1
00:00:06,500 --> 00:00:09,500
.‫نیروهای نظامی توس از عشایر شکست خوردن

2
00:00:10,500 --> 00:00:15,500
‫با نابود شدن نیروهامون، سخت میشه
.‫که مانع ورودشون به شهر بشیم

3
00:00:16,540 --> 00:00:18,450
.‫وقتی برسن، غارت شروع میشه

4
00:00:18,700 --> 00:00:21,500
‫بیاید قبل از اون، تمام غذاها
.‫و اشیای قیمتی‌مون رو مخفی کنیم

5
00:00:24,800 --> 00:00:26,880
.‫چیز زیادی اینجا جا نمیشه

6
00:00:36,720 --> 00:00:40,360
‫من پسرهام رو به کوهستان می‌برم
.‫تا پناه بگیریم

7
00:00:40,360 --> 00:00:42,420
.‫آره، فکر خوبیه

8
00:00:42,420 --> 00:00:45,960
‫تو و ستاره باید توی زیرزمین
.‫مخفی بشید، فاطمه

9
00:00:46,760 --> 00:00:48,490
.‫سه روز دیگه به سراغتون میایم

10
00:00:48,810 --> 00:00:51,360
.‫ستاره، فاطمه رو به تو میسپارم

11
00:00:51,680 --> 00:00:53,780
.‫باشه. مراقب بانو هستم

12
00:00:54,010 --> 00:00:56,420
.‫تا اون موقع، بانو و ستاره

13
00:00:56,420 --> 00:00:57,740
.‫به زودی می‌بینیمتون

14
00:00:58,990 --> 00:01:04,350
.‫این من رو به یاد دوران کودکیم میندازه
.‫بارها از شهرمون فرار کردیم

15
00:01:04,350 --> 00:01:07,810
.‫دست‌ کم باید یکم نگرانی نشون بدی

16
00:01:14,770 --> 00:01:17,550
.‫بفرمایید، بانو
.‫یکم خرما میل کنید

17
00:01:18,520 --> 00:01:20,510
.‫ممنونم، ستاره

18
00:01:22,690 --> 00:01:26,980
،‫وقتی این پایین هستیم
.‫آدم احساس میکنه انگار زمان متوقف شده

19
00:01:27,830 --> 00:01:32,440
،‫نوری که از بیرون از اینجا دیده میشه
.‫سه بار اومده و رفته

20
00:01:33,200 --> 00:01:36,360
.‫دایی و بقیه به‌ زودی به دنبالمون میان

21
00:01:36,960 --> 00:01:39,530
‫و حتی اگه کارشون یکم
...‫بیشتر از حد انتظار طول بکشه

22
00:01:39,970 --> 00:01:44,070
،‫به لطف آینده‌ نگری‌شون
.‫آذوقه کافی برای دوام آوردن داریم

23
00:01:44,070 --> 00:01:46,170
.‫کتاب‌ های ارزشمندتون هم جاشون امنه

24
00:01:46,170 --> 00:01:47,170
.‫همینطوره

25
00:01:47,540 --> 00:01:51,250
.‫ممنونم ستاره
.‫حضور تو در کنارم باعث دلگرمیم شد

26
00:01:51,250 --> 00:01:54,500
.‫اوه، من که کاری نکردم

27
00:01:55,840 --> 00:02:00,810
‫راستی بانو، به نظرتون
‫صحرانشین‌ ها اقلیدس میخونن؟

28
00:02:01,180 --> 00:02:02,780
.‫اصلاً نمیدونم

29
00:02:02,780 --> 00:02:05,880
.‫ولی نباید حتی یکی از اونا رو از دست بدم

30
00:02:05,880 --> 00:02:08,600
‫همسرم عمرش رو صرف
.‫جمع‌ آوری این جلدها کرد

31
00:02:09,590 --> 00:02:10,860
.‫درسته، حق با شماست

32
00:02:11,740 --> 00:02:13,570
.‫خب بگو ببینم، ستاره

33
00:02:14,580 --> 00:02:16,400
‫به محمد علاقه داری؟

34
00:02:19,590 --> 00:02:22,620
.‫اوم، آره. احترام خیلی زیادی براش قائلم

35
00:02:22,940 --> 00:02:25,870
‫توی این دنیا آدم‌ های زیادی نیستن
.‫که به باهوشی اون باشن

36
00:02:27,720 --> 00:02:29,860
.‫به پدرش رفته

37
00:02:30,240 --> 00:02:33,710
‫اون همیشه در برابر محدودیت‌ های
.‫الهیات محافظه‌ کارانه سرکشی میکرد

38
00:02:35,640 --> 00:02:39,360
‫هر چی بیشتر توی زندگی
...‫مسیر خودش رو پیش بگیره

39
00:02:39,360 --> 00:02:42,260
.‫مطمئنم با مقاومت بیشتری روبرو میشه

40
00:02:42,770 --> 00:02:46,820
‫در چنین مواقعی، فقط یک نفر
.‫میتونه حامی و مایه آرامش اون باشه

41
00:02:48,340 --> 00:02:50,750
.‫ستاره، اون شخص تویی

42
00:02:52,280 --> 00:02:54,440
.‫میخوام در کنارش به اون خدمت کنی

43
00:02:54,710 --> 00:02:56,650
.‫به عنوان یه انسان

44
00:03:18,930 --> 00:03:19,930
.‫این کار رو میکنم

45
00:03:28,730 --> 00:03:30,290
.‫برادرم و دخترها هستن

46
00:03:30,290 --> 00:03:32,230
.‫بالاخره میتونیم بیرون بیایم

47
00:03:32,230 --> 00:03:33,230
.‫آره

48
00:04:11,000 --> 00:04:12,500
.‫آه

49
00:04:23,000 --> 00:04:25,500
‫<i>[ جادوگر : جادوگری در مغولستان ]
‫[ فصل اول : قسمت دوم ]</i>

50
00:05:00,000 --> 00:05:10,000


51
00:05:52,000 --> 00:05:56,000
<i>‫[ گل‌ های سرخی که در صفر می‌شکفن ]</i>

52
00:05:56,000 --> 00:05:57,500
.‫ممنون، ستاره

53
00:05:57,540 --> 00:05:58,560
.‫خواهش میکنم

54
00:05:59,670 --> 00:06:00,710
.‫برو کنار

55
00:06:04,900 --> 00:06:05,900
.‫ستاره

56
00:06:06,070 --> 00:06:07,690
.‫مقاومت نکن

57
00:06:09,900 --> 00:06:12,030
.‫چشم، بانو

58
00:06:30,220 --> 00:06:31,890
!‫عالی‌ جناب! پیداش کردم

59
00:06:36,560 --> 00:06:37,720
.‫خودشه

60
00:06:44,060 --> 00:06:45,060
...‫هوم

61
00:06:45,980 --> 00:06:48,570
.‫پس این اصول اقلیدسه

62
00:06:50,960 --> 00:06:52,890
.‫نه، اون کتاب نه

63
00:06:58,450 --> 00:06:59,620
‫مطمئنی؟

64
00:07:00,330 --> 00:07:01,500
!‫بله، عالی‌ جناب

65
00:07:03,170 --> 00:07:04,170
!‫ها ها ها

66
00:07:04,460 --> 00:07:06,570
.‫پس ارزشش رو داشت این‌ همه راه بیایم

67
00:07:07,800 --> 00:07:09,880
‫با بقیه کتاب‌ ها چیکار کنیم، سرورم؟

68
00:07:14,140 --> 00:07:16,600
.‫به اونا نیازی ندارم
.‫هر کاری میخواید باهاشون بکنید

69
00:07:17,350 --> 00:07:18,350
.‫سرورم

70
00:07:27,290 --> 00:07:30,800
،‫«دست دزدها رو قطع کنید
...‫چه مرد باشن و چه زن

71
00:07:30,800 --> 00:07:33,560
‫به عنوان مجازات کاری که کردن!»

72
00:07:34,000 --> 00:07:35,000
!‫ستاره

73
00:07:35,090 --> 00:07:39,410
!‫اون کتاب مال تو نیست
!‫پسش بده

74
00:07:39,740 --> 00:07:40,740
‫اون چی گفت؟

75
00:07:41,160 --> 00:07:42,210
...‫اوم

76
00:07:43,080 --> 00:07:46,210
‫اون گفت باید کتاب دزدیده‌ شده رو
.‫پس بدید، سرورم

77
00:07:47,340 --> 00:07:49,340
‫به من تهمت دزدی میزنی؟

78
00:07:51,800 --> 00:07:52,800
.‫اشتباه میکنی

79
00:07:53,500 --> 00:07:55,000
...‫همونطور که خورشید به کل جهان می‌تابه

80
00:07:55,470 --> 00:08:00,310
،‫هر چیزی که روی اون هست
!‫متعلق به پدرم، چنگیز خان بزرگه

81
00:08:00,940 --> 00:08:02,240
‫«من دزد نیستم.»

82
00:08:02,590 --> 00:08:04,290
‫«هر چیزی که روی این زمینه...»

83
00:08:04,790 --> 00:08:07,340
.‫این پسر زبون ما رو میفهمه

84
00:08:07,580 --> 00:08:09,250
.‫اربابم اینطور میگه

85
00:08:10,280 --> 00:08:11,320
.‫دخترک

86
00:08:12,400 --> 00:08:14,300
‫خیلی شجاعی، مگه نه؟

87
00:08:16,280 --> 00:08:17,510
.‫این شایسته نیست

88
00:08:18,280 --> 00:08:19,580
...‫موجود ظریفی مثل تو

89
00:08:20,080 --> 00:08:21,700
.‫باید فقط یک چیز رو بدونه

90
00:08:23,290 --> 00:08:24,290
.‫و اون ترسه

91
00:08:27,380 --> 00:08:28,380
.‫نه

92
00:08:51,410 --> 00:08:53,820
‫بانو؟

93
00:08:59,490 --> 00:09:00,830
...‫جرئت نکن

94
00:09:02,100 --> 00:09:03,310
...‫دست بزنی به

95
00:09:07,470 --> 00:09:09,530
.‫دخترم

96
00:09:13,660 --> 00:09:14,990
‫بانو؟

97
00:09:15,570 --> 00:09:16,820
‫بانو؟

98
00:09:16,820 --> 00:09:18,280
!‫بانو

99
00:10:52,490 --> 00:10:53,650
‫ستاره؟

100
00:11:00,390 --> 00:11:01,510
.‫زنده‌ ای

101
00:11:02,570 --> 00:11:03,650
‫صدمه دیدی؟

102
00:11:05,140 --> 00:11:06,380
.‫خانم انیس

103
00:11:06,830 --> 00:11:07,830
...‫من

104
00:11:08,720 --> 00:11:12,290
...‫نتونستم سر قولم بمونم

105
00:11:13,160 --> 00:11:15,550
.‫که از خانم محافظت کنم

106
00:11:15,550 --> 00:11:16,920
...‫خانم

107
00:11:18,520 --> 00:11:19,580
.‫میفهمم

108
00:11:23,310 --> 00:11:27,670
.‫توی راه کوهستان اسیر شدیم

109
00:11:32,080 --> 00:11:35,880
.‫بعد از اون، ما رو به چند گروه تقسیم کردن

110
00:11:36,540 --> 00:11:40,400
.‫زن‌ ها، بچه‌ ها و صنعتگرهای ماهر

111
00:11:41,000 --> 00:11:45,910
‫بقیه، یعنی مردها و سالمندها رو
.‫به جای دیگه‌ ای بردن

112
00:11:46,740 --> 00:11:48,450
.‫اون آخرین باری بود که دایی رو دیدیم

113
00:11:51,470 --> 00:11:52,850
...‫یکم بعد

114
00:11:57,380 --> 00:11:58,530
!‫میکائیل

115
00:12:08,630 --> 00:12:09,630
!‫میکائیل

116
00:12:12,340 --> 00:12:13,340
...‫نه

117
00:12:14,500 --> 00:12:16,180
...‫خانم زمرد

118
00:12:16,980 --> 00:12:18,060
!‫بلند شو

119
00:12:18,730 --> 00:12:19,770
!‫داریم میریم

120
00:12:24,630 --> 00:12:28,030
.‫لطفاً گریه نکن
.‫بچه خوبی باش

121
00:12:28,980 --> 00:12:30,560
.‫خانم زمرد

122
00:12:30,560 --> 00:12:32,000
‫میتونی وایسی؟

123
00:12:34,920 --> 00:12:36,050
‫گرفتیش؟

124
00:12:46,210 --> 00:12:47,210
.‫من اون مرد رو میشناسم

125
00:12:47,800 --> 00:12:51,160
‫اون همون آهنگریه که سال‌ ها پیش
.‫اون سطل آب رو تعمیر کرد

126
00:12:52,770 --> 00:12:55,270
.‫باید سریع دایی و بقیه رو پیدا کنیم

127
00:13:04,270 --> 00:13:06,380
!‫حسن! حسن

128
00:13:12,020 --> 00:13:13,020
!‫چو

129
00:13:16,500 --> 00:13:22,000
،‫ترس اونا از این مردهای مرموز
.‫ستاره و بقیه رو روانه بیابون کرد

130
00:13:28,500 --> 00:13:34,000
،‫ماه صفر امسال هنوز یکم سرده
.‫برای همین آب سرده

131
00:13:36,480 --> 00:13:41,900
‫ولی وقتی آفتاب می‌تابه، می‌بینم که
.‫غنچه‌ های گل سرخ از حالا دارن جون میگیرن

132
00:13:46,000 --> 00:13:48,500
...‫همینطور که به کارهامون میرسیم

133
00:13:48,500 --> 00:13:53,000
‫«بسم الله الرحمن الرحیم»

134
00:13:53,000 --> 00:13:57,000
‫میتونیم صدای شاگردهای دایی رو بشنویم
.‫که دارن قرائت تمرین میکنن

135
00:13:57,480 --> 00:13:59,050
‫دوست‌ داشتنی نیست؟

136
00:13:59,860 --> 00:14:02,320
‫من رو یاد وقتی میندازه که
.‫تازه به اینجا اومده بودم

137
00:14:04,480 --> 00:14:06,070
!‫برگشتن

138
00:14:08,160 --> 00:14:10,580
.‫خوش اومدید، بانو

139
00:14:10,580 --> 00:14:12,480
‫بازار چطور بود؟

140
00:14:16,130 --> 00:14:18,920
.‫من همیشه در خدمت شما هستم، بانو

141
00:14:19,630 --> 00:14:20,630
.‫همینطوره

142
00:14:21,500 --> 00:14:24,000
.‫دفعهٔ بعد باید باهامون بیای، ستاره

143
00:14:24,000 --> 00:14:25,000
.‫باشه

144
00:14:25,000 --> 00:14:26,000
.‫ستاره

145
00:14:26,110 --> 00:14:28,220
.‫نامه‌ ای به نیشابور فرستادم

146
00:14:28,650 --> 00:14:31,790
‫شاید تا وقتی که گل‌ های
.‫سرخ بشکفن، جوابش برسه

147
00:14:34,760 --> 00:14:39,580
،‫بعد از ماه صفر، ماه ربیع‌ الاول میاد
.‫زمانی که گل‌ های سرخ می‌شکفن

148
00:14:40,490 --> 00:14:42,460
.‫یا بهتر بگم، زمانی که باید می‌شکفتن

149
00:14:52,750 --> 00:14:54,130
.‫زمرد

150
00:14:54,130 --> 00:14:56,530
.‫باید یه چیزی بخوری تا جون داشته باشی

151
00:14:58,210 --> 00:15:00,500
.‫تو هم باید بخوری، ستاره

152
00:15:01,230 --> 00:15:03,080
.‫شما بخورید، خانم انیس

153
00:15:04,500 --> 00:15:05,530
.‫ممنون

154
00:15:06,210 --> 00:15:08,970
.‫ولی این سهم خودته

155
00:15:10,170 --> 00:15:12,050
‫هی، یادت میاد؟

156
00:15:13,150 --> 00:15:17,590
‫وقتی گفتم برده‌ ها حق ندارن
‫برای خودشون تصمیم بگیرن؟

157
00:15:19,500 --> 00:15:20,500
.‫آره

158
00:15:20,500 --> 00:15:22,000
...‫جور دیگه‌ ای بهش نگاه کنی

159
00:15:22,760 --> 00:15:26,320
.‫یعنی برده‌ ها در قبال هیچی مسئول نیستن

160
00:15:27,000 --> 00:15:34,000
،‫مثلاً اگه یه برده مرتکب جرمی بشه
.‫مجازاتش فقط نصف یه آدم آزاده

161
00:15:34,900 --> 00:15:40,370
‫میشه گفت ما رو در قبال
.‫کارهامون مسئول نمیدونن

162
00:15:41,780 --> 00:15:43,150
...‫اتفاقی که برای خانم افتاد

163
00:15:43,600 --> 00:15:47,420
‫نباید خودت تصمیم بگیری
.‫که مسئولش بودی یا نه

164
00:15:49,140 --> 00:15:51,800
‫پس کی باید تصمیم بگیره؟

165
00:15:52,630 --> 00:15:54,460
.‫دیگه کسی نمونده که بتونه

166
00:15:54,820 --> 00:15:57,880
.‫نه خانم، نه دایی
...‫هر دوشون

167
00:15:59,110 --> 00:16:00,120
.‫همینطوره

168
00:16:01,450 --> 00:16:02,450
.‫راستش، نه

169
00:16:03,100 --> 00:16:06,470
.‫هنوز یه نفر هست
.‫توی نیشابور

170
00:16:12,630 --> 00:16:14,160
...‫ارباب محمد

171
00:16:17,480 --> 00:16:21,330
.‫ارباب محمد هنوز زنده‌ست

172
00:16:22,630 --> 00:16:23,630
.‫درسته

173
00:16:23,950 --> 00:16:27,130
‫هنوز یه چیزی داریم که
.‫بهش باور داشته باشیم

174
00:16:38,960 --> 00:16:39,960
...‫ما

175
00:16:42,260 --> 00:16:43,260
!‫داریم

176
00:16:47,180 --> 00:16:52,780
‫پس از اون، اسیرها روزها به سمت شرق
.‫به راه خودشون ادامه دادن

177
00:16:55,500 --> 00:16:57,000
<i>‫[ توس - طالقان ]</i>

178
00:16:57,000 --> 00:17:02,000
،‫اونا از میان کوه‌ ها عبور کردن
...‫از رودخانه‌ ها گذشتن و بعد

179
00:17:02,840 --> 00:17:05,290
...‫درست زمانی که ماه صفر رو به پایان بود

180
00:17:06,230 --> 00:17:07,230
!‫بیاید بیرون

181
00:17:11,740 --> 00:17:18,820
‫کاروان به گروهی از چادرها رسید که
.‫در جایی به اسم طالقان برپا شده بودن

182
00:17:28,440 --> 00:17:31,130
.‫اینجا کسایی هستن که سرباز نیستن

183
00:17:31,130 --> 00:17:33,150
‫یعنی ممکنه این شهر اونا باشه؟

184
00:17:34,440 --> 00:17:35,610
.‫ببخشید

185
00:17:35,610 --> 00:17:37,440
‫اهل کجا هستید؟

186
00:17:38,710 --> 00:17:39,830
.‫از توس

187
00:17:41,560 --> 00:17:43,540
.‫باورم نمیشه
‫حتی توس رو هم غارت کردن؟

188
00:17:44,470 --> 00:17:46,000
‫شما اهل کجا هستید؟

189
00:17:46,500 --> 00:17:51,500
،‫وقتی بهشون گفتیم صنعتگر ماهر هستیم
.‫جونمون رو بخشیدن و ما رو به اینجا آوردن

190
00:17:53,940 --> 00:17:55,510
.‫ما اهل نیشابور هستیم

191
00:17:58,270 --> 00:18:02,960
،‫وقتی از نزدیک شدن کوچ نشین‌ ها باخبر شدیم
.‫دفاعمون رو مستحکم کردیم

192
00:18:06,610 --> 00:18:12,640
،‫و وقتی بالاخره پیداشون شد
...‫تیری که از بالای حصار شلیک شد

193
00:18:13,130 --> 00:18:16,340
.‫درست به فرمانده‌شون اصابت کرد

194
00:18:20,180 --> 00:18:26,220
،‫و به تلافی همون یک تیر
.‫نیشابور توی آتش سوخت و با خاک یکسان شد

195
00:18:28,680 --> 00:18:32,020
،‫ماو بالیق، شهر شوم
.‫خون هم خون‌ های من رو ریخت

196
00:18:32,810 --> 00:18:38,860
.‫هر موجود زنده‌ ای که دیدید رو بکشید
.‫به هیچ‌ چیزی رحم نکنید، حتی به سگ یا پرنده

197
00:18:39,900 --> 00:18:42,900
.‫ما صنعتگرها تنها بازمانده‌ ها هستیم

198
00:18:42,900 --> 00:18:45,600
...‫بقیه، حتی زن‌ ها و بچه‌ ها، همگی

199
00:18:48,490 --> 00:18:51,360
.‫ارباب محمد توی نیشابور بود

200
00:18:57,980 --> 00:18:59,490
...‫امکان نداره

201
00:19:02,500 --> 00:19:03,760
!‫زمرد

202
00:19:04,990 --> 00:19:06,180
!‫خانم زمرد

203
00:19:09,380 --> 00:19:11,550
.‫میکائیل

204
00:19:13,950 --> 00:19:15,340
.‫زمرد

205
00:19:16,200 --> 00:19:18,300
.‫غروب آفتاب

206
00:19:18,300 --> 00:19:23,070
‫آه، خیلی روشنه، مگه نه، میکائیل؟

207
00:19:26,420 --> 00:19:29,260
.‫خیلی قشنگه

208
00:19:32,270 --> 00:19:33,560
!‫خانم زمرد

209
00:19:33,560 --> 00:19:34,700
...‫نرو

210
00:19:35,150 --> 00:19:36,650
.‫تنهامون نذار

211
00:19:37,310 --> 00:19:38,760
.‫التماست میکنم

212
00:19:39,840 --> 00:19:44,120
‫خانم زمرد از سرزمین غریبی اومده بود
.‫که میشد ازش دریا رو دید

213
00:19:45,250 --> 00:19:48,490
‫اون بیشتر از هر کدوم از ما
.‫به بانو خدمت کرده بود

214
00:19:49,920 --> 00:19:54,060
‫یعنی تمام این مدت واقعاً
‫میخواست به وطنش برگرده؟

215
00:19:54,820 --> 00:19:57,750
‫یعنی تمام این مدت دلتنگ خانواده‌ش بود؟

216
00:20:01,000 --> 00:20:09,000
،‫حداقل بذارید اون رو درست دفن کنیم
.‫تا بتونه دوباره به برادر کوچیکش ملحق بشه

217
00:20:10,500 --> 00:20:18,000
...‫«ما از آن خدا هستیم
‫و به سوی او برمیگردیم.»

218
00:20:33,050 --> 00:20:35,830
.‫حالا دیگه هیچ چیز خوشحال‌ کننده‌ ای نیست

219
00:20:45,080 --> 00:20:46,450
.‫طفلک بیچاره

220
00:20:46,450 --> 00:20:47,710
‫چه اتفاقی افتاده؟

221
00:20:49,960 --> 00:20:51,200
.‫ببخشید

222
00:20:53,220 --> 00:20:55,850
.‫اون به سربازی که رد میشد حمله‌ ور شد

223
00:20:56,230 --> 00:20:58,550
.‫سرباز هم در جا اون رو از پا در آورد

224
00:20:58,550 --> 00:21:00,020
.‫چه وحشتناک

225
00:21:00,020 --> 00:21:02,580
...‫چرا همه

226
00:21:04,890 --> 00:21:07,360
.‫روحش در آرامش

227
00:21:08,930 --> 00:21:11,140
.‫خودش اینطور تصمیم گرفت

228
00:21:11,690 --> 00:21:16,700
...‫به جای اینکه برده کوچ‌ نشین‌ ها بشه

229
00:21:16,700 --> 00:21:21,590
‫خانم انیس دلش میخواست
.‫به عنوان برده خانواده توس بمیره

230
00:21:26,170 --> 00:21:27,380
.‫میدونم

231
00:21:27,770 --> 00:21:33,560
،‫اگه همینطور مستقیم به جلو برم
.‫شاید کسی تیری به سمتم پرتاب کنه

232
00:21:39,140 --> 00:21:40,140
!‫وایسا

233
00:21:42,920 --> 00:21:44,280
...‫این همون پسریه که

234
00:21:50,380 --> 00:21:51,910
...‫آخ. این

235
00:21:52,630 --> 00:21:54,620
...‫اینطور نیست
!‫اینطور نیست

236
00:21:54,940 --> 00:21:56,080
!‫هی! گوش کن

237
00:21:56,380 --> 00:21:58,450
‫نمیخوای اون کتاب رو پس بگیری؟

238
00:22:06,000 --> 00:22:07,000
‫ها؟

239
00:23:38,500 --> 00:23:41,000
<i>‫[ قسمت بعد : شعله‌ جاودان ]</i>

