1
00:00:07,363 --> 00:00:12,392
هانتر ها برای شکست دادنِ
. پادشاه مورچه های کیمرا ، وارد کاخ شدن

2
00:00:22,404 --> 00:00:25,346
حمله های من روش اثر ندارن ؟

3
00:00:25,406 --> 00:00:27,350
این دیگه چه کوفتیه ؟

4
00:00:30,378 --> 00:00:32,319
! فرار نکن

5
00:00:32,319 --> 00:00:33,326
! جوابمُ بده

6
00:00:33,381 --> 00:00:35,337
!این چیه ؟

7
00:00:39,403 --> 00:00:43,365
! کی بهت توضیح میده ، احمق خان

8
00:00:44,334 --> 00:00:46,377
! اگه میخوای بدونی ، اول منُ بگیر

9
00:00:49,361 --> 00:00:53,332
، برای نجات دادنِ شوتِ زخمی

10
00:00:53,332 --> 00:00:56,378
. ناکِل توجه یوپی رو به خودش جلب کرد

11
00:01:08,075 --> 00:01:11,109
... ناکِل عوضی ، میخواد تنهایی باهاش رو در رو بشه

12
00:01:13,021 --> 00:01:18,082
، توی این گردُ غبار و اون دستای مرگبار
. نمیتونم بهش نزدیک بشه

13
00:01:19,057 --> 00:01:20,054
... در این صورت

14
00:01:22,108 --> 00:01:27,032
... نباید هوشیاریمُ از دست بدم

15
00:01:28,033 --> 00:01:30,018
، اگه بیهوش بشم

16
00:01:30,117 --> 00:01:35,094
... اثر هتل رافلزیا از بین میره

17
00:01:37,075 --> 00:01:45,027
... هر قدر آسیب کمی هم باشه ، بیهوده نیست

18
00:01:50,326 --> 00:01:56,257
هنوز میتونم مبارزه کنم ‏.‏‏.‏‏.‏

19
00:01:57,264 --> 00:02:00,310
هنوز میتونم ‏.‏‏.‏‏.‏

20
00:02:05,284 --> 00:02:08,301
الان ‏،‏ کارِ من ‏.‏‏.‏‏.‏

21
00:02:10,351 --> 00:02:13,297
کمک کردن به شوت نیست ‏!‏

22
00:02:15,264 --> 00:02:18,258
باید از قدرتم استفاده کنم و به بقیه کمک کنم ‏،‏

23
00:02:18,258 --> 00:02:21,307
اینطوری اونا میتونن سریعتر مأمورتشونُ تموم کنن ‏!‏

24
00:02:22,345 --> 00:02:26,326
، با اینکه دردی قلب مِلئورونُ فرا گرفته
، ولی مجبور بود اون دو هانترُ ترک کنه

25
00:02:26,326 --> 00:02:30,307
، و برای موفقیت آمیز بودن این مأموریت
. به دنبال گون و کیلوا بره

26
00:02:30,307 --> 00:02:35,319
در همین اثناء هم ، ایکالگو به زیرزمین کاخ ، برای
. برای نجات پالم رسیده

27
00:02:40,834 --> 00:02:41,900
! سنجاقک هایِ ماهواره ای

28
00:02:50,874 --> 00:02:52,853
. هرجوری که شده نجاتش میدم

29
00:02:53,818 --> 00:02:54,903
. پالم دوستِ دوستِ منِ

30
00:02:55,903 --> 00:02:57,841
... به عبارتی دوستِ منِ

31
00:02:58,853 --> 00:02:59,898
! دوست منِ

32
00:03:01,876 --> 00:03:05,846
، و مورل ، که از همه
زودتر به اتاق تخت سلطنتی رسیده

33
00:03:05,846 --> 00:03:09,896
در حال انتظار برای
، خروج پوف از پیله اَش هست

34
00:03:09,896 --> 00:03:13,842
، نِترو همراه با پادشاه ، کاخ رو ترک کردن

35
00:03:13,842 --> 00:03:18,854
، و گون و کیلوا برای انتقام کایتُ گرفتن

36
00:03:18,854 --> 00:03:21,819
. به طرف محل نِفِرپیتو ، حرکت کردن

37
00:03:28,857 --> 00:03:31,854
اشک های جاریتُ

38
00:03:31,854 --> 00:03:34,854
به شجاعت تبدیل کن

39
00:03:35,264 --> 00:03:38,293
بال های فرشته مانندتُ باز کن

40
00:03:38,293 --> 00:03:41,281
! ‏ و به بالاها پرواز کن

41
00:03:41,281 --> 00:03:47,273
Translated By ‏‏‏‏‏‏:‏‏‏‏‏‏ Shenhay_Sahel & ALI.68
Forums‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏AnimWorld‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏Net

42
00:03:48,261 --> 00:03:54,249
تا آخرش تسلیم نمیشیم

43
00:03:54,249 --> 00:03:59,275
! ‏‏ برای پُرفشاری ‏،‏ حتماً دلیل خوبی وجود داره

44
00:03:59,276 --> 00:04:03,245
. میتونی دوباره سعی کنی

45
00:04:03,246 --> 00:04:05,284
. از تاریکی فرار کن

46
00:04:05,285 --> 00:04:09,283
. تو فقط باید بری

47
00:04:09,284 --> 00:04:14,289
. آینده همیشه منتظرِ ماست

48
00:04:14,289 --> 00:04:17,248
. ماوراء آسمان برو

49
00:04:17,248 --> 00:04:20,264
. اقیانوس ها رو طی کن

50
00:04:20,264 --> 00:04:23,290
... ‏ بوس فرشته رو

51
00:04:23,290 --> 00:04:27,240
( ! ‏‏‏‏‏‏ ‏ بگیر ‏!‏ ‏( تو میتونی تلاش کنی

52
00:04:26,648 --> 00:04:31,728
! ‏‏ بیا با هم بریم به
یک ماجراجویی که هیچ وقت تمام نمیشه

53
00:04:31,728 --> 00:04:38,654
! ‏‏برای همیشه و هر جایی

54
00:04:43,636 --> 00:04:48,636
انتقام × و × درمان

55
00:05:53,639 --> 00:05:54,652
... منُ

56
00:05:55,703 --> 00:05:57,663
بیاد داری ؟

57
00:06:11,295 --> 00:06:13,299
! من گون فریکسم

58
00:06:14,287 --> 00:06:16,282
... برای برگردوندن کایت

59
00:06:17,260 --> 00:06:19,257
! اومدم پیشت

60
00:06:24,272 --> 00:06:28,258
. پیتو اصلاً حرفای گون رو نشنید

61
00:06:28,317 --> 00:06:32,234
، تنها چیزی که در ذهن پیتو بود
جون بدر بردن از دستور تهدید آمیز

62
00:06:32,234 --> 00:06:34,298
. اخیر پادشاه ، بوده

63
00:06:35,245 --> 00:06:39,240
. تمام سلول های بدن پیتو ، روی کارش متمرکز شده بودن

64
00:06:44,161 --> 00:06:46,155
... باید از کوموگی محافظت کنم

65
00:06:47,145 --> 00:06:48,186
! هر طوری که شده

66
00:06:53,147 --> 00:06:54,155
. یه چیزی درست نیست

67
00:06:55,110 --> 00:06:58,181
، در یک لحظه ی کوتاه کیلوا
. فهمید که یک چیزی عجیب هست

68
00:07:00,112 --> 00:07:05,100
، چرا وقتی دشمن جلوی چشماشِ
وارد حالتِ نبرد نمیشه ؟

69
00:07:06,125 --> 00:07:08,157
... هیچ هاله ای ازش حس نمیکنم

70
00:07:09,146 --> 00:07:13,157
... پیتو انگاری برهنه از هر هاله ای
. یجورایی کاملاً بی دفاعست

71
00:07:14,164 --> 00:07:18,157
فکر میکنه بدون هاله ، میتونه شکستمون بده ؟

72
00:07:19,130 --> 00:07:21,108
. نه ، چنین چیزی نیست

73
00:07:22,134 --> 00:07:25,168
، هاله ای که گونُ در بر گرفته
. قابل مقایسه با قبلش نیست

74
00:07:26,120 --> 00:07:30,132
. حتی پیتو هم نمیتونه بدون " نِن " جلوشُ بگیره

75
00:07:31,158 --> 00:07:33,119
شاید بخاطر جای ماست ؟

76
00:07:34,126 --> 00:07:37,162
، پیتو اعتماد به نفس داره که

77
00:07:37,162 --> 00:07:41,140
اگه از این فاصله بخوایم بهش حمله کنیم ، زمان
کافی برای فعال سازی " نِن " داره ؟

78
00:07:42,120 --> 00:07:43,158
. این ممکنه

79
00:07:44,190 --> 00:07:47,140
... اما ، چرا

80
00:07:47,186 --> 00:07:49,121
اینجوری به نظر نمیاد ؟

81
00:07:50,112 --> 00:07:51,143
... تقریباً شبیه به

82
00:07:52,093 --> 00:07:52,189
. درسته

83
00:07:54,155 --> 00:07:56,092
... اون درست مثلِ

84
00:07:58,402 --> 00:08:00,348
... یه مادرِ که

85
00:08:01,328 --> 00:08:04,378
میخواد از بدنش برای محافظت
. از یه چیز ضعیفتر استفاده کنه

86
00:08:06,334 --> 00:08:07,365
. این احمقانست

87
00:08:07,407 --> 00:08:10,356
! اون همچین شخصی نیست

88
00:08:11,330 --> 00:08:14,343
... با این وجود ، چرا پدربزرگ

89
00:08:15,378 --> 00:08:19,326
، تصمیم گیری در مورد اون داخلُ
. میسپرم به خودتون

90
00:08:22,407 --> 00:08:24,407
...یه همچین چیزی گفت ؟ 

91
00:08:27,351 --> 00:08:32,318
، مادامیکه کیلوا در حال مقابله با غرائز طبیعیش هست

92
00:08:32,318 --> 00:08:36,337
جلوی چشمای گون ، اون دختر ، تصوری از

93
00:08:36,337 --> 00:08:38,404
. کایت براش تدائی میکرد

94
00:08:52,914 --> 00:08:55,918
. از اون ... دور بشو

95
00:09:02,933 --> 00:09:07,919
دارم میگم با اون هیولا ، از کنار
. اون دور بشو

96
00:09:10,951 --> 00:09:13,907
! و بعدش با من بجنگ

97
00:09:14,881 --> 00:09:16,897
با من بجنگ و کایتُ ــ

98
00:09:33,894 --> 00:09:38,947
، گذاشتن دو دست ، پُشت رو به روی زمین
... که نشون دهندۀ هیچگونه مقابله ای هست

99
00:09:40,128 --> 00:09:43,098
. اینُ کیلوا به خوبی میشناخت

100
00:10:11,106 --> 00:10:12,089
خواهشاً

101
00:10:13,126 --> 00:10:14,114
. صبر کن

102
00:10:23,103 --> 00:10:24,172
! چرت نگو

103
00:10:25,142 --> 00:10:27,167
برای چی باید منتظر بمونم ؟

104
00:10:32,180 --> 00:10:34,228
! پاشو ! باید بریم بیرون

105
00:10:36,193 --> 00:10:38,229
... مقاومت نکردن پیتو

106
00:10:39,182 --> 00:10:42,259
. باعث فوارن خشم گون شد

107
00:10:43,259 --> 00:10:48,179
در همین حال ، کیلوا داشت
. به وضعیت کنونی ، واقف میشد

108
00:10:48,179 --> 00:10:48,255
... و اونم

109
00:10:51,244 --> 00:10:54,234
. دیگه بقیۀ مأموریت به من ربطی نداره

110
00:10:56,184 --> 00:11:00,188
این نشون میده که یه
! چیز غیرمنتظره رُخ داده

111
00:11:01,187 --> 00:11:04,194
، یه چیزی که پدربزرگ نمیدونست
. وقتی اژدهای رو به شیرجه در می آورد

112
00:11:05,194 --> 00:11:08,178
احتمالاً مأموریت پدربزرگ

113
00:11:08,178 --> 00:11:13,214
استفاده از شیرجه ی اژدها و سر اژدها ، برای جدا کردن
. پادشاه از محافظین سلطنتی بوده

114
00:11:14,227 --> 00:11:17,197
. اما نمیدونست که اون دختر اینجاست

115
00:11:19,176 --> 00:11:22,179
، نه وایسا ، از حضور اون شخص سوم

116
00:11:23,202 --> 00:11:27,200
! هیچ کسی خبر نداشت

117
00:11:31,190 --> 00:11:34,205
و به احتمال قوی ، اون

118
00:11:34,205 --> 00:11:37,174
. دلیل آسیب رسوندن پادشاه به خودش بوده

119
00:11:37,230 --> 00:11:40,200
برای چی پادشاه ، چنین کاریُ انجام داده ؟

120
00:11:43,001 --> 00:11:47,971
برای اینکه اون شخص
. برای پادشاه ، یه شخص خاصیِ

121
00:11:48,962 --> 00:11:51,933
. پیتو خودش اینکارُ نمیکنه

122
00:11:52,937 --> 00:11:54,988
! به دستور پادشاه داره ، درمانش میکنه

123
00:11:56,917 --> 00:11:59,986
این توانایی پیتو ، فقط جلوی
. استفاده " اِن " رو نمیگیره

124
00:12:00,942 --> 00:12:03,997
، بلکه باید همۀ هاله ـشم روش متمرکز کنه
. تا این توانایی فعال بشه

125
00:12:06,920 --> 00:12:11,958
با این وجود ، کیلوا میدونست که
، این اطلاعات روی گون

126
00:12:11,958 --> 00:12:13,963
. فقط اثر منفی میزاره

127
00:12:16,618 --> 00:12:18,571
چیکار باید بکنم ؟

128
00:12:18,637 --> 00:12:19,650
چی باید بهش بگم ؟

129
00:12:25,640 --> 00:12:26,593
گوــ

130
00:12:26,593 --> 00:12:27,576
! هر کاری بخوای میکنم

131
00:12:28,644 --> 00:12:31,586
! هر کاری که تو بگی میکنم

132
00:12:32,603 --> 00:12:33,639
. پس خواهشاً صبر کن

133
00:12:34,619 --> 00:12:35,577
... من

134
00:12:36,596 --> 00:12:39,599
! هر جوری شده باید اونُ نجات بدم

135
00:12:50,402 --> 00:12:51,412
نجات ؟

136
00:12:53,392 --> 00:12:55,453
نجات " چی ؟ "

137
00:12:56,442 --> 00:12:57,452
هر چی ؟

138
00:12:58,418 --> 00:13:00,378
... اون " هر چی " ای که گفتی

139
00:13:00,378 --> 00:13:00,454
... کیلوا

140
00:13:02,380 --> 00:13:03,455
. من دارم ازش سوأل میپرسم

141
00:13:09,447 --> 00:13:13,386
باید نجاتش بدی " چی ؟ "

142
00:13:25,413 --> 00:13:30,432
، در میون این فشاری که قرار گرفته بود
... جوابی که پیتو انتخاب کرده

143
00:13:32,277 --> 00:13:35,291
... این شخص برای

144
00:13:36,288 --> 00:13:40,329
، شخصی که برام مهمِ
! شخص مهمیِ

145
00:13:41,315 --> 00:13:43,331
. حقیقت بوده ...

146
00:13:45,314 --> 00:13:49,250
. دلیل اینکه پادشاه پادشاهِ ، اونِ

147
00:13:50,285 --> 00:13:54,313
. اگه اون بمیره ، پادشاه ، دیگه پادشاه نیست

148
00:13:55,277 --> 00:13:56,284
. اون اینقدر مهمِ

149
00:13:57,273 --> 00:13:58,268
... پس

150
00:13:59,272 --> 00:14:02,332
! فقط نیازه که اونُ نجات بدم

151
00:14:03,346 --> 00:14:08,333
، بعد از اینکه اون درمان شده
. هر چی میخوایدُ ، انجام میدم

152
00:14:09,319 --> 00:14:11,261
! پس خواهشاً صبر کن

153
00:14:16,275 --> 00:14:18,349
پس میخوای نجاتش بدی ؟

154
00:14:20,992 --> 00:14:22,088
باید نجاتش بدی ؟

155
00:14:24,035 --> 00:14:26,013
یعنی نجاتش بدی ؟

156
00:14:46,028 --> 00:14:50,027
... چطور جرأت میکنی اینُ بگی

157
00:14:52,011 --> 00:14:53,065
!چطور جرأت میکنی ؟

158
00:14:59,000 --> 00:15:00,029
! لعنتی

159
00:15:01,034 --> 00:15:02,049
... کی

160
00:15:03,075 --> 00:15:08,065
!کی آخه به حرفای تو گوش میده ؟

161
00:15:13,994 --> 00:15:15,054
! گون صبر کن

162
00:15:18,007 --> 00:15:22,005
. احتمالاً ما بودیم که به اون دختر آسیب رسوندیم

163
00:15:23,016 --> 00:15:25,000
. با شیرجه ی اژدهای پدربزرگ

164
00:15:26,012 --> 00:15:27,006
خب ؟

165
00:15:27,049 --> 00:15:33,015
و شاید راست باشه که پیتو داره اونُ
. درمان میکنه

166
00:15:34,023 --> 00:15:35,016
خب که چی ؟

167
00:15:35,985 --> 00:15:38,952
. تا کارش تموم بشه ، صبر کن

168
00:15:42,970 --> 00:15:43,975
احتمالاً " ؟ "

169
00:15:44,958 --> 00:15:45,942
شاید " ؟ "

170
00:15:47,019 --> 00:15:49,977
میخوای به دلیل
احتمالاً " و " شاید " صبر کنم ؟ "

171
00:15:50,955 --> 00:15:55,018
و صبر کردیم ، بعدش " شاید " اون بخواد

172
00:15:55,018 --> 00:15:57,014
کاری که میخوامُ برام بکنه ؟

173
00:15:59,957 --> 00:16:02,000
احتمالاً ؟ شاید ؟

174
00:16:02,936 --> 00:16:03,019
!واقعاً ؟

175
00:16:04,005 --> 00:16:05,019
! چرت نگو

176
00:16:05,985 --> 00:16:07,965
! چرتُ پرت نباف

177
00:16:09,927 --> 00:16:11,995
!حالت خوشِ تو ؟

178
00:16:12,061 --> 00:16:17,128
!تو ... تو چیزایی که این میگه رو ، باور میکنی ؟

179
00:16:17,128 --> 00:16:19,153
! من نمیتونم باور کنم

180
00:16:34,064 --> 00:16:37,096
... اگه بخوای ، دست راستمم

181
00:16:38,125 --> 00:16:40,130
، اگه باز کافی نبودش

182
00:16:43,218 --> 00:16:45,219
... میتونم هر دو پامَم

183
00:16:53,227 --> 00:16:59,239
، اگه نگرانید بعد از درمانش
، زیر حرفم بزنم

184
00:17:00,203 --> 00:17:05,271
میتونید هر بخشی از بدنمُ
. که توی درمان اون مداخله نمیکنه رو ، بشکنید

185
00:17:06,258 --> 00:17:10,234
! التماست میکنم بزار اون دخترُ نجات بدم

186
00:17:44,247 --> 00:17:45,274
... نامردیِ

187
00:17:46,247 --> 00:17:48,251
! نامردیِ ، لعنتی

188
00:17:49,223 --> 00:17:51,251
، چرا فقط باید به اون کمک کنی

189
00:17:51,287 --> 00:17:56,227
!و بعدش یه همچین بلایی سر کایت بیاری ؟

190
00:17:56,227 --> 00:17:57,224
! گون

191
00:17:57,224 --> 00:18:04,227
!چرا ؟

192
00:18:40,281 --> 00:18:42,255
. مسخره بازی دیگه بسته

193
00:18:50,240 --> 00:18:52,256
... اول از همه

194
00:18:52,256 --> 00:18:54,257
، گون ، اگه اونُ بکشی

195
00:18:55,223 --> 00:18:57,208
. دیگه کایت به حالت قبلش برنمیگرده

196
00:19:18,260 --> 00:19:20,240
. تو خیالتم نیست ، کیلوا

197
00:19:22,219 --> 00:19:24,209
. کاملاً خونسردی

198
00:19:26,286 --> 00:19:29,234
... چون برات مهم نیست

199
00:19:43,398 --> 00:19:46,401
، چون تو کنترلتُ از دست دادی
. دارم اینُ میگم

200
00:19:47,428 --> 00:19:50,394
، اولین چیزی که وقتی اومده بودیم اینجا
گفتی بودیُ ، فراموش کردی ؟

201
00:19:51,440 --> 00:19:53,415
! اومدیم کایتُ برگردونیم

202
00:19:54,372 --> 00:19:56,365
! به خودت بیا عوضی

203
00:20:08,438 --> 00:20:09,439
. آره

204
00:20:11,416 --> 00:20:13,374
. دیگه مشکلی نیست

205
00:20:32,196 --> 00:20:33,207
چقدر زمان میبره ؟

206
00:20:33,272 --> 00:20:35,216
چقدر باید صبر کنم ؟

207
00:20:38,184 --> 00:20:40,216
برای اینکه کاملاً درمان بشه

208
00:20:40,271 --> 00:20:43,192
. یه سه-چهار ساعتی زمان میبره

209
00:20:43,240 --> 00:20:45,217
. نمیشه ، نمیتونم اینقدر صبر کنم

210
00:20:50,267 --> 00:20:53,193
، اگه یک ساعت وقت داشته باشم

211
00:20:53,274 --> 00:20:57,188
. میتونم صدمات جدیشُ خوب کنم

212
00:20:58,235 --> 00:21:01,203
. التماس میکنم ، خواهشاً

213
00:21:07,648 --> 00:21:13,623
، یک ساعت بعدش ، تو با من میای پیجینگ
. و کایتُ به حالت اولش برمیگردونی

214
00:21:14,618 --> 00:21:15,673
میتونی بهم قول بدی ؟

215
00:21:17,615 --> 00:21:19,673
! قسم میخورم به قولم وفا کنم

216
00:21:29,602 --> 00:21:31,680
. برای یک ساعت ، همینجا منتظر میشم

217
00:22:06,616 --> 00:22:12,658
. خوش گذرونی در صبح و تمامِ شب
رو بیرون موندن ، این طبیعتِ ماست

218
00:22:16,300 --> 00:22:22,301
این احساسِ اشتیاق سیاهِ یا سفیده ؟

219
00:22:23,234 --> 00:22:29,293
. حرکتی دایره وار که گذشته رو تدائی میکنه

220
00:22:29,293 --> 00:22:35,277
. با صدای ترق و تروقی ما رو
به آینده ای که آرزوشُ داریم پیوند میدهد

221
00:22:35,289 --> 00:22:42,244
. چشم هاتُ ببند و از مسیرِ مارپیچ عبور کن

222
00:22:42,244 --> 00:22:50,241
. در پایانِ این رویایِ مرموز ، زیبایی رو پیدا میکنی

223
00:22:51,241 --> 00:22:57,254
. قطعاً ، سکۀ پرتاب شده همیشه در آسمان می رقصد

224
00:22:57,254 --> 00:23:03,234
آرزویِ چه پایانی رو داشته باشم ؟

225
00:23:03,250 --> 00:23:09,230
. قطعاً ، نور درخشده ای به سایه ها نقش میدهد

226
00:23:09,230 --> 00:23:14,302
، پس به این سمت بیا

227
00:23:14,322 --> 00:23:20,256
. بزار آیندمون یکی بشه

228
00:23:28,998 --> 00:23:31,939
. در قسمت بعدی : توهین × و × برگشت

229
00:23:31,939 --> 00:23:34,940
... الان به چیزی نمیتونم فکر کنم

230
00:23:34,940 --> 00:23:36,997
! کیلوا ، خیلی بهم توهین کردی

231
00:23:36,997 --> 00:23:38,981
. اوه ... حالا حالم بهتر شد

