1
00:00:08,766 --> 00:00:10,814
... خیلی ممنونم

2
00:00:10,814 --> 00:00:12,765
چرا کمک نخواستی ؟

3
00:00:13,782 --> 00:00:14,765
... اینجا

4
00:00:14,798 --> 00:00:15,781
... اینجا هم

5
00:00:15,821 --> 00:00:16,840
همه جات خونی شده ‏!‏

6
00:00:21,744 --> 00:00:23,805
این موجود چیه ؟

7
00:00:26,742 --> 00:00:27,794
... میخوام

8
00:00:29,767 --> 00:00:30,803
باهاش چیکار کنم ؟

9
00:00:36,761 --> 00:00:39,758
اشک های جاریتُ

10
00:00:39,758 --> 00:00:42,758
به شجاعت تبدیل کن

11
00:00:42,758 --> 00:00:45,787
بال های فرشته مانندتُ باز کن

12
00:00:45,787 --> 00:00:48,775
! ‏ و به بالاها پرواز کن

13
00:00:48,775 --> 00:00:54,767
ALI‏‏‏‏.‏‏‏‏68 & Shenhay_Sahel‏‏‏‏:‏‏‏‏ترجمه و زیرنویس
Forums‏‏‏‏.‏‏‏‏AnimWorld‏‏‏‏.‏‏‏‏Net

14
00:00:56,021 --> 00:01:02,009
تا آخرش تسلیم نمیشیم

15
00:01:02,009 --> 00:01:07,035
! ‏‏ برای پُرفشاری ‏،‏ حتماً دلیل خوبی وجود داره

16
00:01:07,036 --> 00:01:10,105
. میتونی دوباره سعی کنی

17
00:01:10,106 --> 00:01:13,044
. از تاریکی فرار کن

18
00:01:13,045 --> 00:01:17,043
. تو فقط باید بری

19
00:01:17,044 --> 00:01:22,049
. آینده همیشه منتظرِ ماست

20
00:01:22,049 --> 00:01:25,008
. ماوراء آسمان برو

21
00:01:25,008 --> 00:01:28,024
. اقیانوس ها رو طی کن

22
00:01:28,024 --> 00:01:31,050
... ‏ بوس فرشته رو

23
00:01:31,050 --> 00:01:34,100
( ! ‏‏‏‏‏‏ ‏ بگیر ‏!‏ ‏( تو میتونی تلاش کنی

24
00:01:34,685 --> 00:01:40,665
! ‏‏ بیا با هم بریم به
یک ماجراجویی که هیچ وقت تمام نمیشه

25
00:01:40,665 --> 00:01:46,691
! ‏‏برای همیشه و هر جایی

26
00:01:52,592 --> 00:01:57,601
ذخیره کردن × و × عمل کردن

27
00:01:59,667 --> 00:02:02,691
. یک روز تا گزینش باقی مونده

28
00:02:02,691 --> 00:02:06,665
. پایتخت ، پیجینگ ، صبح ساکتی داره

29
00:02:20,272 --> 00:02:21,285
. صبح بخیر

30
00:02:22,259 --> 00:02:24,263
. شما دو تا ، خیلی زود بیدار شدید

31
00:02:26,259 --> 00:02:29,236
. نوزده ساعت تا نیمه شبِ روز گزینش وقت داریم

32
00:02:29,283 --> 00:02:31,240
. امشب ما بالاخره حرکتمونُ شروع میکنیم

33
00:02:31,291 --> 00:02:34,236
. خب ، بیا چک نهائی رو بکنیم

34
00:02:35,232 --> 00:02:36,256
... وقتی داخل شدیم ، من و گون

35
00:02:36,256 --> 00:02:40,226
، مراقب پلکان مرکزی که
. به سمت اتاق سلطنتی میره ، هستیم

36
00:02:40,293 --> 00:02:41,268
. آره

37
00:02:41,309 --> 00:02:42,312
ایکالگو با استفاده

38
00:02:42,312 --> 00:02:46,284
از آسانسور شمال شرقی ، میره
. زیرزمین و دنبال پالم میگرده

39
00:02:48,233 --> 00:02:51,256
. اگه پیداش کردی ، بدون ما فرار میکنی

40
00:02:51,256 --> 00:02:52,238
. درسته

41
00:02:52,304 --> 00:02:56,259
اگه در اون زمان ، پادشاه و سه محافظ سلطنتی ، درون
، اتاق سلطنتی باشن

42
00:02:56,259 --> 00:02:58,239
. طبق نقشه ، ادامه میدیم

43
00:02:58,301 --> 00:03:01,277
مشکل اصلی اینه که اگه اونجا نباشن چی ؟

44
00:03:02,250 --> 00:03:04,274
... تو خیلی سر این موضوع سخت میگیری

45
00:03:05,244 --> 00:03:08,263
چه نوع شانسی ممکنه اتفاق بیوفته ؟

46
00:03:08,263 --> 00:03:10,314
. خب ، شدیداً غیرمحتملِ

47
00:03:11,247 --> 00:03:13,269
. اما اگه باشه ، خیلی بد میشه

48
00:03:13,269 --> 00:03:15,278
تناقض نداری ؟

49
00:03:16,301 --> 00:03:21,256
ما تصمیم گرفتیم ، الگوی حرکتیِ دشمنُ
. یک روز قبل از حمله ، بررسی کنیم

50
00:03:21,309 --> 00:03:25,267
، وقتی انتظار داری شخصی توی زمان
خاص ، توی مکان خاصی باشه

51
00:03:25,317 --> 00:03:29,304
. اتفاقای غیرمنتظره ی خاص خودش میوفته

52
00:03:30,278 --> 00:03:32,274
. تو کار قبلیم ، از اینجور چیزا همیشه پیش میومد

53
00:03:32,314 --> 00:03:36,271
. همیشه اتفاقای غیرمعمولی پیش میاد ، که مجبوری انتخاب کنی

54
00:03:37,311 --> 00:03:41,229
، توی کار قبلیم ، خودمُ متقاعد میکردم

55
00:03:41,229 --> 00:03:43,281
. که فرصت دیگه ای پیش میاد

56
00:03:44,284 --> 00:03:46,234
. اما ایندفعه فرق میکنه

57
00:03:46,316 --> 00:03:48,261
. نمیتونیم صبر کنیم

58
00:03:48,261 --> 00:03:50,257
. وقتی حرکت کردیم ، برگشتی در کار نیست

59
00:03:50,306 --> 00:03:53,296
. یه ثانیه تأمل ، ممکنه به مرگ ختم بشه

60
00:03:54,307 --> 00:03:57,232
، بخاطر همین الان باید تصمیم بگیریم

61
00:03:57,232 --> 00:03:59,270
. که در اوضاع مختلف ، چیکار کنیم

62
00:04:00,289 --> 00:04:05,231
، حتی اگه تو اتاق سلطنتی نباشن
، درون کاخ باشن ، مشکلی نیست

63
00:04:05,288 --> 00:04:10,303
اِن " پیتو ، حیاط کاخ و محیط اطرافشُ "
. تحت پوشش داره

64
00:04:12,250 --> 00:04:18,234
، پس اگه داخل بشیم و هاله ی مورمور کنندشُ حس کنیم

65
00:04:18,234 --> 00:04:20,263
. یعنی که اونا ، اونجان

66
00:04:21,269 --> 00:04:25,275
و وقتی به سمت جایی که هاله متراکم
، میشه ، حرکت کنیم

67
00:04:25,275 --> 00:04:27,271
. اون تو مرکزش خواهد بود

68
00:04:29,238 --> 00:04:32,292
. حالا سوال پیش میاد ، اگه
هاله ی پیتو رو حس نکردیم

69
00:04:33,232 --> 00:04:36,260
. به عبارتی ، اگه اونا درون کاخ نباشن

70
00:04:36,260 --> 00:04:40,269
،. یا اینکه توی کاخ هستن 
ولی از " اِن " استفاده نمیکنن

71
00:04:40,303 --> 00:04:42,269
، میشه درون کاخ باشن

72
00:04:42,269 --> 00:04:45,236
و از " اِن " برای محافظت از پادشاه استفاده نکنن ؟

73
00:04:45,266 --> 00:04:49,274
. وقتی نوو سان به کاخ نفوذ
کرده بود ، این اتفاق افتاده بود

74
00:04:49,274 --> 00:04:50,275
هه ؟

75
00:04:50,323 --> 00:04:53,263
. آره ، این چیزی هست که منم نمیتونم دقیق بفهممش

76
00:04:54,256 --> 00:04:57,313
،. بر طبق گفته های کولت 
نوو هاله ی پوف رو حس کرده

77
00:04:59,250 --> 00:05:02,231
. محافظین سلطنتی ، هرگز از کنار پادشاه جُم نمیخورن

78
00:05:02,231 --> 00:05:06,281
پس اگه پوف اونجا بوده ، دو تای
. دیگه هم پیش پادشاه بودن

79
00:05:07,292 --> 00:05:11,246
پس چرا پیتو ، آدمکاش و " اِن "ـشُ از کار انداخت

80
00:05:11,246 --> 00:05:13,230
، و نگهبانی رو سپرد به پوف

81
00:05:13,230 --> 00:05:15,288
و اجازه داد که نوو به کاخ وارد بشه ؟

82
00:05:16,282 --> 00:05:19,283
... فکر کنم باید توی استفاده از تواناییش باشه

83
00:05:20,315 --> 00:05:23,284
. پس بیا از کولت بپرسیم

84
00:05:23,319 --> 00:05:24,296
. آره

85
00:05:27,234 --> 00:05:30,275
، فکر میکنم توی اون مدت
. پیتو داشت کسیُ شفا میداده

86
00:05:31,213 --> 00:05:32,209
شفا ؟

87
00:05:33,167 --> 00:05:37,135
بهتون گفته بودم اون کسی که
کایت رو ترمیم کرد ، پیتو بوده ؟

88
00:05:38,139 --> 00:05:42,135
حالا که دقت میکنم ، اون توی اون زمان
. اصلاً از " اِن " استفاده نکرد

89
00:05:43,146 --> 00:05:46,141
. به احتمال زیاد ، شفا دادن
، احتیاج به تمرکز زیادی داره

90
00:05:46,209 --> 00:05:49,161
، به عبارتی وقتی داره کسیُ شفا میده

91
00:05:49,216 --> 00:05:52,186
. پیتو نمیتونه از " اِن " یا آدمکاش استفاده کنه

92
00:05:53,221 --> 00:05:55,161
. حالا معنی میده

93
00:05:56,137 --> 00:05:57,216
، به عبارت دیگه ای

94
00:05:57,216 --> 00:06:01,159
به احتمال زیاد پادشاه یا یکی از
، محافظین سلطنتی آسیب دیده

95
00:06:01,159 --> 00:06:04,149
و پیتو برای شفا دادنش ، مجبور
. به کنار گذاشتن " اِن " و آدمکاش شده

96
00:06:04,149 --> 00:06:05,200
... اما

97
00:06:06,159 --> 00:06:10,200
کی تونسته به اون هیولا ها
آسیب برسونه ؟

98
00:06:11,139 --> 00:06:12,140
... درسته

99
00:06:12,175 --> 00:06:13,225
یه دعوا ؟

100
00:06:13,225 --> 00:06:16,216
شاید پادشاه یکی از محافظینُ زخمی کرده ؟

101
00:06:16,216 --> 00:06:19,151
. نه ، این غیرممکنه

102
00:06:19,194 --> 00:06:22,215
غیرممکنه که
، پیتو بخاطر یکی از محافظین

103
00:06:22,215 --> 00:06:26,188
. از " اِن " خودش استفاده نکنه

104
00:06:27,161 --> 00:06:28,209
. اینُ تضمین میکنم

105
00:06:29,153 --> 00:06:31,161
... پس یعنی کسی که زخمی شده بود

106
00:06:31,215 --> 00:06:33,142
! خوده پادشاه بوده ...

107
00:06:34,225 --> 00:06:37,228
. که اینطور ... این چیزی که میگی ، جور در میاد

108
00:06:38,171 --> 00:06:42,179
. با این وجود ، سوال بزرگتری
پیش میاد ، کی پادشاهُ مجروح کرده

109
00:06:43,149 --> 00:06:45,162
. کار محافظین سلطنتی که نمیتونه باشه

110
00:06:45,162 --> 00:06:49,204
. و بعدشم ، بقیه سربازا هم نمیتونن روش خراشم بندازن

111
00:06:50,139 --> 00:06:53,155
... آره ، بخاطر همین ما فکر میکنیم

112
00:06:54,193 --> 00:06:56,153
!پادشاه خودش اینکارُ کرده ؟

113
00:06:56,206 --> 00:06:59,161
یعنی چه اتفاقی افتاده ؟

114
00:06:59,161 --> 00:07:02,205
. ما هم نمیدونیم ، اما این تنها توضیح عاقلانست

115
00:07:05,974 --> 00:07:10,976
خب ، وقتی اتفاق افتاده بود
... زیاد روش فکر نکرده بودم

116
00:07:11,016 --> 00:07:15,982
. اما اون یه شانس غیر عادی بوده

117
00:07:17,010 --> 00:07:19,980
اونجا چه خبرایی ممکنه باشه ؟

118
00:07:21,012 --> 00:07:22,947
... اصلاً خوب نیست

119
00:07:22,985 --> 00:07:25,997
. حس میکنم درون کاخ داره اتفاقای میوفته

120
00:07:29,987 --> 00:07:32,938
. ما حرکتُ به سمت کاخ ، شروع میکنیم

121
00:07:33,943 --> 00:07:38,012
A-1 شهروندان محله ی
. فوراً در میدان دیگو ، گرد هم بیایید

122
00:07:40,980 --> 00:07:44,982
. بقیه ی شهروندان ، آماده برای تغییر مکان باشن

123
00:07:50,960 --> 00:07:53,019
. اوه ، دیگه داره شروع میشه

124
00:07:53,689 --> 00:07:55,718
... بالاخره راهپیمایی رو شروع کردن

125
00:07:56,679 --> 00:07:59,739
. تا نیمه شب هیجان انگیز ، فقط 10 ساعت مونده

126
00:08:01,700 --> 00:08:04,744
، درست تو 25 ساعت دیگه ،
فردا بعد ظهر در ساعت 3

127
00:08:05,703 --> 00:08:09,661
. پنج میلیون انسان ، زمین های کاخُ پر میکنن

128
00:08:10,726 --> 00:08:12,707
وضعیت پیجینگ تغییری نکرده ؟

129
00:08:12,739 --> 00:08:17,656
، فکر میکردم فقط یه دشمن ماهر باشه
. اما حالا یه دسته شدن

130
00:08:17,705 --> 00:08:20,674
. پس خودشونُ تقویت کردن

131
00:08:21,656 --> 00:08:25,720
. ممکنه بخوان از برگزاری جشن استفاده
کنن و به ما نزدیک بشن

132
00:08:25,720 --> 00:08:28,735
. پس بزرگترین خطر در طول گزینش ممکنه باشه

133
00:08:29,676 --> 00:08:33,718
. آره ، توی گزینش ، پادشاهم حضور داره

134
00:08:35,684 --> 00:08:38,656
... بیشترین چیز خطرناک برای ما

135
00:08:38,656 --> 00:08:41,736
. اینه که پادشاه از جلوی چشمامون ، دور بشه

136
00:08:43,655 --> 00:08:47,720
با فرض اینکه ، یکی از اونا
، " با استفاده از " نِن

137
00:08:48,675 --> 00:08:53,747
توانایی جابه جایی داشته باشه و
... و پادشاهُ به یه جای دیگه انتقال بده

138
00:08:55,693 --> 00:08:59,664
تو موقع گزینش ، حتماً باید حداقل

139
00:08:59,664 --> 00:09:01,727
. یکی از ما ، کنار پادشاه باشه

140
00:09:02,660 --> 00:09:03,726
. پادشاه اجازه نمیده

141
00:09:04,672 --> 00:09:08,704
،. تازگیا هم که خودت میدونی 
نارحت میشه از اینکه بهش نزدیک میشیم

142
00:09:08,750 --> 00:09:11,728
. پس باید بدون اینکه پادشاه متوجه بشه ، پیشش باشیم

143
00:09:12,724 --> 00:09:16,733
ما احتیاج داریم یک نفر حواسش به پیرامون پادشاه باشه

144
00:09:16,733 --> 00:09:20,669
... و همچنین وظایف خودشُ توی گزینش انجام بده

145
00:09:21,743 --> 00:09:24,720
، بخاطر بزرگیِ بدن ، زیادی تو چشمِ

146
00:09:25,717 --> 00:09:29,655
... علاقه ای به کارهای کسالت آور نداره

147
00:09:29,749 --> 00:09:33,731
. خیلی خب ، من بهترین انتخابم

148
00:09:34,694 --> 00:09:37,727
... فرایند حذف کردن ، صد البته که من بدبختم

149
00:09:41,630 --> 00:09:42,641
چی شده ؟

150
00:09:42,693 --> 00:09:46,660
. حضور اونا ، به طور کامل محو شده

151
00:09:47,691 --> 00:09:51,647
. نمیتونم ازشون هاله ای حس کنم

152
00:09:51,699 --> 00:09:56,614
، احتمالاً دارن از " زتسو " استفاده میکنن
. و میون انسان ها راهپیمایی ، مخفی شدن

153
00:10:02,618 --> 00:10:03,630
. نخسته

154
00:10:04,690 --> 00:10:06,667
... خیلی آدم اون بیرونن

155
00:10:07,621 --> 00:10:09,655
. حدود 100ساختمونن نفرن

156
00:10:10,615 --> 00:10:11,699
. اون داخل جا میشن

157
00:10:12,664 --> 00:10:15,656
، حالا که ما حضورمونُ مخفی کردیم

158
00:10:15,656 --> 00:10:18,659
. اونا فرض میکنن که ما در میون اون شهروندا هستیم

159
00:10:18,702 --> 00:10:22,631
شاید اینطوری بیخیال راهپیمایی بشن ؟

160
00:10:22,676 --> 00:10:23,681
. غیرممکنه

161
00:10:24,639 --> 00:10:27,706
. راهپیمایی رو باطل و به تعویق بندازن

162
00:10:28,646 --> 00:10:32,632
. کدوم پادشاهُ دیدی که شکستُ بپذیره و مصالحه کنه

163
00:10:32,669 --> 00:10:35,655
. محافظین سلطنتی اجازه ی اینکارُ نمیدن

164
00:10:36,649 --> 00:10:39,643
، به هر قیمتی که شده
. جشن باید طبق برنامه ریزی انجام بشه

165
00:10:39,676 --> 00:10:41,676
! فردا ، در ساعت 3 بعدظهر

166
00:10:41,676 --> 00:10:44,659
. این بی برو برگرده

167
00:10:47,654 --> 00:10:49,635
، حالا که راهپیمایی شروع شده

168
00:10:49,635 --> 00:10:52,671
... آدمک های من نمیتونن بفهمن که کی به کیه

169
00:10:53,681 --> 00:10:56,639
اونا رو فوراً فرا بخونم ؟

170
00:10:56,639 --> 00:11:00,656
. نه ، آزاد گذاشتن دشمن ، کار خطرناکی هست

171
00:11:00,726 --> 00:11:07,687
آدمک ها رو به سربازا ملحق کن
. و به عنوان یه مانع ، مردمُ به اینجا هدایت کن

172
00:11:24,232 --> 00:11:26,152
اوس ؟

173
00:11:26,198 --> 00:11:30,227
. همونطوری که انتظار میرفت ، آدمک ها دنبال مردم راه افتادن

174
00:11:31,170 --> 00:11:35,197
. تا چند ساعت دیگه ، پشه هم پر نمیزنه

175
00:11:38,237 --> 00:11:43,162
. شش ورودی اتاق هست که به کاخ منتهی میشه

176
00:11:44,175 --> 00:11:48,154
از ورودی جلوی کاخ اجتناب میکنیم ، چون
، امنیت سختی اونجاست

177
00:11:48,216 --> 00:11:52,177
و به وسیله ی ورودی های
. وارد میشم C ، B ، A

178
00:11:53,197 --> 00:11:56,196
، وقتی به اتاق ها داخل شدیم

179
00:11:56,196 --> 00:12:00,193
. تنها راه خروجمون ، وارد شدن به داخل کاخ هست

180
00:12:00,220 --> 00:12:02,231
چته ؟ ترسیدی ؟

181
00:12:02,231 --> 00:12:04,151
. چرت نگو

182
00:12:04,151 --> 00:12:06,156
. میخوام مطئن بشم که آماده ایم

183
00:12:06,211 --> 00:12:10,198
منتظر موندن جلویِ درِ ورودی خیلی خطرناکه ‏.‏

184
00:12:11,164 --> 00:12:16,180
اما اگه خیلی زود واردِ اتاق ها بشیم ‏،‏
تا نیمه شب نمیتونم بریم بیرون ‏.‏

185
00:12:17,156 --> 00:12:18,174
درسته‏.‏‏.‏‏.‏

186
00:12:18,174 --> 00:12:20,229
اگه هرگونه اطلاعاتِ مفیدی بدست آوردیم ‏،‏

187
00:12:20,229 --> 00:12:24,158
لازمه که بتونیم آزادانه درموردش اقدام کنیم‏ .‏‏.‏‏.‏

188
00:12:24,190 --> 00:12:27,190
نمیتونیم کنارِ کاخ از موبایل استفاده کنیم ‏،‏

189
00:12:27,190 --> 00:12:30,169
برای اینکه مورچه ها سیگنالِ ـشُ دریافت میکنن ‏.‏

190
00:12:30,214 --> 00:12:34,228
بنظرم خطرناکه ساعت ها بدونِ اینکه بدونیم اتفاقی افتاده

191
00:12:35,179 --> 00:12:38,222
یا شرایط عوض شده یا نه تویِ اتاق ها منتظر بمونیم ‏.‏

192
00:12:39,167 --> 00:12:43,169
اما تو بودی که گفتی بیرونِ قصر منتظر موندنمون خطرناکه ‏.‏

193
00:12:43,169 --> 00:12:44,160
آره‏ .‏‏.‏‏.‏

194
00:12:44,191 --> 00:12:48,179
شما نباید شبکۀ امنیتیِ اونا رو دستِ کم بگیرید ‏.‏

195
00:12:48,179 --> 00:12:49,213
اونُ بزارید به عهدۀ من ‏.‏

196
00:12:51,278 --> 00:12:56,285
من تنها کسیم که میتونم آزادانه به اون
اتاق ها وارد یا خارج بشم ‏.‏

197
00:12:57,246 --> 00:12:59,240
اگه اتفاقی افتاد بهتون خبر میدم ‏.‏

198
00:13:00,282 --> 00:13:03,253
فعلاً بهتره شما ها اینجا استراحت کنید ‏.‏

199
00:13:03,290 --> 00:13:05,224
مشکلی برات پیش نمیاد ؟

200
00:13:05,281 --> 00:13:09,221
من مشکلی برایِ بررسی منطقه ندارم‏ .‏‏.‏‏.‏

201
00:13:09,268 --> 00:13:14,237
حتی اگه کنارِ کاخ هم باشم ‏،‏ تا وقتی که
خارج از محدودۀ ‏"‏ اِن ‏"‏ پیتو باشم ‏.‏‏.‏‏.‏

202
00:13:17,268 --> 00:13:20,213
اما باید مواظب باشی ‏.‏

203
00:13:21,247 --> 00:13:24,205
پیتو از شکلِ مُدَور و استانداردِ ‏"‏ اِن ‏"‏ استفاده نمیکنه ‏.‏

204
00:13:24,230 --> 00:13:28,197
اون تغییرِ شکلِ آمیب وارِش دامنۀ فعالیتشُ بیشتر میکنه ‏.‏

205
00:13:29,357 --> 00:13:31,349
اینطوری بود که کایت گیرِ اون افتاد ‏.‏

206
00:13:32,318 --> 00:13:34,353
احتمالاً عمدی بوده‏ .‏‏.‏‏.‏

207
00:13:35,290 --> 00:13:39,338
این غریزۀ یه مبارزِ که بخواد بفهمه حریفش چقدر قویه ‏.‏

208
00:13:40,280 --> 00:13:45,352
و غریزه ـَش اون رو هدایت میکنه
تا دربارۀ قدرت هاشون قضاوت کنه ‏.‏

209
00:13:47,328 --> 00:13:50,291
تو بعضی مناطق هم ‏،‏ اون ‏"‏ اِن ‏"‏ میتونه
تا دو کیلو متر امتداد پیدا کنه ‏.‏

210
00:13:50,358 --> 00:13:52,327
حواست باشه خارج از اون محدوده بمونی ‏.‏

211
00:13:53,329 --> 00:13:54,356
نگران نباش ‏.‏

212
00:13:55,331 --> 00:13:59,360
تو این اتاق من اون کسی هستم که از اونا میترسه ‏.‏

213
00:14:00,309 --> 00:14:02,302
کارِ احمقانه ای نمیکنم ‏.‏

214
00:14:03,339 --> 00:14:05,282
بهت قول میدم ‏.‏

215
00:14:09,314 --> 00:14:12,264
حالا به سمتِ کاخ حرکت میکنیم ‏.‏

216
00:14:12,264 --> 00:14:15,321
هر کی از خط خارج بشه فوراً بهش شلیک میشه ‏.‏

217
00:14:16,278 --> 00:14:18,271
حرکت کنید ‏!‏

218
00:14:30,263 --> 00:14:31,268
پیتو ‏.‏‏.‏‏.‏

219
00:14:32,259 --> 00:14:36,256
میدونی به کوموگی حمله شده ؟

220
00:14:36,281 --> 00:14:39,274
بله ‏،‏ با ‏"‏ اِن ‏"‏ اطرافُ تحتِ نظر دارم ‏.‏

221
00:14:39,309 --> 00:14:40,282
هر چند ‏،‏

222
00:14:40,309 --> 00:14:44,283
، مطمئن بودم که اونا خطری برای شما ندارند عالیجناب
برای همینم بهشون توجهی نکردم ‏.‏

223
00:14:44,933 --> 00:14:47,931
از حالا به بعد ‏،‏ اطرافِ کوموگی
رو هم تحتِ نظر داشته باش ‏،‏

224
00:14:47,931 --> 00:14:49,965
و سریع با هرگونه تهدید مقابله میکنی ‏.‏

225
00:14:51,894 --> 00:14:53,907
بله ‏،‏ هر جور شما دستور بفرمایید ‏.‏

226
00:15:10,981 --> 00:15:13,959
ده ها هزار نفر از مردم دارن تو یه خط

227
00:15:13,959 --> 00:15:16,926
به سمتِ پادشاه میرن ‏.‏

228
00:15:17,896 --> 00:15:20,924
مثلِ مورچه ها‏ .‏‏.‏‏.‏ نه ‏،‏ مثلِ موش هایِ صحرایی ‏.‏

229
00:15:20,924 --> 00:15:21,978
حرکت به سمتِ مرگ ‏.‏

230
00:15:23,471 --> 00:15:26,485
بزودی هوا تاریک میشه ‏.‏

231
00:15:26,531 --> 00:15:29,480
میتونم به مورِل و بقیه بگم که بیان بیرون ‏.‏‏.‏‏.‏

232
00:15:34,478 --> 00:15:35,517
اون ‏.‏‏.‏‏.‏

233
00:15:36,521 --> 00:15:38,463
‏.‏‏.‏‏.‏ چی بود ؟

234
00:15:43,466 --> 00:15:44,484
فَلس های بال ؟

235
00:15:45,485 --> 00:15:50,525
باد فلس های بال هاشُ به سمتِ مردم میبره‏ .‏‏.‏‏.‏

236
00:15:51,473 --> 00:15:52,479
پس یعنی‏ .‏‏.‏‏.‏

237
00:15:57,490 --> 00:15:58,492
فکرشُ میکردم‏ .‏‏.‏‏.‏

238
00:15:59,883 --> 00:16:03,912
بنظر همشون کاملاً گیج و بی حال هستن ‏.‏

239
00:16:04,902 --> 00:16:07,897
اون فلس ها اثرِ هیپنوتیزم داره ‏.‏

240
00:16:10,866 --> 00:16:12,903
همینطور که دارین میرین جلو تو یه خط بمونید ‏!‏

241
00:16:13,861 --> 00:16:14,908
تویِ خط بمونید ‏!‏

242
00:16:15,880 --> 00:16:17,915
وقتی به موقعیت ـتون رسیدین ‏،‏ منتظرِ دستورات بمونید ‏.‏

243
00:16:17,915 --> 00:16:19,871
حرکت نکنید ‏!‏

244
00:16:20,862 --> 00:16:25,871
دستوراتِ ساده بارها تکرار میشن ‏،‏
در حالی که تانک ها پُشتِ سرشون حرکت میکنن

245
00:16:25,913 --> 00:16:30,837
میشه به ذهنی که بخاطرِ ساعت ها
راه رفتن خسته شده نفوذ کرد‏ .‏‏.‏‏.‏

246
00:16:31,854 --> 00:16:34,872
این بهترین موقعیت برای استفاده از هیپنوتیزمِ ‏!‏

247
00:16:36,211 --> 00:16:41,159
به محضِ اینکه گزینش شروع بشه و
همه جا رو خون بگیره ‏،‏

248
00:16:41,159 --> 00:16:44,191
اونا همینطوری بی سر و صدا سرِ جاشون میمونن ‏.‏

249
00:16:45,151 --> 00:16:46,215
تا وقتی که نوبتشون بشه ‏.‏

250
00:16:50,222 --> 00:16:53,167
هیپنوتیزم ؟ که اینطور ‏.‏‏.‏‏.‏

251
00:16:53,243 --> 00:16:57,162
اگه اونا شستشویِ مغزی شده باشن ‏،‏ پس فرار نمیکنن ‏.‏

252
00:16:57,203 --> 00:17:00,155
اینطوری به نفعِ ماست ‏.‏

253
00:17:00,155 --> 00:17:01,151
هـا ؟

254
00:17:01,191 --> 00:17:03,177
اگه خیلی سر و صدا کنیم ‏،‏

255
00:17:03,177 --> 00:17:06,204
دیگه لازم نیست نگرانِ ترسیدنِ مردم باشیم ‏.‏

256
00:17:06,204 --> 00:17:07,206
آها ‏!‏

257
00:17:08,173 --> 00:17:12,227
اینطوری مردم برای فرار کردن زیرِ دست و پا له نمیشن ‏.‏

258
00:17:13,177 --> 00:17:14,232
این مزیتِ خیلی خوبیه ‏.‏

259
00:17:15,160 --> 00:17:22,180
با توجه به اینکه تا نیمه شب بیشتر
از نیمی از مردم به محل میرسن ‏،‏

260
00:17:22,180 --> 00:17:27,223
ما انتظارشُ داشتیم که ده ها هزار نفر از مردم
بخاطرِ ترس و فرار کردنشون بمیرن ‏.‏

261
00:17:28,149 --> 00:17:30,196
بزرگترین نگرانیمون حل شد ‏.‏

262
00:17:31,166 --> 00:17:33,171
دیگه میتونیم بزنیم سیمِ آخر ‏.‏

263
00:17:33,236 --> 00:17:35,234
شِش ساعت تا حرکت مونده ‏.‏

264
00:17:39,357 --> 00:17:41,321
همه اینجان ‏.‏

265
00:17:42,278 --> 00:17:43,359
خبری از پالم ندارید ؟

266
00:17:44,307 --> 00:17:45,291
نـه ‏.‏

267
00:17:47,365 --> 00:17:48,371
که اینطور ‏.‏‏.‏‏.‏

268
00:17:49,323 --> 00:17:51,366
تا نیم ساعت قبل از حرکت صبر میکنیم ‏.‏

269
00:17:52,302 --> 00:17:55,372
، اگه تا قبل از ورود به اونجا بدونیم داخل چه خبره
اینطوری همه چی تغییر میکنه‏ .‏‏.‏‏.‏

270
00:17:56,297 --> 00:17:57,283
آره ‏.‏

271
00:17:58,316 --> 00:18:01,276
بنظر هر دو تاشون خونسردن ‏.‏

272
00:18:01,356 --> 00:18:03,354
مخصوصاً کیلوا ‏،‏

273
00:18:03,354 --> 00:18:07,298
هیچ گونه ضعفِ ذهنی رو که قبلا تو مبارزه باهام
نشون داده بود رو الان نداره ‏.‏

274
00:18:07,322 --> 00:18:10,308
میشه گفت سرشار از اعتماد به نفسِ ‏.‏

275
00:18:10,347 --> 00:18:12,359
اما به دلایلی ‏،‏

276
00:18:13,330 --> 00:18:17,323
بنظر در آستانۀ محو شدنِ ‏.‏

277
00:18:19,282 --> 00:18:22,353
نه ‏،‏ وقت ندارم که نگرانِ دیگران باشم ‏.‏

278
00:18:23,324 --> 00:18:27,363
من کسیم که داره از شدتِ اضطراب قبضِ روح میشه ‏.‏

279
00:18:28,347 --> 00:18:30,352
سرنوشتِ بشریت به من بستگی داره‏ .‏‏.‏‏.‏

280
00:18:32,869 --> 00:18:34,867
کولت آدمِ خوبیه‏ .‏‏.‏‏.‏

281
00:18:35,847 --> 00:18:38,917
مِلِورون و ایکالگو قلب های مهربونی دارن ‏.‏

282
00:18:39,902 --> 00:18:44,868
مهم نیست انسان باشن یا مورچه ‏،‏ همه قلب دارن ‏.‏

283
00:18:44,868 --> 00:18:45,919
این چیزیِ که بهش باور دارم ‏.‏

284
00:18:46,915 --> 00:18:48,918
امیدوارم ‏،‏ پادشاه هم داشته باشه ‏.‏

285
00:18:50,849 --> 00:18:54,881
اما بعضی از اونا باید کشته بشن‏ .‏‏.‏‏.‏

286
00:18:55,925 --> 00:18:57,905
اگه ما اونا رو نکشیم ‏،‏ خودمون کشته میشیم ‏!‏

287
00:18:58,919 --> 00:19:01,878
کایت ‏،‏ دیگه وقتشِ ‏.‏

288
00:19:01,920 --> 00:19:05,882
قول میدم هر طور شده برت گردونم ‏.‏‏.‏‏.‏

289
00:19:07,866 --> 00:19:09,861
با شکست دادنِ اون ‏.‏

290
00:19:11,876 --> 00:19:13,838
حسابی هیجان زده شده‏ ..‏‏.‏

291
00:19:13,882 --> 00:19:15,833
منم روی حمایت کردنت تمرکز میکنم ‏.‏

292
00:19:15,878 --> 00:19:18,858
اینطوری کسی نمیتونه تو مبارزه ـت دخالت کنه‏ .‏‏.‏‏.‏

293
00:19:19,884 --> 00:19:22,880
با تکنیکِ کانمورویِ جدیدم ‏.‏

294
00:19:23,927 --> 00:19:25,879
بدنم احساسِ سنگینی میکنه ‏.‏

295
00:19:26,829 --> 00:19:28,901
حتماً بخاطرِ اینکه چند روزِ استراحت نکردم‏ .‏‏.‏‏.‏

296
00:19:29,841 --> 00:19:32,847
از درجۀ 1 تا 100 شرایطِ الانم باید 40 باشه‏ .‏‏.‏‏.‏

297
00:19:32,847 --> 00:19:34,918
نه ‏،‏ 35‏ .‏‏.‏‏.‏

298
00:19:35,891 --> 00:19:38,862
اما الان نمیتونم ناله کنم ‏.‏

299
00:19:38,923 --> 00:19:41,877
با خارج شدنِ نوو ‏،‏ من تنها
کسی هستم که باقی مونده ‏،‏

300
00:19:42,875 --> 00:19:44,928
امیدوار بودم بتونم با تمامِ قدرتم مبارزه کنم ‏.‏

301
00:19:44,928 --> 00:19:48,910
اما اینطوری راحت تره که سرنوشتمُ قبول کنم ‏.‏

302
00:19:49,878 --> 00:19:54,904
رویِ نقشم به عنوانِ طعمه تمرکز میکنم و
هدفم رو از پادشاه دور میکنم ‏.‏

303
00:19:58,079 --> 00:20:01,055
مورِل ‏،‏ بچه ها ‏،‏ معذرت میخوام ‏.‏‏.‏‏.‏

304
00:20:03,034 --> 00:20:05,091
اما نمیتونم باهاتون بیام ‏.‏

305
00:20:07,088 --> 00:20:09,101
یه نگاهی به بیرون میندازم ‏.‏

306
00:20:17,031 --> 00:20:21,019
پس فقط دو دقیقه میتونم نفسم رو نگه دارم‏ .‏‏.‏‏.‏

307
00:20:21,048 --> 00:20:26,040
با توجه به احساسم محدودیتم احتمالاً به
بیشتر از نصف کم میشه ‏.‏

308
00:20:27,018 --> 00:20:28,043
مشکلی نیست‏ .‏‏.‏‏.‏

309
00:20:28,043 --> 00:20:29,115
یک دقیقه هم کافیه ‏!‏

310
00:20:32,029 --> 00:20:36,001
فردا نیمه شب ‏،‏ من دوباره متولد میشم ‏.‏

311
00:20:37,000 --> 00:20:40,046
چند روزِ پیش حتی نمیتونستم رویایِ همچین
روزی رو هم داشته باشم ‏.‏

312
00:20:41,026 --> 00:20:43,046
ممنونم ‏،‏ کیلوا ‏.‏

313
00:20:44,056 --> 00:20:48,019
قول میدم مأموریتم رو به خاطرِ تو با موفقیت انجام بدم ‏!‏

314
00:20:49,990 --> 00:20:53,001
فردا روزِ تولدمه ‏!‏

315
00:21:10,978 --> 00:21:12,999
من پادشاه هستم ‏.‏

316
00:21:15,034 --> 00:21:18,008
اما من کی هستم ؟

317
00:21:20,328 --> 00:21:24,324
برای چی به این دنیا اومدم ؟

318
00:21:30,273 --> 00:21:32,283
وقت تمومه‏ .‏‏.‏‏.‏ حرکت میکنیم ‏!‏

319
00:21:49,262 --> 00:21:50,262
پالم‏ .‏‏.‏‏.‏

320
00:22:01,325 --> 00:22:04,327
ده دقیقه تا ورودِ اونا به قصر باقی مونده ‏.‏

321
00:22:06,270 --> 00:22:12,312
. خوش گذرونی در صبح و تمامِ شب
رو بیرون موندن ، این طبیعتِ ماست

322
00:22:15,883 --> 00:22:21,884
این احساسِ اشتیاق سیاهِ یا سفیده ؟

323
00:22:22,817 --> 00:22:28,876
. حرکتی دایره وار که گذشته رو تدائی میکنه

324
00:22:28,876 --> 00:22:34,860
. با صدای ترق و تروقی ما رو
به آینده ای که آرزوشُ داریم پیوند میدهد

325
00:22:34,872 --> 00:22:41,827
. چشم هاتُ ببند و از مسیرِ مارپیچ عبور کن

326
00:22:41,827 --> 00:22:49,824
. در پایانِ این رویایِ مرموز ، زیبایی رو پیدا میکنی

327
00:22:50,824 --> 00:22:56,837
. قطعاً ، سکۀ پرتاب شده همیشه در آسمان می رقصد

328
00:22:56,837 --> 00:23:02,817
آرزویِ چه پایانی رو داشته باشم ؟

329
00:23:02,833 --> 00:23:08,813
. قطعاً ، نور درخشده ای به سایه ها نقش میدهد

330
00:23:08,813 --> 00:23:13,885
، پس به این سمت بیا

331
00:23:13,905 --> 00:23:19,839
. بزار آیندمون یکی بشه

332
00:23:29,123 --> 00:23:32,049
قسمتِ بعدی ‏:‏ پریشانی × و × انتظار

333
00:23:32,049 --> 00:23:34,053
خیلی سرده ‏،‏ گون‏ .‏‏.‏‏.‏

334
00:23:34,053 --> 00:23:36,132
میگن فرمانده زمستون داره میاد ‏!‏

335
00:23:36,132 --> 00:23:39,061
فکر کنم منظورت ژنرال زمستونِ ‏.‏

