستم‏،‏ حتی شین هم نمیتونه
از پسِ اون ارابه ها بر بیاد‏.‏‏.‏‏.‏

429
00:21:53,540 --> 00:21:54,700
گیج نشو‏!‏

430
00:21:56,760 --> 00:21:57,390
اون‏!‏

431
00:21:57,970 --> 00:22:00,050
اونی که شکست دادی رو یادت باشه‏!‏

432
00:22:00,560 --> 00:22:02,520
حریفِ تو فقط ارابه هاست‏!‏

433
00:22:03,060 --> 00:22:04,550
فقط ارابه ها؟

434
00:22:05,970 --> 00:22:06,810
درسته‏!‏

435
00:22:06,810 --> 00:22:08,590
تا وقتی که بتونی با اسبت حرکت کنی‏.‏‏.‏‏.‏

436
00:22:12,890 --> 00:22:14,430
<i>اون قبلیه؟ </i>

437
00:22:23,140 --> 00:22:24,160
<i>خودشه‏!‏ </i>

438
00:22:26,050 --> 00:22:27,940
<i>دارم با حریفِ اشتباهی مبارزه میکنم‏!‏ </i>

439
00:22:33,300 --> 00:22:34,120
فرمانده‏!‏

440
00:22:35,060 --> 00:22:36,260
اون بچۀ اسب سوار داره میاد‏.‏

441
00:22:38,330 --> 00:22:40,040
مگسِ مزاحم‏.‏‏.‏‏.‏

442
00:22:40,740 --> 00:22:43,990
خودم دفنش میکنم‏!‏

443
00:22:43,990 --> 00:22:45,250
<i>با حرکتِ اسب‏.‏‏.‏‏.‏</i>

444
00:22:45,250 --> 00:22:49,250
<i>و نیزۀ آهنی‏.‏‏.‏‏.‏میتونم این کار و بکنم‏!‏  </i>

445
00:22:53,560 --> 00:22:55,280
<i>کاری به شماها ندارم‏!‏ </i>

446
00:22:56,490 --> 00:22:57,930
<i>حریفِ من‏.‏‏.‏‏.‏ </i>

447
00:22:58,650 --> 00:23:00,800
<i>این ارابۀ لعنتیِ‏!‏</i>

448
00:23:15,800 --> 00:23:17,600
حالا ضدِ حمله شروع میشه‏!‏

449
00:23:22,260 --> 00:23:40,760


450
00:23:22,260 --> 00:23:40,760


451
00:23:22,260 --> 00:23:40,760


452
00:23:41,150 --> 00:23:46,970
برای بهم بافتن قلب از هم گسیخته‌ام

453
00:23:41,150 --> 00:23:46,970
壊れそうな心 紡ぐように

454
00:23:41,150 --> 00:23:46,970
kowaresou na kokoro tsumugu youni

455
00:23:46,970 --> 00:23:52,390
(به تکه‌های رویایم
خیره مانده‌ام (دیگر از اشک خبری نیست

456
00:23:46,970 --> 00:23:52,390
夢のカケラ見つめ (No more cry）

457
00:23:46,970 --> 00:23:52,390
yume no kakera mitsume (No more cry)

458
00:23:52,410 --> 00:23:58,440
مهتابی که در برابر چشم‌هایم می‌بینم

459
00:23:52,410 --> 00:23:58,440
目の前には月が映し出す

460
00:23:52,410 --> 00:23:58,440
me no mae ni wa tsuki ga utsushidasu

461
00:23:58,440 --> 00:24:01,980
این سوگند را در قلبم باز می‌تاباند

462
00:23:58,440 --> 00:24:01,980
この胸の約束

463
00:23:58,440 --> 00:24:01,980
kono mune no yakusoku

464
00:24:03,160 --> 00:24:08,960
از خاطرات اشک‌بارم روی بر نمی‌گردانم

465
00:24:03,160 --> 00:24:08,960
涙が残した記憶さえも

466
00:24:03,160 --> 00:24:08,960
namida ga nokoshita kioku sae mo

467
00:24:08,960 --> 00:24:14,150
.یا از گذشته‌ای که
در آن دوش به دوش هم می‌خندیدیم

468
00:24:08,960 --> 00:24:14,150
笑いあった過去さえ振り向かない

469
00:24:08,960 --> 00:24:14,150
waraiatta kako sae furimukanai

470
00:24:14,150 --> 00:24:16,970
آوای روح

471
00:24:16,970 --> 00:24:18,410
آوای تو

472
00:24:18,410 --> 00:24:25,280
.بی‌شک اندوه به قدرت بدل خواهد شد

473
00:24:18,410 --> 00:24:25,280
悲しみならきっと 強さに変わるはず

474
00:24:18,410 --> 00:24:25,280
kanashimi nara kitto tsuyosa ni kawaru hazu

475
00:24:25,590 --> 00:24:26,940
من اشکی نمی‌ریزم

476
00:24:26,940 --> 00:24:28,470
ترسی به دل راه نمی‌دهم

477
00:24:28,470 --> 00:24:29,870
!باز نمی‌ایستم

478
00:24:29,870 --> 00:24:36,580
.می‌دانم اگر بلندتر
بپرم، از آسمان‌ها نیز گذر خواهم کرد

479
00:24:29,870 --> 00:24:36,580
高く翔べばきっと空の向こうに届く

480
00:24:29,870 --> 00:24:36,580
takaku tobeba kitto sora no mukou ni todoku

481
00:24:36,580 --> 00:24:40,200
آوای من

482
00:24:40,420 --> 00:24:41,750
آری

483
00:24:42,060 --> 00:24:47,530
آوای روح

484
00:24:51,920 --> 00:24:57,920
پیش نمایش

485
00:24:52,890 --> 00:24:55,500
واحدِ فو هوشِن‏،‏ حمله‏!‏

486
00:24:55,810 --> 00:24:57,890
بدویید ‏!‏ بر نگردید‏!‏

487
00:24:57,890 --> 00:25:00,820
تا وقتی که زنده
اید‏،‏ فقط به جلو حرکت کنید‏!‏

488
00:24:59,630 --> 00:25:01,590
نبردی خروشان

489
00:25:00,820 --> 00:25:01,670
قسمتِ بعدی‏،‏

490
00:25:01,590 --> 00:25:06,800
نبردی خروشان

491
00:25:01,970 --> 00:25:06,590
پایان

