1
00:00:06,500 --> 00:00:07,500
!‫هی! گوش کن

2
00:00:08,500 --> 00:00:11,000
‫نمیخوای اون کتاب رو پس بگیری؟

3
00:00:18,000 --> 00:00:19,000
‫چی؟

4
00:00:29,000 --> 00:00:31,500
‫<i>[ جادوگر : جادوگری در مغولستان ]
‫[ فصل اول : قسمت سوم ]</i>

5
00:01:51,000 --> 00:01:52,000
<i>‫[ شعله‌ ای ماندگار ]</i>

6
00:01:52,000 --> 00:01:57,000
‫قرن سیزدهم شاهد ظهور
.‫امپراتوری پهناوری در سراسر اوراسیا بود

7
00:01:57,500 --> 00:02:00,000
.‫چنگیزخان، «فرمانروای جهان»

8
00:02:01,000 --> 00:02:06,440
،‫اون که «خان بزرگ» خونده میشد
.‫در کنار خاندانش امپراتوری مغول رو بنا نهاد

9
00:02:07,380 --> 00:02:10,670
‫اگرچه مغول‌ ها در ابتدا
...‫فقط قبیله کوچیکی بودن

10
00:02:10,670 --> 00:02:17,400
‫ولی تا سال ۱۲۰۶ میلادی، سایر قبایل استپ رو
.‫فتح کرده و به قدرت بزرگی تبدیل شدن

11
00:02:17,500 --> 00:02:24,000
‫دیری نگذشت که اونا به کشورهای مختلف
.‫هم‌ مرز با استپ یورش بردن

12
00:02:24,000 --> 00:02:26,500
<i>‫[ بهار، ۱۲۲۱ میلادی - طالقان ]</i>

13
00:02:28,000 --> 00:02:30,500
<i>‫[ شاهزاده‌ چهارم - تولوی ]</i>

14
00:02:28,500 --> 00:02:30,500
.‫درود، برادران

15
00:02:30,500 --> 00:02:32,000
.‫تولوی

16
00:02:33,000 --> 00:02:35,000
<i>‫[ شاهزاده سوم - اوگتای ]</i>

17
00:02:35,000 --> 00:02:37,500
<i>‫[ شاهزاده دوم - جغتای ]</i>

18
00:02:35,500 --> 00:02:37,500
‫هنوز به اندازه کافی ننوشیدی؟

19
00:02:38,000 --> 00:02:40,000
<i>‫[ شاهزاده اول - جوجی ]</i>

20
00:02:38,000 --> 00:02:40,000
.‫خوش اومدی

21
00:02:46,830 --> 00:02:48,810
...‫خوب پیش رفت، به جز

22
00:02:49,120 --> 00:02:51,180
.‫سربازهای زیادی رو از دست دادیم

23
00:02:51,500 --> 00:02:52,500
.‫شرمساریش برای منه

24
00:02:52,500 --> 00:02:54,000
.‫جوجی، تقصیر دو‌دلی توئه

25
00:02:54,220 --> 00:02:56,710
‫تنها کاری که باید میکردی
.‫اطاعت از دستورات پدر بود

26
00:02:56,710 --> 00:02:58,370
.‫کافیه، شما دو نفر

27
00:02:59,060 --> 00:03:02,080
‫تو چطور، تولوی؟
‫فکر کنم توی ایران بودی؟

28
00:03:03,000 --> 00:03:04,000
.‫همینطوره

29
00:03:04,000 --> 00:03:07,000
.‫توی نبرد مایه افتخار اسم چنگیزخان شدم

30
00:03:07,440 --> 00:03:10,970
،‫همونطور که شایسته اوتچیگین
.‫امپراتور آینده ماست

31
00:03:18,330 --> 00:03:21,260
.‫علاوه بر این، چیز خوبی هم به دست آوردم

32
00:03:24,170 --> 00:03:25,530
‫کتابی به زبانی بیگانه؟

33
00:03:25,530 --> 00:03:27,730
.‫شنیدم اسمش «اصول» هست

34
00:03:28,730 --> 00:03:33,690
‫همسرم این کتاب رو به‌ عنوان
.‫نشونه‌ ای از دلاوری‌ هام از من خواست

35
00:03:33,690 --> 00:03:36,460
!‫عجب زن قانعی

36
00:03:36,460 --> 00:03:39,230
.‫میتونست به جاش طلا یا جواهر بخواد

37
00:03:40,750 --> 00:03:44,500
.‫برای خوشحال کردنش هر کاری میکنم

38
00:03:46,120 --> 00:03:47,750
‫خب، توی این کتاب چی نوشته شده؟

39
00:03:51,240 --> 00:03:52,340
.‫نمیدونم

40
00:03:53,690 --> 00:03:57,120
‫اوه، پس دانشمندی داری که
‫محتوای اون رو توضیح بده؟

41
00:03:57,120 --> 00:03:58,250
.‫نه

42
00:03:58,250 --> 00:04:01,300
‫همسرت میتونه زبان‌ های بیگانه رو بخونه؟

43
00:04:01,300 --> 00:04:02,920
.‫فکر نمیکنم

44
00:04:04,040 --> 00:04:05,220
.‫ای وای

45
00:04:08,090 --> 00:04:12,400
‫برای همین، امیدوار بودم تو رو
.‫به شاهزاده تولوی معرفی کنم

46
00:04:12,950 --> 00:04:14,940
‫تو دختر یه دانشمند هستی، مگه نه؟

47
00:04:15,280 --> 00:04:17,700
...‫ترجیح میدادم به جاش خودم داوطلب بشم

48
00:04:17,700 --> 00:04:20,240
‫ولی متأسفانه، فقط میتونم
.‫چیزهای ساده رو بخونم و بنویسم

49
00:04:20,950 --> 00:04:23,480
.‫البته زبان‌ های جدید رو سریع یاد میگیرم

50
00:04:24,820 --> 00:04:27,830
‫چرا اون کتاب رو میخواست؟

51
00:04:27,830 --> 00:04:30,140
.‫ها؟ اصلاً نمیدونم

52
00:04:30,140 --> 00:04:31,790
.‫حتی نمیتونه نوشته‌ های توش رو بخونه

53
00:04:31,790 --> 00:04:34,590
.‫و به جای طلا یا نقره اون رو خواست

54
00:04:34,590 --> 00:04:36,260
.‫واقعاً درخواست عجیبیه

55
00:04:36,720 --> 00:04:40,000
‫با این حال، این فرصت توئه
.‫تا به خاندان امپراتوری خدمت کنی

56
00:04:40,000 --> 00:04:42,430
.‫و اینکه اون کتاب رو دوباره به دست بیاری

57
00:04:42,740 --> 00:04:45,200
‫معامله بدی نیست، مگه نه؟

58
00:04:47,160 --> 00:04:51,520
‫امپراتور مغول؟
‫به خاندانش خدمت کنم؟

59
00:04:51,910 --> 00:04:54,900
...‫نه، قبل از اون
...‫قبل از همه اینا

60
00:04:55,340 --> 00:04:58,610
.‫همسرم این کتاب رو ازم خواسته بود

61
00:05:01,780 --> 00:05:04,920
!‫بانوم به خاطر این مُرد؟

62
00:05:06,940 --> 00:05:11,420
‫اوم، اتفاقی که برای خانواده‌ت افتاد
.‫خب، مایه تأسف بود

63
00:05:11,420 --> 00:05:13,580
.‫پس بذار ازت عذرخواهی کنم

64
00:05:13,580 --> 00:05:16,090
.‫ولی چاره دیگه‌ ای نداشتم

65
00:05:16,340 --> 00:05:19,810
‫دارم هر کاری از دستم بر میاد میکنم
.‫تا رضایتشون رو جلب کنم

66
00:05:19,810 --> 00:05:21,970
.‫نمیخوام به خط مقدم فرستاده بشم

67
00:05:22,510 --> 00:05:26,850
‫پسرهای هم‌ سن من سر از خط مقدم
.‫ارتش‌ های اعزامی اونا در میارن

68
00:05:27,230 --> 00:05:28,720
.‫تا سپر انسانی بشن

69
00:05:31,440 --> 00:05:36,180
.‫هنوز سنت به ریش در آوردن نمیرسه
‫اسیرت کردن؟

70
00:05:36,180 --> 00:05:37,220
.‫همینطوره

71
00:05:37,500 --> 00:05:40,000
.‫نه، دیگه حرف زدن از گذشته کافیه

72
00:05:40,000 --> 00:05:42,000
.‫این فرصت منه تا خودم رو بالا بکشم

73
00:05:42,000 --> 00:05:47,000
‫با این نظم اجتماعی جدید، راهی برای موفقیت
.‫بر اساس شایستگی به رومون باز شده

74
00:05:47,000 --> 00:05:49,600
‫هر کاری لازم باشه انجام میدم
.‫تا زنده بمونم و به جاهای بزرگ برسم

75
00:05:49,620 --> 00:05:52,710
‫حالا نوبت توئه که از تحصیلاتت
.‫بیشترین استفاده رو بکنی

76
00:05:52,710 --> 00:05:54,920
.‫و البته از اون چهره‌ دلنشینت

77
00:05:55,260 --> 00:05:59,880
،‫اگه بخت یارت باشه
.‫میتونی ملازم یه شخصیت عالی‌ رتبه بشی

78
00:06:01,560 --> 00:06:04,370
.‫همونطور که می‌بینی، لبخندش خیلی دلنشینه

79
00:06:05,780 --> 00:06:08,540
.‫برای همین باید یه کاری بکنی

80
00:06:08,540 --> 00:06:10,220
‫ولی دقیقاً چه کاری؟

81
00:06:10,830 --> 00:06:15,070
‫من از کجا بدونم که توی این موقعیت
‫چه راهی رو باید پیش بگیرم؟

82
00:06:16,510 --> 00:06:18,110
‫باید چیکار کنم؟

83
00:06:22,100 --> 00:06:23,900
...‫ولی اگه درس بخونی و دانا بشی

84
00:06:23,900 --> 00:06:29,010
،‫توی هر دردسری که بیفتی
.‫میدونی بهترین اقدام چیه

85
00:06:42,860 --> 00:06:47,340
،‫من هم به حکمت باستان
.‫و هم به آموزه‌ های مدرن مسلط هستم

86
00:06:47,760 --> 00:06:49,210
...‫نیازی به گفتن نیست که

87
00:06:49,680 --> 00:06:51,970
،‫میتونم اون کتاب رو بخونم
.‫کتاب اصول اقلیدس رو

88
00:06:54,000 --> 00:06:55,210
.‫حق با توئه

89
00:06:57,370 --> 00:07:01,040
،‫دلم میخواد یه زندگی راحت داشته باشم
.‫و هر روز غذاهای خوب بخورم

90
00:07:04,700 --> 00:07:06,840
!‫این ممکنه فرصت طلایی من باشه

91
00:07:06,840 --> 00:07:09,850
‫مطمئنم اگه با هم همکاری کنیم
!‫میتونیم از پسش بر بیایم

92
00:07:09,850 --> 00:07:11,620
.‫آره

93
00:07:12,160 --> 00:07:15,840
.‫اسم من شیرا هست
.‫اهل سمرقند هستم

94
00:07:17,160 --> 00:07:18,890
.‫من ستاره هستم

95
00:07:18,890 --> 00:07:19,980
‫ستاره؟

96
00:07:20,410 --> 00:07:21,560
.‫اوم، یه لحظه وایسا

97
00:07:21,560 --> 00:07:23,270
...‫یه اسم پرطمطراق مثل این

98
00:07:23,270 --> 00:07:26,240
‫آره، من یه برده‌ هستم. مگه چیه؟

99
00:07:28,580 --> 00:07:30,440
...‫شاید این یه نظم اجتماعی جدید باشه

100
00:07:30,440 --> 00:07:33,100
‫ولی اصیل‌ زاده بودن
.‫هنوز هم خیلی به کارت میاد

101
00:07:33,480 --> 00:07:36,260
‫مخصوصاً موقع سر و کار داشتن
.‫با خاندان امپراتوری

102
00:07:37,100 --> 00:07:39,060
.‫خب، فکر کنم بتونی راحت دروغ بگی

103
00:07:39,480 --> 00:07:41,440
.‫بیا یه اسم باوقارتر انتخاب کنیم

104
00:07:43,300 --> 00:07:44,530
...‫در این صورت

105
00:07:46,170 --> 00:07:47,170
.‫فرمانده تومان

106
00:07:47,420 --> 00:07:50,920
.‫این همون بانوی جوونیه که درباره‌ش گفتم

107
00:07:51,510 --> 00:07:53,260
.‫من مترجمش، شیرا هستم

108
00:07:53,630 --> 00:07:56,140
.‫از آشنایی با شما خوشبختم

109
00:07:58,000 --> 00:07:59,000
.‫خوب گوش کن

110
00:07:59,170 --> 00:08:04,490
،‫هر کسی که به حضور مغول‌ ها پذیرفته میشه
.‫باید از بین دو آتش عبور کنه

111
00:08:04,490 --> 00:08:07,480
.‫اونا معتقدن آتش قدرت تطهیر شرارت رو داره

112
00:08:08,300 --> 00:08:10,180
‫یه رسم کافرانه، مگه نه؟

113
00:08:17,350 --> 00:08:20,810
‫در ضمن، به‌ هیچ‌ وجه پات رو
.‫روی آستانه در نذار

114
00:08:21,290 --> 00:08:23,190
.‫اگه این کار رو بکنی، اعدام میشی

115
00:08:37,430 --> 00:08:39,140
!‫درود، دختر دانشمند

116
00:08:40,100 --> 00:08:42,520
.‫خوشحالم که می‌بینم هنوز زنده‌ هستی

117
00:08:42,850 --> 00:08:47,970
!‫سرورم میگن : «درود، دختر دانشمند
‫خوشحالم که می‌بینم هنوز زنده‌ هستی.»

118
00:08:48,520 --> 00:08:52,060
!‫«درود، دختر دانشمند
‫خوشحالم که می‌بینم هنوز زنده‌ هستی.»

119
00:08:52,060 --> 00:08:53,930
.‫«پیغام سرورمه» اون میگه

120
00:08:54,150 --> 00:08:56,570
.‫آره، به نظر میرسه حالا خیلی مطیع‌ تر شدی

121
00:08:57,000 --> 00:08:58,000
.‫ستودنیه

122
00:08:59,870 --> 00:09:01,580
‫جزئیات کار به تو گفته شده؟

123
00:09:02,000 --> 00:09:04,500
،‫میخوام ملازم همسرم باشی
.‫و اون کتاب رو براش توضیح بدی

124
00:09:04,750 --> 00:09:06,210
.‫اون حتماً خوشحال میشه

125
00:09:07,170 --> 00:09:08,500
‫آه، راستی. اسمت چیه؟

126
00:09:10,270 --> 00:09:11,990
...‫اسم من

127
00:09:15,120 --> 00:09:18,080
.‫فاطمه هست

128
00:09:25,060 --> 00:09:27,690
‫این آتش‌ ها هیچ وقت برای
.‫پاک کردنشون کافی نمیشن

129
00:09:30,430 --> 00:09:34,220
‫نه اون روزهای شیرینی که دیگه
...‫بیرون از خاطراتم وجود ندارن

130
00:09:35,040 --> 00:09:37,500
.‫و نه پیوندم با بانو و بقیه

131
00:09:39,750 --> 00:09:44,560
،‫اگه هنوز یه کار باشه که بتونم انجام بدم
.‫پس گرفتن اون کتابه

132
00:09:45,610 --> 00:09:49,570
.‫تا اون روز، من کنیز بانوی خودم باقی میمونم

133
00:10:06,480 --> 00:10:11,210
،‫به لطف سفارش فرمانده
.‫از رفتن به خط مقدم نجات پیدا کردم

134
00:10:11,600 --> 00:10:13,270
‫اون همسر تولویه؟

135
00:10:13,270 --> 00:10:18,680
‫نه، شاهدخت سورقوقتانی باید توی اردوگاه
.‫اصلی مغول‌ ها، در دوردست‌ های شرق باشه

136
00:10:19,670 --> 00:10:22,980
‫یعنی اون کیه؟
‫یکی از زن‌ های سردارهاست؟

137
00:10:23,000 --> 00:10:24,000
‫چی؟

138
00:10:24,000 --> 00:10:28,500
‫مغول‌ ها همیشه تعدادی زن رو همراه
.‫خودشون می‌برن، حتی توی لشکرکشی‌ ها

139
00:10:28,560 --> 00:10:30,690
‫زن‌ ها توی لشکرکشی؟

140
00:10:30,690 --> 00:10:33,000
.‫حتی نمیتونم تصورش رو بکنم

141
00:10:35,030 --> 00:10:37,420
.‫اول باید در موردشون اطلاعات به دست بیارم

142
00:10:38,590 --> 00:10:41,850
.‫شیرا، چند تا کلمه ساده مغولی بهم یاد بده

143
00:10:41,850 --> 00:10:43,520
.‫میخوام خیلی سریع پیشرفت کنم

144
00:10:43,520 --> 00:10:46,710
‫در عوض، ازت میخوام که
.‫در مواقع نیاز بهم کمک کنی

145
00:10:47,290 --> 00:10:48,560
.‫البته، حتماً

146
00:10:48,560 --> 00:10:50,600
‫ما توی یه جبهه‌ هستیم، مگه نه؟

147
00:10:51,590 --> 00:10:55,630
.‫اینجا همه دشمن من هستن

148
00:10:57,260 --> 00:11:01,810
،‫تا آخرین نفس میجنگم
.‫هر چقدر هم که تنها باشم

149
00:11:13,910 --> 00:11:16,360
.‫همه جا رو دنبالت گشتم، تورگنه

150
00:11:16,780 --> 00:11:18,030
.‫شاهزاده اوگتای

151
00:11:20,780 --> 00:11:25,500
‫عجب. حتی یک کلمه قدردانی
‫از شوهرت که از جنگ برگشته نمیکنی؟

152
00:11:26,590 --> 00:11:30,040
.‫من همسر تو نیستم

153
00:11:30,520 --> 00:11:32,220
.‫من دشمنت هستم

154
00:11:41,580 --> 00:11:43,920
.‫سال ۱۲۲۱ میلادیه

155
00:11:44,230 --> 00:11:48,220
...‫پس از استراحت کوتاه در طالقان، ارتش مغول

156
00:11:49,290 --> 00:11:52,430
.‫دوباره توی پاییز به راه میفتن

157
00:11:57,620 --> 00:12:01,870
‫مغول‌ ها برای در هم‌ شکستن آخرین
.‫فرمانرواش به سمت جنوب حرکت میکنن

158
00:12:02,680 --> 00:12:08,280
‫این درگیری توی تاریخ
.‫به عنوان نبرد سند موندگار شد

159
00:12:10,510 --> 00:12:12,840
...‫در این میان، دور از نگاه تاریخ

160
00:12:12,840 --> 00:12:18,620
‫اسیرهای ایران به پیاده‌ روی طولانیشون
.‫به سمت اردوگاه اصلی مغول ادامه دادن

161
00:12:19,230 --> 00:12:20,890
.‫نیم سال گذشته

162
00:12:20,890 --> 00:12:22,800
‫چقدر دیگه طول میکشه؟

163
00:12:22,800 --> 00:12:24,220
!‫ایست

164
00:12:27,110 --> 00:12:29,370
!‫فوراً شروع به برپا کردن چادرها کنید

165
00:12:29,370 --> 00:12:34,160
‫مهمون عالی‌ رتبه خان بزرگ
.‫از شرق به این سمت میاد

166
00:12:34,160 --> 00:12:37,320
،‫باید اردوگاه رو برپا کنیم
.‫و شب رو به اون اسکان بدیم

167
00:12:44,880 --> 00:12:46,700
.‫کمک کنم؟ من میتونم

168
00:12:47,630 --> 00:12:50,290
.‫نه، این کار مردهاست

169
00:12:55,800 --> 00:12:57,370
.‫فهمیدم

170
00:12:59,400 --> 00:13:03,930
‫هنوز چیزهای زیادی درباره سبک زندگی
.‫مغول‌ ها هست که برام مبهمه

171
00:13:04,440 --> 00:13:07,100
.‫ولی کم‌ کم دارم درکش میکنم

172
00:13:09,430 --> 00:13:12,150
.‫همشون بدون من لنگ میمونن

173
00:13:12,150 --> 00:13:16,840
.‫مثلاً، ورودی چادرهای اونا همیشه رو به جنوبه

174
00:13:17,000 --> 00:13:19,500
!‫آهای شما دو تا
!‫وقتشه که به دام‌ ها آب بدید

175
00:13:19,500 --> 00:13:23,500
‫علاوه بر این، اونا از برنامه روزانه
.‫سخت‌ گیرانه‌ ای پیروی میکنن

176
00:13:26,790 --> 00:13:30,840
.‫برام سواله چطور حساب زمان رو نگه میدارن

177
00:13:37,980 --> 00:13:40,460
.‫آهان، فهمیدم
.‫ساعت آفتابیه

178
00:13:40,830 --> 00:13:44,220
‫جایی که نور داخل خونه میفته
.‫زمان رو بهشون نشون میده

179
00:13:46,120 --> 00:13:49,290
‫خیلی هوشمندانه‌ست که
.‫کل خونه به عنوان ساعت عمل کنه

180
00:13:50,840 --> 00:13:54,720
.‫البته اسطرلاب زمان رو دقیق‌ تر نشون میده

181
00:13:54,720 --> 00:13:56,750
.‫این چیزی جز دانش وحشی‌ ها نیست

182
00:14:06,280 --> 00:14:07,430
‫شنیدی؟

183
00:14:07,430 --> 00:14:11,960
‫میگن مهمون امشب، یه حکیم شرقیه
.‫که راز جاودانگی رو میدونه

184
00:14:11,960 --> 00:14:13,240
‫جاودانگی؟

185
00:14:13,240 --> 00:14:14,880
.‫ببخشید

186
00:14:14,880 --> 00:14:18,860
.‫ما اویغورهای شهر این نزدیکی هستیم

187
00:14:19,000 --> 00:14:21,500
.‫پیشکشی برای جناب حکیم همراهمون آوردیم

188
00:14:21,500 --> 00:14:24,000
‫- میشه ما رو پیشش راهنمایی کنید؟
‫- چی؟

189
00:14:24,140 --> 00:14:25,760
.‫نه، من خیلی میترسم

190
00:14:25,760 --> 00:14:26,800
...‫ولی

191
00:14:27,040 --> 00:14:31,380
.‫قبول دارم فکر یه آدم جاودانه یکم ترسناکه
...‫با این حال

192
00:14:34,230 --> 00:14:35,940
.‫از این طرف

193
00:14:36,820 --> 00:14:38,400
‫خودتی، رئیس؟

194
00:14:38,400 --> 00:14:40,080
!‫اوه، چینقای

195
00:14:40,080 --> 00:14:42,700
‫تو همراه اون حکیم بودی؟

196
00:14:42,700 --> 00:14:46,450
.‫اوه، معذرت میخوام
.‫باید «ارباب چینقای» صداتون میکردم

197
00:14:46,450 --> 00:14:50,200
‫نیازی به این کار نیست. وقتی یه دست‌ فروش
.‫ساده بودم، کمک بزرگی بهم کردی

198
00:14:50,740 --> 00:14:52,430
.‫برای جناب حکیم

199
00:14:52,430 --> 00:14:56,420
.‫شراب، نون و هندونه از شهرمون، جنبالیق

200
00:14:56,420 --> 00:14:58,130
!‫هندونه

201
00:14:58,600 --> 00:15:01,340
.‫عالی به نظر میرسن
.‫لطفاً بفرمایید داخل

202
00:15:02,000 --> 00:15:04,000
.‫بیا. این رو تو بیار

203
00:15:04,000 --> 00:15:05,000
‫چی؟

204
00:15:05,390 --> 00:15:07,760
...‫اوم، راستش من

205
00:15:08,630 --> 00:15:10,600
.‫چی شده؟ دنبالشون برو

206
00:15:10,600 --> 00:15:11,720
...‫ولی

207
00:15:14,360 --> 00:15:16,190
‫یه جاودانه؟

208
00:15:16,870 --> 00:15:18,910
.‫همچین کسی واقعاً نمیتونه وجود داشته باشه

209
00:15:18,910 --> 00:15:21,150
.‫خودم میرم تا حقیقت رو بفهمم

210
00:15:26,700 --> 00:15:28,200
.‫اجازه بدید معرفیش کنم

211
00:15:28,200 --> 00:15:34,960
،‫دعوت‌ شده از سوی خان بزرگ
:‫و در حال سفر به سمت غرب

212
00:15:34,960 --> 00:15:38,830
.‫حکیم بزرگ، استاد چانگ‌ چون

213
00:15:38,830 --> 00:15:41,090
‫یعنی ۲۰۰ ساله که زنده‌ست؟

214
00:15:41,090 --> 00:15:43,200
!‫خیلی میترسم

215
00:15:43,200 --> 00:15:44,930
.‫لطفاً پیشکش رو تقدیم کن

216
00:15:55,430 --> 00:15:57,890
:‫استاد چانگ‌ چون اینطور می‌پرسه

217
00:15:58,410 --> 00:16:02,360
‫«کسی در اینجا خورشید گرفتگی
‫روز اول ماه پنجم رو دید؟»

218
00:16:03,590 --> 00:16:05,370
‫خورشید گرفتگی؟

219
00:16:05,370 --> 00:16:07,070
.‫اوه، آره، در واقع رخ داد

220
00:16:07,380 --> 00:16:09,030
.‫در ساعت مار

221
00:16:09,380 --> 00:16:12,740
‫حدود هفت‌ دهم خورشید
.‫باید پوشونده شده باشه

222
00:16:12,960 --> 00:16:14,830
.‫من هم

223
00:16:15,370 --> 00:16:17,180
.‫من هم دیدم

224
00:16:17,930 --> 00:16:23,500
.‫اون روز، موقع عبور از نزدیکی سمرقند

225
00:16:23,960 --> 00:16:30,470
.‫آسمون یکم تاریک شد
.‫حدود شش‌ دهم خورشید گرفت

226
00:16:33,230 --> 00:16:35,100
.‫سایه‌ های هلالی‌ شکل از میان درخت ها

227
00:16:36,260 --> 00:16:37,680
.‫یه خورشید گرفتگی

228
00:16:38,810 --> 00:16:42,060
‫شاید ارباب محمد یادداشتی
.‫از این موضوع ثبت کرده باشه

229
00:16:42,060 --> 00:16:44,750
‫ولی من در حال حاضر حتی
.‫زمان دقیق رو هم نمیدونم

230
00:16:48,470 --> 00:16:51,320
.‫اون زمان. نور خورشید

231
00:16:52,220 --> 00:16:56,750
.‫روی لبه‌ تیرهای سقف توی چادر تابید

232
00:16:57,990 --> 00:17:00,340
‫لبه‌ تیرهای سقف نشون‌ دهنده‌
.‫ساعت اژدهاست

233
00:17:00,340 --> 00:17:04,210
‫به عبارت دیگه، خورشید گرفتگی
‫این اطراف دیرتر شروع شد؟

234
00:17:04,210 --> 00:17:09,280
‫استاد چانگ‌ چون خورشید گرفتگی رو
.‫توی رود کرولن در شرق دید

235
00:17:09,280 --> 00:17:10,440
.‫زمانش ظهر بود

236
00:17:10,440 --> 00:17:11,930
.‫پس حتی دیرتر

237
00:17:13,640 --> 00:17:16,270
.‫اون تونست ستاره‌ ها رو توی آسمون ببینه

238
00:17:17,610 --> 00:17:20,310
‫میزان گرفتگی هم متفاوته؟

239
00:17:22,920 --> 00:17:27,290
،‫در زمان خورشید گرفتگی
.‫ماه سایه خودش رو روی خورشید میندازه

240
00:17:27,290 --> 00:17:32,070
‫میشه اون رو به پوشوندن
.‫این شعله با یه بادبزن تشبیه کرد

241
00:17:32,710 --> 00:17:35,060
.‫از جایی که من نشستم، شعله دیده نمیشه

242
00:17:35,060 --> 00:17:37,490
.‫ولی بقیه شما تصویر دیگه ای رو می‌بینید

243
00:17:39,390 --> 00:17:42,590
.‫دنیا واقعاً جای پهناوریه

244
00:17:44,920 --> 00:17:48,920
.‫متأسفم، متوجه نشدم که با اونا نیستی

245
00:17:49,670 --> 00:17:52,790
.‫من چینقای هستم، یه اویغور

246
00:17:52,790 --> 00:17:56,140
‫توی دوران دست‌ فروشیم
.‫یکم فارسی یاد گرفتم

247
00:17:57,120 --> 00:18:00,150
.‫اسم من فاطمه هست

248
00:18:00,150 --> 00:18:04,270
‫به شرق سفر میکنم تا به همسر
.‫شاهزاده تولوی خدمت کنم

249
00:18:04,270 --> 00:18:06,940
‫اوه، همسر تولوی، شاهزاده سورقوقتانی؟

250
00:18:08,020 --> 00:18:10,290
‫پس تو ندیمه اون هستی، مگه نه؟

251
00:18:10,290 --> 00:18:12,990
‫هوش و ذکاوتی که نشون دادی
.‫حالا دلیلش مشخص شد

252
00:18:13,440 --> 00:18:15,160
.‫شما لطف دارید

253
00:18:15,790 --> 00:18:17,620
...‫و خب، اوم

254
00:18:18,000 --> 00:18:22,210
،‫میتونم جسارت کنم و بپرسم، اوم
‫استاد فرزانه چند سالشون هست؟

255
00:18:24,550 --> 00:18:27,130
‫میخوای درباره جاودانگی بیشتر بدونی؟

256
00:18:27,610 --> 00:18:33,040
‫متأسفانه نمیتونم راز اون رو
.‫قبل از خان بزرگ برای تو فاش کنم

257
00:18:34,670 --> 00:18:38,300
.‫نه، هیچ علاقه‌ ای به جاودانه شدن ندارم

258
00:18:38,680 --> 00:18:41,820
.‫روزی توی کتابی داستانی خوندم

259
00:18:42,510 --> 00:18:46,520
‫درباره مردی بود که در جستجوی
.‫طول عمر به هند سفر کرد

260
00:18:46,520 --> 00:18:48,280
...‫ولی مردهایی که توی اونجا پیدا کرد

261
00:18:48,280 --> 00:18:52,280
‫از پدرها و پدربزرگ‌ هایی مراقبت میکردن
.‫که از فرط پیری حتی توان وایسادن نداشتن

262
00:18:52,750 --> 00:18:54,170
...‫علاوه بر این

263
00:18:54,170 --> 00:18:55,700
...‫«جد بزرگم

264
00:18:55,700 --> 00:18:59,160
‫باید این روانداز رو روش بکشم
.‫مبادا موش‌ ها بدنش رو بجون

265
00:18:59,560 --> 00:19:02,660
،‫با این حال، اون زنده‌ست
‫و از نعمت طول عمر برخورداره.»

266
00:19:03,370 --> 00:19:07,210
،‫مرد با شنیدن این حرف
.‫دیگه به دنبال عمر طولانی نرفت

267
00:19:08,680 --> 00:19:11,850
‫به‌ جای رسیدن به جاودانگی
...‫با سرپیچی از خواست خدا

268
00:19:11,850 --> 00:19:15,180
‫بهتره به استقبال مرگی
.‫طبیعی و در تندرستی رفت

269
00:19:15,180 --> 00:19:17,220
.‫این پند اون داستان بود

270
00:19:18,830 --> 00:19:22,430
‫در واقع، استاد چانگ‌ چون
.‫اون رو برای من فاش کرد

271
00:19:22,820 --> 00:19:24,890
.‫راز جاودانگی رو

272
00:19:27,000 --> 00:19:28,000
...‫تو دختر باهوشی هستی

273
00:19:28,000 --> 00:19:32,000
،‫پس استثنا قائل میشم
.‫و اون رو باهات در میون میذارم

274
00:19:32,000 --> 00:19:35,110
...‫راز جاودانگی اینه که

275
00:19:37,770 --> 00:19:38,970
.‫وجود نداره

276
00:19:38,970 --> 00:19:41,650
‫همه‌ ما باید پذیرای
.‫مرگی طبیعی و سالم باشیم

277
00:19:45,340 --> 00:19:47,900
‫می‌بینم که فرزانگان رو میشه
.‫هم در شرق و هم در غرب پیدا کرد

278
00:19:48,970 --> 00:19:52,970
،‫امپراتوری ما شاید قدرتمند باشه
.‫ولی هنوز نوپاست

279
00:19:52,970 --> 00:19:55,420
.‫چیزهای زیادی هست که هنوز باید یاد بگیریم

280
00:19:55,660 --> 00:20:00,280
‫فاطمه، دانش تو چیزیه که
.‫ما شدیداً بهش نیاز داریم

281
00:20:11,650 --> 00:20:15,400
‫راهی برای موفقیت بر اساس
.‫شایستگی به روی ما باز شده

282
00:20:16,500 --> 00:20:19,860
‫دقیقاً چه کاری از دست من بر میاد؟

283
00:20:20,710 --> 00:20:23,790
.‫من... قصد دارم به سفر برم

284
00:20:25,130 --> 00:20:27,040
...‫اون زمان

285
00:20:28,940 --> 00:20:31,730
‫چرا انقدر احساس سرخوردگی میکردم؟

286
00:20:36,500 --> 00:20:40,000
<i>‫[ چند ماه بعد ]</i>

287
00:20:40,000 --> 00:20:42,000
!‫ادامه بدید
!‫تقریباً رسیدیم

288
00:20:48,000 --> 00:20:49,600
.‫ما برگشتیم

289
00:20:58,940 --> 00:21:02,730
‫طبق نقشه‌ جهانی ابوریحان بیرونی
...‫که یه بار دیده بودم

290
00:21:03,840 --> 00:21:06,720
.‫حالا خودم رو درست توی لبه‌ اون می‌بینم

291
00:21:14,000 --> 00:21:15,000
!‫خیلی سرده

292
00:21:15,340 --> 00:21:17,110
!‫باورم نمیشه چقدر سرده

293
00:21:17,110 --> 00:21:18,810
!‫دارم یخ میزنم

294
00:21:18,810 --> 00:21:20,160
.‫اینا رو بپوشید

295
00:21:20,680 --> 00:21:23,260
.‫به اردوی شاهزاده سورقوقتانی خوش اومدید

296
00:21:23,260 --> 00:21:27,560
‫والاحضرت براتون کت‌ ها
.‫و چادرهای گرم آماده کردن

297
00:21:35,750 --> 00:21:37,730
‫دختری به اسم فاطمه اینجا هست؟

298
00:21:43,500 --> 00:21:46,500
.‫شاهزاده سورقوقتانی، اون رو آوردم

299
00:21:53,000 --> 00:21:57,000
<i>‫[ همسر اول تولوی ]
‫[ سورقوقتانی بیکی ]</i>

300
00:21:53,000 --> 00:21:57,000
‫ممنون که توی این سرما
.‫این راه طولانی رو طی کردی

301
00:22:01,000 --> 00:22:04,500
‫تو کسی هستی که قراره
‫این کتاب رو به من یاد بده، درسته؟

302
00:23:38,500 --> 00:23:41,000
<i>‫[ قسمت بعد : اوتچیگین ]</i>

