1
00:00:10,007 --> 00:00:14,082
رافلس و شاگردانش از شعله‌ای که توسط خورشید مقدس بهشون هدیه
،داده شده بود

2
00:00:14,082 --> 00:00:20,054
.و تکنولوژی متمدن بشریت استفاده کردن تا «آماتراسو» رو بسازن

3
00:00:20,054 --> 00:00:25,033
،شعله‌ی مقدس آماتراسو برای زندگی بشریت سود و مزیت زیادی داشت

4
00:00:25,033 --> 00:00:29,084
.و در آخر باعث پایه گذاری دولتی در شرق دور شد

5
00:00:49,027 --> 00:00:52,023
نیروی آتش

6
00:00:52,086 --> 00:00:55,007
.خوشحالم که میبینم حالت بهتره

7
00:00:55,007 --> 00:00:56,007
.آها

8
00:00:56,007 --> 00:01:01,029
.وقتی تو دور و اطراف نیستی، آرتور خیلی آدم اعصاب‌ خراب‌کنی میشه

9
00:01:01,029 --> 00:01:02,016
.آها

10
00:01:02,016 --> 00:01:08,017
.احمق میخواست یک‌سری اسناد رو با اکسکالیبور از بین ببره

11
00:01:08,017 --> 00:01:09,046
.آها

12
00:01:11,034 --> 00:01:14,005
جز «آها» گفتن چیز دیگه‌ای بلد نیستی، شیطان؟

13
00:01:14,005 --> 00:01:15,059
.یه جورایی

14
00:01:20,064 --> 00:01:21,068
...میگم

15
00:01:22,085 --> 00:01:26,089
جلوی خواهر و ماکی-سان اینطوری رفتار نکن، باشه؟

16
00:01:28,002 --> 00:01:30,077
.دوباره نگرانشون میکنی

17
00:01:30,077 --> 00:01:33,069
،میدونم که برادرت و چیزای دیگه ذهنتو درگیر کردن

18
00:01:33,069 --> 00:01:35,065
.ولی تو تنها نیستی

19
00:01:36,070 --> 00:01:38,003
.آره

20
00:01:38,003 --> 00:01:42,070
خب، سخت راجبش فکر کردن کمکی بهت نمیکنه. تو این
.موارد اصلاً خوب نیستی

21
00:01:42,070 --> 00:01:44,016
.خفه بابا

22
00:01:44,016 --> 00:01:45,087
.آها راستی، تاماکی هم هنوز اونجاست

23
00:01:45,087 --> 00:01:49,017
.آها، دختر گربه‌ای هم هست

24
00:02:10,056 --> 00:02:13,073
.خوشحالم که با حال خوب از بیمارستان مرخص شدید

25
00:02:13,073 --> 00:02:15,078
.ببخشید که نگرانتون کردم

26
00:02:17,040 --> 00:02:19,028
بقیه هم حالشون خوبه؟

27
00:02:19,028 --> 00:02:20,036
.بله

28
00:02:20,036 --> 00:02:22,053
.همشون خوب هستن

29
00:02:25,016 --> 00:02:26,062
«!!دویدن در راهرو ممنوع»
گروهان هشتم نیروی ویژة آتش

30
00:02:27,062 --> 00:02:30,012
.شینرا، مرخص شدنتو تبریک میگم

31
00:02:30,012 --> 00:02:32,004
!ببخشید که نتونستم شخصاً بیام دنبالت

32
00:02:32,004 --> 00:02:34,009
.نگرانت بودم

33
00:02:34,009 --> 00:02:37,072
.اوه، اشکالی نداره. باید اینجا میموندید و جواب تماس‌های اضطراری رو میدادید

34
00:02:43,035 --> 00:02:48,043
.خوش‌اومدی، شینرا
.خوشحالم که میبینم آدولا برست جاش امنه

35
00:02:48,043 --> 00:02:52,015
.هیچ اتفاقی نمیتونه باعث کشته شدنش بشه
...عجب شیطان دردسر سازی

36
00:02:55,094 --> 00:03:00,070
.سلام شیطان. به نظر میرسه به بهشت نرفتی

37
00:03:00,070 --> 00:03:05,033
تو چطور؟ هنوز کامل فاسد نشدی مرتیکه پیازچه!؟

38
00:03:07,083 --> 00:03:10,016
.خوشحالم که برگشتی، شینرا

39
00:03:10,016 --> 00:03:11,042
!بله قربان

40
00:03:11,042 --> 00:03:15,075
ازت میخوام خیلی سریع درباره حادثه‌ی دنیای زیرین
،گزارشی بنویسی

41
00:03:15,075 --> 00:03:18,026
.ولی اول باید به سروان گزارش بدی

42
00:03:20,063 --> 00:03:24,018
.مرخص شدنت رو تبریک میگم، شینرا

43
00:03:24,018 --> 00:03:27,014
،سرباز‌آتش دوم شینرا کوساکابه

44
00:03:27,014 --> 00:03:29,093
!از این تاریخ به خدمت برمیگرده

45
00:03:29,098 --> 00:03:34,098
Yzdn :مترجم

46
00:03:55,059 --> 00:03:57,084
هرچی داری رو بردار و برو

47
00:03:57,084 --> 00:03:59,076
بیش‌از حدت اینجا موندی

48
00:03:59,080 --> 00:04:03,063
اینجا هیچکس نمی‌خواد تو رو ببینه یا صدات‌رو بشنوه

49
00:04:03,063 --> 00:04:05,068
فکر می‌کنی که از همون اول بردی

50
00:04:05,068 --> 00:04:07,089
اما به زودی شیطان میاد

51
00:04:07,089 --> 00:04:11,068
تو می‌دونی اون چرا تو رو می‌خواد، اینطور نیست؟

52
00:04:11,068 --> 00:04:15,061
خواسته‌های درهم برهمِ تو باعث آشفتگی ما شد

53
00:04:15,061 --> 00:04:19,069
گمراه شده، جدا شده، دیگه راه بازگشت نداریم

54
00:04:19,069 --> 00:04:23,074
تو یه آتش راه انداختی، سوختنش رو تماشا خواهی کرد

55
00:04:23,074 --> 00:04:26,045
مثل همیشه سعی کن خودت رو نجات بدی

56
00:04:27,037 --> 00:04:30,008
هر پلی که ما می‌سازیم

57
00:04:30,012 --> 00:04:34,096
فکر می‌کنی که باید بسوزونیش، همینطور بسوزونیش

58
00:04:34,096 --> 00:04:38,000
وقتی همه‌چیز از دست رفته

59
00:04:38,000 --> 00:04:42,030
آرزو می‌کنی که کاش به حرفمون
گوش کرده بودی، گوش کرده بودی

60
00:04:42,030 --> 00:04:46,009
فریاد می‌زنی: کـــمـــک

61
00:04:47,014 --> 00:04:59,094
کـــمـــک

62
00:05:00,002 --> 00:05:01,057
چند هفتة پیش

63
00:05:03,078 --> 00:05:06,041
وضعیت گروهان 6 جدیداً چطور بوده؟

64
00:05:06,041 --> 00:05:10,062
.همه‌چیز خوبه قربان
.چون ما سروان هوئانگ رو داریم

65
00:05:10,062 --> 00:05:12,029
...همه‌چیز آروم و

66
00:05:13,062 --> 00:05:16,004
!چه خبر شده...؟

67
00:05:19,042 --> 00:05:24,009
هو، پس این سرعت نوریه که با دریافت رحمت به‌دست آوردی، ها؟

68
00:05:30,055 --> 00:05:36,085
!کوساکابه-سان! شما باید استراحت کنید! به تختتون برگردید

69
00:05:36,085 --> 00:05:41,044
.بذار کارشون رو تموم کنن. نمیتونی جلوشونو بگیری

70
00:05:41,044 --> 00:05:45,036
.برنز یک آدم محافظه کار و کله شقه

71
00:05:45,036 --> 00:05:49,020
.مبارزه تن‌به‌تن تنها چیزیه که بلده

72
00:05:49,020 --> 00:05:54,075
،به خاطر پیشرفت اون جوان تحریک شده
.و از درون بجوش اومده

73
00:05:54,075 --> 00:05:56,079
برای چی بهم نگفتی!؟

74
00:06:00,025 --> 00:06:03,009
!دلیلت هرچی هم بوده باشه، من قبولشون نمیکنم

75
00:06:03,009 --> 00:06:08,013
.سربازان آتش برای آینده‌ای بهتر تلاش میکنن
.نمیتونیم از روی احساسات شخصی عمل کنیم

76
00:06:09,097 --> 00:06:11,080
.عقب وایسا

77
00:06:13,064 --> 00:06:15,081
.به‌نظر میرسه داره کم کم گرم میشه

78
00:06:27,015 --> 00:06:29,086
.احساس میکنم اگه فقط نزدیکش بشم داغون میشم

79
00:06:29,086 --> 00:06:31,066
،با بیشتر کردن سوخت شعله‌ی درونیش

80
00:06:31,066 --> 00:06:35,008
،و به گردش درآوردن انرژی‌ای که ازش تولید میشه در بدنش

81
00:06:35,008 --> 00:06:38,037
.میتونه قدرت فیزیکی عظیمی رو به نمایش بذاره

82
00:06:38,037 --> 00:06:41,075
،بدن برنز به توده‌ی بزرگی از انرژی گرمایی تبدیل میشه

83
00:06:41,075 --> 00:06:45,096
.که میشه اونو تجسمی از شعله صدا زد

84
00:06:45,096 --> 00:06:48,097
.کسانی که ضعیف هستن زندگیشون رو از دست میدن

85
00:06:48,097 --> 00:06:51,084
.برای همین نمیتونستم حقیقت رو بهت بگم

86
00:06:51,084 --> 00:06:56,068
اگر دوست داری بدونی، پس بهم نشون بده که برای
.شنیدنش قدرت کافی داری

87
00:06:56,068 --> 00:06:58,002
!ها؟

88
00:06:58,002 --> 00:07:02,031
!سروان برنز، شما اینجا اومدید تا بهم
بگید 12 سال پیش چه اتفاقی افتاد

89
00:07:02,031 --> 00:07:04,036
!مسخره بازی‌هارو تموم کنید

90
00:07:04,036 --> 00:07:06,069
چی شده؟ فکر میکنی نمیتونی کاری کنی؟

91
00:07:06,069 --> 00:07:09,032
...نه، ای دروغگوی

92
00:07:11,099 --> 00:07:14,045
!لعنتی...

93
00:07:14,045 --> 00:07:17,029
اون الان یک افسر ارشد رو «دروغگوی لعنتی» صدا زد، نه؟

94
00:07:17,029 --> 00:07:20,004
.ولی خیلی جلوی خودشو گرفت

95
00:07:22,096 --> 00:07:26,042
.باشه... متوجه شدم

96
00:07:26,042 --> 00:07:30,097
.بهتون نشون میدم که اونقدر که فکر میکنید، شکننده نیستم

97
00:07:47,098 --> 00:07:53,011
.تنها چیزی که تونستم نجات بدم این زندگی کوچیک آسیب پذیر بود

98
00:07:53,011 --> 00:07:55,082
...نابودش میکنم... نابودش میکنم

99
00:07:55,082 --> 00:07:58,099
.اون احمق تاوانشو پس میده... شکستش میدم

100
00:08:03,025 --> 00:08:06,038
.از اینکه اینقدر بزرگ و قوی شدی، سورپرایز شدم

101
00:08:06,038 --> 00:08:08,096
!باید همه‌چیزو بهم بگی، هرطور شده

102
00:08:11,097 --> 00:08:14,051
تمام ارادت همینه؟

103
00:08:14,051 --> 00:08:17,068
.مثل شعله‌ی یک شمع میمونه

104
00:08:17,068 --> 00:08:20,006
.منو مسخره نکن

105
00:08:20,006 --> 00:08:22,052
!بیشتر از این در توانم هست

106
00:08:37,091 --> 00:08:40,033
!مطمئنی از شنیدن چیزایی که بهت میگم پشیمون نمیشی؟

107
00:08:40,033 --> 00:08:43,075
...با اینکه از شعله‌ها متنفر بودم، بازم به یک سرباز‌آتش تبدیل شدم

108
00:08:43,075 --> 00:08:45,096
!تا بتونم حقیقت رو بفهمم...

109
00:08:57,055 --> 00:09:00,010
...کی فکرشو میکرد اون شعله‌ی کوچیک

110
00:09:01,081 --> 00:09:05,023
...به این بزرگی تبدیل بشه...

111
00:09:05,023 --> 00:09:10,032
.خیلی وقت بود که همچین چیزی رو احساس نکرده بودم
.جای ضربه‌ای که به دستم زدی میسوزه

112
00:09:10,032 --> 00:09:12,015
.قوی شدی

113
00:09:14,003 --> 00:09:19,066
.ارادت رو بهم ثابت کردی
.خیلی خب، همه‌چیزو بهت میگم

114
00:09:19,066 --> 00:09:24,091
.چیزی که درباره آتیش‌سوزی میدونی، حقیقت ماجرا نیست

115
00:09:24,091 --> 00:09:29,013
...گروه تحت فرمان روحانی که تو باهاشون جنگیدی

116
00:09:28,071 --> 00:09:31,050
:قسمت بیست و چهارم

117
00:09:29,013 --> 00:09:31,038
.دوازده سال پیش هم فعالیت داشتن...

118
00:09:31,059 --> 00:09:33,059
سال ۱۹۸ خورشیدی

119
00:09:40,093 --> 00:09:42,056
چیزی احساس میکنی؟

120
00:09:42,056 --> 00:09:45,081
روحانی گفت اینجا منطقه‌ی مورد نظره، درسته؟

121
00:09:45,081 --> 00:09:49,056
.یک آدولا برست جدید قراره متولد بشه

122
00:09:53,019 --> 00:09:54,065
!ایول

123
00:09:54,053 --> 00:09:57,015
زیردست روحانی

124
00:09:57,024 --> 00:10:01,049
.روحانی از قبل میدونست که قراره یک آتیش‌سوزی اتفاق بیوفته

125
00:10:01,049 --> 00:10:05,070
...پس روحانی و دوستانش واقعاً

126
00:10:05,070 --> 00:10:09,075
.دلیل اون آتیش‌سوزی کاملاً مشخص بود. کار تو نبود

127
00:10:09,075 --> 00:10:13,000
!درسته! یک دوزخی شیطانی اونجا بود

128
00:10:14,042 --> 00:10:15,038
زیردست روحانی

129
00:10:15,067 --> 00:10:18,047
.بهت خوش‌آمد میگیم، سومین

130
00:10:23,060 --> 00:10:25,002
!شو

131
00:10:29,002 --> 00:10:29,098
!شینرا

132
00:10:29,098 --> 00:10:32,094
!زودباش! فرار کن! عجله کن

133
00:10:36,024 --> 00:10:41,012
...زودباش... شینرا... فرار کن

134
00:10:50,054 --> 00:10:51,088
یک شیطان...؟

135
00:11:02,030 --> 00:11:05,018
!شو! شو

136
00:11:05,018 --> 00:11:09,014
...منبع آتش 12 سال پیش

137
00:11:10,060 --> 00:11:13,006
.برادر کوچیکت شو بود...

138
00:11:14,011 --> 00:11:17,011
!شو! شو

139
00:11:17,011 --> 00:11:19,082
،تاثیر آدولا برست شو بود که

140
00:11:19,082 --> 00:11:23,024
.توانایی‌های نسل سومی تورو بیدار کرد

141
00:11:36,080 --> 00:11:40,001
دلیل اینکه چشمای ما بسته‌است رو میدونی، درسته؟

142
00:11:40,001 --> 00:11:42,018
.البته

143
00:11:42,018 --> 00:11:46,022
.اگر مستقیم به خورشید نگاه کنیم، چشمامون میسوزه

144
00:11:46,022 --> 00:11:49,089
،با اینکه خورشید میدرخشد
.فرزندان انسان آن را نمیبینند

145
00:11:49,089 --> 00:11:52,023
،اگر آرزو داری که به سرزمین الهی نزدیک‌تر شوی

146
00:11:52,023 --> 00:11:54,044
.تنها لازم است در قلبت احساسش کنی

147
00:12:11,041 --> 00:12:15,021
...اون دوزخی شاخ‌داری که گفتی دیدی

148
00:12:16,021 --> 00:12:17,084
مادر بود...؟

149
00:12:22,017 --> 00:12:31,023
...امکان نداره... من تا اینجا اومدم که اون دوزخی رو پیدا کنم
...و نابودش کنم

150
00:12:36,048 --> 00:12:43,045
نیروی آتش

151
00:12:46,037 --> 00:12:52,071
،اون آتش بخاطر شو شروع شد
...و دوزخی‌شیطانی‌ای که دیدم مادرم بود

152
00:12:52,071 --> 00:12:57,013
در اون صورت، چه بلایی به سر مادرم اومد؟

153
00:12:57,013 --> 00:13:01,076
من ۱۵ دقیقه بعد از شروع آتش
.به سر صحنه رسیدم

154
00:13:03,038 --> 00:13:07,001
کسایی که داخل بودن کجان؟
چرا اونا برای خاموش کردن آتیش کاری نمی‌کنن؟

155
00:13:07,001 --> 00:13:09,001
!این یه آتیش معمولی نیست

156
00:13:09,001 --> 00:13:11,060
!آب اصلاً روش تاثیری نداره

157
00:13:14,039 --> 00:13:16,052
!مبارزه با آتش رو از سر بگیرین

158
00:13:16,052 --> 00:13:20,077
اونایی که نسل سومی هستن
!و می‌تونن آتش رو تحمل کنن با من بیان

159
00:13:20,077 --> 00:13:23,090
!می‌ریم اون تو و نجات یافته ها رو شناسایی می‌کنیم

160
00:13:29,099 --> 00:13:31,099
!سه، دو، یک

161
00:13:36,029 --> 00:13:37,050
!یه نجات یافته اینجاست

162
00:13:37,050 --> 00:13:39,025
!یه بهیار بیارین اینجا

163
00:13:39,025 --> 00:13:40,029
!بله، قربان

164
00:13:41,042 --> 00:13:45,051
!ولم کنین! مادرم و شو هنوز داخلن

165
00:13:45,051 --> 00:13:47,068
!یه شیطان بد این اطرافه

166
00:13:47,068 --> 00:13:48,026
!خیلی خطرناکه! آروم باش -

167
00:13:48,026 --> 00:13:48,089
...برنز -
!خیلی خطرناکه! آروم باش -

168
00:13:48,089 --> 00:13:49,068
...برنز -
!شو! مادر! بذارین برم! شو! مادر -

169
00:13:49,068 --> 00:13:55,006
.یه آتش خاموش نشدنی... یه شیطان... یه چیزی درست نیست -
!شو! مادر! بذارین برم! شو! مادر -

170
00:13:55,006 --> 00:13:56,052
!می‌رم داخل

171
00:13:59,040 --> 00:14:02,057
.بدنی که قرار بود شبیه مادره باشه داخله

172
00:14:02,057 --> 00:14:05,082
هائومئا، چطور شد؟ کنترلشو داری؟

173
00:14:07,036 --> 00:14:12,033
هائومئا. جواب بده. هائومئا، تمومش کردی؟

174
00:14:13,041 --> 00:14:16,004
!هی، هائومئا

175
00:14:16,096 --> 00:14:17,079
!هائومئا

176
00:14:17,079 --> 00:14:20,058
!خفه شو، کارون! دارم انجامش میدم

177
00:14:20,058 --> 00:14:23,080
!اگه می‌خوای مزاحمم بشی، گمشو
!می‌کشمتا

178
00:14:23,080 --> 00:14:26,005
.اگه می‌شنوی، جواب بده

179
00:14:26,005 --> 00:14:30,043
چی؟ اگه بهت جواب بدم، کمک می‌کنی؟
!نه، تو نمی‌تونی

180
00:14:30,043 --> 00:14:34,006
!پس خفه شو و برو تو باد بال بال بزن

181
00:14:34,006 --> 00:14:37,089
...باشه، ببخشید... ببخشید

182
00:14:41,069 --> 00:14:43,036
.ترسناکه

183
00:14:46,094 --> 00:14:50,028
...با توجه به وضعیت، دیگه کار از کار

184
00:14:59,008 --> 00:15:00,079
!...یه شیطان و بچه

185
00:15:04,021 --> 00:15:07,034
.بچه رو بردار و بیا اینجا

186
00:15:07,034 --> 00:15:08,051
!صبرکن

187
00:15:09,084 --> 00:15:12,014
!برنز! داره خراب میشه! بیا بیرون

188
00:15:12,014 --> 00:15:13,064
!...دوزخی

189
00:15:15,085 --> 00:15:16,077
!زودباش

190
00:15:16,077 --> 00:15:18,060
!سرتو بپا

191
00:15:39,083 --> 00:15:43,029
...یه دوزخی شیطانی... یه ادولا برست

192
00:15:43,029 --> 00:15:45,050
...یه ادولا لینک

193
00:15:45,050 --> 00:15:48,013
.آتش توی چشم راستم آروم نمی‌گیره

194
00:15:48,013 --> 00:15:52,047
درست مثل وقتی که آتش دنیای دیگه رو دیدم
.و در جا سوخت

195
00:15:52,047 --> 00:15:54,030
!مادر! شو

196
00:15:54,030 --> 00:15:56,060
!خطرناکه! نمی‌شه بری اونجا

197
00:15:56,060 --> 00:15:59,035
.سراغ اون بچه نرفتن

198
00:15:59,035 --> 00:16:04,048
.مهارت‌هاش فعال شدن
.با این وجود شعله‌هاش هنوز ضعیفن

199
00:16:04,048 --> 00:16:05,061
...برنز

200
00:16:05,061 --> 00:16:06,069
.می‌دونم

201
00:16:12,007 --> 00:16:13,070
.خوب بهم گوش کن

202
00:16:15,041 --> 00:16:17,083
.مادرت فوت کرد

203
00:16:20,008 --> 00:16:22,004
.برادرت هم همینطور

204
00:16:29,038 --> 00:16:32,055
چرا بهم دروغ گفتین؟

205
00:16:32,055 --> 00:16:38,072
.تا خودتو درگیر نکنی. اونا بالاخره یه روزی دنبال تو هم میومدن

206
00:16:39,072 --> 00:16:43,085
من بهت اون دروغ رو گفتم
.تا از شعله‌ها بترسی و ازشون متنفر باشی

207
00:16:43,085 --> 00:16:45,052
،فکر کردم اگه از شعله‌ها بترسی

208
00:16:45,052 --> 00:16:51,028
از مهارت‌های آتش‌محرکیت استفاده نمی‌کنی
.و وارد دنیای آتش‌محرکی نمی‌شی

209
00:16:51,028 --> 00:16:55,082
.حتی الان هم ازشون متنفرم
،حقیقت هرچی هم که باشه

210
00:16:55,082 --> 00:16:59,066
.شعله‌ها همه‌چیز رو از خونوادة من گرفتن

211
00:16:59,066 --> 00:17:05,008
.شعله‌ها مسیر زندگی منو تغییر دادن
.امکان نداره هیچوقت ازشون خوشم بیاد

212
00:17:05,008 --> 00:17:09,017
.با این وجود، تو با استفاده از شعله‌هات تا اینجا اومدی

213
00:17:13,059 --> 00:17:16,051
.کاری که براش به اینجا اومده بودم رو انجام دادم

214
00:17:16,051 --> 00:17:17,089
.لطفاً صبرکنین

215
00:17:19,030 --> 00:17:24,052
سروان برنز، وقتی که اون جهنم رو دیدین
در مورد ادولا لینک اطلاع داشتین؟

216
00:17:24,052 --> 00:17:25,085
.آره

217
00:17:25,085 --> 00:17:29,048
.چشم راستم بهاییه که برای دیدن شعله پرداختم

218
00:17:29,048 --> 00:17:34,082
اون شیطان که ۱۲ سال پیش ظاهر شد
دوزخی‌ای بود که از چشماش شاخ بیرون زده بود؟

219
00:17:34,082 --> 00:17:36,045
.همینطوره

220
00:17:36,045 --> 00:17:39,045
...پس احتمالاً اون شیطان مادرم بود

221
00:17:41,079 --> 00:17:44,062
مادرم کجا رفت، قربان؟

222
00:17:45,066 --> 00:17:48,017
.بعد از اون شب دیگه ندیدمش

223
00:17:53,021 --> 00:17:59,026
،با استفاده از ادولا لینک
.می‌تونم یه‌بار دیگه اون دوزخی رو ببینم

224
00:17:59,026 --> 00:18:01,051
...می‌تونم یه بار دیگه مادر رو ببینم

225
00:18:01,051 --> 00:18:04,048
اما چطور یه لینک دیگه برقرار کنم؟

226
00:18:05,077 --> 00:18:09,048
.اون مرد ممکنه چیزی بدونه

227
00:18:09,048 --> 00:18:10,081
،کوساکابه-سان

228
00:18:10,081 --> 00:18:13,048
.لطفاً دیگه برگردین تو تختتون

229
00:18:18,095 --> 00:18:21,028
!شبیهشی -
چی؟ -

230
00:18:21,028 --> 00:18:22,091
شبیهشم؟

231
00:18:22,091 --> 00:18:25,041
...چیزه، ستوان هاگو

232
00:18:25,041 --> 00:18:26,041
بله؟

233
00:18:26,041 --> 00:18:29,071
...ستوان هاگو، شما و سروان گروهان چهارم

234
00:18:29,071 --> 00:18:36,084
آها، بله. سروان سویچیرو هاگوی گروهان چهارم
.پدر بزرگ من هستن

235
00:18:36,084 --> 00:18:40,068
ها؟ چطور مگه؟ واقعاً شبیهشم؟

236
00:18:40,068 --> 00:18:45,043
.اوه، نه! شما یه جورایی منو یاد ایشون انداختین
!شما اوکی‌این

237
00:18:45,043 --> 00:18:47,010
من اوکی‌ام؟

238
00:18:49,019 --> 00:18:53,027
ببخشید، امکانش هست که من با سروان هاگو دیدار کنم؟

239
00:18:53,027 --> 00:18:55,069
با سروان دیدار کنی؟

240
00:19:00,057 --> 00:19:02,041
.این گزارش من بود

241
00:19:03,070 --> 00:19:08,087
فکر می‌کنی که ادولا لینک و سروان هاگو
یه‌طورایی به‌هم مرتبطن؟

242
00:19:08,087 --> 00:19:12,079
بله، قربان. برای تایید کردن این نظریه
،از خویشاوندش

243
00:19:12,079 --> 00:19:16,030
ستوان آساکو هاگو از گروهان ششم خواستم
.تا بهم کمک کنن

244
00:19:16,030 --> 00:19:22,014
من داشتم به تماس گرفتن
.با رئیس ادارة دفاع برابر آتش فکر می‌کردم

245
00:19:22,014 --> 00:19:25,031
.می‌تونیم از اینور هم برای دیدار باهاشون اقدام کنیم

246
00:19:25,031 --> 00:19:26,072
...ولی

247
00:19:26,072 --> 00:19:30,077
...،اگه فرض کنیم که داستان سروان برنز حقیقت داره

248
00:19:30,077 --> 00:19:35,073
به این معنیه که افراد روحانی توی حادثه‌ای که
.برای خونوادت اتفاق افتاد دست داشتن

249
00:19:35,073 --> 00:19:39,099
فکر کردن به اینکه شیطانی که فکر می‌کردم دشمنمه

250
00:19:39,099 --> 00:19:42,045
.درواقع مادرمه، سخته

251
00:19:42,045 --> 00:19:46,045
،اما من فکر می‌کردم که شو هم مرده
.در صورتی که واقعاً زنده بود

252
00:19:46,045 --> 00:19:47,049
...اگه

253
00:19:47,049 --> 00:19:52,058
...مادرت به یه دوزخی تبدیل شده باشه
...و هنوز زنده باشه

254
00:19:53,058 --> 00:19:58,001
من راهی رو پیدا می‌کنم که بشه یه دوزخی رو
.دوباره به یه انسان تبدیل کرد

255
00:19:57,063 --> 00:20:02,001
نیروی آتش

256
00:20:04,072 --> 00:20:10,006
همینطور که دارم با چیزی که واقعاً هستم
روبرو میشم، توی ذهنم گیرافتادم

257
00:20:10,006 --> 00:20:16,048
طبیعت واقعی من یک شیطانه که آماده‌است من رو ببلعه

258
00:20:27,020 --> 00:20:29,066
کسانی وجود دارن که پنجه‌های پلیدشون رو تکون میدن

259
00:20:29,066 --> 00:20:32,058
اما ممکنه حتی اون‌ها هم از اون پنجه‌ها
برای مراقبت از کسی استفاده کنن

260
00:20:32,058 --> 00:20:34,067
ابزار صدمه زدن به بقیه ممکنه به سپرهایی تبدیل شه

261
00:20:34,067 --> 00:20:37,079
همچین پیامد هایی خنده‌دار نیستن؟

262
00:20:37,079 --> 00:20:43,026
من پای قولم هستم، حتی اگه کسی دیگه‌ای ازش خبر نداره

263
00:20:43,026 --> 00:20:47,068
با تکیه به ایمانم برای فردا آماده می‌شم

264
00:20:47,068 --> 00:20:50,064
من اسیر اشتباهاتی هستم که مرتکب شدم

265
00:20:50,064 --> 00:20:53,014
اما هنوز هم می‌تونم از گذشته درس بگیرم

266
00:20:53,014 --> 00:20:56,056
همة زندگی‌ها در این دنیا با ارزش هستن

267
00:20:56,056 --> 00:20:59,007
نمی‌خوام حتی به یک چیز صدمه بزنم

268
00:20:59,007 --> 00:21:01,082
حتی به اشتباه

269
00:21:00,073 --> 00:21:06,003
همینطور که دارم با چیزی که واقعاً هستم
روبرو میشم، توی ذهنم گیرافتادم

270
00:21:06,003 --> 00:21:12,041
طبیعت واقعی من یک شیطانه که آماده‌است من رو ببلعه

271
00:21:12,041 --> 00:21:16,075
بیشتر از این جلوی راهم رو سد نکن

272
00:21:16,075 --> 00:21:21,067
من تسلیم هر چیزی که هستی نمی‌شم

273
00:21:21,067 --> 00:21:24,034
تو منو تعریف نمی‌کنی

274
00:21:35,006 --> 00:21:36,040
.خرابه رو

275
00:21:40,040 --> 00:21:43,003
شینرا، مرخص شدنت مبارک باشه

276
00:21:51,079 --> 00:21:57,021
ناراحت نشو. اونایی که شوالیه نیستن
.نمی‌تونن خوب از شمشیر استفاده کنن

277
00:21:57,021 --> 00:21:59,071
!چرت و پرت نگو، مرتیکه پیازچه

278
00:22:00,084 --> 00:22:03,034
!قطعاً سریع‌تر از اون اینا رو خورد می‌کنم -
!قطعاً سریع‌تر از اون اینا رو خورد می‌کنم -

279
00:22:03,034 --> 00:22:05,009
.آروم باشین

280
00:22:06,013 --> 00:22:09,014
!آه -
!پادشاه! پادشاه شوالیه... -

281
00:22:10,014 --> 00:22:21,011
امیدوارم از تماشای این انیمه
!با زیرنویس ما لذت برده باشید

282
00:22:18,010 --> 00:22:21,027
.لاتوم

283
00:22:21,027 --> 00:22:24,078
.سنگ‌ریزه باید مثل سنگ‌ریزه رفتار کنه

284
00:22:24,078 --> 00:22:26,011
!ستوان کریم

285
00:22:26,011 --> 00:22:31,020
!اوه، تاماکی
.خوشحالم می‌بینم که به خوشحالی می‌گذرونی

286
00:22:31,020 --> 00:22:35,045
...ببخشید... چیزه... من

287
00:22:35,045 --> 00:22:37,071
!میشه منو از تعلیق در بیارین لطفاً؟

288
00:22:43,009 --> 00:22:44,051
.اینا واسه مهمونی‌ان

289
00:22:44,051 --> 00:22:45,088
.خیلی ممنون، قربان

290
00:22:45,088 --> 00:22:49,009
.من فقط برای نوشیدن ساکه اومدم

291
00:22:49,009 --> 00:22:51,051
.اما سن شینرا برای نوشیدن پایینه

292
00:22:51,051 --> 00:22:54,077
.من اینا رو برای نوشیدن بچه مچه نیوردم

293
00:22:54,077 --> 00:22:57,018
.اونایی که می‌تونن بنوشن می‌تونن از اینا لذت ببرن

294
00:22:58,006 --> 00:22:59,073
شما چطور؟

295
00:23:02,031 --> 00:23:09,015
ساکه دوست دارین، شاهدخت من؟
...اگه مایل باشین، می‌تونین امشب به من ملحق شین

296
00:23:09,015 --> 00:23:11,095
.بله، اما فقط یکم می‌نوشم

297
00:23:11,095 --> 00:23:13,041
.گوریلای زیر سن قانونی

298
00:23:13,041 --> 00:23:15,091
!به کی میگی گوریلای یک‌چشم؟

299
00:23:15,091 --> 00:23:18,054
...همچین چیزی نگفتم

300
00:23:18,054 --> 00:23:20,000
،خـــب

301
00:23:20,000 --> 00:23:23,042
خیلی مفتخرم که امشب میزبان این مهمانی بزرگ هستم

302
00:23:23,042 --> 00:23:29,059
که بخاطر مرخص شدن شینرا، یکی از نفرات
،گروهان هشتم نیروی ویژة‌آتش

303
00:23:29,059 --> 00:23:31,097
.ترتیب داده شده

304
00:23:31,097 --> 00:23:36,039
...توی تحقیقات اخیرمون در منطقة زیرین

305
00:23:36,039 --> 00:23:37,093
.ممنون برای غذا

306
00:23:37,081 --> 00:23:40,039
به امید دیدار

307
00:23:39,048 --> 00:23:41,065
.لاتوم

