1
00:00:08,057 --> 00:00:11,039
، توی داخل کاخ ، این خروجی ها

2
00:00:11,089 --> 00:00:14,107
. به تخت سلطنتی نزدیک تر هستن

3
00:00:20,015 --> 00:00:22,082
. باشه ، همه قانع شدیم

4
00:00:23,051 --> 00:00:28,010
، همه به نزدیکترین خروجی میریم
. و از همونجا به پلکان مرکزی میریم

5
00:00:34,078 --> 00:00:37,075
اشک های جاریتُ

6
00:00:37,075 --> 00:00:40,075
به شجاعت تبدیل کن

7
00:00:40,075 --> 00:00:43,104
بال های فرشته مانندتُ باز کن

8
00:00:43,104 --> 00:00:46,092
! ‏ و به بالاها پرواز کن

9
00:00:46,092 --> 00:00:52,084
ALI‏‏‏‏.‏‏‏‏68 & Shenhay_Sahel‏‏‏‏:‏‏‏‏ترجمه و زیرنویس
Forums‏‏‏‏.‏‏‏‏AnimWorld‏‏‏‏.‏‏‏‏Net

10
00:00:53,018 --> 00:00:59,006
تا آخرش تسلیم نمیشیم

11
00:00:59,006 --> 00:01:04,032
! ‏‏ برای پُرفشاری ‏،‏ حتماً دلیل خوبی وجود داره

12
00:01:04,033 --> 00:01:08,002
. میتونی دوباره سعی کنی

13
00:01:08,003 --> 00:01:10,041
. از تاریکی فرار کن

14
00:01:10,042 --> 00:01:14,040
. تو فقط باید بری

15
00:01:14,041 --> 00:01:19,046
. آینده همیشه منتظرِ ماست

16
00:01:19,046 --> 00:01:22,005
. ماوراء آسمان برو

17
00:01:22,005 --> 00:01:25,021
. اقیانوس ها رو طی کن

18
00:01:25,021 --> 00:01:28,047
... ‏ بوس فرشته رو

19
00:01:28,047 --> 00:01:31,997
( ! ‏‏‏‏‏‏ ‏ بگیر ‏!‏ ‏( تو میتونی تلاش کنی

20
00:01:31,997 --> 00:01:37,977
! ‏‏ بیا با هم بریم به
یک ماجراجویی که هیچ وقت تمام نمیشه

21
00:01:38,022 --> 00:01:44,048
! ‏‏برای همیشه و هر جایی

22
00:01:48,999 --> 00:01:53,999
پریشانی × و × انتظار

23
00:01:59,032 --> 00:02:02,091
خوب به نظر میرسید وقتی
، لئول ساما ازم تعریف میکرد

24
00:02:02,091 --> 00:02:04,066
. اما این " نِن " هم سخته

25
00:02:15,934 --> 00:02:20,928
. وقتی " نِن " ـم قویتر
شده ، شکمم انگاری بزرگتر شده

26
00:02:20,981 --> 00:02:22,935
. ایده ی بدی بودش

27
00:02:23,934 --> 00:02:27,948
. برای یه دختر ، بهم ریختن وضعیت بدنی ، بدترین چیزه

28
00:02:27,978 --> 00:02:31,892
! باید از لئول ساما پاداش بزرگتری بخوام

29
00:02:31,892 --> 00:02:32,898
درسته ، شیدورو ؟

30
00:02:35,919 --> 00:02:39,911
... چون یه سرباز هست میتونه حرفُ بفهمه ، اما

31
00:02:40,893 --> 00:02:43,937
. حقیقتاً نیازه یکم بیشتر حرف بزنی

32
00:02:47,841 --> 00:02:50,853
! وقتی پیداش کردی ، میتونید بزنیدش

33
00:02:50,893 --> 00:02:54,819
. به عنوان یک خارجی ، اون نمیتونه با شهروندا مخلوط بشه

34
00:02:54,862 --> 00:02:56,898
! لعنت ! لعنت به اون زنیکه

35
00:02:57,872 --> 00:02:59,834
اون چه چیزی میخواد ؟

36
00:02:59,861 --> 00:03:00,832
! هوی

37
00:03:07,823 --> 00:03:10,854
چند بار باید بهت بگم که از گوشیت اینجا استفاده نکن ؟

38
00:03:10,881 --> 00:03:13,883
، امواج رادیوئیش میره تو گوش هام
! و بعدش سردرد میگیرم

39
00:03:14,832 --> 00:03:15,909
. به علاوه ، میتونم بفهمم که چیا میگی

40
00:03:16,894 --> 00:03:19,910
، دفعه ی بعدی تکرار بشه
. گوشیتُ همراه با دستت ، له میکنم

41
00:03:19,910 --> 00:03:24,832
. خب ... مسائل ضروری ای بود که باید حلشون میکردم

42
00:03:24,832 --> 00:03:26,847
. بخاطر همین به گوشی نیاز دارم

43
00:03:27,872 --> 00:03:30,848
خیلی ضروری هست که اون زن فراری رو پیدا کنی ؟

44
00:03:33,262 --> 00:03:35,242
. من میتونم برات پیداش کنما

45
00:03:35,274 --> 00:03:37,209
واقعاً ؟

46
00:03:37,254 --> 00:03:40,240
... دماغ من خیلی تیز هستش

47
00:03:41,202 --> 00:03:44,224
. اگه چیزی که تنش بوده رو
داشته باشی ، میتونم فوراً پیداش کنم

48
00:03:45,180 --> 00:03:48,185
، کار کردن تورو محافظین سلطنتی قبول دارن

49
00:03:48,185 --> 00:03:49,252
. و منم بهت احترام میزارم

50
00:03:50,191 --> 00:03:54,211
. خب ، با کمی آسون گرفتن ، جفتمون میتونیم سود ببریم

51
00:03:55,189 --> 00:03:56,186
! باشه

52
00:03:56,232 --> 00:03:58,255
. الان برات میارم ، کمی صبر کن

53
00:04:02,226 --> 00:04:04,232
. من پادشاه پُشت پرده میشم

54
00:04:04,232 --> 00:04:08,205
برای انجام اون ، باید با بیزف
. دوستانه رفتار کنم ، نه با پادشاه

55
00:04:08,233 --> 00:04:12,242
. ولفین ساما ، یه وضع اضطراری پیش اومده

56
00:04:12,242 --> 00:04:13,200
. ایش

57
00:04:13,269 --> 00:04:16,203
، وقتی این سربازا اینجوری پیام میدن
. سردرد میگیرم

58
00:04:18,307 --> 00:04:20,233
... این

59
00:04:20,233 --> 00:04:21,304
. بوی خون تاراگتُ میده

60
00:04:22,235 --> 00:04:24,260
. این کفش ها هم به خون ، آغشته هستن

61
00:04:24,279 --> 00:04:25,292
. یه متجاوز داشتیم

62
00:04:26,233 --> 00:04:29,260
، اگه کفش هاشُ اینجا در آورده ، تا اثر پاش نمونه

63
00:04:29,310 --> 00:04:32,285
. پس به عبارتی اون بیشتر داخل شده

64
00:04:33,230 --> 00:04:34,311
اون کفشاشُ بخاطر اینکه

65
00:04:34,311 --> 00:04:39,236
... نمیخواست زمانُ از دست بده ، مخفی نکرده

66
00:04:40,228 --> 00:04:42,234
هفته ی قبل ، اون روزی که بارون می اومد ؟

67
00:04:42,297 --> 00:04:46,280
. همون روزی بود که تاراگت ، غیبش زده

68
00:04:46,323 --> 00:04:49,322
. اون متجاوز ، بدون شک اونُ کشته

69
00:04:50,310 --> 00:04:54,298
اما اینجوری ، بدن تاراگت غیبش زده

70
00:04:54,298 --> 00:04:56,284
. ولی اون کفشاشُ باقی گذاشته

71
00:04:57,238 --> 00:04:59,224
. هیچ اثر خون دیگه ای نیست

72
00:04:59,266 --> 00:05:02,313
، اگه بدن اونُ توی چیزی پوشونده و حرکتش داده

73
00:05:02,313 --> 00:05:05,289
. یعنی اون از قبل آماده بوده

74
00:05:05,320 --> 00:05:07,289
اون ماموریتش ، سرباز دزدی بوده ؟

75
00:05:07,320 --> 00:05:09,242
!به چه هدفی اینکارو کرده ؟

76
00:05:09,287 --> 00:05:10,314
! لعنتی ، نمیفهمم

77
00:05:11,272 --> 00:05:13,281
باید از شایاپوف ، برای راهنمایی بپرسم ؟

78
00:05:14,235 --> 00:05:17,265
. نه ، من متجاوز رو میگیرم و از خودش پاسخُ میشنوم

79
00:05:23,038 --> 00:05:26,053
! اون به سمت داخل کاخ رفته

80
00:05:27,017 --> 00:05:29,049
... بجای اون زنی که بیزف گفته ، این اولویت داره

81
00:05:30,029 --> 00:05:31,074
! دنبالم بیاید

82
00:05:41,069 --> 00:05:44,015
اسمت چی هست ؟

83
00:05:44,015 --> 00:05:47,029
. کـ - کـ - کو - کوموگی هستم

84
00:05:47,081 --> 00:05:50,023
میشه شما هم اسمتونُ بگید ، اعلیحضرت ؟

85
00:05:54,046 --> 00:05:57,080
... نباید اسمشُ میپرسیدم

86
00:06:03,049 --> 00:06:06,019
! دلم میخواد بازم بازی کنم

87
00:06:14,047 --> 00:06:16,059
من کیم ؟

88
00:06:18,063 --> 00:06:22,029
. یه پادشاه بی نام ... یک قلعه ی قرضی

89
00:06:23,019 --> 00:06:27,010
. متعلقات من ، آدمک های بی فکرن

90
00:06:28,049 --> 00:06:31,060
... اگه این سرنوشتی هست که بهشت بهم بخشیده

91
00:06:35,053 --> 00:06:39,093
، از آروم بودن
! دارم خسته میشم

92
00:06:50,918 --> 00:06:51,941
. دنبالم نیا

93
00:06:51,976 --> 00:06:53,887
باشه ، ولی ــ

94
00:06:55,890 --> 00:06:56,917
. کاری نکن حرفمُ دوباره بزنم

95
00:07:02,957 --> 00:07:05,961
. حالا همه ـمون توسط پادشاه نوازش شدیم

96
00:07:09,916 --> 00:07:12,893
. پادشاه گفت " اِن " تو ، رو اعصابشه

97
00:07:13,931 --> 00:07:16,955
. حساب میکردم اینُ به این زودی ها بگه

98
00:07:16,955 --> 00:07:19,944
... اما نمیتونم بیخیال امنیت بشم

99
00:07:20,927 --> 00:07:22,916
! پس خودت برو بهش بگو

100
00:07:22,916 --> 00:07:24,937
. دلم نمیخواد دوباره نوازش بشم

101
00:07:25,971 --> 00:07:27,948
این چطوره ؟

102
00:07:28,930 --> 00:07:32,882
ما میتونیم هاله رو تا یه شعاع
. از اعلیحضرت ، دور نگه داریم

103
00:07:32,948 --> 00:07:37,883
. اینجوری ، حضور من شمارو نخواهد رنجاند

104
00:07:37,931 --> 00:07:39,946
به عبارتی داری بهم میگی که حرکت نکنم ؟

105
00:07:40,938 --> 00:07:42,946
حفاظت هاله ای

106
00:07:42,946 --> 00:07:47,943
. وقتی میخوام آزادانه حرکت کنم ، غیرممکنه

107
00:07:47,943 --> 00:07:51,912
. باید از حرکت کردن بخاطر مراقبت دائمی ، اجتناب کنم

108
00:07:51,946 --> 00:07:55,948
. خیر ، این پیشنهاد ما نبوده

109
00:07:56,566 --> 00:08:00,629
، پس اگه نخوام حضورتُ حس کنم
، من فقط میتونم

110
00:08:00,629 --> 00:08:03,578
. تو یه منطقه ی خاص ، حرکت کنم

111
00:08:03,625 --> 00:08:08,655
من باید بهت دستور بدم ، که منطقه
رو به جای دیگه تغییر بدی ؟

112
00:08:09,646 --> 00:08:11,650
. چیزی بیشتر از این نمیتونم بگم

113
00:08:12,601 --> 00:08:15,653
. اِن " خودتُ فقط برای بیرون کاخ ، متمرکز کن "

114
00:08:16,596 --> 00:08:19,652
. تا گزینش فردا ، تحملش میکنم

115
00:08:21,574 --> 00:08:22,577
ناراضی هستی ؟

116
00:08:22,612 --> 00:08:26,603
مگه محافظت از حملات بیرونی ، کافی نیست ؟

117
00:08:26,658 --> 00:08:31,570
یا اینکه داری میگی که قبلاً اونا وارد کاخ شدن ؟

118
00:08:31,644 --> 00:08:38,653
این به این معناست که " اِن " تو
اصلاً فایده ای نداره ، درست نیست ؟

119
00:08:39,596 --> 00:08:40,621
. شما درست میگید

120
00:08:41,600 --> 00:08:46,608
اگه از " اِن " ـم فقط برای بیرون کاخ استفاده کنم

121
00:08:46,608 --> 00:08:49,561
. نمیتونم حمله ی زیرزمینی به کاخُ کشف کنم

122
00:08:49,652 --> 00:08:50,639
، به علاوه

123
00:08:50,639 --> 00:08:57,567
، اگه شخصی از قبل وارد شده باشه
. من نمیتونم با " اِن " تشخیصش بدم

124
00:08:57,587 --> 00:09:00,560
منظورت کوموگی هستش ؟

125
00:09:00,596 --> 00:09:05,628
، نه ، هنوز 11 سرباز داخل کاخ هستن

126
00:09:06,584 --> 00:09:11,574
. که ورود و خروجشون به کاخ ، آزاده

127
00:09:11,643 --> 00:09:15,593
، ورود و خروج سربازا چک میشه

128
00:09:15,626 --> 00:09:19,575
، اما اگه یکی از سربازا به
وسیله ی دشمن ، تحت کنترل باشه

129
00:09:19,575 --> 00:09:21,623
. ما حتماً به مشکل برمیخوریم

130
00:09:22,571 --> 00:09:22,638
به عبارتی ــ

131
00:09:22,638 --> 00:09:23,628
. کافیه

132
00:09:24,561 --> 00:09:26,612
. تو میتونی از " اِن "
ـِت تا طبقه ی اول استفاده کنی

133
00:09:26,654 --> 00:09:30,588
. اینجوری میتونی از حمله ی زیرزمینی هم با خبر بشی

134
00:09:31,568 --> 00:09:34,562
. به همه بگو که حق ندارن
توی طبقه ی دوم ، بیان

135
00:09:34,600 --> 00:09:38,639
اگه مزاحمی پیداش بشه ، خودم
. شخصاً به خدمتش میرسم

136
00:09:39,595 --> 00:09:41,657
! همچنین ، تا احضارتون نکردم ، پیشم نیاید

137
00:09:41,657 --> 00:09:44,613
، اگه مزاحمم بشید
! مجازات خشنی در انتظارتون هست

138
00:09:46,590 --> 00:09:47,632
... از اولشم

139
00:09:47,632 --> 00:09:51,640
... مورچه های دیگه مجاز نبودن وارد طبقه ی دوم بشن

140
00:09:52,627 --> 00:09:55,606
اما حالا من کجا باشم ؟

141
00:09:55,606 --> 00:09:59,603
... پلکان مرکزی طبقه ی اول به
دوم ، تصور میکنم اونجا خوب باشه

142
00:10:00,593 --> 00:10:02,639
، اگه مزاحمی از زیرِ زمین بیاد

143
00:10:02,639 --> 00:10:05,579
. تو آمادگیِ مقابله باهاشُ داری

144
00:10:05,617 --> 00:10:08,633
. اما این پادشاهم اخیراً خیلی بی حوصله شده

145
00:10:09,579 --> 00:10:12,608
یعنی اینقدر از باخت توی گانگی ، ناراحته ؟

146
00:10:14,583 --> 00:10:18,586
. من علتی برای این اخلاق پادشاه دارم

147
00:10:18,656 --> 00:10:24,606
، توانایی من ، پیام روحانی
. سوءظن هامُ ، تائید میکنه

148
00:10:25,623 --> 00:10:29,630
. با این وجود ، این یه توهین بزرگ به پادشاه هست

149
00:10:30,598 --> 00:10:32,634
... نه ، من فقط دارم بهونه میارم

150
00:10:33,621 --> 00:10:37,559
. راستیتش ، از حقیقت داشتنش ، هراسانم

151
00:10:38,596 --> 00:10:40,606
چیزی که

152
00:10:41,606 --> 00:10:44,609
، درون پادشاه داره رشد میکنه

153
00:10:45,639 --> 00:10:47,568
... نمیتونم اینُ تحمل کنم

154
00:10:55,576 --> 00:10:59,572
. ایش ، بخاطر بارون ، رایحه ـش ، شسته شده

155
00:10:59,958 --> 00:11:01,009
. اما حالا جوابُ پیدا کردم

156
00:11:02,026 --> 00:11:05,946
، متجاوز تا اینجا برای رفتن به طبقه ی دوم اومده

157
00:11:05,997 --> 00:11:08,973
. اما بجای رفتن به بالا ، خارج شده

158
00:11:09,957 --> 00:11:11,978
یه چیزی باعث شده که بیخیال ماموریتش بشه ؟

159
00:11:12,041 --> 00:11:15,022
یا اینکه ماموریتشُ انجام داده ؟

160
00:11:15,022 --> 00:11:17,984
! نه ، اون ممکنه از تواناییش استفاده کرده باشه

161
00:11:19,985 --> 00:11:21,958
... باید بهت احتمالاً خبر بدم

162
00:11:22,000 --> 00:11:25,948
، اگه شماها برید به طبقه ی دوم
. بدون شک پادشاه میکشتتون

163
00:11:26,031 --> 00:11:28,973
. به بقیه افراد تو کاخم ، بگو

164
00:11:29,947 --> 00:11:30,023
. اطاعت

165
00:11:30,967 --> 00:11:32,004
! بال ها

166
00:11:32,574 --> 00:11:35,571
!چی میشه اگه متجاوز ، توانایی پرواز داشته باشه ؟

167
00:11:36,518 --> 00:11:38,524
. اون کفش و رایحه ، فقط برای گمراه کردن بوده

168
00:11:38,591 --> 00:11:42,520
! اون میتونست تا طبقه ی دوم ، پرواز کنه

169
00:11:42,554 --> 00:11:43,553
... یوپی دونو

170
00:11:43,587 --> 00:11:44,545
هاه ؟

171
00:11:44,572 --> 00:11:46,535
... نه ، هیچی

172
00:11:46,582 --> 00:11:48,601
. پیتو با " اِن " طبقه ی دومُ پوشش میداد

173
00:11:49,532 --> 00:11:53,550
... اگه توی اون وضع میرفت به طبقه
ی دوم ، حتماً گیر می افتاد

174
00:11:53,550 --> 00:11:56,536
. آه ، شرمنده ... چیز مهمی نیست

175
00:11:56,562 --> 00:11:57,555
هاه ؟

176
00:11:57,555 --> 00:11:58,580
! این معنی نداره

177
00:11:58,580 --> 00:12:01,611
پس چرا جون کنده تا پلکان خودشُ برسونه ؟

178
00:12:01,611 --> 00:12:02,601
... یوپی دونو

179
00:12:03,544 --> 00:12:04,597
هاه ؟ چیه ؟

180
00:12:05,556 --> 00:12:08,552
تا حالا شده پیتو‏ دونو از ‏"‏ اِن ‏"‏ استفاده نکنه ؟

181
00:12:08,585 --> 00:12:12,535
مثلاً ‏،‏ هفتۀ گذشته ‏،‏ اون روزی که داشت بارون میومد ؟

182
00:12:12,587 --> 00:12:15,544
چی ؟ نشنیدی چه اتفاقی افتاده بود ؟

183
00:12:15,544 --> 00:12:16,612
آشوبی به پا شده بود ‏.‏‏.‏‏.‏

184
00:12:17,553 --> 00:12:19,586
پادشاه بازوی خودشُ بریده بود ‏!‏

185
00:12:21,039 --> 00:12:25,131
پیتو باید پادشاه و درمان میکرد برای همین
بجاش پوف از ‏"‏ اِن ‏"‏ خودش استفاده کرد ‏.‏

186
00:12:25,131 --> 00:12:28,130
‏"‏ اِن ‏"‏ اون چقدر گسترش پیدا میکنه ؟

187
00:12:29,069 --> 00:12:31,075
اونُ دیگه نمیدونم‏ .‏‏.‏‏.‏

188
00:12:31,075 --> 00:12:33,043
مگه نباید به بزرگی ‏"‏ اِن ‏"‏ پیتو باشه ؟

189
00:12:33,117 --> 00:12:38,088
نه ‏،‏ فکر کنم ‏"‏ اِن ‏"‏ پوف
فقط تا راهرویِ پله ها میرسه ‏.‏

190
00:12:39,048 --> 00:12:40,123
متجاوز با دیدن اون هاله ‏،‏

191
00:12:40,123 --> 00:12:42,114
ترسید و دیگه بالا نرفته ‏!‏

192
00:12:42,114 --> 00:12:43,106
اینطوری با عقل جور درمیاد ‏.‏

193
00:12:44,062 --> 00:12:46,056
سئوال اینجاست که هدفِ متجاوز چی بوده ‏،‏

194
00:12:46,056 --> 00:12:50,094
و هنوز هم این اطراف پنهان شده ؟

195
00:12:51,093 --> 00:12:53,107
باید به یوپی بگم ؟

196
00:12:53,107 --> 00:12:55,095
نه ‏،‏ نمیتونم این کارُ بکنم ‏.‏‏.‏‏.‏

197
00:12:56,783 --> 00:12:59,716
باید به پیتو یا به پوف گزارش بدم ‏.‏

198
00:12:59,716 --> 00:13:00,770
پوف بهترین گذینه ـست ‏.‏

199
00:13:01,713 --> 00:13:04,731
و اگه بتونم ‏،‏ باید بفهمم

200
00:13:04,731 --> 00:13:06,718
هدفِ متجاوز چی بوده ‏.‏

201
00:13:07,722 --> 00:13:08,781
وگرنه باید گزارش بدم که

202
00:13:08,781 --> 00:13:12,714
متجاوز یه جورایی تونسته وارد کاخ بشه ‏،‏

203
00:13:12,714 --> 00:13:15,757
اما وقتی ‏"‏ اِن ‏"‏ پوف رو احساس
میکنه ‏،‏ میترسه و فرار میکنه ‏.‏

204
00:13:15,757 --> 00:13:17,737
پاداشی که گیرم نمیاد ‏.‏

205
00:13:18,739 --> 00:13:21,769
میتونم همینطوری یه چیزی سرِ هم کنم ‏،‏

206
00:13:21,769 --> 00:13:24,736
اما اگه متجاوز رو دستگیر کنن ‏،‏
اون وقت میفهمن که دروغ گفتم ‏.‏

207
00:13:24,773 --> 00:13:29,740
اما اگه سوء ظن هام رو به محافظین سلطنتی بگم
و متجاوز رو هم هیچ وقت پیدا نکنن ‏،‏

208
00:13:29,740 --> 00:13:34,703
اینطوری فقط وقتشون تلف میشه و به موقعیتم لطمه میزنه ‏.‏

209
00:13:35,530 --> 00:13:37,480
باز هم گوشیِ بیزِفِ ‏!‏؟

210
00:13:38,534 --> 00:13:40,495
یه ایدۀ عالی دارم ‏.‏‏.‏‏.‏

211
00:13:41,512 --> 00:13:44,555
اون متجاوز یکی از افرادِ منُ میگیره ‏.‏

212
00:13:44,555 --> 00:13:49,494
طبقِ گفته های ‏،‏ لِئول ‏،‏ متجاوز
. توانایی تلپورت کردن داشته

213
00:13:49,533 --> 00:13:52,489
مطمئنم اون و زنه با همدیگه دستشون تو یه کاسه ـست ‏.‏

214
00:13:52,489 --> 00:13:54,533
مطمئناً اونا به بیرون تلپورت کردن ‏.‏

215
00:13:55,514 --> 00:13:58,551
لعنتی ‏،‏ اما برای چی باید یه همچین کاری بکنن ؟

216
00:13:58,551 --> 00:14:00,545
بله ‏،‏ سئوال همینه ‏.‏

217
00:14:01,496 --> 00:14:04,554
اما ‏،‏ من هدفشونُ فهمیدم ‏.‏

218
00:14:04,554 --> 00:14:05,508
هدفشون چیه ؟

219
00:14:06,532 --> 00:14:08,558
میخوان کاخ رو منفجر کنن ‏.‏

220
00:14:09,523 --> 00:14:10,501
عجب دروغی ‏.‏

221
00:14:10,501 --> 00:14:11,486
چـی ؟

222
00:14:11,486 --> 00:14:12,549
باید به محافظین سلطنتی خبر بدیم ‏!‏

223
00:14:12,549 --> 00:14:13,545
صبر کن ‏.‏

224
00:14:14,528 --> 00:14:16,465
اینقدر عجله نکن ‏.‏

225
00:14:16,465 --> 00:14:18,509
میتونیم بعد از پیدا کردنِ بمب بهشون خبر بدیم ‏.‏

226
00:14:18,551 --> 00:14:20,493
وقت نداریم ‏!‏

227
00:14:20,542 --> 00:14:23,543
آروم باش و از دیدِ اونا به قضیه نگاه کن ‏.‏‏.‏‏.‏

228
00:14:23,995 --> 00:14:24,080
هـا ؟

229
00:14:24,080 --> 00:14:28,033
اگه اونا بخوان کاخ رو منفجر کنن ‏،‏ تا وقتی که
کاملاً مطمئن بشن پادشاه اینجاست صبر میکنن ‏.‏

230
00:14:28,068 --> 00:14:29,066
و اون کِی هست ؟

231
00:14:30,030 --> 00:14:32,032
وقتی که شهروندا گزینش میشن ‏.‏‏.‏‏.‏

232
00:14:32,083 --> 00:14:35,021
دقیقاً قبل از اینکه مراسم شروع بشه ‏!‏

233
00:14:35,986 --> 00:14:38,012
اونجا پنج میلیون انسان هست ‏!‏

234
00:14:38,012 --> 00:14:39,044
عجب صحنۀ دیدنی میشه ‏.‏‏.‏‏.‏

235
00:14:39,084 --> 00:14:41,055
فقط نگاه کردن به اونا رو تصور کن ‏!‏

236
00:14:42,004 --> 00:14:45,006
پادشاه به کسی اجازه نمیده که لذتشُ خراب کنن ‏!‏

237
00:14:45,055 --> 00:14:48,031
پس حتماً خودش شخصاً اونجا میاد ‏!‏

238
00:14:48,085 --> 00:14:51,995
این کاملاً منطقیِ که فرض کنیم
دشمن هم به همچین نتیجه ای رسیده باشه ‏.‏

239
00:14:51,995 --> 00:14:52,994
درسته‏.‏‏.‏‏.‏

240
00:14:53,039 --> 00:14:57,040
تو خیلی از این مراسم ها در کنارِ عالیجناب بودم ‏.‏‏.‏‏.‏

241
00:14:58,035 --> 00:15:02,082
تجربه ای که لذتی فرا تر از
ارضاء جنسی به ارمغان میاره ‏.‏

242
00:15:03,010 --> 00:15:05,058
هنوز بیشتر از نصفِ روز تا قبل از مراسم وقت داریم ‏.‏

243
00:15:05,995 --> 00:15:08,053
اگه از بینیم برای پیدا کردنِ ردِ متجاوز استفاده کنم ‏،‏

244
00:15:08,993 --> 00:15:11,060
میتونیم به موقع بمب رو پیدا کنیم ‏.‏

245
00:15:12,017 --> 00:15:16,083
اگه وقتی داریم به محافظین سلطنتی گذارش میدیم
مدرک هم داشته باشیم ‏،‏ خیلی برامون بهتره ‏.‏

246
00:15:17,025 --> 00:15:21,037
اگه جونِ پادشاه رو نجات بدیم خیلی ازمون ممنون میشن ‏.‏

247
00:15:22,002 --> 00:15:22,072
درسته ؟

248
00:15:23,063 --> 00:15:26,039
آره ‏.‏‏.‏‏.‏ حق با توئه ‏.‏

249
00:15:27,066 --> 00:15:30,066
به محضِ اینکه بمب رو پیدا کردم بهت خبر میدم ‏.‏

250
00:15:30,993 --> 00:15:32,029
باشه ‏،‏ فهمیدم ‏.‏

251
00:15:35,442 --> 00:15:38,473
ترسو بالاخره آروم شد ؟

252
00:15:41,402 --> 00:15:45,448
اینطوری به پادشاهِ پشتِ صحنه شدن نزدیک تر شدم ‏!‏

253
00:15:54,388 --> 00:15:55,424
هفت دقیقه تا حرکت ـمون مونده ‏.‏

254
00:15:55,462 --> 00:15:58,421
وقتی یه دقیقه مونده بود بهتون خبر میدم ‏.‏

255
00:15:58,421 --> 00:15:59,478
بعدش کنارِ خروجی جمع بشین ‏.‏

256
00:16:00,420 --> 00:16:02,387
تا اون موقع ‏،‏ آماده باشین ‏.‏

257
00:16:03,465 --> 00:16:06,448
مِلِئورون ‏،‏ دربارۀ قدرتت ‏.‏‏.‏‏.‏

258
00:16:06,448 --> 00:16:07,483
میدونم ‏.‏

259
00:16:07,483 --> 00:16:11,426
ده ثانیه قبل از اینکه لازم باشه
نفس بکشم میزنم رو شونه ـت ‏.‏‏.‏‏.‏

260
00:16:12,402 --> 00:16:16,401
بعدش وقتی باز نفسم رو نگه داشتم
دوباره رویِ شونه ـت میزنم ‏!‏

261
00:16:17,464 --> 00:16:20,448
لازم نیست به خودت فشار بیاری ‏.‏

262
00:16:20,448 --> 00:16:23,470
فقط باید هر وقت لازم داشتی دوباره نفس بکشی ‏.‏

263
00:16:24,412 --> 00:16:29,439
وقتی ‏"‏ شریکِ خدا ‏"‏ دیگه فعال نیست
میتونی بهم اعتماد کنی و بقیه چیزا رو بسپاری به من ‏.‏

264
00:16:35,502 --> 00:16:38,470
چرا سیگار نمیکشی ؟

265
00:16:38,512 --> 00:16:43,473
اگه احساسِ بویاییِ اونا رو دستِ کم
بگیری ، درجا دخلت اومده ‏.‏‏.‏‏.‏

266
00:16:43,473 --> 00:16:47,456
ردیابیِ کسی که بویِ سیگار میده برای اونا خیلی آسون تره ‏.‏

267
00:16:47,456 --> 00:16:51,466
به محضِ اینکه اولین بار نفسم رو
رها کنم درجا پیدامون میکنن ‏.‏‏.‏‏.‏

268
00:16:51,503 --> 00:16:55,517
رئیس وقتی بریم داخل پردۀ دود ایجاد
میکنه ‏.‏ مشکلی پیش نمیاد ‏.‏

269
00:16:55,517 --> 00:17:00,476
میدونم اما بهتره الکی خطر نکنیم ‏.‏

270
00:17:01,492 --> 00:17:03,502
دلم نمیخواد از تصمیمم پشیمون بشم ‏.‏

271
00:17:05,498 --> 00:17:07,503
محافظین سلطنتی دارن حرکت میکنن ‏.‏

272
00:17:09,491 --> 00:17:13,508
سه تاشون بالای دروازۀ جلویی جمع شدن
تا دربارۀ یه چیزی مشورت کنن ‏.‏

273
00:17:14,451 --> 00:17:16,515
پیتو همونجا ایستاده و یوپی برگشت داخل ‏.‏

274
00:17:17,525 --> 00:17:20,449
پوف داره پرواز میکنه تا فلس هاشُ پخش کنه ‏،‏

275
00:17:20,449 --> 00:17:22,516
پس فکر نمیکنم چیزی تغییر کرده باشه ‏.‏

276
00:17:24,842 --> 00:17:26,844
اگه اتفاقِ دیگه ای افتاد ، خبرتون میکنم ‏.‏

277
00:17:27,809 --> 00:17:31,807
آره ‏،‏ تا وقتی که حرکتمونُ شروع میکنیم
، هر چی میتونی اطلاعات بهمون بده ‏.‏

278
00:17:33,821 --> 00:17:36,810
احتمالاً ‏،‏ امکانش هست محافظین سلطنتی رو

279
00:17:36,810 --> 00:17:37,808
بیرون از قصر از بین ببریم ‏.‏

280
00:17:38,769 --> 00:17:41,805
احتمالاً ‏،‏ نه کاملاً ‏.‏‏.‏‏.‏

281
00:17:41,834 --> 00:17:45,814
خُب ‏،‏ من تضمین میکنم که اونا کنارِ پادشاه میمونن ‏.‏

282
00:17:45,814 --> 00:17:46,834
تو نمیتونی چیزی رو تضمین کنی ‏.‏

283
00:17:47,787 --> 00:17:50,754
ما باید برای هر اتفاقی آمادگی داشته باشیم ‏،‏

284
00:17:50,754 --> 00:17:52,748
وگرنه اگه مشکلی پیش بیاد ، دیر واکنش نشون میدیم ‏!‏

285
00:17:52,797 --> 00:17:55,836
تو اینُ میگی برای اینکه نمیدونی اونا چقدر وفادارن ‏.‏

286
00:17:55,836 --> 00:17:58,779
غیرِ ممکنه اونا پادشاه رو ترک کنن ‏!‏

287
00:17:58,779 --> 00:18:01,809
محافظین سلطنتی همیشه همراهِ پادشاهِ ‏!‏

288
00:18:01,809 --> 00:18:04,790
باور کردنش اشکالی نداره ‏!‏

289
00:18:04,790 --> 00:18:06,806
اما باید برای هر استثنائی آماده باشیم ‏!‏

290
00:18:06,806 --> 00:18:08,786
یکی از اون استثنا ها رو برای من مثال بزن ‏!‏

291
00:18:08,810 --> 00:18:11,790
استثنا های زیادی وجود داره ‏!‏

292
00:18:09,786 --> 00:18:13,812
واقعاً که ‏،‏ چطور میتونن تو این لحظات آخر دعوا کنن ؟

293
00:18:11,790 --> 00:18:13,812
تو زیادی غیرِ واقعی تصور میکنی ‏!‏

294
00:18:14,225 --> 00:18:16,253
یکی از اون استثنا ها میتونه یه زن باشه ‏.‏‏.‏‏.‏

295
00:18:18,228 --> 00:18:20,277
مگه یکی از اهدافِ پادشاه تولیدِ مثل نیست ؟

296
00:18:21,218 --> 00:18:25,269
، مطمئن نیستم پادشاه تو کاخ چیکار میکنه
اما اون باید تولیدِ مثل کنه ‏.‏

297
00:18:25,269 --> 00:18:27,191
این امکانش هست ‏.‏

298
00:18:27,258 --> 00:18:28,268
که اینطور ‏.‏‏.‏‏.‏

299
00:18:29,205 --> 00:18:35,196
اینطوری پادشاه محافظین سلطنتی رو از اتاق خوابش دور میکنه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

300
00:18:35,240 --> 00:18:39,243
شاید بیزف زنا رو برای پادشاه داخلِ کاخ میبرده ‏.‏

301
00:18:44,220 --> 00:18:47,214
پالم و پادشاه ‏!‏؟

302
00:18:49,206 --> 00:18:50,284
ما طبقِ نقشه پیش میریم ‏.‏‏.‏‏.‏

303
00:18:51,225 --> 00:18:54,206
مهم نیست چه اتفاقی برای پالم میوفته ‏!‏

304
00:18:55,258 --> 00:18:57,257
گون اصلاً نمیدونه اونا دارن دربارۀ چی حرف میزنن ‏.‏

305
00:18:58,221 --> 00:19:01,232
خوشحالم قبل از اینکه بریم داخل اینُ فهمیدیم ‏.‏

306
00:19:01,232 --> 00:19:03,283
اگه همچین چیزی رو بدونِ اختارِ قبلی میدیدیم ‏،‏

307
00:19:03,283 --> 00:19:05,283
حتماً درجا خُشکمون میزد ‏.‏

308
00:19:06,224 --> 00:19:07,256
حالا فهمیدی ؟

309
00:19:07,256 --> 00:19:10,241
هیچ وقت نمیتونی دربارۀ چیزی مطمئن باشی ‏.‏

310
00:19:10,278 --> 00:19:13,271
، حتماً شرایطِ غیرِ قابلِ پیش بینیِ دیگه ای هم هست
که ما هنوز در نظر نگرفتیمش ‏.‏

311
00:19:14,257 --> 00:19:17,244
آره ‏،‏ هنوز یه چیزی منُ اذیت میکنه ‏.‏

312
00:19:18,214 --> 00:19:18,286
گون ‏.‏‏.‏‏.‏

313
00:19:20,192 --> 00:19:21,209
متوجه شدی ؟

314
00:19:21,209 --> 00:19:23,210
بزار پالم مواظبِ خودش باشه ‏!‏

315
00:19:23,252 --> 00:19:26,267
مهم نیست چی میبینی ‏،‏ باید تمام
تمرکز ـت روی پیتو باشه ‏.‏

316
00:19:27,210 --> 00:19:27,285
باشه ‏!‏

317
00:19:28,267 --> 00:19:32,232
این منُ اذیت میکنه ‏،‏ اما چه پایِ
یه زن در میون باشه چه نباشه ‏،‏

318
00:19:32,232 --> 00:19:35,194
مطمئنم باید انتظار یه شخصِ سومی هم تو قصر داشته باشیم ‏.‏

319
00:19:35,271 --> 00:19:37,286
احساس میکنم اون شخصِ سوم

320
00:19:37,286 --> 00:19:40,204
باعثِ اضطرابم میشه ‏.‏

321
00:19:40,284 --> 00:19:43,287
چرا پادشاه به خودش صدمه زده ؟

322
00:19:44,223 --> 00:19:46,199
صبر کن ‏.‏‏.‏‏.‏

323
00:19:46,199 --> 00:19:48,287
این فقط یکی از نظریه های خودت بود ‏.‏

324
00:19:48,287 --> 00:19:53,188
آره ‏،‏ اما شما هم موافق بودید که
توضیحِ منطقیِ دیگه ای وجود نداره ‏.‏

325
00:19:53,251 --> 00:19:56,236
داری حرفِ خودتُ نقض میکنی ‏.‏‏.‏‏.‏

326
00:19:56,236 --> 00:20:00,201
مگه نگفتی ممکنه استثنا های دیگه ای هم وجود داشته باشه ؟

327
00:20:00,236 --> 00:20:02,243
طبقِ اون منطق ‏،‏

328
00:20:02,243 --> 00:20:08,192
پیتو میتونسته به دلایلِ مختلفی از ‏"‏ اِن ‏"‏ استفاده نکنه ‏.‏

329
00:20:08,192 --> 00:20:09,276
اینُ میدونم ‏.‏‏.‏‏.‏

330
00:20:09,276 --> 00:20:11,202
اما این وسط یه چیزی درست نیست ‏.‏

331
00:20:11,258 --> 00:20:17,284
با سه دقیقه مونده تا رفتن ‏،‏ چیزی هست
که ارزشِ فکر کردن درموردشُ داشته باشه ؟

332
00:20:18,230 --> 00:20:19,203
آره ‏.‏

333
00:20:19,238 --> 00:20:21,266
آره ‏،‏ به این فکر کن ‏.‏‏.‏‏.‏

334
00:20:22,204 --> 00:20:25,261
کِی سعی میکنی به خودت صدمه بزنی ؟

335
00:20:30,862 --> 00:20:34,776
وقتی نتونم خودمُ ببخشم ‏.‏‏.‏‏.‏

336
00:20:38,820 --> 00:20:40,840
وقتی نتونی خودتُ ببخشی؟

337
00:20:41,827 --> 00:20:43,777
این هم یه نتیجۀ منطقیِ ‏.‏‏.‏‏.‏

338
00:20:43,858 --> 00:20:49,854
اما اون به این معنیِ که پادشاه
حکمرانی با غرورِ شخصیِ ‏،‏

339
00:20:49,854 --> 00:20:51,812
نه فقط یه حکمرانِ بی رحم ‏.‏

340
00:20:51,812 --> 00:20:52,802
درسته ‏.‏

341
00:20:53,788 --> 00:20:58,788
بخاطرِ غرورش حاضرِ درد رو تحمل کنه ‏.‏

342
00:20:58,868 --> 00:21:00,824
حرف از تجربه شد ‏،‏

343
00:21:00,824 --> 00:21:04,790
آدمایی مثلِ اون هرگز حاضر به سازش نیستن ‏.‏

344
00:21:04,860 --> 00:21:08,804
اگه رهبر نخواد حتی با محافظین سلطنتی سازش داشته باشه ‏.‏

345
00:21:08,869 --> 00:21:12,773
باید اینطور فرض کنید که مبارزه تنها
گزینه ایِ که خواهیم داشت ‏!‏

346
00:21:13,836 --> 00:21:16,777
مورل خوب میتونه همه چی رو جمع بندی کنه ‏.‏‏.‏‏.‏

347
00:21:16,822 --> 00:21:17,838
اما اشتباه میکنه ‏.‏

348
00:21:18,835 --> 00:21:20,784
صدمه زدنِ پادشاه به خودش ‏.‏‏.‏‏.‏

349
00:21:20,822 --> 00:21:22,777
شخصِ سوم ‏.‏‏.‏‏.‏

350
00:21:22,847 --> 00:21:26,793
ما هنوز نتیجه گیری درستی نکردیم که چه اتفاقی افتاده ‏.‏

351
00:21:27,811 --> 00:21:28,844
احساس میکنم ‏.‏‏.‏‏.‏

352
00:21:29,809 --> 00:21:35,785
اون حقیقت تمام نقشه هامونُ خراب میکنه ‏!‏

353
00:21:35,831 --> 00:21:36,838
وقتشه ‏!‏

354
00:21:37,830 --> 00:21:39,798
یک دقیقه تا حرکتمون مونده ‏.‏

355
00:21:39,847 --> 00:21:40,845
جمع بشین ‏.‏

356
00:21:41,810 --> 00:21:43,820
لعنتی ‏!‏ وقت از دستمون در رفت ‏.‏‏.‏‏.‏

357
00:21:55,530 --> 00:21:58,492
ده ثانیه باقی مانده رو ‏،‏ شمارش معکوس میکنم ‏.‏

358
00:22:00,525 --> 00:22:01,554
پسرا بیایین انجامش بدیم ‏.‏

359
00:22:03,491 --> 00:22:05,494
آمادۀ غرش باشید ‏!‏

360
00:22:06,497 --> 00:22:12,539
. خوش گذرونی در صبح و تمامِ شب
رو بیرون موندن ، این طبیعتِ ماست

361
00:22:12,539 --> 00:22:18,540
این احساسِ اشتیاق سیاهِ یا سفیده ؟

362
00:22:19,473 --> 00:22:25,532
. حرکتی دایره وار که گذشته رو تدائی میکنه

363
00:22:25,532 --> 00:22:31,516
. با صدای ترق و تروقی ما رو
به آینده ای که آرزوشُ داریم پیوند میدهد

364
00:22:31,528 --> 00:22:38,483
. چشم هاتُ ببند و از مسیرِ مارپیچ عبور کن

365
00:22:38,483 --> 00:22:46,480
. در پایانِ این رویایِ مرموز ، زیبایی رو پیدا میکنی

366
00:22:47,480 --> 00:22:53,493
. قطعاً ، سکۀ پرتاب شده همیشه در آسمان می رقصد

367
00:22:53,493 --> 00:22:59,473
آرزویِ چه پایانی رو داشته باشم ؟

368
00:22:59,489 --> 00:23:05,469
. قطعاً ، نور درخشده ای به سایه ها نقش میدهد

369
00:23:05,469 --> 00:23:10,541
، پس به این سمت بیا

370
00:23:10,561 --> 00:23:16,495
. بزار آیندمون یکی بشه

371
00:23:29,790 --> 00:23:31,822
قسمتِ بعدی ‏:‏ حمله × و × تهاجم ‏.‏

372
00:23:31,822 --> 00:23:33,877
آره ‏،‏ نابه تو زمستون میچسبه ‏.‏‏.‏‏.‏

373
00:23:33,877 --> 00:23:35,857
منو یادِ قابلۀ مرموز میندازه ‏.‏

374
00:23:35,857 --> 00:23:36,867
حمله به قابلمه ‏!‏

375
00:23:36,867 --> 00:23:38,789
منظورت شیرجه به سمتِ قابلمه ـست ‏.‏‏.‏‏.‏

