1
00:00:04,012 --> 00:00:05,026
.‫آسا

2
00:00:06,016 --> 00:00:09,011
.‫اسم تو با دقت و وسواس زیادی انتخاب شد

3
00:00:09,011 --> 00:00:14,098
.‫اون تجسم زیبایی تمام چیزهای جدیدیه که هر روز با خودش میاره

4
00:00:15,086 --> 00:00:20,088
.‫از صمیم قلبم آرزو دارم هرکسی که اطرافته دوستت داشته باشه

5
00:00:21,048 --> 00:00:26,007
.‫و به خاطرش هرکاری از دستم بر بیاد انجام می‌دم

6
00:00:29,004 --> 00:00:34,023
...‫آسا، مامانت، من

7
00:00:30,025 --> 00:00:31,076
وسایل شخصی آسا

8
00:00:43,094 --> 00:00:49,065


9
00:02:08,091 --> 00:02:10,095
‫آه، چطوری؟

10
00:02:10,095 --> 00:02:13,099
.‫ببخشید بابت همه‌ی زحمتا

11
00:02:13,099 --> 00:02:15,012
.‫نه بابا اصلاً

12
00:02:14,027 --> 00:02:19,024
۷

13
00:02:15,012 --> 00:02:17,025
.‫یه آیس کافه لاته لطفاً

14
00:02:17,025 --> 00:02:18,039
.‫الساعه قربان

15
00:02:20,017 --> 00:02:21,062
‫ماکیو-سان چطوره؟

16
00:02:22,063 --> 00:02:25,048
.‫خب، اون باشه واسه بعد

17
00:02:25,048 --> 00:02:26,065
.‫آره

18
00:02:27,013 --> 00:02:30,025
.‫راستی، خبر نداشتم شغلتو عوض کردی

19
00:02:30,025 --> 00:02:31,080
.‫آره یه سال پیش بود

20
00:02:31,080 --> 00:02:34,097
.‫ولی هیچ رابط با پایه‌ای ندارم که به جایی برسونتم

21
00:02:34,097 --> 00:02:38,027
.‫شرمنده‌ که این‌طور وقتا میام سراغ تو

22
00:02:38,027 --> 00:02:40,039
.‫اگه کمکی از دستم بر بیاد که خوشحال می‌شم

23
00:02:40,070 --> 00:02:45,042
.‫برم سر اصل مطلب، به نظر از آشناییت خوشحال بودن

24
00:02:45,042 --> 00:02:46,078
!‫ایول

25
00:02:46,078 --> 00:02:50,088
.‫گویا دیدگاهتون یکیه، پس گمونم بتونم ترتیب یه چیزی رو بدم

26
00:02:51,018 --> 00:02:52,009
‫نظرت چیه؟

27
00:02:52,009 --> 00:02:53,025
‫مثلاً یه جلسه‌ی خودمونی بذاریم...؟

28
00:02:53,025 --> 00:02:56,040
.‫نه، می‌خوام مستقیم بریم سراغ مسائل کاری

29
00:02:56,040 --> 00:03:00,028
.‫حله حله. پس شماره تماست رو بهم بده

30
00:03:00,028 --> 00:03:01,090
.‫دم شما گرم

31
00:03:02,024 --> 00:03:04,064
.‫یه عمره رستوران خانوادگی نرفتم

32
00:03:04,064 --> 00:03:07,033
.‫جای خیلی خوبی برای آوردن بچه‌هاست

33
00:03:07,079 --> 00:03:10,066
‫می‌تونم ماکیو-سان صدات کنم؟

34
00:03:11,001 --> 00:03:14,055
.‫ممنون که امروز وقتت رو آزاد کردی

35
00:03:14,055 --> 00:03:16,002
.‫آه، خواهش می‌کنم

36
00:03:16,065 --> 00:03:20,019
.‫ما آسا-چان رو از راهنمایی می‌شناسیم

37
00:03:17,091 --> 00:03:20,019
!‫بیا پارفه بخریم

38
00:03:20,019 --> 00:03:21,059
‫توت‌فرنگی یا شکلات؟

39
00:03:21,059 --> 00:03:23,062
!‫اوم، نمی‌دونم... انتخابش سخته

40
00:03:23,045 --> 00:03:24,088
...‫آها

41
00:03:23,062 --> 00:03:24,091
‫آسا تو هم می‌خوری؟

42
00:03:24,091 --> 00:03:25,087
.‫معلومه

43
00:03:25,045 --> 00:03:31,031
.‫راستش، هنوز درست مرگشون رو هضم نکردم

44
00:03:25,087 --> 00:03:27,008
.‫پس بیا از هر کدوم یکی بخریم

45
00:03:27,008 --> 00:03:28,008
.‫عالی

46
00:03:31,058 --> 00:03:34,087
‫واقعاً یه‌دفعه‌ای بود، نه؟

47
00:03:35,093 --> 00:03:40,020
‫بعدش وقتی که دیدم نه به مراسم
،فارغ‌التحصیلی اومدین و نه مراسم ورودی

48
00:03:40,020 --> 00:03:42,092
.‫نگران شدم که آدم درستی هستین یا نه

49
00:03:43,028 --> 00:03:53,071
آدم درستی نیستین

50
00:03:43,080 --> 00:03:47,081
.‫شرمنده‌م بابتش... نگرانتون کردم

51
00:03:47,081 --> 00:03:50,026
.‫آه نه! متأسفم

52
00:03:50,026 --> 00:03:53,072
.‫از امیری و آسا-چان بعدش کلی تعریفت رو شنیدم

53
00:03:53,072 --> 00:03:56,085
!‫الان دیگه فهمیدم هیچ مشکلی نیست

54
00:03:56,085 --> 00:04:01,006
.‫وقتی این‌طوری می‌گین هیچ مشکلی نیست، بیشتر می‌فهمم کافی نیستم

55
00:04:01,006 --> 00:04:03,035
...‫اما همه‌ی تلاشمو می‌کنم

56
00:04:03,097 --> 00:04:06,084
.‫بچه بزرگ کردن... همینه

57
00:04:08,084 --> 00:04:10,070
.‫خوشحالم که امروز دیدمتون

58
00:04:11,047 --> 00:04:15,010
‫عه، پس از ماکیو-سان چیزی نشنیدی؟

59
00:04:15,010 --> 00:04:17,011
.‫نه، یه مدتی هست ندیدمش

60
00:04:17,011 --> 00:04:20,077
‫عه، پس یعنی... اتفاقی بینتون افتاده؟

61
00:04:20,077 --> 00:04:22,061
.‫مشکوکی مشکوکی

62
00:04:22,061 --> 00:04:26,048
.‫نه خب... ماکیو-سان دوست صمیمیته

63
00:04:26,048 --> 00:04:28,011
...‫اگه خودش واسه‌ت نگفته، نمی‌دونم گفتن من

64
00:04:28,011 --> 00:04:31,027
.‫من هیچوقت در مورد عشق و این چیزا باهاش اختلاط نمی‌کنم. چندشه

65
00:04:31,027 --> 00:04:34,023
.‫«دوست صمیمی» دیگه چه صیغه‌ایه، اوق

66
00:04:34,023 --> 00:04:37,091
.‫آره راستی... دوستیتون همیشه اینطوری عجیب بود

67
00:04:37,091 --> 00:04:39,064
...‫کاساماچی-کون ببین

68
00:04:39,064 --> 00:04:44,014
.‫اون‌موقع، تو بودی که می‌خواستی با ما آشنا شی

69
00:04:44,014 --> 00:04:47,073
.‫وگرنه که فکر نمی‌کنم ما هیچوقت بات آشنا می‌شدیم

70
00:04:44,088 --> 00:04:50,014
‫m 1754 366 l 1704 244 1758 140 1802 166 1794 376

71
00:04:45,038 --> 00:04:50,089
‫m 1712 868 l 1682 790 1680 678
1690 588 1770 580 1812 600 1816 842

72
00:04:45,088 --> 00:04:55,064
‫m 1468 1006 l 1420 904 1454
794 1490 788 1506 944 1502 968

73
00:04:46,064 --> 00:04:55,064
‫m 1318.86 144.78 l 1345.5 113.16 1470.39 113.16 1512.02 376.09
1462.06 492.57 1418.77 474.27 1393.79 464.28 1353.82 450.97 1310.53 442.65

74
00:04:47,064 --> 00:04:55,064
‫m 1203.95 712.23 l 1237.26 708.91 1267.23
798.77 1240.59 965.18 1193.96 953.53 1187.3 723.88

75
00:04:47,073 --> 00:04:49,063
‫هـ ـ هیچوقت؟

76
00:04:47,089 --> 00:04:51,090
‫m 518.4 576 l 620.8 577.6 624 706.29 628.57
872 582.86 874.29 570.29 870.86 570.29 771.43 517.71 774.86

77
00:04:48,064 --> 00:04:55,064
‫m 662.76 78.21 l 697.73 79.88 712.71 188.04 651.1 198.03

78
00:04:49,014 --> 00:04:55,064
‫m 274.76 71.56 l 334.71 76.55 338.04 322.84 294.74 337.81 258.11 289.55

79
00:04:49,063 --> 00:04:54,033
.‫الان که بش فکر می‌کنم... اصلاً نمی‌تونستم همراهیتون کنم

80
00:04:49,064 --> 00:04:55,064
‫m 394.66 827.06 l 494.57 823.73 497.9
971.83 461.27 1065.02 369.68 1006.78 389.66 818.74

81
00:04:49,089 --> 00:04:55,064
‫m 99.91 344.47 l 156.53 344.47 176.51 452.63 128.22 474.27 96.58 449.31

82
00:04:50,014 --> 00:04:55,064
خب، اونا
دارن چـی‌کار
می‌کنن؟

83
00:04:50,039 --> 00:04:55,065
‫وایسا
‫مـــن از
‫ایــن خبر
.‫نداشتم

84
00:04:50,089 --> 00:04:55,065
‫صد سالی
‫می‌شه که توی
‫فـیـس‌بـوکـم
.‫لاگین نکردم

85
00:04:51,039 --> 00:04:55,064
‫اینو
‫ داشته
.‫ باش

86
00:04:51,089 --> 00:04:55,064
‫هی، کاساماچی
‫شــبــیــه اون
.‫ یارو می‌مونه

87
00:04:51,090 --> 00:04:55,064
،‫هــی
‫ از انگشترت
.‫ خوشم میاد

88
00:04:52,064 --> 00:04:55,064
‫فکر کنم
‫هر دو داریم
‫ به یه نفر فکر
.‫می‌کنیم

89
00:04:53,039 --> 00:04:55,064
‫حـرف
‫مــفــت
.‫نــزن

90
00:04:54,014 --> 00:04:55,064
‫من که
‫هنوز چیزی
.‫نگفتم

91
00:04:54,033 --> 00:04:55,064
.‫آره بخدا

92
00:04:54,089 --> 00:04:55,064
‫می‌دونم
‫که می‌خوای
‫حرف مفت
.‫ بزنی

93
00:04:56,040 --> 00:04:58,033
‫خب، چیزی شده؟

94
00:04:59,034 --> 00:05:02,065
.‫فکر نمی‌کنم خیلی به مذاقت خوش بیاد، دایگو-سان

95
00:05:03,001 --> 00:05:05,091
.‫که دوباره بهش نزدیک بشم

96
00:05:07,008 --> 00:05:12,015
.‫توی خانواده‌‌ی من، وقتی می‌رفتیم بیرون بابام یه کلمه هم حرف نمی‌زد

97
00:05:12,015 --> 00:05:14,037
.‫انگار توی دنیای خودش بود

98
00:05:15,094 --> 00:05:17,046
.‫خیلی بدم میومد

99
00:05:17,046 --> 00:05:19,099
.‫بابات آدم ساکتی بود

100
00:05:17,050 --> 00:05:21,017
.‫زیاد در مورد مامانش اینا صحبت می‌کنه

101
00:05:19,099 --> 00:05:22,013
.‫هیچوقت حرفی برای گفتن نداشت

102
00:05:21,095 --> 00:05:24,078
‫گاهی وقتا میگم درسته اینا رو می‌گه؟

103
00:05:24,078 --> 00:05:26,067
.‫اولش شوکه می‌شدم

104
00:05:27,011 --> 00:05:31,082
.‫اما شاید... بهتر باشه که راحت در موردشون حرف بزنه

105
00:05:32,048 --> 00:05:34,069
...‫شاید همینطور باشه

106
00:05:35,021 --> 00:05:38,067
...‫من با خواهرم در ارتباط نبودم، واسه همین

107
00:05:39,052 --> 00:05:41,032
.‫می‌گم مامانی

108
00:05:41,070 --> 00:05:43,058
‫چیه؟

109
00:05:43,058 --> 00:05:44,085
.‫عذر می‌خوام

110
00:05:44,085 --> 00:05:47,010
‫می‌شه بعداً با آسا بریم مایو بخریم؟

111
00:05:47,010 --> 00:05:48,069
.‫تو که مایو داری

112
00:05:48,069 --> 00:05:50,030
.‫اما قدم بلند شده

113
00:05:50,030 --> 00:05:51,040
‫عه؟

114
00:05:51,070 --> 00:05:53,056
‫چقدر مگه قد کشیدی؟

115
00:05:51,093 --> 00:05:54,022
‫چرا... اون‌طوری نگاه می‌کنی؟

116
00:05:53,056 --> 00:05:54,083
.‫5 سانت

117
00:05:54,022 --> 00:05:55,020
.‫منم می‌خوام

118
00:05:54,083 --> 00:05:56,085
.‫عه؟ باشه پس

119
00:05:55,020 --> 00:05:57,084
.‫عه، تو هم باید مایو داشته باشی

120
00:05:56,085 --> 00:05:57,099
.‫ایول

121
00:05:57,084 --> 00:05:59,074
‫مگه تو خبر داری، ماکیو-چان؟

122
00:05:59,074 --> 00:06:02,065
.‫مسئله این نیست که من خبر داشته باشم یا نه

123
00:06:02,096 --> 00:06:04,057
.‫منم قد کشیدم

124
00:06:04,057 --> 00:06:06,000
.‫فقط 2 سانت البته

125
00:06:06,000 --> 00:06:08,022
.‫هی امیری ِ خائن، هی

126
00:06:08,045 --> 00:06:10,088
‫وایسا ببینم! افسرده بودی؟

127
00:06:10,088 --> 00:06:13,023
.‫بعد از اینکه با ماکیو-سان به‌هم زدیم

128
00:06:13,023 --> 00:06:18,073
‫عه. منظورت اون‌موقعیه که اون پیامو واسه‌ت فرستادم و حسابی پریدم بهت؟

129
00:06:18,073 --> 00:06:21,009
.‫شوخی می‌کنی. ببخشید

130
00:06:21,009 --> 00:06:25,033
.‫نه بابا، این‌طور نبود که بابت پیام تو به‌هم زده باشیم

131
00:06:25,089 --> 00:06:29,099
.‫فقط فهمیدم دیگه نمی‌تونم توی بانک کار کنم

132
00:06:29,099 --> 00:06:31,040
‫واقعاً؟

133
00:06:31,040 --> 00:06:32,057
.‫نگرانش نباش

134
00:06:33,088 --> 00:06:36,011
.‫یه‌طورایی... انتظارشو نداشتم

135
00:06:36,011 --> 00:06:38,086
.‫بی‌ادبیه... ولی ازت انتظار نداشتم

136
00:06:38,086 --> 00:06:39,074
.‫اوهوم

137
00:06:40,096 --> 00:06:44,014
.‫راستش، خودمم باورم نمی‌شد

138
00:06:44,062 --> 00:06:48,026
.‫باشه پس... توی کلود 5 هزار ین یادداشت می‌کنم

139
00:06:48,026 --> 00:06:49,026
.‫ایول

140
00:06:49,026 --> 00:06:51,007
‫کلود چیه؟

141
00:06:51,007 --> 00:06:55,052
‫توی فضای کلود یادداشت می‌ذاریم که بعد بتونیم
.لیستش رو با هم به اشتراک بذاریم

142
00:06:55,052 --> 00:06:57,088
.‫چون من زیاد فراموش‌کارم

143
00:06:57,088 --> 00:06:59,067
‫فراموش‌کاری؟

144
00:06:59,067 --> 00:07:01,034
.‫فراموش‌کارم

145
00:07:01,034 --> 00:07:03,004
‫یعنی مثلاً چیو فراموش می‌کنی؟

146
00:07:03,004 --> 00:07:04,078
...‫عـ ـ عه... خب

147
00:07:05,032 --> 00:07:08,015
.‫هرچیزی مثلاً

148
00:07:08,015 --> 00:07:10,078
.‫اون‌روزی هم در موردش دعوا کردیم

149
00:07:10,078 --> 00:07:12,066
.‫دعوا که نبود

150
00:07:13,002 --> 00:07:14,054
.‫فکر خیلی خوبیه

151
00:07:15,052 --> 00:07:17,079
.‫یکی از دوستام پیشنهاد داد

152
00:07:18,045 --> 00:07:21,045
.‫چون ماکیو-چان نمی‌تونه مرتب باشه

153
00:07:21,045 --> 00:07:25,005
.‫به حرف آدم گوش نمیده. گوشم می‌ده یادش می‌ره

154
00:07:25,005 --> 00:07:29,038
.‫عه، شاید از نظر عصبی پس می‌زنه

155
00:07:25,044 --> 00:07:26,097
.‫پس که‌ این‌طور

156
00:07:27,034 --> 00:07:30,014
.‫یهویی یه والد شدی

157
00:07:29,090 --> 00:07:31,038
‫چی هست؟

158
00:07:30,014 --> 00:07:31,049
.‫تغییر خیلی بزرگی بوده

159
00:07:32,020 --> 00:07:33,097
.‫آه... خب

160
00:07:34,033 --> 00:07:36,010
.‫هرچند من مادرش نیستم

161
00:07:36,050 --> 00:07:39,060
.‫اما... مامانم که نیست

162
00:07:41,032 --> 00:07:43,097
‫ولی بازم تصمیمش رو گرفتی، نه؟

163
00:07:43,097 --> 00:07:46,056
.‫که والد آسا-چان باشی

164
00:07:46,056 --> 00:07:49,082
.‫نه، من هیچوقت والدش نمی‌شم

165
00:07:49,082 --> 00:07:51,049
.‫تلاشی هم ندارم

166
00:07:51,085 --> 00:07:53,058
.‫ولی خب قیمش هستم

167
00:07:54,049 --> 00:07:58,011
.‫فقط گریه کردم و نتونستم عبور کنم

168
00:07:58,089 --> 00:08:01,000
‫همه‌ش فکر می‌کردم «چرا من؟»

169
00:08:01,033 --> 00:08:03,033
‫«باید خودت یه کاری کنی که بشه.»

170
00:08:03,033 --> 00:08:04,046
«از پسش بر بیا»

171
00:08:04,046 --> 00:08:06,051
‫«شاید تلاشته که کمه»

172
00:08:06,051 --> 00:08:10,050
.‫به زبون نمیاوردم، ولی همیشه آدما رو این‌طوری قضاوت می‌کردم

173
00:08:10,050 --> 00:08:13,025
.‫بعد گریبان خودمو گرفت

174
00:08:13,080 --> 00:08:18,084
.‫تا اون‌موقع، هیچوقت تصور نمی‌کردم توی موقعیت ضعف قرار بگیرم

175
00:08:19,076 --> 00:08:21,054
.‫خیلی به خودم غرّه بودم

176
00:08:22,006 --> 00:08:24,002
‫به ماکیو گفتی؟

177
00:08:24,041 --> 00:08:25,092
.‫همین اواخر

178
00:08:25,092 --> 00:08:29,002
.‫تا وقتی کارمو عوض نکنم، نتونستم به کسی در موردش بگم

179
00:08:29,002 --> 00:08:32,028
...‫و یه‌طورایی از واکنش ماکیو هم می‌ترسیدم، اما

180
00:08:32,072 --> 00:08:34,003
‫زیاد خوابیدی؟

181
00:08:34,003 --> 00:08:37,003
.‫اوهوم. خیلی زیاد

182
00:08:37,003 --> 00:08:39,078
.‫پس... خوبه دیگه

183
00:08:39,078 --> 00:08:40,056
.‫همین

184
00:08:40,056 --> 00:08:42,078
!‫تولـــه سگ

185
00:08:42,078 --> 00:08:46,012
.‫نه، حماقت از من بود که نگران بودم

186
00:08:46,012 --> 00:08:47,030
.‫خیالم راحت شد

187
00:08:47,068 --> 00:08:50,020
.‫همین اخلاقشه که دوستش دارم

188
00:08:50,020 --> 00:08:51,003
.‫عه‌وا

189
00:08:51,070 --> 00:08:53,066
.‫عه‌وا عه‌وا وای وای

190
00:08:53,066 --> 00:08:55,032
...‫خـ ـ خب دیگه کم‌کم باید برم

191
00:08:55,032 --> 00:08:58,005
.‫عـــه! فقط بگو چطوری شروع شد

192
00:08:58,036 --> 00:09:03,053
...‫ببخشید، فکر نمی‌کنم ایرادی داشته باشه... تا وقتی دوستش داشته باشی

193
00:09:04,096 --> 00:09:06,086
...‫نه، خب چیزه

194
00:09:07,036 --> 00:09:09,068
‫چطور بگم؟

195
00:09:10,008 --> 00:09:15,019
.‫والدینش کسایی بودن که تا اینجا بزرگش کردن

196
00:09:15,067 --> 00:09:17,069
.‫کسی نمی‌تونه جاشون رو بگیره

197
00:09:17,069 --> 00:09:19,083
.‫منم حتی نمی‌تونم والد بودن چطوریه

198
00:09:20,071 --> 00:09:24,007
‫یعنی مامانم... چطور آدمی بوده؟

199
00:09:24,052 --> 00:09:30,096
.‫اما الان، دیگه راهی برای گرفتن چیزی که اونا بهش می‌دادن، نداره

200
00:09:31,046 --> 00:09:33,085
...‫چه خوبش و چه بدش

201
00:09:34,071 --> 00:09:38,009
...‫تنهایی، استیصال

202
00:09:38,080 --> 00:09:44,037
‫اینکه هنوز کلمات لازم برای بیان اینا
رو نداشته باشی... چقدر می‌تونه سخت باشه؟

203
00:09:45,028 --> 00:09:48,051
.‫حقیقت تلخ اینه که ما هیچ‌وقت قادر به انجامش نیستیم

204
00:09:48,088 --> 00:09:51,068
.‫و تا ابد توی ترس زندگی می‌کنیم

205
00:09:52,054 --> 00:09:58,003
‫برای همین باور دارم با همین چیز
.اندکی که بهش دادن باید پیش بریم

206
00:09:58,036 --> 00:10:02,079
.‫شاید بتونم ازش محافظت کنم، اما نمی‌تونم بزرگش کنم

207
00:10:02,079 --> 00:10:04,089
چـ ـ چه شد؟

208
00:10:05,030 --> 00:10:06,016
.‫وای

209
00:10:06,016 --> 00:10:08,017
‫باز داری گریه می‌کنی؟

210
00:10:08,017 --> 00:10:11,085
.‫نگران نباش. از اون آدماست که با تبلیغم گریه‌ش می‌گیره

211
00:10:11,085 --> 00:10:13,097
.‫مامان امیری شبیه چیهواهواـه

212
00:10:13,097 --> 00:10:16,002
.‫خب ما برم خرید

213
00:10:16,053 --> 00:10:18,042
...‫ببخشید! وای

214
00:10:18,042 --> 00:10:19,092
.‫نـ ـ نه! راحت باشین

215
00:10:20,034 --> 00:10:23,098
...‫یه لحظه تصور کردم اگه خودم بودم و

216
00:10:23,098 --> 00:10:25,067
...‫عجب

217
00:10:27,043 --> 00:10:31,042
‫می‌گم، میچیکو-سان می‌شه ازتون یه سوال بپرسم؟

218
00:10:32,040 --> 00:10:34,035
‫آه، من؟

219
00:10:34,035 --> 00:10:38,043
.‫وای، انقدر «مامان امیری» صدام می‌کنن، به گوشم آشنا نبود

220
00:10:38,091 --> 00:10:40,071
.‫بله، بفرما

221
00:10:41,042 --> 00:10:44,077
‫خواهرم چطور آدمی بود؟

222
00:10:45,032 --> 00:10:46,067
‫وکیل؟

223
00:10:46,067 --> 00:10:49,056
.‫همون کسی که مراقب آسا-سان‌ـه

224
00:10:49,056 --> 00:10:51,036
.‫ها. خبر ندارم

225
00:10:51,036 --> 00:10:54,062
.‫می‌دونی، خوش‌قیافه‌ست

226
00:10:54,062 --> 00:10:58,019
.‫و برعکس من، یه‌طور حال و هوای خفنی داره

227
00:10:58,019 --> 00:11:00,047
.‫برای همین... یکم جوگیر شدم

228
00:11:00,047 --> 00:11:02,063
.‫ماکیو اهل بچه‌خوشگلا نیستا

229
00:11:02,063 --> 00:11:05,059
.‫اما از آدمایی که مغزشون خوب کار می‌کنه خوشش میاد

230
00:11:05,059 --> 00:11:08,035
‫داری خودتو می‌گی، باهوش جان؟

231
00:11:08,035 --> 00:11:11,009
.‫وکیل جماعت از من باهوش‌تره دیگه

232
00:11:11,009 --> 00:11:13,061
‫وایسا ببینم. حسودی؟

233
00:11:13,079 --> 00:11:15,022
.‫نه این‌طور نیست

234
00:11:15,054 --> 00:11:18,022
.‫ولی ماکیو-سان بین مردا محبوبه

235
00:11:18,022 --> 00:11:20,013
.‫اگه ساکت بشینم دردسر می‌شه

236
00:11:20,048 --> 00:11:21,087
!‫هـــــا؟

237
00:11:21,087 --> 00:11:23,083
‫همچون آدم تو کون‌نرویی؟

238
00:11:23,083 --> 00:11:26,002
.‫فقط تو کون‌نروتر از خودش از اون خوشش میاد

239
00:11:26,002 --> 00:11:27,086
‫تو کون‌نروتر؟

240
00:11:27,086 --> 00:11:30,018
!‫تو رو دارم می‌گم

241
00:11:30,018 --> 00:11:31,062
!‫دایگو-سان، آروم‌تر

242
00:11:32,001 --> 00:11:33,069
...‫مینوری-سان

243
00:11:33,069 --> 00:11:36,031
.‫برای من بیشتر مامان آسا-چان بود

244
00:11:36,071 --> 00:11:39,088
.‫درسته... می‌تونم بگم خیلی به خودش سخت می‌گرفت

245
00:11:40,019 --> 00:11:43,046
.‫انگار که استانداردهای خیلی بالایی داشت

246
00:11:43,046 --> 00:11:44,067
...‫آره

247
00:11:44,067 --> 00:11:45,063
.‫تو

248
00:11:46,001 --> 00:11:47,098
‫حتی از پس اینم بر نمیای؟

249
00:11:48,078 --> 00:11:50,024
.‫اونم همچین کار راحتی رو

250
00:11:50,095 --> 00:11:53,075
‫آره... چرا نمی‌تونم انجامش بدم؟

251
00:11:54,076 --> 00:11:56,006
.‫که این‌طور

252
00:11:56,065 --> 00:11:59,039
.‫شاید از این نظر شبیه هم باشین

253
00:12:00,020 --> 00:12:02,025
.‫انگار تو هم به خودت سخت می‌گیری

254
00:12:02,025 --> 00:12:03,064
.‫البته این فقط حس منه

255
00:12:05,090 --> 00:12:11,030
‫مـ ـ می‌گم، چیزی در مورد اینکه
چرا به صورت قانونی ازدواج نکرد، شنیدین؟

256
00:12:12,002 --> 00:12:13,041
...‫راستش

257
00:12:13,072 --> 00:12:16,002
.‫منم تازگیا از اخبار متوجه شدم

258
00:12:16,060 --> 00:12:19,028
...‫موندم یعنی آسا-چان می‌دونست یا نه

259
00:12:20,047 --> 00:12:21,093
.‫مطمئن نیستم

260
00:12:24,035 --> 00:12:27,020
.‫یه‌جورایی... انگار اصلاً نمی‌شناختمش

261
00:12:27,097 --> 00:12:34,018
‫می‌دونی، کسایی که قبل از بچه‌دار شدنم
.منو می‌شناختن هم شاید همچین حرفی بزنن

262
00:12:34,046 --> 00:12:37,059
.‫فکر کنم هیچ‌وقت تمام حقایق رو نمی‌فهمیم

263
00:12:38,068 --> 00:12:40,035
‫حسرتی به دلتون مونده؟

264
00:12:41,045 --> 00:12:43,000
‫بابت مادر شدن؟

265
00:12:44,066 --> 00:12:46,002
.‫البته

266
00:12:46,002 --> 00:12:50,061
،‫ولی... مطمئنم هر راهی رو انتخاب می‌کردم
.‫بازم حسرت یه چیزی به دلم می‌موند

267
00:12:50,061 --> 00:12:52,084
.‫الان دیگه با انتخابی که کردم مشکلی ندارم

268
00:12:54,067 --> 00:12:58,001
.‫با خودم می‌گم شاید اگه به سرپرستی نگرفته بودمش، بیشتر حسرت می‌خوردم

269
00:12:58,046 --> 00:13:00,060
.‫منم نظرم همینه

270
00:13:00,060 --> 00:13:02,071
.‫از اون‌جایی که به خودت سخت می‌گیری

271
00:13:04,046 --> 00:13:07,007
.‫اون‌قدرا هم بی‌ریا نیستم دیگه

272
00:13:09,099 --> 00:13:13,000
خاطرات با ساحره

273
00:13:13,098 --> 00:13:15,057
...‫می‌گم امیری

274
00:13:15,057 --> 00:13:16,049
‫هــــــوم؟

275
00:13:16,087 --> 00:13:21,057
‫چند وقت پیش از ساکورای‌-کون شنیدم که
.شینوزاکی ازت خواسته باهاش رل بزنی

276
00:13:22,027 --> 00:13:23,088
‫بهش که جواب ندادی؟

277
00:13:24,040 --> 00:13:26,050
‫ساکورای اینو بهت گفت؟

278
00:13:26,050 --> 00:13:28,040
‫وایسا بینم، تو اصلاً شینوزاکی رو از کجا می‌شناسی؟

279
00:13:28,040 --> 00:13:30,048
.‫توی روز ورزش، هم‌تیمی بودیم

280
00:13:30,048 --> 00:13:33,010
.‫عــــــــــه. خب، من که قرار نیست باهاش برم تو رابطه

281
00:13:33,010 --> 00:13:34,077
‫عـــــــــــه؟ چرا؟

282
00:13:34,077 --> 00:13:36,017
.‫چون ازش خوشم نمیاد

283
00:13:36,017 --> 00:13:37,045
‫دوست‌پسر نمی‌خوای مگه؟

284
00:13:37,045 --> 00:13:39,083
.‫شاید اونی که دلش می‌خواد تویی

285
00:13:39,083 --> 00:13:41,070
...‫من که می‌خوام، ولی

286
00:13:41,070 --> 00:13:45,036
‫فعلاً با گروه موسیقی خوشم. فقط دلم
.می‌خواد آمار روابط بقیه رو داشته باشم

287
00:13:45,036 --> 00:13:47,024
.‫عــــــــه... چه ضایع

288
00:13:47,024 --> 00:13:48,072
‫ولی جدی می‌گم—

289
00:13:48,072 --> 00:13:51,072
.‫من دیگه حرفی ندارم. دوست‌پسر نمی‌خوام. ختم کلام

290
00:13:51,072 --> 00:13:52,097
‫خب که چی؟

291
00:13:52,097 --> 00:13:54,091
‫پس یعنی با دوست‌دختر داشتن مشکلی نداری؟

292
00:13:58,024 --> 00:14:00,003
.‫جدی داری می‌ری رو اعصابم

293
00:14:00,003 --> 00:14:01,056
.‫بهت گفتم که بحث تمومه

294
00:14:01,056 --> 00:14:03,076
.‫عــــــــــه، شدی عین ماکیو-چان ها

295
00:14:03,076 --> 00:14:06,088
.‫خواستم ازش در مورد کاساماچی‌-کون بپرسم، اونم همین‌طوری کرد

296
00:14:06,088 --> 00:14:08,080
.‫آره، چون داری فضولی می‌کنی

297
00:14:08,080 --> 00:14:10,024
.‫نه بابا

298
00:14:10,024 --> 00:14:11,073
.‫ماکیو‌-چان کلاً همین‌جوری عجیبه

299
00:14:13,044 --> 00:14:16,048
.‫شاید کاملاً پرت باشه، ولی بیا

300
00:14:17,024 --> 00:14:20,024
...‫فرقی نمی‌کنه عاشق کی بشی، یا اصلاً نشی

301
00:14:20,024 --> 00:14:22,093
.‫این داستان در مورد اینه که همچین چیزی هیچ مشکلی نداره

302
00:14:25,002 --> 00:14:28,024
.‫خب، من که نه عجیبم نه چیز دیگه

303
00:14:28,024 --> 00:14:29,027
.‫منظورم همینه

304
00:14:29,027 --> 00:14:31,089
.‫پس عجیبه که داری مثل اون رفتار می‌کنی

305
00:14:31,089 --> 00:14:33,060
‫می‌بینی چقدر عجیبه؟

306
00:14:36,040 --> 00:14:40,015
‫فکر می‌کردم آسا‌-سان خونه باشه. اینا زیادن یعنی؟

307
00:14:40,015 --> 00:14:41,039
.‫بقیه‌شو فردا می‌خوریم

308
00:14:41,073 --> 00:14:44,077
.‫گفت که قراره شام رو با دوستش بخوره

309
00:14:44,077 --> 00:14:47,005
.‫بهش گفتم دردسر درست نکنه فقط

310
00:14:47,005 --> 00:14:48,029
‫دردسر، ها؟

311
00:14:48,092 --> 00:14:50,019
...‫آخ، یادم افتاد

312
00:14:51,064 --> 00:14:53,065
.‫این واسه توئه. دفترچه یادداشت بنتو

313
00:14:54,032 --> 00:14:56,083
.‫مال مامانمه. واسه ایده‌های آشپزی

314
00:14:57,029 --> 00:14:59,003
!‫ نمی‌تونم دفترچه خاطرات بقیه رو قبول کنم

315
00:14:59,003 --> 00:15:01,078
.‫توش واقعاً فقط در مورد ظرفای بنتو نوشته

316
00:15:01,078 --> 00:15:03,032
.‫نـــــــه، نـــــــه، نـــــــه، نـــــــه، نـــــــه

317
00:15:03,032 --> 00:15:05,021
.‫باشه، پس فقط امانت بگیرش

318
00:15:05,021 --> 00:15:06,058
.‫بریم تو کارش

319
00:15:08,072 --> 00:15:12,018
...‫خوندن دست‌خط بقیه خیلی انرژی از آدم می‌گیره

320
00:15:12,018 --> 00:15:14,004
‫انگار زیادی خودمونی نوشته؟

321
00:15:14,004 --> 00:15:16,038
...‫آره. اوه

322
00:15:16,038 --> 00:15:20,029
‫«شینگو قایمش می‌کرد، ولی انگار از پودر ماهی صورتی شیرین خوشش میاد.»

323
00:15:20,029 --> 00:15:22,011
.‫عــــــه... فکر نکنم قایمش می‌کردم

324
00:15:22,047 --> 00:15:24,093
.‫انگار خیلی آدم منظمی بوده

325
00:15:24,093 --> 00:15:26,081
.‫الان دیگه خیلی راحت شده

326
00:15:26,081 --> 00:15:29,024
.‫همه‌ش با دوستاش این‌ور و اون‌ور می‌رن

327
00:15:29,024 --> 00:15:31,088
.‫پس این حتماً راه اون برای ابراز محبتش بوده

328
00:15:33,033 --> 00:15:34,008
...‫اون

329
00:15:34,096 --> 00:15:37,096
...‫فکر می‌کرد اگه منو با ایده‌آل‌های خودش از «بی‌نقص بودن» بمبارون کنه

330
00:15:37,096 --> 00:15:41,096
.‫تبدیلم می‌کنه به اون پسر بی‌نقصی که دلش می‌خواست

331
00:15:41,096 --> 00:15:43,008
.‫حداقل تهِ دلش

332
00:15:43,062 --> 00:15:46,002
.‫نمی‌دونم اسم اینو می‌شه گذاشت محبت یا نه

333
00:15:46,099 --> 00:15:50,034
.‫خب، فقط خودش واقعاً می‌دونه چی بوده

334
00:15:51,003 --> 00:15:53,078
.‫و اینکه تو چطور برداشتش کنی به خودت بستگی داره

335
00:15:56,050 --> 00:15:59,082
.‫می‌دونی، خواهرم هم دفترچه خاطرات داشت

336
00:15:59,082 --> 00:16:00,086
‫دفترچه خاطرات؟

337
00:16:00,086 --> 00:16:06,037
‫حس خوبی نداشت، ولی یه نگاهی بهش
.انداختم ببینم باید نگهش دارم یا نه

338
00:16:06,087 --> 00:16:08,046
.‫معلوم شد برای آسا بوده

339
00:16:08,046 --> 00:16:11,010
‫یعنی داشت برای آسا‌-سان می‌نوشت؟

340
00:16:11,010 --> 00:16:15,062
.‫آره. می‌شه گفت این دفترچه‌ی بنتو هم برای تو نوشته شده

341
00:16:17,016 --> 00:16:19,062
.‫اما مال خواهرم... شخصی‌تر بود

342
00:16:20,093 --> 00:16:25,063
.‫نوشته بود قصد داره وقتی آسا بیست ساله شد، اونو بهش بده

343
00:16:25,063 --> 00:16:28,045
.‫این که... بیشتر شبیه یه نامه‌ست

344
00:16:28,045 --> 00:16:31,038
.‫می‌دونم. منم دیگه بیشتر از اون نخوندم

345
00:16:32,009 --> 00:16:34,088
.‫ولی اون هیچ‌وقت اهل نوشتن نبود

346
00:16:35,030 --> 00:16:40,073
.‫نمی‌تونم بفهمم چی باعث شده این‌همه بنویسه

347
00:16:41,063 --> 00:16:44,097
.‫بالأخره، نوشتن یه کارِ تنهایی‌‌ـه

348
00:16:45,063 --> 00:16:47,094
.‫شاید اونم از روی محبت بوده

349
00:16:49,009 --> 00:16:54,065
...‫در نهایت، شاید خواهرم خودش تصمیم می‌گرفت اونو نده به آسا

350
00:16:54,065 --> 00:16:56,046
.‫فقط اگه پنج سال دیگه زنده می‌موند

351
00:16:56,046 --> 00:16:57,066
.‫درسته

352
00:16:57,066 --> 00:17:01,012
.‫اما حالا که دیگه نیست، تو باید اونو بهش بدی

353
00:17:01,012 --> 00:17:02,000
‫کی؟

354
00:17:03,013 --> 00:17:04,088
‫وقتی بیست ساله شد؟

355
00:17:05,094 --> 00:17:09,038
.‫اما آسا الان دلتنگ مادرشه

356
00:17:10,048 --> 00:17:13,081
.‫یه‌جورایی، مامانش هنوز توی اون دفترچه زنده‌ست

357
00:17:14,072 --> 00:17:17,035
.‫شاید آسا بخواد الان اونو بخونه

358
00:17:17,070 --> 00:17:21,030
.‫شایدم زمان خوندنش باید دستِ خودش باشه

359
00:17:22,005 --> 00:17:25,030
.‫پس قضیه زمان‌بندیه. کار سختیه

360
00:17:26,025 --> 00:17:27,052
‫یعنی چی؟

361
00:17:28,028 --> 00:17:30,029
.‫خودت سرخود رفتی و مردی

362
00:17:34,006 --> 00:17:37,032
.‫یه‌جورایی، مامانش هنوز توی اون دفترچه زنده‌ست

363
00:17:37,083 --> 00:17:39,014
‫یعنی چی؟

364
00:17:39,014 --> 00:17:41,032
.‫رفتی واسه خودت افتادی مُردی

365
00:17:41,073 --> 00:17:43,087
‫دفترچه چیه دیگه؟

366
00:17:43,087 --> 00:17:47,040
.‫مامان و ماکیو‌-چان... هردوتاشون ازم قایمش کردن

367
00:17:48,011 --> 00:17:49,031
.‫لعنت بهت

368
00:17:50,083 --> 00:17:52,008
.‫لعنت بهت

369
00:17:54,048 --> 00:17:55,071
.‫لعنت بهت

370
00:17:56,097 --> 00:17:58,021
!‫لعنت بــــهـــت

371
00:18:02,097 --> 00:18:05,072
وسایل آسا

372
00:18:04,071 --> 00:18:07,013
.‫بدو دیگه، دیرت می‌شه ها

373
00:18:07,098 --> 00:18:09,028
.‫باشه، باشه

374
00:18:09,028 --> 00:18:10,098
.‫دو بار نگو باشه

375
00:18:10,098 --> 00:18:12,038
.‫بــــاشـــه

376
00:18:13,073 --> 00:18:15,024
.‫موهاتو درست کردم

377
00:18:15,024 --> 00:18:16,048
.‫روز خوبی داشته باشی

378
00:18:16,048 --> 00:18:17,087
!‫من رفتم

379
00:18:19,022 --> 00:18:24,010
.‫برادر کوچیکم می‌گه ازدواج نمی‌کنه چون نمی‌تونه از زندگی خودش بزنه

380
00:18:24,010 --> 00:18:25,045
!‫چقدر خودخواهانه

381
00:18:25,045 --> 00:18:27,000
‫تا حالا با آدم‌ها سروکله نزده؟

382
00:18:27,000 --> 00:18:28,098
.‫خواهر کوچیک‌تر منم ممکنه همین‌طوری باشه

383
00:18:28,098 --> 00:18:30,032
‫واقعاً؟ حتی به‌عنوان یه زن؟

384
00:18:30,032 --> 00:18:33,070
.‫بهش گفتم نباید این‌طوری باشه و اونم یه صندلی پرت کرد سمتم

385
00:18:33,070 --> 00:18:35,085
‫مطمئنی خواهرت مرد نیست؟

386
00:18:37,002 --> 00:18:40,091
‫اما وقتی بهش فکر می‌کنم، می‌بینم شاید
.اون وضعش از من بهتر باشه

387
00:18:41,030 --> 00:18:44,010
.‫داره به حرف دلش گوش می‌کنه و تنهایی تمام تلاشش رو می‌کنه

388
00:18:44,010 --> 00:18:45,034
!‫خــفــه شــو دیگه

389
00:18:46,045 --> 00:18:49,011
.‫تو کسی هستی که این‌طوری زجر می‌کشی

390
00:18:49,011 --> 00:18:51,016
.‫تو فقط به فکر اینی که بقیه چطور می‌بیننت

391
00:18:51,077 --> 00:18:54,003
.‫چیزی نیست که دوست داشته باشی یا بخوای انجام بدی

392
00:18:54,003 --> 00:18:55,042
!‫هیچ اصولی نداری که پاش وایسی

393
00:18:55,042 --> 00:18:57,038
!‫نه کنجکاوی، نه پرسش‌گری، نه هیچی

394
00:18:57,081 --> 00:19:00,078
...‫فقط چون خودت چیزی نداری که مال خودت باشه

395
00:19:01,019 --> 00:19:04,057
!‫خالی‌بودنِ خودتو به بقیه تحمیل نکن

396
00:19:05,041 --> 00:19:10,065
،‫من که هیچ‌وقت خیلی به بچه‌ها اهمیت نمی‌دادم
.‫ولی وقتی خودم بچه‌دار شدم، انگار سرنوشتم همین بوده

397
00:19:10,065 --> 00:19:12,079
‫پس از بچه بزرگ‌کردن خوشت میاد؟

398
00:19:12,079 --> 00:19:17,042
.‫بیشتر شبیه اینه که... بالأخره همون کسی شدم که همیشه می‌خواستم باشم

399
00:19:17,074 --> 00:19:19,093
.‫من همیشه یه‌جوری گلیمم رو از آب کشیدم

400
00:19:19,093 --> 00:19:21,051
.‫یا حداقل فکر می‌کردم که این‌طوره

401
00:19:21,091 --> 00:19:25,013
.‫اما تا به خودم اومدم، دیدم هیچی اون‌طوری که می‌خواستم پیش نرفت

402
00:19:25,096 --> 00:19:29,000
.‫زندگیم اصلاً شبیه اون چیزی که تصور می‌کردم، نشد

403
00:19:30,018 --> 00:19:33,059
.‫دلم... نمی‌خواد ازدواج کنم

404
00:19:33,094 --> 00:19:34,061
...‫ولی

405
00:19:35,036 --> 00:19:37,089
.‫می‌خوام از بچه مراقبت کنم

406
00:19:38,043 --> 00:19:41,019
.‫به‌عنوان یه پدر، تمام تلاشم رو می‌کنم

407
00:19:42,058 --> 00:19:44,043
.‫اگه مشکلی نداره

408
00:19:45,050 --> 00:19:47,057
.‫اوه... حتماً

409
00:19:49,002 --> 00:19:51,077
.‫فهمیدم، دستت درد نکنه

410
00:19:51,077 --> 00:19:54,071
.‫...جایی که یک کامیون با یک ماشین سواریِ پارک‌شده برخورد کرد

411
00:19:55,037 --> 00:20:01,047
.‫به گفته‌ی پلیس، سرنشینان آن تاکومی هاجیمه-سان و کودای مینوری-سان بودند

412
00:20:01,047 --> 00:20:04,009
.‫آن‌ها به بیمارستان منتقل شدند اما جان باختند

413
00:20:04,041 --> 00:20:05,098
‫زندگی مشترک چطوره؟

414
00:20:05,098 --> 00:20:09,038
.‫هیچ چیز جدیدی نیست، جز فامیلی‌م

415
00:20:09,038 --> 00:20:11,088
.‫تنها کاری که کردیم این بود که چند تا کاغذو تحویل دادیم

416
00:20:11,088 --> 00:20:13,085
!‫نکته‌ش همینه دیگه

417
00:20:13,085 --> 00:20:15,000
‫مینوری، تو چی؟

418
00:20:15,000 --> 00:20:16,086
.‫تنها کسی که مونده تویی

419
00:20:16,086 --> 00:20:18,076
‫ولی کی فکرشو می‌کرد؟

420
00:20:18,076 --> 00:20:21,020
‫اون پسره که باهاش قرار می‌ذاشتی چی شد؟

421
00:20:21,020 --> 00:20:24,071
.‫راستش، می‌خواستم همین امروز خبرش رو بهتون بدم

422
00:20:24,071 --> 00:20:30,009
!‫عــــــــــــــه... که این‌طور. پس تو هم بالأخره مزدوج شدی، مینوری

423
00:20:30,031 --> 00:20:34,050
.‫منم... همیشه مثل بقیه‌ی آدم‌ها عادی بودم

424
00:20:31,019 --> 00:20:32,047
!‫تبریک

425
00:20:34,050 --> 00:20:36,076
.‫حتی می‌تونم بگم یکم هم جلوتر بودم

426
00:20:36,076 --> 00:20:39,004
.‫متفاوت بودن یعنی عجیب بودن

427
00:20:40,021 --> 00:20:42,038
چرا از پس همچین کار ساده‌ای بر نمیای؟

428
00:20:42,098 --> 00:20:44,028
.‫جواب منو بده

429
00:20:45,046 --> 00:20:46,068
،‫خواهر کوچیکِ من

430
00:20:47,019 --> 00:20:52,079
‫تو چطور می‌تونی... متفاوت بودن از بقیه رو تحمل کنی؟

431
00:20:53,043 --> 00:20:54,065
...‫آسا

432
00:20:55,000 --> 00:20:58,040
.‫اسم تو با دقت و وسواس زیادی انتخاب شد

433
00:20:58,040 --> 00:21:03,064
.‫اون تجسم زیبایی تمام چیزهای جدیدیه که هر روز با خودش میاره

434
00:21:04,064 --> 00:21:08,075
.‫از صمیم قلبم آرزو دارم هرکسی که اطرافته دوستت داشته باشه

435
00:21:09,040 --> 00:21:12,066
.‫و به خاطرش هرکاری از دستم بر بیاد انجام می‌دم

436
00:21:13,067 --> 00:21:19,065
‫الان هیچ ایده‌ای ندارم که قراره چطور
آدمی بشی یا چیو انتخاب کنی؟

437
00:21:19,065 --> 00:21:22,014
.‫و ممکنه تا سال‌های سال هم این رو نفهمم

438
00:21:22,092 --> 00:21:27,081
،‫اما تا زمانی که بتونی خودت رو دوست داشته باشی

439
00:21:27,081 --> 00:21:30,034
.‫فکر کنم همین کافیه

440
00:21:30,034 --> 00:21:35,024
‫مثل این بود که به یه گودال
.بزرگ و تاریک زل زده باشم

441
00:21:36,015 --> 00:21:38,043
...‫که تهِ اون گودال تاریک

442
00:21:39,007 --> 00:21:43,095
.‫حقیقت این باشه... که شاید مادرم هیچ‌وقت منو دوست نداشته

443
00:21:43,095 --> 00:21:47,090
.‫تهِ اون گودال، چنین ترس هیولاواری خوابیده بود

444
00:21:49,044 --> 00:21:53,095
...‫آسا، من... به‌عنوان مادرت

445
00:21:53,095 --> 00:21:55,095
خیلی دوستت دارم

446
00:21:57,055 --> 00:21:59,070
!‫تو که اینو نمی‌دونی

447
00:21:59,096 --> 00:22:01,071
.‫شاید یه دروغ باشه

448
00:22:01,071 --> 00:22:03,041
‫کی می‌دونه؟

449
00:22:03,096 --> 00:22:05,044
...‫می‌تونست هر چیزی بنویسه

450
00:22:05,096 --> 00:22:07,050
‫من از کجا بدونم؟

451
00:22:08,047 --> 00:22:09,085
!‫من از کجا بدونم؟

