1
00:00:09,000 --> 00:00:12,500
‫تو کسی هستی که قراره
‫این کتاب رو به من یاد بده، درسته؟

2
00:00:26,000 --> 00:00:28,500
‫<i>[ جادوگر : جادوگری در مغولستان ]
‫[ فصل اول : قسمت چهارم ]</i>

3
00:01:47,000 --> 00:01:48,500
.‫باور نکردنیه

4
00:01:49,000 --> 00:01:54,500
.‫تولوی واقعاً نسخه «اصول» رو برام پیدا کرد

5
00:01:49,500 --> 00:01:54,000
<i>‫[ اوتچیگین ]</i>

6
00:01:55,780 --> 00:01:57,280
‫اسمت چیه؟

7
00:01:59,540 --> 00:02:02,000
.‫من فاطمه هستم

8
00:02:02,000 --> 00:02:05,140
.‫توی درس‌ هاتون بهتون کمک میکنم، سرورم

9
00:02:05,660 --> 00:02:07,100
.‫مشتاقش هستم

10
00:02:07,100 --> 00:02:08,190
...‫ولی

11
00:02:09,200 --> 00:02:12,930
‫سرورم با این کتاب چیکار دارن؟

12
00:02:13,000 --> 00:02:15,000
.‫ارزش چندانی نداره

13
00:02:15,000 --> 00:02:16,000
‫چی؟

14
00:02:16,090 --> 00:02:18,280
‫«نقطه چیزیه که بخش نداره.»

15
00:02:18,500 --> 00:02:21,230
‫«خط، طولی بدون عرضه.»

16
00:02:21,630 --> 00:02:23,600
.‫فقط واضحات رو بیان میکنه

17
00:02:23,600 --> 00:02:25,540
.‫چندان مفید نیست

18
00:02:27,500 --> 00:02:28,500
‫واقعاً اینطوره؟

19
00:02:29,440 --> 00:02:32,960
‫مطمئن نیستم چرا از اول
...‫اون کتاب رو میخواست

20
00:02:32,970 --> 00:02:38,720
،‫ولی به نظر میرسید اون شاهزاده
.‫تولوی، ارزشش رو درک نمیکنه

21
00:02:39,280 --> 00:02:42,890
،‫شاید اگه علاقه‌ش رو از دست بده
.‫کتاب رو رها کنه

22
00:02:43,220 --> 00:02:44,870
.‫بیان واضحات

23
00:02:45,430 --> 00:02:47,350
.‫آره، درسته

24
00:02:47,500 --> 00:02:49,500
.‫حداقل برای مردم شما

25
00:02:49,500 --> 00:02:50,500
‫چی؟

26
00:02:50,500 --> 00:02:55,000
.‫ولی برای ما، این کتاب نقطه آغازه

27
00:02:55,000 --> 00:02:59,500
‫آغاز سفر ما برای کسب دانش غربی
.‫که توی دشت‌ ها پیدا نمیشه

28
00:02:59,500 --> 00:03:00,500
‫چی؟

29
00:03:01,160 --> 00:03:04,330
.‫تولوی، همسرم، اوتچیگینه

30
00:03:05,080 --> 00:03:08,260
،‫اون نگهبان اجاق خونه‌ست
.‫و وظیفه‌ش پاسداری از آتش اونه

31
00:03:08,750 --> 00:03:12,920
،‫حتی بعد از اینکه برادرهای بزرگ ترش رفتن
...‫و چراگاه‌ های خودشون رو گرفتن

32
00:03:13,240 --> 00:03:15,880
...‫پسر کوچیک‌ تر توی خونه موند

33
00:03:15,880 --> 00:03:19,130
،‫تا از دارایی خانواده محافظت کنه
.‫و در نهایت اون رو به ارث ببره

34
00:03:19,630 --> 00:03:23,340
،‫به عنوان اوتچیگین
.‫تولوی یه روز امپراتور میشه

35
00:03:23,980 --> 00:03:25,050
...‫ولی خب

36
00:03:25,520 --> 00:03:28,270
‫بعضی وقت‌ ها اونقدرا هم
‫باهوش نیست، مگه نه؟

37
00:03:28,780 --> 00:03:32,480
‫و فقط تولوی نیست. همین رو میشه
.‫درباره خیلی از مردم ما هم گفت

38
00:03:32,480 --> 00:03:35,270
.‫اونا فقط زندگی توی این دشت رو میشناسن

39
00:03:36,760 --> 00:03:39,360
،‫هر چقدر هم که پهناور باشه
.‫دنیا از این هم پهناورتره

40
00:03:40,090 --> 00:03:41,570
.‫میخوام بیشتر یاد بگیرم

41
00:03:42,140 --> 00:03:46,210
‫درباره سرزمین‌ های متعددی
.‫که زیر سم اسب‌ های مغوله

42
00:03:46,960 --> 00:03:52,200
،‫مردم شما از دوران باستان
‫حرکت ستاره‌ ها رو پیش بینی میکردن، درسته؟

43
00:03:52,600 --> 00:03:56,170
‫چقدر عجیبه که میتونید
.‫اندازه زمین رو محاسبه کنید

44
00:03:57,630 --> 00:04:00,930
‫این شخص تا کرانه‌ های زمین سفر کرده بود؟

45
00:04:00,930 --> 00:04:04,050
.‫البته که نه
.‫اون از هندسه استفاده کرد

46
00:04:04,050 --> 00:04:06,680
‫چی باعث میشه که
‫«چیزهای بدیهی»، بدیهی باشن؟

47
00:04:06,960 --> 00:04:11,740
‫با جمع‌ آوری تک‌ تک نمونه‌ هاست
.‫که اصول کلی رو اثبات میکنیم

48
00:04:13,010 --> 00:04:16,610
‫کسب دانش برای انتقال دادن
.‫به نسل‌ های آینده

49
00:04:17,420 --> 00:04:21,860
‫این نقش منه، به عنوان کسی
.‫که یه روز ملکه میشه

50
00:04:27,360 --> 00:04:32,250
...‫آه، چرا اون

51
00:04:33,730 --> 00:04:36,460
‫چرا انقدر عصبانیم میکنه؟

52
00:04:37,060 --> 00:04:41,660
‫هیچی درباره‌ اینکه چطور اون کتاب
‫به دستت رسیده نمیدونی؟

53
00:04:42,010 --> 00:04:45,100
‫نمیتونی رنج و محنتی رو تصور کنی
...‫که باید تحمل کنیم

54
00:04:45,100 --> 00:04:50,140
‫وقتی برای کار خیری که الان میکنی، از کسایی
‫تشکر میکنیم که همه‌ چیزمون رو غارت کردن؟

55
00:04:50,570 --> 00:04:55,060
‫یعنی میخوای بگی هیچی از حس و حال من
‫که اینجا نشستم نمیدونی؟

56
00:04:55,700 --> 00:04:58,520
‫چی شده؟
‫حالت خوب نیست؟

57
00:05:00,190 --> 00:05:02,990
.‫نه. ذکاوت شما رو تحسین میکنم

58
00:05:04,610 --> 00:05:09,300
.‫خدمت به والاحضرت باعث افتخاره
.‫تمام تلاشم رو میکنم

59
00:05:10,040 --> 00:05:13,000
.‫خوش‌ شانسم که کمکت رو دارم
.‫پیشاپیش ممنونم

60
00:05:13,340 --> 00:05:16,000
.‫میدونم حتماً خسته هستی
.‫فعلاً میتونی مرخص بشی

61
00:05:17,270 --> 00:05:18,960
.‫با اجازه‌تون مرخص میشم

62
00:05:25,820 --> 00:05:29,280
.‫به درایت تو شدیداً نیاز داریم

63
00:05:29,600 --> 00:05:34,360
،‫شرمنده‌م که اون‌ موقع
.‫حتی برای یه لحظه، مردد شدم

64
00:05:36,350 --> 00:05:37,520
...‫باید

65
00:05:41,110 --> 00:05:44,940
.‫من به‌ تنهایی نباید این خشم رو فراموش کنم

66
00:05:45,500 --> 00:05:46,910
...‫هیچ وقت تسلیم نمیشم

67
00:05:47,530 --> 00:05:48,740
!‫در برابر اون زن

68
00:06:10,900 --> 00:06:12,520
.‫خوش برگشتی، فاطمه

69
00:06:12,520 --> 00:06:16,150
‫نمیدونم چطور ازت تشکر کنم که
.‫توی این طوفان شن بیرون رفتی

70
00:06:16,840 --> 00:06:18,270
.‫حرفش رو هم نزن

71
00:06:18,720 --> 00:06:23,210
،‫اینجا توی مغولستان
.‫با پایان طوفان‌ های شن بهار فرا میرسه

72
00:06:23,210 --> 00:06:25,800
.‫چقدر دلم برای بهار ایران تنگ شده

73
00:06:26,540 --> 00:06:29,820
.‫مادرم چندان با زندگی در اینجا خو نگرفته

74
00:06:33,500 --> 00:06:34,500
.‫فاطمه

75
00:06:35,300 --> 00:06:37,810
‫شاهدخت سرقویتی ازت میخواد
.‫که به چادرش بری

76
00:06:37,810 --> 00:06:40,100
.‫میخواد تدریس «اصول» رو بهش شروع کنی

77
00:06:41,850 --> 00:06:43,590
.‫حتماً

78
00:07:01,230 --> 00:07:03,610
‫فاطمه! چه بلایی سر صورتت اومده؟

79
00:07:04,290 --> 00:07:07,120
.‫توی مغولستان حیوون خیلی زیاده

80
00:07:07,500 --> 00:07:09,900
.‫چیزی جز مایهٔ دردسر نیستن

81
00:07:09,900 --> 00:07:11,600
.‫شاید

82
00:07:12,030 --> 00:07:14,990
،‫ولی اگه بشناسیشون
.‫میتونن خیلی دوست‌ داشتنی باشن

83
00:07:16,420 --> 00:07:17,950
‫واقعاً اینطوره؟

84
00:07:41,070 --> 00:07:43,250
.‫بفرمایید، یک لحظه

85
00:07:43,250 --> 00:07:45,860
.‫این دیگه دومین زمستون ما توی اینجاست

86
00:07:46,260 --> 00:07:48,970
.‫مادر، وضعیت سلامتیت این اواخر بهتر شده

87
00:07:48,970 --> 00:07:52,060
‫بالاخره به زندگی در اینجا
.‫توی مغولستان عادت کردم

88
00:07:52,680 --> 00:07:55,530
‫این هوای سرد تنها چیزیه
.‫که نمیتونم بهش عادت کنم

89
00:08:04,620 --> 00:08:05,750
!‫چو، چو

90
00:08:09,000 --> 00:08:12,000
<i>‫[ تابستان، ۱۲۲۴ میلادی ]</i>

91
00:08:12,000 --> 00:08:16,500
‫سه سال قبل از اینکه
...‫ستاره معلم سرقویتی شد

92
00:08:23,630 --> 00:08:26,960
.‫و پیروزمندانه به اردوگاهش توی دشت برگشت

93
00:08:28,390 --> 00:08:31,900
،‫برای استقبال از ارتش مغول
...‫سرقویتی و دربارش

94
00:08:32,180 --> 00:08:36,740
‫به جنوب غربی کوه‌ های آلتای
...‫و حوضه رود امیل سفر کردن

95
00:08:36,740 --> 00:08:40,240
،‫و در اونجا برای جشن گرفتن پیروزی
.‫ضیافت و شکاری برپا کردن

96
00:08:41,570 --> 00:08:43,290
!‫پدر

97
00:08:43,970 --> 00:08:45,740
!‫هولاکو! قوبلای

98
00:08:45,740 --> 00:08:47,860
.‫من یه گوزن شکار کردم

99
00:08:47,860 --> 00:08:49,750
.‫منم یه خرگوش شکار کردم

100
00:08:50,040 --> 00:08:52,140
.‫شما دو تا واقعاً به پدرتون رفتید

101
00:08:52,140 --> 00:08:53,850
!‫پدر

102
00:08:53,850 --> 00:08:56,000
.‫اولین بارم بود که به شکار میرفتم

103
00:08:56,000 --> 00:08:57,620
‫خب؟ معرکه نیستم؟

104
00:08:57,620 --> 00:08:59,100
...‫آره، معرکه‌ست

105
00:09:01,200 --> 00:09:03,410
.‫شاهزاده هولاکو
.‫شاهزاده قوبلای

106
00:09:04,270 --> 00:09:07,690
،‫لطفاً آماده بشید
.‫چون خان بزرگ به‌ زودی میرسن

107
00:09:07,690 --> 00:09:10,060
!‫فاطمه! اونجا رو نگاه کن

108
00:09:10,060 --> 00:09:13,280
.‫وای، چه گوزن باشکوهی

109
00:09:13,280 --> 00:09:17,410
‫شکار کردن یه خرگوش چابک هم
.‫کار کوچیکی نیست، شاهزاده قوبلای

110
00:09:19,030 --> 00:09:21,540
.‫همه تمریناتم با تیروکمان بالاخره نتیجه داد

111
00:09:21,820 --> 00:09:23,510
‫اون دختر کیه؟

112
00:09:23,510 --> 00:09:27,690
‫اون معلمیه که برای خوندن
.‫«اصول» برام پیدا کردی

113
00:09:27,690 --> 00:09:30,000
‫آه، دختر همون دانشمند؟

114
00:09:30,570 --> 00:09:32,670
‫چطوره؟ وظایفش رو به‌ خوبی انجام میده؟

115
00:09:32,670 --> 00:09:36,720
.‫توی کارش خیلی کوشاست
.‫باهوش و بافکر هم هست

116
00:09:37,340 --> 00:09:41,630
‫فقط وقتی اونطور دلربا لبخند میزنه
.‫میشه فهمید چقدر جوونه

117
00:09:42,360 --> 00:09:45,890
،‫نه تنها اصول
.‫بلکه یه مربی کاربلد هم برام آوردی

118
00:09:45,890 --> 00:09:47,060
.‫البته، معلومه

119
00:09:47,320 --> 00:09:48,960
‫خوش‌ تیپ نشدم؟

120
00:09:49,990 --> 00:09:51,150
.‫حریفی سرسخت

121
00:09:51,150 --> 00:09:57,080
،‫رسمه که بعد از اولین شکار یه کودک
.‫چربی حیوون رو به انگشت هاش بمالن

122
00:09:57,080 --> 00:09:59,570
.‫خود خان بزرگ شخصاً این رسم رو اجرا میکنه

123
00:09:59,570 --> 00:10:01,600
.‫خان بزرگ تشریف آوردن

124
00:10:01,600 --> 00:10:03,210
.‫برادر قوبلای، بیا بریم

125
00:10:03,210 --> 00:10:04,210
!‫آره

126
00:10:14,510 --> 00:10:17,340
.‫امپراتور مغول‌ ها، چنگیزخان

127
00:10:18,800 --> 00:10:22,260
.‫اون بود که این امپراتوری پهناور رو بنا کرد

128
00:10:22,600 --> 00:10:27,180
‫در عرض سه سال، سرنوشت رقم‌ خورده
...‫در طالع حاضران توی این جمع

129
00:10:27,910 --> 00:10:33,690
،‫با افول اون ستارهٔ باشکوه، چنگیزخان
.‫دستخوش تغییری بزرگ میشد

130
00:10:52,400 --> 00:10:56,460
<i>‫[ تابستان، ۱۲۲۷ میلادی ]</i>

131
00:11:00,880 --> 00:11:03,320
.‫آسوده‌ خاطر باشید، خان بزرگ

132
00:11:04,190 --> 00:11:07,910
‫آیندهٔ مغول‌ ها همونطور میشه
.‫که شما خواستید

133
00:11:10,350 --> 00:11:11,440
.‫پدر

134
00:11:35,290 --> 00:11:39,400
،‫شاهزاده چهارم، تولوی
...‫به عنوان کوچیک‌ ترین برادر و اوتچیگین

135
00:11:39,400 --> 00:11:42,050
‫طبق رسم مغول‌ ها برای
...‫ارث‌ بری فرزند کوچیک‌ تر

136
00:11:42,050 --> 00:11:46,780
،‫بخش اعظم میراث بزرگ پدرش
.‫چنگیزخان رو به ارث برد

137
00:11:47,290 --> 00:11:48,930
...‫علاوه بر زمین و ثروت

138
00:11:49,530 --> 00:11:55,830
‫خانواده تولوی کنترل تقریباً
.‫تمام ارتش مغول رو به دست گرفتن

139
00:12:06,000 --> 00:12:07,000
!‫شاهزاده تولویه

140
00:12:07,000 --> 00:12:09,000
!‫- شاهزاده تولوی
!‫- شاهزاده تولوی

141
00:12:11,220 --> 00:12:17,420
‫پس از مرگ چنگیزخان، امپراتوری باید
.‫فرمانروای جدیدی انتخاب میکرد

142
00:12:18,290 --> 00:12:21,910
،‫ولی شورای قبیله‌ ای موسوم به قوریلتای
...‫که در اون خاندان سلطنتی

143
00:12:21,910 --> 00:12:24,590
‫و شاهزاده های مدعی گرد هم میومدن
...‫تا امپراتور جدید رو انتخاب کنن

144
00:12:24,950 --> 00:12:28,580
.‫تا دو سال دیگه تشکیل جلسه نمیداد

145
00:12:29,480 --> 00:12:32,420
،‫در این دوران انتقالی
...‫تولوی نه تنها ارتش رو رهبری میکرد

146
00:12:32,420 --> 00:12:35,410
،‫بلکه در مقام نایب‌ السلطنه
.‫به تمام امور حکومتی هم رسیدگی میکرد

147
00:12:37,000 --> 00:12:42,000
<i>‫[ پاییز، سال ۱۲۲۹ میلادی ]</i>

148
00:12:42,000 --> 00:12:44,500
.‫زیاد سر حال به نظر نمیرسه

149
00:12:44,960 --> 00:12:47,680
.‫ولی خوردنش نباید مشکلی داشته باشه

150
00:12:47,680 --> 00:12:48,830
.‫بیا سرش رو ببریم

151
00:13:03,550 --> 00:13:05,400
.‫همین باید کافی باشه

152
00:13:06,020 --> 00:13:08,430
.‫حالا به قصابیت ادامه بده

153
00:13:08,430 --> 00:13:11,260
‫همچین ضیافت عظیمی
.‫یک بار در عمر رخ میده

154
00:13:12,810 --> 00:13:13,890
.‫بفرمایید

155
00:13:14,240 --> 00:13:16,130
.‫این امعاء و احشاء رو برام تمیز کن

156
00:13:18,050 --> 00:13:21,190
.‫بسم الله، الله اکبر

157
00:13:22,500 --> 00:13:23,500
.‫فاطمه

158
00:13:25,960 --> 00:13:29,240
‫از قصابی با برش شکم ناراحت هستی؟

159
00:13:29,240 --> 00:13:31,620
.‫اوه، ببخشید
.‫عادت منه

160
00:13:32,000 --> 00:13:36,500
‫شنیدم مسلمان‌ ها فقط حیواناتی رو میخورن
.‫که گلوشون بریده شده باشه

161
00:13:36,500 --> 00:13:37,500
.‫درسته

162
00:13:37,530 --> 00:13:40,960
.‫ولی اینطوری خون رو روی زمین میریزی

163
00:13:40,960 --> 00:13:43,930
‫بدترین قسمتش اینه که خون‌ گیری
.‫باعث میشه گوشت طعمش رو از دست بده

164
00:13:43,930 --> 00:13:46,590
.‫چه حیف
.‫خون همون چیزیه که بهش طعم میده

165
00:13:47,180 --> 00:13:50,800
‫به هر حال، ما اینجا کارها رو جور دیگه‌ ای
.‫انجام میدیم، پس فقط سعی کن تحمل کنی

166
00:13:51,100 --> 00:13:54,020
.‫نگران نباش
.‫من قبلاً بهش عادت کردم

167
00:13:54,500 --> 00:13:57,000
‫حالا هشت سالی میشه که
.‫توی مغولستان زندگی میکنم

168
00:13:57,000 --> 00:13:59,500
.‫حتی از خوردن گوشت خون‌ دار خوشم میاد

169
00:13:59,500 --> 00:14:00,500
‫واقعاً؟

170
00:14:01,310 --> 00:14:04,310
‫کسایی که طعم گوشت
...‫بدون خون رو ترجیح میدن

171
00:14:04,310 --> 00:14:07,990
‫مثل کسایی هستن که شیرینی‌ هایی رو
.‫دوست دارن که خیلی شیرین نباشن

172
00:14:07,990 --> 00:14:09,430
!‫دقیقاً

173
00:14:09,430 --> 00:14:11,660
.‫خب، میذارم به کار این احشاء برسی

174
00:14:11,660 --> 00:14:13,470
.‫ممنون، فاطمه

175
00:14:13,470 --> 00:14:14,990
.‫خواهش میکنم

176
00:14:19,460 --> 00:14:24,130
‫بریدن گلوی حیوون برای ذبح کردنش
.‫دلیل منطقی و خوبی داره

177
00:14:24,770 --> 00:14:28,340
.‫بسم الله، و الله اکبر

178
00:14:31,280 --> 00:14:34,850
.‫این کم دردترین روش برای حیوونه

179
00:14:35,190 --> 00:14:40,740
،‫گوشتی که خونش تخلیه شده رنگ بهتری داره
.‫و به این راحتی‌ ها فاسد نمیشه

180
00:14:44,850 --> 00:14:49,400
‫با این حال، عجیب نیست که به گوشت
.‫تیره‌ ای که خونش نرفته عادت کردم

181
00:14:50,620 --> 00:14:51,970
.‫هشت سال

182
00:14:51,970 --> 00:14:58,290
،‫حالا به همون اندازه‌ ای که توی توس بودم
.‫اینجا توی مغولستان بودم

183
00:14:59,390 --> 00:15:03,290
.‫و هنوز در تمام این مدت، کاری از پیش نبردم

184
00:15:04,100 --> 00:15:05,250
...‫اون کتاب

185
00:15:06,120 --> 00:15:11,130
،‫تمام این سال‌ ها توی چنگم بود
.‫ولی نتونستم پسش بگیرم

186
00:15:12,110 --> 00:15:15,190
.‫به‌ سختی میشه گفت که کتاب رو پس گرفتم

187
00:15:20,060 --> 00:15:22,260
.‫یه چیز سفت این توئه

188
00:15:27,960 --> 00:15:29,300
...‫نکنه این

189
00:15:30,260 --> 00:15:32,960
.‫بیا، این یکی رو هم بگیر

190
00:15:33,000 --> 00:15:34,000
.‫باشه

191
00:15:35,620 --> 00:15:38,700
.‫هنوز باورم نمیشه خودشه

192
00:15:38,700 --> 00:15:39,710
‫مگه نه؟

193
00:15:39,710 --> 00:15:42,830
.‫کافیه. امروز روز جشنه

194
00:15:44,610 --> 00:15:47,550
.‫روزیه که امپراتور جدیدمون به تخت میشینه

195
00:16:18,850 --> 00:16:22,460
‫شنیدم امپراتور جدید به جای «خان»
.‫خودش رو «قاآن» مینامه

196
00:16:22,800 --> 00:16:27,050
‫احیای یه لقب باستانی که حتی
‫چنگیزخان هم انتخابش نکرد؟

197
00:16:27,910 --> 00:16:29,880
.‫مغول‌ ها به عظمت رسیدن

198
00:16:29,880 --> 00:16:33,880
‫داریم وارد عصری میشیم
.‫که مغولستان مرکز جهانه

199
00:16:52,910 --> 00:16:56,120
‫قوریلتای حالا وارد
.‫چهل و یکمین روز خود شده

200
00:16:56,120 --> 00:16:58,510
.‫حتماً حسابی با هم سرشاخ شدن

201
00:16:58,510 --> 00:17:01,660
،‫چیزی که توی اینجا اهمیت داره
.‫عدد چهل و یک هست

202
00:17:02,220 --> 00:17:06,080
‫پیشگویی کام میگفت که
.‫روز چهل و یکم روز فرخنده‌ ای میشه

203
00:17:06,690 --> 00:17:11,920
،‫یعنی شاهزاده توسط قبیله نامزد میشه
...‫و روی تخت شاهی میشینه

204
00:17:12,960 --> 00:17:14,070
.‫امروز

205
00:17:17,000 --> 00:17:18,500
.‫به پیش، قاآن بزرگ

206
00:17:18,500 --> 00:17:20,500
<i>‫[ شاهزاده دوم - جغتای ]</i>

207
00:17:18,500 --> 00:17:20,500
<i>‫[ برادر کوچک تر چنگیزخان - تموگه ]</i>

208
00:17:19,500 --> 00:17:20,500
.‫به سوی تخت

209
00:17:20,650 --> 00:17:23,810
.‫دست های ما رو بگیر تا راهنماییت کنیم

210
00:17:50,360 --> 00:17:52,220
!‫زنده باد امپراتور جدید

211
00:17:52,680 --> 00:17:54,550
!‫زنده باد امپراتور جدید

212
00:17:55,550 --> 00:17:58,330
!‫زنده باد اوگتای قاآن

213
00:17:59,310 --> 00:18:01,390
!‫هورا

214
00:18:01,390 --> 00:18:03,720
!‫هورا

215
00:18:04,210 --> 00:18:09,670
!‫هورا! هورا

216
00:18:11,230 --> 00:18:12,270
!‫قاآن بزرگ

217
00:18:12,700 --> 00:18:15,930
‫اجازه بدید که صمیمانه
.‫به تخت نشستن شما رو تبریک بگم

218
00:18:16,690 --> 00:18:18,990
.‫آفرین، برادر اوگتای

219
00:18:19,560 --> 00:18:21,200
.‫ممنون، تولوی

220
00:18:43,220 --> 00:18:45,770
‫روزی، شاید در میان فرزندهای من
...‫کسایی زاده بشن

221
00:18:46,080 --> 00:18:48,650
،‫که اگه توی علف پیچونده بشن
...‫گاوی اونا رو نمیخوره

222
00:18:49,220 --> 00:18:52,270
،‫و اگه توی چربی پیچونده بشن
.‫سگی اونا رو نمیخوره

223
00:18:56,870 --> 00:19:01,670
‫در مواجهه با گوزنی که از پهلو رد میشه
...‫و موشی که از روبرو میاد

224
00:19:02,250 --> 00:19:03,770
.‫قطعاً میذارن هر دوشون فرار کنن

225
00:19:07,760 --> 00:19:10,730
.‫حالا این خودش جای جشن گرفتن داره

226
00:19:10,730 --> 00:19:15,230
،‫وصیت پدر قراره اجرا بشه
.‫و من از وظایف حکمرانی آزاد هستم

227
00:19:17,640 --> 00:19:19,890
.‫توی تمام این مدت خوب جام رو پر کردی

228
00:19:20,520 --> 00:19:21,800
.‫سرقویتی

229
00:19:22,490 --> 00:19:26,260
.‫تنها حسرتم اینه که نتونستم تو رو ملکه کنم

230
00:19:26,520 --> 00:19:28,040
.‫این حرف رو نزن

231
00:19:28,040 --> 00:19:32,230
،‫منظورم اینه، وقتی پدر وصیتش رو گفت
:‫این فکر به ذهنم خطور کرد

232
00:19:32,850 --> 00:19:35,360
‫«چرا؟ نباید من انتخاب میشدم؟»

233
00:19:35,880 --> 00:19:37,690
:‫ولی اون اینطور جواب داد

234
00:19:38,490 --> 00:19:43,380
‫«وقتی مار چند سر تلاش میکنه
...‫برای فرار از سرما وارد سوراخی بشه

235
00:19:43,380 --> 00:19:47,120
،‫سرها با هم میجنگن
‫و پیش از ورود به داخل، مار میمیره.»

236
00:19:47,410 --> 00:19:52,370
‫«در مقابل، ماری که یک سر داره
‫وارد سوراخ شده و زنده میمونه.»

237
00:19:52,650 --> 00:19:56,340
‫«اوگتای، از عقلت استفاده کن
‫تا سر همه‌ ما بشی.»

238
00:19:59,240 --> 00:20:03,890
‫به عنوان اوتچیگین، فکر میکردم که
.‫اون من رو بیشتر از همه دوست داره

239
00:20:04,440 --> 00:20:07,560
.‫ولی پدرم اینطور فکر نمیکرد

240
00:20:08,250 --> 00:20:12,310
‫قدرتی که به من داده بود
.‫فقط برای خودم نبود

241
00:20:13,070 --> 00:20:17,320
‫پیوند برادری ماست که
.‫مغول‌ ها رو واقعاً قدرتمند میکنه

242
00:20:18,110 --> 00:20:22,700
،‫این همون چیزی بود که پدرم
...‫چنگیزخان، آرزو داشت

243
00:20:23,150 --> 00:20:25,240
.‫و این بزرگ‌ ترین آرزوی من هم هست

244
00:20:28,810 --> 00:20:30,740
...‫پیوند برادری شما

245
00:20:41,250 --> 00:20:45,800
‫برای من فرقی نمیکنه که
...‫کدوم‌ یک از اونا امپراتور بشه

246
00:20:46,480 --> 00:20:49,640
‫ولی شکستن سنت‌ ها فقط
‫برای اینکه اون جانشینت بشه؟

247
00:20:49,640 --> 00:20:53,270
‫شاهزاده اوگتای انقدر شایستگی بیشتری داره؟

248
00:20:56,530 --> 00:20:58,480
‫به نظر میرسه شیرا روی
.‫اسب بازنده شرط بسته

249
00:21:01,270 --> 00:21:05,090
‫به هر حال، قوریلتای حالا دیگه
.‫میتونه به پایان برسه

250
00:21:12,150 --> 00:21:14,810
‫این سنگ واقعاً همون چیزیه که فکر میکنم؟

251
00:21:15,130 --> 00:21:17,400
‫درباره‌ش توی یکی از
.‫کتاب‌ های بانو خونده بودم

252
00:21:17,400 --> 00:21:19,340
.‫خیلی ارزشمنده

253
00:21:19,500 --> 00:21:20,500
.‫فاطمه

254
00:21:22,720 --> 00:21:24,490
‫شاهزاده سرقویتی؟

255
00:21:27,650 --> 00:21:29,450
‫موضوع چیه؟

256
00:21:31,300 --> 00:21:33,570
‫موضوع مهمی هست که
.‫باید باهات در میون بذارم

257
00:21:33,570 --> 00:21:34,600
‫با من؟

258
00:21:34,880 --> 00:21:39,060
.‫میخوام از امروز به بعد، دیگه کنار من نباشی

259
00:21:40,000 --> 00:21:41,000
‫چی؟

260
00:21:41,190 --> 00:21:42,960
‫چی؟ دارید مرخصم میکنید؟

261
00:21:42,960 --> 00:21:44,780
‫خطایی از من سر زده؟

262
00:21:44,780 --> 00:21:46,720
.‫دلیلش این نیست

263
00:21:46,720 --> 00:21:48,340
‫پس چی میتونه باشه؟

264
00:21:55,020 --> 00:21:58,000
...‫فاطمه، ازت میخوام

265
00:22:00,000 --> 00:22:02,500
.‫برام جاسوسی کنی

266
00:23:38,000 --> 00:23:43,000
،<i>‫[ قسمت بعد : مار رنگش رو نشون میده
‫انسان رنگش رو مخفی میکنه ]</i>

