1
00:00:03,802 --> 00:00:06,843
تقریباً سی دقیقه بعد از
ورودِ هانتر ها به کاخ ‏.‏‏.‏‏.‏

2
00:00:08,795 --> 00:00:11,860
همانطور که جنگِ شدیدی درونِ کاخ در جریان بود ‏،‏

3
00:00:12,840 --> 00:00:17,801
همۀ مردمی که بوسیلۀ
فلسِ بال های پوف هیپنوتیزم شده بودند

4
00:00:17,850 --> 00:00:23,855
هنوز در انتظارِ فرایندِ انتخاب ‏،‏
برای تبدیل شدن به سرباز های مورچه بودند ‏.‏

5
00:00:26,874 --> 00:00:32,848
در همین زمان ‏،‏ موجودی که فرم آن به زودی کامل میشد
شروع به تکان خوردن کرده بود ‏.‏

6
00:01:01,855 --> 00:01:04,852
اشک های جاریتُ

7
00:01:04,852 --> 00:01:07,852
به شجاعت تبدیل کن

8
00:01:08,325 --> 00:01:11,354
بال های فرشته مانندتُ باز کن

9
00:01:11,354 --> 00:01:14,342
! ‏ و به بالاها پرواز کن

10
00:01:14,342 --> 00:01:20,334
Animental تقدیم میکند

11
00:01:21,322 --> 00:01:27,310
تا آخرش تسلیم نمیشیم

12
00:01:27,310 --> 00:01:32,336
! ‏‏ برای پُرفشاری ‏،‏ حتماً دلیل خوبی وجود داره

13
00:01:32,337 --> 00:01:36,306
. میتونی دوباره سعی کنی

14
00:01:36,307 --> 00:01:38,345
. از تاریکی فرار کن

15
00:01:38,346 --> 00:01:42,344
. تو فقط باید بری

16
00:01:42,345 --> 00:01:47,350
. آینده همیشه منتظرِ ماست

17
00:01:47,350 --> 00:01:50,309
. ماوراء آسمان برو

18
00:01:50,309 --> 00:01:53,325
. اقیانوس ها رو طی کن

19
00:01:53,325 --> 00:01:56,351
... ‏ بوس فرشته رو

20
00:01:56,351 --> 00:02:00,301
( ! ‏‏‏‏‏‏ ‏ بگیر ‏!‏ ‏( تو میتونی تلاش کنی

21
00:01:59,710 --> 00:02:05,690
! ‏‏ بیا با هم بریم به
یک ماجراجویی که هیچ وقت تمام نمیشه

22
00:02:05,690 --> 00:02:11,716
! ‏‏برای همیشه و هر جایی

23
00:02:15,776 --> 00:02:21,680
نابودی × و × بیداری

24
00:02:44,505 --> 00:02:46,536
خُب ‏،‏ شارژ کامل شد ‏.‏

25
00:03:18,481 --> 00:03:19,484
یکی منو زیرِ نظر داره ‏.‏

26
00:03:20,516 --> 00:03:21,506
در ضمن ‏.‏‏.‏‏.‏

27
00:03:23,512 --> 00:03:25,572
احتمالاً کسیِ که میشناسمش ‏.‏

28
00:04:05,562 --> 00:04:07,482
کسی اونجا نیست ؟

29
00:04:48,523 --> 00:04:50,534
با اینکه ظاهرش کاملاً تغییر نکرده بود ‏،‏

30
00:04:50,559 --> 00:04:54,487
اما دیگه اون پالمِ سابق نبود ‏.‏

31
00:04:55,135 --> 00:04:59,078
و همینم کیلوا رو خیلی آشفته کرده بود ‏.‏

32
00:05:03,117 --> 00:05:05,079
گاردِ سلطنتی

33
00:05:06,105 --> 00:05:08,062
اونو دستگیر کرده بودن ‏.‏‏.‏‏.‏

34
00:05:09,074 --> 00:05:11,062
و اون تبدیل شده ‏!‏

35
00:05:12,081 --> 00:05:15,129
اگه گون ببینه چه اتفاقی برای پالم افتاده ‏،‏

36
00:05:16,092 --> 00:05:17,126
نمیتونه تحمل کنه ‏.‏‏.‏‏.‏

37
00:05:19,078 --> 00:05:24,112
دیگه جایی تو قلبش باقی نمونده ‏.‏

38
00:05:25,096 --> 00:05:30,064
اگه تغییرات به قلبِ پالم رسیده باشه ‏.‏‏.‏‏.‏

39
00:05:33,674 --> 00:05:35,691
گون کاملاً درهم میشکنه ‏!‏

40
00:05:40,646 --> 00:05:43,701
باید جوابشُ بفهمم ‏.‏

41
00:05:48,694 --> 00:05:49,719
هنوز شانسی داریم ‏.‏

42
00:05:50,665 --> 00:05:51,723
خودِ پالم داره بهم نزدیک میشه ‏!‏

43
00:05:54,725 --> 00:05:55,727
پالم ؟

44
00:05:57,662 --> 00:05:59,697
حتماً قبل از اینکه متوجه بشم منو زیر نظر داره

45
00:05:59,697 --> 00:06:03,640
با اون قدرتی که قبلاً بهمون گفته بود ‏.‏‏.‏‏.‏

46
00:06:04,684 --> 00:06:07,642
متوجه من شده بوده ‏.‏

47
00:06:09,501 --> 00:06:13,484
وقتی از قدرتم استفاده کنم ‏،‏ خیلی آسون میشه ‏.‏

48
00:06:14,565 --> 00:06:18,554
فکر میکردم از پیش گویی برای مشخص
کردن جای دیگران استفاده میکنه ‏.‏

49
00:06:19,523 --> 00:06:21,565
اما انگار به روشن بینی نزدیکتره ‏.‏

50
00:06:23,532 --> 00:06:27,574
پالم از جایی که بود ‏،‏ نمی تونست منو ببینه ‏.‏‏.‏‏.‏

51
00:06:29,495 --> 00:06:33,501
تنها نتیجه ای که میشه گرفت اینِ که
با وسایل دیگه منو زیرِ نظر داشته ‏.‏

52
00:06:35,514 --> 00:06:39,505
اگه پالم دشمن بود ‏،‏
باید عقب نشینی میکرد ‏.‏‏.‏‏.‏

53
00:06:40,547 --> 00:06:43,567
فاصله رویِ روشن بینی تأثیر میزاره ‏.‏

54
00:06:44,510 --> 00:06:47,531
اگه دشمن بود دیگه نباید منو یادش میومد ‏.‏

55
00:06:48,484 --> 00:06:49,554
اما چون داره بهم نزدیک میشه ‏،‏

56
00:06:52,294 --> 00:06:54,226
پس حتماً منو یادش میاد ‏.‏‏.‏‏.‏

57
00:06:55,291 --> 00:06:57,247
ما رو یادش میاد ‏!‏

58
00:07:01,199 --> 00:07:03,228
کیلوا خودتی ‏،‏ درسته ؟

59
00:07:06,276 --> 00:07:08,205
حدس میزدم ‏.‏‏.‏‏.‏

60
00:07:10,225 --> 00:07:11,247
خاطراتشُ به یاد میاره ‏!‏

61
00:07:14,210 --> 00:07:15,219
گون کجاست ؟

62
00:07:17,247 --> 00:07:21,291
وقتی گون ببینه چه اتفاقی برام افتاده
ازم متنفر میشه ؟

63
00:07:24,159 --> 00:07:27,139
گون از رویِ ظاهرِ دیگران قضاوت نمیکنه ‏.‏

64
00:07:28,096 --> 00:07:32,087
فرض میکنی الان ازت متنفر نیست ؟

65
00:07:33,100 --> 00:07:36,175
مثلِ همیشه خیلی کینه توزی ‏.‏‏.‏‏.‏

66
00:07:38,142 --> 00:07:40,113
خُب ‏،‏ مهم نیست ‏.‏

67
00:07:40,170 --> 00:07:45,177
تمایل ندارم که ترحمِ تو رو بدست بیارم ‏.‏

68
00:07:47,128 --> 00:07:49,078
گون کجاست ؟

69
00:07:50,107 --> 00:07:52,106
گون پیشِ پیتوئه ‏.‏

70
00:07:52,148 --> 00:07:53,144
اون ــ

71
00:07:57,567 --> 00:07:58,615
برای چی میتونه منو ببینه ‏،‏

72
00:08:00,583 --> 00:08:02,592
اما نمیتونه گون رو ببینه ؟

73
00:08:06,583 --> 00:08:07,616
چی شده ؟

74
00:08:10,620 --> 00:08:13,566
اتفاقی منو پیدا کردی ؟

75
00:08:13,640 --> 00:08:16,585
هـا ؟ چی داری میگی ؟

76
00:08:16,632 --> 00:08:20,542
تو بودی که از اون گوشه بیرون اومدی ‏.‏

77
00:08:20,595 --> 00:08:24,556
اشتباهه ‏!‏ احساس کردم که منو زیرِ نظر داری ‏.‏

78
00:08:24,608 --> 00:08:26,589
برای همینم از این طرف اومدم ‏!‏

79
00:08:28,545 --> 00:08:30,567
تو اول متوجه من شدی ‏.‏

80
00:08:32,561 --> 00:08:33,608
برای چی داری دروغ میگی ؟

81
00:08:37,608 --> 00:08:39,610
بچۀ دردسر ساز ‏.‏‏.‏‏.‏

82
00:08:40,599 --> 00:08:42,571
گون کجاست ؟

83
00:08:42,571 --> 00:08:44,572
اول جوابِ سئوالمُ بده ‏.‏

84
00:08:47,582 --> 00:08:52,561
یعنی وقتی متوجه شدم پالم منو زیرِ نظر داره
که خودش منو دید ؟

85
00:08:53,567 --> 00:08:58,552
پس یعنی پالم به محضِ اینکه منو میبینه
سریعاً برمیگرده ؟

86
00:08:58,628 --> 00:09:02,583
بعدش با استفاده از روشن بینی دید
که دارم به این سمت میام ‏،‏

87
00:09:02,583 --> 00:09:05,609
و طوری برگشت که انگار داره میاد طرفِ من ؟

88
00:09:10,724 --> 00:09:11,758
برای آخرین بار میپرسم ‏.‏‏.‏‏.‏

89
00:09:14,739 --> 00:09:15,797
گون کجاست ؟

90
00:09:20,783 --> 00:09:22,726
بهت نمیگم ‏.‏

91
00:09:23,721 --> 00:09:25,723
تو دشمنی ‏،‏ مگه نه ؟

92
00:09:42,130 --> 00:09:46,071
اشتباه کردم ‏.‏‏.‏‏.‏

93
00:09:47,103 --> 00:09:50,061
که از قدرتم به درستی استفاده نکردم ‏.‏

94
00:09:50,131 --> 00:09:53,147
وقتی خشم وجودمُ فرا گرفت ‏،‏

95
00:09:56,053 --> 00:09:59,112
باید احساساتمُ نابود میکردم ‏!‏

96
00:10:05,067 --> 00:10:07,113
بیوۀ سیاه
الهۀ شیطانیِ سیاه

97
00:10:08,144 --> 00:10:11,111
او ــ اون خطرناکه ‏!‏

98
00:10:12,134 --> 00:10:16,089
بهتره بجای اینکه همه چی رو درونم نگه دارم بیرون بریزم ‏.‏

99
00:10:17,916 --> 00:10:21,929
که شاملِ لذت کشتنِ تو هم میشه ‏!‏

100
00:10:43,888 --> 00:10:45,924
خُب ؟ حالا چی ؟

101
00:10:48,889 --> 00:10:49,953
میخوای بدونِ اینکه حرفی بزنی بمیری ؟

102
00:10:50,926 --> 00:10:52,912
بعد از مردنت حرف میزنی ؟

103
00:11:09,878 --> 00:11:12,928
یا فقط میمیری ؟

104
00:11:31,114 --> 00:11:35,160
توانایی پالم ‏،‏ بیوۀ سیاه ‏،‏ در مجهز کردنِ خودش
با پوشاندنِ بدنش با موهاش است ‏،‏

105
00:11:35,160 --> 00:11:38,162
تغییر در ظاهرش بر اساس
وضعیت احساسی اون میباشد ‏.‏

106
00:11:39,086 --> 00:11:42,130
اما وظیفۀ اصلی اون دفاع بود ‏.‏

107
00:11:44,177 --> 00:11:46,163
چیزی که باعث ترسناکی بیوۀ سیاه میشد

108
00:11:47,175 --> 00:11:52,177
این حقیقت بود که اون میتونست
از زره موهاش برای محافظت از خودش استفاده کنه ‏.‏

109
00:11:53,126 --> 00:11:56,139
و بهش این امکان رو میده که از
تمام انرژی ـش برای حمله استفاده بکنه ‏.‏

110
00:12:11,821 --> 00:12:13,857
. پا-پالم-سان . "هاتسو" ـت رو غیر فعال کن

111
00:12:15,869 --> 00:12:17,875
. قدرت پالم خیلی ترقی پیدا کرده

112
00:12:18,833 --> 00:12:21,908
وقتی از تمام پتانسیلت استفاده کنی ، ممکنه
بتونی اینقدر قویتر شی ؟

113
00:12:23,835 --> 00:12:25,913
. کاملا حملاتشو دفاع میکنم ولی بازم آسیب میبینم

114
00:12:27,866 --> 00:12:31,821
. اگه مبارزه همینطور ادامه پیدا کنه ، تو وضعیت بدی میوفتم

115
00:12:31,895 --> 00:12:34,876
. ولی نمیتونم عقب بکشم

116
00:12:35,893 --> 00:12:38,919
! ذهنِ گون همین الانش هم دیگه کِشِش نداره

117
00:12:39,862 --> 00:12:43,821
. بزور تونسته خودشو نگه داره و منتظر پیتو شه

118
00:12:51,852 --> 00:12:53,823
. نمیتونم بذارم اونو ببینه

119
00:12:55,156 --> 00:12:58,161
... حتی اگه هنوز ذره ای از قلب پالم درونش مونده باشه

120
00:13:02,155 --> 00:13:03,200
! در حال حاضر تاثیر منفی ای روش میذاره

121
00:13:20,210 --> 00:13:21,209
! پالم

122
00:13:23,174 --> 00:13:25,191
چرا دنبال گون میگردی ؟

123
00:13:25,191 --> 00:13:28,206
. بسته به جوابت ، ممکنه جای اونو بهت بگم

124
00:13:29,184 --> 00:13:32,180
هان ؟ چی شد که حالا داری میپرسی ؟

125
00:13:32,219 --> 00:13:34,204
... دلیل خاصی نداره

126
00:13:34,204 --> 00:13:35,240
. فقط میخوام ببینمش

127
00:13:36,218 --> 00:13:38,231
. احتمالا همین نزدیکیاست

128
00:13:38,231 --> 00:13:40,215
. خودم پیداش میکنم

129
00:13:41,328 --> 00:13:43,360
! البته قبلش تو رو میکشم

130
00:13:51,361 --> 00:13:52,328
! معذرت

131
00:13:55,339 --> 00:13:58,376
... ترسیدمُ دشمن خطابت کردم

132
00:13:58,376 --> 00:14:01,367
ولی حتی اگه ظاهرت هم عوض شده باشه
تو هنوز پالمی ، مگه نه ؟

133
00:14:04,318 --> 00:14:05,385
. گون داره رنج میکشه

134
00:14:06,314 --> 00:14:08,382
کسی که اون عمیقاً بهش احترام میذاشت
. تغییر داده شده

135
00:14:09,339 --> 00:14:12,333
. روح اون شخص ازش گرفته شده

136
00:14:12,734 --> 00:14:16,665
! در حال حاضر گون با مقصر این اتفاق روبرو شده

137
00:14:17,645 --> 00:14:20,738
... اگه با ظاهر فعلیت جلوی گون ظاهر شی

138
00:14:26,689 --> 00:14:27,737
... گون

139
00:14:29,707 --> 00:14:31,692
. کاملا درهم میشکنه

140
00:14:38,692 --> 00:14:40,659
... پس تو اول باید

141
00:14:41,686 --> 00:14:45,658
. اونو با اسم خودش صدا بزنی

142
00:14:47,477 --> 00:14:49,443
. "باید بگی ، " گون

143
00:14:55,420 --> 00:14:58,424
. شرطِ من اینه

144
00:15:01,439 --> 00:15:02,487
. بگو که حالت خوبه

145
00:15:10,415 --> 00:15:12,476
، قبل از این که وارد کاخ بشیم

146
00:15:13,502 --> 00:15:16,419
. گون خیلی نگرانت بود

147
00:15:21,445 --> 00:15:24,507
... یکم بهش آرامش خاطر بده

148
00:15:29,431 --> 00:15:30,471
. اون فقط داشت زمان میخرید

149
00:15:31,423 --> 00:15:33,441
. کوچکترین قصدی از این که بذاره اونا همو ببینن نداشت

150
00:15:33,481 --> 00:15:35,440
... این فکری بود که اول داشت

151
00:15:41,781 --> 00:15:42,786
... کمکش کن

152
00:15:44,728 --> 00:15:48,740
... اگه میتونی ، کاری کن که یکم احساس بهتری پیدا کنه

153
00:15:49,757 --> 00:15:54,730
! الان فقط تو میتونی این کارُ بکنی

154
00:15:59,761 --> 00:16:02,751
... از کسِ دیگه ای

155
00:16:04,738 --> 00:16:05,770
. ساخته نیست

156
00:16:11,701 --> 00:16:12,714
... من نمیتونم

157
00:16:14,772 --> 00:16:17,768
! هیچ کاری بکنم

158
00:16:27,757 --> 00:16:29,715
، وقتی کیلوا این کلمات رو به زبون آورد

159
00:16:30,730 --> 00:16:34,719
. بغضی که همۀ این مدت درونش داشت ترکید

160
00:16:49,743 --> 00:16:50,754
. اون الان کاملا بی دفاعه

161
00:16:51,725 --> 00:16:52,770
... تغییر نقشه

162
00:16:52,770 --> 00:16:55,680
. 1 همین الان بکشش ، شماره

163
00:17:02,237 --> 00:17:06,246
، وقتی پالم به قصر نفوذ کرد

164
00:17:06,246 --> 00:17:10,276
به خروجی ای که نُوو کنار راه پله
، بوجود اورده بود رسید

165
00:17:11,215 --> 00:17:13,215
‏"‏ اِنِ ‏"‏ پیتو برگشته بود ‏.‏

166
00:17:14,221 --> 00:17:21,235
با هاله ای اونقدَر شیطانی محاصره شد که
. فکر کرد الان لِه میشه

167
00:17:21,292 --> 00:17:24,286
. پایانش به همون پایانی که برای
نُوو رقم خورده بود ختم شد

168
00:17:26,252 --> 00:17:33,211
همونطور که شاهد بود پوف به آرامی و در سکوت
. از پله ها پایین میاد ، تصمیمِ خودش رو گرفت

169
00:17:34,214 --> 00:17:35,292
، نقشه کشید تا زندگی خودشو بگیره

170
00:17:35,292 --> 00:17:40,206
تا بنظر بیاد اون یه دختر ناامیده که نتونسته بیشتر از این
. مورد تجاوز واقع شدن از طرف بیزف رو تحمل کنه

171
00:17:41,776 --> 00:17:44,783
. هرچند پیتو مانع از به وقوع پیوستنش شد

172
00:17:45,797 --> 00:17:50,830
، همونطور که یه نفر نمیتونه جلوی لرزیدنشو در سرما بگیره

173
00:17:50,830 --> 00:17:53,822
، کسی هم نمی تونه عکس العمل
پالم رو بخاطر استفاده از هاله ـش

174
00:17:53,822 --> 00:17:58,784
برای محافظت از خودش ، زمانی که در برابر هالۀ شیطانی پیتو
. قرار گرفت سرزنش کنه

175
00:17:58,855 --> 00:18:01,793
... گارد سلطنتی به هالۀ اون علاقه مند شد

176
00:18:01,793 --> 00:18:03,872
، و بعد از گرفتن اجازه از پادشاه روزه دار

177
00:18:04,814 --> 00:18:10,776
. پیتو و پوف سربازِ آزمایشی شماره 1 خودشونو ساختن

178
00:18:11,819 --> 00:18:13,860
... تجربه ثابت کرده اونهایی که تونستن گذشته خودشونو بیاد بیارن

179
00:18:15,810 --> 00:18:18,777
. مقاومت ذهنیِ بیشتری داشتن

180
00:18:19,797 --> 00:18:25,808
این ویژگی در مورچه هایی که تونستن توانایی استفاده
. از "نِن" رو پیدا کنن بارزتر بوده

181
00:18:26,746 --> 00:18:31,794
. خاطرات گذشته هم می تونه کمک
و هم مانعی در رشد سربازان باشه

182
00:18:32,788 --> 00:18:35,780
... مانع زمانی بوجود میاد که خاطرات

183
00:18:35,780 --> 00:18:38,815
. باعث بوجود اومدن واکنشهای احساسی میشن

184
00:18:39,796 --> 00:18:45,735
بنابراین ، اون دو گارد سلطنتی به این نتیجه رسیدن که باید از
... دکتر بلایثِ" پیتو استفاده کنن تا"

185
00:18:45,735 --> 00:18:49,758
. ارتباط بین احساسات و خاطرات پالم رو از هم جدا کنن

186
00:18:50,786 --> 00:18:55,739
آزمایشی که روی دوباره سازی لئول و چیتو صورت گرفت
... تایید کرد که

187
00:18:55,739 --> 00:18:59,789
اونهایی که خاطرات بیشتری رو به یاد آوردن از
. پیله هاشون زودتر خارج شدن

188
00:19:01,730 --> 00:19:05,769
، برای تصرف بی صدا و سریع نوع بشر

189
00:19:05,769 --> 00:19:09,793
نگه داشتن سربازها با خاطراتشون وقتی اونها رو کاملا تحت
. کنترل دارن بهترین کاره

190
00:19:11,727 --> 00:19:14,758
. پالم یه نمونۀ آزمایشی عالی بود

191
00:19:16,079 --> 00:19:20,121
. موفقیت این آزمایش مهر تاییدی بود بر نابودی نسل انسان

192
00:19:21,114 --> 00:19:23,102
... حالا ، برو شماره 1

193
00:19:24,062 --> 00:19:26,146
! بچه ای که جلوته رو تا حد مرگ بزن

194
00:19:26,146 --> 00:19:28,055
.خفه خون بگیر

195
00:19:33,114 --> 00:19:34,152
... من

196
00:19:36,059 --> 00:19:37,143
. پالم سیبریام

197
00:19:42,096 --> 00:19:44,079
! نه شماره 1

198
00:19:52,120 --> 00:19:57,105
... من هیچوقت آلتِ دست شما مورچه ها نخواهم شد

199
00:19:59,330 --> 00:20:01,328
! حتی اگه به قیمت زندگیم تموم شه

200
00:20:23,300 --> 00:20:24,315
... کیلوا

201
00:20:25,362 --> 00:20:27,321
. ازت ممنونم

202
00:20:29,569 --> 00:20:32,533
. یه سَد توی سرم بود

203
00:20:33,522 --> 00:20:35,584
. احساساتم از بدنم جدا شده بود

204
00:20:36,556 --> 00:20:38,530
. نمیتونستم کاریش کنم

205
00:20:39,555 --> 00:20:42,508
. از وقتی به هوش اومدم اینطوری شده بودم

206
00:20:43,569 --> 00:20:46,526
. تو اون سدُ برداشتی

207
00:20:47,556 --> 00:20:50,515
. نگو هیچ کاری ازت ساخته نیست

208
00:20:55,540 --> 00:21:00,509
اگه کاری برای کمک به گون از دستم
. بربیاد ، خوشحال میشم انجامش بدم

209
00:21:01,893 --> 00:21:02,951
... ولی نباید فراموش کنی

210
00:21:04,966 --> 00:21:09,896
. کسی که اون بیشتر از همه بهش نیاز داره توئی

211
00:21:27,917 --> 00:21:28,932
چی شده ؟

212
00:21:29,902 --> 00:21:30,927
. یه شکست

213
00:21:30,980 --> 00:21:32,942
. فقط همین

214
00:21:34,972 --> 00:21:36,956
. پس آروم و باثبات پیش میریم

215
00:21:37,920 --> 00:21:41,932
... سربازها نیازی به احساسات یا خاطرات ندارن

216
00:21:42,968 --> 00:21:46,959
. که یعنی من دیگه نیازی به قدرت پیتو ندارم

217
00:21:47,961 --> 00:21:52,909
! خودم به تنهایی میتونم سرباز بوجود بیارم

218
00:21:55,196 --> 00:22:00,183
... اینجوری ساختن یه امپراتوری

219
00:22:01,225 --> 00:22:04,231
. برای پادشاه و من ساده تر میشه

220
00:22:06,187 --> 00:22:12,229
. خوش گذرونی در صبح و تمامِ شب
رو بیرون موندن ، این طبیعتِ ماست

221
00:22:12,229 --> 00:22:18,230
این احساسِ اشتیاق سیاهِ یا سفیده ؟

222
00:22:19,163 --> 00:22:25,222
. حرکتی دایره وار که گذشته رو تدائی میکنه

223
00:22:25,222 --> 00:22:31,206
. با صدای ترق و تروقی ما رو
به آینده ای که آرزوشُ داریم پیوند میدهد

224
00:22:31,218 --> 00:22:38,173
. چشم هاتُ ببند و از مسیرِ مارپیچ عبور کن

225
00:22:38,173 --> 00:22:46,170
. در پایانِ این رویایِ مرموز ، زیبایی رو پیدا میکنی

226
00:22:47,170 --> 00:22:53,183
. قطعاً ، سکۀ پرتاب شده همیشه در آسمان می رقصد

227
00:22:53,183 --> 00:22:59,163
آرزویِ چه پایانی رو داشته باشم ؟

228
00:22:59,179 --> 00:23:05,159
. قطعاً ، نور درخشده ای به سایه ها نقش میدهد

229
00:23:05,159 --> 00:23:10,231
، پس به این سمت بیا

230
00:23:10,251 --> 00:23:16,185
. بزار آیندمون یکی بشه

231
00:23:29,290 --> 00:23:32,279
قسمت بعدی : قدرت زیاد × و × قدرت نهایی

232
00:23:32,279 --> 00:23:35,275
آه ، ناکل ... این مانگا رو بهم قرض میدی ؟

233
00:23:35,275 --> 00:23:38,218
. صبر کن . این که مال خودمه

234
00:23:38,218 --> 00:23:39,276
. آه ، خیلی خب

