1
00:00:01,675 --> 00:00:02,760
... صدمه زدنِ پادشاه به خودش ‏.‏‏.‏‏.‏

2
00:00:02,760 --> 00:00:04,712
... شخص سوم

3
00:00:05,690 --> 00:00:08,747
ما هنوز نتیجه گیری درستی نکردیم که چه اتفاقی افتاده ‏.‏

4
00:00:09,751 --> 00:00:10,761
احساس میکنم ‏.‏‏.‏‏.‏

5
00:00:11,763 --> 00:00:17,747
اون حقیقت تمام نقشه هامونُ خراب میکنه ‏!‏

6
00:00:18,674 --> 00:00:19,686
! وقتشه

7
00:00:20,701 --> 00:00:21,753
. یک دقیقه تا حرکتمون مونده

8
00:00:22,697 --> 00:00:23,699
. جمع بشین

9
00:00:23,755 --> 00:00:25,743
... لعنتی ! وقت از دستمون رفت

10
00:00:31,694 --> 00:00:34,691
اشک های جاریتُ

11
00:00:34,691 --> 00:00:37,691
به شجاعت تبدیل کن

12
00:00:38,295 --> 00:00:41,324
بال های فرشته مانندتُ باز کن

13
00:00:41,324 --> 00:00:44,312
! ‏ و به بالاها پرواز کن

14
00:00:44,312 --> 00:00:50,304
ALI‏‏‏‏.‏‏‏‏68 & Shenhay_Sahel‏‏‏‏:‏‏‏‏ترجمه و زیرنویس
Forums‏‏‏‏.‏‏‏‏AnimWorld‏‏‏‏.‏‏‏‏Net

15
00:00:51,292 --> 00:00:57,280
تا آخرش تسلیم نمیشیم

16
00:00:57,280 --> 00:01:02,306
! ‏‏ برای پُرفشاری ‏،‏ حتماً دلیل خوبی وجود داره

17
00:01:02,307 --> 00:01:05,376
. میتونی دوباره سعی کنی

18
00:01:05,377 --> 00:01:08,315
. از تاریکی فرار کن

19
00:01:08,316 --> 00:01:12,314
. تو فقط باید بری

20
00:01:12,315 --> 00:01:17,320
. آینده همیشه منتظرِ ماست

21
00:01:17,320 --> 00:01:20,279
. ماوراء آسمان برو

22
00:01:20,279 --> 00:01:23,295
. اقیانوس ها رو طی کن

23
00:01:23,295 --> 00:01:26,321
... ‏ بوس فرشته رو

24
00:01:26,321 --> 00:01:29,371
( ! ‏‏‏‏‏‏ ‏ بگیر ‏!‏ ‏( تو میتونی تلاش کنی

25
00:01:29,680 --> 00:01:35,660
! ‏‏ بیا با هم بریم به
یک ماجراجویی که هیچ وقت تمام نمیشه

26
00:01:35,660 --> 00:01:41,686
! ‏‏برای همیشه و هر جایی

27
00:01:47,587 --> 00:01:52,591
حمله × و × تهاجم

28
00:02:56,266 --> 00:02:59,258
... دو دقیقه پیش از اجازه ی حمله ی مورل

29
00:03:08,249 --> 00:03:13,196
، دو مود از روی یک پرنده ی تنومند

30
00:03:14,241 --> 00:03:16,252
. روی جمهوریِ گورتئو شرقی پریدن

31
00:03:52,213 --> 00:03:54,270
. پیتو اولین نفری بود که فهمید

32
00:03:56,785 --> 00:03:59,813
تنها دلیلی که پیتو اینُ فهمیده

33
00:04:00,780 --> 00:04:02,831
. همینطوری " بودش "

34
00:04:03,830 --> 00:04:05,859
. فقط حدس زد بود

35
00:04:06,839 --> 00:04:08,773
. یه چیزی داره میاد

36
00:04:08,842 --> 00:04:12,831
، با این وجود ، چند ثانیه بعد
. حدسش به یقین تبدیل شد

37
00:04:15,799 --> 00:04:16,788
. دشمنه

38
00:04:16,815 --> 00:04:20,811
. با این وجود ، هنوز دشمن خیلی بالا بوده

39
00:04:21,786 --> 00:04:28,840
. عُمق حدس زدن پیتو ، حتی اینم محقق کرده بود

40
00:04:30,793 --> 00:04:34,770
، تصمیم پیتو برای آماده شدن ، برای نبرد

41
00:04:34,820 --> 00:04:37,841
. فقط مبنی بر غریزه ی اولیه ـش بوده

42
00:04:47,127 --> 00:04:49,082
... اِن " پیتو "

43
00:04:50,122 --> 00:04:52,063
. ناپدید شد

44
00:05:04,135 --> 00:05:11,059
دو نفر از محافظین سلطنتی ، یه اتفاق
. قریب الوقوع رو تشخیص دادن

45
00:05:17,110 --> 00:05:18,115
! یه اژدها

46
00:05:18,141 --> 00:05:21,140
در همان اثناء

47
00:05:22,704 --> 00:05:24,691
. 10ثانیه مونده به حرکت

48
00:05:25,726 --> 00:05:26,714
! 9

49
00:05:28,728 --> 00:05:29,733
! 8

50
00:05:31,718 --> 00:05:32,714
. 7

51
00:05:33,685 --> 00:05:35,698
، همراه با شمارش معکوس مورل

52
00:05:35,741 --> 00:05:39,736
کیلوا فقط فهمید که چشمای گون

53
00:05:39,736 --> 00:05:44,743
. توی تاریکی و سردی غرق شده

54
00:05:46,763 --> 00:05:47,762
... 6

55
00:05:53,730 --> 00:05:54,723
. 5

56
00:05:59,778 --> 00:06:00,765
. 4

57
00:06:05,719 --> 00:06:06,725
. 3

58
00:06:09,726 --> 00:06:10,720
. 2

59
00:06:15,712 --> 00:06:18,687
، در این لحظه ، پیتو از استفاده
، از " اِن " دست کشید

60
00:06:19,428 --> 00:06:22,417
. فقط برای وارد شدن به مُد نبرد

61
00:06:24,413 --> 00:06:25,399
... با این وجود

62
00:06:30,418 --> 00:06:31,407
. 1

63
00:06:34,360 --> 00:06:38,420
! حــــرکــــــــت

64
00:06:50,959 --> 00:06:53,961
! اعلیحضرت

65
00:06:54,967 --> 00:06:57,011
رگبار شهاب اژدها
شیرجه ی اژدها

66
00:06:54,975 --> 00:06:56,944
. شیرجه ی اژدها

67
00:07:00,948 --> 00:07:02,971
در حال تماشای دشمن

68
00:07:02,971 --> 00:07:06,937
، و برای نبرد از " اِن " دست کشیدن
. براش گرون تموم شد

69
00:07:08,962 --> 00:07:09,962
اونا کجان ؟

70
00:07:15,968 --> 00:07:18,012
، با یک تهدید جدی برای پادشاه مواجه شد

71
00:07:18,012 --> 00:07:21,918
، حس ششم پیتو تیز و هوشیار شد

72
00:07:21,987 --> 00:07:25,989
. و تمرکز خودشُ برای رسوندن به مهاجما گذاشت

73
00:07:28,923 --> 00:07:32,947
، بین این بارش بی شمار اژدهائی
، تنها چیزی که خطرناکه

74
00:07:34,544 --> 00:07:36,505
. اون انسان روی آسمون هست

75
00:07:43,539 --> 00:07:45,489
! تِرپسیچورا

76
00:07:43,541 --> 00:07:45,488
ارباب اصلی عروسک
تِرپسیچورا

77
00:07:45,514 --> 00:07:50,489
این " نِن " پیتو هست ، وقتی میخواد
. باقدرت کامل نبرد کنه

78
00:07:51,476 --> 00:07:56,465
کمتر از یک دهم ثانیه برای
. فعال سازی حمله ، وقت میبرد

79
00:07:59,534 --> 00:08:03,490
، با این وجود ، توی کسری از ثانیه
. تونست اون کلماتُ بشنوه

80
00:08:04,493 --> 00:08:08,491
. برای هر نوع جوابی آماده شده بودم

81
00:08:10,247 --> 00:08:15,191
. اما این یه حرکت نسنجیده بوده ، مورچه کوچولو

82
00:08:17,217 --> 00:08:19,226
حرکت نسنجیده

83
00:08:23,225 --> 00:08:25,189
. واقعاً هست

84
00:08:26,191 --> 00:08:27,251
. غیر ممکنه

85
00:08:28,199 --> 00:08:29,233
. اما هست

86
00:08:31,208 --> 00:08:33,236
. درست مثل زمانی که زندگی جلوی چشما برق میزنه

87
00:08:33,236 --> 00:08:40,234
وقتی حس میکنی در صدد مردن هستی ، زمان برات
. آهسته میشه و تمام زندگیت از جلوی چشمات عبور میکنن

88
00:08:41,191 --> 00:08:43,184
. درست مثل همون

89
00:08:44,180 --> 00:08:48,167
. در واقع ، من این پدیده
رو حتی معتبرتر هم در نظر میگیرم

90
00:08:48,167 --> 00:08:53,210
چون میتونی بشنوی که شخص
. دیگه ای داره چه فکری میکنه

91
00:08:55,125 --> 00:09:00,117
. حتی میتونی از شخص دیگه ای اطلاعات هم بدست بیاری

92
00:09:00,117 --> 00:09:02,131
. این خودش یه مدرکه

93
00:09:03,154 --> 00:09:08,090
. توی هنر های رزمی ، بهش
" شنیدن با روح " میگن

94
00:09:09,117 --> 00:09:10,115
شنیدن با روح

95
00:09:10,115 --> 00:09:17,074
این فقط نقطه ادارک زمانی هست ، وقتی که
. مبارزان ماهر با هم برخورد میکنن

96
00:09:20,123 --> 00:09:23,087
راز قدرت اون پیری ؟

97
00:09:23,146 --> 00:09:26,111
. یه چند تا چیز هست که میشه بهش فکر کرد

98
00:09:26,165 --> 00:09:30,079
. اول از همه ، " نِن " اون خیلی ساکته

99
00:09:30,129 --> 00:09:35,138
هیچ کس نمیتونه
. حمله ـشُ از طریق هاله ـش تشخیص بده

100
00:09:37,072 --> 00:09:39,165
. بخاطر همینه که مدت زیادی زنده مونده

101
00:09:39,165 --> 00:09:43,068
. ذهنش به سخته ی یک گیاهِ

102
00:09:44,841 --> 00:09:49,911
. آخه اون پیری ، وقتی من نوزاد
. بودم هم ، پیری بودش

103
00:09:50,875 --> 00:09:55,824
. اون تنها مردی است که با پدربزرگم جنگیده و زنده مونده

104
00:09:55,890 --> 00:09:57,868
. یجوری آشنا هم هست

105
00:09:58,813 --> 00:10:00,856
. ما درست مثل ایین و یانگ میمونیم

106
00:10:01,870 --> 00:10:04,823
. خنگول ، اینقدرام متعادل نیستیم

107
00:10:04,823 --> 00:10:06,887
. اون همیشه یه سرُ گردن بالاتره

108
00:10:08,898 --> 00:10:09,900
چی ؟

109
00:10:10,853 --> 00:10:12,866
راز قدرتش ؟

110
00:10:13,833 --> 00:10:16,848
... حدس میزنم ... آره

111
00:10:16,848 --> 00:10:18,851
، وقتی نوبت به نبرد برسه

112
00:10:19,834 --> 00:10:21,836
.اون یه " الهه ی رحمت " 100 دست میشه

113
00:10:22,863 --> 00:10:25,887
. خیلی خطری هستش

114
00:10:39,852 --> 00:10:48,893
حرکات متوالی نِتِرو خیلی سیال
. و تدریجی برای پیتو ، به نظر میرسید

115
00:10:50,835 --> 00:10:51,854
نه

116
00:10:50,851 --> 00:10:51,854
... نه

117
00:10:52,841 --> 00:10:56,894
بدون شک حرکت های نِتِرو در بین لحظه ای

118
00:10:56,894 --> 00:11:00,840
. بود که پیتو در حال فعال سازیِ حمله ی خودش بوده

119
00:11:03,871 --> 00:11:08,878
، فشردگی ادراک زمانی

120
00:11:08,878 --> 00:11:12,889
، باعث شده بود که زمان برای پیتو متوقف بشه

121
00:11:13,829 --> 00:11:18,823
. برای اینکه بتونه روی اعمال نِتِرو متمرکز بشه

122
00:11:20,857 --> 00:11:22,822
... به عبارت دیگه ، نتیجش این بود

123
00:11:32,874 --> 00:11:35,869
. که نمیتونه از حمله فرار کنه

124
00:12:03,480 --> 00:12:08,483
، نِترو ، 46 ساله
. در زمستان

125
00:12:09,506 --> 00:12:13,429
دیگه نمیتونه بیشتر از این از تکنیک
ها و بدنش استفاده بکنه ‏،‏

126
00:12:13,480 --> 00:12:15,498
قبل از اینکه به جواب برسه ‏،‏

127
00:12:16,503 --> 00:12:19,435
خیلی در موردش فکر میکنه ‏.‏

128
00:12:19,487 --> 00:12:21,476
سپاسگزاری

129
00:12:20,512 --> 00:12:22,513
جوابش سپاسگزاری بود ‏.‏

130
00:12:38,974 --> 00:12:39,980
آمین ‏.‏‏.‏‏.‏

131
00:13:07,056 --> 00:13:12,985
اون مدیونِ هنر های رزمیِ که بهش
کمک کرد تا به کمال برسه ‏.‏

132
00:13:14,031 --> 00:13:18,030
روش هایی رو که برای جبرانِ دینش استفاده کرد
بهترین کاری بود که میتونست بکنه ‏.‏‏.‏‏.‏

133
00:13:22,684 --> 00:13:26,682
بعنوانِ قدردانی روزی 10,000 تا مُشت میزد ‏.‏

134
00:13:29,643 --> 00:13:30,675
آرامش خودشُ حفظ میکرد ‏،‏

135
00:13:31,681 --> 00:13:32,666
پرستش میکرد ‏،‏

136
00:13:35,608 --> 00:13:35,695
دعا میکرد ‏،‏

137
00:13:36,671 --> 00:13:37,688
خودشُ آماده میکرد ‏،‏

138
00:13:38,682 --> 00:13:40,611
بعدش مشت میزد ‏.‏

139
00:13:52,670 --> 00:13:57,647
اوایل ‏،‏ کامل کردن هر مرحله پنج
یا شِش ثانیه طول میکشید ‏.‏

140
00:13:59,633 --> 00:14:05,675
روز اول 18 ساعت طول کشید تا
10,000 تا مُشت رو کامل کرد ‏.‏

141
00:14:07,619 --> 00:14:10,609
بلافاصله بعد از تموم شدنِ این کار خوابش میبرد ‏.‏

142
00:14:11,983 --> 00:14:14,985
بعد از بیدار شدن ‏،‏ دوباره شروع میکرد و
روز ها پشتِ سرِ هم مشت میزد ‏.‏

143
00:15:35,971 --> 00:15:39,976
بعد از دو سال متوجه یه تغییری شد ‏.‏

144
00:15:46,964 --> 00:15:50,955
بعد از اینکه 10,000 مشت رو تموم
کرد خورشید هنوز غروب نکرده بود ‏.‏

145
00:15:57,755 --> 00:16:01,736
تو سنِ 50 سالگی یه شکلِ کامل ایجاد کرد ‏.‏

146
00:16:04,669 --> 00:16:07,668
اون تونست 10,000 مشتِ شکر گزاری رو ‏،‏

147
00:16:09,690 --> 00:16:11,687
تو یک ساعت کامل کنه ‏.‏

148
00:16:19,747 --> 00:16:23,677
اینطوری وقتِ بیشتری رو برای دعا کردن داشت ‏.‏

149
00:17:09,577 --> 00:17:13,596
وقتی نِتِرو از کوهستان پایین اومد
سرعتِ مشت هاش

150
00:17:15,578 --> 00:17:17,605
سریعتر از صدا شده بود ‏.‏

151
00:17:25,598 --> 00:17:27,559
یعنی خیال کردم ؟

152
00:17:27,602 --> 00:17:30,535
برای یه لحظه بنظر اومد که ناپدید شده ‏.‏‏.‏‏.‏

153
00:17:30,552 --> 00:17:32,583
تا بعد از اون من چیزی نشنیدم ‏.‏‏.‏‏.‏

154
00:17:34,529 --> 00:17:35,551
استاد ؟

155
00:17:36,512 --> 00:17:36,586
الهه ـــ

156
00:17:39,519 --> 00:17:40,604
‏"‏مترجم ‏:‏ الهه کوان بین ‏،‏ الهۀ رحمت ‏،‏ او نمادی از شفقت و یکی از محبوب ترین خدایان در آسیا میباشد ‏.‏
به او ‏"‏کسی که گریۀ جهان را م

157
00:17:45,196 --> 00:17:46,219
پس ‏.‏‏.‏‏.‏

158
00:17:50,190 --> 00:17:52,224
میخوای از مدرسه ـت دفاع کنی ؟

159
00:17:53,249 --> 00:17:57,219
مدرسه اَم رو بهتون پیشکش میکنم ‏.‏

160
00:17:59,211 --> 00:18:04,183
خواهش میکنم منُ بعنوانِ شاگردِ خودتون بپذیرید ‏!‏

161
00:18:05,240 --> 00:18:08,229
هیولا متولد شد ‏.‏

162
00:18:09,254 --> 00:18:13,194
البته ‏،‏ اگه چیزی برای خوردن بهم بدی ‏.‏

163
00:18:14,199 --> 00:18:18,247
این 60 سالِ پیش اتفاق افتاد ‏.‏

164
00:19:05,242 --> 00:19:09,240
با توجه به جایی که دستش متوقف شد ‏،‏
نباید حمله ای از اون قسمت اتفاق بیوفته ‏.‏‏.‏‏.‏

165
00:19:10,323 --> 00:19:11,340
چطوری ‏!‏؟

166
00:19:13,342 --> 00:19:17,340
امیدوارم دیگه برنگردی ‏.‏

167
00:19:20,294 --> 00:19:23,291
اینطوری فاصله اَم خیلی زیاد میشه ‏!‏

168
00:19:23,291 --> 00:19:25,316
اعلیحضرت ‏!‏

169
00:19:25,356 --> 00:19:26,351
پوف ‏!‏

170
00:19:27,323 --> 00:19:30,366
نمیتونه صدامُ بشنوه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏
زیادی دربارۀ اعلیحضرت نگرانه ‏.‏

171
00:19:32,333 --> 00:19:33,377
دکتور بلایت ‏!‏

172
00:19:34,334 --> 00:19:39,368
بخاطر ماهیتش ‏،‏ از این توانایی فقط
میشه برای درمانگری استفاده کرد ‏.‏

173
00:19:40,351 --> 00:19:45,287
دکتور بلایت نمیتونه از محلِ احضار اولیه خودش زیاد دور بشه ‏.‏

174
00:19:45,329 --> 00:19:49,367
برای اینکه آدمک به دُمِ پیتو متصلِ ‏،‏

175
00:19:49,367 --> 00:19:52,381
پیتو باید در فاصلۀ بیست متری اون بمونه ‏.‏

176
00:19:59,956 --> 00:20:01,910
اون محدودیت ‏،‏

177
00:20:03,934 --> 00:20:06,884
پیتو رو توی مبارزه نگه میداره ‏.‏

178
00:20:07,873 --> 00:20:08,907
متوقف شدم ؟

179
00:20:13,922 --> 00:20:14,910
زود باش ‏.‏‏.‏‏.‏

180
00:20:18,886 --> 00:20:18,960
زود باش ‏!‏

181
00:20:44,869 --> 00:20:46,863
نیمه شب

182
00:21:55,321 --> 00:22:02,342
اونا با کسی رو برو شدن که
انتظارشُ نداشتن اونجا باهاش روبرو بشن ‏.‏

183
00:22:02,342 --> 00:22:04,332
اون یوپی بود ‏.‏

184
00:22:06,308 --> 00:22:12,350
. خوش گذرونی در صبح و تمامِ شب
رو بیرون موندن ، این طبیعتِ ماست

185
00:22:12,350 --> 00:22:18,351
این احساسِ اشتیاق سیاهِ یا سفیده ؟

186
00:22:19,284 --> 00:22:25,343
. حرکتی دایره وار که گذشته رو تدائی میکنه

187
00:22:25,343 --> 00:22:31,327
. با صدای ترق و تروقی ما رو
به آینده ای که آرزوشُ داریم پیوند میدهد

188
00:22:31,339 --> 00:22:38,294
. چشم هاتُ ببند و از مسیرِ مارپیچ عبور کن

189
00:22:38,294 --> 00:22:46,291
. در پایانِ این رویایِ مرموز ، زیبایی رو پیدا میکنی

190
00:22:47,291 --> 00:22:53,304
. قطعاً ، سکۀ پرتاب شده همیشه در آسمان می رقصد

191
00:22:53,304 --> 00:22:59,284
آرزویِ چه پایانی رو داشته باشم ؟

192
00:22:59,300 --> 00:23:05,280
. قطعاً ، نور درخشده ای به سایه ها نقش میدهد

193
00:23:05,280 --> 00:23:10,352
، پس به این سمت بیا

194
00:23:10,372 --> 00:23:16,306
. بزار آیندمون یکی بشه

195
00:23:29,582 --> 00:23:32,517
قسمتِ بعدی ‏:‏ غریبه × و × هیولا

196
00:23:32,517 --> 00:23:34,512
یوهااااا ‏!‏ میخوام بخورمت ‏!‏

197
00:23:34,512 --> 00:23:35,605
اگه میتونی منُ بخور ‏!‏

198
00:23:35,605 --> 00:23:36,573
خوردمت ‏.‏

199
00:23:36,573 --> 00:23:38,511
آخ ‏!‏ برگشت زمان ‏!‏

200
00:23:38,511 --> 00:23:38,571
Chomp chomp‏!‏

201
00:23:38,571 --> 00:23:40,513
Chomp chomp chomp chomp chomp chomp‏!‏

202
00:23:40,513 --> 00:23:41,520
Chomp chomp‏!‏

