1
00:00:06,388 --> 00:00:07,390
... غیرممکنه

2
00:00:08,378 --> 00:00:11,358
با اون بدن ، کدوم گوری رفته ؟

3
00:00:12,371 --> 00:00:13,392
... شوت

4
00:00:21,338 --> 00:00:24,335
اشک های جاریتُ

5
00:00:24,335 --> 00:00:27,335
به شجاعت تبدیل کن

6
00:00:27,335 --> 00:00:30,364
بال های فرشته مانندتُ باز کن

7
00:00:30,364 --> 00:00:33,352
! ‏ و به بالاها پرواز کن

8
00:00:33,352 --> 00:00:39,344
Translated By ‏‏‏‏‏‏:‏‏‏‏‏‏ Shenhay_Sahel & ALI.68
Forums‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏AnimWorld‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏Net

9
00:00:40,005 --> 00:00:45,993
تا آخرش تسلیم نمیشیم

10
00:00:45,993 --> 00:00:51,019
! ‏‏ برای پُرفشاری ‏،‏ حتماً دلیل خوبی وجود داره

11
00:00:51,020 --> 00:00:54,989
. میتونی دوباره سعی کنی

12
00:00:54,990 --> 00:00:57,028
. از تاریکی فرار کن

13
00:00:57,029 --> 00:01:01,027
. تو فقط باید بری

14
00:01:01,028 --> 00:01:06,033
. آینده همیشه منتظرِ ماست

15
00:01:06,033 --> 00:01:08,992
. ماوراء آسمان برو

16
00:01:08,992 --> 00:01:12,008
. اقیانوس ها رو طی کن

17
00:01:12,008 --> 00:01:15,034
... ‏ بوس فرشته رو

18
00:01:15,034 --> 00:01:18,984
( ! ‏‏‏‏‏‏ ‏ بگیر ‏!‏ ‏( تو میتونی تلاش کنی

19
00:01:18,669 --> 00:01:23,749
! ‏‏ بیا با هم بریم به
یک ماجراجویی که هیچ وقت تمام نمیشه

20
00:01:23,749 --> 00:01:30,675
! ‏‏برای همیشه و هر جایی

21
00:01:34,755 --> 00:01:39,755
تقلبی × و × واقعی

22
00:01:57,207 --> 00:01:59,178
قصد مبارزه داری ؟

23
00:02:00,154 --> 00:02:04,196
، نقشۀ اصلیتُ رها میکنی
و فرضیۀ بی اساسِ ـتُ اجرا میکنی ؟

24
00:02:08,200 --> 00:02:10,154
... واقعاً اعتقاد داری

25
00:02:25,225 --> 00:02:28,154
! زندان دودی ، کنسل

26
00:02:29,740 --> 00:02:31,758
. میبینم که تصمیم درستیُ گرفتی

27
00:02:31,815 --> 00:02:34,774
، وقتی در موردش فکر کردم
. خیلی راحت بهش پِی بردم

28
00:02:34,774 --> 00:02:37,728
. تو از پیله ـت استفاده کردی و منم از کارت برندم

29
00:02:37,798 --> 00:02:40,788
وقتی فهمیدی که میخوام
، تورو اینجا نگه دارم

30
00:02:40,788 --> 00:02:42,786
، و اون تواناییِ تو

31
00:02:42,814 --> 00:02:44,771
. یه تله بودش

32
00:02:45,795 --> 00:02:50,772
فقدان عکس العمل تو باعث شد
. که من تصمیممُ بگیرم

33
00:02:51,785 --> 00:02:56,776
غیرممکنه که عکس العملی
. چیزی از خودت نشون نمیدادی

34
00:03:05,901 --> 00:03:06,952
. پانزده دقیقه

35
00:03:09,913 --> 00:03:12,963
همونطوری که انتظار داشتم تا تو تصمیم بگیری

36
00:03:12,963 --> 00:03:16,894
. که زندان دودی رو از بین ببری

37
00:03:17,924 --> 00:03:23,920
در طی اون مدت ، قصد داشتم از
. دود خارج بشم و آزادانه حرکت کنم

38
00:03:24,942 --> 00:03:29,896
تو منُ بخاطر جدا کردن از
پادشاه به دام انداختی ، مگه نه ؟

39
00:03:29,948 --> 00:03:32,919
به این معنی که ، وقتی دوستای تو
، اون زندان دودیُ ببینن

40
00:03:32,919 --> 00:03:37,929
نتیجه میگیرن که من هنوز
. داخلش هستم

41
00:03:38,971 --> 00:03:40,965
... از این نتیجه گیریِ اشتباه

42
00:03:40,965 --> 00:03:44,899
میخواستم استفاده کنم و یکی یکی
. دوستاتُ حذف کنم

43
00:03:44,971 --> 00:03:50,875
میدونستم به اندازۀ کافی تأمل میکنی
. تا من کار خودمُ بکنم

44
00:03:51,879 --> 00:03:54,915
فکر کردی ، پانزده دقیقه جلوی
پیلۀ خالیت صبر میکنم ؟

45
00:03:54,915 --> 00:03:56,949
. منُ خیلی دستِ پایین گرفتی

46
00:03:57,887 --> 00:04:00,929
... نه بر عکس ، خیلی زیاد در موردت

47
00:04:04,931 --> 00:04:05,947
! تخمین زده بودم

48
00:04:11,467 --> 00:04:13,476
اون خودشُ فوراً به ذرات ریزی تبدیل کرد ؟

49
00:04:16,420 --> 00:04:22,393
، بخاطر همین بود که بدون دیدنش
! از میان زندان دودی عبور کرد

50
00:04:32,452 --> 00:04:35,387
... باید بیشتر منتظر میموندی

51
00:04:35,424 --> 00:04:38,416
. بخاطر اینکه این استراتژیم ، چارۀ آخره

52
00:04:39,415 --> 00:04:45,404
راستشُ بخوای ، از اینکه افتاده بودم تویِ
. دام ، خیلی ناراحت بودم

53
00:04:45,432 --> 00:04:47,395
. چه استراتژیِ انحرافیِ خوبی

54
00:04:47,395 --> 00:04:48,440
. فقط حرفت با عملت تناقض داره

55
00:04:49,415 --> 00:04:51,463
! تو که تونستی از دود عبور کنی

56
00:04:52,454 --> 00:04:57,456
. فقط همون بودش ، توی اون موقعیت

57
00:04:58,479 --> 00:05:03,406
گمان میکردم که تو یه سرباز
... تواناتر از اون بوده باشی

58
00:05:03,444 --> 00:05:06,430
به برنامه ـش وفادار باشه و
. مأموریتشُ درست انجام بده

59
00:05:06,475 --> 00:05:10,482
با این وجود ، با یه حدس ساده ، مانع رو
. از بین بردی

60
00:05:11,451 --> 00:05:13,482
. واقعاً ازت ممنونم

61
00:05:13,482 --> 00:05:14,478
. ممنون

62
00:05:14,415 --> 00:05:17,448
. ممنون . ممنون

63
00:05:16,426 --> 00:05:19,483
. ممنون . ممنون

64
00:05:29,002 --> 00:05:30,045
! ارغوانیِ تُند

65
00:05:32,044 --> 00:05:34,018
! الفرار

66
00:05:47,021 --> 00:05:49,019
نمیتونم نابودشون کنم ؟

67
00:05:49,019 --> 00:05:51,043
فقط متلاشی و دوباره اصلاح میشن ؟

68
00:05:52,035 --> 00:05:53,043
شکست ناپذیره ؟

69
00:05:55,060 --> 00:05:58,044
! ممنون ! بای بای

70
00:05:59,011 --> 00:06:00,965
... نزار گولت بزنه

71
00:06:00,965 --> 00:06:02,054
! این بازیِ ذهنیِ اونِ

72
00:06:02,996 --> 00:06:06,019
تصمیم من در مورد حمله
. به پیله ، بهترین تصمیم بودش

73
00:06:06,975 --> 00:06:11,008
، نه ، همون لحظه ای که حدس دومُ زدم
. افتادم توی بازیش

74
00:06:11,753 --> 00:06:12,791
... کاری که باید بکنم اینِ که

75
00:06:12,833 --> 00:06:15,822
... هدفشُ پیش بینی و متوقفش کنم

76
00:06:17,750 --> 00:06:19,775
، ملحق شدن به بقیۀ محافظین سلطنتی

77
00:06:19,810 --> 00:06:22,767
، پیدا و حذف کردن دوستام

78
00:06:22,792 --> 00:06:24,791
! و رفتن پیش پادشاه

79
00:06:24,813 --> 00:06:25,817
... شکی درش نیست

80
00:06:26,804 --> 00:06:28,809
. علائق اون مطابق با منِ

81
00:06:29,759 --> 00:06:30,768
! مشکلی نیست

82
00:06:41,792 --> 00:06:43,794
! اینُ میبرم

83
00:06:46,739 --> 00:06:47,745
! سریعه

84
00:06:47,782 --> 00:06:49,820
! اینُ یه جای امن میندازم

85
00:06:53,760 --> 00:06:54,816
... بهم کلک زد

86
00:06:54,816 --> 00:06:56,832
. دیگه نمیتونم از تواناییم استفاده کنم

87
00:06:56,832 --> 00:06:59,804
، اگه ارغوانیِ تُندم از بین بره
. کاملاً درمونده میشم

88
00:07:00,752 --> 00:07:03,752
، مجبورم دنبال راهی بگردم که
. فقط با ارغوانیِ تُند ، کارمُ پیش ببرم

89
00:07:07,820 --> 00:07:10,747
... یو ، تو

90
00:07:11,438 --> 00:07:13,373
همون دارندۀ توانایی هستی ؟

91
00:07:22,414 --> 00:07:26,374
با شوت چیکار کردی ، عوضی ؟

92
00:07:26,442 --> 00:07:27,424
هان ؟

93
00:07:30,371 --> 00:07:32,399
... هشتادُ نه آدمک ارغوانیِ تُند

94
00:07:32,416 --> 00:07:34,436
! این بیشترین حدی بود که تونستم تولید کنم

95
00:07:34,436 --> 00:07:38,375
. از اینا استفاده میکنم تا از ناکِل پشتیبانی کنم

96
00:07:45,138 --> 00:07:47,116
... هدفتونُ فهمیدم

97
00:07:47,151 --> 00:07:49,137
. اجازه میدم یک بار منُ بزنی

98
00:07:49,172 --> 00:07:51,091
... اما در عوضش

99
00:07:56,104 --> 00:07:58,089
! زندگیتُ میگیرم

100
00:08:05,184 --> 00:08:08,113
. خوبه ، کسی اینجا نیستش

101
00:08:08,175 --> 00:08:10,148
. الان میتونم فلنگُ ببندم

102
00:08:10,148 --> 00:08:11,143
. بریم ، بریم

103
00:08:12,141 --> 00:08:16,113
. ای بابا ، گفته بودن اینجا یه جای امنِ

104
00:08:16,113 --> 00:08:19,117
. اصلاً نمیتونم با لئول ساما حرف بزنم

105
00:08:19,188 --> 00:08:25,092
از اونجایی که شکمم هم آب رفته ، پس احتمالاً
... چیتو ساما هم مُرده

106
00:08:25,092 --> 00:08:28,145
و این فلوتر هم که ازش خبری نیست ، گور
. بابای همه ـشون

107
00:08:28,186 --> 00:08:32,095
! منم میرم که ملکه بشم

108
00:08:32,134 --> 00:08:35,095
. اون موقع تو معاونم میشی

109
00:08:35,095 --> 00:08:36,122
خوبه ؟

110
00:08:37,126 --> 00:08:39,096
... کمک

111
00:08:40,736 --> 00:08:41,777
... التماس میکنم

112
00:08:41,777 --> 00:08:43,738
... منُ از زیر آوار در بیارید

113
00:08:44,733 --> 00:08:45,738
! کمکم کنید

114
00:08:46,723 --> 00:08:48,728
... اوه ، منشی بیزف

115
00:08:48,728 --> 00:08:49,725
. بد به نظر میاد

116
00:08:49,725 --> 00:08:51,743
... پاهامُ نمیتونم حرکت بدم

117
00:08:56,778 --> 00:08:57,815
. هر چی ، بیا بریم

118
00:08:57,815 --> 00:08:59,735
. اینجا خطرناکِ

119
00:08:59,735 --> 00:09:01,748
! چی ؟ وایسا تورو خدا

120
00:09:01,787 --> 00:09:03,763
! اینجوری میمیرم

121
00:09:03,798 --> 00:09:07,750
. غیرممکنه ... نمیتونم اونُ حرکت بدم

122
00:09:07,750 --> 00:09:09,807
پس ، میشه کسیُ برای کمک خبر کنی ؟

123
00:09:10,779 --> 00:09:12,814
... دارم میگم که

124
00:09:12,814 --> 00:09:15,812
. عجله دارم که فوراً از اینجا فرار کنم

125
00:09:16,736 --> 00:09:19,769
، رئیسمُ از دست دادم
، پادشاهم غیبش زده

126
00:09:20,025 --> 00:09:21,052
. کاخم به این وضع افتاده

127
00:09:22,004 --> 00:09:25,019
! دلیلی ندارم که اینجا وایسم

128
00:09:25,019 --> 00:09:26,065
! هر پاداشی بخوای بهت میدم

129
00:09:26,989 --> 00:09:29,040
! توی زیرزمین یه کوه گنج هستش

130
00:09:31,010 --> 00:09:34,041
. اگه کمکم کنی ، هر چی بخوای بهت میدم

131
00:09:34,041 --> 00:09:37,000
! پس خواهش میکنم منُ از زیر آوار در بیار

132
00:09:37,048 --> 00:09:39,008
کجای زیرزمین ؟

133
00:09:39,008 --> 00:09:42,997
. یکمی جلوتر از پناهگاه رهبر

134
00:09:42,997 --> 00:09:45,058
. گنجُ اونجا گذاشتم

135
00:09:45,997 --> 00:09:48,056
... فقط من به اون منطقه دسترسی دارم

136
00:09:49,064 --> 00:09:52,017
هر چیزی که بخوام بهم میدی دیگه ؟

137
00:10:02,984 --> 00:10:04,990
. بهتره سر قولت بمونی

138
00:10:04,990 --> 00:10:07,010
! یا خودم میکشمت

139
00:10:07,972 --> 00:10:14,016
! گنج ! گنج ! گنج

140
00:10:14,949 --> 00:10:15,973
... تموم شد

141
00:10:16,024 --> 00:10:17,980
. کار این کشور تمومه

142
00:10:18,027 --> 00:10:20,968
اون حملۀ هوایی

143
00:10:21,971 --> 00:10:25,959
. هم مدرکشه که کار این کشور تمومه

144
00:10:26,956 --> 00:10:31,960
اون مورچه ها هم احتمالاً سلاح های بیولوژیکی هستن
... که به عنوان یه بهونه دارن استفاده میکنن

145
00:10:32,017 --> 00:10:34,998
، اگه به وسیلۀ هم پیمانانشون گیر بیوفتم

146
00:10:34,998 --> 00:10:39,996
مجبورم میکنن که اعتراف کنم و تا
، ابد میوفتم زندان

147
00:10:39,996 --> 00:10:41,983
. یا بخاطر اینکه حرف نزنم ، کلکمُ میکنن

148
00:10:45,110 --> 00:10:47,079
... اجازه نمیدم که منُ دستگیر کنن

149
00:10:47,079 --> 00:10:48,146
! هر جور شده فرار میکنم

150
00:10:56,074 --> 00:10:58,149
. اینجوری دیگه نمیتونه از دود استفاده کنه

151
00:10:59,141 --> 00:11:01,126
، حالا باید برگردم به کاخ

152
00:11:01,126 --> 00:11:04,111
، وضعیت اخیرُ ارزیابی کنم
. و برگردم پیش پادشاه

153
00:11:05,089 --> 00:11:10,087
، با این وجود ، برم دنبال پادشاه
. پادشاه اعصابش خراب میشه

154
00:11:11,130 --> 00:11:12,153
! بلزِبوب

155
00:11:11,145 --> 00:11:15,087
پروردگار مگس ها
بلزِبوب

156
00:11:19,394 --> 00:11:21,458
... خب ، کپی های من

157
00:11:21,458 --> 00:11:25,365
، محل اشخاص
. و وضعیت کاخُ بفهمید

158
00:11:27,426 --> 00:11:30,451
بلزباب پوف بهش این اجازه رو میده که

159
00:11:30,451 --> 00:11:34,441
بدن خودشُ به میلیون ها سایز کوچیک
. تبدیل بکنه

160
00:11:35,391 --> 00:11:40,372
اون میتونه روی اندازۀ کپی هاش و تعدادشون
، کنترل داشته باشه

161
00:11:40,372 --> 00:11:43,439
، هر چه اندازۀ کپی ها کوچیکتر بشه
. تعدادشون میتونه بیشتر بشه

162
00:11:44,419 --> 00:11:47,390
، با این وجود ، بدن واقعیش

163
00:11:47,390 --> 00:11:51,380
به عنوان یه مرکز کنترل باقی میمونه
. و فقط اندازش کوچیکتر میشه

164
00:11:52,052 --> 00:11:56,997
، یارو دودی ، اگه تو مانع رو از بین نمیبردی

165
00:11:56,997 --> 00:11:59,961
. بدن واقعیم نمیتونست فرار کنه

166
00:12:00,008 --> 00:12:03,045
. اینجوری ظرفیت نبردم ، به نصف کاهش پیدا میکرد

167
00:12:05,011 --> 00:12:08,010
مطمئنم تویی که خوب بلدی از آدمک های کلونی

168
00:12:08,010 --> 00:12:13,983
استفاده کنی ، این موضوع رو
. در مورد تفاوت قدرتیِ آدمک ها با خودت میدونی

169
00:12:15,962 --> 00:12:18,988
حالا که بدنِ اصلیم آزاد شده ‏،‏
هیچ نقطه ضعفی ندارم ‏.‏

170
00:12:18,988 --> 00:12:20,974
تو شکست خوردی ‏.‏

171
00:12:21,011 --> 00:12:24,048
باید بیشتر مواظب میبودی ‏.‏

172
00:12:24,996 --> 00:12:26,969
اون موقع که فهمیدی

173
00:12:26,969 --> 00:12:29,041
پیله خالیه باید از خودت میپرسیدی ‏،‏

174
00:12:29,041 --> 00:12:33,996
داخلش چی بوده که تونسته از تو حفاظ فرار کنه ؟

175
00:12:35,030 --> 00:12:38,998
اگه بیرون از حفاظ باهات حرف میزدم ‏،‏

176
00:12:38,998 --> 00:12:42,009
اون موقع شک میکردی آیا اون
خودِ واقعیمِ یا نه ؟

177
00:12:43,011 --> 00:12:48,991
نقشه ای که اجرا کردم از سرِ استیصال بود ‏.‏

178
00:12:49,033 --> 00:12:54,973
میتونستم سعی کنم دوستاتُ گیج کنم ‏،‏
اما کلون های من فقط یه پوسته هستن ‏.‏

179
00:12:55,036 --> 00:12:58,988
با فرضِ اینکه دوستات هم به اندازۀ خودت قوی باشن ‏،‏

180
00:12:58,988 --> 00:13:02,024
حتی اگه یکم صدمه ببینن ‏،‏
اونا متوجه میشدن

181
00:13:02,977 --> 00:13:04,049
که کلون هام الکی هستن ‏!‏

182
00:13:06,543 --> 00:13:10,608
اگه حقیقتُ میفهمیدی و ‏،‏
متوجه میشدی که بدنِ اصلیم

183
00:13:10,608 --> 00:13:14,528
هنوز داخلِ حفاظِ ‏،‏

184
00:13:14,592 --> 00:13:20,604
تواناییمُ میفهمیدی و دنبالم میگشتی ‏.‏

185
00:13:22,556 --> 00:13:23,590
اگه این کارُ میکردی ‏،‏

186
00:13:23,590 --> 00:13:28,592
تو اون وضعیت نمیتونستم باهات مبارزه کنم ‏.‏‏.‏‏.‏

187
00:13:30,593 --> 00:13:35,570
به عبارتِ دیگه ‏،‏ اگه حفاظُ
بعنوانِ هدفِ اصلیت نگه میداشتی ‏،‏

188
00:13:35,570 --> 00:13:38,520
ممکن بود دوستات یکم زجر بکشن ‏،‏

189
00:13:38,520 --> 00:13:40,576
اما میتونستی منو شکست بدی ‏.‏

190
00:13:41,537 --> 00:13:45,560
ده درصد مصمم بودم اون سرنوشتُ بپذیرم ‏.‏

191
00:13:46,590 --> 00:13:50,514
احساساتت کاملاً نشون میداد که اون کارُ میکنی ‏.‏

192
00:13:50,562 --> 00:13:53,576
فکر کنم اون انفجار درکِ درستِ شرایطُ درونت خنثی کرده ‏.‏

193
00:13:53,576 --> 00:13:55,536
برات متأسفم ‏.‏‏.‏‏.‏

194
00:13:57,515 --> 00:13:59,595
هر چند که ‏،‏ به لطفِ تو الان آزاد شدم ‏.‏

195
00:14:05,530 --> 00:14:12,572
از آغازِ مأموریت وضعیتِ مورِل کمتر از حدِ مطلوب بود ‏.‏

196
00:14:13,575 --> 00:14:19,558
خستگی و بی حوصلگی
همراه با تنشِ زیادِ شرایط ‏،‏

197
00:14:19,558 --> 00:14:24,581
به وضوح باعث شد مورِل تصمیمی عجولانه
در مبارزه با پوف بگیره ‏.‏

198
00:14:25,559 --> 00:14:30,544
با این حال ‏،‏ اون به موقع
برایِ حمایتِ ناکِل رسید ‏،‏

199
00:14:30,544 --> 00:14:32,571
تا جلویِ اونُ برایِ تنهایی مبارزه کردن با یوپی ‏،‏ بگیره ‏.‏

200
00:14:33,538 --> 00:14:38,526
درنتیجه ‏،‏ میشه گفت اون تصمیمِ درستی گرفت

201
00:14:38,526 --> 00:14:40,574
که در اون لحظه زندانِ دودی رو برداشت ‏.‏

202
00:14:41,553 --> 00:14:45,561
و این چیزی فراتر از یک تصادفِ ساده بود ‏.‏

203
00:14:45,604 --> 00:14:51,513
میتوان با اطمینان گفت تجربۀ زیادِ مورِل
نقشِ مهمی در نجاتِ ناکِل داشته ‏.‏

204
00:14:52,567 --> 00:14:55,532
بعد از ورود به کاخ ‏،‏

205
00:14:55,532 --> 00:14:58,521
مورِل قدرتِ دشمنانِ ـشونُ

206
00:14:58,521 --> 00:15:00,569
در مقابلِ دوستانش سنجیده بود ‏.‏

207
00:15:00,606 --> 00:15:05,577
ناخود آگاه ‏،‏ متوجه شده بود که
اونا دشمنُ دستِ کم گرفته بودن ‏.‏

208
00:15:06,538 --> 00:15:12,577
وقتی متوجه شد مدت زمانی که دوستاش میتونن
مقاومت کنن کمتر از اون چیزی بوده که انتظار داشتن ‏،‏

209
00:15:13,521 --> 00:15:20,552
مجبور شد بدونِ توجه به جوانبِ
مثبت و منفیِ مبارزه به پیله حمله بکنه

210
00:15:20,552 --> 00:15:24,534
و زندانِ دودی رو برای کمک به اونا برداره ‏.‏

211
00:15:24,588 --> 00:15:30,579
زیرکی مورِل ‏،‏ بخاطرِ تجربیاتش طیِ مبارزات ‏،‏
دوستانش رو نجات داد ‏.‏

212
00:15:34,607 --> 00:15:38,624
اصلِ کاریه بینِ تقلبی ها مخفی شده
و سعی داره بهم حمله بکنه ؟

213
00:15:39,586 --> 00:15:42,591
این دفعه دیگه من میشمارم ‏!‏

214
00:15:49,596 --> 00:15:50,654
پنج تاش از بین رفت ‏.‏‏.‏‏.‏

215
00:15:50,654 --> 00:15:52,608
هشتاد و چهار تایِ دیگه باقی مونده ‏!‏

216
00:15:57,565 --> 00:15:59,619
این دودی ها تقلبیَن ‏.‏

217
00:15:59,619 --> 00:16:00,638
احساسِ ـشون کاملاً متفاوته ‏.‏

218
00:16:01,610 --> 00:16:05,576
وقتی اصلیِ حمله بکنه ‏،‏ متوجه میشم ‏.‏

219
00:16:06,572 --> 00:16:08,614
اون وقتِ که دیگه کارت تمومه ‏!‏

220
00:16:10,977 --> 00:16:12,916
هفتاد و پنج تایِ دیگه باقی مونده ‏!‏

221
00:16:12,959 --> 00:16:13,951
هفتاد و دو ‏.‏‏.‏‏.‏

222
00:16:14,931 --> 00:16:15,955
هفتاد ‏.‏‏.‏‏.‏

223
00:16:23,969 --> 00:16:26,981
پیتو و اون دختره طبقۀ دومِ برجِ غربی هستن ‏.‏

224
00:16:27,925 --> 00:16:29,914
بنظر میاد پیتو داره دختره رو درمان میکنه ‏.‏

225
00:16:29,955 --> 00:16:32,914
یه پسر که بنظر دشمنِ نزدیکش نشسته ‏.‏

226
00:16:33,973 --> 00:16:36,932
سه نفر نزدیکِ درِ ورودی به
پناهگاهِ زیر زمینی هستن ‏.‏‏.‏‏.‏

227
00:16:36,985 --> 00:16:39,963
هینا ‏،‏ یه مورچۀ سرباز ‏،‏ و بیزِف ‏!‏

228
00:16:40,900 --> 00:16:41,941
احتمالاً دارن به زیرزمین میرن ‏.‏

229
00:16:42,899 --> 00:16:43,959
وِلفین پشتِ سرشونِ ‏.‏

230
00:16:44,900 --> 00:16:46,919
انگار داره تعقیبشون میکنه ‏.‏

231
00:16:47,924 --> 00:16:50,984
دختره با نیزۀ اژدها زخمی شده ‏.‏

232
00:16:51,975 --> 00:16:55,916
اما چرا دشمن به پیتو حمله نمیکنه ؟

233
00:16:56,907 --> 00:16:57,985
یعنی دختره رو میشناسه ؟

234
00:16:58,974 --> 00:17:01,935
تو یکی از استراحت گاه های سرباز ها در برجِ شرقی ‏.‏‏.‏‏.‏

235
00:17:01,987 --> 00:17:04,897
انسانیِ که چند روزِ پیش دستگیر شده بود ‏.‏

236
00:17:05,935 --> 00:17:07,906
به زودی به دنیا میاد ‏.‏

237
00:17:08,902 --> 00:17:10,903
اوه اینجا خیلی باحالِ ‏.‏‏.‏‏.‏

238
00:17:10,903 --> 00:17:11,948
تعدادِ دشمن خیلی زیاده ‏.‏

239
00:17:12,912 --> 00:17:14,899
یک ‏،‏ دو ‏،‏ سه ‏.‏‏.‏‏.‏

240
00:17:15,917 --> 00:17:17,918
اما یوپی سریع داره همشونُ از بین میبره ‏.‏

241
00:17:18,929 --> 00:17:21,949
یوپی و حدودِ پنجاه تا از دشمن ها
تو قسمتِ شمالِ کاخ هستن ‏!‏

242
00:17:22,949 --> 00:17:25,908
اون یارو دودیِ و یه عالمه اراذل و اوباش اونجان ‏.‏

243
00:17:26,913 --> 00:17:28,937
درضمن یه چاقالو که یه میخ رو سرشِ هم اونجاست ‏!‏

244
00:17:28,979 --> 00:17:30,916
نمیتونم تشخیص بدم اون دوستِ یا دشمن ‏.‏

245
00:17:31,965 --> 00:17:34,932
یعنی اون کله میخیِ قدرتِ واقعیِ یوپیِ ؟

246
00:17:34,981 --> 00:17:39,926
فقط یکی از اونا واقعیه بقیشون از دود ساخته شدن ‏.‏

247
00:17:39,985 --> 00:17:42,909
تعدادِ عروسک ها زیاد نمیشه

248
00:17:42,909 --> 00:17:44,983
برای اینکه بخواد بیشتر از اونا درست
کنه به پیپ احتیاج داره ‏.‏

249
00:17:45,949 --> 00:17:49,927
به یوپی کمتر از یک دقیقه وقت
میدوم تا اصلیِ رو پیدا کنه ‏.‏

250
00:17:51,619 --> 00:17:54,575
پادشاه نیست ‏!‏ یعنی کجا رفته ؟

251
00:17:55,571 --> 00:17:57,635
همگی ‏،‏ برگردید ‏!‏

252
00:18:09,646 --> 00:18:11,568
چی شده ؟

253
00:18:11,568 --> 00:18:13,577
چیه کلون هات تموم شده ‏.‏

254
00:18:13,607 --> 00:18:18,627
حرکاتم سریعتر از اونیِ که بخوای نزدیک بشی ‏.‏

255
00:18:20,576 --> 00:18:26,578
چطوره یه فضایِ باز بهش بدم تا حمله بکنه ؟

256
00:18:26,648 --> 00:18:28,577
با دقت ‏.‏‏.‏‏.‏

257
00:18:29,591 --> 00:18:30,630
طبیعی رفتار کن ‏.‏

258
00:18:31,660 --> 00:18:33,647
خُب ‏،‏ حالا اینجا ‏.‏‏.‏‏.‏

259
00:18:34,654 --> 00:18:35,629
بیا ‏!‏

260
00:18:56,017 --> 00:18:57,030
تقلبی بود ؟

261
00:19:00,026 --> 00:19:01,076
صبر کن ‏.‏‏.‏‏.‏

262
00:19:02,060 --> 00:19:05,056
بالاخره فهمیدی ‏،‏ احمق جون ؟

263
00:19:06,059 --> 00:19:09,068
از اول هم اصلِ کاریی در کار نبود ‏.‏

264
00:19:15,042 --> 00:19:16,107
میکشمت ‏!‏

265
00:19:22,035 --> 00:19:24,083
اون اصلیِ اینجاست ‏!‏

266
00:19:25,054 --> 00:19:27,087
البته که اینجام ‏!‏

267
00:19:36,349 --> 00:19:37,392
انفجارِ هاله ؟

268
00:19:38,337 --> 00:19:38,425
از طرفِ یوپیِ ؟

269
00:19:39,381 --> 00:19:41,407
یعنی واقعاً لازم بود از همچین توانایی استفاده کنه ؟

270
00:19:49,425 --> 00:19:51,405
نگرانم ‏.‏‏.‏‏.‏

271
00:19:52,371 --> 00:19:56,338
اما شناساییِ موقعیت پادشاه از همه مهمتره ‏!‏

272
00:19:57,400 --> 00:19:59,375
نجاتم دادی ‏،‏ رئیس ‏!‏

273
00:19:59,410 --> 00:20:01,406
اگه اون محدودیتُ نزاشته بودی ‏،‏

274
00:20:01,406 --> 00:20:04,347
حتماً عجولانه بهش حمله میکردم ‏!‏

275
00:20:06,921 --> 00:20:07,912
خوب گوش بده ‏.‏‏.‏‏.‏

276
00:20:08,875 --> 00:20:11,928
فقطِ کلونِ عصبانی ازت میسازم

277
00:20:11,928 --> 00:20:15,929
وقتی حسابی عصبانی شدی و نتونستی خودتُ کنترل کنی ‏،‏

278
00:20:16,895 --> 00:20:20,898
اون وقت به کلون ها ملحق شو ‏،‏

279
00:20:20,898 --> 00:20:23,903
و خوب فکر کن که باید چیکار کنی ‏.‏

280
00:20:24,879 --> 00:20:25,926
باشه ‏،‏ باشه ‏،‏ باشه ‏.‏

281
00:20:25,926 --> 00:20:27,879
متوجه شدم ‏.‏

282
00:20:28,912 --> 00:20:31,900
بعد از آروم شدن و فکر کردن درموردش ‏،‏

283
00:20:31,900 --> 00:20:34,924
متوجه شدم اون شوتُ با خودش نبرده ‏.‏

284
00:20:35,889 --> 00:20:39,919
اما اگه شوت نمیتونسته حرکت کنه ‏،‏
پس کی اونُ با خودش برده ؟

285
00:20:40,924 --> 00:20:42,918
لعنتی ‏.‏‏.‏‏.‏ بهش فکر نکن ‏!‏

286
00:20:43,871 --> 00:20:46,877
باید رویِ حریفِ روبروم تمرکز کنم ‏!‏

287
00:20:52,925 --> 00:20:54,849
من ‏.‏‏.‏‏.‏

288
00:20:56,856 --> 00:20:57,868
کجام ؟

289
00:21:02,894 --> 00:21:03,893
اون ‏.‏‏.‏‏.‏

290
00:21:15,865 --> 00:21:18,824
وایییییی‏!‏

291
00:21:18,863 --> 00:21:20,828
عجله کن ‏!‏

292
00:21:20,828 --> 00:21:21,912
قبل از اینکه ورودی بسته بشه برو داخل ‏!‏

293
00:21:22,908 --> 00:21:25,887
لعنتی ‏،‏ بیزف طعمۀ خودمه ‏!‏

294
00:21:26,859 --> 00:21:30,837
اگه میدونستم چه قدرتی دارن ‏،‏
میتونستم یه کاری بکنم ‏.‏

295
00:21:46,020 --> 00:21:50,009
دیگه نزدیکتر نیا ‏.‏‏.‏

296
00:21:52,953 --> 00:21:53,034
پوف ‏!‏

297
00:22:06,965 --> 00:22:13,007
. خوش گذرونی در صبح و تمامِ شب
رو بیرون موندن ، این طبیعتِ ماست

298
00:22:13,007 --> 00:22:19,008
این احساسِ اشتیاق سیاهِ یا سفیده ؟

299
00:22:19,941 --> 00:22:26,000
. حرکتی دایره وار که گذشته رو تدائی میکنه

300
00:22:26,000 --> 00:22:31,984
. با صدای ترق و تروقی ما رو
به آینده ای که آرزوشُ داریم پیوند میدهد

301
00:22:31,996 --> 00:22:38,951
. چشم هاتُ ببند و از مسیرِ مارپیچ عبور کن

302
00:22:38,951 --> 00:22:46,948
. در پایانِ این رویایِ مرموز ، زیبایی رو پیدا میکنی

303
00:22:47,948 --> 00:22:53,961
. قطعاً ، سکۀ پرتاب شده همیشه در آسمان می رقصد

304
00:22:53,961 --> 00:22:59,941
آرزویِ چه پایانی رو داشته باشم ؟

305
00:22:59,957 --> 00:23:05,937
. قطعاً ، نور درخشده ای به سایه ها نقش میدهد

306
00:23:05,937 --> 00:23:11,009
، پس به این سمت بیا

307
00:23:11,029 --> 00:23:16,963
. بزار آیندمون یکی بشه

308
00:23:29,624 --> 00:23:32,556
قسمتِ بعدی ‏:‏ شکست × و × مقام ‏.‏

309
00:23:32,592 --> 00:23:34,542
من گون هستم ‏.‏

310
00:23:34,572 --> 00:23:35,597
فقط همین ‏.‏

311
00:23:35,597 --> 00:23:37,570
من کیلوا هستم ‏!‏

312
00:23:37,570 --> 00:23:38,608
فقط همین ‏.‏

