1
00:00:02,343 --> 00:00:04,337
این کارُ بکن ‏،‏ ناکِل ‏!‏

2
00:00:05,350 --> 00:00:07,363
لعنتی ‏!‏

3
00:00:07,363 --> 00:00:09,341
... اون عوضی

4
00:00:09,341 --> 00:00:13,277
... اون

5
00:00:14,273 --> 00:00:16,311
جوری نگام میکرد که انگار یه تیکه آشغالم ‏!‏

6
00:00:17,311 --> 00:00:21,342
از طرفِ منم یه مشتِ دیگه بهش بزن ‏.‏‏.‏‏.‏

7
00:00:25,314 --> 00:00:27,339
باشه ‏،‏ فهمیدم ‏!‏

8
00:00:29,344 --> 00:00:32,296
معذرت میخوام ‏،‏ استاد ‏.‏‏.‏‏.‏

9
00:00:33,292 --> 00:00:35,290
ما هر دوتامون احمقیم ‏.‏

10
00:00:37,343 --> 00:00:40,343
الان ‏،‏ یه چیزی بیشتر از دنیا اهمیت داره ‏!‏

11
00:00:48,304 --> 00:00:51,301
اشک های جاریتُ

12
00:00:51,301 --> 00:00:54,301
به شجاعت تبدیل کن

13
00:00:54,301 --> 00:00:57,330
بال های فرشته مانندتُ باز کن

14
00:00:57,330 --> 00:01:00,318
! ‏ و به بالاها پرواز کن

15
00:01:00,318 --> 00:01:06,310
Translated By ‏‏‏‏‏‏:‏‏‏‏‏‏ Shenhay_Sahel & ALI.68
Forums‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏AnimWorld‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏Net

16
00:01:07,074 --> 00:01:13,062
تا آخرش تسلیم نمیشیم

17
00:01:13,062 --> 00:01:18,088
! ‏‏ برای پُرفشاری ‏،‏ حتماً دلیل خوبی وجود داره

18
00:01:18,089 --> 00:01:22,058
. میتونی دوباره سعی کنی

19
00:01:22,059 --> 00:01:24,097
. از تاریکی فرار کن

20
00:01:24,098 --> 00:01:28,096
. تو فقط باید بری

21
00:01:28,097 --> 00:01:33,102
. آینده همیشه منتظرِ ماست

22
00:01:33,102 --> 00:01:36,061
. ماوراء آسمان برو

23
00:01:36,061 --> 00:01:39,077
. اقیانوس ها رو طی کن

24
00:01:39,077 --> 00:01:42,103
... ‏ بوس فرشته رو

25
00:01:42,103 --> 00:01:46,053
( ! ‏‏‏‏‏‏ ‏ بگیر ‏!‏ ‏( تو میتونی تلاش کنی

26
00:01:45,738 --> 00:01:50,818
! ‏‏ بیا با هم بریم به
یک ماجراجویی که هیچ وقت تمام نمیشه

27
00:01:50,818 --> 00:01:57,744
! ‏‏برای همیشه و هر جایی

28
00:02:01,822 --> 00:02:07,727
یک × خشمِ × اشتباه

29
00:02:09,747 --> 00:02:11,758
بخاطر زندان دودیِ مورل ، طبقۀ

30
00:02:11,758 --> 00:02:17,727
، سوم متصل به پلکان مرکزی ،
از ویران شدن نجات پیدا کرد

31
00:02:17,727 --> 00:02:20,799
، و فقط به طور جزئی به سمت چپ کج شده

32
00:02:20,799 --> 00:02:26,729
و به سختی ساختمون تونسته
. این تعادلُ حفظ بکنه

33
00:02:27,743 --> 00:02:31,733
، در نزدیک قسمت پایینیِ برج مرکزی

34
00:02:31,733 --> 00:02:35,798
... حفره ای شبیه به میدون نبرد گلادیاتور ها ایجاد شده

35
00:02:43,253 --> 00:02:46,213
، من یه خدمتکار ابله پادشاهم

36
00:02:47,164 --> 00:02:50,250
. که اجازه دادم خشمم ، منُ به سمت شکار روانه کنه

37
00:02:51,253 --> 00:02:53,224
. همین احساس ، معرکه ـست

38
00:02:54,170 --> 00:02:55,251
. باید از همین تاثیرش استفاده کنم

39
00:03:02,169 --> 00:03:05,191
کدوم گوری مخفی شدی ، موشای کثیف ؟

40
00:03:06,209 --> 00:03:10,184
! بیاین بیرون ، تا بزنم لهتون کنم

41
00:03:15,369 --> 00:03:18,371
... مطمئنم اون دوباره خودشُ نمایان میکنه

42
00:03:22,322 --> 00:03:25,327
. برای فضای آزادِ قبل از انفجار من

43
00:03:26,338 --> 00:03:27,362
. وقتشه

44
00:03:27,362 --> 00:03:28,336
اضافه ــ

45
00:03:28,336 --> 00:03:30,301
! خفه

46
00:03:32,315 --> 00:03:36,302
، زمانی که خشم اشتباهی یوپی رو در بر گرفته

47
00:03:36,302 --> 00:03:40,279
... و برای نمایان کردن ناکل ، در حال فریاد زدن بود

48
00:03:42,372 --> 00:03:47,302
، مهم نیست بیرون چه اتفاقی در حال رُخ دادنه
. هدف من نگه داشتن اون ، اینجاست

49
00:03:49,316 --> 00:03:51,349
! این کاریِ که من باید بکنم

50
00:03:52,030 --> 00:03:55,039
، تقریباً یکصد تریلیون میکرو اُرگانیسم

51
00:03:55,039 --> 00:04:00,012
، به اندازه ای ریز ، که
بتونن از بین ذرات دود گذر کنن

52
00:04:00,984 --> 00:04:06,961
نقشه ای که مورل ، در این فاصله زمانی
، نمیتونست بهش پی ببره

53
00:04:07,973 --> 00:04:15,007
شاید به آرومی بوده باشه ، اما
. پوف داشت از زندان دودی فرار میکرد

54
00:04:19,043 --> 00:04:21,059
زیر بخش شمالیِ کاخ

55
00:04:21,014 --> 00:04:23,990
کاخ

56
00:04:21,990 --> 00:04:26,986
یک فضای بزرگ با
. انبار هایی به شکل سنجاقک بوده

57
00:04:27,046 --> 00:04:30,026
، که در کنار یکی از بال
ها قرار داره ، D منطقۀ

58
00:04:30,026 --> 00:04:32,055
... جایی بود که بیزف منطقۀ مخصوص خودشُ

59
00:04:32,055 --> 00:04:35,039
. برای آوردن زن ها درست کرده ، هست

60
00:04:36,020 --> 00:04:40,991
، بر طبق اطلاعاتی که مارکوس داده

61
00:04:40,991 --> 00:04:45,035
ایکالگو باید جاده ای در حدود 5 کیلومترُ

62
00:04:45,035 --> 00:04:46,990
. به وسیلۀ کامیون طی کنه

63
00:04:48,001 --> 00:04:51,966
زمانی که ایکالگو به چهار راهی

64
00:04:51,966 --> 00:04:54,999
، منتهی میشه ، میرسه B و A که به منطقۀ

65
00:04:56,980 --> 00:05:00,057
قبلترش ، سنجاقک های ماهواره ای
. به انبار رسیده بودن

66
00:05:02,684 --> 00:05:03,714
... در بازِ

67
00:05:03,748 --> 00:05:05,683
. این علامت خوبیِ

68
00:05:06,720 --> 00:05:09,721
پالم بیزفُ خوابونده
. و به سمت کاخ رفته باشه

69
00:05:10,713 --> 00:05:14,701
بیزف وقتی که بیدار شد ، به دنبالش رفت
. و یادش رفت درُ قفل کنه

70
00:05:15,696 --> 00:05:17,676
. احتمالش خیلی زیاده

71
00:05:22,738 --> 00:05:25,672
برووادا ، تو منطقۀ نگهبانیِ ؟

72
00:05:28,748 --> 00:05:31,673
این یعنی اینکه

73
00:05:32,748 --> 00:05:37,723
. ایکالگو چاره ای جز رو در رو شدن باهاش ، نداره

74
00:05:40,688 --> 00:05:42,731
. برووادا به من اعتماد نداره

75
00:05:44,017 --> 00:05:47,011
چرا ؟ نکنه اشتباهی ازم سر زده ؟

76
00:05:48,955 --> 00:05:50,002
... آروم باش

77
00:05:50,964 --> 00:05:54,965
آروم باشُ بفهم ، که اون چی
، میدونه و چی نمیدونه

78
00:05:56,999 --> 00:05:58,035
! برای زنده موندن

79
00:06:01,985 --> 00:06:05,991
تو اون مواجه ـمون چه چیزی
سوء ظنشُ بیدار کرده ؟

80
00:06:06,963 --> 00:06:09,966
چه چیزی درمورد تقلید من
از فلوتر ، غیر طبیعی بوده ؟

81
00:06:11,965 --> 00:06:17,988
حدس میزنم ، برای اونا دستور هاگیا برای
. اومدن به زیرزمین ، کمی عجیب بوده باشه

82
00:06:18,594 --> 00:06:22,645
، اما از اونجایی که اون بالا جلومُ نگرفتن

83
00:06:23,602 --> 00:06:25,618
. نباید اشتباه بزرگی بوده باشه

84
00:06:25,660 --> 00:06:30,627
یا ترجیحاً ، یه چیزی باعث ایجاد شکی در
. ذهن برووادا شده

85
00:06:32,616 --> 00:06:37,598
. و برووادا برای اثبات شکش ، اونجاست

86
00:06:39,634 --> 00:06:41,638
اشتباه کوچیکیِ که بشه ماست مالیش کرد ؟

87
00:06:42,588 --> 00:06:46,598
یا یه اشتباه بزرگِ که فقط میخواد
در موردش مطمئن بشه ؟

88
00:06:47,657 --> 00:06:49,591
. نباید در موردش خوش بین باشم

89
00:06:50,579 --> 00:06:51,650
. باید فرض کنم اشتباه بزرگی هست

90
00:06:52,642 --> 00:06:54,572
کسی اینجا نیست ؟

91
00:06:54,608 --> 00:06:56,638
! من یه پیام آور از طرف منشی هستم

92
00:06:57,636 --> 00:06:59,586
... متکی به جواب

93
00:06:59,586 --> 00:07:01,636
نه ، باید خودمُ آماده کنم

94
00:07:01,636 --> 00:07:03,664
... شاید بخواد حمله کنه

95
00:07:04,652 --> 00:07:05,659
! برای کشتن من

96
00:07:08,894 --> 00:07:10,917
! من یه پیام آور از طرف منشی هستم

97
00:07:10,917 --> 00:07:12,936
! به دستور منشی اومدم اینجا

98
00:07:13,935 --> 00:07:15,888
! تینکر بل

99
00:07:15,888 --> 00:07:18,937
! اگه اینجا هستی ، فوراً با من بیا

100
00:07:19,920 --> 00:07:24,894
. هرگز پیام آوری از طرف بیزف به این انبار فرستاده نشده

101
00:07:26,905 --> 00:07:31,852
این برای نشون دادن به پالم ، که
. اون یه خودیِ ، هست

102
00:07:33,866 --> 00:07:35,918
اگه اینجایی ، چرا جوابی نمیدی ؟

103
00:07:36,890 --> 00:07:37,934
بقیه کجان ؟

104
00:07:37,934 --> 00:07:41,939
... در مورد اتفاقایی که اون بیرون میوفته ، چیزی نمیدونم

105
00:07:42,914 --> 00:07:47,893
اجازه ندارم جز با منشی ، با کس
. دیگه ای صحبت کنم

106
00:07:48,918 --> 00:07:50,889
اون دختر فکر کرده که این

107
00:07:50,889 --> 00:07:54,903
. آزمایشی از طرف منشی ، برای وفاداریشون هست

108
00:07:55,857 --> 00:07:58,843
. زن های دیگه هم ، همین فکرُ میکردن

109
00:07:59,841 --> 00:08:03,830
، هر اتاق منحصراً تلفنی برای ارتباط با بیزف داشت

110
00:08:03,862 --> 00:08:07,893
بخاطر همین غیر منطقی هست که یه
. پیام آور ، بیاد

111
00:08:08,854 --> 00:08:12,848
اونا اعتقاد داشتن

112
00:08:12,848 --> 00:08:17,824
که این یک آزمایش وفاداری از
یک شخص غریبه هست ، که میتونن به دستورات

113
00:08:17,824 --> 00:08:19,829
، در اوضاع غیر معمول عمل کنن

114
00:08:19,829 --> 00:08:22,806
. بنابر این از صحبت کردن با ایکالگو امتناع میکردن

115
00:08:22,856 --> 00:08:26,808
. با این وجود ، این کار یه لطف به ایکالگو بودش

116
00:08:27,859 --> 00:08:28,863
اینجاست ؟

117
00:08:29,852 --> 00:08:35,846
زن ها شانس زنده موندن بالایی دارن
. اگه اینجا بمونن

118
00:08:36,440 --> 00:08:42,482
بخاطر همین ایکالگو ، نگران حفاظت اونا
. برای زنده موندن ، نبود

119
00:08:44,461 --> 00:08:46,443
. یافتم ، نوشتۀ " نِن " ـی

120
00:08:47,525 --> 00:08:54,476
، اون نوشته ها به وسیلۀ هاله هستن
. و توسط " گیو " میشه دیدشون

121
00:08:55,485 --> 00:08:58,491
اینطوری ، رسیک پیدا شدن پیغام

122
00:08:58,491 --> 00:09:02,445
توسط بیزف یا دیگران ، به
. حداقل ممکن میرسه

123
00:09:02,507 --> 00:09:03,526
. به سمت کاخ میرم

124
00:09:04,515 --> 00:09:07,444
، اگه تا زمان ماموریت تماسی نگرفتم

125
00:09:08,444 --> 00:09:10,478
. فرض کنید که مرده ام

126
00:09:12,484 --> 00:09:14,478
. انتظار اینُ داشت

127
00:09:15,457 --> 00:09:21,440
اما ایکالگو دردیُ درست مثل از دست دادن قسمتی از
. بدنش ، درون قلبش احساس میکرد

128
00:09:24,488 --> 00:09:25,481
... پالم

129
00:09:27,532 --> 00:09:32,547
، اگه پالم مُرده ، یا بر فرض مُرده باشه

130
00:09:33,501 --> 00:09:37,525
با استفاده از سنجاقک های ماهواره ای و
. تلپاتی ، از بقیۀ تیم ، پشتیبانی کن

131
00:09:38,522 --> 00:09:39,523
. فهمیدم

132
00:09:40,487 --> 00:09:42,544
وانمود کن داری به فرماندۀ اسکادرانت
، گزارش میدی

133
00:09:42,575 --> 00:09:45,523
. وقتی که میخوای به مِلئورون چیزی بگی

134
00:09:45,556 --> 00:09:49,524
، پس میخوای به دشمن دروغ بگم
و از حرکت باز نگه ـشون دارم ؟

135
00:09:49,560 --> 00:09:53,574
. آره ، یه کارِ خطرناکه
. روت حساب میکنم

136
00:09:55,503 --> 00:09:58,500
و اینم زمانی ممکنه که

137
00:09:58,500 --> 00:10:00,564
، اونا از جای ملئورون خبر نداشته باشن
. یا نفهمیده باشن که من طرفمُ عوض کردم

138
00:10:01,568 --> 00:10:07,499
به عبارت دیگه ، این برووادا که بهم
، مظنون شده رو باید

139
00:10:07,499 --> 00:10:08,558
! حذف کنم

140
00:10:29,511 --> 00:10:32,521
یو ، ماموریتی که هاگیا بهت داده رو تموم کردی ؟

141
00:10:32,555 --> 00:10:34,571
. آره ... تقریباً

142
00:10:35,584 --> 00:10:37,571
هاگیا ، ها ؟

143
00:10:39,575 --> 00:10:42,534
اون عصبانی نمیشه ، وقتی اینجوری صداش کنیم ؟

144
00:11:14,764 --> 00:11:17,737
. خب ، کلک تقلبی کنده شد

145
00:11:23,687 --> 00:11:24,701
خالیه ؟

146
00:11:26,723 --> 00:11:29,764
. هر چی ، بعداً از هاگیا میپرسم

147
00:11:45,086 --> 00:11:47,117
! حالا مظنون دیگه مُرده

148
00:11:48,124 --> 00:11:51,170
، و وقتی که برووادا اینُ به بقیه گزارش بده

149
00:11:52,150 --> 00:11:54,115
. میتونم آزادانه حرکت کنم

150
00:11:55,146 --> 00:11:59,119
بعدشم ، هرگز نشنیدم که هاگیا
! اسمشُ تغییر داده باشه

151
00:12:00,116 --> 00:12:01,164
حالا اسم جدیدش چیه ؟

152
00:12:03,159 --> 00:12:07,080
درسته که از اسم
... جدیدش خبر نداشتم

153
00:12:08,132 --> 00:12:12,086
یعنی اونا به این آسونی باورش میکنن ؟

154
00:12:14,168 --> 00:12:19,148
اگه با یکی ـشون روبرو بشم
باید یه دلیلِ قانع کننده براشون بیارم ‏.‏

155
00:12:21,456 --> 00:12:23,442
نه ‏،‏ فایده نداره ‏!‏

156
00:12:24,467 --> 00:12:26,463
برووادا یهو شروع کرد به شلیک کردن ‏!‏

157
00:12:27,446 --> 00:12:32,417
این یعنی اونا فکر میکنن هر کسی که
اسمِ جدیدِ هیوگا رو نمیدونه دشمنه ‏.‏

158
00:12:33,445 --> 00:12:34,477
اگه پیدام کنن‏ ،‏ دردسر میشه ‏!‏

159
00:12:35,436 --> 00:12:37,451
همونطور که انتظار دارن باید برگردم بالا ‏!‏

160
00:12:39,431 --> 00:12:41,477
لطفاً رمزِ عبورِ خود را وارد کنید ‏.‏

161
00:12:47,443 --> 00:12:49,409
آسانسور بالا نمیره ‏!‏

162
00:12:50,441 --> 00:12:54,416
، یعنی بدونِ اینکه رمزِ عبور رو بدونه

163
00:12:54,416 --> 00:12:55,429
اومده پایین ‏.‏

164
00:12:57,450 --> 00:12:58,444
این فرصتِ خوبیه ‏!‏

165
00:12:59,409 --> 00:13:00,490
دو راه دارم که میتونم انتخاب کنم ‏!‏

166
00:13:05,445 --> 00:13:07,466
خودتُ نشون بده ‏!‏

167
00:13:10,460 --> 00:13:14,423
تقریباً پنج دقیقه شده که فصلِ 7 ورشکستگی فعال شده ‏.‏

168
00:13:15,440 --> 00:13:19,407
یعنی ‏"‏ نِن ‏"‏ ـی که بهش قرض دادم
حدودِ 7000 تا شده ‏.‏

169
00:13:19,463 --> 00:13:23,480
یعنی اونقدر کافی هست که نتونه با یه
ضربه تعادلشُ بدست بیاره ؟

170
00:13:24,481 --> 00:13:25,476
فقط باید ‏.‏‏.‏‏.‏

171
00:13:26,423 --> 00:13:27,494
فقط باید سعی کنم که ضربه ـَش بهم نخوره ‏.‏

172
00:13:29,466 --> 00:13:33,465
بدترین شرایط اینِ که

173
00:13:33,465 --> 00:13:37,476
با یه ضربه فصلِ 7 ورشکستگی از بین بره
و منم آسیب ببینم ‏.‏

174
00:13:38,445 --> 00:13:40,414
اگه این اتفاق بیوفته ‏،‏

175
00:13:40,414 --> 00:13:44,473
بهتره وقت کُشی کنم تا اون ورشکست بشه‏.‏

176
00:13:46,462 --> 00:13:51,412
اما حداقل باید

177
00:13:51,412 --> 00:13:53,452
ده دقیقه صبر کنم ‏.‏

178
00:13:54,419 --> 00:13:57,452
شوت ‏.‏‏.‏‏.‏ شوت نمیتونه تا اون موقع دووم بیاره ‏!‏

179
00:13:58,445 --> 00:14:01,492
باید کاری کنم که یهو منفجر بشه ‏.‏

180
00:14:02,438 --> 00:14:04,491
وگرنه وقتمون تموم میشه ‏!‏

181
00:14:05,473 --> 00:14:09,495
قبل از اینکه مبارزه تموم بشه ‏،‏ شوت میمیره ‏!‏

182
00:14:13,568 --> 00:14:15,565
بنظر خوشحالی ‏،‏ هیولا ‏!‏

183
00:14:18,532 --> 00:14:23,566
بخاطرِ عصبانیت الکیم تو تله ـَم افتاده ‏.‏

184
00:14:25,565 --> 00:14:28,531
سوسک کوچولو ‏،‏ داشتم دنبالت میگشتم ‏.‏

185
00:14:28,531 --> 00:14:31,567
این حشرۀ لعنتی رو که
هی داره دورِ من پرواز میکنه رو خفه کن ‏!‏

186
00:14:29,566 --> 00:14:31,567
حشرۀ لعنتی

187
00:14:32,555 --> 00:14:37,561
هر وقت زِر میزنه ، یادِ قیافۀ لعنتیِ تو میوفتم ‏!‏

188
00:14:38,566 --> 00:14:42,560
هر وقت زمانش مناسب بود آمادۀ انفجارم ‏.‏

189
00:14:43,601 --> 00:14:47,518
اما دارم وانمود میکنم ‏.‏‏.‏‏.‏

190
00:14:47,581 --> 00:14:48,582
دیگه وقتشه ‏.‏

191
00:14:48,582 --> 00:14:50,530
اضافه میشه ‏.‏

192
00:14:50,530 --> 00:14:52,588
خفه شو ‏!‏

193
00:14:53,568 --> 00:14:56,567
قبل از انفجار یه لحظه مکث میکنم ‏.‏

194
00:14:57,532 --> 00:14:59,587
حتماً سعی میکنه اون موقع حمله کنه ‏.‏

195
00:15:00,550 --> 00:15:07,532
اگه وقتی کاملاً عصبانی میشم آرامشِ خودمُ حفظ کنم
میتونم قدرتمُ کنترل کنم ‏.‏

196
00:15:09,457 --> 00:15:12,484
زود باش اینُ ازم دور کن ‏.‏‏.‏‏.‏

197
00:15:13,451 --> 00:15:15,410
وگرنه میکشمت ‏!‏

198
00:15:15,488 --> 00:15:20,496
تا آخرین نفرِ شما تفاله ها رو تیکه تیکه میکنم ‏!‏

199
00:15:22,471 --> 00:15:27,456
وقتی سعی داره بهم حمله کنه گاردشُ رها میکنه ‏.‏

200
00:15:28,418 --> 00:15:29,456
منم از این فرصت استفاده میکنم ‏.‏

201
00:15:30,484 --> 00:15:32,498
همچین اتفاقی نمی افته ‏،‏ هیولایِ گنده بَک ‏.‏

202
00:15:33,460 --> 00:15:37,428
چون قراره همین جا بمیری ‏.‏

203
00:15:39,408 --> 00:15:40,413
صدایِ ‏.‏‏.‏‏.‏

204
00:15:41,473 --> 00:15:44,463
صدایِ افزایشِ بعدی دیگه وقتشِ ‏.‏

205
00:15:45,496 --> 00:15:50,427
بهت نشون میدم اینجا سوسک کیه ‏.‏

206
00:16:06,639 --> 00:16:07,664
دیگه وقتشه ‏.‏

207
00:16:08,656 --> 00:16:10,628
اضافه میشه ‏.‏

208
00:16:21,605 --> 00:16:22,600
عمل کرد ‏.‏

209
00:16:22,600 --> 00:16:25,665
وقت دارم یکی ‏.‏‏.‏‏.‏ یا ‏،‏ دو ضربۀ دیگه بهش بزنم ‏.‏

210
00:16:26,633 --> 00:16:32,605
وقت دارم قبل از انفجار ‏،‏ یه مُشت
تو صورتش بزنم و از سرِ راه برم کنار ‏!‏

211
00:16:34,586 --> 00:16:36,656
بگیر که اومد ‏،‏ هیولا ‏!‏

212
00:16:36,656 --> 00:16:38,667
این بخاطرِ شوتِ ‏!‏

213
00:16:40,614 --> 00:16:42,658
بعدی هم باز بخاطرِ شوتِ ‏!‏

214
00:16:45,598 --> 00:16:48,600
من چه مرگم شده ؟

215
00:16:48,515 --> 00:16:51,532
هیچ وقت بهش نزدیک نبودم ‏.‏‏.‏‏.‏

216
00:16:52,482 --> 00:16:56,481
راستش ‏،‏ زیاد ازش خوشم نمیومد ‏.‏

217
00:16:57,552 --> 00:17:01,550
اصلاً نمیدونم کی ‏"‏ دوست ‏"‏ شدیم ‏.‏‏.‏‏.‏

218
00:17:01,550 --> 00:17:06,512
چرا اینقدر تلاش میکنم تا انتقامشُ بگیرم ؟

219
00:17:07,548 --> 00:17:11,464
‏"‏ انتقام ‏"‏ ؟ اون که هنوز نمرده ‏.‏‏.‏‏.‏

220
00:17:11,522 --> 00:17:15,541
خُب ‏،‏ بارها با همدیگه با مرگ روبرو شدیم ‏.‏‏.‏‏.‏

221
00:17:15,541 --> 00:17:21,463
هرکسی با تو زندگیشُ بخطر بندازه دوستِ ‏.‏

222
00:17:21,548 --> 00:17:28,509
اما این عوضی به ارادۀ شوت توهین کرده ‏!‏

223
00:17:28,556 --> 00:17:33,547
اون کسی رو که برای مبارزه باهاش انتظارِ
مرگُ داشته نادیده گرفته ؟

224
00:17:34,525 --> 00:17:36,558
بعنوانِ یه مبارز دلش نمیسوزه ؟

225
00:17:36,558 --> 00:17:39,495
مورچۀ لعنتی ‏!‏

226
00:17:40,513 --> 00:17:44,501
هی بیشتر و بیشتر دارم عصبانی میشم ‏!‏

227
00:17:44,501 --> 00:17:47,548
سومین ضربه رو بخاطرِ خودم بهش میزنم ‏!‏

228
00:17:48,564 --> 00:17:51,535
واو ‏.‏‏.‏‏.‏ واقعاً کارم عالیه ‏!‏

229
00:17:51,535 --> 00:17:54,570
فکرشُ نمیکردم مغزم اینقدر سریع کار کنه ‏!‏

230
00:17:55,532 --> 00:17:57,549
درضمن هنوز مشتُ نزدم ؟

231
00:17:58,535 --> 00:17:59,576
صبر کن ‏.‏‏.‏‏.‏

232
00:18:00,548 --> 00:18:02,513
منظورشون این بوده ؟

233
00:18:03,520 --> 00:18:05,495
حتی زمان هم ثابتِ ‏.‏

234
00:18:06,478 --> 00:18:09,507
قبل از اینکه بمیری ‏.‏‏.‏‏.‏

235
00:18:11,494 --> 00:18:13,500
همه چی آهسته میشه ؟

236
00:18:23,985 --> 00:18:26,994
اون جلویِ انفجارُ گرفت ‏!‏

237
00:18:30,039 --> 00:18:31,996
رو دست خوردم ‏!‏

238
00:18:32,060 --> 00:18:35,045
اون آرامشِ خودشُ حفظ کرده ‏.‏‏.‏‏.‏

239
00:18:37,021 --> 00:18:39,983
نمیتونم صبر کنم ‏!‏

240
00:18:40,032 --> 00:18:42,032
معذرت میخوام شوت ‏.‏‏.‏‏.‏

241
00:18:42,032 --> 00:18:43,046
همه چی رو خراب کردم ‏!‏

242
00:18:46,064 --> 00:18:50,026
برای این پرداخت سودش کافی نیست ‏.‏

243
00:18:53,044 --> 00:18:55,032
همه چی تموم شد ‏.‏‏.‏‏.‏

244
00:19:00,067 --> 00:19:01,980
شوت ‏.‏‏.‏‏.‏

245
00:19:02,040 --> 00:19:03,038
رئیس ‏.‏‏.‏‏.‏

246
00:19:04,033 --> 00:19:05,051
بچه ها ‏.‏‏.‏‏.‏

247
00:19:06,035 --> 00:19:07,063
دیگه همه چی ‏.‏‏.‏‏.‏

248
00:19:08,988 --> 00:19:09,995
به شما ها بستگی داره ‏.‏

249
00:19:25,064 --> 00:19:26,067
صاعقه ‏!‏

250
00:19:38,049 --> 00:19:39,993
رعد و برق ؟

251
00:19:39,993 --> 00:19:41,081
اون کاملاً فلج شده ‏.‏‏.‏‏.‏

252
00:19:42,044 --> 00:19:43,056
حالا فرصتِ خوبیه ‏!‏

253
00:19:48,063 --> 00:19:54,033
اگه گنده نشی ‏،‏ راحت میتونم دخلتُ بیارم ‏!‏

254
00:20:11,034 --> 00:20:13,043
موفق شدم ‏!‏ موفق شدم ‏!‏ موفق شدم ‏!‏

255
00:20:13,428 --> 00:20:15,374
نمیتونم ‏!‏ دیگه بیشتر از این نمیتونم ‏!‏

256
00:20:15,374 --> 00:20:17,470
لعنتی ‏،‏ نزدیک بود دخلم بیادا ‏!‏

257
00:20:17,470 --> 00:20:20,406
میتونم دروازه ها رو ببینم ‏.‏‏.‏‏.‏

258
00:20:20,406 --> 00:20:23,424
اول باید شوتُ ببرم بیمارستان ‏.‏

259
00:20:25,455 --> 00:20:29,386
هشت بار بهش ضربه زدم ‏!‏

260
00:20:38,390 --> 00:20:40,422
چه اتفاقی افتاد ؟

261
00:20:41,437 --> 00:20:43,435
مطمئنم تو تله ـَم افتاده بود ‏.‏

262
00:20:44,625 --> 00:20:46,586
چه اتفاقی افتاد ؟

263
00:20:47,573 --> 00:20:48,611
معلومه دیگه ‏.‏

264
00:20:49,586 --> 00:20:53,596
متوجه نشدم که از یه سمتِ دیگه داره بهم حمله میشه ‏.‏‏.‏‏.‏

265
00:20:54,591 --> 00:20:55,634
غیره ممکنه ‏!‏

266
00:20:56,578 --> 00:21:01,626
تا وقتی که رعد و برق بهم نخورد

267
00:21:01,626 --> 00:21:03,637
متوجهِ ـش نشدم ‏!‏

268
00:21:04,599 --> 00:21:06,563
قبلاً هم همچین اتفاقی افتاده ‏.‏

269
00:21:06,596 --> 00:21:10,575
قبل از اینکه این حشرۀ بهم بچسبه ‏.‏

270
00:21:10,632 --> 00:21:12,634
اصلاً متوجه نشدم ‏.‏

271
00:21:30,379 --> 00:21:35,380
اون موقع تو راه پله دیدمش ‏.‏‏.‏‏.‏

272
00:21:37,429 --> 00:21:39,406
اون این کارُ کرده ؟

273
00:21:46,412 --> 00:21:50,375
شرمنده ‏،‏ اما اتفاقی که افتاد

274
00:21:50,423 --> 00:21:53,357
فقط برای گرم کردن بودش ‏.‏

275
00:22:06,367 --> 00:22:12,409
. خوش گذرونی در صبح و تمامِ شب
رو بیرون موندن ، این طبیعتِ ماست

276
00:22:12,409 --> 00:22:18,410
این احساسِ اشتیاق سیاهِ یا سفیده ؟

277
00:22:25,268 --> 00:22:31,327
. حرکتی دایره وار که گذشته رو تدائی میکنه

278
00:22:31,327 --> 00:22:37,311
. با صدای ترق و تروقی ما رو
به آینده ای که آرزوشُ داریم پیوند میدهد

279
00:22:37,323 --> 00:22:44,278
. چشم هاتُ ببند و از مسیرِ مارپیچ عبور کن

280
00:22:44,278 --> 00:22:52,275
. در پایانِ این رویایِ مرموز ، زیبایی رو پیدا میکنی

281
00:22:53,275 --> 00:22:59,288
. قطعاً ، سکۀ پرتاب شده همیشه در آسمان می رقصد

282
00:22:59,288 --> 00:23:05,268
آرزویِ چه پایانی رو داشته باشم ؟

283
00:23:05,284 --> 00:23:11,264
. قطعاً ، نور درخشده ای به سایه ها نقش میدهد

284
00:23:11,264 --> 00:23:16,336
، پس به این سمت بیا

285
00:23:16,356 --> 00:23:22,290
. بزار آیندمون یکی بشه

286
00:23:31,959 --> 00:23:33,988
هشت پا یا ایکالگو ؟ با کدوم یکی ـشون میری ؟

287
00:23:34,964 --> 00:23:37,922
ایکاتا گفت با ایکالگو میرم ‏.‏

288
00:23:36,262 --> 00:23:38,317
قسمتِ بعدی ‏:‏ قوی × یا × ضعیف

289
00:23:37,922 --> 00:23:38,918
ایکان موافقِ ‏!‏

