1
00:00:03,344 --> 00:00:06,339
... اون زندانِ دودیِ مورلِ

2
00:00:07,379 --> 00:00:11,335
توانایی که ازش برای جدا کردنِ
پوف از پادشاه استفاده میکنه ‏.‏

3
00:00:12,381 --> 00:00:15,382
اگه طبقه ی سوم برج رو
دود احاطه کرده باشه ‏،‏

4
00:00:16,357 --> 00:00:18,371
پس یعنی پادشاه و پیتو اونجا نیستن ‏.‏

5
00:00:19,317 --> 00:00:20,305
اونا کجان ؟

6
00:00:59,323 --> 00:01:02,320
اشک های جاریتُ

7
00:01:02,320 --> 00:01:05,320
به شجاعت تبدیل کن

8
00:01:05,320 --> 00:01:08,349
بال های فرشته مانندتُ باز کن

9
00:01:08,349 --> 00:01:11,337
! ‏ و به بالاها پرواز کن

10
00:01:11,337 --> 00:01:17,329
Translated By ‏‏‏‏‏‏:‏‏‏‏‏‏ Shenhay_Sahel & ALI.68
Forums‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏AnimWorld‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏Net

11
00:01:18,043 --> 00:01:24,031
تا آخرش تسلیم نمیشیم

12
00:01:24,031 --> 00:01:29,057
! ‏‏ برای پُرفشاری ‏،‏ حتماً دلیل خوبی وجود داره

13
00:01:29,058 --> 00:01:33,027
. میتونی دوباره سعی کنی

14
00:01:33,028 --> 00:01:35,066
. از تاریکی فرار کن

15
00:01:35,067 --> 00:01:39,065
. تو فقط باید بری

16
00:01:39,066 --> 00:01:44,071
. آینده همیشه منتظرِ ماست

17
00:01:44,071 --> 00:01:47,030
. ماوراء آسمان برو

18
00:01:47,030 --> 00:01:50,046
. اقیانوس ها رو طی کن

19
00:01:50,046 --> 00:01:53,072
... ‏ بوس فرشته رو

20
00:01:53,072 --> 00:01:57,022
( ! ‏‏‏‏‏‏ ‏ بگیر ‏!‏ ‏( تو میتونی تلاش کنی

21
00:01:56,707 --> 00:02:01,787
! ‏‏ بیا با هم بریم به
یک ماجراجویی که هیچ وقت تمام نمیشه

22
00:02:01,787 --> 00:02:08,713
! ‏‏برای همیشه و هر جایی

23
00:02:12,792 --> 00:02:18,697
جدا کردن × و × پیروزی

24
00:02:23,792 --> 00:02:25,775
، در محل های خاص

25
00:02:29,531 --> 00:02:32,528
. نبرد هایی در حال شروع شدن هستن

26
00:03:32,511 --> 00:03:32,601
... گون

27
00:03:53,588 --> 00:03:54,582
! پدربزرگ

28
00:03:56,567 --> 00:03:58,558
... که یعنی اون

29
00:04:04,595 --> 00:04:05,585
! پادشاهِ

30
00:04:08,522 --> 00:04:09,534
. پیش برید

31
00:04:11,175 --> 00:04:16,121
خیلی خوب آگاهم که شما ها
، میخواید تلفات انسانی رو

32
00:04:16,121 --> 00:04:20,135
.تا حد ممکن کاهش بدید

33
00:04:21,170 --> 00:04:24,189
شما ها از این هرجُ مرج استفاده کردید

34
00:04:24,189 --> 00:04:27,136
. تا محافظین سلطنتی رو ازم دور کنید

35
00:04:30,112 --> 00:04:31,122
. فرقی نمیکنه

36
00:04:33,146 --> 00:04:34,137
. پیش برید

37
00:04:52,115 --> 00:04:53,198
! سر اژدها

38
00:04:55,156 --> 00:04:57,157
... آدم ترسناکیِ

39
00:04:58,106 --> 00:05:02,114
تکنیک اون ، آسیبی به پادشاه
. وارد نمیکند

40
00:05:02,195 --> 00:05:06,157
هر دوی آنها فهمیده بودن که

41
00:05:06,157 --> 00:05:08,129
. پادشاه اینُ درک کرده

42
00:05:09,483 --> 00:05:13,529
زنو اطمینان پیدا کرد که " نِن " اون
. کاملاً بیطرف باشه

43
00:05:13,577 --> 00:05:16,577
... برای احترام بوده ؟ یا اینکه

44
00:05:55,195 --> 00:05:56,195
... کیلوا

45
00:05:58,151 --> 00:06:00,131
. پیتو اونجاست

46
00:06:04,154 --> 00:06:05,134
! بریم

47
00:06:14,184 --> 00:06:15,187
... بریم

48
00:06:20,206 --> 00:06:22,181
یعنی چی ؟

49
00:06:26,188 --> 00:06:31,170
کیلوا از پرسیدن این سوال
. خودداری کرد

50
00:06:33,191 --> 00:06:35,127
، اگه اینُ بپرسم

51
00:06:36,165 --> 00:06:38,133
... بیشتر از این نمیتونم متوقفش کنم

52
00:06:39,188 --> 00:06:41,118
. نمیتونم برگردم

53
00:06:45,078 --> 00:06:50,019
. اگه کلیوا میپرسید ، اون جوابشُ میداد

54
00:06:51,059 --> 00:06:55,112
هر کسی که تجربه ی کافی رو داشته باشه ، میتونه
. پله ی بعدی رو حدس بزنه

55
00:06:56,086 --> 00:07:00,020
اما ترس از دست دادن یه شخص با ارزش

56
00:07:00,076 --> 00:07:05,043
. باعث شده بود کیلوا برای رفتن
به پله ی بعدی تردید کنه

57
00:07:13,111 --> 00:07:16,041
، چند لحظه قبل از پرواز اژدها

58
00:07:17,014 --> 00:07:19,097
جلوی ایکالگو ، چیتو و براودا

59
00:07:20,028 --> 00:07:22,068
. نمایان شدن

60
00:07:23,017 --> 00:07:24,073
. هی ، فلاتر خودمونِ که

61
00:07:42,552 --> 00:07:43,598
این سرُ صدا برای چیه ؟

62
00:07:43,636 --> 00:07:46,631
. دوباره " اِن " پیتو دونو ناپدید شده

63
00:07:47,575 --> 00:07:50,550
... منم تازه برگشتم

64
00:07:50,550 --> 00:07:52,581
. اما انگاری دشمن حمله کرده

65
00:07:52,626 --> 00:07:53,618
جدی ؟

66
00:07:54,576 --> 00:07:57,597
. خب ، دور از تصورم نبودش

67
00:08:00,575 --> 00:08:02,550
چه بلایی سر بال هات اومده ؟

68
00:08:02,550 --> 00:08:03,606
... اوه ، خب

69
00:08:03,606 --> 00:08:06,554
. توی حمله ، از دستشون دادم

70
00:08:07,560 --> 00:08:08,555
داری میری زیرزمین ؟

71
00:08:08,607 --> 00:08:12,580
. آره ، دستور هاگیا ساما بوده

72
00:08:13,580 --> 00:08:14,625
ما چیکار کنیم ؟

73
00:08:16,600 --> 00:08:20,602
... خب ، کسی بهمون نگفته که از اینجا محافظت کنیم

74
00:08:20,634 --> 00:08:23,605
، اما دلم میخوام امتحانش کنم

75
00:08:24,596 --> 00:08:25,623
. تکنیک جدیدمُ

76
00:08:29,603 --> 00:08:30,568
... چه عظیمِ

77
00:08:45,621 --> 00:08:47,558
! باحال به نظر میاد

78
00:08:47,602 --> 00:08:48,636
! میرم یه دیدی بزنم

79
00:08:49,625 --> 00:08:50,609
! مراقب باش

80
00:08:51,597 --> 00:08:53,624
! من میمونم ببینم چه خبره

81
00:08:54,569 --> 00:08:56,577
. پس منم دیگه میرم

82
00:08:56,577 --> 00:08:57,559
. باشه

83
00:09:10,636 --> 00:09:13,561
هاگیا ساما گفتش ؟

84
00:09:26,554 --> 00:09:29,637
، در همین اثناء ، در اتاق تخت سلطنتی
... در برج مرکزی

85
00:09:42,089 --> 00:09:45,025
داری سعی میکنی منُ در

86
00:09:45,086 --> 00:09:48,089
این مکان حبس کنی ؟

87
00:09:50,082 --> 00:09:52,102
چرا نمیفهمی ؟

88
00:09:56,070 --> 00:09:57,103
... فلس های بال

89
00:09:58,120 --> 00:10:02,103
. نوو گفتش که میتونه آدما رو هیپنوتیزم کنه

90
00:10:03,105 --> 00:10:06,071
... نباید استنشاقش کنم

91
00:10:08,064 --> 00:10:10,066
. انگاری صحبت کردنت تموم شده

92
00:10:11,058 --> 00:10:13,119
، از کسی که قدرتی داره
. همین انتظارم میره

93
00:10:14,077 --> 00:10:15,054
... با این وجود

94
00:10:25,039 --> 00:10:27,073
، احتیاط ، اراده

95
00:10:28,076 --> 00:10:33,031
. و اعتماد به نفس ، به نسبت 5:3:2 هستن

96
00:10:35,043 --> 00:10:39,046
احتیاطش بخاطر اعتماد به نفسش
. اونقدرا قوی نیست

97
00:10:39,096 --> 00:10:41,107
. اون شخصیت قوی ای داره

98
00:10:43,045 --> 00:10:46,052
، پیامِ روحانیِ پوف

99
00:10:46,052 --> 00:10:52,046
، به وسیله ی فلس های بال ، میتونه حریفُ در بربگیره
، و از طریق جریان هاله

100
00:10:52,109 --> 00:10:56,047
. اطلاعاتی از حس ذهنیتش حریفش بدست بیاره

101
00:10:59,207 --> 00:11:02,133
. تصورم میکنم که باید خودمُ معرفی کنم

102
00:11:04,198 --> 00:11:08,228
. یکی از محافظین سلطنتی پادشاه ، شایا پوف هستم

103
00:11:15,186 --> 00:11:19,172
. احتیاطش کمی افزایش پیدا کرده

104
00:11:22,195 --> 00:11:25,160
اسم خودتُ بهم نمیگی ؟

105
00:11:26,153 --> 00:11:28,175
اگه باور داری که میخوام بهت کلک بزنم

106
00:11:28,175 --> 00:11:36,223
، تا فلس های بالم که در هوا هستُ ، استنشاق کنی
. باید بگم که اشتباه فکر کردی

107
00:11:36,223 --> 00:11:39,223
. نه راستشُ بخوای ، کمی شکه شدم

108
00:11:44,920 --> 00:11:46,961
. بعد از یه تولد تازه ، همه چی فراموش میشه

109
00:12:04,882 --> 00:12:05,960
چند لحظه صبر کن ‏.‏

110
00:12:17,285 --> 00:12:21,219
اگه میخواد وقت کُشی کنه ‏،‏ من مشکلی ندارم ‏.‏

111
00:12:22,275 --> 00:12:26,255
مهم نیست چه جور هیولایی بیرون بیاد ‏.‏‏.‏‏.‏

112
00:12:59,229 --> 00:13:02,290
شوت بدونِ توجه به زندگیش ‏،‏
با بی احتیاطی مبارزه میکرد ‏،‏

113
00:13:03,227 --> 00:13:06,250
به خاطرِ همینِ که هنوز زنده ـست ‏.‏

114
00:13:09,170 --> 00:13:11,145
هُتِل رافلِزیا ‏.‏‏.‏‏.‏

115
00:13:12,231 --> 00:13:17,151
به سختی حملاتِ متعدد و کشنده رو دفع میکرد ‏،‏

116
00:13:17,151 --> 00:13:22,175
شوت فقط تونسته بود یکی از
چشم هایِ رویِ شونۀ یوپی رو از بین ببره ‏.‏

117
00:13:23,159 --> 00:13:26,164
که درواقع آسیبی بهش نزده بود ‏.‏

118
00:13:27,156 --> 00:13:28,160
با این حال ‏.‏‏.‏‏.‏

119
00:13:35,163 --> 00:13:37,211
یوپی نتونسته بود کارِ حریفشُ یک سره کنه ‏.‏

120
00:13:38,172 --> 00:13:43,219
احساسِ عجیبی که حرکاتش
به جای متوقف شدن دزدیده میشدن ‏،‏

121
00:13:43,219 --> 00:13:47,161
تحتِ تأثیرِ وضعیتِ روانیِ بسیار زیادِ یوپی قرار گرفته بود ‏.‏

122
00:13:48,168 --> 00:13:52,136
بخاطرِ ضرباتِ مداومی که بهش وارد میشد
‏،‏ متوجه نشده بود که ‏،‏

123
00:13:52,136 --> 00:13:53,212
یوپی داشت به سمتِ عقب میرفت ‏.‏

124
00:13:54,226 --> 00:13:58,213
نمیتونم بزارم این یارو نزدیکِ پادشاه بشه‏.‏

125
00:14:01,222 --> 00:14:06,200
هر ثانیه ای که اونو از پادشاه دور کنم مهمه ‏.‏

126
00:14:08,185 --> 00:14:11,213
یوپی و شوت یک هدفِ مشترک داشتند ‏.‏

127
00:14:12,190 --> 00:14:15,211
هر چند که شرایطِ موردِ انتظار ‏،‏ تبدیل به

128
00:14:15,255 --> 00:14:19,189
لحظاتی سخت برای ناکِل شده بود ‏.‏‏.‏‏.‏

129
00:14:22,221 --> 00:14:23,255
تحمل کن ‏.‏‏.‏‏.‏

130
00:14:23,255 --> 00:14:25,214
الان نمیتونم حمله کنم ‏!‏

131
00:14:27,222 --> 00:14:31,208
اگه الان حمله کنم اون متوجه میشه که

132
00:14:31,208 --> 00:14:36,240
باید نگرانِ یه دشمنِ دیگه هم باشه ‏!‏

133
00:14:40,762 --> 00:14:42,678
تحمل کن ‏!‏

134
00:14:45,704 --> 00:14:48,686
شوت حسابی خونی مالی شده بود ‏،‏

135
00:14:48,686 --> 00:14:50,729
اما همچنان دربرابرِ ضرباتِ یوپی مقاومت میکرد ‏.‏

136
00:14:51,734 --> 00:14:55,695
ناکِل مجبور بود خارج از میدانِ مبارزه پنهان باقی بمونه ‏،‏

137
00:14:55,754 --> 00:14:58,682
و مبارزه رو تماشا کنه ‏.‏

138
00:14:58,744 --> 00:15:01,730
مهم نبود چطوری به خودش بگه که اونجا بمونه ‏.‏‏.‏‏.‏

139
00:15:08,756 --> 00:15:11,752
صبر کن ‏.‏‏.‏‏.‏ خواهش میکنم تحمل کن ‏!‏

140
00:15:13,722 --> 00:15:17,753
ناکل نمیتونست جلوی اشک های خودش رو بگیره ‏.‏

141
00:15:19,756 --> 00:15:21,682
تو میتونی این کارُ بکنی ‏.‏

142
00:15:25,683 --> 00:15:26,702
زمانش رسیده ‏.‏

143
00:15:26,702 --> 00:15:27,753
اضافه کردن به علاقه مندی ها ‏.‏

144
00:15:33,768 --> 00:15:36,683
فقط ده ثانیه گذشته ؟

145
00:15:36,723 --> 00:15:37,746
باورم نمیشه ‏!‏

146
00:15:39,763 --> 00:15:45,751
چقدر دیگه باید این انتظار کشنده رو تحمل کنم

147
00:15:45,743 --> 00:15:48,736
باعث میشه دلم بخواد فرار کنم ؟

148
00:15:50,724 --> 00:15:52,664
خیلی مسخره ـست ‏.‏‏.‏‏.‏

149
00:15:52,704 --> 00:15:54,682
اصلاً جالب نیست ‏!‏

150
00:16:02,739 --> 00:16:04,741
دیگه نمیتونم بیشتر از این تحمل کنم ‏!‏

151
00:16:10,760 --> 00:16:13,696
حملۀ ناکِل

152
00:16:17,752 --> 00:16:20,730
با اولین ضربۀ ملِئورون متوقف شد ‏.‏

153
00:16:21,761 --> 00:16:25,672
جداً ‏!‏؟این که فقط ده ثانیه شده ‏.‏

154
00:16:26,725 --> 00:16:29,706
. اما شاید میخواسته نجاتم بده

155
00:16:31,702 --> 00:16:35,713
ملئِورِن سعی نداشت به ناکِل کمک کنه ‏.‏

156
00:16:36,712 --> 00:16:38,751
اون هم به آخرین حدِ خودش رسیده بود ‏.‏

157
00:16:44,700 --> 00:16:45,700
لعنتی ‏!‏

158
00:16:48,681 --> 00:16:49,701
آه‏-‏ اوه ‏.‏

159
00:16:49,741 --> 00:16:53,752
خیلی کم بهم صدمه زد اما آسیبش

160
00:16:53,752 --> 00:16:58,722
برای جبرانِ منافع و همۀ قدرتِ ضربه اَم کافی بود ‏.‏

161
00:16:59,747 --> 00:17:03,677
شوت اونجا زندگیشُ به خطر انداخته ‏،‏

162
00:17:04,680 --> 00:17:07,748
اون وقت من اینجا ایستادمُ
تصمیمات احمقانه میگیرم ‏!‏

163
00:17:09,714 --> 00:17:12,720
یوپی احساس نکرد که به چیزی ضربه زده ‏،‏

164
00:17:12,720 --> 00:17:17,710
اضافه شده ‏.‏ APR حتی متوجه نشد که اعلامِ

165
00:17:17,744 --> 00:17:20,711
لعنتی ‏!‏

166
00:17:21,130 --> 00:17:23,153
اون حتی نمیتونست صدای فریادِ ناکل رو بشنوه ‏.‏

167
00:17:24,196 --> 00:17:26,180
آروم باش ‏،‏ احمق‏.‏‏.‏‏.‏

168
00:17:26,180 --> 00:17:28,196
میخوای همه چی رو خراب کنی ؟

169
00:17:32,098 --> 00:17:34,146
این هم فاصله ای که میخواستیم ‏.‏‏.‏‏.‏

170
00:17:34,146 --> 00:17:38,170
نه اونقدر نزدیک که ما رو پیدا کنه ‏،‏
اما اونقدر نزدیک که بتونیم سریع اقدام کنیم ‏.‏

171
00:17:39,119 --> 00:17:42,197
رو احساس کنه ‏،‏ APR برای چند لحظه تونست
اما مشکلی نیست ‏.‏

172
00:17:45,113 --> 00:17:46,197
شوت داره تمامِ تلاششُ میکنه ‏،‏

173
00:17:48,119 --> 00:17:51,123
پس یه نفسِ عمیق بکش ملِئورِن ‏.‏

174
00:17:54,330 --> 00:17:56,300
شریکِ جرمِ خدا ‏.‏‏.‏‏.‏

175
00:17:56,300 --> 00:17:57,301
غیرِ فعال شو ‏.‏

176
00:18:05,301 --> 00:18:06,363
این دیگه چیه ؟

177
00:18:07,301 --> 00:18:08,323
کی ظاهر شد ؟

178
00:18:08,323 --> 00:18:11,306
نه ‏،‏ غیرِ ممکنه که متوجهش نشده باشم ‏.‏

179
00:18:11,341 --> 00:18:13,374
اون یهویی ظاهر شده ‏.‏

180
00:18:14,349 --> 00:18:16,314
یعنی ضربه خوردم ؟

181
00:18:16,368 --> 00:18:18,372
نه ‏،‏ ضربه نخوردم ‏.‏

182
00:18:18,372 --> 00:18:20,329
یه تأثیرِ با تأخیر ؟

183
00:18:20,383 --> 00:18:22,337
پس حتماً همون موقع بوده ‏!‏

184
00:18:28,375 --> 00:18:33,317
یعنی این شرایط طیِ مبارزه به وجود اومده ؟

185
00:18:34,621 --> 00:18:36,630
این اعداد دیگه چیه ؟

186
00:18:36,630 --> 00:18:39,567
شمارشِ معکوسِ ؟ یه بُمبِ ؟

187
00:18:39,618 --> 00:18:43,557
نه ‏،‏ اعدادش بالا یا پایین نمیرن ‏.‏

188
00:18:44,620 --> 00:18:46,568
خیلی اعصاب خورد کنه ‏!‏

189
00:18:52,601 --> 00:18:55,569
فقط باید منبعش ُ نابود کنم ‏!‏

190
00:18:56,564 --> 00:18:57,593
یه اتفاقی داره میوفته ‏.‏

191
00:18:58,612 --> 00:19:01,570
با وجودِ قدرتِ زیادش ‏،‏

192
00:19:01,605 --> 00:19:04,562
دلیلِ اینکه یوپی نمیتونه شوت رو شکست بده

193
00:19:04,602 --> 00:19:08,602
بخاطرِ تفاوتِ آشکارشون در
در سطحِ مهارتشونِ ‏.‏

194
00:19:13,660 --> 00:19:16,611
خیلی سریعِ ‏.‏‏.‏‏.‏ نمیتونم فرار کنم ‏!‏

195
00:19:16,669 --> 00:19:20,594
یه تیکه گوشت داره میاد بالا ‏!‏

196
00:19:29,624 --> 00:19:32,598
اون برای سرعت گرفتن به خودش ضربه زد ‏.‏

197
00:19:32,679 --> 00:19:34,603
خیلی خُب ‏.‏‏.‏‏.‏

198
00:19:36,633 --> 00:19:37,668
نزدیک بودا ‏.‏

199
00:19:38,663 --> 00:19:42,625
عکس العملش نسبت به حمله ، به یوپی فهموند
که میتونه در هر لحظه ای برنده بشه ‏.‏

200
00:19:42,670 --> 00:19:46,635
یوپی از اون مبارزینی نیست که به استراتژی پایبند باشه ‏.‏

201
00:19:46,635 --> 00:19:47,683
پس این باعثِ تحریکش شد ‏.‏

202
00:19:48,778 --> 00:19:51,742
تجزیه و تحلیلِ یوپی بر اساسِ توجه کردن به هدفِ ‏.‏

203
00:19:52,698 --> 00:19:57,685
این احتمالش زیاده که یوپی مبارزه رو برنده بشه ‏.‏

204
00:19:58,704 --> 00:20:03,700
متوجه نیست که اگه اشتباهی بکنه

205
00:20:03,700 --> 00:20:06,699
این به نفعِ شوت تموم میشه ‏.‏

206
00:20:32,760 --> 00:20:34,721
میتونم ادامه بدم ‏.‏‏.‏‏.‏

207
00:20:39,749 --> 00:20:40,775
من ‏.‏‏.‏‏.‏

208
00:20:42,772 --> 00:20:45,738
هنوز میتونم پرواز کنم ‏.‏

209
00:20:48,771 --> 00:20:50,683
هنوز کارم تموم نشده ‏.‏

210
00:20:52,699 --> 00:20:56,713
با این حال ‏،‏ مطمئناً ‏.‏‏.‏‏.‏

211
00:20:56,713 --> 00:20:59,683
شوت به آخرین حدِ خودش رسیده بود ‏.‏

212
00:21:10,693 --> 00:21:13,751
هـی‏،‏ یوپی ‏!‏

213
00:21:17,771 --> 00:21:20,715
بیا اینجا احمق ‏!‏

214
00:21:25,733 --> 00:21:26,751
ناکِل ‏!‏

215
00:21:35,384 --> 00:21:40,377
بهش میگم باید نگرانِ یه دشمنِ دیگه هم باشه ‏.‏

216
00:21:41,409 --> 00:21:42,427
اشکالی نداره ‏.‏

217
00:21:44,330 --> 00:21:47,352
اینطوری باعث میشه یوپی حواسش پرت بشه ‏،‏

218
00:21:47,388 --> 00:21:50,340
و شوت نجات پیدا کنه ‏.‏

219
00:21:52,413 --> 00:21:54,406
بیا ‏!‏

220
00:21:58,341 --> 00:22:02,386
بعد از آروم شدن و بدست آوردن آرامشش ‏،‏

221
00:22:03,338 --> 00:22:05,367
ناکِل تصمیم گرفت که خودشو نشون بده ‏.‏

222
00:22:06,082 --> 00:22:12,124
. خوش گذرونی در صبح و تمامِ شب
رو بیرون موندن ، این طبیعتِ ماست

223
00:22:12,124 --> 00:22:18,125
این احساسِ اشتیاق سیاهِ یا سفیده ؟

224
00:22:19,058 --> 00:22:25,117
. حرکتی دایره وار که گذشته رو تدائی میکنه

225
00:22:25,117 --> 00:22:31,101
. با صدای ترق و تروقی ما رو
به آینده ای که آرزوشُ داریم پیوند میدهد

226
00:22:31,113 --> 00:22:38,068
. چشم هاتُ ببند و از مسیرِ مارپیچ عبور کن

227
00:22:38,068 --> 00:22:46,065
. در پایانِ این رویایِ مرموز ، زیبایی رو پیدا میکنی

228
00:22:47,065 --> 00:22:53,078
. قطعاً ، سکۀ پرتاب شده همیشه در آسمان می رقصد

229
00:22:53,078 --> 00:22:59,058
آرزویِ چه پایانی رو داشته باشم ؟

230
00:22:59,074 --> 00:23:05,054
. قطعاً ، نور درخشده ای به سایه ها نقش میدهد

231
00:23:05,054 --> 00:23:10,126
، پس به این سمت بیا

232
00:23:10,146 --> 00:23:16,080
. بزار آیندمون یکی بشه

233
00:23:29,624 --> 00:23:31,622
قسمتِ بعدی ‏:‏ وظیفه × و × سئوال

234
00:23:31,622 --> 00:23:33,612
هـا؟ کجا داری میری ‏،‏ گون ؟

235
00:23:33,666 --> 00:23:34,650
اینجا ‏.‏

236
00:23:34,650 --> 00:23:36,649
گون ‏،‏ صبر کن ‏،‏ باز دوباره غیبت زد ‏!‏

237
00:23:36,649 --> 00:23:38,643
نقشۀ عالی‏.‏‏.‏‏.‏غیرِ فعال شو ‏!‏

238
00:23:38,643 --> 00:23:40,625
من همیشه کنارتم ‏.‏

