1
00:01:12,097 --> 00:01:13,091
!‫خفه‌شو

2
00:01:13,091 --> 00:01:15,052
.‫حرف نزن

3
00:01:22,031 --> 00:01:23,018
.‫بیا بریم

4
00:01:23,053 --> 00:01:25,085
.‫قراره بقیه رو ببینیم

5
00:01:26,095 --> 00:01:27,087
.‫باشه

6
00:01:34,058 --> 00:01:37,050
.‫امپراتوری رو به شکل حقیقیش می‌رسونیم

7
00:01:47,058 --> 00:01:51,009
نــیــروی آتـــش

8
00:01:51,009 --> 00:01:54,009
قسمت اول

9
00:01:54,045 --> 00:01:57,089
.‫امروز اماتراسو در سطح معمولی درحال فعالیت می‌باشد

10
00:01:58,072 --> 00:02:03,026
.‫بیاید از خداوندمون، خورشید تشکر کنیم و روزمون رو خوب بگذرونیم

11
00:02:06,031 --> 00:02:09,077
تقویم خورشیدی

12
00:02:49,056 --> 00:02:52,044
بخش هشتم نیروی ویژه‌ی آتش

13
00:02:57,028 --> 00:03:00,011
لــیــسا

14
00:03:06,070 --> 00:03:09,050
ســتـــوان

15
00:03:10,055 --> 00:03:13,046
.‫گزارش وظایف ویژه‌ی بخش هشتم نیروی ویژه آتش

16
00:03:14,013 --> 00:03:17,056
.‫اول، مأموریت تحقیق درمورد قاره‌ی خارج از امپراتوری

17
00:03:18,008 --> 00:03:21,025
،‫براساس حرف‌های نیروهای تحقیقاتی مشترک با بخش دوم، چهارم و هشتم

18
00:03:21,062 --> 00:03:26,089
‫نزدیک به شکاف فضایی، اطلاعاتی که گمان می‌ره مربوط
.‫به فاجعه‌ی بزرگ ۲۵۰ سال پیش باشه پیدا شد

19
00:03:27,084 --> 00:03:31,098
،‫میان خرابه‌هایی که مشابه نیروگاه حرارتی ابدی اماتراسو بودن

20
00:03:31,098 --> 00:03:34,044
.‫یکی از لانه‌های دوزخی‌ شیطانی، با موفقیت به آرامش سپرده شد

21
00:03:42,099 --> 00:03:45,053
سرباز آتش درجه دو (تعلیق‌شده)

22
00:03:53,017 --> 00:03:55,067
مــاکــی اوزه

23
00:03:55,068 --> 00:03:58,083
.‫دوم، مأموریت مربوط به تحقیق درمورد صنایع هایجیما

24
00:03:59,026 --> 00:04:02,058
‫تحقیقات‌مون مشخص کرد که صنایع هایجیما و سفید پوشان

25
00:04:02,058 --> 00:04:05,009
.‫رابطه‌ی همکاری‌ای ندارن

26
00:04:05,044 --> 00:04:08,060
،‫همچنین، در رابطه با حادثه‌ی دوزخی‌سازی مصنوعی توسط حشرات

27
00:04:08,060 --> 00:04:13,010
،‫که توسط رکّا هوشیمیا، عضو سابق بخش اول انجام شده بود
.‫ناتوکو سون تحت محافظت قرار گرفته

28
00:04:13,010 --> 00:04:15,095
،‫همچنین معلوم شد که صاحب آدولا برست هست

29
00:04:15,095 --> 00:04:18,099
‫و قرار بر این شد که صنایع
.هایجیما به محافظت ازش ادامه بده

30
00:04:42,076 --> 00:04:45,051
بخش هشتم نیروی ویژه‌ی آتش

31
00:04:49,068 --> 00:04:52,018
آیــریــس

32
00:04:52,091 --> 00:04:56,000
‫سوم، مأموریت مشترک بخش دوم و هشتم

33
00:04:56,000 --> 00:04:58,044
.‫در رابطه با بررسی تسهیلات آزمایشگاهی‌ زیرزمین

34
00:05:01,094 --> 00:05:06,073
‫ارتش سلطنتی یه تسهیلات آزمایشات انسانی
.‫متعلق به سفید پوشان در زیرزمین پیدا کرد

35
00:05:07,017 --> 00:05:09,028
.‫به‌دلیل درخواست‌شون، به تحقیقات ملحق شدیم

36
00:05:09,079 --> 00:05:12,034
،‫تحقیق مشترک بخش دوم و هشتم

37
00:05:12,034 --> 00:05:16,053
‫و ستوان اول تاکیگی اوزه از ارتش سلطنتی

38
00:05:16,053 --> 00:05:20,054
‫نقشه‌ی سفید پوشان دررابطه با
.‫نابودی زیرزمین توکیو رو مشخص کرد

39
00:05:20,054 --> 00:05:22,020
.‫و اون نقشه با موفقیت متوقف شد

40
00:05:38,064 --> 00:05:41,027
،‫در نتیجه‌ی تمام اعمال و این مأموریت‌ها

41
00:05:41,027 --> 00:05:46,026
‫رابطه‌ی بین ما، بخش هشتم و قدرت‌های گوناگونی در امپراتوری

42
00:05:46,026 --> 00:05:48,048
.‫به‌طور قابل اطمینانی قوی‌تر شده

43
00:05:56,071 --> 00:06:00,083
بخش هشتم نیروی ویژه‌ی آتش

44
00:06:01,059 --> 00:06:05,059
آتش‌افروز نسل سومی

45
00:06:07,005 --> 00:06:09,047
سازمان دفاع در برابر آتش توکیو

46
00:06:09,009 --> 00:06:10,072
.‫پایان گزارش

47
00:06:11,072 --> 00:06:14,072
آکــیـــتـــارو اوبـــی

48
00:06:14,072 --> 00:06:19,056
.‫آساکوسا و هایجیما هم هردو بهمون قول همکاری دادن

49
00:06:19,056 --> 00:06:24,016
.‫یعنی این امپراتوری جدا شده بالأخره داره یک‌پارچه می‌شه

50
00:06:24,016 --> 00:06:27,079
.‫این‌بار، این ارتباطات قراره محکم باشن

51
00:06:31,039 --> 00:06:34,035
!‫آفرین، اوبی! کارت خوب بود

52
00:06:34,035 --> 00:06:38,009
،‫اگه امپراتوری حول محور نیروی ویژه‌ی آتش یک‌پارچه بشه

53
00:06:38,009 --> 00:06:42,021
!‫قدم بزرگی به سمت پرده‌برداری از راز احتراق خودبه‌خودی برمی‌داریم

54
00:06:42,048 --> 00:06:46,018
.‫بخش هشتم رو تشکیل دادیم، و بالأخره تا اینجا پیش رفتیم

55
00:06:46,018 --> 00:06:49,024
.‫همه‌ش به لطف شماست

56
00:06:49,024 --> 00:06:52,052
.‫نه، اوبی، همه‌ش دستاورد خودته

57
00:06:52,052 --> 00:06:55,019
.‫ممنون که امپراتوری رو یک‌پارچه کردی

58
00:06:55,019 --> 00:06:57,010
.‫هنوز راه طولانی‌ای در پیش داریم

59
00:07:03,027 --> 00:07:05,064
‫بیرون خیلی شلوغه، نه؟

60
00:07:07,077 --> 00:07:09,002
.‫با اجازه

61
00:07:09,002 --> 00:07:10,057
.‫از ارتش سلطنتی اومدیم

62
00:07:10,086 --> 00:07:13,075
.‫درحال انجام وظیفه و گزارش دادن به رئیسم

63
00:07:13,075 --> 00:07:15,067
‫ارتش اومده چیکار؟

64
00:07:16,016 --> 00:07:19,081
.‫آکیتارو اوبی، باید باهامون بیای

65
00:07:19,081 --> 00:07:22,098
‫لطفاً مقاومت نکن. این دستبندها رو-

66
00:07:22,098 --> 00:07:23,088
!‫دارین می‌برینش؟

67
00:07:23,088 --> 00:07:25,003
‫یعنی چی!؟

68
00:07:25,003 --> 00:07:27,074
.‫اشکالی نداره. حتماً اشتباهی شده

69
00:07:27,074 --> 00:07:30,018
.‫لطفاً به هیناوا بگید

70
00:07:39,016 --> 00:07:41,074
!‫چرا سفید پوشان اینجان؟

71
00:07:41,098 --> 00:07:44,098
نیروی آتش

72
00:07:44,098 --> 00:07:47,098
Tehsni

73
00:07:54,078 --> 00:07:56,000
!‫کافیه

74
00:08:02,072 --> 00:08:03,057
!‫شوالیه‌ی عنتر

75
00:08:03,057 --> 00:08:05,095
!‫شیطان عنتر، چه زری زدی؟

76
00:08:05,095 --> 00:08:10,046
!‫من، پادشاه شوالیه، مهرمومت خواهم کرد
!‫بهتره سپاس‌گزار باشی، ای شیطان

77
00:08:10,046 --> 00:08:12,052
!‫شیطان نیستم! یه قهرمانم

78
00:08:12,052 --> 00:08:13,084
!‫هوی! شما دوتا

79
00:08:23,050 --> 00:08:25,020
‫جدی؟

80
00:08:25,020 --> 00:08:26,040
!‫خواهر

81
00:08:26,040 --> 00:08:29,051
.‫لطفاً از اون چیزه که از والکان گرفتی استفاده کن

82
00:08:29,051 --> 00:08:30,098
!‫متوجه شدم

83
00:08:30,098 --> 00:08:32,015
!‫لاتوم

84
00:08:32,062 --> 00:08:33,067
‫شوالیه‌ی احمـ-

85
00:08:36,019 --> 00:08:40,096
.‫انگار اون چیزه که همینطوری ساختم جدی بدرد خورد

86
00:08:43,019 --> 00:08:46,030
.‫تاماکی-چان، اینکه رفتی آساکوسا واقعاً باعث پیشرفتت شده

87
00:08:46,076 --> 00:08:48,033
!‫ممنونم

88
00:08:48,033 --> 00:08:50,073
.‫البته بخت منحرفانه‌ت مثل همیشه‌ست

89
00:08:52,050 --> 00:08:54,034
.‫معذرت می‌خوام

90
00:08:54,034 --> 00:08:58,064
‫ولی تونستی اون یارو که تو زیرزمین بهت
‫ حمله کرده بود رو شکست بدی، نه؟

91
00:08:58,064 --> 00:08:59,077
‫اسمش آسالت بود؟

92
00:08:59,077 --> 00:09:01,044
...‫نه، اونکه

93
00:09:04,068 --> 00:09:06,063
.‫کار خودش بود

94
00:09:06,063 --> 00:09:08,053
.‫چقدر اطمینان‌بخش

95
00:09:08,053 --> 00:09:13,007
.‫انگار شینرا و آرتور هم تو آساکوسا یه‌سری حرکت جدید به‌دست آوردن

96
00:09:17,074 --> 00:09:22,078
‫بله. شینرا می‌گه مرگ رو تصور می‌کنه و قدرت جنون‌آمیزی
.‫که تو محل‌های آتش‌سوزی هست رو بیرون می‌کشه

97
00:09:23,004 --> 00:09:25,036
‫پس آرتور-سان هم مرگ رو تصور می‌کنه؟

98
00:09:25,036 --> 00:09:28,074
...‫نه. از آرتور پرسیدم، و

99
00:09:30,068 --> 00:09:33,035
‫می‌پرسی چطور از قدرت جنون‌آمیزم استفاده کردم؟

100
00:09:34,005 --> 00:09:36,089
‫وقتی تصور کردم که قوی‌ترین تجهیزات دستمه

101
00:09:35,076 --> 00:09:39,001
.‫متأسفانه داده‌های بخش ۱ از بین رفته
!‫لطفاً به خودتون بیاید و مجدد امتحان کنید

102
00:09:36,089 --> 00:09:39,055
...‫و تمام آمارم به سقف چسبیدن، داده‌های بازی غیب شد

103
00:09:39,001 --> 00:09:41,018
شروع ماجراجویی

104
00:09:39,055 --> 00:09:40,048
.‫و تونستم بهش برسم

105
00:09:43,085 --> 00:09:47,033
.‫راست می‌گن فاصله‌ی احمقیت و نابغه بودن یه تار موئه

106
00:09:47,033 --> 00:09:51,062
.‫آره، آرتور واقعاً توی احمق بودن نابغه‌ست

107
00:10:10,046 --> 00:10:13,041
،‫از زمان فاجعه‌ی بزرگ

108
00:10:13,079 --> 00:10:19,056
.‫مردم توکیو با ترس از احتراق خودبه‌خودی زندگی کردن

109
00:10:20,017 --> 00:10:25,084
.‫و اکنون زمان تولد دوباره‌ی امپراتوریه. باید یک‌پارچه بشه

110
00:10:28,081 --> 00:10:32,077
کلیسای جامع عظیم ویژه‌ی آتش ۱

111
00:10:33,048 --> 00:10:34,086
‫بریم دیوان؟

112
00:10:35,018 --> 00:10:37,069
.‫بهمون گفتن سریعاً بریم

113
00:10:37,069 --> 00:10:40,070
.‫موندم چرا همه‌مونو با هم احضار کردن

114
00:10:40,070 --> 00:10:43,058
.‫حتماً یه اتفاق بزرگ افتاده

115
00:10:47,025 --> 00:10:50,046
دیــوان

116
00:10:48,037 --> 00:10:50,046
...‫منتظر بودم

117
00:10:50,046 --> 00:10:53,036
.‫فرمانده لئونارد برنز

118
00:10:54,050 --> 00:10:57,030
‫چیکارمون دارید؟

119
00:11:00,057 --> 00:11:02,076
،‫تا این لحظه

120
00:11:02,076 --> 00:11:08,093
‫به‌دلیل قدرت‌های زیادی که درون امپراتوری
.‫ جمع شدن، نتونستیم یک‌پارچه عمل کنیم

121
00:11:15,066 --> 00:11:20,065
.‫هرچند، الان، نیاز حقیقی‌ای به اتحاده

122
00:11:20,096 --> 00:11:23,016
.‫برای امپراتوری

123
00:11:24,099 --> 00:11:28,065
.‫و برای خداوندمون، خورشید

124
00:11:31,023 --> 00:11:34,052
.‫با وجود اون‌ها در کنارمون، یک‌پارچه می‌شیم

125
00:11:41,010 --> 00:11:46,052
‫به‌عنوان مالکان آدولا برست، اون‌ها
.‫پیروان حقیقی خداوندمون، خورشید هستن

126
00:11:46,052 --> 00:11:48,072
!‫اونا دشمنای امپراتوری‌ان

127
00:11:48,072 --> 00:11:50,080
!‫رافلس-ساما، زود بیاین اینجا

128
00:11:50,080 --> 00:11:55,003
،‫واقعاً انقدر عجیبه ما اینجا باشیم

129
00:11:55,003 --> 00:11:56,086
‫لئونارد برنز؟

130
00:11:56,016 --> 00:11:57,057
!‫معلومه که هست

131
00:11:57,057 --> 00:11:59,073
!‫زیرزمین بیشتر مناسبتونه

132
00:11:59,073 --> 00:12:02,041
.‫صرفاً برگشتیم جایی که بهش تعلق داریم

133
00:12:04,061 --> 00:12:08,053
!‫خائنین، باید از این مکان مقدس برین

134
00:12:08,082 --> 00:12:11,038
.‫هائومئا، دست نگه‌دار. پشتم بمون

135
00:12:10,061 --> 00:12:11,074
.‫اشکال نداره

136
00:12:11,074 --> 00:12:14,089
.‫با مغزم ور می‌رم و جدی صحبت می‌کنم

137
00:12:16,047 --> 00:12:18,064
!‫اینجا دیوان‌ـه

138
00:12:18,064 --> 00:12:21,003
.‫اینجا مرکز معبد الهی خورشیده

139
00:12:21,003 --> 00:12:22,097
.‫قصد نداریم اینجا مبارزه کنیم

140
00:12:23,030 --> 00:12:26,017
.‫صرفاً اومدیم صحبت کنیم

141
00:12:26,017 --> 00:12:29,039
‫با کفش‌های بیرونی کثیف‌تون اومدین، بعد همچین حرفی می‌زنی؟

142
00:12:29,039 --> 00:12:30,045
!‫کاریم

143
00:12:30,045 --> 00:12:33,061
.‫همونطور که گفت، اینجا دیوانه

144
00:12:37,081 --> 00:12:41,006
‫اگه قصدتون جنگیدن نیست، پس اومدین چیکار؟

145
00:12:41,075 --> 00:12:43,013
‫هدف‌تون چیه؟

146
00:12:44,086 --> 00:12:45,045
«جهانی
دیگر»

147
00:12:45,011 --> 00:12:49,074
.‫جهان دیگر. رسول. خداوند. مادر مقدس. آدولا لینک

148
00:12:45,045 --> 00:12:46,003
«رسول»

149
00:12:46,041 --> 00:12:47,003
«خداوند»

150
00:12:47,087 --> 00:12:48,095
«آدولا لینک»

151
00:12:49,074 --> 00:12:53,065
.‫با تاکینگ هدـم افکار برنز رو می‌خونم

152
00:12:56,044 --> 00:13:01,041
‫فرمانده برنز، همین الانش هم متوجه شدی، نه؟

153
00:13:01,091 --> 00:13:03,017
‫متوجه چی؟

154
00:13:02,072 --> 00:13:03,042
«محتاط»

155
00:13:03,078 --> 00:13:07,086
‫اون چشم راستی که از دست دادی، بزرگ‌ترین مدرکشه، نه؟

156
00:13:04,055 --> 00:13:05,038
«ترس»

157
00:13:05,043 --> 00:13:06,043
«حس انجام وظیفه»

158
00:13:06,043 --> 00:13:07,014
«آگاهی»

159
00:13:09,043 --> 00:13:13,032
.‫حقیقت این دنیا رو دیدی

160
00:13:11,097 --> 00:13:22,032
«نپذیرفتن»

161
00:13:13,032 --> 00:13:16,008
.‫ولی نمی‌تونی تأییدش کنی

162
00:13:14,014 --> 00:13:22,032
«علاقه»

163
00:13:16,065 --> 00:13:22,032
«شک»

164
00:13:16,088 --> 00:13:23,018
.‫فکر می‌کنم هدف‌تون به‌عنوان کشیش‌های مومن و ما یکی باشه

165
00:13:24,049 --> 00:13:28,010
!‫داری می‌گی ما یکی‌ایم؟ سرخود حرف نزن

166
00:13:27,020 --> 00:13:29,040
‫منظورت رکّا هوشیمیائه؟

167
00:13:27,024 --> 00:13:29,041
«کینه»

168
00:13:37,050 --> 00:13:43,055
«بررسی گذشته»

169
00:13:37,075 --> 00:13:43,055
‫رکّا هوشیمیا یکی از پیروان مومن بود که
.‫در مسیر تبلیغ مذهبی‌‌اش جان باخت

170
00:13:43,055 --> 00:13:46,006
‫مگه شماها نکشتینش؟

171
00:13:47,051 --> 00:13:51,073
.‫فداکاری‌ای ضروری برای هدف بزرگ‌تری بود که به دنبالشیم

172
00:13:47,059 --> 00:13:51,072
«نیت قتل»

173
00:13:48,005 --> 00:13:51,072
«خشم»

174
00:13:51,073 --> 00:13:54,092
!‫چه هدف بزرگ‌تری دقیقاً؟! شماها یه‌مشت قاتلین

175
00:13:54,092 --> 00:13:58,064
‫اخلاقیاتی که آدما ساختن چه ارزشی دارن؟

176
00:13:55,002 --> 00:13:58,065
«تردید»

177
00:13:55,064 --> 00:13:58,065
«اعتراض»

178
00:13:56,006 --> 00:13:58,065
«مقاومت»

179
00:13:59,043 --> 00:14:01,083
‫و می‌خوای بگی وحی الهی دریافت کردی؟

180
00:14:01,083 --> 00:14:04,006
!‫اون صرفاً پرت‌پلاهای خودتونه

181
00:14:04,006 --> 00:14:08,003
‫نمی‌تونی درون حرف‌هایی که ردوبدل می‌شن حسش کنی؟

182
00:14:04,053 --> 00:14:08,003
«بررسی»

183
00:14:05,019 --> 00:14:08,003
«تحلیل»

184
00:14:08,065 --> 00:14:12,003
!‫حرف‌های من از جانب خدامون زده می‌شن

185
00:14:12,020 --> 00:14:15,050
«یادآوری»

186
00:14:12,035 --> 00:14:16,041
.‫باید بتونین ذره‌ای از اراده‌ی کیهان عظیم رو درونش حس کنین

187
00:14:22,093 --> 00:14:27,023
‫می‌دونیم هدف‌تون چیه. اینه که فاجعه‌ی بزرگ رو بازسازی کنین، نه؟

188
00:14:27,023 --> 00:14:30,093
.‫اون صرفاً جزئی از هدف برترمونه

189
00:14:27,038 --> 00:14:30,093
«نااُمیدی»

190
00:14:27,088 --> 00:14:30,093
«درست‌کاری»

191
00:14:28,009 --> 00:14:30,093
«پس زدن»

192
00:14:31,031 --> 00:14:37,039
‫ما، پیروان معبد الهی خورشید، تنها به‌دنبال پیروی
.‫از اراده‌ی پروردگارمون خورشید هستیم

193
00:14:37,067 --> 00:14:40,048
‫خود فاجعه‌ی بزرگ هدف‌تون نیست؟

194
00:14:40,048 --> 00:14:44,067
‫و داری می‌گی خداوندمون خورشید هم همین خواسته رو داره؟

195
00:14:43,098 --> 00:14:47,053
«گیچ شدن»

196
00:14:44,019 --> 00:14:47,053
«گیچ شدن»

197
00:14:44,032 --> 00:14:47,053
«گیچ شدن»

198
00:14:44,053 --> 00:14:47,053
«گیچ شدن»

199
00:14:50,019 --> 00:14:52,079
.‫فرمانده لئونارد برنز

200
00:14:53,031 --> 00:14:57,004
.‫در ازای اون چشم راستت، حتماً دیدیش

201
00:14:57,004 --> 00:14:59,056
...‫وضعیت حقیقی این دنیا رو

202
00:14:57,008 --> 00:14:58,041
«حشرات»

203
00:14:57,058 --> 00:14:58,091
«خداوند»

204
00:14:58,000 --> 00:14:59,042
«حقیقت»

205
00:14:58,029 --> 00:14:59,058
«قوانین»

206
00:14:58,046 --> 00:14:59,092
«بُعد والاتر»

207
00:14:58,083 --> 00:15:00,008
«جهان»

208
00:14:59,025 --> 00:15:00,008
«اعداد»

209
00:15:00,033 --> 00:15:02,023
.‫و آینده‌ای که در راهه رو

210
00:15:02,071 --> 00:15:05,046
«خواسته»

211
00:15:03,050 --> 00:15:05,046
«کنجکاوی»

212
00:15:05,087 --> 00:15:08,055
‫هدف گروه شما چیه؟

213
00:15:11,057 --> 00:15:14,097
!‫اینکه این دنیای آبی رو به خورشید تبدیل کنیم

214
00:15:14,097 --> 00:15:18,040
!‫همونطور که خورشید قبلاً یه‌بار انجامش داده

215
00:15:15,097 --> 00:15:17,043
«خورشید»

216
00:15:21,010 --> 00:15:23,007
.‫مسخره‌ست

217
00:15:23,007 --> 00:15:25,097
‫واقعاً می‌خواین این سیاره رو خاکستر کنین؟

218
00:15:25,097 --> 00:15:29,037
.‫لئونارد برنز، ایمانت رو ثابت کن

219
00:15:26,082 --> 00:15:31,045
«خداوند»

220
00:15:29,089 --> 00:15:34,052
...‫اگه همونطور که می‌گی، واقعاً یه کشیش مومنی، باید دیده باشیش

221
00:15:32,091 --> 00:15:38,033
«خداوند»

222
00:15:34,052 --> 00:15:36,099
.‫دگرجهانی بودنش رو

223
00:15:34,080 --> 00:15:35,085
.‫خداوند

224
00:15:38,099 --> 00:15:41,000
.‫قضاوت صحیح مطلق

225
00:15:41,095 --> 00:15:43,091
.‫ایمان کورکورانه‌ی مطلق

226
00:15:45,084 --> 00:15:48,047
.‫رهایی از محدودیت‌های دانش انسانی

227
00:15:49,004 --> 00:15:51,026
.‫جنون الهی

228
00:16:12,074 --> 00:16:16,095
«ایمان‌آوری»

229
00:16:22,074 --> 00:16:24,057
!‫فرمانده رو بردن؟

230
00:16:24,057 --> 00:16:27,054
‫درحالی که داشت تو سازمان دفاع آتش
،‫ گزارشش رو به رئیس می‌داد

231
00:16:27,054 --> 00:16:29,039
.‫ارتش اومد بردش

232
00:16:29,079 --> 00:16:32,085
.‫درحال‌حاضر دستگیر شده و تحت نظارت ارتشه

233
00:16:34,041 --> 00:16:37,027
.‫بهم گفتن سفید پوشان با ارتش بود

234
00:16:38,025 --> 00:16:42,058
.‫که یعنی می‌تونیم اینطور درنظر بگیریم که فرمانده رو سفید پوشان گرفته

235
00:16:42,058 --> 00:16:43,081
‫چطور ممکنه؟

236
00:16:44,004 --> 00:16:46,086
‫چرا فرمانده رو بردن؟

237
00:16:46,086 --> 00:16:49,077
‫و چرا سفید پوشان دارن با ارتش کار می‌کنن؟

238
00:16:49,077 --> 00:16:53,093
‫اینکه سفید پوشان چطور به مرکز کشور
.‫نفوذ کردن معلوم نیست

239
00:16:54,042 --> 00:16:59,058
.‫ولی حتماً هدف‌شون به‌دست آوردن شینرا و آدولا برستشه

240
00:17:01,035 --> 00:17:02,070
!‫یه کارت می‌کشم

241
00:17:02,070 --> 00:17:05,093
!‫با پیشکش کردن شینرا به‌عنوان قربانی، فرمانده رو احضار می‌کنم

242
00:17:05,093 --> 00:17:06,083
!‫هوی

243
00:17:06,083 --> 00:17:09,020
.‫... این چیزیه که دلم می‌خواد بگم، ولی من که مشکلی ندارم

244
00:17:09,020 --> 00:17:10,025
!‫نه

245
00:17:10,025 --> 00:17:13,051
!‫بخش هشتم هیچوقت متحداش رو نمی‌فروشه

246
00:17:13,079 --> 00:17:17,012
.‫خود فرمانده اوبی این حرفو زد

247
00:17:17,012 --> 00:17:21,002
.‫به احترام حرفش، شینرا رو از توی دسته‌ کارتم میندازم بیرون

248
00:17:21,002 --> 00:17:23,068
‫جدی خیلی دلت می‌خواد ازم خلاص شی، نه؟

249
00:17:23,097 --> 00:17:27,064
.‫باید عجله کنیم. ارتش اینجا هم پیداش می‌شه

250
00:17:27,064 --> 00:17:30,011
.‫کسایی که می‌خوان بمونن، می‌تونن

251
00:17:30,043 --> 00:17:33,010
.‫من آماده می‌شم برم فرمانده رو نجات بدم

252
00:17:33,056 --> 00:17:37,035
.‫اون‌موقع احتمالاً مجبور شم مقابل مأمورهای امپراتوری بجنگم

253
00:17:37,068 --> 00:17:39,082
...‫اگه همچین کاری کنی، ستوان هیناوا

254
00:17:39,082 --> 00:17:43,044
.‫آره، یه خائن می‌شم

255
00:17:43,044 --> 00:17:45,075
.‫برای همین دارم به‌عنوان یه شخص عمل می‌کنم

256
00:17:45,075 --> 00:17:47,015
.‫دستوری نمی‌دم

257
00:17:49,037 --> 00:17:50,095
!‫کسایی که می‌خوان برن، می‌تونن برن

258
00:17:50,095 --> 00:17:54,018
.‫وقتی یه شورشی بشم، دیگه ستوانتون نیستم

259
00:17:54,018 --> 00:17:55,042
!‫منم میام

260
00:17:55,042 --> 00:17:58,027
!‫مگه معلوم نیست؟ بریم فرمانده رو نجات بدیم

261
00:17:58,027 --> 00:18:00,073
...‫منم میام! یه شوالیه

262
00:18:02,045 --> 00:18:03,063
!‫منم می‌رم

263
00:18:03,063 --> 00:18:05,009
...‫یه شوالیه باید

264
00:18:05,091 --> 00:18:08,079
!‫چی بود؟ یه شوالیه... نجاتش می‌ده

265
00:18:08,079 --> 00:18:11,018
!‫ستوان، همیشه ستوان‌مون می‌مونی

266
00:18:11,018 --> 00:18:12,031
!‫سعی نکن ازش در بری

267
00:18:12,031 --> 00:18:14,015
!‫لطفاً همچین حرف ناراحت‌کننده‌ای نزن

268
00:18:14,015 --> 00:18:15,091
!‫ستوان

269
00:18:16,035 --> 00:18:17,083
!‫آروم بگیرین

270
00:18:18,079 --> 00:18:22,010
.‫ماکی، تو جایی برای برگشتن بهش داری

271
00:18:21,040 --> 00:18:25,020
.‫تصمیممو گرفتم که تو بخش هشتم یه سرباز آتش بشم

272
00:18:25,020 --> 00:18:28,072
.‫حتی اگه ستوانم هم باشی، حرف دیگه‌ای بزنی ازت عصبانی می‌شم

273
00:18:30,066 --> 00:18:34,022
.‫تاماکی، خودتو مجبور نکن. تو یه خانواده داری

274
00:18:36,004 --> 00:18:38,038
...‫نمی‌خوام یه خیانت‌کار بشم

275
00:18:38,087 --> 00:18:40,084
‫ولی همه‌تون می‌رین، نه؟

276
00:18:41,016 --> 00:18:42,088
!‫پس منم میام

277
00:18:42,088 --> 00:18:44,014
‫همچین دلیلی کافیه؟

278
00:18:44,039 --> 00:18:47,041
.‫اینطور نیست که صرفاً با نظرتون همراهی کنم

279
00:18:47,041 --> 00:18:49,047
!‫صرفاً با عزم ناکافی نمی‌خوام با جریان همراه شم

280
00:18:49,076 --> 00:18:53,001
!‫تصمیمم قطعیه! و اگه همه می‌رن، پس منم باید برم

281
00:18:53,001 --> 00:18:54,042
!‫بیاین بریم

282
00:18:54,088 --> 00:18:57,069
.‫به‌زور داره حرفای بی‌عرضه‌ای می‌زنه

283
00:18:58,089 --> 00:19:00,086
!‫ما نیروی آتشیم

284
00:19:00,086 --> 00:19:02,087
‫همیشه آماده‌ی حرکتیم، نه؟

285
00:19:02,087 --> 00:19:04,010
!‫درسته

286
00:19:03,017 --> 00:19:05,035
‫این شوالیه
!‫همیشه آماده‌ست

287
00:19:03,059 --> 00:19:04,069
!‫معلومه که هستیم

288
00:19:04,016 --> 00:19:06,084
‫حرومیا، فرمانده‌مونو
!‫ پس بدین

289
00:19:07,007 --> 00:19:09,058
،‫از اونجایی که وفاداری‌شون به امپراتوری خیلی عمیقه

290
00:19:09,058 --> 00:19:12,028
.‫احتمالاً بخش یک و دو دشمن‌تون بشن

291
00:19:12,079 --> 00:19:15,090
.‫بخش هشتم قراره تنها باشه

292
00:19:16,055 --> 00:19:19,045
.‫با این‌حال، هیچکس عقب نمی‌کشه

293
00:19:19,091 --> 00:19:21,088
!‫الحق که بخش هشتم‌ئه

294
00:19:22,016 --> 00:19:24,009
.‫به‌خاطر اینه که بخش هشتم یه خانواده‌ست

295
00:19:25,009 --> 00:19:28,027
‫بازرس لیهت، تو چیکار می‌کنی؟

296
00:19:29,069 --> 00:19:34,062
،‫بخش هشتم دنبال حقیقت احتراق خودبه‌خودیه
.‫که دنیامون رو تهدید می‌کنه

297
00:19:35,005 --> 00:19:38,067
‫از اولش می‌دونستم معنیش اینه که

298
00:19:38,067 --> 00:19:40,093
.‫یه‌روزی دنیا علیه‌تون می‌شه

299
00:19:44,041 --> 00:19:49,069
...‫قراره علیه دنیا شورش کنین، پس دشمن بعدی‌تون

300
00:19:56,012 --> 00:19:58,015
.‫اپراتوری توکیوئه

301
00:21:49,003 --> 00:21:51,028
.‫آکیتارو اوبی رو دستگیر کردیم

302
00:21:51,087 --> 00:21:53,027
‫جدی؟

303
00:21:53,096 --> 00:21:59,019
‫گرفتن شینرا کوساکابه و آدولا برستش خواسته‌ی رسول‌ـه؟

304
00:21:59,019 --> 00:22:00,015
.‫آره

305
00:22:00,055 --> 00:22:04,024
.‫اوبی قراره طعمه‌ای باشه که ستون چهارم رو به سمت‌مون میاره

306
00:22:04,075 --> 00:22:11,006
.‫و نقشی هم داخل بیداری آدولا برست شینرا داشته

307
00:22:11,006 --> 00:22:14,013
‫به‌نظرت نباید پاداش درخوری بهش بدیم؟

308
00:22:16,079 --> 00:22:20,020
.‫اون زندگیش رو وقف خداوندمون خورشید کرده

309
00:22:20,020 --> 00:22:23,084
.‫باید بهش شادی بازگشت به اون شعله‌ها رو ببخشیم

310
00:22:30,061 --> 00:22:32,035
...‫آکیتارو اوبی

311
00:22:32,072 --> 00:22:34,069
.‫باید درونش یه حشره کار بذاریم

312
00:22:39,055 --> 00:22:41,096
ادامه دارد

313
00:24:11,097 --> 00:24:13,047
نیروی آتش فصل ۳

314
00:24:13,047 --> 00:24:14,081
قسمت بعدی

315
00:24:14,068 --> 00:24:17,071
.‫نمی‌تونیم اینجا از دستش بدیم

316
00:24:17,098 --> 00:24:21,040
.‫امپراتوری به اوبی نیاز داره

317
00:24:22,002 --> 00:24:23,092
‫قسمت بعدی، «زندانی.»

318
00:24:22,010 --> 00:24:26,099
زنـــدانــــی

319
00:24:23,092 --> 00:24:26,060
.‫بازگشت به شعله‌های عظیم آتش، لاتوم

