1
00:00:04,512 --> 00:00:08,516
... از این بیشتر نزدیکتر نیا

2
00:00:11,454 --> 00:00:11,542
! پوف

3
00:00:24,483 --> 00:00:27,480
اشک های جاریتُ

4
00:00:27,480 --> 00:00:30,480
به شجاعت تبدیل کن

5
00:00:30,480 --> 00:00:33,509
بال های فرشته مانندتُ باز کن

6
00:00:33,509 --> 00:00:36,497
! ‏ و به بالاها پرواز کن

7
00:00:36,497 --> 00:00:42,489
Animental تقدیم میکند

8
00:00:43,050 --> 00:00:49,038
تا آخرش تسلیم نمیشیم

9
00:00:49,038 --> 00:00:54,064
! ‏‏ برای پُرفشاری ‏،‏ حتماً دلیل خوبی وجود داره

10
00:00:54,065 --> 00:00:58,034
. میتونی دوباره سعی کنی

11
00:00:58,035 --> 00:01:00,073
. از تاریکی فرار کن

12
00:01:00,074 --> 00:01:04,072
. تو فقط باید بری

13
00:01:04,073 --> 00:01:09,078
. آینده همیشه منتظرِ ماست

14
00:01:09,078 --> 00:01:12,037
. ماوراء آسمان برو

15
00:01:12,037 --> 00:01:15,053
. اقیانوس ها رو طی کن

16
00:01:15,053 --> 00:01:18,079
... ‏ بوس فرشته رو

17
00:01:18,079 --> 00:01:22,029
( ! ‏‏‏‏‏‏ ‏ بگیر ‏!‏ ‏( تو میتونی تلاش کنی

18
00:01:21,714 --> 00:01:26,794
! ‏‏ بیا با هم بریم به
یک ماجراجویی که هیچ وقت تمام نمیشه

19
00:01:26,794 --> 00:01:33,720
! ‏‏برای همیشه و هر جایی

20
00:01:37,800 --> 00:01:42,800
شکست × و × مقام

21
00:01:45,760 --> 00:01:47,726
چرا ؟

22
00:01:47,795 --> 00:01:52,774
، اگه تو ساکت میموندی
. میتونستم اونُ بکشم

23
00:01:54,705 --> 00:01:56,782
تو از چی اینقدر ترسیدی ؟

24
00:01:57,727 --> 00:01:59,707
. اون متوجهِ ـت شده بود

25
00:01:59,761 --> 00:02:01,781
، اگه تو به قصد کشتن بهش نزدیک میشدی

26
00:02:02,727 --> 00:02:05,739
. اون بدون تأمل به کوموگی فوراً حمله میکرد

27
00:02:06,800 --> 00:02:09,791
. حاضر نیستم سر این موضوع قمار کنم

28
00:02:17,436 --> 00:02:19,384
. حرفت منُ گیج کرده

29
00:02:20,374 --> 00:02:23,440
مگه اونجا ننشستی تا اون
به دختر کمک کنه ؟

30
00:02:24,385 --> 00:02:28,399
با این گفته ، انگاری
. تو قصد بدی در مورد اون دختر داری

31
00:02:28,399 --> 00:02:29,403
چرا ؟

32
00:02:30,359 --> 00:02:32,352
. به تو ربطی نداره

33
00:02:33,365 --> 00:02:34,392
. خفه شو

34
00:02:41,396 --> 00:02:44,393
. وقتی که شارژ شدم ، برمیگردم پیش گون

35
00:02:45,382 --> 00:02:47,393
. تو برو پیش ناکل

36
00:02:48,364 --> 00:02:49,449
، حالا که پوف از مانع بیرون اومده

37
00:02:50,394 --> 00:02:52,397
. امکان اینکه حساب اون آقاهه رسیده باشه ، زیاده

38
00:02:53,350 --> 00:02:54,368
، وضعیتُ ببین

39
00:02:54,368 --> 00:02:56,395
و اون موقع با ناکل تصمیم بگیرید
. که کاری میکنید یا عقب میکشید

40
00:02:56,395 --> 00:02:58,397
شما ها چی ؟

41
00:02:58,438 --> 00:03:01,435
. گون با اون وضعیتش ، اصلاً از جاش تکون نمیخوره

42
00:03:03,376 --> 00:03:05,370
. در بدترین حالت ، زندگیشُ برای کشتنش میده

43
00:03:06,410 --> 00:03:07,420
! شوخی کردم

44
00:03:08,380 --> 00:03:09,427
. مشکلی پیش نمیاد

45
00:03:09,427 --> 00:03:12,433
! کلمۀ جادویی کایتُ ، همیشه با خودم دارم

46
00:03:13,377 --> 00:03:14,413
. اونُ بسپر به من

47
00:03:15,350 --> 00:03:16,396
واقعاً ؟

48
00:03:17,374 --> 00:03:20,412
پس چرا اون موقع

49
00:03:22,400 --> 00:03:25,416
اون قیافۀ غمگینانه رو داشتی ؟

50
00:03:30,375 --> 00:03:31,441
مشکلی نیست دیگه ؟

51
00:03:32,446 --> 00:03:36,382
. نمیتونم بگم ... تو هم نمیخوای بگی

52
00:03:36,436 --> 00:03:39,390
! پس نمیپرسم و تو هم چیزی نمیگی

53
00:03:42,855 --> 00:03:44,864
. به تو ربطی نداره

54
00:03:45,860 --> 00:03:46,859
. خفه شو

55
00:03:50,915 --> 00:03:52,840
خفه شو ؟

56
00:04:09,878 --> 00:04:11,917
مسیر باد ها ؟

57
00:04:15,554 --> 00:04:16,588
پس مزاحمم ؟

58
00:04:17,562 --> 00:04:20,625
. پیتو ، پس اینجارو میسپرم به خودت

59
00:04:21,578 --> 00:04:22,592
. حرکت نکن

60
00:04:23,598 --> 00:04:24,614
. همونجا بمون

61
00:04:25,602 --> 00:04:28,568
تو با استفاده از پولک های بالت ، میتونی
بقیه رو کنترل کنی ، درسته ؟

62
00:04:28,618 --> 00:04:30,622
. از اونجا یک قدمم برندار

63
00:04:34,617 --> 00:04:36,595
! پوف ، خواهش میکنم

64
00:04:37,576 --> 00:04:38,611
دیوونه شدی ؟

65
00:04:39,595 --> 00:04:42,580
بدون اینکه کاری کنم ، اینجا وایسم ؟

66
00:04:43,577 --> 00:04:45,552
اونم فقط برای اون دخترک ؟

67
00:04:46,543 --> 00:04:48,472
! برای پادشاهِ

68
00:04:50,504 --> 00:04:52,466
. همون کاری که گفتُ بکن

69
00:04:56,483 --> 00:04:58,454
چه اتفاقی افتاده ؟

70
00:05:00,463 --> 00:05:03,519
... بدون هیچ شکی ، قیافت تغییر کرده

71
00:05:05,515 --> 00:05:10,462
وقتی به دام افتاده بودم ، چه اتفاقی اینجا افتاد ؟

72
00:05:17,507 --> 00:05:22,470
. قول میدم از اینجا یک سانتم حرکت نکنم

73
00:05:22,512 --> 00:05:24,507
در عوضش میخوام بهم

74
00:05:25,495 --> 00:05:28,507
. تمام اتفاقاتی که در اینجا افتاده رو بگی

75
00:05:32,476 --> 00:05:37,508
اگه مستقیم بپرسم که پادشاه کجاست ، ممکنه
. مشکوک بشه و نزاره خرفی بزنه

76
00:05:38,491 --> 00:05:41,468
. فقط میخوام به جریان اتفاقات اشاره کنی

77
00:05:42,641 --> 00:05:45,666
. با دقت و کاملاً طبیعی

78
00:05:46,633 --> 00:05:49,673
. اگه شکست بخوری ، خونریزی راه میوفته

79
00:05:50,675 --> 00:05:52,642
. فقط همین

80
00:06:01,701 --> 00:06:02,711
. وقتشه

81
00:06:02,711 --> 00:06:04,645
. اضافه میشه

82
00:06:10,676 --> 00:06:11,691
... دارمش

83
00:06:13,640 --> 00:06:15,715
. همون احساس بعد از انفجارُ

84
00:06:19,595 --> 00:06:23,662
. اگه یک بار دیگه انجامش بدم ، میتونم توش ماهر بشم

85
00:06:24,656 --> 00:06:26,581
... خشم میخوام

86
00:06:26,581 --> 00:06:29,588
، خشممُ باید افزایش بدم
! قبل از اینکه این احساسُ فراموش کنم

87
00:06:31,597 --> 00:06:34,652
اون نه یک بار ، بلکه
! دو بار منُ احمق گیر آورد

88
00:06:34,652 --> 00:06:37,614
! اون پَست ! اون آشغال

89
00:06:37,637 --> 00:06:39,653
! لعنت بهش

90
00:06:47,602 --> 00:06:50,582
... آروم باش و بزار خشم تمام وجودتُ بگیره

91
00:06:50,670 --> 00:06:53,615
. موقع به وجود آوردن و خرابی رو بیاد بیار

92
00:06:54,627 --> 00:06:57,616
! و بعدش به بدنت تحمیلش کن

93
00:06:57,680 --> 00:07:00,649
یوپی هنوز توجه نکرده بود

94
00:07:01,601 --> 00:07:04,666
که چرا دو احساس متضاد با هم
... وجود داره

95
00:07:05,652 --> 00:07:08,634
. یا حالت اَخریش از چی بوده

96
00:07:12,022 --> 00:07:13,064
... خشم

97
00:07:14,025 --> 00:07:17,983
! خشم یه چیز بی قاعده نیست

98
00:07:17,983 --> 00:07:20,008
! بلکه تمرکز کردن روی یک هدفِ

99
00:07:25,002 --> 00:07:29,032
!!! خردُ خاک شیرت میکنم

100
00:07:39,044 --> 00:07:40,998
! باشه ! باشه

101
00:07:40,998 --> 00:07:43,002
! یه تقلبی بودش ، باشه

102
00:07:43,002 --> 00:07:45,009
... بیشتر

103
00:07:45,009 --> 00:07:47,039
! منُ بیشتر عصبانی کنید

104
00:07:47,039 --> 00:07:49,002
! زود باشید

105
00:07:59,403 --> 00:08:01,313
! وقتشه

106
00:08:01,313 --> 00:08:02,346
. اضافه میشه

107
00:08:05,317 --> 00:08:07,318
APR اعداد

108
00:08:07,318 --> 00:08:10,381
در این وضعیت بر حساب نرخ جریان هاله
. در حال افزایش یافتن هست

109
00:08:10,381 --> 00:08:15,366
حتی اگه یوپی میتونست هالۀ خودشُ
، در کمترین حد خودش قرار بده

110
00:08:16,340 --> 00:08:19,324
، از الان تا سه دقیقه و پنجاه ثانیۀ دیگه

111
00:08:19,392 --> 00:08:24,328
اون به نقطه ای میرسه که
. دیگه نمیتونه از " نِن " استفاده کنه

112
00:08:28,339 --> 00:08:30,329
. ده تا باقی موندن

113
00:08:36,317 --> 00:08:38,346
... انگاری دیگه داره نوبتم میشه

114
00:08:38,817 --> 00:08:42,800
. اون میخواد منُ برای آخرش نگه داره

115
00:08:44,799 --> 00:08:48,853
. در این صورت ، باید برای
مدتی هم شده ، طولش بدم

116
00:08:51,834 --> 00:08:56,808
مورل همه ی آدمک هاشُ در دید
... مستقیم یوپی قرار داد

117
00:08:56,808 --> 00:09:00,866
، به این منظور که بتونه حرکات
یوپی رو زیر نظر داشته باشه

118
00:09:00,866 --> 00:09:08,872
اما حرکت اون آدمک ها باعث شده بود
. قدرت بیشتریُ از دست بده

119
00:09:10,800 --> 00:09:14,822
اگه اون تمرکزشُ از دست بده ، آدمک ها
. به دود تبدیل و پراکنده میشن

120
00:09:15,817 --> 00:09:17,802
... زیاد دیگه نمونده

121
00:09:18,848 --> 00:09:20,861
. اون " نِن " بی نهایت نداره

122
00:09:21,832 --> 00:09:22,826
... اما

123
00:09:23,862 --> 00:09:25,878
... اما لعنتی

124
00:09:26,815 --> 00:09:28,889
... بدنم و روحم

125
00:09:28,889 --> 00:09:30,820
. حرکت نمیکنه

126
00:09:31,852 --> 00:09:36,864
در این مرحله ، مورل حتی به ارادۀ
. خودشم نمیتونست بایسته

127
00:09:37,826 --> 00:09:42,820
اون خیلی زودتر از حد یوپی ، به
. حد ورشکستگی رسیده

128
00:09:49,304 --> 00:09:52,234
... هیچی باقی نمونده

129
00:09:58,233 --> 00:10:01,273
. یه چیزی مجبورم بهت بگم

130
00:10:02,278 --> 00:10:04,265
حالا که یوپی تونسته یاد بگیره

131
00:10:04,265 --> 00:10:09,257
، که چطور خشمشُ در جای دیگه مصرف کنه
. فکرش واضحتر شده

132
00:10:14,237 --> 00:10:16,311
. درست مثل یه مگس در حال مرگه میمونی

133
00:10:18,258 --> 00:10:19,308
... ولی بازم

134
00:10:19,709 --> 00:10:21,698
. شما ها حرف ندارید

135
00:10:23,721 --> 00:10:27,733
در طول نبرد ، یوپی با نرخ
، بالایی تکامل پیدا کرد

136
00:10:27,733 --> 00:10:32,723
و همچنین شکاف بین هانتر ها و
. خودشُ فهمید

137
00:10:32,723 --> 00:10:36,746
. و یوپی چیزی جز ستایش کردن شخص شکست خورده نداشت

138
00:10:37,785 --> 00:10:41,751
چیزی که بیشتر از همه

139
00:10:41,751 --> 00:10:45,743
، مورل رو تحت تاثیر قرار داده بود
. گفتن این حرفا از یوپی بوده

140
00:10:45,776 --> 00:10:53,707
اما مورل میتونست اینُ بپذیره که
. طبیعت واقعیِ یوپی خودشُ نمایان کرده

141
00:10:54,765 --> 00:10:56,743
... نمیدونم چطور اینُ بگم

142
00:10:57,702 --> 00:10:59,751
، اما بخاطر این که حرف نداری

143
00:11:00,721 --> 00:11:02,696
. میخوام بکشمت

144
00:11:02,736 --> 00:11:04,715
این شایسته هست ، درسته ؟

145
00:11:07,382 --> 00:11:09,354
. بازی تموم شده

146
00:11:11,350 --> 00:11:14,363
. خب ، با یه ضربه تمومش میکنم

147
00:11:14,363 --> 00:11:15,370
. حرکت نکن

148
00:11:16,360 --> 00:11:20,320
فکر نمیکنم ، اون الان با این ذهنش منُ

149
00:11:20,377 --> 00:11:22,396
. بکشه ، ها

150
00:11:23,373 --> 00:11:24,396
. تا بعد

151
00:11:45,420 --> 00:11:46,431
ناپدید شدنش ؟

152
00:11:50,390 --> 00:11:51,370
... این خونِ

153
00:11:52,348 --> 00:11:53,371
یعنی چی ؟

154
00:11:53,433 --> 00:11:56,346
تلپورت نبودش ؟

155
00:11:57,371 --> 00:12:00,359
، تو لحظه ای که میخواستم کلکشُ بکنم

156
00:12:01,372 --> 00:12:02,409
. ناپدید شد

157
00:12:03,437 --> 00:12:08,420
... فکر میکردم یکی ـشون میتونه از توانایی تلپورت استفاده کنم

158
00:12:09,374 --> 00:12:11,433
اما وقتی ناپدید شد ‏،‏ کسِ دیگه ای رو ندیدم ‏.‏

159
00:12:13,344 --> 00:12:18,436
قبل از اینکه ناپدید بشه بهش ضربه زدم ‏،‏ پس اگه
تلپورت کرده بود ‏،‏ نباید این خونی میشد ‏.‏

160
00:12:19,371 --> 00:12:21,348
تونستم بهش ضربه بزنم ‏.‏

161
00:12:21,348 --> 00:12:23,315
اما دیگه نمیتونم ببینمش ‏.‏

162
00:12:23,361 --> 00:12:25,348
که یعنی اون فقط نامرئی شده ؟

163
00:12:26,300 --> 00:12:27,335
توانایی شفاف شدن ؟

164
00:12:28,355 --> 00:12:32,361
اگه همچین توانایی داشت زودتر ازش استفاده میکرد ‏.‏

165
00:12:33,340 --> 00:12:35,385
پس یعنی یکی از اونا

166
00:12:35,385 --> 00:12:39,387
میتونه خودش و بقیه رو نامرئی کنه ‏.‏

167
00:12:40,339 --> 00:12:45,333
درست قبل از اینکه من بتونم ضربه رو بزنم اون سعی کرد
اون یارو که عینک آفتابی زده بود رو نجات بده ‏.‏

168
00:12:47,369 --> 00:12:50,338
اما زخمش خیلی عمیقه ‏.‏

169
00:13:03,456 --> 00:13:04,442
داره میاد ‏!‏

170
00:13:05,455 --> 00:13:06,453
خون ‏.‏‏.‏‏.‏

171
00:13:07,421 --> 00:13:09,412
یوپی میتونه ردِ خونُ دنبال کنه ‏!‏

172
00:13:09,451 --> 00:13:13,399
شاید نامرئی باشیم ‏،‏ اما ردِ خون
داره به این سمت راهنماییش میکنه ‏.‏

173
00:13:13,456 --> 00:13:18,446
اگه دوباره اون شمشیرُ تکون بده ‏،‏
باید خودم تنهایی فرار کنم ‏.‏

174
00:13:21,383 --> 00:13:23,391
دیگه نمیتونم نفسمُ نگه دارم ‏.‏‏.‏‏.‏

175
00:13:24,464 --> 00:13:26,425
لعنتی ‏!‏

176
00:13:35,461 --> 00:13:37,404
ناکِل ‏!‏؟

177
00:13:39,378 --> 00:13:41,389
چرا خودتُ نشون دادی ؟

178
00:13:41,444 --> 00:13:47,406
الان ‏،‏ وظیفه ـت اینِ که
تا اونجایی که میشه مخفی بمونی ‏!‏

179
00:13:51,436 --> 00:13:54,411
دیگه فرار نمیکنم و مخفی نمیشم ‏.‏

180
00:13:54,411 --> 00:13:55,441
حریفت منم ‏.‏

181
00:13:57,446 --> 00:13:58,441
پس ‏.‏‏.‏‏.‏

182
00:14:01,407 --> 00:14:03,392
بزار اونا فرار کنن ‏.‏

183
00:14:06,448 --> 00:14:10,442
ناکِل تصمیم گرفت بجایِ مشت هاش از کلمات استفاده کنه

184
00:14:11,401 --> 00:14:15,406
چون کلماتِ یوپی تأثیرِ زیادی روش گذاشته بود ‏.‏

185
00:14:19,448 --> 00:14:21,393
خیلی دیوونه ای ‏.‏

186
00:14:21,449 --> 00:14:24,391
به این که نمیشه گفت معامله ‏.‏

187
00:14:26,442 --> 00:14:27,475
جوابِ من

188
00:14:30,439 --> 00:14:31,419
نه ‏.‏

189
00:14:33,922 --> 00:14:34,914
اما ‏.‏‏.‏‏.‏

190
00:14:37,912 --> 00:14:40,964
اگه شرِ اینُ کم کنی ممکنه جوابم تغییر کنه ‏.‏

191
00:14:42,991 --> 00:14:46,940
مطمئنم دلیلِ فرارِ مداومت یه ربطی به این داره ‏.‏

192
00:14:47,972 --> 00:14:50,940
با از بین بردنش معامله میکنیم ‏.‏

193
00:14:55,905 --> 00:14:57,941
نه ‏.‏‏.‏‏.‏ این کارُ نکن ‏!‏

194
00:14:58,897 --> 00:15:01,941
ناکِل ‏،‏ همچین کارِ احمقانه ای نکن ‏!‏

195
00:15:02,929 --> 00:15:07,942
فریادِ عاجزانۀ مورِل بخاطرِ
شریکِ جرمِ خدا به ناکِل نمیرسید ‏.‏

196
00:15:08,908 --> 00:15:11,993
اما باعث شد مِلئورون به خودش بیاد ‏.‏

197
00:15:22,964 --> 00:15:25,906
منو همینجا بزار ‏.‏‏.‏‏.‏

198
00:15:27,901 --> 00:15:28,907
نمیتونی ‏!‏

199
00:15:28,926 --> 00:15:30,982
نمیتونی این کارُ بکنی ‏،‏ ناکِل ‏!‏

200
00:15:31,929 --> 00:15:34,907
نگرانِ من نباش ‏.‏‏.‏‏.‏

201
00:15:35,916 --> 00:15:37,933
میخوای تمامِ زحماتمونُ به باد بدی ؟

202
00:15:38,919 --> 00:15:42,941
تمامِ کار هایی که مورِل و شوت کردن ‏.‏‏.‏‏.‏

203
00:15:42,988 --> 00:15:43,983
و کارهایی ‏.‏‏.‏‏.‏

204
00:15:44,908 --> 00:15:46,908
که خودت با به خطر انداختنِ جونت انجام دادی ‏!‏

205
00:15:49,963 --> 00:15:53,974
اگه ناکِل کاری نمیکرد ‏،‏ اون دو نفر
هنوز میتونستن به مبارزه ادامه بدن ‏.‏

206
00:15:54,752 --> 00:15:58,740
برای این کار ‏،‏ مِلِئورون باید مخفی میموند ‏.‏

207
00:15:58,804 --> 00:16:02,785
با این فکر ‏،‏ مِلِئورون تصمیم گرفت
از پیشِ مورِل بره ‏.‏‏.‏‏.‏

208
00:16:03,758 --> 00:16:06,741
ناکِل ‏!‏

209
00:16:13,772 --> 00:16:15,742
‏.‏‏.‏‏.‏که نتیجۀ معکوس داشت ‏.‏

210
00:16:16,791 --> 00:16:17,805
غیرِ ممکنه ‏.‏‏.‏‏.‏

211
00:16:19,759 --> 00:16:22,758
راهِ دیگه ای برایِ ‏.‏‏.‏‏.‏

212
00:16:22,827 --> 00:16:25,768
شکست دادنِ یوپی نداریم ‏.‏‏.‏‏.‏

213
00:16:25,823 --> 00:16:28,768
چرا ‏.‏‏.‏‏.‏

214
00:16:28,838 --> 00:16:36,772
مورِلِ خون آلود ناکِلُ به یادِ شوت
انداخت ‏،‏ و اونُ درهم شکست ‏.‏

215
00:16:40,131 --> 00:16:43,171
! رو برداشتم APR ... خیلی خُب

216
00:16:44,110 --> 00:16:45,160
حالا شرایطمون برابرِ ‏.‏

217
00:16:46,126 --> 00:16:48,090
رئیسُ وِل کن ‏!‏

218
00:16:51,137 --> 00:16:54,093
با من مبارزه کن ‏!‏

219
00:16:54,093 --> 00:16:56,116
منو بکُش ‏!‏

220
00:17:02,129 --> 00:17:03,154
عمراً ‏.‏

221
00:17:06,126 --> 00:17:07,135
صبر کن ‏!‏

222
00:17:07,135 --> 00:17:08,155
کجا داری میری ‏!‏؟

223
00:17:10,118 --> 00:17:12,159
معلومه دیگه ‏،‏ پیشِ پادشاه ‏.‏

224
00:17:13,172 --> 00:17:16,084
میخوای باهام بیای ؟

225
00:17:16,084 --> 00:17:17,130
شک دارم بتونی ‏،‏ احمق ‏.‏

226
00:17:19,088 --> 00:17:22,131
توانایی اون تلپورت کردن نیست ‏،‏ درسته ؟

227
00:17:24,107 --> 00:17:28,096
پس مجبوری اون یارو عینک دودیه رو
کول کنی ببری پیشِ دکتر ‏،‏

228
00:17:28,096 --> 00:17:30,157
یا میخوای این معامله رو بخاطرِ هیچی بهم بزنی ‏.‏

229
00:17:34,132 --> 00:17:37,136
اگه هدفِ اصلیش محافظت از پادشاه بود ‏،‏

230
00:17:37,230 --> 00:17:40,198
باید هر سه تایِ اونا رو تو یه لحظه میکشت ‏.‏

231
00:17:43,268 --> 00:17:45,206
چیزه مهمی نیست ‏.‏‏.‏‏.‏

232
00:17:45,257 --> 00:17:50,203
شما جوجه ها هر چقدر دلتون بخواد میتونید
بهم حمله کنید ‏،‏ اما باز هم شکست ـتون میدم ‏.‏

233
00:17:51,198 --> 00:17:55,195
خودش خوب میدونست که کاری نمیتونه بکنه ‏،‏

234
00:17:55,195 --> 00:17:59,211
خشمِ یوپی در سطحی بود که نسبت به
قبل قابلِ مقایسه نبود ‏.‏

235
00:18:01,184 --> 00:18:02,259
هر وقت خواستی دنبالم بیا ‏.‏

236
00:18:02,259 --> 00:18:05,204
تو شرایطِ برابر باهات مبارزه میکنم ‏.‏

237
00:18:06,251 --> 00:18:08,234
الان لازم نیست بکشمت ‏.‏‏.‏‏.‏

238
00:18:09,219 --> 00:18:11,199
فقط همین ‏!‏

239
00:18:13,206 --> 00:18:16,193
لعنتی ‏،‏ عادت هایِ پوف به منم سرایت کرده ‏.‏

240
00:18:17,223 --> 00:18:21,260
طیِ این مبارزه ‏،‏ یوپی یاد گرفت
که قدرتِ ‏"‏ نِن ‏"‏ واقعاً چقدر عمیقِ ‏.‏

241
00:18:22,201 --> 00:18:26,197
درضمن احساسِ کمی که قبلاً داشت تغییر کرده بود ‏.‏

242
00:18:26,232 --> 00:18:31,277
یوپی یاد گرفت خشمشُ کنترل کنه و آروم بمونه ‏،‏

243
00:18:31,277 --> 00:18:35,245
توانایی ـشو از دست داد تا همه چیز رو
به شکلِ ساده تری ببینه ‏.‏

244
00:18:41,085 --> 00:18:44,077
اونا باعثِ خشمگین شدنم هستن ‏،‏

245
00:18:44,077 --> 00:18:48,077
پس چرا این حسُ نداشتم که ازش روی اونا استفاده کنم ؟

246
00:18:50,106 --> 00:18:56,090
رویِ چی یا کی باید این خشم رو رها کنم ؟

247
00:18:58,096 --> 00:19:00,081
آیا این نشانه ای از کمال بود ؟

248
00:19:01,073 --> 00:19:03,068
یوپی مطمئن نبود ‏.‏

249
00:19:04,135 --> 00:19:07,084
اما ‏،‏ برایِ ناکِل ‏.‏‏.‏‏.‏

250
00:19:12,825 --> 00:19:16,819
کاملاً شکست خوردم ‏.‏‏.‏‏.‏

251
00:19:17,860 --> 00:19:18,863
ناکِل ‏!‏

252
00:19:20,884 --> 00:19:22,838
باید به رئیس کمک کنیم ‏!‏

253
00:19:26,860 --> 00:19:27,895
بیا ‏،‏ رئیس ‏.‏

254
00:19:30,840 --> 00:19:34,864
بهت گفتم منو بزار و برو ‏.‏‏.‏‏.‏

255
00:19:35,874 --> 00:19:36,890
برو ‏!‏

256
00:19:38,827 --> 00:19:40,872
شما دوتا ‏.‏‏.‏‏.‏

257
00:19:41,814 --> 00:19:42,849
هنوز میتونید مبارزه کنید ‏.‏

258
00:19:44,812 --> 00:19:46,840
هر کاری میتونید بکنید ‏.‏

259
00:19:47,863 --> 00:19:50,877
اون گفت هر وقت خواستی میتونی دنبالش بری ‏.‏

260
00:19:51,833 --> 00:19:53,867
پس الان برو ‏!‏

261
00:19:56,703 --> 00:19:57,717
نمیتونم ‏.‏

262
00:19:59,703 --> 00:20:03,798
دیگه نمیتونم بهش ‏.‏‏.‏‏.‏

263
00:20:03,798 --> 00:20:07,741
بعنوانِ هدفی برای نابودی فکر کنم ‏.‏

264
00:20:09,715 --> 00:20:10,741
تو ‏.‏‏.‏‏.‏

265
00:20:11,746 --> 00:20:14,744
. اون تلاش هامونُ قبول کرد

266
00:20:15,753 --> 00:20:17,738
اون آدمِ بدی نیست ‏.‏

267
00:20:19,754 --> 00:20:22,792
تو این شرایط ‏،‏ دیگه ‏.‏‏.‏‏.‏

268
00:20:23,746 --> 00:20:25,745
دلیلی برای شکست دادنش ندارم ‏.‏

269
00:20:26,720 --> 00:20:27,743
پادشاه ‏.‏‏.‏‏.‏

270
00:20:30,153 --> 00:20:31,167
نوو‏-‏سان ‏!‏

271
00:20:34,114 --> 00:20:36,142
سرباز ها مهم نیستن ‏.‏

272
00:20:36,199 --> 00:20:41,122
اگه پادشاه بخواد در صورتِ لزوم
سرباز ها تبدیل به هیولا میشن ‏.‏

273
00:20:43,102 --> 00:20:44,175
من مواظبِ مورِل هستم ‏.‏‏.‏‏.‏

274
00:20:44,175 --> 00:20:46,144
شوت هم حالش خوبه ‏.‏

275
00:20:49,156 --> 00:20:51,154
شما هم میایین ؟

276
00:20:51,154 --> 00:20:54,191
صبر کن ‏،‏ بزار این بچه پررو ‏،‏ یه ادبی بکنم ‏.‏

277
00:20:54,191 --> 00:20:57,170
از طرفِ رئیس یه پیغام دریافت کردم ‏.‏

278
00:20:59,166 --> 00:21:02,195
طبقِ نقشه ‏،‏ اون تونست پادشاهُ به محلِ تعیین شده ببره ‏.‏

279
00:21:04,134 --> 00:21:08,170
اگه اونا الان هم برن ‏،‏ محافظ های سلطنتی
نمیتونن به موقع برسن ‏.‏

280
00:21:08,170 --> 00:21:12,114
کارِ اونا و همینطور ما تموم شده ‏.‏

281
00:21:14,238 --> 00:21:15,248
پالم کجاست ؟

282
00:21:15,248 --> 00:21:17,184
هنوز نمیدونیم ‏.‏

283
00:21:17,184 --> 00:21:18,202
که اینطور ‏.‏‏.‏‏.‏

284
00:21:20,197 --> 00:21:21,222
شما ها چیکار میخوایید بکنید ؟

285
00:21:21,254 --> 00:21:24,269
فکر نمیکنم دیگه بتونم برگردم ‏.‏

286
00:21:24,269 --> 00:21:26,260
میبینید که چقدر شرایطم بده ‏.‏‏.‏‏.‏

287
00:21:28,191 --> 00:21:31,210
میخوای بری یا میمونی ؟

288
00:21:31,260 --> 00:21:33,198
ما میمونیم ‏.‏

289
00:21:33,198 --> 00:21:35,194
هنوز یه کاری هست که باید انجام بدیم ‏.‏

290
00:21:35,241 --> 00:21:36,261
که اینطور ‏.‏

291
00:21:41,253 --> 00:21:43,178
خیلی قوی هستی ‏.‏‏.‏‏.‏

292
00:21:49,186 --> 00:21:50,188
بریم ‏.‏

293
00:21:50,239 --> 00:21:52,210
دنبالِ پالم بگردیم ؟

294
00:21:52,247 --> 00:21:54,247
نه میتونیم این کارُ بعداً بکنیم ‏.‏

295
00:21:55,231 --> 00:21:57,200
یه کارِ دیگه هست که باید انجام بدیم ‏.‏

296
00:22:02,213 --> 00:22:05,207
فقط یوپی محافظِ سلطنتی نبود ‏!‏

297
00:22:06,206 --> 00:22:12,248
. خوش گذرونی در صبح و تمامِ شب
رو بیرون موندن ، این طبیعتِ ماست

298
00:22:16,008 --> 00:22:22,009
این احساسِ اشتیاق سیاهِ یا سفیده ؟

299
00:22:22,942 --> 00:22:29,001
. حرکتی دایره وار که گذشته رو تدائی میکنه

300
00:22:29,001 --> 00:22:34,985
. با صدای ترق و تروقی ما رو
به آینده ای که آرزوشُ داریم پیوند میدهد

301
00:22:34,997 --> 00:22:41,952
. چشم هاتُ ببند و از مسیرِ مارپیچ عبور کن

302
00:22:41,952 --> 00:22:49,949
. در پایانِ این رویایِ مرموز ، زیبایی رو پیدا میکنی

303
00:22:50,949 --> 00:22:56,962
. قطعاً ، سکۀ پرتاب شده همیشه در آسمان می رقصد

304
00:22:56,962 --> 00:23:02,942
آرزویِ چه پایانی رو داشته باشم ؟

305
00:23:02,958 --> 00:23:08,938
. قطعاً ، نور درخشده ای به سایه ها نقش میدهد

306
00:23:08,938 --> 00:23:14,010
، پس به این سمت بیا

307
00:23:14,030 --> 00:23:19,964
. بزار آیندمون یکی بشه

308
00:23:28,873 --> 00:23:30,894
قسمتِ بعدی ‏:‏ حالت × و × اسم ‏.‏

309
00:23:30,894 --> 00:23:32,904
هـی ‏،‏ کیلوا ‏.‏‏.‏‏.‏ اسمم رو بگو ‏.‏

310
00:23:32,904 --> 00:23:34,866
هـا ؟ برای چی ؟

311
00:23:34,866 --> 00:23:35,908
زودباش ‏،‏ بگو ‏!‏

312
00:23:36,845 --> 00:23:37,845
گون ‏.‏

313
00:23:37,845 --> 00:23:38,845
کیلوا ‏.‏

