1
00:00:01,800 --> 00:00:04,793
هـی‏،‏ یوپی ‏!‏

2
00:00:07,844 --> 00:00:10,793
بیا اینجا احمق !‏

3
00:00:14,838 --> 00:00:19,809
بهش میگم باید نگرانِ یه دشمنِ دیگه هم باشه ‏.‏

4
00:00:20,852 --> 00:00:22,803
اشکالی نداره ‏.‏

5
00:00:23,782 --> 00:00:26,828
اینطوری باعث میشه یوپی حواسش پرت بشه ‏،‏

6
00:00:26,828 --> 00:00:28,877
و شوت نجات پیدا کنه ‏.‏

7
00:00:35,818 --> 00:00:38,815
اشک های جاریتُ

8
00:00:38,815 --> 00:00:41,815
به شجاعت تبدیل کن

9
00:00:42,299 --> 00:00:45,328
بال های فرشته مانندتُ باز کن

10
00:00:45,328 --> 00:00:48,316
! ‏ و به بالاها پرواز کن

11
00:00:48,316 --> 00:00:54,308
Translated By ‏‏‏‏‏‏:‏‏‏‏‏‏ Shenhay_Sahel & ALI.68
Forums‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏AnimWorld‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏Net

12
00:00:55,296 --> 00:01:01,284
تا آخرش تسلیم نمیشیم

13
00:01:01,284 --> 00:01:06,310
! ‏‏ برای پُرفشاری ‏،‏ حتماً دلیل خوبی وجود داره

14
00:01:06,311 --> 00:01:10,280
. میتونی دوباره سعی کنی

15
00:01:10,281 --> 00:01:12,319
. از تاریکی فرار کن

16
00:01:12,320 --> 00:01:16,318
. تو فقط باید بری

17
00:01:16,319 --> 00:01:21,324
. آینده همیشه منتظرِ ماست

18
00:01:21,324 --> 00:01:24,283
. ماوراء آسمان برو

19
00:01:24,283 --> 00:01:27,299
. اقیانوس ها رو طی کن

20
00:01:27,299 --> 00:01:30,325
... ‏ بوس فرشته رو

21
00:01:30,325 --> 00:01:34,275
( ! ‏‏‏‏‏‏ ‏ بگیر ‏!‏ ‏( تو میتونی تلاش کنی

22
00:01:33,684 --> 00:01:38,764
! ‏‏ بیا با هم بریم به
یک ماجراجویی که هیچ وقت تمام نمیشه

23
00:01:38,764 --> 00:01:45,690
! ‏‏برای همیشه و هر جایی

24
00:01:50,671 --> 00:01:55,676
وظیفه × و × سئوال

25
00:02:06,675 --> 00:02:07,724
. " هاگیا ساما "

26
00:02:07,724 --> 00:02:10,746
، ایکالگو بدون اینکه درک کنه
اسمیُ گفت که باعث شد

27
00:02:11,682 --> 00:02:15,679
، ولفین و براودا بهش سوءظن پیدا کنن

28
00:02:15,706 --> 00:02:18,683
و در این حال ایکالگو به سمت زیرزمین کاخ

29
00:02:18,683 --> 00:02:20,730
. برای جستجوی پالم رفت

30
00:02:46,761 --> 00:02:48,719
! سنجاقک های ماهواره ای

31
00:02:55,432 --> 00:02:59,407
ایکالگو فقط از روی اطلاعات
. پالم رو میشناخت

32
00:03:00,374 --> 00:03:02,413
... با این وجود ، اون قبلاً تصمیمشُ گرفته بود

33
00:03:02,413 --> 00:03:07,407
. که بدون پیدا کردن اون ، پاشُ از کاخ بیرون نزاره

34
00:03:09,358 --> 00:03:10,433
. هر جوری شده نجاتش میدم

35
00:03:11,383 --> 00:03:13,358
. پالم دوستِ دوستامِ

36
00:03:14,406 --> 00:03:15,433
... پس دوست منم هست

37
00:03:16,443 --> 00:03:18,408
! دوست منِ

38
00:03:21,436 --> 00:03:25,352
. پالم زندگیشُ به خطر انداخته

39
00:03:25,352 --> 00:03:28,389
. این حقیقت ، باعث احترامِ ایکالگو به اون بوده

40
00:03:35,443 --> 00:03:38,380
. ربطی به وظیفه یا ماموریت نداره

41
00:03:40,427 --> 00:03:42,346
... میخوام نجاتش بدم

42
00:03:43,981 --> 00:03:46,009
. برای اینکه تصمیم گرفتم که بهش کمک کنم

43
00:03:48,994 --> 00:03:51,010
، آسانسوری که به زیرزمین منتهی میشد

44
00:03:51,958 --> 00:03:55,036
. داری دوربین امنیتی و حس گرهای وزنی بوده

45
00:03:55,973 --> 00:03:57,036
، پس از رسیدن به زیرزمین

46
00:03:57,036 --> 00:04:00,011
، به طور خودکار شناسایی میکنه که کسی داخلش نبوده

47
00:04:00,011 --> 00:04:02,015
. و سپس به بالا برمیگرده

48
00:04:03,021 --> 00:04:05,976
، هر چند نفری که بخوان میتونن بیان پایین

49
00:04:05,976 --> 00:04:08,962
. ولی فقط یک دور میشه به بالا رفت

50
00:04:08,962 --> 00:04:12,950
. و یه کد رمز وجود داره

51
00:04:12,984 --> 00:04:16,027
رمز هشت رقمی برای هر شخص فرق میکن ، تا شخصی

52
00:04:16,027 --> 00:04:18,963
. که از آسانسور استفاده میکنه ، مشخص باشه

53
00:04:19,021 --> 00:04:22,012
، اگه قد و وزن شخص
، و همچنین کد رمز هشت رقمی

54
00:04:22,012 --> 00:04:27,983
که اطلاعاتش از قبل ثبت شده هست
، مطابق هم نباشد ، آژیر هشدار به صدا در میاد

55
00:04:27,983 --> 00:04:30,959
. و آسانسور به زندان تبدیل میشه

56
00:04:32,027 --> 00:04:36,964
، بعد از ورود یک رمز نادرست
. یه صدای اخطار زده میشه و در ها قفل میشن

57
00:04:37,982 --> 00:04:41,950
، وقتی کد رمز ، سه بار غلط وارد بشه

58
00:04:41,950 --> 00:04:45,013
، آسانسور پُر از گاز خواب آور میشه
. و متجاوز گیر میوفته و شکنجه میشه

59
00:04:45,955 --> 00:04:48,014
. به عبارتی ، سه اشتباه مساوی با مرگِ

60
00:04:54,961 --> 00:05:01,015
، سازنده و دارنده ی رمز اصلی کشته شده بودن

61
00:05:01,433 --> 00:05:05,334
. برای اینکه رمز مثل یه زندگی با ارزش بوده

62
00:05:06,382 --> 00:05:09,351
و تنها دارنده های کد رمز که بدون

63
00:05:09,351 --> 00:05:12,397
هیچ محدودیتی میتونن از
، آسانسور استفاده کنن

64
00:05:12,397 --> 00:05:14,421
. بیزف و مارکوس بودن

65
00:05:16,394 --> 00:05:21,363
بخاطر همین بود که آسانسور
، وسیله ای راحت تر برای قاچاق چیزهای مختلف

66
00:05:21,363 --> 00:05:24,387
، شامل انسان ، بجای ورودیه محموله ها

67
00:05:24,387 --> 00:05:27,422
. که توسط سربازا حمل میشده ، بوده

68
00:05:42,266 --> 00:05:44,266
!این بو چیه ؟

69
00:05:45,218 --> 00:05:49,224
فلوتر عوضی ، توی مرده شور خونه ای چیزی بوده ؟

70
00:05:54,211 --> 00:05:58,263
همچنین بوی " برو " که قبل از

71
00:05:58,263 --> 00:06:01,201
. من وارد آسانسور شده رو میتونم حس کنم

72
00:06:02,223 --> 00:06:06,225
... لعنتی ، بدون شک یه بوی دیگه هم غاطیشِ

73
00:06:07,232 --> 00:06:11,232
بویِ قوی بدن در حال تجزیه ی فلوتر به

74
00:06:11,232 --> 00:06:13,254
. مشام ولفین رسیده

75
00:06:14,290 --> 00:06:18,214
، از اونجایی که " برو " هم رفته به زیرزمین

76
00:06:19,214 --> 00:06:23,204
اونم باید به گفته ی فلوتر در
. مورد " هاگیا ساما " شک کرده باشه

77
00:06:24,287 --> 00:06:28,245
یا اینکه ، دست بروادا هم تو کاسست ؟

78
00:06:31,148 --> 00:06:34,166
، وقتی داشتم صحنه رو نگاه میکردم

79
00:06:36,132 --> 00:06:40,090
نکنه که " برو " هم داشت منُ نگاه میکرد ؟

80
00:06:43,091 --> 00:06:46,183
، اگه اینطوری باشه و اون دستش
با اونا تو یه کاسه بوده باشه

81
00:06:46,183 --> 00:06:51,128
... باید فهمیده باشه که من به رفتار عجیب فلوتر مشکوک شدم

82
00:06:52,107 --> 00:06:56,126
... پس دلیل اینکه زودتر رفته پایین

83
00:06:59,127 --> 00:07:03,093
. کمین کردن برای منِ

84
00:07:05,641 --> 00:07:07,666
! لعنتی ، این شانسم بودا

85
00:07:09,653 --> 00:07:11,703
. بدون شک فلوتر مشکوکِ

86
00:07:11,703 --> 00:07:15,658
اگه اونُ مثلاً به عنوان بمب گذار بگیرم

87
00:07:16,637 --> 00:07:20,652
. بیزف بهم مدیون میشه

88
00:07:21,655 --> 00:07:22,652
! بیزف

89
00:07:24,716 --> 00:07:26,637
!بیزف کجاست ؟

90
00:07:27,678 --> 00:07:28,694
... اصلاً خوب نیست

91
00:07:29,710 --> 00:07:34,713
، اگه در طول این حمله بمیره
! تمام برنامه هام خراب میشه

92
00:07:35,695 --> 00:07:39,714
! بیخیال فلوتر ... اول باید بیزفُ پیدا کنم

93
00:07:47,680 --> 00:07:48,683
... یو

94
00:07:49,677 --> 00:07:50,698
... پدربزرگ

95
00:07:58,641 --> 00:07:59,704
. تغییر کرده

96
00:08:03,712 --> 00:08:06,723
. کار من همینجا تموم شد

97
00:08:07,665 --> 00:08:10,656
. دیگه به من این ماموریت ، ربطی نداره

98
00:08:13,657 --> 00:08:16,720
خودتون میدونید که میخواید داخل
. اونجا بشید یا نه

99
00:08:18,880 --> 00:08:19,874
داخل ؟

100
00:08:24,917 --> 00:08:27,888
، بقیه ی حرفشُ قورت داد

101
00:08:28,875 --> 00:08:30,914
. زنو در تاریکی ناپدید شد

102
00:08:47,900 --> 00:08:52,846
، در همین اثناء ، در نزدیکیِ خرابه های پلکان مرکزی

103
00:08:52,911 --> 00:08:58,935
ناکِل که خودشُ نشون داده که جزو
. نقشه ی اصلی نبوده

104
00:09:00,589 --> 00:09:03,541
... مِلئورون و شوت

105
00:09:04,547 --> 00:09:06,527
. نفس هاشون حبس شده بود

106
00:09:15,496 --> 00:09:23,552
! بیا جلو

107
00:09:32,561 --> 00:09:36,503
. که اینطور ... پس این مال توئه

108
00:09:37,552 --> 00:09:38,568
. وقتشه

109
00:09:39,520 --> 00:09:40,583
. اضافه میشه

110
00:09:43,555 --> 00:09:45,540
عددش افزایش پیدا کرده ؟

111
00:10:12,531 --> 00:10:14,555
حمله های من روش اثر ندارن ؟

112
00:10:15,512 --> 00:10:16,569
این دیگه چه کوفتیه ؟

113
00:10:20,127 --> 00:10:21,145
! فرار نکن

114
00:10:21,145 --> 00:10:22,166
! جوابمُ بده

115
00:10:23,121 --> 00:10:24,164
!این چیه ؟

116
00:10:29,140 --> 00:10:33,172
! کی بهت توضیح میده ، احمق خان

117
00:10:33,172 --> 00:10:36,169
! اگه میخوای بدونی ، اول منُ بگیر

118
00:10:48,188 --> 00:10:52,169
... ناکِل عوضی ، میخواد تنهایی باهاش رو در رو بشه

119
00:10:53,135 --> 00:10:58,207
، توی این گردُ غبار و اون دستای مرگبار
. نمیتونم بهش نزدیک بشه

120
00:11:00,171 --> 00:11:04,190
، در این صورت ، نه سریع و نه آهسته
، جوری قدم بر میدارم

121
00:11:04,190 --> 00:11:08,121
! که اکسیژن رو بتونم نگه دارم

122
00:11:36,119 --> 00:11:40,170
... نباید هوشیاریمُ از دست بدم

123
00:11:41,110 --> 00:11:43,110
، اگه بیهوش بشم

124
00:11:44,151 --> 00:11:49,110
... اثر هتل رافلزیا از بین میره

125
00:11:50,156 --> 00:11:57,206
... هر قدر آسیب کمی هم باشه ، بیهوده نیست

126
00:12:09,201 --> 00:12:14,200
هنوز میتونم مبارزه کنم ‏.‏‏.‏‏.‏

127
00:12:16,117 --> 00:12:19,145
هنوز میتونم ‏.‏‏.‏‏.‏

128
00:12:40,146 --> 00:12:44,134
نمیتونم ‏.‏‏.‏‏.‏ نمیتونم بگم ‏!‏

129
00:12:46,109 --> 00:12:49,175
نمیتونم به شوت بگم همچنان مبارزه کنه ‏!‏

130
00:12:56,992 --> 00:13:01,023
الان ‏،‏ کارِ من ‏.‏‏.‏‏.‏

131
00:13:02,033 --> 00:13:05,020
کمک کردن به شوت نیست ‏!‏

132
00:13:07,087 --> 00:13:11,002
باید از قدرتم استفاده کنم و به بقیه کمک کنم ‏،‏

133
00:13:11,002 --> 00:13:14,999
اینطوری اونا میتونن سریعتر مأمورتشونُ تموم کنن ‏!‏

134
00:13:15,087 --> 00:13:18,088
تو باید زنده بمونی ‏،‏ شوت ‏!‏

135
00:13:19,073 --> 00:13:22,030
نـــمــــیــــر ‏!‏

136
00:13:36,865 --> 00:13:38,841
هیچ کس اینجا نیست ‏.‏

137
00:13:42,878 --> 00:13:44,838
آروم باش ‏.‏‏.‏‏.‏

138
00:13:44,838 --> 00:13:46,858
با دقت اطرافُ نگاه کن ‏.‏

139
00:13:49,829 --> 00:13:53,850
اگه منُ بگیرن ‏،‏ هنوز میتونم وانمود کنم
که طرفِ اونام ‏.‏

140
00:13:55,787 --> 00:13:56,806
البته ‏.‏‏.‏‏.‏

141
00:13:56,882 --> 00:14:00,872
ممکنه کار ساز نباشه ‏،‏ بستگی داره به کی برخورد کنم ‏.‏

142
00:14:03,819 --> 00:14:06,808
نقشۀ عالی ‏.‏‏.‏‏.‏ غیرِ فعال شو ‏!‏

143
00:14:14,319 --> 00:14:15,313
خُب ‏!‏

144
00:14:15,363 --> 00:14:16,355
فعال شو ‏!‏

145
00:14:26,319 --> 00:14:30,368
اون زندانِ دودیِ مورلِ ‏.‏

146
00:14:30,368 --> 00:14:32,299
که یعنی ‏.‏‏.‏‏.‏

147
00:14:32,352 --> 00:14:37,302
مورِل و پوف دارن بدونِ هیچ مزاحمتی ‏،‏
تو اتاقِ پادشاه مبارزه میکنن ‏!‏

148
00:14:38,313 --> 00:14:41,300
پس فقط میمونه ‏.‏‏.‏‏.‏

149
00:14:41,339 --> 00:14:43,357
گون و کیلوا ‏!‏

150
00:14:47,268 --> 00:14:50,313
اونا کجان ؟ گون و کیلوا کجان ؟

151
00:14:52,244 --> 00:14:54,238
از کدوم طرف رفتن ؟

152
00:15:03,327 --> 00:15:05,253
وِلفین ‏!‏؟

153
00:15:06,266 --> 00:15:07,268
لعنتی ‏!‏

154
00:15:08,269 --> 00:15:10,301
معامله کردن باهاش سخته ‏.‏‏.‏‏.‏

155
00:15:10,301 --> 00:15:13,297
بینِ فرمانده هایِ اسکادران اون از همه شکاک تره ‏!‏

156
00:15:13,297 --> 00:15:17,294
اگه بهت شک کنه ‏،‏ تا وقتی که
نمیری بهت اعتماد نمیکنه ‏!‏

157
00:15:23,304 --> 00:15:27,266
دیگه نمیتونم نفسمُ نگه دارم ‏.‏‏.‏‏.‏ یعنی فرار کنم ؟

158
00:15:27,312 --> 00:15:29,266
از کدوم طرف برم ؟

159
00:15:31,311 --> 00:15:33,353
اگه از همون سمتی که من میرم بیاد ‏،‏ چی ؟

160
00:15:36,272 --> 00:15:37,321
وایسم تا بره ؟

161
00:15:39,298 --> 00:15:41,306
یعنی تا اون موقع میتونم دووم بیارم ؟

162
00:15:45,340 --> 00:15:48,272
نه ‏.‏‏.‏‏.‏ نمیتونم نفسمُ نگه دارم ‏!‏

163
00:15:49,298 --> 00:15:50,344
دیگه طاقت ندارم ‏!‏

164
00:16:03,178 --> 00:16:07,178
باید خیلی سریع تو یه لحظه دَم و بازدم کنم ‏!‏

165
00:16:07,237 --> 00:16:09,257
نقشۀ عالی ‏،‏ غیرِ فعال شو ‏!‏

166
00:16:14,245 --> 00:16:17,219
حالا دَم ‏.‏‏.‏‏.‏

167
00:16:17,219 --> 00:16:18,257
فعال شو ‏!‏

168
00:16:23,229 --> 00:16:26,240
برای یه لحظه ‏،‏ یه چیزی احساس کردم ‏.‏

169
00:16:36,215 --> 00:16:37,207
دشمنِ ؟

170
00:16:39,239 --> 00:16:44,246
قدرتِ وِلفین منعکس کنندۀ ماهیتِ خودشِ ‏،‏

171
00:16:44,246 --> 00:16:48,191
انتقالِ شَکِش به یه سلاحِ مؤثرِ ‏.‏

172
00:16:49,259 --> 00:16:53,213
مردِ تخمِ مرغی
مردِ موشکی

173
00:16:50,767 --> 00:16:51,776
مردِ موشکی ‏!‏

174
00:16:54,693 --> 00:16:56,782
کسی که پشتِ ساختمون پنهان شدی ‏،‏

175
00:16:56,782 --> 00:17:00,765
تا سه میشمارم ‏،‏ تسلیم شو و خودتُ نشون بده ‏!‏

176
00:17:01,783 --> 00:17:04,742
اگه تسلیم نشی ‏،‏ حمله میکنم ‏!‏

177
00:17:09,741 --> 00:17:10,745
سه ‏!‏

178
00:17:13,692 --> 00:17:14,693
دو ‏!‏

179
00:17:16,747 --> 00:17:17,739
یک ‏!‏

180
00:17:20,750 --> 00:17:22,720
آتش ‏!‏

181
00:17:35,562 --> 00:17:38,511
هیچ کس اونجا نیست ‏.‏‏.‏‏.‏ یعنی خیال کردم ؟

182
00:17:39,530 --> 00:17:43,515
با استفاده از مردِ موشکی ‏،‏ وِلفین اهدافشُ شناسایی میکنه

183
00:17:43,515 --> 00:17:46,516
و مهماتِشُ در قالبِ سئوالات و دستورات پُر میکنه ‏.‏

184
00:17:46,516 --> 00:17:50,583
اگر کسی پاسخِ دروغ بده یا اطاعت نکنه ‏،‏
حمله شروع میشه ‏.‏

185
00:17:52,521 --> 00:17:57,584
لحظه ای که وِلفین متوجه حضورِ یک نفر شد ‏،‏
مِلئورون از اونجا جابجا شده بود ‏.‏

186
00:17:58,536 --> 00:18:01,564
اگه ملِئورون همونجا مونده بود ‏،‏

187
00:18:01,564 --> 00:18:06,590
با وجودِ عدم توانایی وِلفین در شناسایی هدف ‏،‏
حمله ـَش حتماً موفق میشد ‏.‏

188
00:18:07,547 --> 00:18:11,520
با عدمِ پیدا کردنِ چیزی بعنوانِ هدف
حمله شکست خورد ‏.‏

189
00:18:13,505 --> 00:18:18,536
به محضِ شلیکِ مردِ موشکی
تا زمانِ برخورد به هدف اون رو دنبال میکنه ‏.‏

190
00:18:18,592 --> 00:18:22,550
هیچ کس از اون برخورد زنده نمیمونه ‏.‏

191
00:18:23,593 --> 00:18:29,516
هر چند ‏،‏ وِلفین میدونست که
تواناییش کامل نیست ‏.‏

192
00:18:29,598 --> 00:18:33,564
قدرتش چیزی جز یک ابزار نیست ‏.‏

193
00:18:34,513 --> 00:18:38,599
وِلفین حتی به قدرتِ خودش هم شک داشت ‏.‏

194
00:18:38,599 --> 00:18:42,580
اون به دنبالِ این بود که پادشاهِ پشتِ صحنه بشه ‏،‏

195
00:18:42,580 --> 00:18:48,518
برای اینکه اگه پادشاهِ واقعی میشد ‏،‏
بیش از اندازه شَک میکرد ‏.‏

196
00:18:49,576 --> 00:18:51,556
خیال کردم ؟

197
00:18:53,222 --> 00:18:55,247
نه ‏،‏ صبر کن ‏.‏‏.‏‏.‏

198
00:19:00,275 --> 00:19:03,269
بویِ خوشبو کنندۀ بی بو رو احساس میکنم ‏.‏‏.‏‏.‏

199
00:19:05,207 --> 00:19:07,211
نمیتونی بینیِ منُ گول بزنی ‏.‏

200
00:19:08,201 --> 00:19:11,222
میدونستم ‏!‏ یه نفر اینجا بوده ‏!‏

201
00:19:11,271 --> 00:19:15,274
چون فقط یه لحظه احساس ـشون کردم ‏،‏
پس باید خیلی ماهر باشن ‏.‏

202
00:19:16,270 --> 00:19:21,264
استفاده از خوشبو کننده نشون میده
که اونا دربارۀ بینیم میدونستن ‏.‏

203
00:19:22,223 --> 00:19:26,238
این تأیید میکنه که بینمون خائن داریم ‏!‏

204
00:19:27,286 --> 00:19:29,281
یعنی به غیر از فلوتر کسایِ دیگه ای هم هستن ؟

205
00:19:30,243 --> 00:19:32,201
جوابش احتمالاً بله ـست ‏!‏

206
00:19:32,762 --> 00:19:35,773
و کسیِ که میشناسمش ‏.‏‏.‏‏.‏

207
00:19:36,718 --> 00:19:38,765
برای همینه که اونا بوشونُ پنهان کردن ‏.‏

208
00:19:40,723 --> 00:19:41,716
اونا کی هستن ؟

209
00:19:43,689 --> 00:19:45,692
نمیخوان با من مبارزه کنن ؟

210
00:19:46,760 --> 00:19:48,750
چون هر وقت بخوان میتونن حساب منُ برسن ؟

211
00:20:00,737 --> 00:20:03,733
یعنی من ‏.‏‏.‏‏.‏

212
00:20:07,741 --> 00:20:09,704
یعنی من واقعاً

213
00:20:10,091 --> 00:20:13,001
دلم میخواد طرفِ مورچه هایِ کیمرا رو بگیرم ؟

214
00:20:14,069 --> 00:20:17,065
واقعاً الان باید

215
00:20:19,010 --> 00:20:22,061
دنبالِ بیزف بگردم ؟

216
00:20:27,030 --> 00:20:32,048
هنگامیکه وِلفین داشت به اهدافش شَک میکرد ‏.‏‏.‏‏.‏

217
00:21:07,982 --> 00:21:13,947
بالاخره گون و کیلوا نِفِرپیتو رو پیدا کردند ‏،‏

218
00:21:14,922 --> 00:21:18,895
هدفِ اونا گرفتنِ انتقامِ کایتِ ‏.‏

219
00:22:06,924 --> 00:22:12,966
. خوش گذرونی در صبح و تمامِ شب
رو بیرون موندن ، این طبیعتِ ماست

220
00:22:16,342 --> 00:22:22,343
این احساسِ اشتیاق سیاهِ یا سفیده ؟

221
00:22:23,276 --> 00:22:29,335
. حرکتی دایره وار که گذشته رو تدائی میکنه

222
00:22:29,335 --> 00:22:35,319
. با صدای ترق و تروقی ما رو
به آینده ای که آرزوشُ داریم پیوند میدهد

223
00:22:35,331 --> 00:22:42,286
. چشم هاتُ ببند و از مسیرِ مارپیچ عبور کن

224
00:22:42,286 --> 00:22:50,283
. در پایانِ این رویایِ مرموز ، زیبایی رو پیدا میکنی

225
00:22:51,283 --> 00:22:57,296
. قطعاً ، سکۀ پرتاب شده همیشه در آسمان می رقصد

226
00:22:57,296 --> 00:23:03,276
آرزویِ چه پایانی رو داشته باشم ؟

227
00:23:03,292 --> 00:23:09,272
. قطعاً ، نور درخشده ای به سایه ها نقش میدهد

228
00:23:09,272 --> 00:23:14,344
، پس به این سمت بیا

229
00:23:14,364 --> 00:23:20,298
. بزار آیندمون یکی بشه

230
00:23:29,123 --> 00:23:32,080
قسمتِ بعدی ‏:‏ انتقام × و × درمان

231
00:23:32,080 --> 00:23:33,069
مِلئورون ‏!‏

232
00:23:33,069 --> 00:23:33,138
ایکالگو ‏.‏

233
00:23:33,138 --> 00:23:34,120
ناکِل ‏!‏

234
00:23:34,120 --> 00:23:35,091
شوت ‏.‏

235
00:23:35,091 --> 00:23:36,075
مورِل‏-‏سان ‏!‏

236
00:23:36,075 --> 00:23:36,142
نوو ‏.‏

237
00:23:36,142 --> 00:23:37,121
پالم ‏!‏

238
00:23:37,121 --> 00:23:38,073
گون ‏.‏

239
00:23:38,073 --> 00:23:38,146
کیلوا ‏.‏‏.‏‏.‏

240
00:23:38,146 --> 00:23:40,153
مهم نیست چه اتفاقی میوفته ‏،‏ همیشه ایمان داشته باش ‏.‏

