1
00:00:03,385 --> 00:00:08,344
!چــــرا ؟

2
00:00:27,369 --> 00:00:29,359
. تو خیالتم نیست ، کیلوا

3
00:00:31,319 --> 00:00:32,392
. کاملاً خونسردی

4
00:00:36,315 --> 00:00:38,317
... چون برات مهم نیست

5
00:00:47,471 --> 00:00:51,468
، فریاد گون
. مِلئورون رو به سمتشون هدایت کرد

6
00:00:58,432 --> 00:01:01,429
اشک های جاریتُ

7
00:01:01,429 --> 00:01:04,429
به شجاعت تبدیل کن

8
00:01:04,429 --> 00:01:07,458
بال های فرشته مانندتُ باز کن

9
00:01:07,458 --> 00:01:10,446
! ‏ و به بالاها پرواز کن

10
00:01:10,446 --> 00:01:16,438
Translated By ‏‏‏‏‏‏:‏‏‏‏‏‏ Shenhay_Sahel & ALI.68
Forums‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏AnimWorld‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏Net

11
00:01:17,426 --> 00:01:23,414
تا آخرش تسلیم نمیشیم

12
00:01:23,414 --> 00:01:28,440
! ‏‏ برای پُرفشاری ‏،‏ حتماً دلیل خوبی وجود داره

13
00:01:28,441 --> 00:01:32,410
. میتونی دوباره سعی کنی

14
00:01:32,411 --> 00:01:34,449
. از تاریکی فرار کن

15
00:01:34,450 --> 00:01:38,448
. تو فقط باید بری

16
00:01:38,449 --> 00:01:43,454
. آینده همیشه منتظرِ ماست

17
00:01:43,454 --> 00:01:46,413
. ماوراء آسمان برو

18
00:01:46,413 --> 00:01:49,429
. اقیانوس ها رو طی کن

19
00:01:49,429 --> 00:01:52,455
... ‏ بوس فرشته رو

20
00:01:52,455 --> 00:01:56,405
( ! ‏‏‏‏‏‏ ‏ بگیر ‏!‏ ‏( تو میتونی تلاش کنی

21
00:01:55,706 --> 00:02:00,786
! ‏‏ بیا با هم بریم به
یک ماجراجویی که هیچ وقت تمام نمیشه

22
00:02:00,786 --> 00:02:07,712
! ‏‏برای همیشه و هر جایی

23
00:02:11,791 --> 00:02:17,696
توهین × و × برگشت دادن

24
00:02:23,729 --> 00:02:25,776
. دلم میخواد ازش امتناع کنم

25
00:02:32,159 --> 00:02:34,152
. چون اصلاً حالشُ ندارم

26
00:02:34,191 --> 00:02:36,189
. ای بابا ، همچین چیزی نگو

27
00:02:37,160 --> 00:02:40,152
! نکنه فکر میکنی از شانس بدت ، پیدات کردم

28
00:02:40,200 --> 00:02:44,190
. بزار تکنیک جدیدمُ روت امتحان کنم

29
00:02:51,133 --> 00:02:52,197
... آسیب میزنه ها

30
00:02:52,197 --> 00:02:55,128
. چپ چپ بهم خیره نشو دیگه

31
00:02:55,128 --> 00:02:58,204
، کسی که واقعاً میخوام باهاش بجنگم
. یه کس دیگه ـست

32
00:02:59,171 --> 00:03:01,197
، یه شخص عینکی
. با یه پیپ بزرگ

33
00:03:01,197 --> 00:03:04,142
دوست توئه ، مگه نه ؟

34
00:03:05,144 --> 00:03:09,177
. خب ، پس برو دنبالش بگرد

35
00:03:10,158 --> 00:03:12,137
. میدونم کجاست

36
00:03:12,137 --> 00:03:13,184
. اما نمیتونم بهش نزدیک بشم

37
00:03:13,184 --> 00:03:17,131
دور اونُ دود فرا گرفته ، نمیشه
. وارد اون دیوار دودی شد

38
00:03:17,178 --> 00:03:20,181
. و منم بیخیالش شدم

39
00:03:21,142 --> 00:03:25,107
میخواستم ببینم وضع چطوره ، رفتم
... بالای سقفُ یه دیدی زدم

40
00:03:27,135 --> 00:03:29,180
. و شانسکی تو رو یافتم

41
00:03:32,134 --> 00:03:37,183
پس میخوای با من خودتُ برای
نبرد با اون ، گرم کنی ؟

42
00:03:38,148 --> 00:03:40,133
! گُل گفتی

43
00:03:44,194 --> 00:03:46,197
... امروز خیلی خسته ام

44
00:03:50,145 --> 00:03:52,185
خوب گوش میکنی تا یه چیزی بهت بگم ؟

45
00:03:53,125 --> 00:03:56,201
، از وقتی که کار خونوادگیمُ به عهده گرفتم

46
00:03:56,201 --> 00:04:00,178
شاید برای اولین بار بوده باشه شخصی
. که هدفم نبوده رو به اشتباه کشته باشم

47
00:04:00,178 --> 00:04:03,169
! هی ، تکنیک من حرف نداره

48
00:04:03,169 --> 00:04:06,198
. وقتی دیدیش ، سکته نزنی ها

49
00:04:06,198 --> 00:04:10,161
... خب ، سکته زدی ، کاریش نمیشه کرد

50
00:04:12,138 --> 00:04:15,110
. تو هم خیلی خود خواهی ها

51
00:04:15,471 --> 00:04:19,444
پس هر چقدر امتناع بکنم ، تو یکی
. بیخیال بشو نیستی

52
00:04:20,395 --> 00:04:22,394
! گُل گفتیُ گُل گفتی

53
00:04:25,410 --> 00:04:28,471
. بهتره مراقب پُشتت باشی

54
00:04:31,449 --> 00:04:33,375
! چه کلک قدیمی ای

55
00:04:33,375 --> 00:04:34,469
! با همچین چیزی گول نمیخورم

56
00:04:34,469 --> 00:04:38,471
، یکی از دوستای خودت بهم گفته
که چشم از حریف جلوت برــ

57
00:04:46,465 --> 00:04:51,422
، خب ، چه من باشم ، چه یکی دیگه
. تو نتیجه تاثیری نداشت

58
00:05:05,455 --> 00:05:08,378
میخواستی بیخیالش میشدم ؟

59
00:05:09,416 --> 00:05:10,463
. اصلاً

60
00:05:16,414 --> 00:05:17,450
کیلوا چیکار میکنه ؟

61
00:05:18,392 --> 00:05:21,377
. هوم ؟ بدک نبودش

62
00:05:21,537 --> 00:05:25,509
. فکر کنم تونسته سوزن ایلومی رو در بیاره

63
00:05:26,528 --> 00:05:28,443
. که اینطور

64
00:05:28,531 --> 00:05:31,452
... اوه ، اینجوریاست

65
00:05:31,452 --> 00:05:33,530
. امروز یه تجربۀ نادر داشتم

66
00:05:33,530 --> 00:05:37,441
! یدفعه ای زمان برام ثابت شده بود

67
00:05:37,498 --> 00:05:40,525
یادم میاد باید نصف حرفای تو رو
. نشنیده بگیرم

68
00:05:49,493 --> 00:05:52,477
. خب ، اینجا دیگه باید امن باشه

69
00:05:52,477 --> 00:05:53,512
. توضیح بده چه خبره

70
00:05:55,654 --> 00:05:57,667
! شریک جرم خدا ... کنسل

71
00:05:57,740 --> 00:06:02,693
، شوت از دور خارج شده
. و ناکِل داره تنهایی با یوپی میجنگه

72
00:06:02,730 --> 00:06:04,681
... به کمکت نیازه

73
00:06:04,709 --> 00:06:09,655
، ناکِل عوضی هی فقط داره در میره
. و سعی داره زمان بخره

74
00:06:09,655 --> 00:06:10,706
! اون دیوونه ـست

75
00:06:10,739 --> 00:06:15,682
باشه ، چقدر میتونی شریک جرم خدارو
فعال نگه داری ؟

76
00:06:15,701 --> 00:06:20,655
، اولین بار ، خیلی عصبی بودم ، بعد از یه ضربه
. توی 10 ثانیه ، از بین رفت

77
00:06:20,655 --> 00:06:22,644
. الان دیگه کاملاً خونسردم

78
00:06:22,644 --> 00:06:24,742
اگه حرکتی نکنم ، میتونم برای
! یک دقیقه فعال نگه ـِش دارم

79
00:06:24,742 --> 00:06:25,741
. کافیه

80
00:06:26,703 --> 00:06:29,650
. فقط به یه فرصت نیاز دارم

81
00:06:33,108 --> 00:06:38,064
تقریباً سه دقیقه قبل از اینکه
... کیلوا انگشتشُ بالا ببره

82
00:06:42,082 --> 00:06:44,089
. ناکِل توی هوا بود

83
00:06:47,135 --> 00:06:52,112
عقیدۀ ناکِل این بود که
. بهترین تواناییش در این وضع ، فرار کردنش هست

84
00:07:03,142 --> 00:07:05,125
، برای فراری دادن دوستاش

85
00:07:05,125 --> 00:07:07,116
، اون چندین پلیسُ ناکار کرد

86
00:07:07,116 --> 00:07:14,074
، و برای یک شبانه روز
. یه دوجین پلیسُ به دنبال خودش کشوند

87
00:07:14,113 --> 00:07:17,062
، روزی که اون فرار میکرد

88
00:07:18,059 --> 00:07:20,082
. روز فارغ التحصیلیِ ابتدائیش بوده

89
00:07:28,131 --> 00:07:32,128
، بُنیۀ و نگه داشتن سرعتش توی حداکثر

90
00:07:32,334 --> 00:07:35,314
. حتی از چیتا هم پیشی میگیره

91
00:07:36,357 --> 00:07:39,339
، برای نجات شوت ، خودشُ نمایان کرد

92
00:07:39,339 --> 00:07:44,321
و یه استراتژیِ بدون تبادل مشت ، بر ضد
. یوپی ، انتخاب کرد

93
00:07:44,321 --> 00:07:46,285
. به طور کلی ، انتخاب درستی بود

94
00:07:51,300 --> 00:07:52,328
دیگه دنبالم نمیاد ؟

95
00:07:54,278 --> 00:07:58,291
، چیز اشتباه در محاسباتش
. قصد و نیت حریفش بوده

96
00:07:59,335 --> 00:08:02,266
! شوت تو خطره ! لعنتی

97
00:08:05,287 --> 00:08:10,297
در نظر ناکِل ، شوت و خودش برای یوپی ، یک هدف
. اولویت دار به حساب میان

98
00:08:10,539 --> 00:08:13,567
. اما برای یوپی ، چنین چیزی نبوده

99
00:08:14,552 --> 00:08:17,594
به عنوان یه محافظ سلطنتی ، ماموریت اونا
... محافظت از پادشاه

100
00:08:17,594 --> 00:08:21,618
. و همچنین دور نگه داشتن دشمنا از پادشاه هست

101
00:08:23,560 --> 00:08:27,630
یوپی هنوز باور داشته که پادشاه ، توی
. اتاق تخت سلطنتی هست

102
00:08:27,630 --> 00:08:31,589
، وظیفۀ اون محافظت از پلکان بوده

103
00:08:31,630 --> 00:08:38,547
و اعتقاد داره که پیتو و پوف از
. پادشاه محافظت میکنن

104
00:08:38,603 --> 00:08:45,561
بنابر این ، اولویت اول اون ، دور نگه داشتن
. دشمنان از اتاق تخت سلطنتی هست

105
00:08:45,561 --> 00:08:48,539
، از اونجاییکه تعداد دشمنان براش نامعلوم بوده

106
00:08:48,578 --> 00:08:52,548
طبیعی هست که توانایی های
. حریفاش ، تقدم دوم براش پیدا کنه

107
00:08:52,620 --> 00:08:55,600
. دشمنی که فرار میکنه و دشمنی که در لبۀ مرگِ

108
00:08:55,633 --> 00:08:58,605
. براش اهمیت چندانی نداره

109
00:08:59,579 --> 00:09:01,605
! هوی پیتو

110
00:09:17,564 --> 00:09:19,499
! شوت

111
00:09:20,500 --> 00:09:22,489
. شوت هنوز زنده بود

112
00:09:26,517 --> 00:09:27,549
... شوت

113
00:09:33,558 --> 00:09:38,515
، بنابر موقعیت ، وقتی یوپی بر میگشت

114
00:09:38,547 --> 00:09:40,488
. باید شوتُ تشخیص میداد

115
00:09:48,473 --> 00:09:50,527
... برامون ارزشی قائل نیست

116
00:09:51,531 --> 00:09:53,535
که کارمونُ تموم کنه ؟

117
00:09:55,497 --> 00:09:59,548
. یوپی اهمیت نمیداد که شوت زنده باشه یا مرده

118
00:10:00,511 --> 00:10:04,518
، برای اون دو نفر که از جونشون مایه گذاشته بودن

119
00:10:04,518 --> 00:10:06,568
. تحقیری بدتر از این نبود

120
00:10:09,522 --> 00:10:11,508
... من

121
00:10:12,518 --> 00:10:14,480
... و شوت ...

122
00:10:14,412 --> 00:10:17,370
!پشه ای بیشتر نبودیم ؟

123
00:10:18,326 --> 00:10:19,400
! هر جور راحتی

124
00:10:19,400 --> 00:10:22,373
! کاری میکنم که پشیمون بشی

125
00:10:22,373 --> 00:10:28,375
، جوری میزنمت
. که توی آسمون به پرواز در بیای

126
00:10:30,381 --> 00:10:33,326
! پیتو ! پوف

127
00:10:33,412 --> 00:10:36,332
اینجا نیستید ؟ هوی ؟

128
00:10:37,419 --> 00:10:41,329
. رئیس توی زندان دودی ، توی اتاق تخت سلطنتیِ

129
00:10:41,394 --> 00:10:44,352
. پس به عبارتی با پوف ، تنها اون داخلِ

130
00:10:45,331 --> 00:10:47,365
! پادشاه توی اتاق تخت سلطنتی نیست

131
00:10:48,401 --> 00:10:52,353
یه چیزی بگید ! کَر هستید مگه ؟

132
00:10:52,353 --> 00:10:53,353
! هـــوی

133
00:10:55,036 --> 00:10:57,000
... ای احمق

134
00:10:57,000 --> 00:10:59,057
! از یه اتاق خالی دفاع بکن

135
00:11:01,020 --> 00:11:06,023
. شوتُ میبرم و از یه فاصله ی امن ، تماشات میکنم

136
00:11:10,023 --> 00:11:12,080
... لعـ ... ـنتی

137
00:11:19,022 --> 00:11:22,018
، وقتی ناکِل به اشتباه خودش پی برده بود

138
00:11:22,018 --> 00:11:25,041
. یه اشتباه دیگه به وجود اومد

139
00:11:28,043 --> 00:11:31,013
. شوت و یوپی باید همدیگه رو دیده باشن

140
00:11:32,054 --> 00:11:36,038
اون موقع شوت ، خودشُ آمادۀ
. مردن کرده بود

141
00:11:38,083 --> 00:11:41,076
. ما برای همچین نبردی اومده بودیم

142
00:11:43,007 --> 00:11:47,038
... اما اون حرومی ، شوتُ نادیده گرفت

143
00:11:49,083 --> 00:11:53,020
، وقتی نگاه خونخوارانۀ یوپی به شوت

144
00:11:53,020 --> 00:11:57,014
، در زمانی که به طبقۀ سوم میرفت
، براش مجسم شد

145
00:11:57,349 --> 00:12:02,279
. یه اشتباه جدیدی ، در وجود ناکِل به وجود اومد

146
00:12:04,293 --> 00:12:05,329
... لعنتی

147
00:12:07,276 --> 00:12:09,264
لعنتی ‏.‏‏.‏‏.‏

148
00:12:09,320 --> 00:12:13,350
یعنی باید این حقیقتُ که
دوستم تحقیر شده رو نادیده بگیرم ؟

149
00:12:14,309 --> 00:12:15,348
برایِ چی ؟

150
00:12:19,260 --> 00:12:20,314
برایِ دنیا ؟

151
00:12:21,295 --> 00:12:22,334
برای بشریت ؟

152
00:12:24,289 --> 00:12:29,289
اگه تو مأموریتمون موفق بشیم ‏،‏
فقط دستِ شوتُ میگیرم و بهش میگم ‏،‏

153
00:12:29,714 --> 00:12:30,760
‏"‏ ما موفق شدیم ‏"‏ ؟

154
00:12:31,776 --> 00:12:34,771
میزنیم رو شونه هایِ همدیگه و میخندیم ؟

155
00:12:35,718 --> 00:12:38,720
حتی با اینکه اون تحقیر شده ؟

156
00:12:38,776 --> 00:12:40,791
نمیتونم این کارُ بکنم ‏!‏

157
00:12:43,706 --> 00:12:44,777
این درست نیست ‏.‏‏.‏‏.‏

158
00:12:51,754 --> 00:12:56,747
بیـ ‏- ـ‏خیال ‏.‏‏.‏‏.‏

159
00:12:57,756 --> 00:12:58,773
اوه ‏،‏ معذرت میخوام ‏.‏

160
00:12:59,723 --> 00:13:04,723
متأسفم ‏،‏ یکم دیگه اینجا منتظر بمون ‏!‏

161
00:13:04,796 --> 00:13:10,720
باید یه مشت بزنم تو صورتِ اون یارو ‏.‏‏.‏‏.‏

162
00:13:11,760 --> 00:13:17,759
اونوقت یه مشت هم بخاطرِ تو بهش میزنم ‏!‏

163
00:13:22,517 --> 00:13:27,552
این وظیفۀ منه که آروم باشم و جلویِ ناکِل رو بگیرم ‏.‏‏.‏‏.‏

164
00:13:28,610 --> 00:13:30,562
" ‏"‏عقلتُ از دست دادی ؟

165
00:13:31,514 --> 00:13:32,533
نَرو ‏.‏

166
00:13:32,589 --> 00:13:35,606
‏" ‏فقط دهنتُ ببند و یکم وقت کشی کُن ‏.‏‏"‏

167
00:13:36,579 --> 00:13:39,545
من باید ‏.‏‏.‏‏.‏

168
00:13:43,566 --> 00:13:45,558
این کارُ بکن ‏،‏ ناکِل ‏!‏

169
00:13:46,600 --> 00:13:48,585
لعنتی ‏!‏

170
00:13:49,519 --> 00:13:50,541
اون عوضی ‏.‏‏.‏‏.‏

171
00:13:50,599 --> 00:13:53,611
اون ‏.‏‏.‏‏.‏

172
00:13:54,592 --> 00:13:57,543
جوری نگاهم میکرد که انگار یه تیکه آشغالم ‏!‏

173
00:13:58,561 --> 00:14:02,542
از طرفِ منم یه مشتِ دیگه بهش بزن ‏.‏‏.‏‏.‏

174
00:14:06,978 --> 00:14:09,001
باشه ‏،‏ فهمیدم ‏!‏

175
00:14:11,006 --> 00:14:13,958
معذرت میخوام ‏،‏ استاد ‏.‏‏.‏‏.‏

176
00:14:14,961 --> 00:14:16,951
ما هر دوتامون احمقیم ‏.‏

177
00:14:18,986 --> 00:14:21,994
الان ‏،‏ یه چیزی بیشتر از دنیا اهمیت داره ‏!‏

178
00:14:24,026 --> 00:14:25,985
اشتباهِ ناکِل

179
00:14:26,998 --> 00:14:29,934
دربارۀ اولویت هاش بود ‏.‏

180
00:14:44,936 --> 00:14:47,943
حمله هام هیچ تأثیری رویِ این دود نداره ‏.‏‏.‏‏.‏

181
00:14:48,967 --> 00:14:50,025
عالیجناب ‏!‏

182
00:14:51,012 --> 00:14:53,952
پیتو ‏!‏ پوف ‏!‏

183
00:14:54,011 --> 00:14:56,955
شما ها اونجایید ؟ هوـی ‏!‏

184
00:14:58,001 --> 00:14:59,965
اون یوپیِ ؟

185
00:15:00,988 --> 00:15:03,003
یعنی هر دوتاشون شکست خوردن ؟

186
00:15:04,966 --> 00:15:06,992
امیدوارم اون پیری اوضاعش رو به راه باشه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

187
00:15:09,936 --> 00:15:12,953
چرا پوف جواب نمیده ؟

188
00:15:14,921 --> 00:15:15,928
یه جایِ کار میلنگه ‏.‏

189
00:15:16,887 --> 00:15:20,905
چرا داخلِ پیله ـَش مونده ؟

190
00:15:21,884 --> 00:15:26,871
انتظار داشتم بیشتر از اینا برایِ رسیدن
به پادشاه عجله داشته باشه ‏.‏

191
00:15:27,908 --> 00:15:31,836
یعنی ما دربارۀ ‏.‏‏.‏‏.‏

192
00:15:31,933 --> 00:15:34,878
محافظ های سلطنتی اشتباه میکردیم ؟

193
00:15:35,898 --> 00:15:40,861
عملیاتمون موفق میشه ؟

194
00:15:42,932 --> 00:15:43,919
بهش فکر نکن ‏!‏

195
00:15:44,896 --> 00:15:46,932
اینجام تا مأموریتمُ کامل کنم ‏!‏

196
00:15:49,914 --> 00:15:53,897
شَک ‏،‏ نگرانی ‏،‏ بی تابی ‏.‏‏.‏‏.‏

197
00:15:55,869 --> 00:16:00,827
احساساتِ منفی رشد میکنه ‏،‏
اما اراده ـَش مُتزلزل نشده ‏.‏

198
00:16:01,848 --> 00:16:03,889
کمتر از این هم از یه مبارزِ قوی انتظار نداشتم ‏.‏

199
00:16:04,850 --> 00:16:05,899
تحتِ تأثیر قرار گرفتم ‏.‏

200
00:16:07,847 --> 00:16:12,860
اما محدودیت و فشار باعثِ
تضعیفِ تصمیم گیریت میشه ‏.‏

201
00:16:15,856 --> 00:16:16,860
لعنتی ‏.‏‏.‏‏.‏

202
00:16:17,868 --> 00:16:20,848
چرا ‏"‏ اِنِ ‏"‏ پیتو ناپدید شده ؟

203
00:16:21,844 --> 00:16:25,884
یعنی پادشاه ‏،‏ پیتو و پوف ناپدید شدن ؟

204
00:16:25,884 --> 00:16:27,852
منُ تنها گذاشتن ؟

205
00:16:28,911 --> 00:16:30,887
چه اتفاقی افتاده ؟

206
00:16:31,847 --> 00:16:33,824
چه خبر شده ؟

207
00:16:33,862 --> 00:16:34,869
دیگه وقتشه ‏.‏

208
00:16:34,916 --> 00:16:36,863
. اضافه میشه

209
00:16:37,866 --> 00:16:38,862
خفه شو ‏!‏

210
00:16:40,882 --> 00:16:43,835
مهِ سیاهِ رو شونه ـَم از بین نمیره ‏.‏

211
00:16:43,887 --> 00:16:46,860
اعدادِ اینم هی داره زیاد میشه ‏.‏

212
00:16:47,800 --> 00:16:49,805
باید پادشاهُ پیدا کنم ‏!‏

213
00:16:50,800 --> 00:16:53,811
لعنتی ، باید اون حشره طبقه پایینی رو میکشتم ‏.‏

214
00:16:53,841 --> 00:16:56,797
شاید اینطوری از این مِه خلاص میشدم ‏.‏

215
00:16:57,814 --> 00:17:00,812
اما باید پادشاهُ پیدا کنم ‏!‏

216
00:17:00,879 --> 00:17:02,837
چی شده ‏!‏؟

217
00:17:02,876 --> 00:17:04,837
داره اعصابم خورد میشه ‏!‏

218
00:17:14,332 --> 00:17:15,353
یـو ‏.‏

219
00:17:26,348 --> 00:17:32,353
شماها همتون چه مرگتونه ‏!‏؟

220
00:17:37,340 --> 00:17:40,354
با اون فریاد ‏،‏ یوپی تغییرِ شکل داد ‏.‏

221
00:17:42,320 --> 00:17:45,393
فریادش به اندازه ای قوی بود که باعث شد ‏،‏
ناکِل بفهمه اون داره آماده میشه ‏،‏

222
00:17:45,393 --> 00:17:49,405
فوراً از حالتِ تهاجمی به حالتِ فرار تغییرِ موقعیت داد ‏.‏

223
00:17:50,388 --> 00:17:54,382
... این مظهرِ شَر

224
00:17:55,368 --> 00:17:58,389
فقط به فکر نابود کردن بود ‏.‏

225
00:18:35,352 --> 00:18:36,376
تحمل کن ‏!‏

226
00:18:37,356 --> 00:18:38,374
تو ‏.‏‏.‏‏.‏

227
00:18:39,321 --> 00:18:40,351
اونُ زدی ؟

228
00:18:40,379 --> 00:18:41,379
هـا ؟

229
00:18:42,352 --> 00:18:44,393
تو اونُ بخاطرِ من ‏.‏‏.‏‏.‏

230
00:18:45,353 --> 00:18:46,364
زَدی ؟

231
00:18:46,390 --> 00:18:48,370
نه هنوز ‏،‏ لعنتی ‏!‏

232
00:18:49,318 --> 00:18:51,337
حسابی میزنمش ‏،‏ پس تحمل کن ‏!‏

233
00:18:51,383 --> 00:18:55,336
اما اول باید فرار کنیم ‏،‏ پس نمیر ‏!‏

234
00:19:12,450 --> 00:19:15,430
یوپی برای اولین بار تویِ زندگیش ‏،‏

235
00:19:15,430 --> 00:19:18,426
استرسِ زیادی رو تحمل کرده بود ‏.‏

236
00:19:18,463 --> 00:19:21,477
این باعث شده بود که

237
00:19:21,477 --> 00:19:25,434
قدرتش به معنایِ محافظت از پادشاه نباشه ‏.‏

238
00:19:26,453 --> 00:19:28,485
در عوض ‏،‏ متوجه شده بود که میازنِ خشم و خشونتِش

239
00:19:29,423 --> 00:19:34,463
میتونه باعثِ افزایش حجمِ بدن و هاله ـَش بشه ‏.‏

240
00:19:36,447 --> 00:19:39,483
ویرانی برای او لذتِ زیادی به وجود آورد ‏،‏

241
00:19:39,483 --> 00:19:46,417
بعد از اینکه بدنش به سرعت منقبض شد ‏،‏
احساس کرد یه حسِ قوی رو از دست داده ‏.‏

242
00:19:49,422 --> 00:19:54,500
تجربۀ زیادِ ناکِل باعث میشد بفهمه که
چه اتفاقی برایِ یوپی افتاده ‏.‏

243
00:19:56,077 --> 00:19:57,104
ما میتونیم برنده بشیم ‏.‏

244
00:19:58,139 --> 00:20:00,127
اون انفجار خیلی قوی بود ‏.‏

245
00:20:02,074 --> 00:20:06,123
شک دارم بشه به راحتی تحریکش کرد
که این کار رو عمداً انجام بده ‏،‏

246
00:20:06,123 --> 00:20:08,165
و آسیب نبینه ‏.‏

247
00:20:09,147 --> 00:20:14,071
اما تکرارِ دوباره ـَش

248
00:20:14,071 --> 00:20:16,078
خیلی خطرناکِ ‏.‏

249
00:20:18,103 --> 00:20:20,107
عصبانیش کردم و اون منفجر شد ‏.‏

250
00:20:21,130 --> 00:20:24,088
بهترین زمان برایِ حمله بهش

251
00:20:24,088 --> 00:20:27,094
وقتیِ که داره قدرتشُ جمع میکنه ‏.‏

252
00:20:27,094 --> 00:20:29,158
هالۀ موردِ نیازش برایِ سوختِ انفجار

253
00:20:30,115 --> 00:20:33,122
باعث میشه زودتر ورشکسته بشه ‏.‏

254
00:20:35,825 --> 00:20:39,776
نقشۀ ناکِل این بود که

255
00:20:39,776 --> 00:20:44,770
بدونِ هیچ عیب و نقصی با یوپی مقابله کنه ‏.‏

256
00:20:44,825 --> 00:20:49,783
اما ‏،‏ ارزشِ واقعیِ یوپی فقط بعد از انفجار مشخص شد ‏.‏

257
00:20:50,826 --> 00:20:54,763
انتقالِ بینِ لذت و دلسردی یوپی ‏،‏

258
00:20:54,823 --> 00:20:58,801
این توانایی خودخواهانه ـَش رو میتوان باقی ماندۀ نَفسِش نامید

259
00:20:58,843 --> 00:21:02,801
تمامِ تمرکزش این بود که

260
00:21:03,770 --> 00:21:06,771
چگونه میتونه از این قدرت برای پادشاه استفاده کنه ‏.‏

261
00:21:08,757 --> 00:21:09,797
از خود گذشتگی ‏.‏‏.‏‏.‏

262
00:21:10,831 --> 00:21:14,776
غرایزِ مورچه بودن و ذهنیت جادویی هیولایی او

263
00:21:14,776 --> 00:21:19,807
حتی بعد از انفجارِ احساسِش به آرومی کار میکرد ‏.‏

264
00:21:21,772 --> 00:21:24,758
وظیفم نسبت به پادشاه اینِ که

265
00:21:24,758 --> 00:21:30,754
بدونِ اینکه اجازه بدم احساساتم بهم غلبه کنه
بخوبی بتونم این توانایی رو کنترل کنم ‏.‏

266
00:21:31,769 --> 00:21:32,804
به عبارتِ دیگه ‏،‏

267
00:21:33,815 --> 00:21:37,779
باید از این توانایی برای نابودیِ متجاوز استفاده بکنم ‏.‏

268
00:21:39,779 --> 00:21:43,804
حالا که یوپی یاد گرفته چطور
هم خشمگین باشه هم آروم

269
00:21:44,759 --> 00:21:47,812
خطرش برای ناکِل خیلی بیشتر شده ‏.‏

270
00:21:50,024 --> 00:21:53,053
تقریباً سه دقیقه از شروعِ مأموریت گذشته بود ‏.‏

271
00:22:02,032 --> 00:22:05,084
هدفِ همۀ کسایی که درگیر شده بودن
داشت در کنارِ همدیگه جمع میشد ‏.‏

272
00:22:06,053 --> 00:22:12,095
. خوش گذرونی در صبح و تمامِ شب
رو بیرون موندن ، این طبیعتِ ماست

273
00:22:12,095 --> 00:22:18,096
این احساسِ اشتیاق سیاهِ یا سفیده ؟

274
00:22:19,029 --> 00:22:25,088
. حرکتی دایره وار که گذشته رو تدائی میکنه

275
00:22:25,088 --> 00:22:31,072
. با صدای ترق و تروقی ما رو
به آینده ای که آرزوشُ داریم پیوند میدهد

276
00:22:31,084 --> 00:22:38,039
. چشم هاتُ ببند و از مسیرِ مارپیچ عبور کن

277
00:22:38,039 --> 00:22:46,036
. در پایانِ این رویایِ مرموز ، زیبایی رو پیدا میکنی

278
00:22:47,036 --> 00:22:53,049
. قطعاً ، سکۀ پرتاب شده همیشه در آسمان می رقصد

279
00:22:53,049 --> 00:22:59,029
آرزویِ چه پایانی رو داشته باشم ؟

280
00:22:59,045 --> 00:23:05,025
. قطعاً ، نور درخشده ای به سایه ها نقش میدهد

281
00:23:05,025 --> 00:23:10,097
، پس به این سمت بیا

282
00:23:10,117 --> 00:23:16,051
. بزار آیندمون یکی بشه

283
00:23:29,248 --> 00:23:32,175
قسمتِ بعدی ‏:‏ یه × خشمِ × اشتباه

284
00:23:32,175 --> 00:23:34,160
ای تو روحت ‏!‏

285
00:23:34,160 --> 00:23:35,186
متأسفم ‏،‏ کیلوا ‏.‏‏.‏‏.‏

286
00:23:35,186 --> 00:23:36,232
نمی بخشمت ‏.‏

287
00:23:36,232 --> 00:23:38,185
بیا اینم یه شکلاتِ رباتی ‏.‏

288
00:23:38,185 --> 00:23:39,180
گون ‏!‏

