1
00:00:18,330 --> 00:00:21,830
.پانصد سال جنگ، عصر بهار و خزان ستیز ایالات
Animental.net

2
00:00:22,590 --> 00:00:27,330
در سال‌های طولانی جنگ، صد ایالت یکی پس از دیگری ویران شد
.و تنها هفت ایالت بر جای ماند

3
00:00:28,120 --> 00:00:31,090
.هفت ایالتی که دنیا آنان
را به نام هفت ایالت جنگ‌طلب می‌شناسد

4
00:00:33,090 --> 00:00:39,090
در بحبوحه‌ی جنگ‌های بی‌پایان، مردم امید
.به صلح‌ و آرامش را از دست داده بودند

5
00:00:39,990 --> 00:00:43,530
،اما در سال 246 پیش از میلاد

6
00:00:43,530 --> 00:00:48,400
.در ایالت شین، شاه
جوانی با سرنوشتی عظیم، بر تخت نشست

7
00:00:49,980 --> 00:00:56,980
پادشاه شین
ای سی

8
00:00:50,690 --> 00:00:54,730
.سی و یکمین پادشاه شین، ای سی

9
00:00:55,470 --> 00:00:57,470
.که بعد‌ها به نام شین شی هوانگ معروف شد

10
00:00:58,060 --> 00:01:01,110
( پرچمِ شین )

11
00:00:58,060 --> 00:01:01,110
( Flag = Qin )

12
00:00:59,610 --> 00:01:02,820
،با وجودی که زمان
چندانی از ظهور ای سی نگذشته بود

13
00:01:02,820 --> 00:01:05,520
.نسیمی که آینده‌ی تازه
را نوید می‌داد، وزیدن گرفته بود

14
00:01:09,910 --> 00:01:13,410
.شین بر بال‌های این نسیم سوار بود

15
00:01:10,460 --> 00:01:13,420
شین

16
00:01:14,800 --> 00:01:16,460
خیلی عالیه‏.‏

17
00:01:31,100 --> 00:01:37,280
در آسمانی پرستاره که
زودتر از همیشه از نظر پنهان شد

18
00:01:31,100 --> 00:01:37,280
いつもより早く消えてった星空に

19
00:01:31,100 --> 00:01:37,280
itsumo yori hayaku kietetta hoshi zora ni

20
00:01:31,100 --> 00:01:36,440


21
00:01:31,100 --> 00:01:36,440


22
00:01:37,680 --> 00:01:40,760


23
00:01:37,680 --> 00:01:40,760
重なり合った出会いは

24
00:01:37,680 --> 00:01:40,760
kusanariatta deai wa

25
00:01:37,940 --> 00:01:43,530


26
00:01:40,760 --> 00:01:44,220
.مرا در خود فرو برده

27
00:01:40,760 --> 00:01:44,220
俺を呑み込んでいく

28
00:01:40,760 --> 00:01:44,220
ore wo nomikonde iku

29
00:01:45,150 --> 00:01:48,280
.این رویا نابودشدنی نیست

30
00:01:45,150 --> 00:01:48,280
この夢は砕けない

31
00:01:45,150 --> 00:01:48,280
kono yume wa kudakenai

32
00:01:45,150 --> 00:01:50,530


33
00:01:48,280 --> 00:01:51,950
در این وحشت کهنه‌ی نهفته در قلبم

34
00:01:48,280 --> 00:01:51,950
錆びつかせた恐怖心

35
00:01:48,280 --> 00:01:51,950
sabitsukaseta kyoufushin

36
00:01:51,950 --> 00:01:54,790
و لرزشی که از بی‌تابی بر جانم افتاده

37
00:01:51,950 --> 00:01:54,790
揺らぐ不安の中で

38
00:01:51,950 --> 00:01:54,790
yuragu fuan no naka de

39
00:01:54,790 --> 00:01:59,130
.حقیقتی نهفته که
اشک باران را نیز بند می‌آورد

40
00:01:54,790 --> 00:01:59,130
雨を遮る信実

41
00:01:54,790 --> 00:01:59,130
ame wo saegiru shinjitsu

42
00:01:59,130 --> 00:02:02,460
،هیچ کسی را یارای ربودنش نیست

43
00:01:59,130 --> 00:02:02,460
誰にも奪えやしない

44
00:01:59,130 --> 00:02:02,460
dare ni mo ubaeyashinai

45
00:02:02,460 --> 00:02:06,180
.غروری که در سرزمینمان خانه کرده

46
00:02:02,460 --> 00:02:06,180
同じ景色にひそんだプライド

47
00:02:02,460 --> 00:02:06,180
onaji keshiki ni hosonda puraido

48
00:02:06,180 --> 00:02:13,060
بی‌شک روزی به آرزوی خوش‌اقبالانه‌ام
.جامه‌ی حقیقت خواهم پوشاند

49
00:02:06,180 --> 00:02:13,060
いつかきっと叶う 今も見える希望 fortitude

50
00:02:06,180 --> 00:02:13,060
itsuka kitto kanau ima mo mieru kibou fortitude

51
00:02:13,060 --> 00:02:16,480
،کاستی‌هایمان را فراموش نمی‌کنیم

52
00:02:13,060 --> 00:02:16,480
弱さを捨てはしない

53
00:02:13,060 --> 00:02:16,480
yowasa wo sute wa shinai

54
00:02:16,480 --> 00:02:20,150
.این صحنه پیوسته برپاست

55
00:02:16,480 --> 00:02:20,150
俺達の消えないシーン

56
00:02:16,480 --> 00:02:20,150
oretachi no kienai shiin

57
00:02:20,150 --> 00:02:27,240
رویایی که در قلب شکست‌ناپذیرم دارم
.همچون خطی ممتد و بی‌انتها در تکاپوست

58
00:02:20,150 --> 00:02:27,240
不連続線の様に走る希望 unbreakable heart

59
00:02:20,150 --> 00:02:27,240
furenzokusen no youni hashiru kibou unbreakable heart

60
00:02:27,240 --> 00:02:30,740
.از همان نخست می‌دانستم پایانی نیست

61
00:02:30,740 --> 00:02:37,750
.عزمم را جزم کردم
و حال زمان برداشتن نخستین گام فرا رسیده

62
00:02:37,750 --> 00:02:43,930
.زمانش همین حالاست

63
00:02:46,510 --> 00:02:51,510
اولین جنگ

64
00:02:55,000 --> 00:03:01,270
اکنون در مرز های بینِ دو استان شین و
وِی‏،‏ مکانی که به آن رونگ یانگ میگن‏،‏ نزاع شدید تر میشود‏.‏

65
00:03:03,190 --> 00:03:06,970
ساختمانِ رونگ یانگ در امتداد رودخانۀ
هیونگ هی‏،‏ راهِ ورود به استانِ وِی میباشد‏.‏

66
00:03:07,030 --> 00:03:10,960
مکانی که برای هر دو استان خیلی مهم میباشد‏.‏

67
00:03:07,410 --> 00:03:22,800
فَن

68
00:03:07,410 --> 00:03:22,800
قلعۀ ژی

69
00:03:07,410 --> 00:03:22,800
قلعۀ شان یانگ

70
00:03:07,410 --> 00:03:22,800
جینگ

71
00:03:07,410 --> 00:03:22,800
کوهِ موسیقی

72
00:03:07,410 --> 00:03:22,800
شین

73
00:03:07,410 --> 00:03:22,800
وِی

74
00:03:07,410 --> 00:03:22,800
هیونگ هی
(دریاچۀ زرد)

75
00:03:07,410 --> 00:03:22,800
رونگ یانگ

76
00:03:07,410 --> 00:03:22,800


77
00:03:07,410 --> 00:03:22,800


78
00:03:07,410 --> 00:03:22,800


79
00:03:07,410 --> 00:03:22,800


80
00:03:07,410 --> 00:03:22,800


81
00:03:07,410 --> 00:03:22,800


82
00:03:07,410 --> 00:03:22,800


83
00:03:07,410 --> 00:03:22,800


84
00:03:07,410 --> 00:03:22,800


85
00:03:10,960 --> 00:03:14,370
وی برای پشتیبانی سه هزار سرباز جمع کرده است‏.‏

86
00:03:14,370 --> 00:03:18,980
استانِ شین هم تمامِ تمرکزِش را برای فرستادنِ
ارتشش به رونگ یانگ گذاشته است‏.‏

87
00:03:19,040 --> 00:03:21,910
تعداد افرادِ هر دو
لشکر بیشتر از 150,000 نفر است‏،‏

88
00:03:19,040 --> 00:03:22,800
150,000

89
00:03:19,040 --> 00:03:22,800
150,000

90
00:03:21,910 --> 00:03:26,710
بزرگترین جنگِ امسال اولین جنگِ شین میباشد‏.‏

91
00:03:27,840 --> 00:03:29,890
بالاخره‏،‏ زمانِ اولین جنگم رسید‏.‏

92
00:03:29,890 --> 00:03:32,910
.این اولین قدمم برای
تبدیل شدن به قویترین ژنرالِ زیر آسمونه

93
00:03:34,690 --> 00:03:36,800
حتماً موفق میشم‏.‏

94
00:03:39,760 --> 00:03:41,200
آخ‏.‏‏.‏‏.‏

95
00:03:41,200 --> 00:03:43,490
مثلِ همیشه خیلی سر و صدا میکنی‏.‏

96
00:03:44,190 --> 00:03:45,070
داری چه غلطی میکنی‏!‏؟

97
00:03:46,420 --> 00:03:48,560
خیلی وقته ندیدمت‏،‏ شین‏.‏

98
00:03:46,570 --> 00:03:51,570
وِی دائو
وی پینگ

99
00:03:49,220 --> 00:03:51,570
اوه‏!‏ وِی دائو‏!‏ وِی پین‏!‏

100
00:03:52,940 --> 00:03:54,200
برادرای گردن کلفت‏!‏

101
00:03:54,540 --> 00:03:56,830
شما ها هم اومدین‏!‏؟

102
00:03:56,830 --> 00:03:59,490
به ما نگو گردن کلفت‏،‏ بچۀ احمق‏!‏

103
00:04:01,300 --> 00:04:03,210
همه تو دهکده حالشون خوبه؟

104
00:04:03,210 --> 00:04:06,370
آره‏،‏ لی دائو هم
مثلِ همیشه یه عوضی به تمامِ معناست‏.‏

105
00:04:06,370 --> 00:04:10,360
اما از وقتی که
از دهکده رفتی اصلاً عوض نشدی‏.‏

106
00:04:10,360 --> 00:04:14,340
هنوز هم چیزای احمقانه دربارۀ
‏"‏ قویترین ژنرال زیر آسمون ‏"‏ میگی‏،‏ ها؟

107
00:04:15,540 --> 00:04:17,030
این احمقانه نیست‏!‏

108
00:04:17,030 --> 00:04:19,170
واقعاً میخوام قویترین ژنرال بشم‏!‏

109
00:04:19,170 --> 00:04:21,730
میگم احمقانه ـست‏،‏ بچۀ احمق‏.‏

110
00:04:21,730 --> 00:04:25,070
استانِ شین ژیان یانگ

111
00:04:29,760 --> 00:04:31,070
اسمِ من‏.‏‏.‏‏.‏

112
00:04:31,870 --> 00:04:34,080
هی کاریو تن‏!‏

113
00:04:36,250 --> 00:04:37,350
میتونی بری داخل‏!‏

114
00:04:41,990 --> 00:04:43,770
یعنی هر دفعه باید این کار و بکنم؟

115
00:04:45,320 --> 00:04:47,880
که اینطور‏،‏ این اولین جنگِ شینِ درسته؟

116
00:04:48,340 --> 00:04:54,350
هی کاریو تن{They just did
this last episode؟ Why are they naming everybody again؟!}

117
00:04:48,350 --> 00:04:51,410
آره‏،‏ خیلی مشتاق بود‏.‏

118
00:04:51,410 --> 00:04:54,850
با یه حملۀ سریع به
این راحتی ها نمیتونن پیروزیِ بزرگی بدست بیارن‏.‏

119
00:04:55,800 --> 00:04:57,220
پس اینجا بودی؟

120
00:04:57,850 --> 00:05:01,100
نزدیک ترین دستیارِ ای سی *

121
00:04:57,850 --> 00:05:01,100
شوبونکون

122
00:04:58,220 --> 00:05:01,100
لشکرِ چهارم هم مدتی قبل حرکت کرد‏.‏

123
00:05:01,840 --> 00:05:03,330
استانِ وِی‏.‏‏.‏‏.‏

124
00:05:03,940 --> 00:05:07,110
کشوری که مسیرِ استانِ شین به
سمتِ شرق رو برای نسل ها بسته بود‏.‏

125
00:05:07,590 --> 00:05:09,980
اینُ در نظر داشته باشید
که استان های دشمن در هر جهتی هستن‏.‏

126
00:05:09,980 --> 00:05:12,680
بعد از صد ها سال جنگ‏،‏

127
00:05:12,680 --> 00:05:14,870
تمامِ ارتش در میدانِ جنگ تجربه کسب کردن‏.‏

128
00:05:15,410 --> 00:05:19,830
در میانِ اونا ممکنه سپاهِ ارابه
های جنگی در رقابت‏،‏ قویترین در کُلِ چین باشن‏.‏

129
00:05:19,830 --> 00:05:21,580
ارابه های جنگی‏.‏‏.‏‏.‏؟

130
00:05:22,030 --> 00:05:23,370
کشورِ قدرتمندیِ‏.‏

131
00:05:25,000 --> 00:05:27,380
مطمئنم شین مشکلی براش پیش نمیاد‏.‏

132
00:05:27,930 --> 00:05:30,530
جنگِ بی رحمانه ای میشه‏.‏‏.‏‏.‏

133
00:05:30,530 --> 00:05:32,920
...امیدوارم کشته نشه ولی

134
00:05:35,050 --> 00:05:36,390
نفوسِ بد نزن‏!‏

135
00:05:36,840 --> 00:05:39,390
داری الکی الکی میکشیش‏!‏

136
00:05:40,980 --> 00:05:42,020
این براش لازمه‏.‏

137
00:05:43,910 --> 00:05:47,250
بنظر‏.‏‏.‏‏.‏جنگِ بیرحمانه ای میاد‏.‏

138
00:05:52,200 --> 00:05:54,280
چرا همه اینجا جمع شدن؟

139
00:05:55,410 --> 00:05:57,450
حالا تشکیلِ ‏"‏وو‏"‏ بدید‏!‏

140
00:05:57,450 --> 00:05:58,780
وو چانگ ها‏،‏ جمع بشید‏!‏

141
00:06:00,520 --> 00:06:01,570
‏"‏ وو‏"‏؟

142
00:06:02,790 --> 00:06:08,840
(وو (تیمِ آتشِ پنج نفره

143
00:06:03,900 --> 00:06:09,080
در این زمان پیاده نظام در حالِ
تشکیلِ تیم های پنج نفره که بهش ‏"‏وو‏"‏ میگفتند بودند‏.‏

144
00:06:08,840 --> 00:06:18,800
(وو چانگ (سرجوخه

145
00:06:08,840 --> 00:06:09,340
(وو (تیمِ آتشِ پنج نفره

146
00:06:09,340 --> 00:06:09,800
(وو (تیمِ آتشِ پنج نفره

147
00:06:09,800 --> 00:06:18,830
(وو (تیمِ آتشِ پنج نفره

148
00:06:09,980 --> 00:06:12,250
به فرماندۀ ‏"‏ وو ‏"‏
‏،‏ ‏"‏ وو چانگ ‏"‏ گفته میشود‏.‏

149
00:06:12,250 --> 00:06:16,020
‏"‏ وو ‏"‏ یک واحد
نظامی استاندارد در پیاده نظامِ شین است‏،‏

150
00:06:16,020 --> 00:06:18,830
که گروهِ پنج نفری آنها
در یک سرنوشت با هم شریک هستند‏.‏

151
00:06:22,770 --> 00:06:25,310
تیان یو‏!‏ به گروهِ ما ملحق شو‏!‏

152
00:06:25,310 --> 00:06:28,340
ای احمق‏،‏ قبلاً با گروهِ شما بود‏،‏ مگه نه‏!‏؟

153
00:06:28,340 --> 00:06:29,940
قراره این دفعه به گروهِ ما ملحق بشه‏!‏

154
00:06:30,420 --> 00:06:31,820
تیان یو صبرکن‏!‏

155
00:06:32,310 --> 00:06:33,390
اون زونگ تیئه ـست‏!‏

156
00:06:33,390 --> 00:06:35,690
!زونگ تیئۀ آدمکش

157
00:06:35,690 --> 00:06:38,150
ایول‏!‏ به گروهِ ما ملحق شو‏!‏

158
00:06:38,150 --> 00:06:39,830
!بهت یه حال اساسی میدم

159
00:06:41,440 --> 00:06:42,650
فهمیدم‏!‏

160
00:06:42,650 --> 00:06:45,220
پس اونا دارن دنبالِ قویترین آدما میگردن‏!‏

161
00:06:45,220 --> 00:06:48,710
لعنتی‏!‏ فکر کنم‏،‏ هنوز کسی دربارۀ من نمیدونه‏!‏

162
00:06:49,250 --> 00:06:50,310
خیلی خُب‏!‏

163
00:06:50,310 --> 00:06:53,170
همگی خوب گوش کنید‏!‏

164
00:06:53,510 --> 00:06:56,440
من شین از روستایِ چِنگو هستم‏!‏

165
00:06:56,890 --> 00:06:58,450
شاید بدنم کوچیک باشه‏،‏

166
00:06:58,450 --> 00:07:00,720
اما قویتر از هر کسِ دیگه ای هستم‏!‏

167
00:07:05,680 --> 00:07:07,530
عوضی ها‏،‏ به من محل نمیزارید‏!‏

168
00:07:07,530 --> 00:07:10,370
نمیدونید من میخوام قویترین ژنرال زیر آسمون بشم‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

169
00:07:10,370 --> 00:07:12,490
هـی‏،‏ بس کن‏!‏ آبرومونُ بردی‏!‏

170
00:07:12,070 --> 00:07:13,460
عوضی‏،‏ ولم کن‏!‏

171
00:07:13,460 --> 00:07:14,440
لعنتی‏،‏ میکشمت‏!‏

172
00:07:14,440 --> 00:07:15,120
هـی‏!‏

173
00:07:16,360 --> 00:07:17,990
شماها جدید هستین‏،‏ درسته؟

174
00:07:19,000 --> 00:07:21,910
بدنِ قویی داری‏،‏ درسته؟

175
00:07:21,910 --> 00:07:23,780
این برادر بزرگه ـست؟

176
00:07:23,780 --> 00:07:25,780
پس هر دوتا برادر ها رو با خودمون میبریم‏.‏

177
00:07:26,050 --> 00:07:27,380
اینطوری پنج نفر میشیم‏.‏

178
00:07:29,700 --> 00:07:31,500
اون فسقلی هم برادرِ کوچیکتونِ؟

179
00:07:32,340 --> 00:07:35,260
اگه نمیخوایید از همدیگه جدا
بشین‏،‏ میتونیم کسِ دیگه ای رو پیدا کنیم‏.‏

180
00:07:39,520 --> 00:07:42,520
نه‏،‏ اون پسر فقط تو
روستایی که ما زندگی میکنیم زندگی میکنه‏.‏

181
00:07:42,520 --> 00:07:43,850
خیلی کم میشناسیمش‏.‏

182
00:07:43,850 --> 00:07:44,600
که اینطور‏.‏

183
00:07:46,690 --> 00:07:50,340
واقعاً که‏!‏

184
00:07:50,340 --> 00:07:54,150
پنج تا مردِ گنده رو
کنار همدیگه جمع کردن خیلی وحشتناکِ‏،‏ ای احمقا‏!‏

185
00:07:54,740 --> 00:07:58,990
تنهایی از پسِ هر پنج تاتون برمیام‏،‏ احمقا‏!‏

186
00:08:09,070 --> 00:08:11,320
تو رو هم جا گذاشتن؟

187
00:08:12,630 --> 00:08:14,470
حتی از منم کوچیک تری‏!‏

188
00:08:14,470 --> 00:08:15,420
چقدر بد‏!‏

189
00:08:16,030 --> 00:08:17,540
خُب بشین‏.‏

190
00:08:17,540 --> 00:08:19,880
هر دوتامونُ جا گذاشتن بهتره با هم دوست بشیم‏.‏

191
00:08:21,210 --> 00:08:25,290
هـی‏،‏ دارم با تو
حرف میزنم‏،‏ به من بی محلی نکن‏.‏

192
00:08:30,670 --> 00:08:34,530
هـی‏،‏ بهت گفتم بشین‏!‏ صدامُ میشنوی‏!‏؟

193
00:08:34,530 --> 00:08:35,720
ما برگشتیم‏.‏

194
00:08:35,720 --> 00:08:38,270
هـا‏!‏؟ شما ها چتونه‏!‏؟

195
00:08:38,270 --> 00:08:41,360
آدمایِ قویتر و دیدنُ ما رو ول کردن‏.‏

196
00:08:43,450 --> 00:08:46,450
اوه؟زِ گوی انگار باز دوباره تنهایی‏.‏

197
00:08:46,950 --> 00:08:52,960
وو چانگ   زِ گوی

198
00:08:47,120 --> 00:08:48,700
آه‏،‏ خُب‏.‏

199
00:08:48,700 --> 00:08:52,660
هیچ کس نمیخواد زندگی خودشُ
بدستِ ووچانگی که غیرِ قابلِ اعتماده بده‏.‏

200
00:08:55,480 --> 00:08:57,350
هـی‏،‏ فرمانده زِیِ تنها‏!‏

201
00:08:58,190 --> 00:09:00,470
انگار دوباره کسی نمیخواد بهم ملحق بشه‏.‏

202
00:09:02,400 --> 00:09:04,560
باقی مونده های این دفعه هم‏.‏‏.‏‏.‏

203
00:09:05,430 --> 00:09:09,230
آه‏،‏ دوتا از اونا هنوز بچه ـَن‏!‏

204
00:09:09,230 --> 00:09:11,730
یعنی این دفعه رو میتونیم زنده برگردیم‏!‏؟

205
00:09:11,730 --> 00:09:13,530
بس کن دیگه‏!‏

206
00:09:13,530 --> 00:09:14,630
خفه شو‏!‏

207
00:09:14,860 --> 00:09:16,440
میزنم لهت میکنم ها‏!‏

208
00:09:16,440 --> 00:09:17,590
اِم‏.‏‏.‏‏.‏

209
00:09:18,620 --> 00:09:21,640
سلام‏،‏ من ‏"‏ووچانگ‏"‏ زِ گوی هستم‏.‏

210
00:09:22,090 --> 00:09:23,490
همه گی از دیدنتون خوشبختم‏.‏

211
00:09:28,420 --> 00:09:30,270
خُب‏،‏ اشکال نداره‏.‏

212
00:09:30,270 --> 00:09:32,250
هـی‏،‏ تو ‏،‏ اسمت چیه؟

213
00:09:33,830 --> 00:09:36,290
لعنتی‏!‏ این مسخره بازی رو تـ‏.‏‏.‏‏.‏

214
00:09:39,170 --> 00:09:43,760
ژیانگ لی

215
00:09:39,630 --> 00:09:40,890
ژیانگ لی‏.‏

216
00:09:40,890 --> 00:09:42,890
از صحبت کردن بدم میاد‏.‏

217
00:09:43,260 --> 00:09:44,180
فقط همین‏.‏

218
00:09:46,040 --> 00:09:50,590
به هر حال‏،‏ ما پنج تا
رفیق باید با جونمون به هم اعتماد کنیم‏.‏

219
00:09:50,600 --> 00:09:54,390
پس بهتره تلاش کنیم و به همدیگه کمک کنیم‏.‏

220
00:09:57,300 --> 00:10:00,650
همچین هوایی برای زمستون خیلی خوبه‏!‏

221
00:10:00,660 --> 00:10:05,000
اگه فقط یه بچۀ
لوس اینجا نداشتیم همه چیز عالی میشد‏.‏

222
00:10:05,100 --> 00:10:07,800
چرا این یارو اینقدر آرومه؟

223
00:10:07,800 --> 00:10:12,400
بخاطرِ اولین جنگمون به حالتِ
‏"‏وو‏"‏‏،‏ خیلی چیزا هست که باید نگرانش باشیم‏.‏

224
00:10:20,750 --> 00:10:22,330
چی شده؟

225
00:10:31,150 --> 00:10:32,590
اون پرچمِ استانِ شینِ‏!‏

226
00:10:33,040 --> 00:10:35,730
پس به جز ما
یه پیاده نظامِ دیگه هم هست‏!‏؟

227
00:10:36,190 --> 00:10:38,860
اون واحدِ اصلی از چهارمین لشگرِ‏.‏

228
00:10:39,300 --> 00:10:42,320
ما قراره به اونا ملحق بشیم‏.‏

229
00:10:42,400 --> 00:10:43,820
چهارمین لشگر؟

230
00:10:43,820 --> 00:10:47,480
پس یعنی سه لشگرِ بزرگِ دیگه هم هست؟

231
00:10:47,480 --> 00:10:48,840
اونا پنج تا هستن‏.‏

232
00:10:48,840 --> 00:10:50,730
در کُل شِش تا لشگر هست‏.‏

233
00:10:51,110 --> 00:10:52,620
شِ‏-‏شِش تا‏!‏؟

234
00:10:53,070 --> 00:10:56,130
عا‏-‏عالیه‏!‏

235
00:10:57,920 --> 00:10:59,130
این خیلی عالیه‏!‏

236
00:10:59,250 --> 00:11:00,710
خیلی عالیه‏.‏‏.‏‏.‏

237
00:11:01,520 --> 00:11:04,920
عــــــالـــــــیه‏!‏

238
00:11:10,820 --> 00:11:15,220
به پیش‏!‏

239
00:11:14,180 --> 00:11:15,540
اون چه مرگشه؟

240
00:11:15,540 --> 00:11:16,900
ساکت باش‏،‏ بچۀ فسقلی‏!‏

241
00:11:17,360 --> 00:11:19,660
شین چه جور بچه ایه؟

242
00:11:20,240 --> 00:11:22,000
همینطور که داری میبینی یه احمقِ‏.‏

243
00:11:24,730 --> 00:11:25,540
چی شده؟

244
00:11:25,540 --> 00:11:29,530
هیچی‏.‏‏.‏‏.‏فقط یه چیزی رو تصور
کردم‏،‏ باعث شد احساسِ بدی پیدا بکنم‏.‏

245
00:11:30,110 --> 00:11:32,160
تصور کردی؟ چی رو؟

246
00:11:32,840 --> 00:11:35,810
این همه آدم که همدیگرو میکشن‏،‏

247
00:11:35,810 --> 00:11:38,490
اون منظره چه شکلی میشه؟

248
00:11:45,570 --> 00:11:47,940
به این چیزای بی فایده و ترسناک فکر نکن‏!‏

249
00:11:47,940 --> 00:11:49,680
ا‏-‏اما‏.‏‏.‏‏.‏

250
00:11:50,230 --> 00:11:52,680
همۀ واحد ها‏،‏ به خط
شید‏!‏ همۀ واحد ها‏،‏ به خط شید‏!‏

251
00:11:54,200 --> 00:11:54,940
چـی؟

252
00:11:55,440 --> 00:11:57,480
ژنرالِ هزار مرد‏،‏ واحدِ کیما دارن عبور میکنن‏!‏

253
00:11:57,990 --> 00:11:59,990
همۀ واحد ها‏،‏ به خط شید‏!‏

254
00:11:59,990 --> 00:12:01,280
ژنرالِ هزار مرد؟

255
00:12:12,070 --> 00:12:13,940
بیایید بریم جلو‏!‏

256
00:12:14,290 --> 00:12:15,410
هـی‏،‏ شین ‏،‏ صبرکن‏!‏

257
00:12:15,430 --> 00:12:15,900
دنبالم بیایین‏.‏

258
00:12:16,830 --> 00:12:19,040
خیلِ خُب‏،‏ جلوی صفیم‏!‏

259
00:12:19,690 --> 00:12:22,500
خواهش میکنم نظمِ خطُ بهم نزن‏.‏

260
00:12:23,880 --> 00:12:27,230
بر اساسِ قوانینِ نظامیِ شین‏،‏ واحدِ کیما خیلی سختگیرن‏.‏

261
00:12:27,230 --> 00:12:30,720
و ژنرالِ هزار مردِ شون هم
بعضی موقع ها خیلی خشن رفتار میکنه‏،‏ پس‏.‏‏.‏‏.‏

262
00:12:31,220 --> 00:12:34,730
به هر حال‏،‏ خواهش میکنم‏،‏ نظمِ خطُ بهم نزن‏.‏

263
00:12:46,110 --> 00:12:47,350
خیلی باحالِ‏!‏

264
00:12:47,350 --> 00:12:48,490
تکون نخور‏،‏ احمق‏!‏

265
00:12:51,800 --> 00:12:53,530
این مسیرِ چهار ارابه ـست‏.‏

266
00:12:53,530 --> 00:12:55,360
ژنرالِ هزار مرد داره میاد‏.‏

267
00:12:56,350 --> 00:12:57,360
کدوم یکیشون اونه؟

268
00:12:57,360 --> 00:12:58,490
هـی‏!‏

269
00:13:12,190 --> 00:13:13,510
شین‏!‏

270
00:13:13,510 --> 00:13:14,820
مرگش حتمیه‏!‏

271
00:13:14,820 --> 00:13:15,890
بایست‏!‏

272
00:13:16,420 --> 00:13:18,880
اون یارو خیلی احمقِ‏.‏

273
00:13:19,620 --> 00:13:22,150
فقط نگاه کن‏،‏ الان کله ـشُ میپرونه‏.‏

274
00:13:26,670 --> 00:13:27,900
فکرشُ میکردم اینجا باشی‏.‏

275
00:13:28,460 --> 00:13:29,600
سلام‏،‏ بی‏!‏

276
00:13:29,600 --> 00:13:30,410
خیلی وقته همدیگرو ندیدیم‏!‏

277
00:13:30,770 --> 00:13:32,740
هیچ وقت عوض نمیشی‏،‏ شین‏.‏

278
00:13:33,350 --> 00:13:35,160
اما خوشحالم اوضاعت رو براهِ‏!‏

279
00:13:37,710 --> 00:13:39,670
اون بچه واقعاً کیه‏!‏؟

280
00:13:40,200 --> 00:13:41,660
اون با ژنرالِ هزار مرد صحبت کرد‏،‏

281
00:13:41,660 --> 00:13:43,530
انگار خیلی خوب اونو میشناسه‏.‏

282
00:13:44,390 --> 00:13:47,160
فکر کنم قبلاً بعنوانِ یه خدمتکار براش کار میکرده‏.‏

283
00:13:47,650 --> 00:13:49,610
اما خیلی عامیانه باهاش حرف میزد‏!‏

284
00:13:49,610 --> 00:13:51,120
یعنی چی؟

285
00:13:51,120 --> 00:13:53,740
شین چه جور پسریه؟

286
00:13:53,740 --> 00:13:55,740
همینطور که داری میبینی‏،‏ اون یه احمقِ‏.‏‏.‏‏.‏

287
00:13:55,740 --> 00:13:57,460
فکر کنم‏.‏‏.‏‏.‏

288
00:13:57,680 --> 00:14:00,690
یکی از
دستیار های نزدیکِ ای سی*

289
00:13:57,680 --> 00:14:00,690
ژنرالِ هزار مرد
بی

290
00:13:58,180 --> 00:14:00,690
انگار یکمی بزرگ شدی‏.‏

291
00:14:01,200 --> 00:14:03,780
منم سخت شناختمت‏،‏ برادر بی‏!‏

292
00:14:03,780 --> 00:14:05,690
ژنرالِ هزار مرد؟ خیلی عالیه‏!‏

293
00:14:06,350 --> 00:14:09,350
حالا‏،‏ دوباره میتونیم در
کنارِ همدیگه مبارزه کنیم‏،‏ مگه نه‏!‏؟

294
00:14:09,350 --> 00:14:11,200
اونُ هنوز نمیدونم‏.‏

295
00:14:11,200 --> 00:14:13,390
لشکر چهارم 30,000 سرباز داره‏.‏

296
00:14:13,390 --> 00:14:17,010
منم یکی از اون هزارتا
رو بعنوان ژنرالِ هزار سرباز رهبری میکنم‏.‏

297
00:14:17,490 --> 00:14:19,650
من شدم ژنرالِ مشاور که دربارۀ

298
00:14:19,650 --> 00:14:23,710
آرایشِ جنگیِ واحدهایی که
تو قلعۀ وَن هستن‏،‏ تصمیم میگیرم‏.‏

299
00:14:24,200 --> 00:14:25,150
که اینطور‏.‏

300
00:14:25,150 --> 00:14:27,460
با اینکه لقبت ژنرالِ هزار
مردِ اما انگار بیشتر از این حرفاست‏.‏

301
00:14:27,890 --> 00:14:30,550
به هر حال‏،‏ هر
چی نباشه من ژنرالِ هزار مردم‏.‏

302
00:14:30,550 --> 00:14:33,050
پس از این به بعد مؤدبانه صحبت کن‏.‏

303
00:14:33,050 --> 00:14:35,330
وگرنه الگویِ بدی برای دیگران میشی‏.‏

304
00:14:35,330 --> 00:14:36,780
باشه‏.‏

305
00:14:36,780 --> 00:14:37,890
راستی‏،‏ شین‏.‏‏.‏‏.‏

306
00:14:37,890 --> 00:14:39,730
چه جور ‏"‏وو‏"‏ـیی رو تشکیل دادی؟

307
00:14:40,600 --> 00:14:44,530
یه ‏"‏ ووچانگِ ‏"‏
پیر و یه سری تازه وارد‏.‏

308
00:14:44,530 --> 00:14:47,480
شنیدم دیگران داشتن پِچ پِچ میکردن
که ما ‏"‏ ضعیف ترین وو ‏"‏ هستیم‏.‏

309
00:14:49,080 --> 00:14:50,470
ضعیف ترین ‏.‏‏.‏‏.‏؟

310
00:14:51,060 --> 00:14:55,910
خُب‏،‏ میگن اگه ‏"‏ وو ‏"‏
دوتا عضو قوی داشته باشه اون وقت در امانی‏.‏

311
00:14:55,910 --> 00:14:57,910
نمیدونم ‏،‏ تنهایی مشکلی برات پیش نمیاد‏!‏؟

312
00:14:58,410 --> 00:15:01,960
!البته که مشکلی پیش نمیاد‏!‏ فقط
باید کار 5 نفر رو یه نفره بکنم

313
00:15:02,940 --> 00:15:06,000
خُب پس تو قلعۀ وَن منتظرت میمونم‏.‏

314
00:15:06,560 --> 00:15:08,710
باشه‏،‏ بی‏،‏ ژنرالِ هزار مرد‏!‏

315
00:15:11,680 --> 00:15:13,760
لشکرِ چهارم داره به سمتِ قلعۀ وَن میره‏.‏‏.‏‏.‏؟

316
00:15:14,760 --> 00:15:17,020
این اصلاً خوب نیست‏.‏‏.‏‏.‏

317
00:15:17,720 --> 00:15:22,680
اربابِ قلعۀ وَن ‏،‏ ژنرال هِی گانگ
بعنوان اژدهای سیاهِ چشم ستاره ای‏،‏ خیلی ها ازش میترسن‏.‏

318
00:15:22,680 --> 00:15:27,740
اون یه هیولائه که تو جنگِ قبلی فقط
2000 سرباز و برای حمله به 30,000 سربازِ دشمن رهبری میکرد‏.‏

319
00:15:28,820 --> 00:15:31,980
بخصوص تو این جنگ‏،‏ که
قراره به سخت ترین میدانِ جنگ بریم‏.‏

320
00:15:31,980 --> 00:15:34,710
انگار قراره بیشتر از
حدِ معمول خون ریزی راه بیوفته‏.‏‏.‏‏.‏

321
00:15:34,710 --> 00:15:38,620
یعنی قراره بعنوانِ سرباز های اون ژنرال مبارزه کنیم؟

322
00:15:39,330 --> 00:15:41,170
جداً‏!‏؟ خیلی عالیه‏!‏

323
00:15:41,170 --> 00:15:42,230
مگه نه‏،‏ وی دائو‏!‏؟

324
00:15:42,700 --> 00:15:45,920
آه‏،‏ دلم داره درد میکنه‏.‏‏.‏‏.‏

325
00:15:46,380 --> 00:15:50,420
سخت ترین میدانِ جنگ‏!‏؟ پس یعنی کُلی پیشرفت میکنیم‏!‏

326
00:15:51,600 --> 00:15:53,500
حسابی هیجان زده اَم‏!‏

327
00:15:54,040 --> 00:15:57,870
اما گردابِ جنگ پیش
بینی شین رو به درونِ خودش میکشه‏،‏

328
00:15:57,870 --> 00:16:00,820
و آیندۀ آشفته ای رو به ارمغان میاره‏.‏

329
00:16:01,180 --> 00:16:04,180
استانِ شین قلعۀ وَن

330
00:16:02,350 --> 00:16:04,180
هم زمان در قلعۀ وَن‏.‏‏.‏‏.‏

331
00:16:14,360 --> 00:16:17,700
( پرچمِ = وِی )

332
00:16:17,900 --> 00:16:20,330
چی!؟ قلعۀ وَن سقوط کرده!؟

333
00:16:20,990 --> 00:16:22,050
چطوری!؟

334
00:16:22,050 --> 00:16:25,760
فکر کردم ما قراره حمله
کنیم نه اینکه موردِ حمله قرار بگیریم!؟

335
00:16:25,760 --> 00:16:27,550
چه اتفاقی برایِ ژنرال هِی گَنگ افتاده!؟

336
00:16:27,550 --> 00:16:29,370
اون ژنرالِ خیلی قوییِ، مگه نه!؟

337
00:16:29,980 --> 00:16:31,920
اونا گفتن تو جنگ کشته شده‏.‏

338
00:16:31,920 --> 00:16:32,340
چـی ــ‏!‏؟

339
00:16:33,600 --> 00:16:35,300
و فقط ژنرال نبوده که کشته شده‏.‏

340
00:16:35,950 --> 00:16:40,120
همۀ پیرها ‏،‏ زنا
و بچه های تو قلعه رو

341
00:16:40,120 --> 00:16:41,760
سلاخی کردن‏.‏

342
00:16:46,770 --> 00:16:49,260
اولین بارمِ برای همین چیزی نمیدونم‏،‏

343
00:16:49,260 --> 00:16:52,100
اما همیشه تو جنگ ها اینقدر افراط میکنن؟

344
00:16:52,100 --> 00:16:55,580
نه ‏،‏ منم اولین
باره که همچین چیزی رو میشنوم‏.‏

345
00:16:55,580 --> 00:16:58,780
یعنی کی همچین کارِ وحشتناکی انجام داده‏!‏؟

346
00:17:00,040 --> 00:17:02,240
بنظر ژنرالِ وِی‏،‏ وو کینگ این کار و کرده‏.‏

347
00:17:03,230 --> 00:17:05,900
برای شکست دادن ژنرال هِی گَنگ‏،‏

348
00:17:05,900 --> 00:17:09,500
حتماً تواناییِ خیلی زیادی تو جنگیدن داره‏.‏

349
00:17:10,960 --> 00:17:12,180
اصلاً مهم نیست‏!‏

350
00:17:13,280 --> 00:17:15,760
مهم نیست چه جور
ژنرالی باشه‏،‏ فقط باید اونو بکشیم‏.‏

351
00:17:17,210 --> 00:17:18,510
ا‏-‏اما ‏.‏‏.‏‏.‏

352
00:17:18,940 --> 00:17:22,340
قلعۀ وَن که قرار
بود واردش بشیم سقوط کرده‏،‏ پس‏.‏‏.‏‏.‏

353
00:17:22,340 --> 00:17:25,180
از اینجا کجا باید بریم؟

354
00:17:25,180 --> 00:17:26,510
یاشویی‏.‏

355
00:17:26,740 --> 00:17:29,580
اونجا با ارتشِ اول و دوم ترکیب میشیم

356
00:17:29,580 --> 00:17:33,470
و به رونگ یانگ حمله میکنیم‏.‏

357
00:17:33,470 --> 00:17:35,320
بنظر خیلی خطرناک میاد‏.‏

358
00:17:36,670 --> 00:17:38,570
این بدترین اتفاقیِ که افتاده‏.‏

359
00:17:38,570 --> 00:17:42,320
خُب انگار قراره به بیرحمانه ترین میدانِ جنگ بریم‏!‏

360
00:17:43,140 --> 00:17:45,550
حتماً موفق میشیم‏!‏

361
00:17:54,090 --> 00:17:57,020
<i>همه خیلی عصبی هستن‏.‏‏.‏‏.‏</i>

362
00:17:57,970 --> 00:18:02,200
<i>که اینطور‏،‏ پس این احساسِ قبل از جنگِ‏.‏</i>

363
00:18:02,630 --> 00:18:03,650
هـی‏،‏ تو‏!‏

364
00:18:03,650 --> 00:18:04,950
الان پایِ منو لگد کردی‏،‏ مگه نه‏!‏؟

365
00:18:06,870 --> 00:18:09,620
هـی‏،‏ شما ها مالِ
ضعیف ترین ‏"‏ وو ‏"‏ هستین‏.‏

366
00:18:09,620 --> 00:18:13,810
جلوی دست و پایی‏،‏ قبل از اینکه ما
رو هم با خودتون به کشتن بدید‏،‏ چرا برنمی گردید خونتون؟

367
00:18:13,810 --> 00:18:14,750
ا‏-‏ای عوضی‏!‏

368
00:18:14,750 --> 00:18:15,440
اِ‏-‏اِم‏.‏‏.‏‏.‏

369
00:18:16,040 --> 00:18:17,440
چه مرگته؟

370
00:18:17,440 --> 00:18:18,700
میخوای دخلت و بیارم‏!‏؟

371
00:18:22,190 --> 00:18:22,710
چـ‏-‏چی؟

372
00:18:25,030 --> 00:18:26,790
نباید این کار و بکنی‏!‏

373
00:18:26,790 --> 00:18:28,950
مبارزه بینِ خودمون طیِ پیشروی جرمِ‏!‏

374
00:18:29,530 --> 00:18:31,710
خواهش میکنم‏،‏ بخاطرِ من بی خیالش شو‏.‏‏.‏‏.‏

375
00:18:34,770 --> 00:18:35,620
لعنتی‏!‏

376
00:18:39,360 --> 00:18:41,790
<i>فکر نمیکردم چیزی بارش باشه‏.‏‏.‏‏.‏</i>

377
00:18:44,070 --> 00:18:47,220
<i>اما انگار خیلی توانایی هاشُ پنهان میکنه‏.‏‏.‏‏.‏</i>

378
00:18:47,220 --> 00:18:50,270
استانِ وِی رونگ یانگ

379
00:18:51,350 --> 00:18:54,730
ژنرال وو کینگ‏،‏ بابت نیرو های کمکی سپاسگزارم‏!‏

380
00:18:55,490 --> 00:18:57,700
حالا که شما اینجایید‏،‏

381
00:18:57,700 --> 00:19:00,860
رونگ یانگ غیر قابلِ نفوذ میشه‏!‏

382
00:19:01,290 --> 00:19:03,240
ما نیریِ کمکی نیستیم‏.‏

383
00:19:03,240 --> 00:19:04,190
قربان؟

384
00:19:04,190 --> 00:19:07,490
من اومدم تا تمامِ لشگرِ رونگ یانگُ بگیرم‏.‏

385
00:19:08,140 --> 00:19:09,290
تمامِ لشگر؟

386
00:19:09,290 --> 00:19:10,750
من‏-‏منظورتون چیه؟

387
00:19:10,910 --> 00:19:17,040
بزرگترین فرماندۀ ارتشِ وِی *

388
00:19:10,910 --> 00:19:17,040
ژنرال
وو کینگ

389
00:19:11,220 --> 00:19:17,500
به هیچ وجه اجازه نمیدم
اون متجاوزانِ کثیف پاشونو تو سرزمینِ وِی بزارن‏!‏

390
00:19:18,750 --> 00:19:21,090
ژنرال وو کینگ‏،‏ شما که نمیخوایید‏.‏‏.‏‏.‏

391
00:19:21,510 --> 00:19:24,550
یاشویی استانی از شین

392
00:19:26,470 --> 00:19:28,550
گذارشِ فوری‏!‏ گذارشِ فوری‏!‏

393
00:19:29,050 --> 00:19:32,270
چند لحظه پیش‏،‏ نیروی هایِ
ارتش وِی از رونگ یانگ خارج شدن‏.‏

394
00:19:32,940 --> 00:19:34,380
تعدادشون 150,000 نفره‏.‏

395
00:19:34,380 --> 00:19:36,080
وو کینگ اونا رو رهبری میکنه‏!‏

396
00:19:36,080 --> 00:19:38,230
اونا دارن مستقیماً به اینجا میان‏!‏

397
00:19:38,850 --> 00:19:39,700
چی‏!‏؟

398
00:19:39,700 --> 00:19:40,790
150,000نفر‏!‏؟

399
00:19:40,790 --> 00:19:42,740
این که کُلِ نیرو هایِ دفاعیِ رونگ یانگِ‏!‏

400
00:19:43,240 --> 00:19:46,780
وو کینگِ لعنتی‏،‏ بعد
از قلعۀ وَن میخواد یاشیو رو بگیره‏!‏؟

401
00:19:47,370 --> 00:19:52,430
<i>یعنی چه خبره؟ لشکرِ اول و دوم اینجان‏.‏</i>

402
00:19:52,430 --> 00:19:55,410
<i>کاملاً با قلعۀ وَن
فرق میکنه که هیچ سربازی نداشت‏.‏‏.‏‏.‏</i>

403
00:19:55,950 --> 00:19:57,730
<i>یعنی نقشۀ خاصی داره‏.‏‏.‏‏.‏؟</i>

404
00:19:58,400 --> 00:19:59,830
آشفته نشین‏!‏

405
00:20:01,970 --> 00:20:04,510
وو کینگ نمیخواد به یاشیو حمله بکنه‏.‏

406
00:20:05,010 --> 00:20:11,010
بزرگترین ژنرالِ ارتشِ شین *

407
00:20:05,010 --> 00:20:11,010
ژنرال بیائو گونگ

408
00:20:05,210 --> 00:20:08,460
اون فقط میخواد جنگُ به یه دشتِ صاف ببره

409
00:20:08,470 --> 00:20:11,010
جایی که قدرتِ ارابه
هایِ جنگیِ وِی به کارشون میاد‏.‏

410
00:20:12,460 --> 00:20:14,580
دشتِ شِگان‏،‏ ها؟

411
00:20:14,930 --> 00:20:16,020
خیلی جالبه‏.‏

412
00:20:16,560 --> 00:20:18,690
حمله به رونگ یانگ فعلاً منتفی میشه‏!‏

413
00:20:18,690 --> 00:20:20,020
بجاش جنگُ در دشت ها انجام میدیم‏!‏

414
00:20:20,020 --> 00:20:24,690
رونگ یانگ

415
00:20:20,020 --> 00:20:24,690
یاشیو

416
00:20:20,020 --> 00:20:25,530
دشتِ شِگان

417
00:20:20,980 --> 00:20:25,220
جنگ در مکانی بینِ منطقۀ رونگ
یانگ و یاشیو‏،‏ یعنی دشتِ شگان صورت میگیره‏!‏

418
00:20:26,080 --> 00:20:28,530
سریع تر موقعیت خودتون
رو در تپه ها مشخص کنید‏!‏

419
00:20:28,530 --> 00:20:29,810
فوراً حرکت کنید‏!‏

420
00:20:30,020 --> 00:20:31,010
فوراً‏!‏؟

421
00:20:31,010 --> 00:20:34,350
اما آرایشِ جنگیِ واحد ها هنوز تموم نشده‏!‏

422
00:20:34,350 --> 00:20:36,420
و ارتشِ چهارم هم هنوز نرسیده‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

423
00:20:36,420 --> 00:20:38,920
میتونیم اون کارا رو تو دشتِ شِگان انجام بدیم‏!‏

424
00:20:39,550 --> 00:20:42,500
ارتشِ چهارم باید مستقیماً به سمتِ شِگان بره‏!‏

425
00:20:42,950 --> 00:20:44,670
<i>خیلی سریع خودشُ وفق داد‏.‏</i>

426
00:20:45,390 --> 00:20:49,030
<i>میتونم دلیلِ موضع گیری تو تپه ها رو درک
کنم برای اینکه دیدِ خیلی خوبی نسبت به جنگ و دشت داره‏.‏</i>

427
00:20:49,340 --> 00:20:51,030
<i>اما این خیلی تابلو ئه‏.‏‏.‏‏.‏</i>

428
00:20:51,940 --> 00:20:57,230
<i>اگه عجله کنیم‏،‏ سه روز طول میکشه تا به دشتِ شِگان برسیم‏.‏
چهار روز هم طول میکشه تا به رونگ یانگ برسیم‏.‏</i>

429
00:20:57,230 --> 00:20:59,730
<i>که یعنی تا سه یا
چهار روزِ آینده با ارتشِ وِی روبرو میشیم‏.‏</i>

430
00:21:00,500 --> 00:21:03,680
<i>اما نه سرباز ها یا لشگر ها آماده نیستن‏.‏</i>

431
00:21:04,090 --> 00:21:07,450
<i>این طبیعیه که برای
اجرایِ نقشه ده روز وقت لازمه‏.‏</i>

432
00:21:07,450 --> 00:21:09,680
<i>و نقشه این بود
که از تو قلعه بهشون حمله کنیم‏.‏</i>

433
00:21:10,400 --> 00:21:12,450
<i>یعنی این ژنرال قابلِ اطمینانِ‏.‏‏.‏‏.‏؟</i>

434
00:21:13,570 --> 00:21:14,630
<i>بیائو گونگ‏.‏‏.‏‏.‏</i>

435
00:21:14,630 --> 00:21:16,460
<i>یعنی چه جور ژنرالیِ‏.‏‏.‏‏.‏؟</i>

436
00:21:17,070 --> 00:21:18,710
همۀ واحد ها حرکت کنید‏!‏

437
00:21:23,760 --> 00:21:26,220
چرا یهو داریم میدوییم؟

438
00:21:26,220 --> 00:21:27,640
نمیدونم‏.‏

439
00:21:27,640 --> 00:21:32,180
اما انگار مقصدمون از
یاشویی به دشتِ شِگان تغییر کرده‏.‏

440
00:21:32,800 --> 00:21:35,090
باز دوباره تغییر کرده‏!‏؟

441
00:21:35,090 --> 00:21:36,620
چه خبر شده‏!‏؟

442
00:21:36,620 --> 00:21:38,130
این دومین باره‏!‏

443
00:21:38,130 --> 00:21:42,570
احتمالاً ربطی به حرکاتِ وِی داره‏.‏‏.‏‏.‏

444
00:21:42,570 --> 00:21:46,410
فهمیدید بچه ها؟ لطفاً
قلب و ذهنتون برای این آماده کنید‏.‏‏.‏‏.‏

445
00:21:47,190 --> 00:21:50,600
با اینکه در اصل قرار بود ما
حمله کنیم‏،‏ اما حالا عقب تر از همه هستیم‏.‏‏.‏‏.‏

446
00:21:51,430 --> 00:21:54,380
تو همچین زمانی‏،‏ خیلی ها میمیرن‏.‏

447
00:21:57,940 --> 00:22:00,560
ژ‏-‏شین‏!‏ اینقدر جلو جلو نرو‏!‏

448
00:22:00,890 --> 00:22:03,660
یکی هم به فکر ‏"‏ وو ‏"‏ ـت باش‏!‏

449
00:22:03,660 --> 00:22:06,880
یه جورایی ما شدیم جلودار‏!‏

450
00:22:06,880 --> 00:22:08,510
من که جلو جلو نمیرم‏!‏

451
00:22:08,510 --> 00:22:10,510
فقط باید به خودتون
یه تکونی بدید و بهم برسین‏!‏

452
00:22:11,260 --> 00:22:13,850
و‏-‏ووچانگ‏.‏‏.‏‏.‏الان پنج روز میشه‏.‏‏.‏‏.‏

453
00:22:14,320 --> 00:22:18,530
یعنی هنوز به دشتِ شِگان نرسیدیم‏.‏‏.‏‏.‏؟

454
00:22:18,530 --> 00:22:21,800
فکر کنم دیگه به زودی میرسیم‏.‏

455
00:22:27,160 --> 00:22:29,530
<i>الان یهو جو تغییر کرد‏.‏‏.‏‏.‏</i>

456
00:22:29,920 --> 00:22:32,080
<i>یه چیزی از اینجا عبور کرده‏.‏‏.‏‏.‏</i>

457
00:22:35,070 --> 00:22:36,340
هـی‏،‏ شین‏!‏

458
00:22:36,340 --> 00:22:37,300
چی شده‏!‏؟

459
00:22:40,410 --> 00:22:41,920
ه‏-‏هـی تو‏!‏

460
00:22:41,920 --> 00:22:43,300
جلو تر از ارابۀ راهنما نرو‏!‏

461
00:22:45,600 --> 00:22:47,360
<i>داره گرم تر و گرم تر میشه‏.‏‏.‏‏.‏</i>

462
00:22:49,610 --> 00:22:51,190
<i>داره سنگین تر و سنگین تر میشه‏.‏‏.‏‏.‏</i>

463
00:22:52,020 --> 00:22:53,500
<i>این چه احساسیِ؟</i>

464
00:22:54,120 --> 00:22:56,160
<i>با موتا و لانکای فرق میکنه‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏</i>

465
00:22:57,060 --> 00:22:58,750
<i>اما شکی نیست که‏.‏‏.‏‏.‏</i>

466
00:22:59,370 --> 00:23:01,840
<i>خیلی زود یه چیزی جلوم نمایان میشه‏!‏</i>

467
00:23:02,860 --> 00:23:04,100
<i>یه چیز خیلی بزرگ‏!‏</i>

468
00:23:11,860 --> 00:23:13,610
( پرچمِ = وِی )

469
00:23:17,790 --> 00:23:20,390
این دیگه چیه!؟

470
00:23:22,260 --> 00:23:40,760


471
00:23:22,260 --> 00:23:40,760


472
00:23:22,260 --> 00:23:40,760


473
00:23:41,150 --> 00:23:46,970
برای بهم بافتن قلب از هم گسیخته‌ام

474
00:23:41,150 --> 00:23:46,970
壊れそうな心 紡ぐように

475
00:23:41,150 --> 00:23:46,970
kowaresou na kokoro tsumugu youni

476
00:23:46,970 --> 00:23:52,390
(به تکه‌های رویایم
خیره مانده‌ام (دیگر از اشک خبری نیست

477
00:23:46,970 --> 00:23:52,390
夢のカケラ見つめ (No more cry）

478
00:23:46,970 --> 00:23:52,390
yume no kakera mitsume (No more cry)

479
00:23:52,410 --> 00:23:58,440
مهتابی که در برابر چشم‌هایم می‌بینم

480
00:23:52,410 --> 00:23:58,440
目の前には月が映し出す

481
00:23:52,410 --> 00:23:58,440
me no mae ni wa tsuki ga utsushidasu

482
00:23:58,440 --> 00:24:01,980
این سوگند را در قلبم باز می‌تاباند

483
00:23:58,440 --> 00:24:01,980
この胸の約束

484
00:23:58,440 --> 00:24:01,980
kono mune no yakusoku

485
00:24:03,160 --> 00:24:08,960
از خاطرات اشک‌بارم روی بر نمی‌گردانم

486
00:24:03,160 --> 00:24:08,960
涙が残した記憶さえも

487
00:24:03,160 --> 00:24:08,960
namida ga nokoshita kioku sae mo

488
00:24:08,960 --> 00:24:14,150
.یا از گذشته‌ای که
در آن دوش به دوش هم می‌خندیدیم

489
00:24:08,960 --> 00:24:14,150
笑いあった過去さえ振り向かない

490
00:24:08,960 --> 00:24:14,150
waraiatta kako sae furimukanai

491
00:24:14,150 --> 00:24:16,970
آوای روح

492
00:24:16,970 --> 00:24:18,410
آوای تو

493
00:24:18,410 --> 00:24:25,280
.بی‌شک اندوه به قدرت بدل خواهد شد

494
00:24:18,410 --> 00:24:25,280
悲しみならきっと 強さに変わるはず

495
00:24:18,410 --> 00:24:25,280
kanashimi nara kitto tsuyosa ni kawaru hazu

496
00:24:25,590 --> 00:24:26,940
من اشکی نمی‌ریزم

497
00:24:26,940 --> 00:24:28,470
ترسی به دل راه نمی‌دهم

498
00:24:28,470 --> 00:24:29,870
!باز نمی‌ایستم

499
00:24:29,870 --> 00:24:36,580
.می‌دانم اگر بلندتر
بپرم، از آسمان‌ها نیز گذر خواهم کرد

500
00:24:29,870 --> 00:24:36,580
高く翔べばきっと空の向こうに届く

501
00:24:29,870 --> 00:24:36,580
takaku tobeba kitto sora no mukou ni todoku

502
00:24:36,580 --> 00:24:40,200
آوای من

503
00:24:40,420 --> 00:24:41,750
آری

504
00:24:42,060 --> 00:24:47,530
آوای روح

505
00:24:51,670 --> 00:24:57,680
پیش نمایش

506
00:24:52,300 --> 00:24:55,170
لعنتی‏،‏ هیچ راهی به داخل نیست‏!‏

507
00:24:55,510 --> 00:24:56,960
راهِ فراری نیست‏.‏

508
00:24:56,960 --> 00:25:00,140
زندگی با سرعتِ ضربه نابود میشه‏.‏

509
00:24:59,800 --> 00:25:01,760
تهدیدِ لشگرِ ارابه هایِ جنگی

510
00:25:00,640 --> 00:25:01,490
قسمتِ بعدی‏،‏

511
00:25:01,550 --> 00:25:06,760
پایان

512
00:25:01,760 --> 00:25:06,890
تهدیدِ لشگرِ ارابه هایِ جنگی

