1
00:00:09,930 --> 00:00:11,680
چی جای خوشحالی داره؟
Animental.net

2
00:00:11,680 --> 00:00:14,180
!تو و تو و تو....همه اش دارید مزخرف میگین

3
00:00:14,180 --> 00:00:16,140
!این‌قدر پرت و پلا نگین

4
00:00:17,230 --> 00:00:18,740
!پیر عوضی

5
00:00:20,050 --> 00:00:24,460
...شو...شو

6
00:00:25,300 --> 00:00:28,590
!شو مرده

7
00:00:38,420 --> 00:00:41,880
!یه چیزی بگو

8
00:00:46,400 --> 00:00:50,680
مگه فقط شو مرده؟

9
00:00:51,550 --> 00:00:54,440
!این جنگه

10
00:00:54,440 --> 00:00:57,940
چـ...چی گفتی؟

11
00:00:57,940 --> 00:00:59,940
!...عوضی

12
00:00:59,940 --> 00:01:02,450
!مزخرف نگو

13
00:01:03,700 --> 00:01:06,550
!حرومزاده

14
00:01:14,350 --> 00:01:17,210
.سرورم،بخاطر این شلوغی متاسفم

15
00:01:18,530 --> 00:01:21,220
با این پسر چکار کنیم؟

16
00:01:25,590 --> 00:01:27,980
.بزار یه گوشه بخوابه

17
00:01:27,980 --> 00:01:29,090
.بله

18
00:01:30,400 --> 00:01:32,400
چین باستان

19
00:01:32,400 --> 00:01:34,480
،آن‌گاه که معلوم شد
عصر حکومت قدیسین به سر آمده

20
00:01:34,480 --> 00:01:37,400
.حرص و آز انسان‌ها سر بر آورد

21
00:01:37,400 --> 00:01:40,650
و طوفانی از جنگ‌های خونین که پانصد سال به طول انجامید
.سرتاسر چین را در کام خود فرو برد

22
00:01:40,650 --> 00:01:43,650
بیش از صد ایالت، یکی پس از دیگری ویران شد و
.تنها هفت ایالت باقی ماند

23
00:01:43,650 --> 00:01:49,680
.و حال، نسیم تاریخ عظیمی
از ایالت شین در غرب دور برمی‌خیزد

24
00:01:49,680 --> 00:01:54,100
این حکایت پرآشوب پسرکی‌ست گمنام
!و شاهی جوان که دوران جنگ را به سر آوردند

25
00:02:11,930 --> 00:02:18,110
در آسمانی پرستاره که
زودتر از همیشه از نظر پنهان شد

26
00:02:11,930 --> 00:02:18,110
いつもより早く消えてった星空に

27
00:02:11,930 --> 00:02:18,110
itsumo yori hayaku kietetta hoshi zora ni

28
00:02:11,930 --> 00:02:17,270


29
00:02:11,930 --> 00:02:17,270


30
00:02:18,510 --> 00:02:21,590


31
00:02:18,510 --> 00:02:21,590
重なり合った出会いは

32
00:02:18,510 --> 00:02:21,590
kusanariatta deai wa

33
00:02:18,770 --> 00:02:24,360


34
00:02:21,590 --> 00:02:25,050
.مرا در خود فرو برده

35
00:02:21,590 --> 00:02:25,050
俺を呑み込んでいく

36
00:02:21,590 --> 00:02:25,050
ore wo nomikonde iku

37
00:02:25,980 --> 00:02:29,110
.این رویا نابودشدنی نیست

38
00:02:25,980 --> 00:02:29,110
この夢は砕けない

39
00:02:25,980 --> 00:02:29,110
kono yume wa kudakenai

40
00:02:25,980 --> 00:02:31,360


41
00:02:29,110 --> 00:02:32,780
در این وحشت کهنه‌ی نهفته در قلبم

42
00:02:29,110 --> 00:02:32,780
錆びつかせた恐怖心

43
00:02:29,110 --> 00:02:32,780
sabitsukaseta kyoufushin

44
00:02:32,780 --> 00:02:35,620
و لرزشی که از بی‌تابی بر جانم افتاده

45
00:02:32,780 --> 00:02:35,620
揺らぐ不安の中で

46
00:02:32,780 --> 00:02:35,620
yuragu fuan no naka de

47
00:02:35,620 --> 00:02:39,960
.حقیقتی نهفته که
اشک باران را نیز بند می‌آورد

48
00:02:35,620 --> 00:02:39,960
雨を遮る信実

49
00:02:35,620 --> 00:02:39,960
ame wo saegiru shinjitsu

50
00:02:39,960 --> 00:02:43,290
،هیچ کسی را یارای ربودنش نیست

51
00:02:39,960 --> 00:02:43,290
誰にも奪えやしない

52
00:02:39,960 --> 00:02:43,290
dare ni mo ubaeyashinai

53
00:02:43,290 --> 00:02:47,010
.غروری که در سرزمینمان خانه کرده

54
00:02:43,290 --> 00:02:47,010
同じ景色にひそんだプライド

55
00:02:43,290 --> 00:02:47,010
onaji keshiki ni hosonda puraido

56
00:02:47,010 --> 00:02:53,890
بی‌شک روزی به آرزوی خوش‌اقبالانه‌ام
.جامه‌ی حقیقت خواهم پوشاند

57
00:02:47,010 --> 00:02:53,890
いつかきっと叶う 今も見える希望 fortitude

58
00:02:47,010 --> 00:02:53,890
itsuka kitto kanau ima mo mieru kibou fortitude

59
00:02:53,890 --> 00:02:57,310
،کاستی‌هایمان را فراموش نمی‌کنیم

60
00:02:53,890 --> 00:02:57,310
弱さを捨てはしない

61
00:02:53,890 --> 00:02:57,310
yowasa wo sute wa shinai

62
00:02:57,310 --> 00:03:00,980
.این صحنه پیوسته برپاست

63
00:02:57,310 --> 00:03:00,980
俺達の消えないシーン

64
00:02:57,310 --> 00:03:00,980
oretachi no kienai shiin

65
00:03:00,980 --> 00:03:08,070
رویایی که در قلب شکست‌ناپذیرم دارم
.همچون خطی ممتد و بی‌انتها در تکاپوست

66
00:03:00,980 --> 00:03:08,070
不連続線の様に走る希望 unbreakable heart

67
00:03:00,980 --> 00:03:08,070
furenzokusen no youni hashiru kibou unbreakable heart

68
00:03:08,070 --> 00:03:11,570
.از همان نخست می‌دانستم پایانی نیست

69
00:03:11,570 --> 00:03:18,580
.عزمم را جزم کردم
و حال زمان برداشتن نخستین گام فرا رسیده

70
00:03:18,580 --> 00:03:24,760
.زمانش همین حالاست

71
00:03:27,590 --> 00:03:32,550
(راه بدل شدن به شوگون (ژنرال اعظم

72
00:03:32,550 --> 00:03:35,060
.بفرمائید نوش جان کنید

73
00:03:43,570 --> 00:03:50,570
میتوانید دست کم بگید خوشمزه یا بدمزه ست؟

74
00:03:51,570 --> 00:03:55,580
.عین خیالشون هم نیومد

75
00:03:55,950 --> 00:03:56,990
...ای بابا

76
00:03:56,990 --> 00:03:59,150
....تو بد موقعیتی هستیم

77
00:03:59,150 --> 00:04:01,580
.فکرش رو نمیکردم که همچین اتفاقی پیش بیاد

78
00:04:01,580 --> 00:04:05,630
....آره،حتی ارباب شوبونکون هم یه عالمه بدبختی کشیده

79
00:04:07,090 --> 00:04:09,270
شوبونکون؟

80
00:04:09,270 --> 00:04:13,420
کاریو،تو بودی گفتی "شوبونکون"؟

81
00:04:13,420 --> 00:04:14,790
.من نبودم

82
00:04:14,790 --> 00:04:15,860
.عوضی

83
00:04:15,860 --> 00:04:17,100
کدوم قبرستون رفته؟

84
00:04:17,670 --> 00:04:19,240
....اوخ

85
00:04:19,760 --> 00:04:21,350
لعنتی، کی بود زدم؟

86
00:04:21,350 --> 00:04:24,030
.تو هنوز نباید راه بری

87
00:04:24,030 --> 00:04:29,010
.اما فقط تو نیستی که وضعت خرابه

88
00:04:31,340 --> 00:04:35,050
.همه بخاطر سی اینجان

89
00:04:36,160 --> 00:04:38,130
.خیلی خوشحالم

90
00:04:38,130 --> 00:04:42,230
.آره، خیلی خوبه که شاه حالش خوبه

91
00:04:42,230 --> 00:04:44,510
صورت شوبونکون رو دیدی؟

92
00:04:44,510 --> 00:04:47,380
!تا حالا ندیده بودم که اینطوری گریه کنه

93
00:04:47,380 --> 00:04:51,880
.خوشحالم که جونمون رو
به خطر انداختیم و به اینجا آمدیم

94
00:04:55,550 --> 00:05:00,350
در فرار ما، بزرگترین محاسبه
اشتباهی که کردیم این بود که انتظار نداشتیم

95
00:05:00,350 --> 00:05:02,880
.ژنرال اوهوکی پیداش بشه

96
00:05:02,880 --> 00:05:06,400
.هیچ خوابش رو هم نمیدیدیم که بیاد

97
00:05:06,860 --> 00:05:13,320
...با توجه به شخصیتش انتظار داشتم که
نسبت به منازعه داخل کاخ بی تفاوت باشه ،اما

98
00:05:15,750 --> 00:05:21,520
.ممکنه که ما اون
موقع قربانی نقشه اوهوکی شده باشیم

99
00:05:21,520 --> 00:05:22,540
نقشه؟

100
00:05:22,540 --> 00:05:23,730
.بله

101
00:05:23,730 --> 00:05:28,900
در اون غوغا، ناگهان محل مبارزه ما در بالای

102
00:05:28,900 --> 00:05:31,170
...تپه شودا قرار گرفت

103
00:05:32,030 --> 00:05:33,900
...و اونجا

104
00:05:41,400 --> 00:05:43,440
چی؟

105
00:06:04,620 --> 00:06:08,690
...شانس آوردم که اونجا زنده ماندم، اما

106
00:06:08,690 --> 00:06:12,920
.من از میدان مبارزه جدا شده بودم

107
00:06:17,220 --> 00:06:18,960
...اشتباه کردم

108
00:06:18,960 --> 00:06:21,790
،نه،حالا که بهش فکر میکنم

109
00:06:21,790 --> 00:06:25,270
....تعجب میکنم که توانستم
اون همه با "ژانگ وی"مبارزه کنم

110
00:06:25,820 --> 00:06:28,830
،با توانایی که اون مرد داره

111
00:06:28,830 --> 00:06:32,750
.میتوانست به راحتی منو بکشه

112
00:06:32,750 --> 00:06:37,150
.مشخص بود که میخواست
من رو از میدان مبارزه جدا کنه

113
00:06:37,990 --> 00:06:40,530
.آدم عجیبیه

114
00:06:40,530 --> 00:06:42,740
.هر چی هوس کنه رو انجام میده

115
00:06:42,740 --> 00:06:46,920
.ژنرال ژنگ وی، پرنده مرموز ایالت شین

116
00:06:47,570 --> 00:06:54,180
،ژنرال افسانه ای که
پدرم بزرگ من شاه "ژائو"رو نجات داد

117
00:06:54,180 --> 00:06:54,880
ها؟

118
00:06:55,300 --> 00:06:57,930
.فکر میکردم گرسنه باشید

119
00:06:57,930 --> 00:07:00,010
.ممنون تن

120
00:07:01,410 --> 00:07:03,700
سرورم، ایشون کی هستن؟

121
00:07:03,700 --> 00:07:05,520
این فرد منو در روستای هیبی نجات داد

122
00:07:05,520 --> 00:07:07,520
."اسمش "کاریو تن هست

123
00:07:07,520 --> 00:07:09,650
.که اینطور

124
00:07:10,560 --> 00:07:13,960
ولی جوونک لباسات خیلی عجیبن

125
00:07:13,960 --> 00:07:15,650
.بخاطر اینکه من جزو مردم کوهستانم

126
00:07:15,650 --> 00:07:21,160
.اوه، در این صورت به این مکان مرتبط هستی

127
00:07:21,570 --> 00:07:23,210
.شاید

128
00:07:24,820 --> 00:07:27,290
سرورم، میشه یه سوالی بپرسم؟

129
00:07:27,290 --> 00:07:29,020
چیه؟

130
00:07:29,020 --> 00:07:32,980
...اون پسری که باهاتون بود

131
00:07:32,980 --> 00:07:33,800
،بله

132
00:07:34,270 --> 00:07:36,310
،اسم اون پسر شین هست

133
00:07:36,310 --> 00:07:39,060
.بخاطر اونه که من الان اینجام

134
00:07:39,060 --> 00:07:42,550
.و همینطور شین دوست...شو بود

135
00:07:42,550 --> 00:07:45,310
...دوست جناب...شو

136
00:07:45,310 --> 00:07:46,850
جناب شو؟

137
00:07:47,890 --> 00:07:51,290
سرورم، اگه اجازه بدید میخوام که

138
00:07:51,290 --> 00:07:55,820
.با اون مرد در مورد
آخرین لحظات زندگی جناب شو صحبت کنم

139
00:07:56,780 --> 00:07:57,950
!شین

140
00:07:57,950 --> 00:07:59,820
!هی، شین

141
00:07:59,820 --> 00:08:02,000
سی صدات میکنه

142
00:08:02,000 --> 00:08:04,330
میخواد یه چیزی بت بگه

143
00:08:06,800 --> 00:08:10,660
.چت شده؟کارت داره

144
00:08:12,020 --> 00:08:14,380
شین، ناراحتی؟

145
00:08:14,380 --> 00:08:16,540
میتوانی اینقدر زر نزنی؟

146
00:08:16,540 --> 00:08:18,340
کی اهمیت میده؟

147
00:08:18,340 --> 00:08:21,170
!الان دارم سعی میکنم فکر کنم

148
00:08:21,170 --> 00:08:23,550
!اگه کارم داره بگو اینجا بیاد

149
00:08:23,550 --> 00:08:25,090
سی کیه؟

150
00:08:25,090 --> 00:08:27,350
کسی اینجا اسمش سیه؟

151
00:08:27,350 --> 00:08:28,480
سی؟

152
00:08:28,480 --> 00:08:31,110
تو که در مورد شاه حرف نمیزدی، درسته؟

153
00:08:31,110 --> 00:08:31,730
..چرا

154
00:08:31,730 --> 00:08:33,730
فکر میکنی داری چه غلطی میکنی؟

155
00:08:33,730 --> 00:08:38,040
.باید بگی "سرورم"تا نشانه
احترام گذاشتن تو به ایشون باشه

156
00:08:38,040 --> 00:08:40,260
.گفت که میتونم سی صداش کنم

157
00:08:40,260 --> 00:08:41,740
هنوزم داری زر زر میکنی؟

158
00:08:42,120 --> 00:08:44,680
.شین، شاه کارت داره

159
00:08:45,180 --> 00:08:46,670
.بیا

160
00:08:46,670 --> 00:08:49,130
.یارو که اسمش "بای"هست میخواد باهات حرف بزنه

161
00:08:49,130 --> 00:08:50,750
ای بابا، در مورد چی؟

162
00:08:51,510 --> 00:08:53,900
.در مورد لحظات آخر زندگی شو

163
00:08:57,950 --> 00:08:59,260
.باشه

164
00:09:02,760 --> 00:09:05,110
.وایسا منم بیام

165
00:09:07,670 --> 00:09:09,270
تیر انداز؟

166
00:09:10,530 --> 00:09:13,270
اما پیکان هاش کجاست؟

167
00:09:18,150 --> 00:09:20,500
اه اون اینجاست

168
00:09:27,130 --> 00:09:31,160
.به دیدن جنازه عادت دارم
اما دست زدن بهشون خیلی حس مزخرفیه

169
00:09:31,160 --> 00:09:33,290
کجان؟

170
00:09:33,290 --> 00:09:34,830
.اونجا نیستن

171
00:09:36,170 --> 00:09:38,660
سرو صدا نکن فسقلی

172
00:09:39,680 --> 00:09:44,500
.اگه بفهمن که زنده ام، منو میکشن

173
00:09:44,500 --> 00:09:47,180
میگم چطوریه که تو هنوز زنده ای؟

174
00:09:47,180 --> 00:09:50,680
....نیروی زندگی موتا خیلی قویه

175
00:09:50,680 --> 00:09:54,220
.دوست داشتم اینو بگم اما موتا به زودی میمیره

176
00:09:54,220 --> 00:09:57,060
.پس موتا رو تنها بزار

177
00:09:57,530 --> 00:10:01,190
.باشه، اما در عوض پیکان
های سمی ات رو باید به من بدی

178
00:10:01,680 --> 00:10:05,060
پیکان های سمی موتا؟

179
00:10:05,060 --> 00:10:08,120
.آره، میخوام قوی بشم

180
00:10:30,090 --> 00:10:31,850
تو "بای"هستی؟

181
00:10:32,600 --> 00:10:36,980
.من خدمتگزار و دستیار جناب شوبونکونم

182
00:10:36,980 --> 00:10:40,980
.شنیدم که...میخوای در مورد شو صحبت کنی

183
00:10:40,980 --> 00:10:46,490
.آره، چیزی هست که باید در موردش بدونم

184
00:10:49,240 --> 00:10:51,660
!سرورم

185
00:10:57,970 --> 00:10:59,960
قربان، شما چه دستوری میدید؟

186
00:10:59,960 --> 00:11:01,480
.از کالسکه محافظت کنید

187
00:11:01,480 --> 00:11:05,510
.به هیچ عنوان
نزارید که دست اونا به کالسکه برسه

188
00:11:08,810 --> 00:11:13,010
.فقط من و جناب شوبونکون
میدونیم که در کالسکه بدل شاه هست

189
00:11:13,600 --> 00:11:20,220
برای اینکه نقشه موفقیت آمیز بشه، صدام
.رو بالا بردم تا به نیروها روحیه بدم

190
00:11:20,220 --> 00:11:23,020
..."اما ارتش "اوهوکی

191
00:11:23,800 --> 00:11:26,080
!خیلی قوی بود

192
00:11:26,650 --> 00:11:29,160
.نا امید نشید، محکم وایسید

193
00:11:29,590 --> 00:11:33,280
.بخاطر همان صفوف ما به
هم ریخت و کالسکه از بقیه جدا افتاد

194
00:11:36,700 --> 00:11:38,190
."کاپتان "بای

195
00:11:38,190 --> 00:11:39,210
.کالسکه

196
00:11:42,810 --> 00:11:44,200
<i>...تمام شد</i>

197
00:11:44,200 --> 00:11:46,910
<i>...همه چیز رو از دست میدیم</i>

198
00:11:46,910 --> 00:11:50,890
....من تسلیم شده بودم اما بعدش

199
00:11:59,310 --> 00:12:01,690
.تسلیم نشید، آرایش نظامیتون رو از سر بگیرید

200
00:12:02,190 --> 00:12:04,070
.جمع بشید و
سعی کنید که خطوط دشمن رو بشکنید

201
00:12:04,070 --> 00:12:06,940
.دور شاه جمع شید

202
00:12:04,950 --> 00:12:06,940
.از بینشون رد میشیم

203
00:12:11,700 --> 00:12:17,430
.با کلمه های جناب شو به جای
نا امیدی، آتش جنگ در دل ما زبانه کشید

204
00:12:19,270 --> 00:12:22,060
.راستش باورم نمیشد

205
00:12:22,500 --> 00:12:25,710
،در برابر ارتش "اوهوکی"
که سرتاسر ایالت ازش وحشت داشتن

206
00:12:25,710 --> 00:12:27,520
.بدون یه لحظه ترس
و درنگ ما رو رهبری کرد

207
00:12:27,520 --> 00:12:32,450
...با اینکه یه پسر بی
نام و از طبقه پائین جامعه بود

208
00:12:33,970 --> 00:12:36,180
جناب شو

209
00:12:38,180 --> 00:12:43,460
!اما اون تجسم واقعی...یه شاه بود

210
00:12:49,910 --> 00:12:53,170
.فکر کردم با اون یورش
ما بدون شک میتوانیم از دشمن رد بشیم

211
00:12:53,170 --> 00:12:55,490
...هر چند

212
00:12:56,280 --> 00:13:01,170
.ستوان، نیروها رو  تقسیم کن
و بخشی از اونا رو برای نجات شوبونکون بفرست

213
00:13:01,170 --> 00:13:04,250
.اما سرورم، با این انرژی
و روحیه میتوانیم از سد نیروهای دشمن رد بشیم

214
00:13:04,250 --> 00:13:06,750
.شاه به شوبونکون احتیاج داره

215
00:13:08,850 --> 00:13:10,890
.فهمیدی؟ این یه دستوره

216
00:13:10,890 --> 00:13:12,380
.بله قربان

217
00:13:14,470 --> 00:13:17,010
شاه من نیروهای دشمن
دارن از سمت چپ وراست سرمون فرود میان

218
00:13:17,680 --> 00:13:19,020
هنوز اینقدر نیرو دارن؟

219
00:13:19,020 --> 00:13:21,080
...به نظر میاد که به این

220
00:13:21,080 --> 00:13:22,800
.راحتی ها هم نیست

221
00:13:30,430 --> 00:13:35,570
<i>....شین، بهم نیرو بده</i>

222
00:13:37,510 --> 00:13:39,540
!بریم شین

223
00:13:40,540 --> 00:13:43,040
!اون پادشاه حمله

224
00:13:43,040 --> 00:13:46,540
بیاید جلو

225
00:13:47,300 --> 00:13:52,550
.بخاطر جناب شو،نیروهایی که
ما رو تعقیب میکردن کم شده بودن

226
00:13:53,240 --> 00:13:55,680
.خب، حالا میتوانیم از خطوط دشمن رد بشیم

227
00:14:00,080 --> 00:14:01,680
!از بینشون رد شد

228
00:14:01,680 --> 00:14:06,100
.شاه حالش خوبه، به حرکت ادامه بدید

229
00:14:09,620 --> 00:14:15,450
....مطمئن بودم که اینجا
میتوانم با جناب شو دیدار کنم

230
00:14:19,360 --> 00:14:20,700
...واقعا مایه تاسفه که

231
00:14:44,870 --> 00:14:46,410
.هی،سی

232
00:14:46,410 --> 00:14:48,420
.یه سوال ازت دارم

233
00:14:48,420 --> 00:14:52,270
.باهوش نیستم برای همین میخوام که ساده توضیح بدی

234
00:14:52,270 --> 00:14:53,390
چیه؟

235
00:14:53,890 --> 00:14:59,750
اگه تو رو به
تخت سلطنت برسونم، واسم چکار میکنی؟

236
00:14:59,750 --> 00:15:04,180
فکر کنم از اونجایی که
شاه هستی میتوانی هر کاری بکنی، درسته؟

237
00:15:04,180 --> 00:15:09,470
میخوام ژنرال بشم، میتوانی منو تبدیل به ژنرال کنی؟

238
00:15:11,330 --> 00:15:13,920
چی شد که یه دفعه این تصمیم رو گرفتی؟

239
00:15:14,540 --> 00:15:17,420
.شو زیادی نمایش داده

240
00:15:18,340 --> 00:15:21,820
این یارو داره یه
جوری از شو تعریف میکنه انگار کیه

241
00:15:21,820 --> 00:15:23,620
ولی اون همیشه

242
00:15:26,310 --> 00:15:30,060
...همیشه میدونست

243
00:15:30,310 --> 00:15:33,770
...که برای بدست آوردن چیزی باید چکار کنه

244
00:15:37,800 --> 00:15:40,960
.اما من چیزی نمیدونم

245
00:15:40,960 --> 00:15:45,330
.اون میدونست چکار کنه، برای
همین فکر میکردم که اگه پیشش بمانم، کافیه

246
00:15:45,930 --> 00:15:49,330
اما اون احمق مرد

247
00:15:49,930 --> 00:15:52,320
.و الان هیچ نمیدونم که چکار باید بکنم

248
00:15:53,240 --> 00:15:55,340
.پس بهم توضیح بده

249
00:15:56,050 --> 00:15:59,130
چطوری میتونم ژنرال بشم؟

250
00:16:02,480 --> 00:16:06,880
.پیکان های سمی خطرناکن برای
همین موتا بهت پیکان های بیحس کننده میده

251
00:16:06,880 --> 00:16:10,140
.یه کم مایوس شدم
اما کاری از دستم بر نمیاد

252
00:16:11,600 --> 00:16:15,910
.کاریو تن"از مردم کوهستان قدرت جدیدی بدست آورد"

253
00:16:15,910 --> 00:16:20,610
بخاطر سکوتت یه چیزی بت میگم

254
00:16:20,610 --> 00:16:25,330
.ماندن با این شاه
جوان هیچ به نفع تو نیست

255
00:16:25,330 --> 00:16:30,120
.از چیزهایی که موتا
شنیده، تنها متحدش همان پیرمرد ریشو هست

256
00:16:30,120 --> 00:16:31,590
.الان اینطوریه

257
00:16:31,580 --> 00:16:35,130
.اما به نظر میاد یه
متحد قوی به نام "لو بووی"هم داریم

258
00:16:35,140 --> 00:16:37,310
.الان در لشکر کشی هست

259
00:16:38,610 --> 00:16:42,130
.متاسفانه در اشتباهی

260
00:16:45,960 --> 00:16:51,350
.این قلمرو الان بر اساس شایسته سالاری کار میکنه

261
00:16:51,350 --> 00:16:55,770
دوره ای که کسی فقط بخاطر اینکه در یک خانواده نجیب زاده
.بدنیا می آمد و ژنرال میشد دیگه تمام شده

262
00:16:56,340 --> 00:17:00,560
،اگه الان تو به
میدان مبارزه بری و بردی بدست بیاری

263
00:17:00,560 --> 00:17:03,780
.درجه تو بالا میره
و میتوانی به درجه ژنرالی برسی

264
00:17:03,780 --> 00:17:07,280
شو هم همین رو گفت، اینقدر رو میدونم

265
00:17:07,280 --> 00:17:09,850
.میتوانی مشخص ترصحبت کنی

266
00:17:10,680 --> 00:17:13,220
.متاسفانه برای تو قابل درک نیست

267
00:17:13,220 --> 00:17:13,790
چی؟

268
00:17:13,790 --> 00:17:16,290
منظورت چیه؟

269
00:17:17,170 --> 00:17:23,160
،یک ارتش اصولا ترکیبی از جنگجوهایی
از خانواده های معمولی و یا اصیل هست

270
00:17:23,160 --> 00:17:25,340
.و سربازان وظیفه از خانواده های معمولی تشکیل میشن

271
00:17:25,340 --> 00:17:29,810
.اما تو الان نه میتوانی جزو
سربازان معمولی و یا سربازان وظیفه قرار بگیری

272
00:17:31,320 --> 00:17:34,940
تو واقعا هیچی نمیدونی،نه؟

273
00:17:35,830 --> 00:17:39,680
.سربازان وظیفه از بین
خانواده هایی که ثبت شدن تشکیل میشن

274
00:17:39,680 --> 00:17:43,540
.و ثروت اون خانواده
ها از حد متوسط بالاتر هست

275
00:17:43,540 --> 00:17:47,970
،اما برای تو که
حتی در یک خانه هم زندگی نمیکنی

276
00:17:47,970 --> 00:17:52,270
.نه تنها نمیتوانی در ارتش پیشرفتی
بکنی، بلکه حتی نمیتوانی در میدان مبارزه پا بزاری

277
00:17:52,830 --> 00:17:54,990
.اینقدر ناراحت نباش

278
00:17:54,990 --> 00:17:59,840
درجه ژنرالی چیزی نیست که حتی اصیل زاده ها و یا
.خانواده های ارتشی بتوانند به راحتی بدستش بیارن

279
00:18:01,720 --> 00:18:03,470
...که اینطور

280
00:18:04,320 --> 00:18:05,470
.فهمیدم

281
00:18:08,840 --> 00:18:10,860
فهمیدی؟

282
00:18:11,500 --> 00:18:13,770
!آره، گرفتم چی شد

283
00:18:14,500 --> 00:18:17,360
پس سی حتما باید برگرده

284
00:18:17,360 --> 00:18:21,130
،و یه جورایی حساب
برادر کوچکترش و اون وزیر رو برسم

285
00:18:21,130 --> 00:18:24,290
،یه زمین بدست بیارم ،خونه بسازم

286
00:18:24,290 --> 00:18:25,610
!و پولدار بشم

287
00:18:28,480 --> 00:18:30,620
.خلاصه‌ش همینه

288
00:18:31,210 --> 00:18:32,870
.پس حله دیگه

289
00:18:33,180 --> 00:18:34,120
.باشه

290
00:18:35,240 --> 00:18:38,130
!حالا تازه جالب شد

291
00:18:38,780 --> 00:18:40,950
.اما در عوض باید چند برابر بقیه زحمت بکشی

292
00:18:40,950 --> 00:18:43,130
!شوخی میکنی؟ اون که چیزی نیست

293
00:18:45,130 --> 00:18:50,140
سی این درسته که ارتش
لو تا وقتی تو کشته نشی، برنمیگرده!؟

294
00:19:05,650 --> 00:19:08,700
( پرچم - لو )

295
00:19:09,360 --> 00:19:11,070
،وزیر لو

296
00:19:11,090 --> 00:19:13,410
.یک قاصد از پایتخت آمده

297
00:19:13,410 --> 00:19:16,800
.و دوباره خبرهایی در مورد شورش "جی شی"آورده

298
00:19:16,790 --> 00:19:18,960
.سرش رو ببر

299
00:19:21,670 --> 00:19:27,050
این نقشه ارتش وی
برای فرار کردن از دست ماست

300
00:19:27,050 --> 00:19:29,680
سر قاصد ببر

301
00:19:31,470 --> 00:19:35,680
لو"برنمیگرده ، اونم با اینکه میدونه که شورش شده؟"

302
00:19:35,680 --> 00:19:38,390
مسخرست

303
00:19:38,390 --> 00:19:42,940
لو بووی بیشتر از همه
بخاطر از دست دادن شاه ضربه میبینه، درسته؟

304
00:19:43,770 --> 00:19:49,450
.تو هنوز نتوانستی بفهمی
که وزیر "لو"میتوانه چقدر ترسناک باشه

305
00:19:52,880 --> 00:19:55,500
سی چی چی داره میگه؟

306
00:19:57,730 --> 00:20:03,580
.لو بووی منتظره که من
کشته بشم و چنگ ژیائو شاه بشه

307
00:20:04,270 --> 00:20:09,710
سپس لو بووی میتوانه ادعا کنه که میخواد عدالت
.رو در مورد چِنگ ژیائو و جِی شِی اجرا کنه

308
00:20:09,710 --> 00:20:13,970
.و سپس 200،000 سربازش رو
برای جنگ به سمت ژیان یانگ روانه میکنه

309
00:20:14,370 --> 00:20:16,610
،در حالی که ژیان
یانگ تبدیل به میدان مبارزه شده

310
00:20:16,610 --> 00:20:21,720
.خانواده سلطنتی هم گیر
میفتن و به احتمال زیاد کشته میشن

311
00:20:23,210 --> 00:20:29,360
در حالی که اثری از خانواده سلطنتی
باقی نمانده فکر میکنی شهروندان کی رو شاه میکنن؟

312
00:20:32,430 --> 00:20:34,240
...لو بووی

313
00:20:36,740 --> 00:20:40,490
چی؟ شوخی میکنی؟

314
00:20:40,490 --> 00:20:42,750
مگه لو بووی متحد تو نیست؟

315
00:20:43,310 --> 00:20:47,500
!اینطوری که میگی انگار
به جز دشمن چیزی تو کاخ نداری

316
00:20:48,440 --> 00:20:50,350
بهت گفتم،مگه نه؟

317
00:20:50,920 --> 00:20:56,010
.من یه شاه بی قدرت وسط یه جنگ خشونت‌بارم

318
00:20:57,290 --> 00:21:01,020
اما حتما یه کاری
از دست ما بر میاد، درسته؟

319
00:21:01,020 --> 00:21:04,330
شوبونکون؟

320
00:21:05,980 --> 00:21:13,530
.متاسفانه با نیروهایی که
در اختیار داریم،حتی نمیتوانیم نزدیک پایتخت بشیم

321
00:21:23,740 --> 00:21:25,290
نه شوبونکون

322
00:21:26,470 --> 00:21:29,300
.در نزدیک ترین زمان
ممکن میخوام که به کاخ برگردم

323
00:21:29,750 --> 00:21:31,880
!اما سرورم

324
00:21:32,990 --> 00:21:35,950
،صرف نظر از اینکه زنده یا مُرده باشم

325
00:21:35,950 --> 00:21:38,950
،تا اینکه جِی شِی
آماده جنگ با لو بووی بشه

326
00:21:38,950 --> 00:21:41,810
.به زور چانگ ژیائو
رو روی تخت سلطنت قرار میده

327
00:21:42,700 --> 00:21:47,620
جنگ بین جِی شِی و لو
بووی به اندازه کافی بزرگ هست که بتوانه

328
00:21:48,330 --> 00:21:50,480
.کشور رو دو قسمت کنه

329
00:21:50,480 --> 00:21:52,250
قبل از اینکه جنگ داخلی شروع بشه

330
00:21:52,250 --> 00:21:54,320
.باید تخت سلطنت رو بدست بیارم
و پایتخت رو به حالت عادی در بیارم

331
00:21:56,730 --> 00:21:59,730
.غیر ممکنه سرورم

332
00:21:59,730 --> 00:22:01,880
.نیروهای ما خیلی کم هستن

333
00:22:02,680 --> 00:22:06,520
بعلاوه اینکه الان در کشور کسی نیست
که طرف لو بووی و یا جِی شِی نباشه

334
00:22:06,520 --> 00:22:09,840
.و بتوانه به ما کمک کنه

335
00:22:11,360 --> 00:22:13,340
اینطور فکر میکنی؟

336
00:22:13,770 --> 00:22:16,880
سی چه نقشه ای داری؟

337
00:22:19,790 --> 00:22:21,230
!اون

338
00:22:21,230 --> 00:22:23,020
مال پیرمرده نیست؟

339
00:22:23,020 --> 00:22:25,330
!به تو چه این از الان مال منه

340
00:22:25,330 --> 00:22:26,750
.یه ثانیه به من بدش

341
00:22:26,750 --> 00:22:28,900
!نه مال خودمه

342
00:22:28,900 --> 00:22:31,430
.نمیخوام ازت بگیرمش، میخوام ببینمش

343
00:22:31,430 --> 00:22:32,520
!نه

344
00:22:32,520 --> 00:22:34,270
.میگم بده ببینمش

345
00:22:35,340 --> 00:22:36,530
.یه راهی وجود داره

346
00:22:38,250 --> 00:22:40,490
چیزی گفتید سرورم؟

347
00:22:42,850 --> 00:22:44,420
.یه راهی وجود داره

348
00:22:44,420 --> 00:22:45,700
...فقط یکی

349
00:22:45,700 --> 00:22:49,040
...یک ارتش بزرگ به لو
بووی و یا جِی شِی ملحق نشده

350
00:22:50,240 --> 00:22:54,010
.از وقتی به اینجا رسیدم دارم بهش فکر میکنم

351
00:22:57,130 --> 00:23:02,360
...اما 400 ساله که با اونها مراوده ای نداشتیم

352
00:23:02,360 --> 00:23:06,060
...امکانش کم هست اما
چاره ای به جز دیدار با اونا

353
00:23:08,600 --> 00:23:10,420
...مردم کوهستان...

354
00:23:12,520 --> 00:23:16,310
.و پادشاهی که بر اونا فرمانروایی میکنه نیست

355
00:23:22,260 --> 00:23:40,760


356
00:23:22,260 --> 00:23:40,760


357
00:23:22,260 --> 00:23:40,760


358
00:23:41,150 --> 00:23:46,970
برای بهم بافتن قلب از هم گسیخته‌ام

359
00:23:41,150 --> 00:23:46,970
壊れそうな心 紡ぐように

360
00:23:41,150 --> 00:23:46,970
kowaresou na kokoro tsumugu youni

361
00:23:46,970 --> 00:23:52,390
(به تکه‌های رویایم
خیره مانده‌ام (دیگر از اشک خبری نیست

362
00:23:46,970 --> 00:23:52,390
夢のカケラ見つめ (No more cry）

363
00:23:46,970 --> 00:23:52,390
yume no kakera mitsume (No more cry)

364
00:23:52,410 --> 00:23:58,440
مهتابی که در برابر چشم‌هایم می‌بینم

365
00:23:52,410 --> 00:23:58,440
目の前には月が映し出す

366
00:23:52,410 --> 00:23:58,440
me no mae ni wa tsuki ga utsushidasu

367
00:23:58,440 --> 00:24:01,980
این سوگند را در قلبم باز می‌تاباند

368
00:23:58,440 --> 00:24:01,980
この胸の約束

369
00:23:58,440 --> 00:24:01,980
kono mune no yakusoku

370
00:24:03,160 --> 00:24:08,960
از خاطرات اشک‌بارم روی بر نمی‌گردانم

371
00:24:03,160 --> 00:24:08,960
涙が残した記憶さえも

372
00:24:03,160 --> 00:24:08,960
namida ga nokoshita kioku sae mo

373
00:24:08,960 --> 00:24:14,150
.یا از گذشته‌ای که
در آن دوش به دوش هم می‌خندیدیم

374
00:24:08,960 --> 00:24:14,150
笑いあった過去さえ振り向かない

375
00:24:08,960 --> 00:24:14,150
waraiatta kako sae furimukanai

376
00:24:14,150 --> 00:24:16,970
آوای روح

377
00:24:16,970 --> 00:24:18,410
آوای تو

378
00:24:18,410 --> 00:24:25,280
.بی‌شک اندوه به قدرت بدل خواهد شد

379
00:24:18,410 --> 00:24:25,280
悲しみならきっと 強さに変わるはず

380
00:24:18,410 --> 00:24:25,280
kanashimi nara kitto tsuyosa ni kawaru hazu

381
00:24:25,590 --> 00:24:26,940
من اشکی نمی‌ریزم

382
00:24:26,940 --> 00:24:28,470
ترسی به دل راه نمی‌دهم

383
00:24:28,470 --> 00:24:29,870
!باز نمی‌ایستم

384
00:24:29,870 --> 00:24:36,580
.می‌دانم اگر بلندتر
بپرم، از آسمان‌ها نیز گذر خواهم کرد

385
00:24:29,870 --> 00:24:36,580
高く翔べばきっと空の向こうに届く

386
00:24:29,870 --> 00:24:36,580
takaku tobeba kitto sora no mukou ni todoku

387
00:24:36,580 --> 00:24:40,200
آوای من

388
00:24:40,420 --> 00:24:41,750
آری

389
00:24:42,060 --> 00:24:47,530
آوای روح

390
00:24:51,580 --> 00:24:57,590
در قسمت آتی

391
00:24:52,120 --> 00:24:55,050
...پس....تو نمیدونستی

392
00:24:55,050 --> 00:24:56,960
داستان اسب و شراب رو

393
00:24:56,960 --> 00:24:58,550
شین و بقیه به لرزه در میاند

394
00:24:58,550 --> 00:25:00,220
...و به ناامیدی مطلق رو میاورند

395
00:24:59,880 --> 00:25:01,630
مردم ترسناک کوهستان

396
00:25:00,220 --> 00:25:02,090
آیا کسانی که زمانی
دوست بودند به دوستی خودشون ادامه میدند؟

397
00:25:01,630 --> 00:25:06,460
مردم ترسناک کوهستان

398
00:25:01,670 --> 00:25:06,460
پایان

399
00:25:02,090 --> 00:25:02,840
قسمت بعد

