1
00:00:00,000 --> 00:00:05,000
AmirKhan

2
00:00:01,093 --> 00:00:08,046
دلایل مرگ خیلی متنوعن‏.‏ از پیری بگیر تا خودکشی یا مریضی‏.‏‏.‏‏.‏

3
00:00:08,046 --> 00:00:13,023
ولی چیزی که امروزه بیشتر از همه مردم رو می‌ترسونه‏.‏‏.‏‏.‏

4
00:00:16,069 --> 00:00:17,094
.مرگ با آتیش...

5
00:00:40,084 --> 00:00:44,005
خواهر‏.‏‏.‏‏.‏ سومیره‏.‏

6
00:02:14,098 --> 00:02:17,099
قسمت 8
"مادر مقدس تاریکی"

7
00:02:23,041 --> 00:02:28,000
خواهر سومیره‏،‏ اینجا چی کار می‌کنی؟

8
00:02:28,000 --> 00:02:31,062
تو چی؟ چی شده که دوباره برگشتی اینجا؟

9
00:02:34,052 --> 00:02:36,001
آه عزیزم‏.‏‏.‏‏.‏

10
00:02:42,021 --> 00:02:46,046
‫باز بدون اجازه داری کتاب می‌خونی‏،‏ خواهر هیبانا؟

11
00:02:49,059 --> 00:02:51,062
چند بار بهت گفتم که‏.‏‏.‏‏.‏

12
00:02:51,062 --> 00:02:53,056
بعد از استفاده وسایلو ول نکن همون‌جا‏!‏

13
00:02:53,056 --> 00:02:56,014
تو از اینجا خبر داشتی؟‏!‏

14
00:02:58,008 --> 00:03:01,067
اون آتیش‏.‏‏.‏‏.‏ اون اتفاقات‏.‏‏.‏‏.‏ کار کی بود جز‏.‏‏.‏‏.‏

15
00:03:03,037 --> 00:03:06,053
اومدی دنبال جواب اون سوالا؟

16
00:03:07,042 --> 00:03:11,041
خواهر سومیره‏،‏ اینجا دقیقا چی کار می‌کردی؟

17
00:03:11,041 --> 00:03:15,011
اوه‏،‏ معلومه که خودت جوابشو پیدا کردی‏.‏

18
00:03:18,095 --> 00:03:20,085
دوپل‌گنگرا؟

19
00:03:20,085 --> 00:03:24,052
درسته‏.‏ همیشه زرنگ و کنجکاو بودی‏.‏

20
00:03:24,052 --> 00:03:27,065
‫جواباتو با یه بزرگ‌تر چک می‌کردی‏،‏ مثل الان.‏

21
00:03:27,065 --> 00:03:29,035
چه خاطره‌هایی‏.‏‏.‏‏.‏

22
00:03:30,022 --> 00:03:33,060
‫بس کن دیگه‏،‏ بگو اینجا چی کار می‌کنی‏!‏

23
00:03:33,060 --> 00:03:37,073
وای وای‏،‏ این رفتار بهت نمیاد که فقط جواب بخوای‏!‏

24
00:03:38,097 --> 00:03:44,016
تو همینجا از بچه‌ها برای آزمایش دوپل‌گنگرا استفاده کردی‏!‏

25
00:03:44,016 --> 00:03:49,010
بچه‌هارو گول زدی که آدمای با قدرت درست کنی‏،‏ نه؟

26
00:03:50,028 --> 00:03:53,058
دخترها خیلی ساده و مطیع بودن‏.‏

27
00:03:53,058 --> 00:03:58,002
دقیقا‏!‏ ما همه عاشقت بودیم‏،‏ بهت افتخار می‌کردیم‏!‏

28
00:03:58,002 --> 00:04:00,041
و تو از این سواستفاده کردی‏.‏‏.‏‏.‏

29
00:04:01,095 --> 00:04:06,034
حشره‌های آدولا رو تو سبزیجات قاطی می‌کردی که بخوریم‏،‏ مگه نه؟‏!‏

30
00:04:06,034 --> 00:04:09,043
می‌خواستن با حشره‌ها آدمای قدرتمند درست کنن؟

31
00:04:09,043 --> 00:04:10,047
چی می‌گی آخه؟

32
00:04:10,047 --> 00:04:12,068
این واقعیته پشت خودسوزیای یهویی آدماست‏!‏

33
00:04:13,051 --> 00:04:17,039
اول‏،‏ اون سوختن دسته‌جمعی خواهرها‏.‏‏.‏‏.‏

34
00:04:17,073 --> 00:04:21,043
کار یکی از آزمایشات دوپل‌گنگرت بود‏،‏ خواهر سومیره‏!‏

35
00:04:22,017 --> 00:04:25,065
دوپل‌گنگرا یه نسخه‌ی دیگه از ما هستن که تو آدولا وجود دارن‏.‏

36
00:04:26,003 --> 00:04:28,075
می‌خواستی بیاریشون این دنیا‏.‏

37
00:04:28,075 --> 00:04:32,093
و ابزارشون واسه انتقال همون حشره‌ها بودن؟

38
00:04:34,004 --> 00:04:36,048
حشره‌ها از دنیای آدولا میان‏.‏

39
00:04:36,048 --> 00:04:39,046
نقششون مثل یه پل بین دو دنیاست‏.‏

40
00:04:40,015 --> 00:04:43,042
،توی آدولا، تعداد دوپل‌گنگرا
،نسخه‌های دیگه‌ی ماها

41
00:04:43,042 --> 00:04:46,042
.با جمعیت توی این دنیا یکی

42
00:04:46,070 --> 00:04:49,097
وقتی وجودشون با ما تداخل پیدا می‌کنه‏،‏ وقتی می‌خوان جاشونو بگیرن‏.‏‏.‏‏.‏

43
00:04:49,097 --> 00:04:52,085
اونجاست که آتیش گرفتن خودبه‌خودی اتفاق می‌افته‏،‏ درسته؟

44
00:04:53,081 --> 00:04:56,032
بگو ببینم‏،‏ واقعا این آدولا چیه؟

45
00:05:00,000 --> 00:05:15,000
کاری از تیم هیپوریا & انیم‌باز

46
00:05:15,045 --> 00:05:18,009
از تو کمتر از اینم انتظار نداشتم‏،‏ خواهر هیبانا‏.‏

47
00:05:18,009 --> 00:05:21,021
می‌بینم که جوابارو از قبل درآوردی‏.‏

48
00:05:21,021 --> 00:05:26,099
بچه‌های خاص حتی وقتی بزرگ می‌شن‏،‏ خاص می‌مونن‏.‏

49
00:05:30,099 --> 00:05:32,026
زلزله‌س؟

50
00:05:32,026 --> 00:05:34,069
این ستون‌ها اینجان واسه چی؟

51
00:05:34,069 --> 00:05:38,006
به لطف آزمایشات‏،‏ همه‌ی ستون‌ها حاضرن‏.‏

52
00:05:38,006 --> 00:05:40,000
همه‌ی ستون‌ها حاضرن؟

53
00:05:40,000 --> 00:05:43,016
حتی اینجا هم دنبال ساختن آدولا برست بودین؟

54
00:05:44,066 --> 00:05:49,082
چندتا یتیمو تبدیل به موش آزمایش کردی تو این پروژه‌هات؟

55
00:05:51,060 --> 00:05:54,053
فکر کنم دیگه وقتشه بس کنیم‏.‏

56
00:05:55,049 --> 00:05:59,020
همتون همین‌جا زیر خاک دفن می‌شید‏.‏

57
00:05:59,084 --> 00:06:01,098
از کی این آزمایشات شروع شدن؟

58
00:06:02,092 --> 00:06:06,003
،این صومعه محل تست تو و همدست‌هات بوده

59
00:06:06,003 --> 00:06:09,001
خیلی قبل‌ـتر از اینکه ما اینجا بزرگ بشیم؟

60
00:06:11,043 --> 00:06:12,092
بازم زلزله؟

61
00:06:17,011 --> 00:06:18,065
هی هیبانا‏!‏ یه آتیش روشن کن‏!‏

62
00:06:20,091 --> 00:06:22,049
با یه تماس ساده؟

63
00:06:23,071 --> 00:06:25,064
زیر زمین خیلی سرده‏،‏ مگه نه؟

64
00:06:28,082 --> 00:06:30,095
‫تو همون کریمی‏،‏ نه؟

65
00:06:30,095 --> 00:06:33,037
‫تو یهویی اون گرما رو کش رفتی‏.‏‏.‏‏.‏

66
00:06:33,075 --> 00:06:37,008
‫رِکا اون‌قدر پرانرژی بود که هیچ‌کی نمی‌تونست جمعش کنه‏.‏

67
00:06:37,008 --> 00:06:40,022
‫یه پسر قوی بود که عدالتو دنبال می‌کرد

68
00:06:40,022 --> 00:06:42,068
‫و آرزو داشت با آتیش دنیا رو نجات بده‏.‏

69
00:06:44,027 --> 00:06:46,067
‫تو رکا رو هم بزرگ کردی؟

70
00:06:46,067 --> 00:06:49,017
‫داری چی کار می‌کنی آخه؟‏!‏

71
00:06:49,057 --> 00:06:52,092
‫همیشه دنبال این بودی که همه چی رو بفهمی‏.‏

72
00:06:52,092 --> 00:06:55,097
‫حالا که وقت مردنته‏،‏ یه جایزه کوچیک می‌دم بهت‏.‏

73
00:06:56,034 --> 00:07:00,044
‫حدود ۲۵۰ سال پیش‏،‏ وقتی هنوز احتراق انسانی نبود‏،‏

74
00:07:00,044 --> 00:07:03,067
.اون فاجعه بزرگ درواقع یه شکست بود

75
00:07:03,067 --> 00:07:06,069
‫نه ستون به اندازه کافی بود‏،‏ نه انرژی‏.‏

76
00:07:06,069 --> 00:07:10,015
‫دنیا تیکه‌پاره شد و همون‌جوری بعد از سوختن موند‏.‏

77
00:07:12,038 --> 00:07:20,064
‫از اون موقع که اون فاجعه شکست خورد‏،‏ من
شروع کردم ستون درست کردن واسه فاجعه بعدی‏.‏

78
00:07:21,026 --> 00:07:23,097
‫می‌گی ۲۵۰ ساله زنده‌ای؟‏!‏

79
00:07:24,042 --> 00:07:26,056
‫تو اصلاً چی هستی؟

80
00:07:26,056 --> 00:07:29,086
‫قبل اون فاجعه بزرگ احتراق انسانی نبود؟

81
00:07:30,046 --> 00:07:32,069
‫پس اون فاجعه چی بود دیگه؟

82
00:07:32,069 --> 00:07:34,091
.جایزه‌ـتون تا همینجاست

83
00:07:34,091 --> 00:07:38,008
‫راستی‏،‏ امروز خیلی سرده‏،‏ نه؟

84
00:07:40,005 --> 00:07:41,051
‫بازم زلزله‌ست؟

85
00:07:41,084 --> 00:07:44,069
‫این لرزه‌های شدید پشت سر هم‏.‏‏.‏‏.‏

86
00:07:45,006 --> 00:07:46,090
‫نکنه این زلزله‌ها هم کار اونه؟

87
00:07:47,054 --> 00:07:49,044
قدرت احتراق‌ـت چیه؟

88
00:07:50,090 --> 00:07:55,056
‫بیشتر از اینکه دنبال کشف رازهای دنیا باشم‏،‏

89
00:07:58,033 --> 00:08:03,036
‫اومده بودم انتقام بگیرم از کسی که جون دوستامو گرفت‏!‏

90
00:08:05,008 --> 00:08:08,020
‫واقعاً فکر می‌کنی همشون مُردن؟

91
00:08:17,004 --> 00:08:18,088
‫هیبانا‏.‏‏.‏‏.‏

92
00:08:18,088 --> 00:08:20,084
‫خیلی داغه‏.‏‏.‏‏.‏

93
00:08:20,084 --> 00:08:23,080
‫شیطان‌های دوزخی‏!‏ بچه‌شیطان‌های دوزخی!‏

94
00:08:23,080 --> 00:08:27,078
.هـ ـــ هـ ـــ هیبانا

95
00:08:29,001 --> 00:08:30,057
‫ساکورا؟

96
00:08:30,094 --> 00:08:34,044
...درد داره، هیبا

97
00:08:34,044 --> 00:08:36,066
‫هیبانـــا‏.‏‏.‏‏.‏

98
00:08:42,044 --> 00:08:46,028
‫باهاشون چی کار کردی؟

99
00:08:46,028 --> 00:08:48,000
‫شناختیشون‏،‏ مگه نه؟

100
00:08:48,041 --> 00:08:51,094
‫به عنوان خواهر ارشد‏،‏ گذاشتم یه بار دیگه ببینیشون قبل اینکه بمیری‏.‏

101
00:08:52,040 --> 00:08:55,085
‫جهنم خیلی نزدیکه دیگه‏.‏

102
00:09:01,003 --> 00:09:02,028
‫هوویان‏،‏ برو کنار‏!‏

103
00:09:04,060 --> 00:09:07,035
.اگر یه دفعه بهم دست بزنی، آسیب میبینی ها

104
00:09:07,035 --> 00:09:09,087
‫کریم‏،‏ قدرتش چیه؟

105
00:09:09,087 --> 00:09:13,006
‫بدنشو می‌لرزونه و ازش مثل سلاح استفاده می‌کنه‏.‏

106
00:09:13,041 --> 00:09:16,040
‫هم دفاعه‏،‏ هم حمله با همین لرزش‏.‏

107
00:09:16,040 --> 00:09:21,078
‫ولی چطوری با قدرت آتیش این‌جوری لرزش درست می‌کنه؟

108
00:09:21,078 --> 00:09:24,079
‫این یه واکنش طبیعی تو بدن موجوداته‏.‏

109
00:09:24,079 --> 00:09:26,062
‫از سرما لرزیدن.‏

110
00:09:27,031 --> 00:09:30,012
‫دارم از سرما می‌لرزم‏.‏

111
00:09:30,012 --> 00:09:33,071
‫فقط دارم اون لرزشو قوی‌ترش می‌کنم‏،‏ همین‏.‏

112
00:09:33,071 --> 00:09:39,024
.لرزیدن یه عملکرد طبیعی بدنه وقتی سرده

113
00:09:39,024 --> 00:09:43,019
‫می‌خوای بگی با همین داری اون لرزشای شدید رو درست می‌کنی؟

114
00:09:43,019 --> 00:09:46,085
‫اگه این زلزله‌هایی که حس می‌کنیم کار اون زنه باشه‏.‏‏.‏‏.‏

115
00:09:46,085 --> 00:09:49,095
‫پس اون زن کیه واقعاً؟‏!‏

116
00:09:50,051 --> 00:09:52,069
‫تو اصلاً کی هستی؟‏!‏

117
00:09:52,099 --> 00:09:58,036
حتی با قدرت احتراق هم، غیرممکنه
.که بشه خوده زمین رو اینجوری لرزوند

118
00:09:58,070 --> 00:10:01,080
‫مگه اینکه پای ‏«‏ادولا برس‏»‏ وسط باشه‏!‏

119
00:10:09,025 --> 00:10:11,060
‫کاپیتان هیبانا‏،‏ سالمین؟

120
00:10:11,060 --> 00:10:13,055
‫خسته نباشی کیشیری‏!‏ کمکم کن‏!‏

121
00:10:13,055 --> 00:10:15,050
‫هی هی‏،‏ تعریف کرد ازم‏!‏

122
00:10:17,018 --> 00:10:19,092
‫چه بچه‌های شیطونی هستید شما‏!‏

123
00:10:22,030 --> 00:10:24,006
‫واستاد‏!‏ تکون نمی‌خوره‏!‏

124
00:10:24,006 --> 00:10:25,099
‫بیاید بریم تا فرصت فرار هست‏!‏

125
00:10:32,019 --> 00:10:34,074
‫خواهر سومیره‏.‏‏.‏‏.‏

126
00:10:35,046 --> 00:10:38,011
‫باز رفتی سراغ این کارا؟

127
00:10:38,038 --> 00:10:40,023
.اوه، ترسوندیم

128
00:10:40,055 --> 00:10:43,085
‫چیزی ازم نمونده جز اینکه تو فراموشی پوسیده شم‏.‏

129
00:10:45,009 --> 00:10:50,070
‫با آخرین ذره‌ی توانم اومدم باهات تماس بگیرم‏.‏

130
00:10:50,095 --> 00:10:54,053
‫تو از ۲۵۰ سال پیش همین‌جوری نگرانی‏!‏

131
00:10:54,053 --> 00:10:59,045
‫دیگه خیلی دیره‏.‏ دنیای آدم‌ها داره نابود می‌شه‏.‏

132
00:11:01,075 --> 00:11:04,009
‫هنوزم همونی‏،‏ مگه نه؟

133
00:11:04,093 --> 00:11:09,055
‫از ۲۵۰ سال پیش‏،‏ تو هم مثل من‏.‏‏.‏‏.‏

134
00:11:10,049 --> 00:11:13,065
یه ستون شدی
.و هیچ تغییری نکردی

135
00:11:25,032 --> 00:11:27,027
‫هرچقدر می‌خوای تقلا کن‏.‏

136
00:11:31,078 --> 00:11:34,018
‫خداحافظ‏،‏ زن سیاه‌پوش‏.‏

137
00:11:34,070 --> 00:11:38,070
‫من به عنوان هفتمین ستون،‏ وظیفه‌مو انجام می‌دم‏.‏

138
00:11:46,027 --> 00:11:49,031
‫با این حال‏،‏ سرده نه؟

139
00:11:49,031 --> 00:11:51,050
‫آتیش کافی نداریم انگار‏.‏

140
00:11:57,010 --> 00:11:59,028
‫زلزله‌ها تموم شدن‏.‏

141
00:11:59,028 --> 00:12:01,032
‫انگار دیگه دنبال‌مون نمیاد‏.‏

142
00:12:05,088 --> 00:12:09,040
‫ساکورا‏.‏ کلماتیس‏.‏

143
00:12:09,040 --> 00:12:11,077
‫هان؟ چی گفتی؟ با منی؟

144
00:12:10,096 --> 00:12:13,032
‫خفه شو‏.‏ شن ساکت می‌مونه‏.‏

145
00:12:13,032 --> 00:12:15,018
حالا باید چیکار کنیم؟

146
00:12:15,052 --> 00:12:18,055
‫ماجرای خود به خود آتیش گرفتن آدما.‏‏.‏‏.‏

147
00:12:18,055 --> 00:12:23,004
در واقع وقتی اتفاق می‌افته که همزادای
آدولا بخوان با آدما یکی بشن‏.‏

148
00:12:23,004 --> 00:12:25,074
اگه این حرف درست باشه‏.‏‏.‏‏.‏

149
00:12:26,061 --> 00:12:28,068
پس فاجعهٔ بزرگ هم‏.‏‏.‏‏.‏

150
00:12:28,068 --> 00:12:33,035
می‌تونه ترکیب دنیای ما با دنیای آدولا
باشه که باعث آتیش گرفتن همه‌جا می‌شه‏.‏

151
00:12:33,035 --> 00:12:36,039
یه جور آتیش‌سوزی جهانی‏.‏

152
00:12:37,011 --> 00:12:39,049
که زمینو تبدیل به خورشید کنن‏.‏

153
00:12:39,049 --> 00:12:40,068
چی گفتی؟

154
00:12:41,014 --> 00:12:45,020
هاومیا‏،‏ از اون لباس‌سفیدا‏،‏ اینو تو کریا گفت‏.‏

155
00:12:46,020 --> 00:12:49,075
‫وقتی همهٔ ستون‌ها برسن پیش اون کشیش‏.‏‏.‏‏.‏

156
00:12:49,075 --> 00:12:51,099
فاجعهٔ بزرگ دوباره اتفاق می‌افته‏.‏

157
00:12:51,099 --> 00:12:55,029
دنیا تو آتیش می‌سوزه و نابود می‌شه‏.‏

158
00:12:55,094 --> 00:12:59,031
ما باید جلوشو بگیریم‏!‏

159
00:13:07,097 --> 00:13:09,093
آسوکوسا

160
00:13:30,025 --> 00:13:31,078
با اینکه من یه شوالیم‏.‏‏.‏‏.‏

161
00:13:47,030 --> 00:13:49,026
با اینکه شمشیرم مقدس بود‏.‏‏.‏‏.‏

162
00:13:56,009 --> 00:13:58,037
اصلاً واقعاً شمشیر مقدسی بود؟

163
00:14:10,007 --> 00:14:12,061
اینم از تیکه‌های باقی‌موندهٔ اکسکالیبره؟

164
00:14:12,061 --> 00:14:16,041
کربن مقاوم در برابر حرارته؟ اینو که تو ابزارفروشی‌ها هم دارن‏!‏

165
00:14:18,021 --> 00:14:21,079
اوریهالکوم‌؟ از فلزات توی
اون فانتزی‌ـت؟

166
00:14:22,010 --> 00:14:24,035
.یه فلز افسانه‌ایه

167
00:14:24,035 --> 00:14:29,033
اکسکالیبارم با اوریهالکوم و توسط
.آهنگرهای دوارف ساخته شده

168
00:14:29,077 --> 00:14:32,034
این اوریهالکوم رو از کجا پیدا کردی؟

169
00:14:32,034 --> 00:14:35,052
مترجم: اسم کوهِ «آتشفشان»ــه

170
00:14:35,052 --> 00:14:38,046
و این کوه آتشفشان کجاست؟

171
00:14:43,043 --> 00:14:44,074
.توی یه فروشگاه ابزار ساختمانی

172
00:14:49,050 --> 00:14:53,045
،چیزی که من دارم میبینم
.این اوریهالکوم اصل نیست

173
00:14:53,045 --> 00:14:55,066
سکوت کن! تو چی میدونی؟

174
00:14:55,066 --> 00:14:58,028
این یه کربن مقاوم به گرماست
.که توی فروشگاه‌های ابزار ساختمانی میفروشن

175
00:14:58,028 --> 00:14:59,063
!گفتم، خفه باش

176
00:15:01,003 --> 00:15:03,043
!داری چیکار میکنی، والکان، توی عوضی؟

177
00:15:03,043 --> 00:15:04,097
!چطور جرأت میکنی به پادشاه شوالیه بی احترامی کنی؟

178
00:15:04,097 --> 00:15:09,038
هی، پادشاه شوالیه! نظرته بریم
با هم یکم اوریهالکوم واقعی پیدا کنیم؟

179
00:15:09,038 --> 00:15:12,048
چی؟ داری چی میگی؟

180
00:15:12,048 --> 00:15:15,035
!میخواییم اون فلز افسانه‌ای رو پیدا کنیم

181
00:15:18,048 --> 00:15:21,055
!من برات یه شمشیر مقدس واقعی میسازم

182
00:15:24,094 --> 00:15:28,094
قسمت 8
"ماجراجوریی بزرگ پادشاه شوالیه"

183
00:15:29,014 --> 00:15:30,065
اوریهالکوم؟

184
00:15:30,065 --> 00:15:33,002
.هیچوقت اسمش رو نشنیدم

185
00:15:33,002 --> 00:15:34,091
سنگ معدن افسانه‌ای؟

186
00:15:34,091 --> 00:15:36,061
یه همچین چیزی اصلاً وجود داره؟

187
00:15:36,061 --> 00:15:37,088
.نخیر

188
00:15:40,007 --> 00:15:41,092
!او، یو-سان

189
00:15:42,026 --> 00:15:47,033
،آیریس-سان! والکان بهم خبر داد
.پس منم اومدم آساکوسا

190
00:15:47,071 --> 00:15:50,030
.خوشحالم الان حالت خوبه

191
00:15:50,030 --> 00:15:52,080
!خداروشکر، الان حالم از قبل بهتره

192
00:15:57,010 --> 00:15:59,015
خب قراره چیکار کنیم، والکان؟

193
00:15:59,015 --> 00:16:02,097
همینجوری یه چیزی گفتی که
دوباره آرتور-سان رو سرپا کنی؟

194
00:16:02,097 --> 00:16:04,060
.یه دقه گوش بده

195
00:16:04,095 --> 00:16:08,053
وقتی آرتور بتونه با تصور
.خودش از یه شوالیه هماهنگ بشه، قوی‌ـتر میشه

196
00:16:08,053 --> 00:16:10,052
.اساساً، ما فقط باید کاری کنیم باور کنه

197
00:16:10,052 --> 00:16:11,074
...که یعنی

198
00:16:11,074 --> 00:16:15,015
.که یعنی قراره یه افسانه درست کنیم

199
00:16:15,015 --> 00:16:18,007
قراره تظاهر کنیم داریم دنبال
.اوریهالکوم میگردیم

200
00:16:18,007 --> 00:16:20,001
الان گفتی "ما"؟

201
00:16:20,001 --> 00:16:22,091
پس ما هم توی این
بازی تظاهر نقش داریم؟

202
00:16:22,091 --> 00:16:24,057
واقعاً میتونیم انجامش بدیم؟

203
00:16:24,057 --> 00:16:28,046
ما با آرتور سروکار داریم. حتی اگر
.کیفیتش پایین باشه، بازم مشکلی بوجود نمیاد

204
00:16:30,031 --> 00:16:35,042
اون مبارزه‌ـمون توی فوچو بهم فهموند
.آدم‌هایی که رقیب مان واقعاً هیولان

205
00:16:35,042 --> 00:16:40,014
،برای مقابله با اونها
.قوی‌ـتر کردن آرتور ضروریه

206
00:16:40,042 --> 00:16:45,019
اگر آرتور پاش رو فراتر از چیزی
.که الان هست نزاره یگان هشتم توی دردسر میوفته

207
00:16:45,052 --> 00:16:50,072
،درک میکنم که این مسئله مهمه
...اما نقش بازی کردن یکم

208
00:16:50,072 --> 00:16:54,032
.آره، یو، حق داری. یکم مسخره‌ست

209
00:16:54,059 --> 00:16:58,072
اما وقتی قضیه آرتور، نمیتونیم
کاره معمول رو انجام بدیم، نه؟

210
00:16:59,025 --> 00:17:02,025
فقط خودتون رو خنگ کنین. فهمیدین؟

211
00:17:00,000 --> 00:17:15,000
RZ & AmirKhan ترجمه و تایپ‌ستینگ از

212
00:17:02,025 --> 00:17:04,079
.من یکم اوریهالکوم الکی آماده کردم

213
00:17:05,022 --> 00:17:07,050
!لیسا، یو، بیاین بریم

214
00:17:09,019 --> 00:17:10,092
!یه لحظه وایستا

215
00:17:10,092 --> 00:17:14,020
"وقتی گفتی "خودتون رو خنگ کنین
دقیقاً چقدر باید خنگ بشیم؟

216
00:17:14,020 --> 00:17:17,054
اونقدری خودتون رو خنگ کنین که
!بتونین اوریهالکوم از اونجا استخراج کنین

217
00:17:19,055 --> 00:17:22,053
بنظر فکر کرده داره
.یه چیزه باهوشانه میگه

218
00:17:22,053 --> 00:17:24,077
.خب، والکان هم یه احمقِ

219
00:17:28,023 --> 00:17:31,028
بی قراری

220
00:17:32,050 --> 00:17:36,019
...مترجم: ناموساً قیافه‌ها رو داشته باش
آدم از خنده پاره میشه

221
00:17:36,019 --> 00:17:37,053
.که اینطور

222
00:17:38,015 --> 00:17:41,036
پس قراره با یه تیم
!چهار نفره کلاسیک بریم

223
00:17:41,095 --> 00:17:44,020
سرراست باید اول بریم
.سراغ به اشتراک گذاشتن اطلاعات

224
00:17:44,020 --> 00:17:46,091
درسته. باید دنبال
.یه سری سرنخ بگردیم

225
00:17:46,091 --> 00:17:50,034
شایعاتی در مورد یه مرد هست
.که در خیلی چیزها در مورد اوریهالکوم میدونه

226
00:17:50,034 --> 00:17:54,007
چی؟ یه متخصص سنگ معدن افسانه‌ای؟

227
00:17:54,042 --> 00:17:55,089
کی؟

228
00:17:56,065 --> 00:18:00,087
...مردی که در مورد اوریهالکوم میدونه
!صاحب مغازه تسوکِمونوئه

229
00:18:00,087 --> 00:18:01,084
چی؟

230
00:18:02,068 --> 00:18:05,023
چرا باید صاحب یه مغازه تسوکِمونو همچین چیزی بدونه؟

231
00:18:05,022 --> 00:18:06,052
...تسوکمونو

232
00:18:05,083 --> 00:18:06,087
هی، وال؟

233
00:18:06,087 --> 00:18:08,097
.نگاش کن. شک داره

234
00:18:08,097 --> 00:18:10,093
.احمق! نترس

235
00:18:11,029 --> 00:18:13,003
!بهش فکر کن، آرتور

236
00:18:13,003 --> 00:18:15,070
پ.ن: تسوکمونو نوعی ترشی ژاپنی است که برای
درست کردنش از سنگ‌های وزنه استفاده می‌شود

237
00:18:15,070 --> 00:18:18,037
،وقت صحبت از سنگ‌ میشه
!مغازه تسوکمونو توش حرفه‌ایه

238
00:18:18,037 --> 00:18:21,035
واقعاً جور در میاد، والکان! تو یه نابغه‌ای چیزی نیستی؟

239
00:18:21,035 --> 00:18:24,082
.عجب نقطه کوری
!هیچکس هیچوقت بهش مشکوک نمیشه

240
00:18:24,082 --> 00:18:29,065
یه امید ضعیفی داشتم، اما
اون واقعاً یه احمق تمام عیاره، نیست؟

241
00:18:34,025 --> 00:18:36,063
تسوکمونو

242
00:18:36,017 --> 00:18:39,060
.آرتور، اینجاست - تسوکمونو تسوکِتارو

243
00:18:42,005 --> 00:18:46,002
صحبت کردن

244
00:18:46,010 --> 00:18:49,098
،صاحب مغازه
لطفاً بهم در مورد
اینکه کجا میشه اوریهالکوم پیدا کرد بگو

245
00:18:46,020 --> 00:18:49,099
صاحب مغازه، لطفاً بهم بگو
.اوریهالکوم رو کجا میشه پیدا کرد

246
00:18:49,099 --> 00:18:51,055
!وایستا، آرتور-سان

247
00:18:51,055 --> 00:18:54,016
بـ ـــ ببخشید این همینجوری
.یه سوالی پرسید

248
00:18:54,043 --> 00:18:57,023
شنیدم توی مغازه پارچه‌های کیمونو
.اوریهالکوم پیدا میشه

249
00:18:58,069 --> 00:19:01,015
!صاحب مغازه، لطفاً بهم بیشتر بگو

250
00:18:58,070 --> 00:19:01,016
صحبت کردن

251
00:19:02,091 --> 00:19:03,091
سرتکون دادن

252
00:19:04,063 --> 00:19:07,063
شنیدم توی مغازه پارچه‌های کیمونو
.اوریهالکوم پیدا میشه

253
00:19:07,063 --> 00:19:11,058
.فقط همون یه جمله رو میگه
.درست مثل توی بازی‌ها

254
00:19:11,058 --> 00:19:13,067
.وال مقدماتشو جور کرد

255
00:19:13,067 --> 00:19:16,017
فکر نکرده این غیرطبیعی بنظر میاد؟

256
00:19:25,024 --> 00:19:28,091
.پس پادشاه تخریب از ارتفاع هم خوشش میاد

257
00:19:28,091 --> 00:19:32,020
.دارم میگردم ببینم چی رو باید خراب کنم

258
00:19:33,042 --> 00:19:36,000
من همیشه کسی بودم که
.از مسیر منحرف شده

259
00:19:36,058 --> 00:19:41,036
،اگر امپراتوری دشمن من بشه
.هیچی برام تغییری نمیکنه

260
00:19:41,036 --> 00:19:44,032
.تحت تأثیر قرار گرفتم که شماها یگان هشتم رو راه دادین

261
00:19:45,017 --> 00:19:47,041
.آساکوسا هم تغییری نمیکنه

262
00:19:47,093 --> 00:19:52,037
این امپراتوری و این دنیا همه‌ـشون
.یه مشت دروغن. منو عصبانی میکنه

263
00:19:53,012 --> 00:19:56,019
،افرادی مهم‌ـتر از من
...قوی‌ـتر از من

264
00:19:56,082 --> 00:20:01,050
همه‌ـشون رو له میکنم چون میخوام از
.کسایی که از من ضعیف‌ـترن محافظت کنم

265
00:20:01,083 --> 00:20:04,098
،اگر کاری که میکنی درسته

266
00:20:04,098 --> 00:20:08,062
باعث میشه هر کسی رو که توی
.راهت میزنی بشه آدم بَدِ

267
00:20:08,062 --> 00:20:10,072
.قطعاً کاری که یه پادشاه میکنه

268
00:20:11,011 --> 00:20:12,075
.پادشاه تخریب

269
00:20:14,069 --> 00:20:17,072
.یگان هشتمی‌ها دارن برای مبارزه آماده میشن

270
00:20:18,019 --> 00:20:20,052
.امکان نداره منم جزوش نباشم

271
00:20:20,052 --> 00:20:24,095
که معنیش اینه که من و
.تو هردومون احمق‌های بی تفاوتی هستیم

272
00:20:24,095 --> 00:20:27,028
.اگر نگاه کنی، تعداد کمی از ما هستن

273
00:20:28,005 --> 00:20:31,008
چی؟ داری جوری میگی
.انگار بازم کس دیگه‌ای هست

274
00:20:31,042 --> 00:20:34,059
.آره، چنتا احمق‌ هستن

275
00:20:34,059 --> 00:20:38,050
به خصوص جایی که نور
.بهش نمیرسه، مثل زیرزمین

276
00:20:42,095 --> 00:20:45,058
پ.ن: ماله ابزاری که باهاش عمل ماله کشی رو انجام میدن

277
00:20:45,058 --> 00:20:48,031
.آرایشگر یه چیزایی در مورد اوریهالکوم میدونه

278
00:20:48,031 --> 00:20:49,042
...این

279
00:20:49,071 --> 00:20:51,059
!ماله افسانه‌ایه

280
00:20:51,059 --> 00:20:53,093
.اون ماله افسانه‌ایه

281
00:20:53,093 --> 00:20:54,077
آرایشگر یه چیزایی‌‌ـــــ

282
00:20:57,047 --> 00:21:00,081
اینور اونور رفتی و
چند جا رو آماده کردی، نه؟

283
00:21:00,081 --> 00:21:03,045
.مردم آساکوسا برای هرچیزی بازی میکنن

284
00:21:03,045 --> 00:21:06,009
!هی،‌ دارین چیکار میکنین؟ عجله کنین! زودباشین

285
00:21:06,061 --> 00:21:09,033
،پس اوج داستان این ماجراجویی

286
00:21:09,033 --> 00:21:11,098
مکان اوریهالکوم تنظیم شده‌ست دیگه، نه؟

287
00:21:11,098 --> 00:21:14,099
نگران نباش! یه چیزیه
.که انتظارش رو نداری

288
00:21:19,040 --> 00:21:21,067
.این دختره یگ‌دراسیلِ

289
00:21:21,067 --> 00:21:25,010
زیرش نشونه‌ای هست در مورد
.محل قرارگیری اوریهالکوم

290
00:21:27,009 --> 00:21:29,035
صحبت کردن

291
00:21:31,071 --> 00:21:33,061
.یه کیسه با یه کاغذ داخلش

292
00:21:35,044 --> 00:21:40,027
که اینطور. اوریهالکوم همونجا
.توی اولین مکانه، مغازه تسوکمونو

293
00:21:36,056 --> 00:21:40,027
.زیره لامپ تاریک‌ـترین جاست
اوریهالکوم توی اولین مغازه‌ای
!که ازش بازدید کردی وجود داره

294
00:21:40,057 --> 00:21:43,024
.افسانه‌ جاییه که ازش شروع کردی

295
00:21:43,024 --> 00:21:46,044
یه کلیشه معمولی، اما
.شرط میبندم آرتور رو خوشحال میکنه

296
00:21:46,044 --> 00:21:48,091
،تنها چیزی که اونجاست یه تیکه آهن معمولی

297
00:21:48,091 --> 00:21:51,087
اما اینکه خودش معما رو حل کنه
بهش یه احساس موفقیتی میده که

298
00:21:51,087 --> 00:21:53,030
.کمکش میکنه قدرتش رو کنترل کنه

299
00:21:54,001 --> 00:21:59,050
!زیره لامپ تاریک‌ـترینه! که اینطور
!پس اوریهالکوم اونجاست

300
00:21:59,050 --> 00:22:02,024
!درسته! بیاین بریم

301
00:22:02,052 --> 00:22:07,003
.زیره لامپ تاریک‌ـترینه
.که یعنی یه جایه که تاریکه

302
00:22:07,003 --> 00:22:08,024
!زیرزمین

303
00:22:08,024 --> 00:22:09,027
!جان؟

304
00:22:09,055 --> 00:22:11,075
!نـ ـــ نه! لطفاً دوباره با دقت نگاه کن

305
00:22:11,075 --> 00:22:13,062
!اونجا نوشته "مغازه" اونجا

306
00:22:13,062 --> 00:22:18,018
همونطور که فکر میکردم، سنگ معدن افسانه‌ای
.جایه که تابحال هیچکس ندیده، زیرزمین

307
00:22:19,057 --> 00:22:21,053
.دیگه گوش نمیده

308
00:22:21,053 --> 00:22:25,003
والکان، میخوای چه غلطی بکنی؟
!واقعاً داره می‌ره تو حال خودش

309
00:22:25,003 --> 00:22:27,022
!خیلی دیگه برای آرتور سخت بود

310
00:22:27,022 --> 00:22:30,048
اون هیچ‌وقت نمی‌فهمه که «تاریک‌ترین
!نقطه زیر چراغه» یه ضرب‌المثله

311
00:22:35,058 --> 00:22:37,058
!هم اکنون، به سمت زیرزمین

312
00:22:37,058 --> 00:22:39,034
!وایستا

313
00:24:11,097 --> 00:24:13,047
نیروی آتش فصل 3

314
00:24:13,047 --> 00:24:14,080
قسمت بعدی

315
00:24:16,007 --> 00:24:18,018
تویی، نیستی، آرتور؟

316
00:24:21,009 --> 00:24:23,070
"قسمت بعدی، "شمشیر مقدس، رستاخیز

317
00:24:22,010 --> 00:24:26,097
قسمت 9

318
00:24:23,070 --> 00:24:26,061
.باشد که به آتش بزرگ بازگردی. لاتوم

