1
00:00:02,064 --> 00:00:08,066
.مرگ دلایل زیاد و متنوعی مثل پیری، خودکشی و یا بیماری داره

2
00:00:09,015 --> 00:00:13,074
...اما دلیلی که در حال حاضر بیشتر مردم از اون می‌ترسن

3
00:00:32,088 --> 00:00:34,013
!ببخشید مزاحم میشم

4
00:00:38,051 --> 00:00:43,031
این یه فرصت عالیه تا ببینم چقدر می‌تونم
.جلوی یه سروان دووم بیارم

5
00:00:47,027 --> 00:00:50,077
اما تا وقتی که فکری به‌حال اون قابلیت نکنم
.شانس چندانی برای پیروز شدن ندارم

6
00:00:50,077 --> 00:00:51,090
!نمی‌ذاریم رد شی

7
00:00:52,099 --> 00:00:55,024
!سه فرشتة گروهان پنج -

8
00:00:55,074 --> 00:00:58,003
!سه به سه -

9
00:01:06,083 --> 00:01:12,021
Yzdn :مترجم

10
00:01:12,042 --> 00:01:14,084
ما به تاریکی نور می‌تابانیم

11
00:01:14,084 --> 00:01:17,043
هر روز در یک مسیر آشنا قدم می‌زنیم

12
00:01:17,043 --> 00:01:20,001
همه می‌گیم که یک زندگی آسون می‌خوایم

13
00:01:20,001 --> 00:01:22,060
اما مغز بدون هیچ هیجانی کند می‌شه

14
00:01:22,060 --> 00:01:25,027
اینجا می‌ایستیم، به تاریکی نور می‌تابانیم

15
00:01:25,027 --> 00:01:27,081
برای اون مسیر آشنا چه اتفاقی افتاد

16
00:01:27,081 --> 00:01:30,044
همه‌ی ما لحظات تاریکی رو تجربه می‌کنیم

17
00:01:30,044 --> 00:01:32,069
اما شاید، ما فقط به کمی گرما نیاز داریم

18
00:01:33,003 --> 00:01:37,057
شعله‌ها زبانه می‌کشن تا راه رو به ما نشون بدن

19
00:01:37,057 --> 00:01:43,008
و اون ملودی ملایم رو به خاطرمون میارن

20
00:01:44,083 --> 00:01:49,054
اون‌ها می‌گن هیچ چیزی همیشگی نیست

21
00:01:49,092 --> 00:01:54,051
می‌گم حتی همین هم خوبه و با خنده ادامه می‌دم

22
00:01:55,009 --> 00:01:59,089
هر چیزی که می‌تابه یک روز محو می‌شه

23
00:01:59,089 --> 00:02:05,039
اما تا وقتی که شعله‌ی زندگی خاموش می‌شه

24
00:02:05,039 --> 00:02:10,010
ما شجاعانه جلو می‌ریم

25
00:02:10,081 --> 00:02:13,036
تمام اسباب‌بازی‌هایی کودکیم

26
00:02:13,036 --> 00:02:16,011
و کلمات جادویی که دردم رو آروم می‌کنن

27
00:02:16,011 --> 00:02:20,045
تا وقتی که زنده‌ام، اون‌ها رو با تموم وجود عزیز می‌شمرم

28
00:02:21,020 --> 00:02:25,079
اون‌ها می‌گن هیچ چیزی همیشگی نیست

29
00:02:25,079 --> 00:02:31,029
اما تا وقتی که شعله‌ی زندگی خاموش می‌شه

30
00:02:31,029 --> 00:02:36,001
ما شجاعانه جلو می‌ریم

31
00:02:37,001 --> 00:02:41,001
قول هیبانا

32
00:02:57,082 --> 00:03:02,043
آیریس، همونجا بشین و سوختن دوستانت
.از گروهان هشت رو تماشا کن

33
00:03:03,070 --> 00:03:05,012
نه-سان، چرا؟

34
00:03:05,049 --> 00:03:08,040
هر چقدر می‌خوای از خدای رستگار کننده‌ای که اینقدر
.دوستش دارین درخواست کمک کن

35
00:03:08,079 --> 00:03:11,008
.تو این دنیا، یا می‌سوزونی و یا می‌سوزی

36
00:03:11,033 --> 00:03:13,042
.من از اون آدمام که کارشون سوزوندنه

37
00:03:15,000 --> 00:03:20,015
دیدی که بقیة راهبه‌ها گرفتار شعله‌ها شدن
.و در فلاکت تجزیه شدن

38
00:03:34,040 --> 00:03:37,090
.اما خوشبختانه، من مهارت‌های نسل سومی به دست اوردم

39
00:03:38,015 --> 00:03:40,061
.من مثل اونایی شدم که می‌سوزونن

40
00:03:40,061 --> 00:03:44,087
من سنگ‌ریزه‌های کمتر از خودم رو تا وقتی که
،جزغاله بشن، می‌سوزونم

41
00:03:44,087 --> 00:03:48,008
.و برای حتی از این هم بالاتر رفتن روی خاکسترشون وایمیستم

42
00:03:48,062 --> 00:03:50,095
.به این میگن خوشبختی واقعی

43
00:03:51,000 --> 00:03:54,012
اسم چیزی که از این‌کار به دست میاد
.رو هیچوقت نمی‌شه خوشبختی گذاشت

44
00:03:54,012 --> 00:03:58,059
در حالی که منتظر سوزونده شدنت هستی، داری
!این کلمات به ظاهر قشنگ رو به زبون میاری

45
00:04:00,013 --> 00:04:01,067
!کاری به خواهر نداشته باش

46
00:04:05,001 --> 00:04:06,080
.قهرمان اینجاست

47
00:04:08,039 --> 00:04:11,085
.با سوزوندن اون شروع می‌کنم
.واستا و تماشا کن

48
00:04:12,002 --> 00:04:16,048
شینرا-سان! هرچقدر هم قوی باشی نمی‌تونی
!سروان رو شکست بدی

49
00:04:17,090 --> 00:04:20,009
.مشکلی نیست، خواهر

50
00:04:22,015 --> 00:04:24,020
.باز مثل دفعة قبل نمی‌شه

51
00:04:24,070 --> 00:04:25,091
،سنگ‌ریزه

52
00:04:26,007 --> 00:04:31,075
.یادت که نرفته؟ حتی دستت هم به من نمی‌رسه

53
00:04:32,000 --> 00:04:33,096
.بدون امتحان کردن، نمی‌شه مطمئن بود

54
00:04:39,067 --> 00:04:40,071
!شینرا-سان

55
00:04:40,088 --> 00:04:44,080
!یه بار دیگه افتادی رو زمین. تو واقعاً سنگ‌ریزه هستی

56
00:04:45,001 --> 00:04:47,083
...لعنتی، سرم داره گیج میره

57
00:04:51,010 --> 00:04:53,073
ا-این چیه؟

58
00:04:54,031 --> 00:04:55,081
.سنکوپ حرارتی

59
00:04:56,031 --> 00:04:57,065
سنکوپ حرارتی...؟

60
00:04:58,044 --> 00:05:03,024
.در حال حاضر بدن تو مملو از
از حرارتیه که من تولید کردم

61
00:05:03,044 --> 00:05:04,057
چی؟

62
00:05:04,057 --> 00:05:08,024
این حرارت باعث میشه رگ‌های خونت منبسط شن
.و فشارت بیاد پایین

63
00:05:08,024 --> 00:05:11,029
.خونی که به مغزت می‌رسه به شدت کم میشه

64
00:05:12,012 --> 00:05:13,098
.بخاطر همین سرگیجه می‌گیری

65
00:05:14,050 --> 00:05:17,050
،اینکه کسی که اینقدر با اشتیاق از قهرمان بودن حرف میزد

66
00:05:17,050 --> 00:05:21,096
.اینطوری بخاطر یه موج حرارتی کوچیک از پا افتاده، خنده‌داره

67
00:05:27,055 --> 00:05:28,083
سرگیجه؟

68
00:05:29,085 --> 00:05:31,007
...اوه

69
00:05:32,006 --> 00:05:35,086
پس من کل این وضعیت رو اشتباه متوجه شدم؟

70
00:05:40,011 --> 00:05:41,084
چیو اشتباه متوجه شدی؟

71
00:05:42,046 --> 00:05:45,003
تو واقعاً نمی‌تونی رو پات بند شی، درسته؟

72
00:05:46,011 --> 00:05:50,087
!این تپش قلب، تنگی نفس و سرگیجه همش توی ذهنمه

73
00:05:50,087 --> 00:05:53,033
.چیزی که من می‌بینم، یه آدمه که داره تظاهر می‌کنه حالش خوبه

74
00:05:53,062 --> 00:05:59,079
درضمن، بزرگ‌ترین توهمی که الان داری، اینه که
فکر می‌کنی یه قهرمانی، اینطور نیست؟

75
00:06:05,021 --> 00:06:09,039
،در حال حاضر، من توی ذهنم سرگیجه دارم
.پس در واقعیت هم همینطوره

76
00:06:09,097 --> 00:06:12,095
،پس اگه تو ذهنم یه قهرمان باشم
.در واقعیت هم می‌تونم قهرمان باشم

77
00:06:14,052 --> 00:06:17,085
.مسخرست. امکان نداره بتونی روی پاهات واستی

78
00:06:17,085 --> 00:06:23,015
.این در مقایسه با تمرینات ستوان هیناوا، چیزی نیست

79
00:06:25,082 --> 00:06:29,095
حالا هرچی. سوزوندن حریفی که
.نمی‌تونه از خودش دفاع کنه لذتی نداره

80
00:06:29,095 --> 00:06:31,003
!کلماتیس

81
00:06:32,070 --> 00:06:35,062
.توسط گل‌های سرخ و داغ من نابود شو

82
00:06:35,087 --> 00:06:37,083
-نه-سان، شما هنوز

83
00:06:37,091 --> 00:06:39,050
.ساکت باش و تماشا کن

84
00:06:47,067 --> 00:06:52,039
پرنسس هیبانا، این تو نیستی که اشتباه متوجه شده؟

85
00:06:52,039 --> 00:06:53,023
چی؟

86
00:06:53,060 --> 00:06:56,016
...آره. امشب

87
00:06:58,018 --> 00:07:01,047
!من «مرد خانم متوهم رو از خواب بیدار کن» هستم

88
00:07:01,090 --> 00:07:04,061
داری میگی من اشتباه متوجه شدم؟

89
00:07:04,077 --> 00:07:07,057
.شاید... به نظر من که اینطور میاد

90
00:07:10,015 --> 00:07:11,099
!سر به سر من نذار

91
00:07:31,009 --> 00:07:33,051
که تمام سرگیجت فقط تو ذهنته، ها؟

92
00:07:33,072 --> 00:07:37,068
!هنوز تعادلت به حالت عادی برنگشته و داری گیج می‌زنی

93
00:07:41,048 --> 00:07:42,027
!لعنت بهش

94
00:07:42,044 --> 00:07:45,015
چطوری می‌تونی خودت رو یه قهرمان صدا کنی؟

95
00:07:45,015 --> 00:07:49,061
.بذار چشمات رو باز کنم و نشونت بدم چقدر رقت انگیزی

96
00:07:57,066 --> 00:07:58,064
!ساکورا

97
00:08:19,031 --> 00:08:20,093
!به خودت بپیچ! برقص

98
00:08:21,006 --> 00:08:22,085
!دیگه بسه، نه-سان

99
00:08:22,094 --> 00:08:25,094
!اگه می‌خوای ادامه ندم، از خدات درخواست کن

100
00:08:26,011 --> 00:08:31,069
،تو اینو می‌دونی که نه تنها هیچ قهرمانی در این دنیا نیست
بلکه هیچ خدایی هم وجود نداره، درست نیست؟

101
00:08:31,082 --> 00:08:33,018
.این حقیقت نداره

102
00:08:33,045 --> 00:08:37,024
،اگه با تمام وجودت دعا کنه، تسلی پیدا می‌کنی

103
00:08:37,024 --> 00:08:38,099
!و مردم به این وسیله نجات پیدا کردن

104
00:08:38,099 --> 00:08:41,091
!این رستگاری و رهایی واقعی نیست

105
00:08:41,091 --> 00:08:45,017
پس شما می‌گین که هیچ رستگاری‌ای در زندگی وجود نداره؟

106
00:08:45,033 --> 00:08:46,015
.چرا، وجود داره

107
00:08:47,050 --> 00:08:51,080
،استفاده کردن و گول زدن بقیه برای موفقیت خودت

108
00:08:51,080 --> 00:08:54,068
،و از بالا نگاه کردن به حلزون‌های احمق

109
00:08:54,076 --> 00:08:59,039
!چیزی که از اون بالا می‌بینی، سنگ‌ریزه‌های بی‌فایده‌ست

110
00:08:59,097 --> 00:09:04,081
.اینکه می‌دونی تو آشغال نبودی و نجات پیدا کردی فوق‌العاده‌ست

111
00:09:05,081 --> 00:09:09,077
.مقام و پولی که از اون راه به دست میاری رستگاری واقعیه

112
00:09:09,094 --> 00:09:14,024
،چطور؟! شما هر روز در صومعه با ما دعا می‌کردین
یادتون میاد؟

113
00:09:14,032 --> 00:09:17,047
آره. و چه رستگاری‌ای از اون دعا کردن به عمل اومد؟

114
00:09:24,012 --> 00:09:27,004
.صومعه همة ما یتیما رو جمع می‌کرد

115
00:09:32,021 --> 00:09:34,098
.هر روز، ما خودمون رو وقف خدا می‌کردیم

116
00:09:35,084 --> 00:09:39,085
.اون وسط، تنها کسی که جدی نمی‌گرفت من بودم

117
00:09:40,064 --> 00:09:42,032
...و بعد، اون روز

118
00:09:48,010 --> 00:09:50,086
.تمامی خواهر ها یکدفعه آتیش گرفتن...

119
00:09:51,048 --> 00:09:54,087
.همشون، به جز من و تو

120
00:09:56,011 --> 00:10:00,045
،همة اون‌ها راهبه‌هایی بودن که خودشون رو وقف کرده بودن
.و بهتر از من به خدا خدمت می‌کردن

121
00:10:01,037 --> 00:10:05,029
.تو می‌دونی که از از دعا کردن هیچ چیزی بدست نمیاد

122
00:10:06,016 --> 00:10:11,038
!اینکه من هنوز زنده‌ام بهتر از هر مدرکیه

123
00:10:12,054 --> 00:10:15,084
.مردم فقط برای مقاصد خودشون می‌تونن قوی‌تر شن

124
00:10:15,084 --> 00:10:18,076
بدون اینکه قوی‌تر شی، دنبال رستگاری هستی؟

125
00:10:18,076 --> 00:10:21,022
!مگه چقدر میشه پر توقع بود

126
00:10:23,056 --> 00:10:27,010
اینکه سنگ‌ریزة بی‌ارزش به همراه بقیه دنبال رستگاریه

127
00:10:27,010 --> 00:10:29,014
.خودش یه توهمه

128
00:10:31,044 --> 00:10:35,074
پرنسس هیبانا، تو هم قربانی شعله‌ها شدی، اینطور نیست؟

129
00:10:36,061 --> 00:10:39,014
تو هنوز اینجایی، قهرمان قلابی؟

130
00:10:41,045 --> 00:10:44,047
.من تا حدودی درک می‌کنم که چه احساسی داری

131
00:10:45,037 --> 00:10:48,071
.من هم کسی هستم که زندگیش توسط شعله‌ها نابود شده

132
00:10:49,071 --> 00:10:51,051
چطور ادعا می‌کنی که درک می‌کنی؟

133
00:10:53,084 --> 00:10:55,038
!کولاک ساکورا

134
00:11:03,014 --> 00:11:05,097
!ایندفعه، مثل یه سنگ‌ریزه روی زمین باقی بمون

135
00:11:15,082 --> 00:11:18,040
.نباید اینجا از پا بیفتم

136
00:11:20,003 --> 00:11:21,076
...سنکوپ حرارتی

137
00:11:22,070 --> 00:11:26,095
.هر چقدر که لازم باشه پا میشم
و هردفعه تلاش می‌کنم تا نیفتم

138
00:11:27,024 --> 00:11:28,075
.بخاطر تو

139
00:11:31,004 --> 00:11:34,021
!چـ-چی داری میگی؟ عقلتو از دست دادی؟

140
00:11:34,075 --> 00:11:35,054
.گوش کن

141
00:11:36,000 --> 00:11:40,071
.من الان شکستت میدم
...و همة اینکارا رو بخاطر

142
00:11:41,043 --> 00:11:42,097
!خودت انجام میدم...

143
00:11:46,064 --> 00:11:50,048
،اگه می‌خوای برای من کاری انجام بدی
!همینجا بسوز

144
00:11:50,048 --> 00:11:53,010
!تو، سنگ‌ریزة از همه‌جا بی‌خبر فقط داری چرت و پرت میگی

145
00:11:53,015 --> 00:11:55,040
...شعله‌هایی هستن که بدن رو می‌سوزونن

146
00:11:56,077 --> 00:12:00,061
...اما شعله‌هایی هم وجود دارن که راه رو روشن می‌کنن
!و شعله‌هایی که به تو گرما می‌بخشن

147
00:12:00,082 --> 00:12:03,057
!هیچ قهرمانی تو این دنیا وجود نداره

148
00:12:04,074 --> 00:12:06,099
...خب بخاطر اینکه هیچ قهرمانی تو این دنیا نیست

149
00:12:09,020 --> 00:12:12,016
!من می‌خوام یه قهرمان باشم...

150
00:12:14,000 --> 00:12:17,034
...من «مردِ

151
00:12:18,080 --> 00:12:20,084
!خانم متوهم رو از خواب بیدار کن» هستم...

152
00:12:24,047 --> 00:12:33,048
نیروی آتش

153
00:12:43,053 --> 00:12:45,041
!چه قشنگ

154
00:12:45,041 --> 00:12:47,086
.عالیه، خواهر هیبانا

155
00:12:48,062 --> 00:12:50,083
.اینو ببین، خواهر کلماتیس

156
00:12:52,071 --> 00:12:57,050
وقتی یکم محلول سدیم بهش اضافه می‌کنم
.شعله ها بهش واکنش نشون میدن

157
00:13:02,021 --> 00:13:03,069
!زرد شد

158
00:13:04,013 --> 00:13:05,042
.این یکی مسه

159
00:13:12,018 --> 00:13:14,014
.اینو ببین، خواهر ساکورا

160
00:13:14,085 --> 00:13:16,010
.کلسیم

161
00:13:21,003 --> 00:13:24,049
.من پتاسیم، استرونتیوم و چندتا چیز دیگه هم دارم

162
00:13:27,032 --> 00:13:28,034
!چه قشنگ

163
00:13:29,003 --> 00:13:31,033
!همشون خیلی عالی به نظر میان

164
00:13:31,070 --> 00:13:35,054
نظرتون چیه؟ شعله‌ها خیلی زیبائن، مگه نه؟

165
00:13:35,075 --> 00:13:36,058
!بله

166
00:13:36,058 --> 00:13:39,067
.خواهر هیبانا، من می‌خوام مثل تو باشم

167
00:13:39,067 --> 00:13:42,054
.تو می‌تونی شعله‌ها رو کنترل کنی و توی علوم خوبی

168
00:13:54,006 --> 00:13:57,011
،آیریس! اون پشت قایم نشو

169
00:13:57,011 --> 00:13:59,006
.بیا اینجا و از نزدیک‌تر ببین

170
00:14:12,041 --> 00:14:17,046
.مراقب باش. شاید شبیه گل باشن اما همچنان شعله هستن

171
00:14:17,083 --> 00:14:18,088
.می‌سوزیا

172
00:14:21,092 --> 00:14:22,059
!اینجا رو ببین

173
00:14:23,046 --> 00:14:27,032
خواهر هیبانا، باز هم داری با آتش‌محرکت بازی می‌کنی؟

174
00:14:28,043 --> 00:14:31,070
.خب، همگی لطفاً بیاین داخل کلیسا

175
00:14:32,026 --> 00:14:35,035
.بله، خواهر سومیره

176
00:14:36,035 --> 00:14:38,004
.خواهر هیبانا، تو هم بیا

177
00:14:38,064 --> 00:14:42,052
.این مهارت توسط خورشید بزرگ به تو داده شده

178
00:14:42,052 --> 00:14:47,032
در ضمن، اگه از این شعله ها
.بد استفاده کنی، می‌تونه خیلی خطرناک باشه

179
00:14:47,032 --> 00:14:49,099
.من حواسم بهشون هست، پس مشکلی پیش نمیاد

180
00:14:50,028 --> 00:14:52,052
.بفرما، بازم همین حرفا رو می‌زنی

181
00:14:53,033 --> 00:14:54,069
.زودباشین، برین داخل

182
00:14:56,016 --> 00:14:57,024
.باشه

183
00:15:07,063 --> 00:15:10,070
...چیزه، خواهر هیبانا

184
00:15:11,079 --> 00:15:12,071
...من، چیزه

185
00:15:13,068 --> 00:15:14,076
چی؟

186
00:15:15,081 --> 00:15:18,053
...چیزه... چیزه

187
00:15:24,006 --> 00:15:30,015
.ازتون می‌خوام باز هم گل‌ها رو بهم نشون بدین

188
00:15:36,008 --> 00:15:39,025
.وقتی که کمتر خجالتی بودی بهت نشون میدم

189
00:15:41,075 --> 00:15:43,045
واقعاً میگین؟

190
00:15:54,043 --> 00:15:58,043
صدای سوختن بدن یک‌نفر، گریه‌های اون شخص؛

191
00:15:58,043 --> 00:16:03,015
...درد شعله‌ها؛ زجری که از سوختن زندگیشون می‌کشن

192
00:16:06,019 --> 00:16:10,007
چطوره؟ شعله‌ها خیلی قشنگن، مگه نه؟

193
00:16:13,091 --> 00:16:15,033
...امکان نداره

194
00:16:16,064 --> 00:16:18,022
...شعله‌ها قشنگ باشن

195
00:16:23,075 --> 00:16:28,097
.بیا بریم. باید فرار کنیم، وگرنه ما هم می‌سوزیم

196
00:16:43,048 --> 00:16:46,093
.امکان نداره خورشید بزرگ این مهارت رو داده باشه

197
00:16:47,056 --> 00:16:50,039
شعله‌ها خود شیطان‌هستن، اینطور نیست؟

198
00:16:51,015 --> 00:16:53,054
...و از اونجایی که من می‌تونم از این قدرت استفاده کنم

199
00:16:54,036 --> 00:16:56,053
.یه شیطان باید مثل یه شیطان رفتار کنه

200
00:16:58,020 --> 00:16:59,023
...نه-سان

201
00:17:01,000 --> 00:17:03,006
...دارین کجا می‌رین؟

202
00:17:04,062 --> 00:17:05,058
...آیریس

203
00:17:09,046 --> 00:17:12,027
.نذار شعله‌ها تو رو بسوزونن

204
00:17:17,001 --> 00:17:21,009
من از مردم، شعله‌ها و هر چیزی که بتونم
.سوء استفاده می‌کنم

205
00:17:22,073 --> 00:17:25,019
صنایع هایجیما

206
00:17:27,006 --> 00:17:31,098
.این فقط یه بخششه
.اگه همشو می‌خواین، چندتا شرط داره

207
00:17:32,094 --> 00:17:36,045
.من درجة سروانی رو می‌خوام
و شما به من

208
00:17:36,045 --> 00:17:39,020
از لحاظ مالی کمک می‌کنین
.تا آزمایشاتم رو پیش ببرم

209
00:17:50,079 --> 00:17:52,019
چرا؟

210
00:17:54,042 --> 00:17:57,063
،همة ما تو صومعه یتیم بودیم و کسی رو نداشتیم

211
00:17:57,063 --> 00:17:59,047
.بخاطر همین از شما الگو می‌گرفتیم

212
00:17:59,085 --> 00:18:03,093
شما زیبا و باهوش بودی و می‌تونستی
.شعله‌ها رو کنترل کنی

213
00:18:04,093 --> 00:18:09,021
،وقتی که تنها و نگران بودیم
.شما قهرمان ما بودین

214
00:18:13,057 --> 00:18:19,004
.من هیچکس رو نداشتم. تنها پشتیبان من شعله‌هام بودن

215
00:18:19,053 --> 00:18:22,012
.اما، حتی اونا هم علیه من شدن

216
00:18:32,071 --> 00:18:35,011
.حالا دیگه هیچی ندارم

217
00:18:43,031 --> 00:18:45,029
.تو درست همینجا، یه قهرمان داری

218
00:18:48,077 --> 00:18:53,048
!به آسمون نگاه کن و اسم من رو فریاد بزن
!هر وقت که باشه میام و نجاتت میدم

219
00:18:56,040 --> 00:19:02,016
.احمق نباش
تو چه تعهدی در قبال من داری که بخوای بهم کمک کنی؟

220
00:19:02,057 --> 00:19:04,023
.من به هیچ تعهدی نیاز ندارم

221
00:19:04,099 --> 00:19:09,067
.وقتی کسی تو دردسر افتاده، من بهش کمک می‌کنم
این کاریه که یه قهرمان انجام میده، درسته؟

222
00:19:16,067 --> 00:19:21,018
.هر چی باشه، تو منو شکست دادی
.من دیگه قصد ندارم باهات مبارزه کنم

223
00:19:27,093 --> 00:19:31,027
به‌نظرتون خجالتی بودنم کمتر نشده؟

224
00:19:33,040 --> 00:19:35,042
.از دست تو، آیریس

225
00:19:36,007 --> 00:19:39,004
بعد از اینکه همینطوری راهتو کشیدی اومدی این تو؟

226
00:19:41,082 --> 00:19:47,004
.من فقط می‌خواستم تا دوباره گل‌های زیبای شما رو ببینم

227
00:19:48,025 --> 00:19:50,055
بهت قول دادم، اینطور نیست؟

228
00:19:57,025 --> 00:19:58,048
اونا...؟

229
00:19:59,042 --> 00:20:02,003
.آره. آیریسن

230
00:20:05,026 --> 00:20:06,089
!نه-سان، عاشقتم

231
00:20:11,002 --> 00:20:16,002
ادامه دارد

232
00:20:16,069 --> 00:20:19,094
وقتی که فهمیدم چرا هیچوقت لبخند نمی‌زنی

233
00:20:19,094 --> 00:20:22,074
اینکه چطور نتونستم سرنوشتمون رو تغییر بدم نفرین کردم

234
00:20:22,074 --> 00:20:26,003
کلمات معلق در هوای من

235
00:20:26,003 --> 00:20:29,058
نمی‌تونن دردت رو تسکین بدن

236
00:20:41,072 --> 00:20:45,009
منظره‌ی جایی دور از دسترس

237
00:20:45,009 --> 00:20:48,031
گزندگی دردی که تسکین نیافته

238
00:20:48,031 --> 00:20:51,052
ما در کنار هم قدم بر می‌داشتیم و به همدیگه تکیه می‌کردیم

239
00:20:51,052 --> 00:20:55,031
و تظاهر می‌کردیم که این ما رو
به جایی دور از اینجا می‌بره

240
00:20:55,031 --> 00:20:58,082
اگه این چیزیه که بهش امیدوار بودی

241
00:20:58,082 --> 00:21:01,074
اگه این چیزیه که رویاش رو داری

242
00:21:01,074 --> 00:21:04,049
پس فرقی نمی‌کنه سرما چقدر سوزان باشه

243
00:21:04,049 --> 00:21:07,091
من کسی خواهم بود که بهت عشق می‌ورزه

244
00:21:07,091 --> 00:21:11,008
وقتی که فهمیدم چرا هیچوقت لبخند نمی‌زنی

245
00:21:11,008 --> 00:21:14,004
اینکه چطور نتونستم سرنوشتمون رو تغییر بدم نفرین کردم

246
00:21:14,004 --> 00:21:17,029
کلمات معلق در هوای من

247
00:21:17,029 --> 00:21:20,076
نمی‌تونن دردت رو تسکین بدن

248
00:21:20,076 --> 00:21:23,088
می‌تونی با صدای لرزان گریه کنی

249
00:21:23,088 --> 00:21:26,089
اما این وقتی که شب‌ها گرم‌تر شن عوض می‌شه

250
00:21:26,089 --> 00:21:30,010
حتی اگه دستت از دستم رها شه

251
00:21:30,010 --> 00:21:33,018
دعا می‌کنم بتونی بدون من ادامه بدی

252
00:21:33,018 --> 00:21:36,048
باهات خداحافظی نمی‌کنم

253
00:21:36,048 --> 00:21:39,077
تا مطمئن شم یه‌جای دیگه همدیگه رو می‌بینیم

254
00:21:51,037 --> 00:21:54,033
...اون یارو عینکیه... اون یارو عینکیه

255
00:21:54,066 --> 00:21:58,046
.به نظر میاد بدجور حسابمون رو رسیدین، گروهان هشت

256
00:21:58,046 --> 00:22:00,052
.کار ستوان هیناواست -

257
00:22:02,005 --> 00:22:05,059
،چطوری قراره این اتفاقا رو به مقامات بالا

258
00:22:05,059 --> 00:22:08,001
یا این سنگ‌ریزه‌هایی که پخش زمینن توضیح بدم؟

259
00:22:08,068 --> 00:22:11,080
ظاهراً سروان اوبی می‌خواست جوری جلوه بده

260
00:22:11,080 --> 00:22:14,060
.که انگار یه رزمایش مشترکِ شبانه بوده

261
00:22:14,098 --> 00:22:18,035
اما شما قبل از اینکه اون اتفاق بیفته، حمله کردین، درسته؟

262
00:22:18,035 --> 00:22:21,075
،اگه همینطوری ادامه بدین
.بالاخره یه موقع گندش در میاد

263
00:22:23,057 --> 00:22:25,069
!یه ایدة خوب به ذهنم رسید

264
00:22:25,069 --> 00:22:29,095
چطوره گروهان پنج و هشت یه مهمونی به صرف شام برگزار کنن؟

265
00:22:30,016 --> 00:22:32,033
.ا-این یکم زیاده رویه

266
00:22:32,033 --> 00:22:34,095
.که‌اینطور. خوب به‌نظر میاد

267
00:22:35,095 --> 00:22:36,054
ها؟

268
00:22:37,046 --> 00:22:39,063
،بعضی وقتا، وقتی می‌خوای یکیو بازی بدی

269
00:22:39,063 --> 00:22:42,042
هرچقدر روش مسخره‌تری به‌کار ببری
.بیشتر جواب میده

270
00:22:42,071 --> 00:22:44,084
،من میگم، برای اینکه قدرت مبارزة گروهان پنج رو بسنجم

271
00:22:44,084 --> 00:22:50,055
از گروهان هشت درخواست کردم که
.نقش آدم بدا رو بازی کنن و بهمون حمله کنن

272
00:22:50,055 --> 00:22:55,047
،شینرا، ازت می‌خوام ترتیب این‌کار رو بدی
.پس افراد گروهان هشت رو برام جمع کن

273
00:22:56,064 --> 00:22:58,080
چی شده یهو تصمیم به همکاری کردن گرفتی؟

274
00:23:02,090 --> 00:23:06,024
...خب... من یکم ازت خوشم اومده

275
00:23:07,019 --> 00:23:07,076
ها؟

276
00:23:13,070 --> 00:23:18,004
،رئیس، ما از برنامه جلوییم
.اما تازه تحقیقاتمون روی گروهان پنج رو شروع کردیم

277
00:23:18,004 --> 00:23:22,008
،ممکنه اوضاع به خشونت کشیده شه
.پس لطفاً زمینه‌ش رو فراهم کنین

278
00:23:35,085 --> 00:23:37,067
هیناوا، بگوشی؟

279
00:23:38,068 --> 00:23:41,031
.آره، یکم طول کشید تا همه‌چیز رو آماده کنم

280
00:23:41,031 --> 00:23:43,022
.دارم کم کم راه می‌افتم

281
00:23:44,027 --> 00:23:44,080
ها؟

282
00:23:46,061 --> 00:23:47,044
!تموم شد؟

283
00:23:51,099 --> 00:23:53,048
دفعة بعد

284
00:23:53,049 --> 00:23:58,054
تحقیق درباره‌ی
گروهان اول آغاز می‌شود

