1
00:00:08,052 --> 00:00:13,053
،وقتی منطقة داشت توسط خاکستر پوشانده میشد
.مردی پدیدار شد

2
00:00:13,053 --> 00:00:17,078
.مردی که در آینده رافلس اول نام گرفت

3
00:00:17,078 --> 00:00:22,058
.رافلس به همراه شاگردانش به سفری برای پیدا کردن نور رفت

4
00:00:22,058 --> 00:00:26,071
،در پایان سفرش
،اون یک «شعله‌ی پاک» پیدا کرد

5
00:00:26,071 --> 00:00:29,067
.و نوری که در آینده سبب نجات بشریت میشه رو بوجود آورد

6
00:00:43,018 --> 00:00:44,073
!دارم میام، شو

7
00:00:44,073 --> 00:00:46,052
!نقش برادر بازی کردنو تموم کن

8
00:00:51,057 --> 00:00:54,040
ناخوشایند. چرا پافشاری میکنی؟

9
00:00:54,040 --> 00:00:56,095
تو هم خاطره‌ای از من نداری، درسته؟

10
00:00:56,095 --> 00:01:00,074
،چرا، چهرت! وقتی بچه بودی میخندیدی و گریه میکردی

11
00:01:00,074 --> 00:01:03,012
!و بیشتر مثل انسان‌ها رفتار میکردی

12
00:01:06,087 --> 00:01:12,050
.خیلی تاریک بود؟ دیگه تموم شد
.داداشت کمکت کرد

13
00:01:12,050 --> 00:01:17,026
.این خاطره‌ی تو بود
.چه صحنه‌ی ناخوشایندی

14
00:01:17,026 --> 00:01:18,089
!بدون دعوت وارد ذهن من نشو

15
00:01:18,089 --> 00:01:20,026
!ما قبلاً برادر بودیم

16
00:01:20,026 --> 00:01:21,076
!بس کن

17
00:01:21,076 --> 00:01:23,052
!امکان نداره

18
00:01:23,052 --> 00:01:26,035
!تا وقتی که تورو پس نگیرم بس نمیکنم

19
00:01:28,019 --> 00:01:30,036
...با شتاب

20
00:01:30,036 --> 00:01:33,053
...به زمانی که برادر بودیم برمیگردم...

21
00:01:33,053 --> 00:01:35,015
!و در دست میگیرمش...

22
00:01:43,079 --> 00:01:45,066
!تو خود شیطانی، شیطان

23
00:01:45,066 --> 00:01:46,091
.حالمو بهم میزنی

24
00:01:46,091 --> 00:01:51,092
،چهرشو ببین. میگن وقتی خانوادش کشته شده بود

25
00:01:51,092 --> 00:01:54,021
.همینطوری که الان میبینی لبخند میزد

26
00:01:55,071 --> 00:01:59,043
اینا خاطرات شینرا کوساکابه هستن؟

27
00:02:02,022 --> 00:02:03,085
.فقط صبر کن

28
00:02:03,085 --> 00:02:09,077
.خاطرات شینرا کوساکابه تو سر من جریان پیدا کردن

29
00:02:15,019 --> 00:02:16,069
،راستشو بگم

30
00:02:16,069 --> 00:02:21,028
.نمیدونم وقتی ببینمت چه احساسی خواهم داشت، شو

31
00:02:21,028 --> 00:02:24,083
...با این‌حال، قولی که به مامان دادم

32
00:02:24,083 --> 00:02:27,037
!چیزیه که خانواده‌ی مارو سرپا نگه داشته...

33
00:02:29,062 --> 00:02:32,050
...قول‌ها... روابط

34
00:02:32,050 --> 00:02:34,092
اصلاً چه معنی‌ای دارن؟

35
00:02:36,063 --> 00:02:40,088
،درسته. قولی که به مامان دادم برام مهمه

36
00:02:40,088 --> 00:02:43,047
...ولی حالا که تورو اینطوری میبینم

37
00:02:43,047 --> 00:02:46,093
.قولی که دادم، هیچ ربطی به این قضیه نداره...

38
00:02:46,093 --> 00:02:49,069
.موضوع هرچی که هست، اصلاً برای من اهمیت نداره

39
00:02:50,085 --> 00:02:52,035
مطمئنی؟

40
00:02:58,044 --> 00:03:00,086
.ببین، کوساکابه اومده

41
00:03:00,086 --> 00:03:02,024
.مادر-کش

42
00:03:02,024 --> 00:03:04,053
.شنیدم برادر کوچیکشم کشته

43
00:03:04,053 --> 00:03:06,004
ها؟ چطوری؟

44
00:03:06,004 --> 00:03:09,062
.سوزوندش. مثل خود شیطان میمونه

45
00:03:09,062 --> 00:03:14,029
...من نبودم. یکی دیگه موقع آتیش سوزی اونجا بود

46
00:03:14,029 --> 00:03:16,096
.یکی به‌غیر از مامان و شو

47
00:03:18,034 --> 00:03:23,093
!من پیداش میکنم... و قسم میخورم هرطور شده تیکه‌تیکش میکنم

48
00:03:23,093 --> 00:03:25,072
قیافشو دیدی؟

49
00:03:25,072 --> 00:03:26,093
!خود شیطانه

50
00:03:26,093 --> 00:03:32,090
.تنهام بذارید. از آتش سوزی به بعد این لبخند عصبی ول‌کنم نیست

51
00:03:32,090 --> 00:03:35,044
من شو رو کشتم؟

52
00:03:35,044 --> 00:03:37,040
!من شیطان نیستم

53
00:03:39,007 --> 00:03:41,015
...دلم میخواد دوباره ببینمتون

54
00:03:42,049 --> 00:03:45,041
...مامان... شو

55
00:03:47,049 --> 00:03:50,050
نشون دادن این خاطرات چه فایده‌ای داره؟

56
00:03:50,050 --> 00:03:53,046
!من برادر تو نیستم

57
00:03:55,075 --> 00:03:58,055
.من و تو مثل همیم

58
00:03:58,055 --> 00:04:01,034
،چطوریه که وقتی بچه بودیم، میتونستیم لبخند بزنیم

59
00:04:01,034 --> 00:04:04,039
ولی حالا، هیچکدوم نمیتونیم مثل گذشته بخندیم؟

60
00:04:04,039 --> 00:04:08,039
.من گذشته‌ای ندارم. به گذشته‌ای نیاز ندارم

61
00:04:24,003 --> 00:04:28,091
این خاطره... از اوناییه که از دست دادم؟

62
00:04:28,091 --> 00:04:33,071
.دوازده سال پیش، ما یک خانواده بودیم

63
00:04:33,071 --> 00:04:36,079
.مامان، تو و من

64
00:04:39,042 --> 00:04:41,076
،تا روز اون آتش‌سوزی

65
00:04:41,076 --> 00:04:46,047
.من و تو بدون اینکه نیاز باشه بهش فکر کنیم لبخند میزدیم

66
00:04:46,047 --> 00:04:49,093
...با خوشحالی لبخند میزدیم، هر روز، با مامان

67
00:04:49,093 --> 00:04:52,043
.و خوشحال بودیم...

68
00:04:52,043 --> 00:04:56,048
.برادر بودیم، و یک خانواده بودیم

69
00:04:56,048 --> 00:04:57,081
...شو

70
00:04:57,081 --> 00:04:59,015
...شینرا

71
00:05:00,073 --> 00:05:02,028
.دوستون دارم

72
00:05:03,065 --> 00:05:06,024
این زن... مادر ماست...؟

73
00:05:07,024 --> 00:05:09,091
مامان، چی داری درست میکنی؟

74
00:05:09,091 --> 00:05:11,033
.همبرگر

75
00:05:11,033 --> 00:05:12,066
!هورا

76
00:05:14,041 --> 00:05:17,012
دارم دستامو میشورم، یکم صبر کن، باشه؟

77
00:05:17,012 --> 00:05:20,096
.بسپارش به من مامان. من کمکش میکنم

78
00:05:20,096 --> 00:05:23,005
!دارم میام، شو

79
00:05:24,084 --> 00:05:28,055
.حالت خوبه؟ نی-چان اینجاست! جای نگرانی نیست

80
00:05:30,097 --> 00:05:33,052
.حتماً باد انداختش رو صورتت

81
00:05:33,052 --> 00:05:36,073
.ببخشید، ببخشید. الان برش میدارم

82
00:05:39,036 --> 00:05:43,073
...تاریک... ترسناک... کمک

83
00:05:47,057 --> 00:05:49,011
...نور

84
00:05:50,016 --> 00:05:55,041
.خیلی تاریک بود؟ ایرادی نداره
.برادرت کمکت کرد

85
00:05:57,079 --> 00:06:02,017
.گریه نکن دیگه. داداشت یک قهرمانه

86
00:06:04,071 --> 00:06:09,055
.دیدی؟ نگران نباش. دادشت همیشه مراقبته

87
00:06:22,015 --> 00:06:24,053
خیلی وقته که تو تاریکی هستی، ها؟

88
00:06:24,053 --> 00:06:27,086
.ببخشید که این همه وقت تنهات گذاشتم

89
00:06:32,020 --> 00:06:36,062
،بیا از اینجا بریم
.و به یک جای روشن‌تر بریم

90
00:06:36,062 --> 00:06:38,025
.خودم میبرمت

91
00:06:39,025 --> 00:06:42,042
...این مرد... برادر منه

92
00:06:44,046 --> 00:06:45,080
.بیا بریم خونه

93
00:06:46,026 --> 00:06:50,076
:قسمت بیست و سوم

94
00:06:55,072 --> 00:06:58,010
!آه! شینرا-کون

95
00:07:04,094 --> 00:07:08,044
...شو، این تقصیر تو نیست

96
00:07:12,036 --> 00:07:13,062
!هائومئا

97
00:07:13,062 --> 00:07:15,049
.سلام

98
00:07:15,095 --> 00:07:20,096
Yzdn :مترجم

99
00:07:41,056 --> 00:07:43,081
هرچی داری رو بردار و برو

100
00:07:43,081 --> 00:07:45,073
بیش‌از حدت اینجا موندی

101
00:07:45,077 --> 00:07:49,061
اینجا هیچکس نمی‌خواد تو رو ببینه یا صدات‌رو بشنوه

102
00:07:49,061 --> 00:07:51,065
فکر می‌کنی که از همون اول بردی

103
00:07:51,065 --> 00:07:53,086
اما به زودی شیطان میاد

104
00:07:53,086 --> 00:07:57,066
تو می‌دونی اون چرا تو رو می‌خواد، اینطور نیست؟

105
00:07:57,066 --> 00:08:01,058
خواسته‌های درهم برهمِ تو باعث آشفتگی ما شد

106
00:08:01,058 --> 00:08:05,067
گمراه شده، جدا شده، دیگه راه بازگشت نداریم

107
00:08:05,067 --> 00:08:09,071
تو یه آتش راه انداختی، سوختنش رو تماشا خواهی کرد

108
00:08:09,071 --> 00:08:12,043
مثل همیشه سعی کن خودت رو نجات بدی

109
00:08:13,034 --> 00:08:16,005
هر پلی که ما می‌سازیم

110
00:08:16,010 --> 00:08:20,093
فکر می‌کنی که باید بسوزونیش، همینطور بسوزونیش

111
00:08:20,093 --> 00:08:23,098
وقتی همه‌چیز از دست رفته

112
00:08:23,098 --> 00:08:28,027
آرزو می‌کنی که کاش به حرفمون
گوش کرده بودی، گوش کرده بودی

113
00:08:28,027 --> 00:08:32,007
فریاد می‌زنی: کـــمـــک

114
00:08:33,011 --> 00:08:45,092
کـــمـــک

115
00:08:47,058 --> 00:08:50,038
،ای وای. به نظر میرسه نتونسته سرعتش رو کنترل کنه

116
00:08:50,038 --> 00:08:53,001
.و باعث شده شمشیر تو شکمش فرو بره

117
00:08:53,001 --> 00:08:56,039
.شینرا کوساکابه یک آدولا برست داره

118
00:08:56,039 --> 00:08:59,085
.نمیتونیم اجازه بدیم کشته بشه
.من با اون برمیگردم

119
00:09:02,014 --> 00:09:05,052
!این خیلی بده! یک دشمن دیگه سر و کلش پیدا شد

120
00:09:05,052 --> 00:09:11,098
تو کی هستی؟ شما کسانی هستید که شو رو دزدیدن، نه؟

121
00:09:13,036 --> 00:09:17,078
بعد از اینکه آدولا برست‌هارو بدست آوردید میخواید چیکار کنید؟

122
00:09:17,078 --> 00:09:22,095
،دگرگونی‌ای که ۲۵۰ سال پیش رخ داد
.ظاهراً کامل نبوده

123
00:09:22,095 --> 00:09:28,063
با جمع کردن ادولا برست‌های دیگه
!می‌خوایم دگرگونی بزرگ رو دوباره شروع کنیم

124
00:09:28,063 --> 00:09:31,067
به‌همین خاطره که از حشرات برای درست کردن
،آتش‌محرک ها استفاده می‌کنیم

125
00:09:31,067 --> 00:09:34,009
!و به دنبال آدولا برست‌ها میگردیم

126
00:09:34,009 --> 00:09:36,097
!همچنین نیاز داریم که تو و شو هم این کارو بکنید

127
00:09:36,097 --> 00:09:39,018
آهای! چرا داری اینارو بهش میگی!؟

128
00:09:39,018 --> 00:09:40,047
...اوپس

129
00:09:40,047 --> 00:09:45,048
.مگه مهمه؟ حتی اگر بدونن هم امکان نداره بتونن جلوی مارو بگیرن

130
00:09:45,048 --> 00:09:49,048
.خیلی خب، بیا شینرا کوساکابه رو ببریم

131
00:09:50,040 --> 00:09:53,003
اوه؟ شو-کون چیزی شده؟

132
00:09:53,003 --> 00:09:56,065
.اول، بهم بگو 12 سال پیش چه اتفاقی افتاد

133
00:09:56,065 --> 00:10:00,057
،نمیدونم! من عاشق مردای قوی هستم

134
00:10:00,057 --> 00:10:02,058
چرا به زور جوابو ازم نمیگیری؟

135
00:10:02,058 --> 00:10:03,070
.این مسخره‌ بازی‌هارو تموم کن

136
00:10:03,070 --> 00:10:05,079
.زودباش، برو کنار

137
00:10:05,079 --> 00:10:07,054
.جهان از‌هم جدا شده

138
00:10:08,067 --> 00:10:10,088
اوه؟ مشکلی هست؟

139
00:10:10,088 --> 00:10:14,067
.زمان متوقف نمیشه. لینکم قطع شده

140
00:10:19,059 --> 00:10:26,035
!شو

141
00:10:34,061 --> 00:10:37,011
چیکار کردی!؟

142
00:10:37,011 --> 00:10:42,003
!اینجارو ببین، هنوز کلی انرژی داری که! شگفت انگیزه، شگفت انگیز

143
00:10:42,003 --> 00:10:45,012
.خب، وقتشه که بریم

144
00:10:45,012 --> 00:10:47,054
!شینرا-کون

145
00:10:49,075 --> 00:10:51,054
این چی بود؟

146
00:10:56,021 --> 00:10:58,072
.میخواستمو سرشو بزنم ولی جاشو عوض کرد

147
00:10:59,080 --> 00:11:03,093
...آرتور... ستوان

148
00:11:06,072 --> 00:11:09,089
!من کسی هستم که به حساب تو میرسه، شیطان

149
00:11:09,089 --> 00:11:11,094
!به این راحتی کشته نشو

150
00:11:11,094 --> 00:11:16,053
...چندتا مزاحم دعوت‌نشده اومدن. ای بابا

151
00:11:16,053 --> 00:11:21,016
.آرتور، اون از یک جور تکنیک عجیب استفاده میکنه

152
00:11:22,020 --> 00:11:25,087
.تو ساکت باش. حرف نزن، خفه شو

153
00:11:26,083 --> 00:11:30,054
.خب، سر راه منی. تکون بخور، تکون

154
00:11:30,054 --> 00:11:31,054
همم؟

155
00:11:33,004 --> 00:11:35,013
ها؟ کار نکرد؟

156
00:11:35,013 --> 00:11:39,051
!چقدر مسخره. یک تکنیک برای ترسوندن؟ بیا جلو

157
00:11:39,051 --> 00:11:44,026
.پلاسما... احتمالاً داره روی سیگنال الکتریکیم تاثیر میذاره

158
00:11:44,026 --> 00:11:48,014
!اه! چه حریف اعصاب خراب‌کنی

159
00:11:48,014 --> 00:11:51,039
!هائومئا! وقت نداریم! باید بریم

160
00:11:51,039 --> 00:11:56,098
!باشه، خودم میدونم! نابود کردن اینا یکم طول میکشه

161
00:11:56,098 --> 00:11:59,003
این دیگه چیه؟

162
00:11:59,094 --> 00:12:01,045
...تکیو

163
00:12:01,045 --> 00:12:03,049
سیستم الکتریکیش از کار افتاد؟

164
00:12:05,049 --> 00:12:07,091
!تا من حواسش رو پرت میکنم شینرا رو کمک کنید

165
00:12:07,091 --> 00:12:09,066
!بله قربان-
!بله قربان-

166
00:12:09,066 --> 00:12:11,025
!ستوان

167
00:12:11,025 --> 00:12:13,079
!اه! پلاسما

168
00:12:13,079 --> 00:12:18,017
اون پلاسما داره جلوی جریان الکتریکی رو میگیره و اجازه نمیده
!به اعصابشون برسه

169
00:12:18,017 --> 00:12:20,055
!لعنت به اون پسر

170
00:12:20,055 --> 00:12:23,001
.خیلی اعصاب‌خورد کنه

171
00:12:29,035 --> 00:12:32,018
.شینرا، همه‌چیز تحت کنترله

172
00:12:34,081 --> 00:12:39,015
.اوه! زلزله داره شروع میشه

173
00:12:39,015 --> 00:12:40,057
...این لرزش

174
00:12:40,057 --> 00:12:42,061
...خیلی عجیب و غریب داره میلرزه

175
00:12:42,061 --> 00:12:46,032
!کار روحانیه

176
00:12:46,032 --> 00:12:48,049
!وقتمون تموم شد، هائومئا

177
00:12:48,049 --> 00:12:51,016
.اگر زنده موندید، بعداً میبینمتون

178
00:12:52,025 --> 00:12:53,083
...شو

179
00:12:55,083 --> 00:12:59,075
!صبر کنید! شو رو پس بدید

180
00:12:57,067 --> 00:12:59,075
!تکون نخور

181
00:13:03,042 --> 00:13:05,026
!ماهم باید از اینجا بریم

182
00:13:34,096 --> 00:13:36,075
.هنوز داره میلرزه

183
00:13:36,075 --> 00:13:38,092
.بیش‌از‌حد طولانیه

184
00:13:38,092 --> 00:13:44,072
.اون دختره گفت کار روحانیه
اونا دارن چیکار میکنن؟

185
00:13:46,001 --> 00:13:48,089
...شو

186
00:13:48,089 --> 00:13:52,010
!شینرا، فعلاً از جات تکون نخور

187
00:13:52,010 --> 00:13:54,085
!اگر زنده بمونی، میتونی دوباره برادرت رو ببینی

188
00:13:57,027 --> 00:13:59,010
میفرستینش اورژانس؟

189
00:13:59,010 --> 00:14:02,044
.فکر خوبیه. بیا با همکارمون تماس بگیریم

190
00:14:02,044 --> 00:14:06,086
،وقتی مسئله درمان با آتش‌محرکی باشه
.هیچکس بهتر اون نیست

191
00:14:06,095 --> 00:14:16,091
نیروی آتش

192
00:14:16,096 --> 00:14:19,033
بیمارستان ویژة آتش شمارة ۶

193
00:14:18,071 --> 00:14:20,050
!مدیر هوئانگ

194
00:14:20,050 --> 00:14:22,042
!مدیر کایوکو هوئانگ

195
00:14:22,025 --> 00:14:25,071
ستوان

196
00:14:26,013 --> 00:14:27,059
!اورژانسیه

197
00:14:27,059 --> 00:14:29,051
چی شده، ستوان هاگو؟

198
00:14:29,022 --> 00:14:32,047
سروان

199
00:14:40,002 --> 00:14:44,086
.سروان هوئانگ، ازتون ممنونم
.یکی از افراد خدمه به‌شدت مجروح شده

200
00:14:44,086 --> 00:14:47,044
.فرمانروایی بهمون اطلاع داد

201
00:14:47,044 --> 00:14:49,041
در عملیات زیرزمینی مجروح شده؟

202
00:14:49,041 --> 00:14:50,045
.بله

203
00:14:51,070 --> 00:14:54,033
تحقیقات درباره منطقه زیرین چطور پیش رفت؟

204
00:14:54,033 --> 00:14:57,029
ایده‌ای ندارید چی باعث و بانی این زمین‌لرزه‌هاست؟

205
00:14:57,029 --> 00:15:02,052
مطمئنید خورشید مقدس به خاطر ورود به دنیای زیرین ممنوعه
از دست گروهان هشتم عصبانی نیست؟

206
00:15:02,054 --> 00:15:10,080
دلیلش این نیست. مشخص شده که «روحانی» و سفیدپوش‌ها
.مدتیه که درحال ساخت دوزخی‌های مصنوعی هستن

207
00:15:10,080 --> 00:15:15,043
،به دنبالی کسانی هستن که آدولا برست در دست دارن
،شعله‌هایی که از دنیای زیرین آدولا میان

208
00:15:15,043 --> 00:15:17,089
.تا بتونن دنیا رو نابود کنن

209
00:15:19,098 --> 00:15:23,011
.بعداً راجبش باهات صحبت میکنم

210
00:15:23,011 --> 00:15:24,082
...سروان هوئانگ

211
00:15:25,086 --> 00:15:28,065
...میتونی شینرا رو کمک کنی؟

212
00:15:30,011 --> 00:15:35,003
.راستشو بگم، اصلاً کار آسونی نیست
...اگر انرژی کافی برای بیمار مونده باشه شاید

213
00:15:35,003 --> 00:15:38,025
،و اگر زندگیش هم نجات بدیم
در بدترین حالت

214
00:15:38,025 --> 00:15:41,029
،تاثیرات ابدی روی بدنش خواهد داشت
.فلج شدن یکی از اون تاثیراته

215
00:15:43,017 --> 00:15:47,050
بیمار یک نسل سومیه که آدولا برست داره، درسته؟

216
00:15:47,050 --> 00:15:48,076
.بله

217
00:15:48,076 --> 00:15:54,022
.تا حالا با شعله‌ی مقدس آدولا برست روبرو نشدم

218
00:15:54,022 --> 00:15:56,031
.معلوم نیست چه اتفاقی میوفته

219
00:15:57,031 --> 00:16:02,031
...سروان هوئانگ، اون یکی از افراد با‌ ارزش منه

220
00:16:02,031 --> 00:16:03,077
.لطفاً همه تلاشتون رو بکنید...

221
00:16:06,027 --> 00:16:09,049
.تلاشمو میکنم. هرکاری از دستم بر بیاد رو انجام میدم

222
00:16:10,078 --> 00:16:13,003
در حال عمل

223
00:16:16,091 --> 00:16:21,054
.ای خورشید مقدس، لطفاً به شینرا-سان نور زندگی رو نشان بده

224
00:16:24,079 --> 00:16:30,013
.خارج کردن شمشیر موفقیت‌آمیز بود
.علائم حیاتیش هم ثابت شده

225
00:16:30,013 --> 00:16:34,080
.حالا باید با تواناییم درمانش کنم
...ولی، با همچین زخمی

226
00:16:34,080 --> 00:16:37,064
.فکر نمیکنم توانایی من به‌تنهایی بتونه درمانش کنه

227
00:16:37,064 --> 00:16:40,031
.به قدرت شعله‌های خودش هم بستگی داره

228
00:16:45,035 --> 00:16:47,011
.وقتشه

229
00:16:47,011 --> 00:16:52,007
.بخش پایانی عمل جراحی بیمار، شینرا کوساکابه رو شروع میکنیم

230
00:16:52,007 --> 00:16:54,007
!عصای آسکلپیوس

231
00:17:01,000 --> 00:17:03,083
!مار، اونو دوباره احیا کن

232
00:17:11,021 --> 00:17:14,030
.یک ساعت از شروع عمل‌جراحی میگذره

233
00:17:14,030 --> 00:17:15,072
بقیه کجان؟

234
00:17:15,072 --> 00:17:19,022
.خواهر رفت برای کوساکابه دعا کنه

235
00:17:19,022 --> 00:17:21,077
،ستوان هیناوا هم داره درمان میشه

236
00:17:21,077 --> 00:17:24,023
.و محقق لیخت‌هم داره تحقیق میکنه

237
00:17:24,023 --> 00:17:25,094
والکان چی؟

238
00:17:25,094 --> 00:17:28,002
.پیش لیسا-سانه

239
00:17:28,002 --> 00:17:31,061
.ظاهراً لیسا-سان از نظر احساسی پایدار نیست

240
00:17:35,040 --> 00:17:39,045
اینجا بیمارستان گروهان شماره 6 ـه؟
اونا چه جور گروهانی هستن؟

241
00:17:39,045 --> 00:17:42,037
تو واقعاً هیچی نمیدونی، نه؟

242
00:17:42,037 --> 00:17:44,091
،میدونی که تمام درمان‌های پزشکی فرمانروایی

243
00:17:44,091 --> 00:17:48,050
تشریفات مذهبی‌ای هستن که فقط معبد خورشید
مقدس توانایی انجامشون رو داره، درسته؟

244
00:17:48,050 --> 00:17:53,005
،ببین، مثل گروهان 1، گروهان 6 هم
یک نهاد متعلق به معبد خورشید مقدسه

245
00:17:53,005 --> 00:17:55,088
.و گروهانیه که تخصصش درمان‌های پزشکیه

246
00:17:55,088 --> 00:18:02,006
.آها. پس اینجا یک معبد خورشید مقدسه که بیمارستان هم هست

247
00:18:02,006 --> 00:18:04,048
!اینجا یک گروهان نیروی آتش مخصوصه

248
00:18:04,048 --> 00:18:10,069
شنیدم هیچکس رو دست سروان هوئانگ تو درمان
.با استفاده از آتش‌محرکی نیست

249
00:18:10,069 --> 00:18:15,019
.میگن از توانایی عجیبی برای درمانشون استفاده میکنه

250
00:18:15,019 --> 00:18:19,037
روش درمان سروان هوئانگ چیز خاصی داره؟

251
00:18:19,037 --> 00:18:26,096
ظاهراً، تواناییش یک مار آتشین رو کنترل میکنه و
.جراحت، بیماری و هر چیز دیگه‌ای رو درمان میکنه

252
00:18:26,096 --> 00:18:30,063
،وقتی بیمار یک آتش‌محرک باشه، از شعله‌ی اونا‌هم استفاده میکنه

253
00:18:30,063 --> 00:18:33,063
.تا خیلی سریع دردشون رو تسکین بده

254
00:18:36,038 --> 00:18:38,080
.شعله‌ی زیباییه

255
00:18:38,080 --> 00:18:41,060
.همینطور پیش بره، مشکلی براش پیش نمیاد

256
00:18:41,060 --> 00:18:43,089
.این آدولا برست شگفت‌انگیزه

257
00:18:45,064 --> 00:18:48,044
،از تمام شعله‌اش برای احیا کردن خودش استفاده کرد

258
00:18:48,044 --> 00:18:51,019
.برای همین چند روزی طول میکشه از خواب بیدار بشه

259
00:18:51,073 --> 00:18:52,065
در حال عمل

260
00:18:55,078 --> 00:18:57,028
.سه روز گذشته

261
00:18:58,020 --> 00:18:59,032
.هوا صافه

262
00:19:00,057 --> 00:19:01,099
.بیدار شدم

263
00:19:04,045 --> 00:19:08,083
.خیلی گرسنمه. برنج میخوام

264
00:19:11,029 --> 00:19:16,026
چه بلایی سر شو اومد؟
...تونستم نجاتش بدم، ولی

265
00:19:16,026 --> 00:19:19,047
دوباره برگشت پیش روحانی؟

266
00:19:26,010 --> 00:19:30,048
...باید با برادرم به این آسمون نگاه میکردم

267
00:19:34,069 --> 00:19:35,086
!لعنتی

268
00:19:35,086 --> 00:19:40,040
.شگفت انگیزه. بیدار شدی، درست همونطور که سروان هوئانگ پیشبینی کرده بود

269
00:19:41,061 --> 00:19:46,029
.احتمالاً به خاطر نور خورشیده، ولی زیاد رنگت نپریده

270
00:19:47,058 --> 00:19:52,012
.درضمن، تو هنوز درحال درمانی. راحت باش

271
00:19:52,012 --> 00:19:54,021
.خوشحالم که حالت خوبه

272
00:19:54,021 --> 00:19:58,046
سروان برنز؟ اینجا چیکار میکنید، قربان؟

273
00:19:58,046 --> 00:20:00,034
.اومدم بهت سر بزنم

274
00:20:00,034 --> 00:20:07,039
سر بزنید؟ به خاطر یک سرباز آتش دوم از گروهان هشتم؟

275
00:20:07,039 --> 00:20:09,043
مزاحمت شدم؟

276
00:20:09,043 --> 00:20:10,093
.نه، قربان

277
00:20:10,093 --> 00:20:15,040
،حالا که بیدار شدی، نظرت چیه صحبت کوچیکی

278
00:20:17,057 --> 00:20:20,065
درباره آتش‌سوزی‌ای که 12 سال پیش اتفاق افتاد داشته باشیم؟

279
00:20:25,024 --> 00:20:30,090
لباس بپوش. نظرت چیه بیرون هوای تازه بخوریم و
تو با این برنج حسابی به خودت برسی؟

280
00:20:41,038 --> 00:20:43,068
همیشه زیاد غذا میخوری؟

281
00:20:43,068 --> 00:20:46,076
.بله قربان، بیشتر از مقدار معمول

282
00:20:46,076 --> 00:20:48,081
.حسابی بزرگ شدی

283
00:20:50,060 --> 00:20:53,089
در 12 سال گذشته، به خوبی میدونستید من کی هستم، نه؟

284
00:20:56,023 --> 00:21:00,015
.شما واقعاً سرباز‌آتشی بودید که اونجا با من بود

285
00:21:00,015 --> 00:21:02,028
همه‌چی رو میدونستید قربان؟

286
00:21:02,028 --> 00:21:07,007
،آره. اگر من حقیقت درباره آتش‌سوزی رو گزارش میکردم

287
00:21:07,007 --> 00:21:10,062
.مجبور نبودی با لکه ننگ کشتن مادر و برادرت زندگی کنی

288
00:21:10,062 --> 00:21:12,071
!مهم نیست چه بلایی سر من اومده و میاد

289
00:21:12,071 --> 00:21:16,092
سروان برنز، اینم میدونستید که شو هنوز زنده است؟

290
00:21:16,092 --> 00:21:18,079
.آره... میدونستم

291
00:21:18,079 --> 00:21:23,055
پس اینم میدونستید که توسط روحانی دزدیده شده، درسته؟

292
00:21:23,055 --> 00:21:26,068
.آره... میدونستم

293
00:21:26,068 --> 00:21:29,001
برای چی کمکش نکردید!؟

294
00:21:29,001 --> 00:21:31,018
چرا چیزی به من نگفتید!؟

295
00:21:31,018 --> 00:21:36,010
!اگر میدونستم، شو رو برای 12 سال تو اون تاریکی تنها نمیذاشتم

296
00:21:38,023 --> 00:21:43,086
.بعد از 12 سال، وقتی حسابی بزرگ شدی بازم تقریباً کشته شدی
،پس اگر اون موقع بهت میگفتم

297
00:21:43,086 --> 00:21:46,045
به نظر خودت چیکار میکردی؟

298
00:21:46,045 --> 00:21:51,083
.این شانسی بود. من اون آدمی که قبلاً باهاش تمرین کردید نیستم

299
00:21:51,083 --> 00:21:55,075
.من که مطمئن نیستم. زنده موندن تو، چیزیه که شانسیه

300
00:21:55,075 --> 00:21:58,017
.اگر واقعاً مثل قبل نیستی، بهم نشون بده

301
00:21:59,038 --> 00:22:01,000
.بیا جلو

302
00:22:02,046 --> 00:22:06,097
ادامه دارد

303
00:22:09,072 --> 00:22:15,006
همینطور که دارم با چیزی که واقعاً هستم
روبرو میشم، توی ذهنم گیرافتادم

304
00:22:15,006 --> 00:22:21,048
طبیعت واقعی من یک شیطانه که آماده‌است من رو ببلعه

305
00:22:32,020 --> 00:22:34,066
کسانی وجود دارن که پنجه‌های پلیدشون رو تکون میدن

306
00:22:34,066 --> 00:22:37,058
اما ممکنه حتی اون‌ها هم از اون پنجه‌ها
برای مراقبت از کسی استفاده کنن

307
00:22:37,058 --> 00:22:39,067
ابزار صدمه زدن به بقیه ممکنه به سپرهایی تبدیل شه

308
00:22:39,067 --> 00:22:42,079
همچین پیامد هایی خنده‌دار نیستن؟

309
00:22:42,079 --> 00:22:48,026
من پای قولم هستم، حتی اگه کسی دیگه‌ای ازش خبر نداره

310
00:22:48,026 --> 00:22:52,068
با تکیه به ایمانم برای فردا آماده می‌شم

311
00:22:52,068 --> 00:22:55,064
من اسیر اشتباهاتی هستم که مرتکب شدم

312
00:22:55,064 --> 00:22:58,014
اما هنوز هم می‌تونم از گذشته درس بگیرم

313
00:22:58,014 --> 00:23:01,056
همة زندگی‌ها در این دنیا با ارزش هستن

314
00:23:01,056 --> 00:23:04,007
نمی‌خوام حتی به یک چیز صدمه بزنم

315
00:23:04,007 --> 00:23:06,082
حتی به اشتباه

316
00:23:05,073 --> 00:23:11,003
همینطور که دارم با چیزی که واقعاً هستم
روبرو میشم، توی ذهنم گیرافتادم

317
00:23:11,003 --> 00:23:17,041
طبیعت واقعی من یک شیطانه که آماده‌است من رو ببلعه

318
00:23:17,041 --> 00:23:21,075
بیشتر از این جلوی راهم رو سد نکن

319
00:23:21,075 --> 00:23:26,067
من تسلیم هر چیزی که هستی نمی‌شم

320
00:23:26,067 --> 00:23:29,034
تو منو تعریف نمی‌کنی

321
00:23:36,093 --> 00:23:38,043
دفعة بعد

322
00:23:38,043 --> 00:23:43,049
:قسمت بیست و چهارم

