1
00:00:00,000 --> 00:00:04,080


2
00:00:02,098 --> 00:00:05,098
Animental.net

3
00:01:38,063 --> 00:01:41,076
‫۲۵ سال قبل

4
00:01:53,038 --> 00:01:56,001
!‫بانوی من

5
00:01:57,039 --> 00:01:59,060
!‫بانوی من

6
00:02:01,052 --> 00:02:04,093
‫وای. اینجا چیکار می‌کنین؟

7
00:02:04,093 --> 00:02:07,015
.‫وقتشه برای رفتن آماده بشین

8
00:02:08,078 --> 00:02:10,003
.‫الان میام

9
00:02:17,082 --> 00:02:20,051
.‫خداحافظ، نایمان

10
00:02:23,066 --> 00:02:28,094
به عنوان یکی از افراد نایمان، ملتی که خیلی دورتر
،از اینجا و در غرب ساکنن

11
00:02:28,094 --> 00:02:34,000
‫قرار بود با یکی از مِرکیت‌ها که باهاشون پیمان
‫داشتیم، ازدواج کنم.اسم یه قبیلهٔ دیگه

12
00:02:34,052 --> 00:02:37,083
یعنی قبایل مرکیت چطور آدمایی‌ان؟

13
00:02:37,083 --> 00:02:42,068
‫اونا توی جنگل‌های شمال زندگی می‌کنن و خیلی‌هاشون
.‫کماندارهای ماهری‌ان که بهشون «مرگن» میگن

14
00:02:43,027 --> 00:02:44,040
مرگن؟

15
00:02:44,040 --> 00:02:47,077
.اونا مردمان مرگن هستن، برای همین اسمشون مرکیت‌ـه

16
00:02:48,011 --> 00:02:50,093
.‫به عبارت دیگه، شکارچی‌های وحشی‌ان

17
00:02:52,018 --> 00:02:53,019
.مهم نیست

18
00:02:54,035 --> 00:02:56,016
.‫من چیزی جز یه هدیهٔ ارزشمند نیستم

19
00:02:57,030 --> 00:03:01,002
.‫هیچ فرقی با یه جواهر قیمتی یا پوستِ گرون‌قیمت ندارم

20
00:03:02,001 --> 00:03:03,013
.عیبی نداره

21
00:03:04,015 --> 00:03:07,031
.‫من به این حقیقت افتخار می‌کنم

22
00:03:09,010 --> 00:03:15,001
قسمت ششم‫‫مردمِ مرگن

23
00:03:18,083 --> 00:03:20,072
پس مرکیت‌ها اینجا زندگی می‌کنن؟

24
00:03:21,083 --> 00:03:24,036
.‫خیلی دلگیرتر از چیزیه که انتظار داشتم

25
00:03:25,003 --> 00:03:26,096
‫چرا مرداشون انقدر کمن؟

26
00:03:27,032 --> 00:03:28,061
.توراگینا

27
00:03:29,049 --> 00:03:33,094
رئیس قبیله‌ی مرکیت‌هارئیس قبیله‌ی مرکیت‌هارئیس قبیله‌ی مرکیت‌هارئیس
قبیله‌ی مرکیت‌هارئیس قبیله‌ی مرکیت‌هارئیس قبیله‌ی مرکیت‌هار

28
00:03:29,063 --> 00:03:33,094
.‫می‌بینم که به سلامت رسیدی. شرمنده که استقبال چندان خوبی نداشتیم

29
00:03:34,058 --> 00:03:37,019
‫از اینکه فهمیدی شوهرت انقدر پیر و خرفته شوکه شدی؟

30
00:03:37,019 --> 00:03:38,029
.‫اوه، نه

31
00:03:40,094 --> 00:03:42,037
.‫خب، هرچه بادا باد

32
00:03:43,002 --> 00:03:45,089
.‫ازدواج با یه مرد مسن، چیز نادری نیست

33
00:03:47,090 --> 00:03:53,074
.‫اما، داییر بعد از ازدواج اصلاً باهام رابطه‌ای برقرار نکرد

34
00:03:56,007 --> 00:03:57,070
...اتفاقاً برعکس

35
00:03:58,092 --> 00:04:00,043
‫بازم امروز نیستین؟

36
00:04:00,070 --> 00:04:03,039
.‫متاسفم که همیشه تنهات می‌ذارم

37
00:04:04,007 --> 00:04:05,085
و دوباره اردوگاهو جابه‌جا می‌کنیم؟

38
00:04:06,044 --> 00:04:08,081
.ولی آخه ‫تازه رسیدیم اینجا

39
00:04:10,012 --> 00:04:12,078
.‫ما نمی‌تونیم خیلی طولانی یک جا بمونیم

40
00:04:13,014 --> 00:04:14,085
.‫بهتره بری

41
00:04:15,078 --> 00:04:16,081
!هی

42
00:04:20,084 --> 00:04:22,062
.اگه چیزی خواستی خبرم کن

43
00:04:22,062 --> 00:04:23,076
.چشم

44
00:04:24,058 --> 00:04:27,076
‫بانو. اینا رو چیکار کنم؟

45
00:04:27,076 --> 00:04:29,096
...‫اوه، اونا

46
00:04:31,003 --> 00:04:35,016
بقیهٔ قبیله‌ها هم انقدر زود به زود جابه‌جا میشن؟

47
00:04:35,082 --> 00:04:39,068
.‫نه، یه جای کار می‌لنگه

48
00:04:39,068 --> 00:04:42,017
.‫انگار داریم از یه چیزی فرار می‌کنیم

49
00:04:45,027 --> 00:04:48,089
.‫خب، فکر کنم نگرانی من فایده‌ای نداره

50
00:04:49,039 --> 00:04:51,076
.‫وظیفهٔ من فقط اینه که یه سنگ قیمتی باشم

51
00:04:52,035 --> 00:04:55,082
‫سنگ قیمتی نگران باشه که چی بشه؟

52
00:05:00,010 --> 00:05:02,003
.‫می‌خوام برگردم نایمان

53
00:05:11,079 --> 00:05:16,012
.‫اگه غیبم بزنه کسی متوجه نمیشه

54
00:05:16,071 --> 00:05:19,048
.‫نه رئیس داییر و نه هیچ‌کس دیگه

55
00:05:20,034 --> 00:05:21,059
!‫وایسا

56
00:05:23,031 --> 00:05:24,097
!‫تکون نخور

57
00:05:32,034 --> 00:05:33,085
.نزدیک بودا

58
00:05:34,009 --> 00:05:35,049
‫صدمه ندیدی؟

59
00:05:38,066 --> 00:05:41,025
.واقعاً که یه مرگنی، قولتاقان.مرگن به معنای تیرانداز
ماهر‌ـه، که گفت قبیله‌شون همه از این تبارن*

60
00:05:41,025 --> 00:05:43,050
.چیزی نبود، هر کسی می‌تونست این کارو بکنه

61
00:05:45,018 --> 00:05:47,012
...تو باید توراگینه باشی

62
00:05:47,012 --> 00:05:49,041
!‫مادر جدید من

63
00:05:52,080 --> 00:05:55,030
.‫من خولان‌ـم، دختر داییر

64
00:05:55,030 --> 00:05:58,017
.قولتوقان. این اسممه

65
00:06:00,072 --> 00:06:05,050
.‫خولان بچهٔ داییر بود و قولتوقان هم بچهٔ یه رئیس دیگه

66
00:06:05,082 --> 00:06:06,064
.‫نگاه کن

67
00:06:06,064 --> 00:06:11,007
اگه از مسیر این رودخونه بری پایین
.آخرش به دو شاخهٔ قره و دال تقسیم میشه

68
00:06:11,007 --> 00:06:15,054
.اگه بیشتر بری، به رود سلنگه می‌رسی

69
00:06:15,054 --> 00:06:18,037
.من و قولتوقان اونجا به دنیا اومدیم

70
00:06:18,037 --> 00:06:19,071
‫عه؟

71
00:06:19,071 --> 00:06:24,032
راستی، می‌دونی اگه تا آخر رودها بری به کجا می‌رسی؟

72
00:06:27,015 --> 00:06:30,004
اون ستارهٔ شمالی که تکون نمی‌خوره رو می‌شناسی؟

73
00:06:30,071 --> 00:06:38,029
.زیر اون ستاره، گودال بزرگیه که همهٔ
رودهای دنیا به اون ختم میشن

74
00:06:38,029 --> 00:06:41,089
.‫عجب، نمی‌دونستم

75
00:06:43,042 --> 00:06:45,084
.ولی خودتم که تا الان اونجا رو ندیدی

76
00:06:46,010 --> 00:06:48,016
.از دست تو، قولتوقان

77
00:06:48,016 --> 00:06:49,034
‫واقعاً همین‌طوره؟

78
00:06:49,034 --> 00:06:53,018
.ما که مثل کام‌ها قدرت هم‌سخنی با ارواح رو نداریم

79
00:06:53,018 --> 00:06:58,023
.‫پدرم یک کام‌ـه و بارها به اون مکانی که گفتم رفته

80
00:06:58,059 --> 00:07:01,094
.‫روحش تبدیل به پرنده میشه و پرواز می‌کنه اونجا

81
00:07:02,044 --> 00:07:03,053
کام؟

82
00:07:04,082 --> 00:07:08,007
.‫کاش منم قدرت‌های یه کام رو داشتم

83
00:07:08,007 --> 00:07:10,070
.یا حداقل توی استفاده از تیروکمان ماهرتر بودم

84
00:07:10,070 --> 00:07:12,054
.‫واقعاً که تیرانداز افتضاحی هستی

85
00:07:12,054 --> 00:07:14,049
!تو یکی دیگه ساکت شو

86
00:07:14,049 --> 00:07:15,083
!خودت الان گفتی

87
00:07:15,083 --> 00:07:16,096
!خب بگم

88
00:07:16,096 --> 00:07:18,034
یعنی چی؟

89
00:07:20,022 --> 00:07:22,002
.خندیدی، خندیدی

90
00:07:22,002 --> 00:07:23,053
.‫اوه، ببخشید

91
00:07:29,060 --> 00:07:33,057
.‫اون روز یه چیزی درونم تغییر کرد

92
00:07:35,098 --> 00:07:41,030
.انگار دنیای اطرافم، روحم رو به تکاپو انداخته بود

93
00:07:51,099 --> 00:07:55,016
.‫خنده و شادی رو تجربه کردم

94
00:08:06,052 --> 00:08:09,082
.‫ناراحتی و غم رو هم همین‌طور

95
00:08:22,040 --> 00:08:26,060
.‫روزایی که اینجا گذروندم رو دوست داشتم

96
00:08:36,095 --> 00:08:40,010
.‫اون موقع بود که برای اولین بار فهمیدم

97
00:08:46,052 --> 00:08:47,059
!همگی، بیدار شین

98
00:08:47,098 --> 00:08:49,055
!‫آتیش‌هاتونو خاموش کنین

99
00:08:49,055 --> 00:08:51,032
!‫باید همین الان فرار کنیم

100
00:08:51,032 --> 00:08:52,022
‫چی شده؟

101
00:08:52,022 --> 00:08:54,050
!‫ارتشِ خان‌هامون شکست خورده

102
00:08:54,050 --> 00:08:56,060
!‫دشمن تو راهِ اینجاست

103
00:09:04,040 --> 00:09:06,019
!باید بریم سمت جنگل

104
00:09:07,080 --> 00:09:10,084
!‫خولان! توراگینا! از این طرف

105
00:09:10,084 --> 00:09:11,086
!قولتوقان

106
00:09:16,074 --> 00:09:18,025
‫چقدر غارت کردن؟

107
00:09:18,056 --> 00:09:22,043
.‫خانوادهٔ قودو مُردن، زن و بچهٔ چیلاون هم همین‌طور

108
00:09:23,053 --> 00:09:24,092
!توراگینا

109
00:09:25,029 --> 00:09:26,075
!‫پدر جان

110
00:09:27,047 --> 00:09:29,030
.‫حتماً خیلی ترسیدین

111
00:09:29,030 --> 00:09:31,076
.‫ممنون که از خولان محافظت کردی

112
00:09:32,052 --> 00:09:34,072
.در واقع اون بود که از من محافظت کرد

113
00:09:35,003 --> 00:09:37,005
‫دقیقاً چه خبر شده؟

114
00:09:37,069 --> 00:09:41,048
‫پس نایمان‌ها آخرش هیچی بهت نگفتن؟

115
00:09:41,093 --> 00:09:44,056
.‫فکر کنم تقصیر اونا نیست

116
00:09:45,088 --> 00:09:47,086
.‫مردم ما یه دشمن دارن

117
00:09:48,032 --> 00:09:50,007
.‫تموچینِ مغول

118
00:09:51,083 --> 00:09:55,020
.‫همونی که الان بهش میگن چنگیز خان

119
00:09:59,036 --> 00:10:01,004
‫چنگیز خان؟

120
00:10:01,004 --> 00:10:06,050
.‫ما مِرکیت‌ها مدت‌هاست با مغول‌ها درگیریم

121
00:10:06,050 --> 00:10:10,098
،‫اون‌ها خیلی از خانواده و دارایی‌مونو گرفتن

122
00:10:10,098 --> 00:10:13,018
.ما هم همین کارو باهاشون کردیم

123
00:10:14,034 --> 00:10:20,014
‫اما با رهبری تموچین همه چی عوض
.شد و تعادل استپ به هم خورد

124
00:10:21,006 --> 00:10:25,021
،‫دلیلی که تو رو دادن تا زنِ پیرمردی مثل من بشی

125
00:10:25,021 --> 00:10:28,006
.‫فقط برای اتحادمون علیه مغول‌ها بود

126
00:10:28,076 --> 00:10:30,001
...‫با این حال

127
00:10:30,056 --> 00:10:33,032
.‫شاید بالاخره پایان نزدیک باشه

128
00:10:33,088 --> 00:10:38,064
‫داداش، اگه از مغول‌ها شکست بخوریم چه بلایی سرمون میاد؟

129
00:10:38,064 --> 00:10:43,076
.واقعاً نمی‌دونی؟ مردها رو می‌کشن و زن و بچه‌ها رو اسیر می‌کنن

130
00:10:44,059 --> 00:10:47,033
.‫می‌ترسم. نمی‌خوام بمیرم

131
00:10:47,068 --> 00:10:50,056
‫احمق. اسم خودتو گذاشتی مرد مرکیت؟

132
00:10:59,076 --> 00:11:02,019
.‫اوسون

133
00:11:02,092 --> 00:11:05,062
.‫اوسون. یعنی رودخانهٔ روان

134
00:11:05,062 --> 00:11:09,052
.‫لقبی که زمین به پدر به عنوان کام داد

135
00:11:10,002 --> 00:11:13,099
.‫خوب گوش کنین. تا کارم تموم نشده کسی مزاحم نشه

136
00:11:15,031 --> 00:11:19,023
.‫از ارواح می‌خوام آینده‌مون رو بگن

137
00:11:23,094 --> 00:11:27,055
.‫ای ارواح، منو به آسمان‌ها ببرین

138
00:11:27,055 --> 00:11:30,051
.‫نشونم بدین چه چیزی در آینده‌مونه

139
00:11:31,092 --> 00:11:33,092
گ‌‌‌ل‌‌چ‌‌ی‌‌ن‌ د‌ا‌ن‌‌ل‌‌و‌‌د

140
00:12:51,077 --> 00:12:52,081
!‫اوسون

141
00:12:55,076 --> 00:12:58,009
‫خولان، اونجایی؟

142
00:12:59,097 --> 00:13:02,014
.‫همین‌جام، پدر

143
00:13:02,066 --> 00:13:05,014
.‫دشت سرسبزی رو دیدم

144
00:13:05,058 --> 00:13:08,089
.‫رودخانه‌ای که به شاخه‌های زیاد تقسیم میشد

145
00:13:09,040 --> 00:13:12,018
،‫و وقتی مسیر رودخونه رو تا سرچشمه‌ش دنبال کردم

146
00:13:12,018 --> 00:13:17,048
.‫بالای کوهی به بلندی آسمون، یه سرچشمهٔ زلال پیدا کردم

147
00:13:18,034 --> 00:13:20,068
.رودها رگ‌های حیاتی استپ‌ها هستن

148
00:13:20,068 --> 00:13:25,077
.‫این یعنی نسل مغول تو کل سرزمین پخش میشه

149
00:13:25,077 --> 00:13:26,066
...این یعنی

150
00:13:26,066 --> 00:13:29,037
‫ما قراره از مغول‌ها شکست بخوریم؟

151
00:13:32,006 --> 00:13:35,063
‫یعنی همه‌مون کشته می‌شیم؟

152
00:13:35,093 --> 00:13:38,009
.‫نه، نمی‌ذارم همچین اتفاقی بیفته

153
00:13:38,063 --> 00:13:40,091
.‫ارواح این‌طور میگن

154
00:13:40,091 --> 00:13:44,053
.خون مرکیت‌ها حتی بعد از تسلیم به مغول‌ها هم زنده می‌مونه

155
00:13:44,053 --> 00:13:47,095
‫چنگیزخان واقعاً بهمون رحم می‌کنه؟

156
00:13:48,033 --> 00:13:53,035
.آره، ‫البته، در عوض باید خراج مناسب بهشون بدیم

157
00:13:53,076 --> 00:13:55,096
.‫یه سرچشمهٔ زلال

158
00:13:55,096 --> 00:14:00,007
.‫دخترم رو به چنگیز خان تقدیم می‌کنم

159
00:14:02,084 --> 00:14:03,045
!نمیشه

160
00:14:03,098 --> 00:14:06,016
!‫اجازه نمیدم خولان رو قربانی کنی

161
00:14:06,072 --> 00:14:09,033
!‫اون یه انسانه، اراده و اختیار داره

162
00:14:09,055 --> 00:14:11,055
!‫سنگ قیمتی یا پوست حیوان نیست

163
00:14:14,054 --> 00:14:17,066
.‫اون مثل من نیست

164
00:14:20,049 --> 00:14:21,097
.توراگینا

165
00:14:21,097 --> 00:14:24,078
.‫ممنونم، ولی عیبی نداره

166
00:14:25,037 --> 00:14:26,044
‫خولان؟

167
00:14:28,035 --> 00:14:31,036
.‫پدر، من خوشحالم

168
00:14:31,080 --> 00:14:35,056
.همیشه چون یکی باید ازم محافظت می‌کرد، از زن بودن متنفر بودم

169
00:14:35,056 --> 00:14:39,077
.‫اما حالا می‌تونم تیروکمانی باشم که از شما محافظت می‌کنه

170
00:14:40,004 --> 00:14:41,057
...‫تو

171
00:14:41,057 --> 00:14:43,066
.‫ما مِرکیت‌ها استاد تیراندازی‌ایم

172
00:14:44,020 --> 00:14:48,026
.ببینین که چطور یه دختر مرگن، یه گرگ رو از پا درمیاره

173
00:14:53,060 --> 00:14:57,046
.‫و این‌طور بود که ما تسلیم مغول‌ها شدیم

174
00:14:58,030 --> 00:15:05,080
،‫خولان زنجیرهای طولانی کینه‌ای که بین مغول‌ها و مرکیت‌ها بود رو گسست

175
00:15:06,028 --> 00:15:09,006
.‫و جان بسیاری از مرکیت‌ها رو نجات داد

176
00:15:12,015 --> 00:15:18,090
،اما قولتوقان و بقیهٔ مرکیت‌ها، تا آخرین لحظه سرکشی کردن

177
00:15:19,014 --> 00:15:21,010
.‫و به سمت غرب فرار کردن

178
00:15:25,058 --> 00:15:27,028
.‫فکر کنم همه جمع شدین

179
00:15:27,028 --> 00:15:29,020
‫چرا همه‌مون رو فراخوندین؟

180
00:15:29,067 --> 00:15:31,028
.فقط دخترای جوون اینجان

181
00:15:31,028 --> 00:15:33,001
تو داییر اوسون هستی؟

182
00:15:33,067 --> 00:15:38,004
.‫ما در خدمت خان‌زاده اوگتای، پسر سوم خان هستیم

183
00:15:38,032 --> 00:15:41,075
.وظیفهٔ ما نگهبانی از تدارکات در پشت ارتشه

184
00:15:42,015 --> 00:15:44,089
که اینطور. ‫پس خیالم راحت باشه؟

185
00:15:44,089 --> 00:15:47,022
.‫این زن‌ها حالا دست شما امانتن

186
00:15:47,059 --> 00:15:48,055
‫رئیس داییر؟

187
00:15:49,048 --> 00:15:54,002
.‫ما تصمیم گرفتیم همه‌تونو به اشراف مغول‌ها بدیم

188
00:15:54,002 --> 00:15:55,006
!‫نه

189
00:15:55,043 --> 00:15:57,014
.توراگینا

190
00:15:57,014 --> 00:15:58,094
.‫همه خوب گوش بدین

191
00:15:58,094 --> 00:16:02,089
.‫مغول‌ها فقط از جونمون گذشتن، نه بیشتر

192
00:16:02,089 --> 00:16:06,024
.اونا درگیری‌های قبلی‌مون رو نبخشیدن

193
00:16:06,067 --> 00:16:09,024
.‫ما حتماً به بردگی کشیده می‌شیم

194
00:16:09,065 --> 00:16:11,066
.‫اما شما دخترا فرق دارین

195
00:16:12,024 --> 00:16:14,098
.‫زندگی برای شما تازه شروع شده

196
00:16:14,098 --> 00:16:17,015
.برین و خوشبختی‌تون رو پیدا کنین

197
00:16:19,014 --> 00:16:20,058
.هی تو

198
00:16:20,086 --> 00:16:23,055
:‫حتماً به خان‌زاده و خان‌تون بگو

199
00:16:23,055 --> 00:16:27,022
.‫این زن‌ها از این به بعد دیگه مرکیتی نیستن

200
00:16:27,022 --> 00:16:29,003
.از همین لحظه به بعد

201
00:16:29,003 --> 00:16:30,093
.حـ ـ حتماً میگم

202
00:16:33,063 --> 00:16:35,018
.توراگینا

203
00:16:35,059 --> 00:16:37,004
.دستتو باز کن

204
00:16:42,070 --> 00:16:43,098
.این یه سنگ جادای‌ـه

205
00:16:43,098 --> 00:16:46,013
.‫می‌تونی باهاش طوفان به پا کنی

206
00:16:46,094 --> 00:16:51,011
.‫این تنها چیزیه که برای هدیهٔ خداحافظی دارم

207
00:16:52,041 --> 00:16:55,062
.واقعاً خوشحال بودم که این مدت باهام زندگی کردی

208
00:16:57,024 --> 00:16:58,032
.‫خداحافظ

209
00:17:00,008 --> 00:17:02,006
.‫با لبخند زندگی کن

210
00:17:10,082 --> 00:17:14,043
.اون شب به‌طرز عجیبی آروم بود

211
00:17:17,013 --> 00:17:18,092
!‫اسب‌ها رو آماده کنین! سریع

212
00:17:18,092 --> 00:17:20,012
!ا ـ اطاعت

213
00:17:25,050 --> 00:17:28,070
.آسمون داشت می‌سوخت. غرق در خون بود

214
00:17:29,032 --> 00:17:32,049
.‫منظره‌ای ماورایی که تا الان مثلشو ندیده بودم

215
00:17:32,049 --> 00:17:34,020
‫چه اتفاقی داره میفته؟

216
00:17:34,020 --> 00:17:37,033
.یه شورشه. اُسرا تو کوه پناه گرفتن

217
00:17:37,072 --> 00:17:40,066
.‫ارتش خان‌زاده اوگتای داره میره که سرکوبشون کنه

218
00:17:40,066 --> 00:17:42,075
.اون اوسون داییر لعنتی

219
00:17:42,075 --> 00:17:45,059
.‫هیچ‌وقت نمیشه به حرف مرکیت‌ها اعتماد کرد

220
00:17:45,090 --> 00:17:46,094
!‫برو کنار

221
00:17:47,072 --> 00:17:48,043
!هی

222
00:17:48,043 --> 00:17:49,067
!هوی! صبر کن

223
00:17:54,039 --> 00:17:57,047
...‫آره، حتی وقتی مغول‌ها بهشون رحم کردن

224
00:18:00,017 --> 00:18:03,066
.‫اونا هیچ‌وقت مغول‌ها رو نبخشیدن

225
00:18:04,050 --> 00:18:06,094
.‫ما شکارچی‌های جنگلیم

226
00:18:07,046 --> 00:18:09,098
.‫ما هیچ‌وقت بردهٔ گله‌دارهای پست نمی‌شیم

227
00:18:10,063 --> 00:18:12,095
.برین و خوشبختی‌تون رو پیدا کنین

228
00:18:13,029 --> 00:18:15,087
پس اون حرفا دروغ بود؟

229
00:18:16,039 --> 00:18:19,033
.‫نه، مطمئنم از ته دل اون حرفا رو زد

230
00:18:20,017 --> 00:18:23,073
.‫واسه همینه که هیچی بهم نگفت

231
00:18:26,074 --> 00:18:31,031
.‫با این حال، رئیس داییر یه اشتباه بزرگ کرد

232
00:18:31,083 --> 00:18:38,017
.‫اون نفهمید که چقدر دوستش داشتم

233
00:18:50,043 --> 00:18:52,052
.آه، درسته

234
00:18:53,058 --> 00:18:57,021
.‫فراموش کرده بودم که روحِ یه کام می‌تونه بره به آسمون‌ها

235
00:18:58,011 --> 00:19:01,081
.‫من فقط با سوراخ کردن بدنش، به فرارش کمک کردم

236
00:19:03,051 --> 00:19:05,030
یه رود سرخ در‌آسمون، هان؟

237
00:19:10,059 --> 00:19:11,072
‫تو کی هستی؟

238
00:19:17,009 --> 00:19:19,028
زنیکه، اینجا چیکار می‌کنی؟

239
00:19:19,086 --> 00:19:22,067
.‫اون شورش خیلی راحت سرکوب شد

240
00:19:24,025 --> 00:19:28,074
.‫بعداً فهمیدم که اونا قولتوقان و بقیه رو هم کشتن

241
00:19:30,084 --> 00:19:36,070
.‫وقتی چنگیزخان برگشت، خولان هم از شورش باخبر شد

242
00:19:37,096 --> 00:19:40,041
...‫وقتی این خبرو شنید

243
00:19:43,023 --> 00:19:46,050
.‫پدرم با حماقتش، خودش سرنوشتشو نابود کرد

244
00:19:46,050 --> 00:19:50,065
.‫هیچ‌کس نمی‌تونه شکوه خان رو خدشه‌دار کنه

245
00:19:51,084 --> 00:19:56,080
‫خولان، چطور اون موقع تونستی لبخند بزنی؟

246
00:19:57,043 --> 00:20:01,052
.‫بعد از اون، همسر اوگتای شدم و گذاشتن زنده بمونم

247
00:20:07,024 --> 00:20:09,017
.‫من بچه‌هاش رو هم به دنیا آوردم

248
00:20:10,043 --> 00:20:12,086
.‫روزگار به آرومی می‌گذشت

249
00:20:13,096 --> 00:20:16,057
...‫اما تمام اون مدت

250
00:20:17,021 --> 00:20:22,016
.‫منتظر طوفانی بودم که این امپراتوری رو نابود کنه

251
00:20:23,036 --> 00:20:26,056
.‫تو رو اون موقع نجات دادم چون لبخندت رو دوست داشتم

252
00:20:27,041 --> 00:20:30,038
.‫توی تو، خولانِ اون روزها رو دیدم

253
00:20:30,063 --> 00:20:32,038
.‫بعد از این همه مدت، حالا می‌فهمم

254
00:20:32,038 --> 00:20:35,088
.که ‫چه قدر زیر اون نقاب احساس ضعف و غم می‌کرد

255
00:20:36,068 --> 00:20:40,088
.‫اما اون دقیقاً می‌دونست نقشش چیه

256
00:20:41,027 --> 00:20:45,039
...‫اون موقع باید می‌فهمیدم چی بهش می‌گذره، ولی

257
00:20:48,007 --> 00:20:49,027
...خب

258
00:20:49,068 --> 00:20:51,048
‫تو واقعاً کی هستی؟

259
00:20:52,036 --> 00:20:53,061
...‫من

260
00:20:54,051 --> 00:20:55,058
.‫دیگه اهمیتی نداره

261
00:20:56,024 --> 00:20:58,064
...‫هر کی که باشی، نمی‌تونی

262
00:20:57,040 --> 00:20:59,069
...بانو سرقویتی بهم گفتن که

263
00:21:00,050 --> 00:21:02,049
.خان‌زاده تولی و قاآن

264
00:21:02,049 --> 00:21:06,058
،‫عدم تعادل بین قدرت نظامی و اختیارات
.‫مطمئناً بدبختی میاره

265
00:21:06,088 --> 00:21:10,062
‫به عبارت دیگه، امپراتوری هیچ‌وقت
.‫به این شکنندگی نبوده

266
00:21:14,026 --> 00:21:17,026
.اسم من ستاره‌ست. من یه کنیزم

267
00:21:17,058 --> 00:21:23,022
.‫ارتش مغول ارباب منو کشت و کتاب با ارزشش رو دزدید

268
00:21:23,022 --> 00:21:28,002
...‫آخرین وظیفه‌ام در حقش پس گرفتنِ کتاب بود، اما

269
00:21:28,002 --> 00:21:31,079
‫این فکر که مقاومت کورکورانه ممکنه
...‫فاجعهٔ بیشتری به بار بیاره

270
00:21:32,038 --> 00:21:36,023
‫اون ترس باعث شد زندگی‌م رو
.‫بدون هدف بگذرونم

271
00:21:36,091 --> 00:21:39,078
‫اما شاید این همون لحظه‌ای باشه
.‫که منتظرش بودم

272
00:21:41,037 --> 00:21:43,066
ولی آخه ما دوتا می‌تونیم چیکار کنیم؟

273
00:21:51,020 --> 00:21:52,083
.‫من کلی دانش دارم

274
00:21:53,098 --> 00:21:57,025
.بذارین من سنگ جادای جدیدتون بشم، بانوی من

275
00:21:58,026 --> 00:22:01,017
.‫خواهش می‌کنم قدرتتونو بهم قرض بدین

276
00:22:03,032 --> 00:22:06,056
.بیاین دوتایی طوفان به‌پا کنیم

277
00:22:07,097 --> 00:22:14,047


278
00:22:14,047 --> 00:22:19,027


279
00:23:37,094 --> 00:23:43,025
برادرها

280
00:23:38,096 --> 00:23:40,097
.‫قسمت بعد: «برادرها»

