1
00:00:00,040 --> 00:00:09,040
‫مترجم: Tenshi Hunter
‫t.me/Tenshi_tavern

2
00:00:02,047 --> 00:00:03,048
!‫شو

3
00:00:05,002 --> 00:00:06,056
.‫باز همو دیدیم

4
00:00:08,092 --> 00:00:10,016
‫تو کی هستی؟

5
00:00:10,082 --> 00:00:11,073
‫برادر؟

6
00:00:19,030 --> 00:00:21,089
‫اون... یه آدولا لینک بود؟

7
00:00:22,037 --> 00:00:23,038
...‫من

8
00:00:26,076 --> 00:00:30,059
...‫بعدش چی‌شد؟ حافظه‌م

9
00:00:33,003 --> 00:00:34,063
...‫هائومئا گفت

10
00:00:35,008 --> 00:00:39,003
.‫درسته. یه‌بار دیگه این سیاره رو تبدیل به یه ستاره‌ی خروشان می‌کنیم

11
00:00:39,003 --> 00:00:41,005
.‫این مأموریتمونه

12
00:00:43,029 --> 00:00:46,098
،‫ولی بعدش برادرم، تنها خانواده‌م رو دیدم

13
00:00:47,040 --> 00:00:51,049
.‫و اون‌موقع، گرمای بی‌سابقه‌ای حس کردم

14
00:00:52,001 --> 00:00:55,055
.‫شعله‌. سوختن. آب کردن

15
00:00:55,055 --> 00:00:58,086
.‫با آتیشی که همه‌چیز رو دربر می‌گیره فرق داشت

16
00:01:01,097 --> 00:01:05,010
.‫باید بازم برادرمو ببینم

17
00:01:08,083 --> 00:01:11,096
.‫نباید بذارم محافظا بفهمن دارم چیکار می‌کنم

18
00:01:11,096 --> 00:01:13,085
‫شو! چطوری؟

19
00:01:14,043 --> 00:01:17,000
.‫می‌بینم مثل همیشه سرسنگینی

20
00:01:17,000 --> 00:01:18,017
‫هائومئا کجاست؟

21
00:01:18,017 --> 00:01:20,014
.‫دوباره خودشو تو اون اتاقه زندانی کرده

22
00:01:21,015 --> 00:01:23,022
.‫این می‌تونه آینده رو ببینه

23
00:01:23,022 --> 00:01:25,051
.‫ممکنه چیزی بفهمه

24
00:01:25,051 --> 00:01:28,051
.‫نمی‌خوام زیاد اینجا بمونم. از اون‌طرف می‌رم

25
00:01:29,018 --> 00:01:31,095
،‫اگه هائومئا الان سرش شلوغه با اونا

26
00:01:31,095 --> 00:01:33,078
.‫فرصت خوبیه که فرار کنم برم زیرزمین

27
00:01:34,007 --> 00:01:36,098
.‫سلام شو-کون، ستون سوم

28
00:01:37,036 --> 00:01:38,097
.‫سیستر سومیره

29
00:01:38,097 --> 00:01:42,017
‫اوه؟ یکم عوض نشدی؟

30
00:01:42,017 --> 00:01:43,040
‫منظورتون چیه؟

31
00:01:44,071 --> 00:01:47,056
.‫نمی‌خوام زیاد نزدیک این پیرزن بمونم

32
00:01:48,005 --> 00:01:49,025
.‫از اون‌طرف می‌رم

33
00:01:49,025 --> 00:01:52,034
.‫سلام شو! امروزم مثل همیشه کوتوله‌ای

34
00:01:52,034 --> 00:01:55,035
‫چرا اینجور مواقع آدمای بیشتری می‌بینم؟

35
00:01:55,035 --> 00:01:57,070
.‫کارون محافظ هائومئاست

36
00:01:57,070 --> 00:02:00,066
.‫اگه لو برم، بد می‌شه. نمی‌خوام اینجا بمونم

37
00:02:00,066 --> 00:02:01,096
.‫از اون‌طرف می‌رم

38
00:02:03,067 --> 00:02:04,064
.‫فرمانده

39
00:02:05,049 --> 00:02:07,011
‫این‌بار دیگه کیه؟

40
00:02:07,050 --> 00:02:09,071
‫آرو؟ چی شده؟

41
00:02:09,071 --> 00:02:12,073
.‫آخرین عشای ربانی قبل از فاجعه‌ی بزرگ در شرف شروعه

42
00:02:12,073 --> 00:02:14,011
‫ممکنه بپرسم کجا می‌رید؟

43
00:02:14,040 --> 00:02:17,082
.‫اوه. پس برای همین این‌همه آدم اینجان

44
00:02:18,018 --> 00:02:19,082
‫چیزی شده؟

45
00:02:21,026 --> 00:02:23,078
.‫شاید واقعاً چیزیم شده

46
00:02:24,009 --> 00:02:25,093
‫دیدن برادرم چه فایده‌ای داره؟

47
00:02:25,093 --> 00:02:29,039
‫اونجا چیزی جدا از وظیفه‌م هست؟

48
00:02:29,039 --> 00:02:34,012
‫حتی اگه آزادیمو به‌دست بیارم هم، باید چیکارش کنم؟

49
00:02:34,042 --> 00:02:37,030
.‫برای عشای ربانی دیر می‌کنیم. بیاید بریم

50
00:02:37,097 --> 00:02:39,031
.‫نه، اینطور نیست

51
00:02:39,058 --> 00:02:41,038
.‫برادرم اون همه راه تا زیرزمین اومد

52
00:02:41,093 --> 00:02:45,010
.‫اینطور نیست که می‌خوام مخصوصاً خودشو ببینم

53
00:02:45,010 --> 00:02:48,092
.‫ولی نمی‌تونم به این احساسات بی‌توجی کنم

54
00:02:53,022 --> 00:02:54,019
.‫فرمانده

55
00:02:55,051 --> 00:02:57,019
.‫منو ببر بیرون

56
00:02:57,073 --> 00:02:59,065
.‫اگه مقاومت کنی، می‌کشمت

57
00:03:01,088 --> 00:03:03,082
.‫من یه محافظم

58
00:03:03,082 --> 00:03:06,034
.‫فرمانده، هیچوقت بهتون خیانت نمی‌کنم

59
00:03:07,010 --> 00:03:08,090
‫منظورت چیه؟

60
00:03:08,090 --> 00:03:13,060
.‫هرجا برید، وظیفه‌م محافظت از شماست

61
00:03:13,060 --> 00:03:15,066
.‫بدون هیچ سوالی

62
00:03:16,071 --> 00:03:20,090
‫اگه بهت بگم اون وظیفه دیگه ضروری نیست چی؟

63
00:03:22,057 --> 00:03:24,047
.‫آرو مثل منه

64
00:03:25,013 --> 00:03:30,059
.‫به‌خاطر وظیفه عمل می‌کنیم و نمی‌دونیم جز اون چیکار کنیم

65
00:03:31,064 --> 00:03:37,078
.‫منو تو براساس خواست واعظ عمل می‌کنیم
.‫ زندگی می‌کنیم تا وظیفه‌مون رو انجام بدیم

66
00:03:38,004 --> 00:03:40,040
.‫ولی فهمیدم باید کار دیگه‌ای بکنم

67
00:03:40,072 --> 00:03:44,058
.‫تو هم باید بیخیال همه‌ش بشی و به اراده‌ی خودت عمل کنی

68
00:03:45,003 --> 00:03:47,072
.‫وظیفه‌ی من همچین چیزی نیست

69
00:03:47,072 --> 00:03:48,070
‫و فرقش چیه؟

70
00:03:50,090 --> 00:03:54,037
.‫انجام وظیفه‌م به اراده‌ی خودمه

71
00:03:55,006 --> 00:03:57,082
.‫امنیت شما شادی بنده‌ست

72
00:03:58,029 --> 00:04:02,099
.‫خدمت به شما دلیل زندگیم، و همه‌چیزمه

73
00:04:03,071 --> 00:04:07,034
.‫اگه از وظیفه‌م دست بکشم، دیگه دلیلی برای زندگی ندارم

74
00:04:08,001 --> 00:04:10,084
.‫تک تیری هستم که برای حفاظت از شما خدمت می‌کنه

75
00:04:10,084 --> 00:04:14,089
.‫هنگامی که یک تیر رها می‌شه، دیگه برگردوندنش ممکن نیست

76
00:04:21,063 --> 00:04:23,081
.‫هرجا برید، همراه‌تون هستم

77
00:04:23,081 --> 00:04:25,014
.‫نیازی نیست

78
00:04:34,060 --> 00:04:36,095
.‫دارم می‌گم دنبالم نکن

79
00:04:36,095 --> 00:04:39,083
‫پس باید چقدر فاصله بین‌مون حفظ کنم؟

80
00:04:39,083 --> 00:04:42,070
.‫اونقدری که اصلاً نتونی ببینیم

81
00:04:42,070 --> 00:04:46,052
.‫پس اگه اینطوریه، نهایت محدوده‌ی شلیکم رو حفظ می‌کنم

82
00:04:47,031 --> 00:04:48,059
.‫هرکاری می‌خوای بکن

83
00:04:48,059 --> 00:04:49,039
!‫بله

84
00:06:29,046 --> 00:06:30,040
‫صبح شده؟

85
00:06:31,025 --> 00:06:34,045
.‫حس می‌کنم شو رو دیدم

86
00:06:34,045 --> 00:06:36,050
‫آدولا لینک رو فعال کردم؟

87
00:06:36,095 --> 00:06:39,021
!‫شینرا-سان! صبح بخیر

88
00:06:39,021 --> 00:06:41,052
!‫سیستر! صبح بخیر

89
00:06:41,052 --> 00:06:43,089
‫خوب تونستی همچین جایی بخوابی؟

90
00:06:43,089 --> 00:06:46,000
!‫آره! حس می‌کنم زیاد هم خوابیدم

91
00:06:47,003 --> 00:06:51,039
.‫ماکی-سان گفت وقتی فرمانده برگشتن، یه جلسه داریم

92
00:06:51,039 --> 00:06:53,080
.‫پس احتمالاً بهتر باشه کامل بیدار بشی

93
00:06:53,080 --> 00:06:56,054
‫فرمانده اوبی جایی رفتن؟

94
00:06:56,054 --> 00:06:59,031
.‫بله، اول صبح رفتن

95
00:07:00,036 --> 00:07:02,058
.‫خب، با اجازه

96
00:07:02,058 --> 00:07:03,031
!‫بله

97
00:07:03,080 --> 00:07:05,027
!‫ممنون

98
00:07:08,081 --> 00:07:12,048
.‫امروز هم آماتراسو به‌طور عادی درحال فعالیت می‌باشد

99
00:07:18,008 --> 00:07:21,008
‫m -11 -15 l -9 173 480 163 488
63 370 12 282 71 212 66 180 -7

100
00:07:21,008 --> 00:07:24,054
آساکوسا

101
00:07:22,056 --> 00:07:26,041
‫هم‌اکنون جلسه‌ی اضطراری بخش
.‫ هشتم نیروی ویژه‌ی آتش رو شروع می‌کنیم

102
00:07:26,086 --> 00:07:30,043
،‫همونطور که می‌دونین، کشور با سفید پوشان متحد شده

103
00:07:30,043 --> 00:07:34,013
.‫و ما اعضای بخش هشتم به‌عنوان خائن اعلام شدیم

104
00:07:34,048 --> 00:07:38,068
،‫درگیر محکم‌تر کردن روابط‌مون با نیروهای مختلف کشور بودیم

105
00:07:39,014 --> 00:07:40,060
،‫ولی با توجه به وضعیت فعلی

106
00:07:40,060 --> 00:07:44,077
،‫به‌دست آوردن کمک معبد خورشید الهی، بخش اول و هایجیما

107
00:07:44,077 --> 00:07:46,053
.‫و یا حتی ارتش کار سختیه

108
00:07:46,090 --> 00:07:50,011
...‫ایکاش حدأقل می‌تونستیم کاری کنیم ارتش سلطنتی یه‌کاری کنه

109
00:07:50,034 --> 00:07:55,023
‫نمی‌شه از فرمانده اوزه درخواست کنین؟ مگه پدرتون نیست؟

110
00:07:55,023 --> 00:08:00,005
‫از وقتی که ارتش رو ترک کردم، از
،بخش هشتم و ستوان هیناوا متنفر شده

111
00:08:00,005 --> 00:08:02,033
.‫برای همین آخرش برمی‌گرده بهم می‌گه برم خونه

112
00:08:02,033 --> 00:08:05,079
.‫و دیروز درمورد یه‌چیز دیگه هم گزارشی دریافت کردیم

113
00:08:06,016 --> 00:08:09,009
.‫فاجعه‌ی بزرگ قراره به‌زودی رخ بده

114
00:08:09,075 --> 00:08:12,097
‫فاجعه‌ی بزرگ؟ این اطلاعات از کجا اومد؟

115
00:08:12,097 --> 00:08:14,043
.‫از من

116
00:08:14,043 --> 00:08:16,011
‫فرمانده هیبانا؟

117
00:08:16,011 --> 00:08:17,028
‫نه-سان؟

118
00:08:21,079 --> 00:08:23,001
.‫آیریس

119
00:08:23,026 --> 00:08:26,040
‫بدنت عجیب نمی‌زنه؟

120
00:08:27,000 --> 00:08:29,028
.‫نه، فکر نمی‌کنم چیز خاصی باشه

121
00:08:29,028 --> 00:08:30,033
.‫که اینطور

122
00:08:30,082 --> 00:08:33,051
‫اون هیچ، اینجا چیکار می‌کنی؟

123
00:08:33,051 --> 00:08:35,020
.‫اینو آوردم

124
00:08:35,020 --> 00:08:41,016
گزارش صومعه‌ی رافلس

125
00:08:35,051 --> 00:08:39,035
.‫گزارشم از فاجعه‌ی بزرگ و احتراق خود‌به‌خودی

126
00:08:39,035 --> 00:08:40,052
.‫تمومش کردم

127
00:08:40,052 --> 00:08:42,017
‫ممنونـ-

128
00:08:44,084 --> 00:08:47,049
.‫خب، منم بخونمش هیچی نمی‌شه

129
00:08:50,075 --> 00:08:54,097
.‫فرمانده هیبانا اولین هم‌دست بخش هشتمه

130
00:08:54,097 --> 00:08:58,041
.‫با توجه به شرایط، ممنون که بهمون ملحق شدی

131
00:08:58,041 --> 00:09:01,005
!‫به بخش هشتم که کمک نمی‌کنم

132
00:09:01,005 --> 00:09:05,068
.‫ولی اینطورم نیست از همه‌ی اعضای بخش هشتم بدم بیاد

133
00:09:05,068 --> 00:09:07,084
‫مگه نه شینرا؟

134
00:09:08,059 --> 00:09:11,002
!‫ممنون که برای بخش هشتم این‌کار رو کردی

135
00:09:11,002 --> 00:09:12,087
‫کوساکابه عمداً اینطوری می‌کنه؟

136
00:09:12,087 --> 00:09:15,023
.‫و تازه درحالت عادی غریزه‌ی خوبی داره

137
00:09:15,023 --> 00:09:20,019
.‫ولی به‌نظرم یه مرد سن‌بالاتر بیشتر از یه جوون‌تر بهت میاد

138
00:09:20,019 --> 00:09:21,096
‫آیریس، این حرفو از کجا آوردی؟

139
00:09:21,096 --> 00:09:24,026
‫برای مثال، فرمانده اوبی چطوره؟

140
00:09:24,026 --> 00:09:28,000
.‫من؟ به‌نظرت انتخاب عجیبی نیستم؟ سن‌هامون خیلی فرق داره

141
00:09:28,000 --> 00:09:29,005
‫واقعاً؟

142
00:09:29,005 --> 00:09:32,019
.‫این روزا، کسی به فاصله سنی اهمیت نمی‌ده

143
00:09:32,019 --> 00:09:34,045
‫اگه اینطوره، ستوان هیناوا چطور؟

144
00:09:34,045 --> 00:09:37,007
‫سـ ـ ستوان هیناوا انتخاب غیرعادی‌ای نیست؟

145
00:09:37,007 --> 00:09:38,044
‫چرا یهو هول کردی؟

146
00:09:38,044 --> 00:09:40,057
!‫هول؟! کی هول کرده؟

147
00:09:38,081 --> 00:09:42,008
.‫هوی! انقدر بقیه رو نکن تو پاچه‌م

148
00:09:42,081 --> 00:09:46,077
.‫و اینکه، به‌نظرم یکی مثل تاماکی-سان بیشتر به شینرا-سان میاد

149
00:09:46,077 --> 00:09:49,034
!‫آیریس، چرا منو با همچین آدمی جفت کردی؟

150
00:09:49,034 --> 00:09:52,040
‫هوی گربه. یه‌طور رفتار نکن انگار ازم
.سرتری. منم که قراره ردت کنم

151
00:09:52,040 --> 00:09:54,064
!‫زنایی مثل سیستر رو ترجیح می‌دم

152
00:09:54,064 --> 00:09:56,090
!‫اه، خیلی چندشی. منم یه خواهر روحانی‌ام، می‌دونی دیگه؟

153
00:09:56,090 --> 00:09:59,099
!‫بله، شینرا-سان، منم خیلی ازت خوشم میاد

154
00:10:00,078 --> 00:10:01,093
‫چقدر دیگه می‌تونی حال‌بهم‌زن باشی؟

155
00:10:01,093 --> 00:10:04,084
!‫بعدشم، نسبت به آیریس من خیلی برات مناسب‌ترم

156
00:10:04,084 --> 00:10:06,048
!‫ها؟! حالا کیه که چندشه؟

157
00:10:06,048 --> 00:10:09,010
‫خواهر روحانی درحالی که همه رو به
.‫جون هم میندازه، مثل یه فرشته لبخند می‌زنه

158
00:10:09,010 --> 00:10:10,072
.‫این نوع‌ مظلوم خیلی ترسناکن

159
00:10:11,065 --> 00:10:15,005
‫شما توکیو نشین‌ها همیشه دعوا می‌کنین؟

160
00:10:16,023 --> 00:10:18,082
!‫ضربه‌ی لوزان موش‌کور

161
00:10:20,080 --> 00:10:22,038
‫حرف می‌زنه؟

162
00:10:23,028 --> 00:10:24,063
‫موش‌کوره؟

163
00:10:25,078 --> 00:10:27,014
‫اسکوپ؟

164
00:10:27,060 --> 00:10:29,046
!‫شینرا

165
00:10:29,046 --> 00:10:31,088
‫اسکوپ! اینجا چیکار می‌کنی؟

166
00:10:31,088 --> 00:10:34,035
!‫خیلی زور زدم تا بیام توکیو

167
00:10:34,092 --> 00:10:38,039
.‫اول، مسیر پناهگاه تا بندر بود

168
00:10:38,039 --> 00:10:40,096
!‫یه سگ دوزخی که زنده مونده بود رو دیدم

169
00:10:40,096 --> 00:10:44,036
!‫فکر می‌کردم کارم تمومه، ولی یهو متوجه یه‌چی شدم

170
00:10:44,036 --> 00:10:47,016
!‫زیرِ زمین از همه‌جا بهترم

171
00:10:47,096 --> 00:10:51,048
!‫وقتی اونو فهمیدم، درجا زمینو کندم

172
00:10:53,046 --> 00:10:56,090
.‫ولی اون توله که بیخیال نمی‌شد

173
00:10:56,090 --> 00:11:00,033
.‫همینطوری روی زمین هی دنبالم می‌کرد

174
00:11:00,060 --> 00:11:05,066
.‫پایانی نداشت که. درواقع، شرایط به ضررم بود

175
00:11:05,066 --> 00:11:07,060
،‫وقتی به‌خاطر تونل کندن خسته می‌شدم

176
00:11:07,060 --> 00:11:11,039
!‫سگ دوزخیه زمینو می‌کند تا بکشتم

177
00:11:11,073 --> 00:11:15,035
.‫موجود ترسناکی بود، و گیر یه مبارزه‌ سر استقامت افتاده بودیم

178
00:11:15,063 --> 00:11:17,050
.‫ولی نتیجه‌ش واضح بود

179
00:11:17,050 --> 00:11:22,045
‫داشتم تونل می‌کندم، برای همین نسبت به چیزی که روی
.‫زمین صرفاً راه می‌ره، سریع‌تر خسته می‌شدم

180
00:11:22,045 --> 00:11:24,095
.‫اگه قرار بود باهاش روبه‌رو بشم، هرچه زودتر بهتر

181
00:11:24,095 --> 00:11:27,024
!‫باید تا قدرتی برام مونده بود انجامش می‌دادم

182
00:11:27,024 --> 00:11:30,054
...‫چیزی که اون لحظه رها کردم رو تازه دیدی

183
00:11:30,054 --> 00:11:33,030
!‫ضربه‌ی لوزان موش‌کور بود

184
00:11:34,099 --> 00:11:36,024
.‫بذارین توضیح بدم

185
00:11:36,024 --> 00:11:40,039
‫ضربه‌ی لوزان موش‌کور تمام قدرت
،‫حفر رو توی دست راستم متمرکز می‌کنه

186
00:11:40,039 --> 00:11:43,064
.‫و باعث می‌شه خز روی بدنم سیخ بشه

187
00:11:43,064 --> 00:11:46,063
!‫و یه حرکت تموم‌کنده‌ی نهایی می‌سازه

188
00:11:47,033 --> 00:11:50,054
.‫کسی که بیشتر از همه شوکه شد هم خودم بودم

189
00:11:50,020 --> 00:11:53,055
‫ببخشید، اسکوپ. می‌شه یه‌چی بپرسم؟

190
00:11:50,054 --> 00:11:54,010
‫اون‌سری، وقتی به شینرا قول دادم روزی هزارتا حفره می‌کنم، منـ-

191
00:11:54,084 --> 00:11:59,030
.‫داستان خیلی جالبیه، ولی الان نمی‌خوام اینو بدونم

192
00:11:59,030 --> 00:12:01,052
‫این‌همه راه اومدی اینجا چیکار؟

193
00:12:01,052 --> 00:12:02,085
‫اومدم چیکار؟

194
00:12:02,085 --> 00:12:04,023
‫آره. اومدی چیکار؟

195
00:12:06,041 --> 00:12:08,071
‫اومدم چیکار؟

196
00:12:09,047 --> 00:12:13,013
!‫وقتی شنیدی شوکه نشیا

197
00:12:13,013 --> 00:12:15,093
‫سگ دوزخی‌ای که بعد از برخورد

198
00:12:15,093 --> 00:12:18,081
.‫ضربه‌ی لوزان موش‌کور افتاده بود، ایستاد و نگاهم کرد

199
00:12:18,081 --> 00:12:23,021
‫ضربه‌ی لوزان موش‌کور هم برام پیروزی و
.هم دوستی به ارمغان آورده بود

200
00:12:23,072 --> 00:12:27,080
.‫و سگ دوزخیه تا بندر منو کول کرد

201
00:12:27,080 --> 00:12:32,039
!‫پس اگه بپرسی چی آوردتم اینجا، جوابش سگ دوزخیه

202
00:12:32,069 --> 00:12:37,036
.‫باید به بندر می‌رسیدم و سوار یکی از کشتی‌های توکیو می‌شدم

203
00:12:37,036 --> 00:12:39,024
.‫سگ دوزخیه خیلی سریع بود

204
00:12:39,024 --> 00:12:44,065
‫به سلامتی به بندر رسیدم، ولی به
.این معنی بود که باید جدا می‌شدیم

205
00:12:44,065 --> 00:12:46,074
.‫ولی بازم، وقت نداشتم ناراحت بشم

206
00:12:46,074 --> 00:12:50,004
‫اشک‌هام رو تو خودم ریختم و یه
.کشتی که مقصدش توکیو بود پیدا کردم

207
00:12:50,004 --> 00:12:54,045
‫رفتم تو یکی از جعبه‌هایی که برچسب نوتو
.‫داشت، و پر از سیب‌زمینی‌ هم بود

208
00:12:54,078 --> 00:12:59,045
‫و از اونجایی که خیلی پر بود، مجبور
.شدم یکم ازش بخورم تا توش جا شم

209
00:12:59,045 --> 00:13:03,004
.‫ببخشید، جاگرنات. همه‌ش به‌خاطر وظیفه‌م بود

210
00:13:04,088 --> 00:13:10,067
،‫سفر خوب پیش رفت، و وقتی رسیدیم توکیو
!‫کل سیب‌زمینی‌ها رو خورده بودم

211
00:13:10,067 --> 00:13:12,066
.‫ببخشید، جاگرنات

212
00:13:13,005 --> 00:13:17,014
‫ولی شنیدم یکی گفت «لعنتی! یه موش رفته بود این جعبه!»

213
00:13:17,014 --> 00:13:20,025
‫موش؟ عجب آدم گستاخی. من؟ موش؟

214
00:13:20,025 --> 00:13:23,090
‫اصلاً چرا بین این‌همه چیز بهم گفت موش؟

215
00:13:23,090 --> 00:13:25,037
.‫قابل بخشش نبود

216
00:13:25,037 --> 00:13:29,042
‫چرا فکر کرده جرمم کار یه موش بود؟

217
00:13:29,042 --> 00:13:30,057
!‫غیرقابل بخششه

218
00:13:30,057 --> 00:13:34,010
‫هرطور نگاهم کنی، من که-

219
00:13:36,081 --> 00:13:41,048
.‫چیزی که تو آینه دیدم، نه موش بود نه موش کور

220
00:13:42,018 --> 00:13:43,035
.‫بلکه سیب‌زمینی بود

221
00:13:44,050 --> 00:13:47,017
!‫شوت نئو نایت

222
00:13:51,017 --> 00:13:54,037
‫یـ ـ‌ یـ ـ یهویی چیکار می‌کنی؟

223
00:13:54,037 --> 00:13:55,090
.‫آرتور، عالی بود

224
00:13:55,090 --> 00:13:58,060
.‫یکم زوری بود، ولی خوب جلوشو گرفتی

225
00:13:58,060 --> 00:14:01,061
!‫نباید بدون اجازه سیب‌زمینی بقیه رو بخوری

226
00:14:01,061 --> 00:14:04,014
!‫درست می‌گه موش‌کور-سان! لاتوم

227
00:14:04,014 --> 00:14:05,043
‫مشکل اونه؟

228
00:14:05,043 --> 00:14:07,090
...‫گزارش رو خوندم، ولی

229
00:14:07,090 --> 00:14:10,057
.‫آره. جدی یه موش‌کور سخنگوئه

230
00:14:10,057 --> 00:14:14,086
.‫فکر کردم گاز زیرزمین نشئه‌شون کرده و توهم زدن

231
00:14:14,086 --> 00:14:16,070
!‫بده‌ش من

232
00:14:14,095 --> 00:14:15,033
کش رفتن

233
00:14:16,070 --> 00:14:20,046
‫اسکوپ، اومدی توکیو چیکار کنی؟

234
00:14:20,046 --> 00:14:25,002
...‫راستی! شینرا، اومدم بهت

235
00:14:25,002 --> 00:14:26,093
.‫آخرین حرف زن سیاه‌پوش رو بگم

236
00:14:27,042 --> 00:14:30,092
.‫قراره توضیح بدم تو فاجعه‌ی بزرگ چه اتفاقی میوفته

237
00:14:31,097 --> 00:14:34,097
‫نیروی آتش

238
00:14:34,098 --> 00:14:37,098
‫Tehsni

239
00:14:39,019 --> 00:14:41,031
.‫زمین رو آتیش بزنین

240
00:14:41,063 --> 00:14:45,006
.‫باشد که همگی پیروی مسیر واعظ باشیم

241
00:14:45,078 --> 00:14:47,027
.‫لاتوم

242
00:14:48,017 --> 00:14:50,018
.‫ستون سوم نیستش

243
00:14:50,018 --> 00:14:51,096
.‫شو فرار کرده

244
00:14:51,096 --> 00:14:52,097
‫شو-کون چیکار کرده؟

245
00:14:52,097 --> 00:14:55,049
.‫مشکلی نیست. بذارین هرکاری می‌خواد بکنه

246
00:14:55,049 --> 00:15:00,056
.‫تا الان، صرفاً به‌اُمید بیداری آدولا برست ستون‌ها رو جمع کردیم

247
00:15:00,056 --> 00:15:02,016
‫عا. جدی؟

248
00:15:02,042 --> 00:15:07,044
.‫مهم نیست ستون‌ها کجا باشن، چون دیگه نمی‌تونن از آدولا در برن

249
00:15:07,044 --> 00:15:09,066
،‫اونا ستونی متصل به آدولا می‌شن

250
00:15:09,066 --> 00:15:11,084
.‫و فاجعه‌ی بزرگ هم در شرف آغازه

251
00:15:13,008 --> 00:15:16,063
!‫این‌بار هم یه‌عالمه آدم قراره بمیره، نه؟ خیلی مشتاقشم

252
00:15:16,063 --> 00:15:17,077
!‫خیلی هیجان‌زده‌م

253
00:15:18,018 --> 00:15:19,052
!‫هیچی بهتر از این نمی‌تونست باشه

254
00:15:19,052 --> 00:15:24,051
‫بانو اینجا، تا روزی که از پا
.بیوفتید، من، ریتسو، ازتون محافظت می‌کنم

255
00:15:24,051 --> 00:15:27,022
.‫ولی ممکنه قبل از من بمیریا

256
00:15:27,022 --> 00:15:31,008
‫خیلی مشتاقشم! یه مسابقه‌ست که ببینیم
‫کدوم‌مون اول می‌میره، باشه؟

257
00:15:32,001 --> 00:15:34,014
‫زمانش رسیده، نه؟

258
00:15:34,060 --> 00:15:36,008
.‫مدت زیادی منتظر بودم

259
00:15:36,008 --> 00:15:38,085
.‫ولی بالأخره می‌تونم به هدفم عمل کنم

260
00:15:39,039 --> 00:15:40,054
،‫پس اومدی

261
00:15:40,092 --> 00:15:43,075
.‫مأمور اجرای فاجعه‌ی بزرگ، فئری

262
00:15:44,026 --> 00:15:47,037
‫همون محافظه که ستونی برای محافظت ازش نداره؟

263
00:15:47,037 --> 00:15:49,080
‫چرا یه تیکه آشغال داره اینجا وول می‌خوره؟

264
00:15:49,080 --> 00:15:53,023
.‫هیچکس تو این دنیا نمی‌تونه شکستت بده

265
00:15:53,074 --> 00:15:57,092
.‫ولی بعد از فاجعه‌ای که بیدار می‌کنم، هیچی باقی نمی‌مونه

266
00:15:58,066 --> 00:15:59,075
.‫نه حتی تو

267
00:16:02,024 --> 00:16:04,054
‫هائومئا، اوضاع چطوره؟

268
00:16:04,054 --> 00:16:05,060
...‫خب

269
00:16:06,007 --> 00:16:09,020
!‫دست‌کمم نگیرین! اگه ناراحتین برین بمیرین

270
00:16:09,020 --> 00:16:10,086
!‫بمیر! این تقصیر توئه

271
00:16:10,086 --> 00:16:13,076
!‫به من چه! چطوره خودت بمیری؟

272
00:16:27,042 --> 00:16:30,085
!‫به دستور واعظ، عشای ربانی رو شروع کنید

273
00:16:32,015 --> 00:16:33,093
‫چیه چیه؟

274
00:16:33,093 --> 00:16:35,089
‫به داستان ماجراجوییم گوش نمی‌دین، ولی-

275
00:16:35,089 --> 00:16:36,085
.‫زودباش بگو دیگه

276
00:16:37,023 --> 00:16:40,025
.‫خب باشه. برای همینم اومدم

277
00:16:41,017 --> 00:16:43,068
.‫همینطوری هم داشت کم کم محو می‌شد

278
00:16:43,097 --> 00:16:46,046
.‫گفت فاجعه‌ی بزرگ حتمیه

279
00:16:46,076 --> 00:16:50,028
‫یکی از دلایل اصلی اینکه فاجعه‌ی قبلی شکست خورد

280
00:16:50,028 --> 00:16:54,069
.‫به‌خاطر این بود که عدد پی‌ حساب نشده بود. اینو بهم گفت

281
00:16:54,069 --> 00:16:58,046
‫برای همین واعظ سطح تمدن بشریت رو افزایش داد

282
00:16:58,046 --> 00:17:02,005
.‫و به عصری رسوندش که داخلش عدد پی محاسبه بشه

283
00:17:02,066 --> 00:17:06,096
.‫جدم آماتراسو رو ساخت و اون کلید رو به‌جا گذاشت

284
00:17:07,043 --> 00:17:12,013
‫این فقط یه فرضیه‌ست، ولی اگه رابطه‌ای
،بین آماتراسو و عدد پی باشه

285
00:17:12,013 --> 00:17:14,075
‫پس شاید کلیدی که جووانی دزدید

286
00:17:14,075 --> 00:17:17,057
.‫کلید رمزگشایی پی بود

287
00:17:17,057 --> 00:17:18,069
.‫صحیح

288
00:17:18,098 --> 00:17:22,053
.‫جد والکان-کون پی رو رمزگشایی کرد

289
00:17:22,053 --> 00:17:28,034
.‫و براساس گزارش فرمانده هیبانا، تمام هشت ستون جمع شدن

290
00:17:28,034 --> 00:17:30,040
.‫اونم همینو گفت

291
00:17:30,077 --> 00:17:35,023
.‫که یعنی همه‌چی برای فاجعه‌ی بزرگ بعدی محیا شده

292
00:17:35,066 --> 00:17:38,044
...‫دنیا و آدولا یکی می‌شن

293
00:17:38,044 --> 00:17:40,032
.‫و این سیاره می‌سوزه

294
00:17:42,019 --> 00:17:46,018
.‫درسته که وضعیت بد به‌نظر میاد، ولی انقدر افسرده نشین

295
00:17:46,075 --> 00:17:49,045
.‫همه‌شم خبر بد نیست

296
00:17:49,045 --> 00:17:53,021
‫راستی فرمانده، صبح کجا رفتین؟

297
00:17:53,021 --> 00:17:54,045
.‫خطرناکه ها

298
00:17:54,045 --> 00:17:56,068
.‫رفتم چند نفرو ببینم

299
00:17:56,068 --> 00:17:58,043
کافه

300
00:18:01,054 --> 00:18:03,035
‫اوبی، چه‌خبره؟

301
00:18:03,035 --> 00:18:06,063
.‫بابت شیوه‌ی کار پیچیده‌م معذرت می‌خوام

302
00:18:06,063 --> 00:18:09,008
.‫الان به‌چشم خائن دیده می‌شیم

303
00:18:09,008 --> 00:18:11,069
‫می‌دونم. چی شده؟

304
00:18:12,003 --> 00:18:14,080
‫می‌دونین فاجعه‌ی بزرگ نزدیکه؟

305
00:18:15,072 --> 00:18:16,082
‫و خب؟

306
00:18:17,035 --> 00:18:20,097
.‫می‌خوام ببینم برداشت بخش دوم از حرکات امپراتوری چیه

307
00:18:20,097 --> 00:18:22,058
.‫و می‌خوام بدونم کمک‌مون می‌کنین یا نه

308
00:18:22,058 --> 00:18:25,031
‫و برای این، خودتو به خطر انداختی؟

309
00:18:26,003 --> 00:18:28,076
‫با خودت نگفتی ناشناس گزارشت رو رد می‌کنم؟

310
00:18:28,076 --> 00:18:30,085
.‫به‌خاطر خطره که انجامش دادم

311
00:18:30,085 --> 00:18:34,028
.‫من رئیسم. پس یعنی من باید این‌کار رو بکنم

312
00:18:35,019 --> 00:18:36,055
...‫خب، آره

313
00:18:36,055 --> 00:18:39,076
.‫می‌دونم دروغ و حقه تو کارت نیست

314
00:18:39,076 --> 00:18:43,002
.‫برای همینم سربازها و متحدات ازت پیروی می‌کنن

315
00:18:43,078 --> 00:18:46,084
.‫ولی امپراتوری و ارتش سلطنتی هم همینن

316
00:18:46,084 --> 00:18:49,096
.‫اگه اتفاقی نیوفته، نمی‌تونن حرکت کنن

317
00:18:49,096 --> 00:18:52,027
.‫دستورات بالاسری‌ها مطلقن

318
00:18:52,027 --> 00:18:54,053
.‫متوجهم

319
00:18:54,053 --> 00:18:57,060
‫نمی‌تونین آزادانه به بخش هشتم کمک کنین، درسته؟

320
00:18:57,060 --> 00:19:02,028
‫ولی ازتون می‌خوام هم خودتون و هم بخش
.‫دوم تا جای ممکن آماده باشین

321
00:19:02,028 --> 00:19:05,024
‫آماده؟ دقیقاً آماده‌ی چی؟

322
00:19:05,079 --> 00:19:07,032
.‫آماده‌ی هرچیزی

323
00:19:08,023 --> 00:19:12,072
.‫برو. گشت‌های ارتش یکم دیگه می‌رسن تو این منطقه

324
00:19:16,075 --> 00:19:19,024
.‫می‌خواستم خودم بیام پیشت

325
00:19:19,060 --> 00:19:22,028
.‫فکرشو نمی‌کردم مستقیم خودت بیای سراغم

326
00:19:24,072 --> 00:19:28,032
.‫بخش چهارم آماده‌ست تا با تمام توانش به بخش هشتم کمک کنه

327
00:19:28,093 --> 00:19:30,055
‫یه وضعیت اضطراری وقت این نیست که

328
00:19:30,055 --> 00:19:33,001
.‫بخوایم درمورد اهمیت دستورات کشور حرف بزنیم

329
00:19:33,060 --> 00:19:36,041
.‫احتمالش هست بهت اتهام خیانت بخوره

330
00:19:36,069 --> 00:19:39,043
‫فرمانده آگو همیشه ناراحت بودن

331
00:19:39,043 --> 00:19:42,064
‫قانون اینکه سربازان آتش تا آتش‌سوزی‌ای

332
00:19:42,064 --> 00:19:44,051
.‫رخ نداده نمی‌تونن حرکتی بزنن، یه قانون مطلقه

333
00:19:44,098 --> 00:19:48,075
‫وقتی در گذشته مقامت رو ازت گرفتن، و دفعه‌ی
...‫دومی که از دستورات سرپیچی کردی

334
00:19:49,012 --> 00:19:52,004
.‫هر دوتاش برای نجات جون آدم‌ها بود

335
00:19:52,034 --> 00:19:53,074
.‫تو همچین کسی‌ای

336
00:19:54,025 --> 00:19:55,087
‫این اتهام خیانت

337
00:19:55,087 --> 00:19:59,071
‫حتماً نتیجه‌ی اینه که زندگی یکی دیگه
.رو اولویت گذاشتی و عمل کردی

338
00:20:00,009 --> 00:20:03,060
.‫وظیفه‌ی یه سرباز آتش محافظت از مردم و دارایی‌هاست

339
00:20:04,089 --> 00:20:06,022
.‫کمکت می‌کنم

340
00:20:07,041 --> 00:20:10,063
.‫فرمانده پان، ممنون. روت حساب می‌کنم

341
00:20:15,085 --> 00:20:18,006
!‫وقت غذاست! کوی‌ها، صف بشین

342
00:20:18,006 --> 00:20:20,059
.‫چیزه، لطفاً تمومش کن. جلب توجه می‌کنی

343
00:20:20,059 --> 00:20:23,057
...‫سربازای آتش معمولاً مخفی‌کاری نمی‌کنن

344
00:20:24,004 --> 00:20:25,016
.‫برای همین فکر نکردم

345
00:20:27,081 --> 00:20:30,021
‫پس بخش چهارم تصمیم گرفت متحدمون بشه؟

346
00:20:30,021 --> 00:20:36,016
.‫آره، و فرمانده هوندای بخش چهارم به‌عنوان یه شخص کمک‌مون می‌کنه

347
00:20:36,044 --> 00:20:40,000
.‫ولی نمی‌دونیم تو فاجعه‌ی بزرگ چی قراره بشه

348
00:20:40,000 --> 00:20:43,062
.‫راستش، نمی‌تونم بگم نیروهامون کافی‌ان

349
00:20:43,062 --> 00:20:44,095
.‫درست می‌گی

350
00:20:44,095 --> 00:20:47,044
،‫ولی تا وقتی که بیخیال اُمید نشیم

351
00:20:47,044 --> 00:20:49,060
.‫می‌دونم اون بیرون کسایی هستن که مایلن بهمون کمک کنن

352
00:20:50,080 --> 00:20:53,086
!‫قراره جلوی فاجعه‌ی بزرگ رو بگیریم

353
00:20:53,086 --> 00:20:55,017
!‫بله

354
00:20:55,080 --> 00:20:57,042
.‫خب، باید آماده شیم

355
00:20:57,042 --> 00:20:58,098
!‫عا! دوباره

356
00:20:58,098 --> 00:21:00,090
‫اسکوپ؟ چی شده؟

357
00:21:00,090 --> 00:21:02,062
،‫تو راه توکیو

358
00:21:02,062 --> 00:21:06,037
.‫چندین‌بار حس کردم یه انرژی عجیب از تو زمین جریان داره

359
00:21:06,037 --> 00:21:07,095
‫یه انرژی عجیب؟

360
00:21:07,095 --> 00:21:09,091
.‫آره. الانم دوباره حسش کردم

361
00:21:09,091 --> 00:21:14,046
‫وقتی سری قبل دنبالش کردم، رسیدم به
.یه اتاقی که توش ستون داشت

362
00:21:15,028 --> 00:21:20,057
.‫یه پیرزن عجیب اونجا بود... و اون خانمه هم بودش

363
00:21:21,036 --> 00:21:23,049
‫تو اون اتاق اسناد بودی؟

364
00:21:23,099 --> 00:21:27,017
...‫نکنه این انرژی عجیبی که حس می‌کنی

365
00:21:27,017 --> 00:21:29,090
...‫زمین‌لرزه‌های پی‌در‌پی عجیب این چندوقته

366
00:21:30,045 --> 00:21:33,044
‫همه‌شون کار سیستر سومیره‌ن؟

367
00:21:33,044 --> 00:21:37,072
.‫دارن برای شروع چیزی، زمین‌لرزه به‌وجود میارن

368
00:21:38,014 --> 00:21:42,012
.‫با آتش به این دنیا نابودی به ارمغان آور

369
00:21:42,012 --> 00:21:45,044
.‫آدمای رو زمین وحشت کردن

370
00:21:45,044 --> 00:21:47,070
.‫بیاین نابودی توسط آتش رو نشون‌شون بدیم

371
00:21:47,070 --> 00:21:49,001
.‫سومیره

372
00:22:01,017 --> 00:22:02,030
!‫یه زلزله‌ی دیگه

373
00:22:02,030 --> 00:22:03,013
!‫این‌یکی بزرگه

374
00:22:03,013 --> 00:22:05,069
!‫لرزشش غیرعادیه

375
00:22:08,016 --> 00:22:09,021
‫اون چی بود؟

376
00:22:09,021 --> 00:22:10,070
...‫یه صدایی اومد

377
00:22:10,070 --> 00:22:12,020
...‫هوی! ا ـ این

378
00:22:12,020 --> 00:22:13,050
!‫هوی! وایسا! نگه دار

379
00:22:16,076 --> 00:22:18,049
!‫ببین

380
00:22:18,049 --> 00:22:21,011
!‫اون چیه؟! چه‌خبر شده؟

381
00:22:38,000 --> 00:22:42,000
‫ادامه دارد

382
00:24:11,093 --> 00:24:13,043
‫m -339 -6 l 329 -6 329 121 -339 121

383
00:24:12,042 --> 00:24:14,010
‫این یارو کیه؟

384
00:24:13,025 --> 00:24:17,001
‫بزرگ و قوی بودن خیلی هم دوست‌داشتنی نیست، نه؟

385
00:24:13,043 --> 00:24:14,076
‫m -202 -110 l 166 -110 166 38 -202 38

386
00:24:15,090 --> 00:24:19,034
‫دشمن روی آبه. اگه بخوایم به آرامش
.بسپریمش، به قدرت پرواز نیاز داریم

387
00:24:18,016 --> 00:24:20,083
!‫تسلیم نشین! همینطوری شلیک کنین

388
00:24:19,048 --> 00:24:22,006
.‫فاجعه‌ی بزرگ شروع شده

389
00:24:22,006 --> 00:24:24,004
‫قسمت بعدی، «نبرد ابرکایجو.»

390
00:24:24,004 --> 00:24:26,063
.‫بازگشت به شعله‌های عظیم آتش، لاتوم

