1
00:00:01,500 --> 00:00:05,580
Animental.net

2
00:00:14,553 --> 00:00:21,524
‫دائمون‌های قلمروی سایه

3
00:01:53,550 --> 00:01:55,505
.‫اون یه دائمون بود

4
00:01:55,505 --> 00:01:57,502
.قطعاً همینطوره

5
00:01:57,558 --> 00:02:00,517
.ماشینو نگه‌دار. می‌خوام یه نگاهی بندازم

6
00:02:08,511 --> 00:02:10,519
.‫عصرتون بخیر خانم

7
00:02:10,556 --> 00:02:13,512
.چه همراه خوبی با خودتون دارین

8
00:02:16,556 --> 00:02:18,544
شما می‌تونی ببینیش؟

9
00:02:19,595 --> 00:02:23,568
.‫جمجمۀ شاخدار، پرهای سیاه

10
00:02:24,519 --> 00:02:27,557
‫چه دائمون خوش‌تیپی. اسمش چیه؟

11
00:02:35,546 --> 00:02:36,576
...‫بالاخره

12
00:02:37,518 --> 00:02:40,522
!شما اولین نفری هستی که منو درک می‌کنه

13
00:02:45,536 --> 00:02:48,552
.فقط درکت نمی‌کنم. خودمم مثل توئم

14
00:03:02,547 --> 00:03:05,507
.‫ما کینو-گیوکوتو هستیم

15
00:03:05,507 --> 00:03:08,506
.‫اسم این یکی یوزاکوراست

16
00:03:08,506 --> 00:03:10,575
.جفت دیگه‌شو نمی‌بینم

17
00:03:10,575 --> 00:03:12,592
.اسمش آساگیری‌ـه

18
00:03:12,592 --> 00:03:15,540
.قایم شده. از شب خوشش نمیاد

19
00:03:17,516 --> 00:03:22,533
‫خب، این موقع شب اینجا چیکار می‌کردی؟

20
00:03:24,597 --> 00:03:28,572
.‫داشتم به خودکشی فکر می‌کردم

21
00:03:29,543 --> 00:03:32,550
.‫هیچکس به من نیازی نداره

22
00:03:32,594 --> 00:03:36,520
.‫لحظه‌ای که بپری، من می‌گیرمت

23
00:03:36,520 --> 00:03:38,531
.تو ‫نباید بمیری

24
00:03:38,531 --> 00:03:41,538
.‫متاسفم. خیلی متاسفم

25
00:03:42,571 --> 00:03:46,526
.‫ببخشید. تازه همدیگه رو دیدیم. نباید اینو می‌گفتم

26
00:03:46,526 --> 00:03:47,599
.‫اشکالی نداره

27
00:03:48,528 --> 00:03:50,588
.‫حتماً سرنوشت بوده که من اتفاقی از اینجا رد بشم

28
00:03:50,588 --> 00:03:53,575
.‫اگه خودت مشکلی نداری، من گوش میدم

29
00:03:54,553 --> 00:03:57,511
.‫من کاگموری گونزو هستم

30
00:03:57,551 --> 00:04:00,511
.‫ شینگو ایوری هستم

31
00:04:01,501 --> 00:04:03,563
منظورت چی بود که گفتی هیچ‌کس بهت نیازی نداره؟

32
00:04:04,545 --> 00:04:09,503
.از بچگی هیچ‌وقت نتونستم کاری رو درست انجام بدم

33
00:04:09,566 --> 00:04:12,565
.‫نتونستم تو مدرسه‌ای که پدر و مادرم می‌خواستن قبول بشم

34
00:04:12,565 --> 00:04:14,568
.در هر زمینه‌ای کُند و خنگم

35
00:04:15,531 --> 00:04:17,560
.‫نتونستم انتظارات اونا رو برآورده کنم

36
00:04:17,560 --> 00:04:19,564
.‫حتی برادر بزرگترم هم مسخره‌م می‌کنه

37
00:04:20,526 --> 00:04:23,561
.‫ جوری با من رفتار کردن که انگار اصلاً وجود نداشتم

38
00:04:24,550 --> 00:04:29,550
.‫فهمیدم این دنیا به من احتیاج نداره

39
00:04:31,598 --> 00:04:36,599
.‫قبلاً یک بار سعی کردم خودمو بکشم

40
00:04:40,589 --> 00:04:45,588
.وقتی توی کوه دنبال یه جایی بودم
که بمیرم، این دوتا رو دیدم

41
00:04:46,541 --> 00:04:48,585
.‫عتیقۀ کینو-گیوکوتو رو پیدا کردم

42
00:04:51,569 --> 00:04:56,584
.‫نه سر داشت و نه دست، ولی به نظرم زیبا بود

43
00:04:58,509 --> 00:05:02,546
،‫من چیز زیادی از خدایان یا بودا نمی‌دونم

44
00:05:03,527 --> 00:05:08,579
.‫ولی فکر کردم این شخص می‌تونه منو به بهشت ببره

45
00:05:09,577 --> 00:05:13,519
...‫وقتی مچ دستمو بریدم

46
00:05:13,576 --> 00:05:15,579
.‫اونا ظاهر شدن

47
00:05:15,579 --> 00:05:16,582
.‫آره

48
00:05:17,521 --> 00:05:22,551
.‫هر دو خیلی مهربونن و به حرفام دربارۀ مشکلاتم گوش دادن

49
00:05:22,597 --> 00:05:26,558
،‫اما وقتی خانواده‌م شنیدن که دارم با اونا حرف می‌زنم

50
00:05:26,558 --> 00:05:30,534
.‫فکر کردن دیوونه شدم

51
00:05:30,593 --> 00:05:35,599
‫توضیح دادم که دائمون چیه، اما اونا
.گفتن دارم با فضای خالی حرف می‌زنم

52
00:05:35,599 --> 00:05:39,534
.‫ دارم توهم می‌زنم. صداهایی می‌شنوم. مریضم

53
00:05:39,578 --> 00:05:43,560
.برای همین گفتم ظاهر بشن

54
00:05:43,560 --> 00:05:46,557
.ولی بعد بهشون می‌گفتن شیاطن و ارواح پلید

55
00:05:46,557 --> 00:05:52,510
.گفتن که هیولاها منو تسخیر کردن و بیشتر ازم دوری کردن

56
00:05:52,575 --> 00:05:56,520
.‫فقط برادرم بود که به دلایلی علاقه‌مند به نظر می‌رسید

57
00:05:56,520 --> 00:05:58,571
!‫نمیشه بهش اعتماد کرد

58
00:05:58,599 --> 00:06:04,505
،‫حتی اگه از ما خبر داشته باشه
!تا آخر عمرش از ما مثل برده کار می‌کشه

59
00:06:04,505 --> 00:06:06,571
.‫فقط ازت سوءاستفاده می‌کنه، ایوری

60
00:06:06,571 --> 00:06:09,507
!‫باید رابطه‌تو با شینگوها قطع کنی

61
00:06:10,511 --> 00:06:14,580
‫جایی برای آدمایی مثل من تو این دنیا نیست، مگه نه؟

62
00:06:18,521 --> 00:06:21,562
‫ایوری‌-سان، دوست داری بیای خونۀ من؟

63
00:06:22,543 --> 00:06:23,548
‫چی؟

64
00:06:23,548 --> 00:06:27,507
.‫کاگموری‌ یه خاندان خیلی بزرگه

65
00:06:27,507 --> 00:06:30,548
.‫ما داریم کسب‌وکارمونو گسترش میدیم و دنبال کارمند می‌گردیم

66
00:06:30,548 --> 00:06:34,541
...‫ولی... من که یه آدم کاملاً غریبه‌م

67
00:06:34,541 --> 00:06:38,582
،‫ما کلی کارگر دیگه داریم که شرایط مشابه تو رو داشتن

68
00:06:38,582 --> 00:06:41,533
.‫و خیلی‌هاشون هم دائمون‌دارن

69
00:06:41,533 --> 00:06:44,537
.‫هر کسی می‌تونه بدون هیچ نگرانی‌ای پیش ما زندگی کنه

70
00:06:45,596 --> 00:06:49,519
.‫و هر کسی که دائمون داشته باشه، قدمش رو چشممونه

71
00:06:47,522 --> 00:06:49,564
قسمت 22‫برادران کاگموری
و خواهر و برادران کورویا

72
00:06:56,537 --> 00:06:59,583
آنی-ساما، شونه‌ت بهتره؟

73
00:07:00,583 --> 00:07:03,588
.‫احتمالاً. می‌تونم دستمو تکون بدم

74
00:07:03,588 --> 00:07:07,572
!‫مگه با تفنگ بهت شلیک نکرد؟ باید درست مداوا بشی

75
00:07:07,597 --> 00:07:10,581
،‫اگه با زخم گلوله بری پیش یه دکتر معمولی

76
00:07:10,581 --> 00:07:14,530
.اونا کلی سوال می‌کنن و بعدم زنگ می‌زنن به پلیس

77
00:07:15,516 --> 00:07:18,594
.تازه بیمه‌ هم نداری و کلی پولش میشه

78
00:07:18,594 --> 00:07:20,529
!‫وای، چه بد

79
00:07:20,563 --> 00:07:23,518
!اینجوری هانا-سان دهن منو صاف می‌کنه

80
00:07:23,530 --> 00:07:24,505
‫پرداخت کامل از جیب

81
00:07:24,525 --> 00:07:26,517
...‫خلاصه که

82
00:07:26,542 --> 00:07:28,508
!بیا ‫بریم عمارت کاگموری

83
00:07:28,508 --> 00:07:29,521
‫چرا؟

84
00:07:29,521 --> 00:07:32,521
.‫ساکورازاوا سنسی توی درمانگاه کاگموریه

85
00:07:32,521 --> 00:07:34,564
.اون یه دکتر معمولی نیست، پس موردی نداره

86
00:07:34,564 --> 00:07:37,552
‫چی؟ اون دکتری که خون آدم‌ها رو می‌کشه؟

87
00:07:37,552 --> 00:07:41,555
.‫تازه، یه دکتر غیرمعمولی زیاد امن به نظر نمی‌رسه

88
00:07:41,555 --> 00:07:47,517
.‫من کلاً به کاگموری‌ها اعتماد ندارم

89
00:07:43,528 --> 00:07:49,557
!‫آخ، آخ، آخ

90
00:07:47,517 --> 00:07:49,557
.‫من باهات نمیام

91
00:07:49,557 --> 00:07:52,503
!آنی-ساما، دردم می‌گیره

92
00:07:52,503 --> 00:07:55,564
‫مطمئنی می‌تونی بهشون اعتماد کنی؟

93
00:07:57,500 --> 00:07:58,551
.چیزی نیست

94
00:07:59,525 --> 00:08:03,562
،‫درسته که اونا با بیشتر آدمایی که این پایینن فرق دارن

95
00:08:04,507 --> 00:08:08,593
.‫ولی آدمای عادی توی این دنیا زیاد دووم نمیارن

96
00:08:10,503 --> 00:08:13,586
‫همونطور که گفتم، ارباب و جین-سان بودن که منو

97
00:08:13,586 --> 00:08:16,518
.‫ از دست تعقیب‌کننده‌های دهکدۀ هیگاشی نجات دادن

98
00:08:16,543 --> 00:08:17,582
‫جین، ها؟

99
00:08:17,582 --> 00:08:20,545
،‫حتی وقتی یه قمه رو گردنش گذاشتم

100
00:08:20,545 --> 00:08:25,507
.‫اعتراف کرد که مسئول حمله به دهکدۀ هیگاشی بوده

101
00:08:25,507 --> 00:08:28,594
.‫دقیقاً. اون به عجیب‌ترین روش‌ ممکن با صداقت رفتار می‌کنه

102
00:08:29,559 --> 00:08:32,588
،‫از بین سه برادر

103
00:08:32,588 --> 00:08:37,533
‫اون نقش آدم بده رو بازی می‌کنه
.تا از خاندان کاگموری محافظت کنه

104
00:08:37,588 --> 00:08:41,599
.‫صمیمی نمیشه و از همدردی با دشمنا یا زیردستا اجتناب می‌کنه

105
00:08:41,599 --> 00:08:46,567
.‫انگار برای کارش احساسات‌شو سرکوب می‌کنه

106
00:08:47,533 --> 00:08:49,514
‫اون دو تا برادر دیگه چی؟

107
00:08:49,541 --> 00:08:55,513
‫هاگوره سنسی بهم یه سری مهارت
.یاد میده تا بتونم در آینده زندگی عادی داشته باشم

108
00:08:55,539 --> 00:08:58,596
.‫اون بهم نقاشی مانگا یاد میده. مثل چاپ‌های چوبی مدرنن

109
00:08:58,596 --> 00:09:01,538
.می‌ذاره توی کارش بهش کمک کنم

110
00:09:01,572 --> 00:09:04,504
اینطوری می‌تونم تو حصار بدون اینکه

111
00:09:04,504 --> 00:09:06,580
.ریسک کنم و برم بیرون، پول دربیارم

112
00:09:06,580 --> 00:09:08,584
.عه، ‫چه خوب

113
00:09:09,515 --> 00:09:10,597
...‫در مورد آسوما-سان

114
00:09:11,559 --> 00:09:13,524
.‫لبخندش خیلی مصنوعی به نظر میاد

115
00:09:13,524 --> 00:09:15,566
.اون از همه کمتر قابل‌اعتماده

116
00:09:15,586 --> 00:09:20,512
‫ آسوما-سان ازت پرسید که می‌خوای بمیری؟

117
00:09:20,512 --> 00:09:21,540
.‫آره

118
00:09:21,540 --> 00:09:25,578
،‫آسوما-سان فکر می‌کنه اگه مردم بخوان به کشتنت ادامه بدن

119
00:09:25,578 --> 00:09:29,592
‫بهتره یه بار بمیری و قدرتو به دست
.بیاری تا بتونی از خودت محافظت کنی

120
00:09:30,517 --> 00:09:34,584
‫علاوه بر این، باید تحت مدیریت یک گروه قدرتمند

121
00:09:34,584 --> 00:09:37,543
.‫مثل کاگموری‌ها حمایت بشی

122
00:09:37,582 --> 00:09:43,515
.حرف‌های ناراحت‌کننده‌ای می‌زنه، اما بهمون دروغ نمیگه

123
00:09:45,517 --> 00:09:47,524
‫با این دختر چیکار کنیم؟

124
00:09:47,524 --> 00:09:49,534
‫برش گردونیم به دهکدۀ هیگاشی؟

125
00:09:49,559 --> 00:09:53,586
.‫خب، اون اینجا خیلی چیزها رو دیده و شنیده

126
00:09:54,518 --> 00:09:57,548
...‫اگه برگرده، باید مطمئن بشیم که حرفی نمی‌زنـ

127
00:09:57,548 --> 00:09:59,552
می‌ندازیش توی سلول؟

128
00:10:02,596 --> 00:10:05,565
‫راهی نیست که آزاد باشه؟

129
00:10:05,597 --> 00:10:09,514
.‫بچه‌های فعلی دهکدۀ هیگاشی از راز دوقلوها خبر ندارن

130
00:10:09,514 --> 00:10:12,567
.‫نمی‌دونن آسا-چان و یورو با مردن قدرت به دست میارن

131
00:10:12,592 --> 00:10:15,575
فقط کسایی می‌دونن که بزرگ شدن

132
00:10:15,575 --> 00:10:18,539
.و رسماً بزرگسال محسوب میشن

133
00:10:18,539 --> 00:10:20,576
.‫آسامی هنوز هیچی نمی‌دونه

134
00:10:21,521 --> 00:10:23,553
.پس اونا راز رو باهم به اشتراک می‌ذارن

135
00:10:23,553 --> 00:10:27,599
.‫و دونستن اون راز باعث میشه عضو رسمی دهکده محسوب بشی

136
00:10:27,599 --> 00:10:32,527
.اونا با اینکار باعث میشن طرف فکر کنه خاصه و متحد میشن

137
00:10:33,568 --> 00:10:38,544
‫چه بلایی سر کسایی میاد که از این
راز باخبر میشن و زیر سوال می‌برنش؟

138
00:10:38,570 --> 00:10:43,555
،‫هر کسی که با شیوه‌های دهکده مخالفت کنه
.از کوه پایین فرستاده میشه تا «کار» کنه

139
00:10:43,595 --> 00:10:49,505
‫اونا با انجام هر کار کوچیکی که از
.طرف شرکای دهکده گیرشون بیاد، زنده می‌مونن

140
00:10:49,505 --> 00:10:50,570
.‫صبر کن ببینم

141
00:10:51,506 --> 00:10:55,520
...پس دلیل اونایی که برای کار کردن رفتن و هیچ‌وقت برنگشتن

142
00:10:55,520 --> 00:10:58,596
.‫اینه که اگه برگردن، راز دهکده رو به یورو لو میدن

143
00:10:59,523 --> 00:11:04,559
...‫بعضی آدما میان اینجا تا واقعاً کار کنن

144
00:11:07,538 --> 00:11:10,520
.‫ولی خاندان کاگموری اونا رو می‌کشن

145
00:11:10,592 --> 00:11:14,518
.‫هر دومون گناهکاریم. مردم ما هم توسط شما کشته شدن

146
00:11:14,552 --> 00:11:18,517
.‫مخصوصاً توسط تادراها. اونم بارها

147
00:11:18,574 --> 00:11:20,574
گ‌ ل‌ چ‌ ی‌ ن‌ د‌ ا‌ ن‌ ل‌ و‌ د

148
00:11:33,578 --> 00:11:35,568
.‫هی، خوش برگشتی

149
00:11:35,568 --> 00:11:36,568
.‫ممنون

150
00:11:36,568 --> 00:11:39,513
.خسته نباشین همگی. ممنون

151
00:11:42,505 --> 00:11:47,510
.‫ارباب، می‌خوام داداشمو به عمارت ببرم تا زخم‌شو درمان کنیم

152
00:11:47,510 --> 00:11:49,519
!من که با اومدن موافقت نکردم

153
00:11:49,519 --> 00:11:53,535
.‫متاسفم، آسا. وقتی برگردم باید با آکیو سر و کله بزنم

154
00:11:53,535 --> 00:11:56,544
.‫نمی‌خوام یورو-کون مجبور باشه اونو ببینه

155
00:11:56,544 --> 00:11:59,518
...‫آه، درسته. آکیو-سان

156
00:11:59,518 --> 00:12:02,594
‫آکیو؟ همون کچله که می‌خواست منو بکشه؟

157
00:12:02,594 --> 00:12:06,510
.ما خائنی که توی عمارت بودو گرفتیم

158
00:12:06,510 --> 00:12:07,592
.تهش دراومد که آکیوئه

159
00:12:07,592 --> 00:12:10,582
.پس حق با جین بوده

160
00:12:11,563 --> 00:12:18,538
.ولی داییم هیچ حرفی از ارتباط با آکیو نزده بود

161
00:12:19,506 --> 00:12:21,539
،‫شبی که یورو-کون به عمارت اومد

162
00:12:21,539 --> 00:12:25,590
.داییم بهم گفت که دوقلوها قراره بیان

163
00:12:26,534 --> 00:12:29,533
،‫اون گفت که ایوان بهش خبر داده

164
00:12:29,533 --> 00:12:32,541
،‫و چند تا مزدور رو که دور هم جمع کرده بود فرستاده

165
00:12:32,541 --> 00:12:35,518
.‫پس باید به خاندانم خیانت کنم و کمک کنم دوقلوها رو بگیرن

166
00:12:36,530 --> 00:12:40,519
.‫پیامشو نادیده گرفتم و وانمود کردم خوابم

167
00:12:40,519 --> 00:12:41,553
‫جوابشو ندادی؟

168
00:12:41,595 --> 00:12:46,591
‫یعنی آکیو با ایوان ارتباط داشته؟

169
00:12:46,591 --> 00:12:48,524
.‫ایوان

170
00:12:48,524 --> 00:12:52,531
.‫اون از پدر و مادرمون خبر داره

171
00:12:52,566 --> 00:12:55,531
‫یعنی ممکنه آکیو هم چیزی بدونه، درسته؟

172
00:12:57,506 --> 00:12:58,524
.ارباب

173
00:12:59,578 --> 00:13:01,593
‫باید فوراً به عمارت برگردیم

174
00:13:01,593 --> 00:13:06,549
.‫و اطلاعاتو از آکیو و خدای کوهستان بیرون بکشیم

175
00:13:08,543 --> 00:13:09,593
‫دائمون‌های قلمروی سایه

176
00:13:16,502 --> 00:13:17,548
‫درحال کار

177
00:13:22,549 --> 00:13:24,595
!‫استودیوی من

178
00:13:25,517 --> 00:13:27,582
!‫کامپیوترم! داده‌هام! پیش‌نویس‌هام

179
00:13:27,582 --> 00:13:31,590
.‫ببخشید، سنسی-چان. یه‌کم درگیری داشتیم

180
00:13:32,598 --> 00:13:36,571
.‫می‌دونم کلی چیزو خراب کردیم، ولی قهوه‌سازت سالم مونده

181
00:13:38,531 --> 00:13:39,587
بریزم برات؟

182
00:13:39,587 --> 00:13:44,597
ایشالا هرچی قهوه تا آخر عمرت می‌خوری
!تبدیل بشه به جوهر و از گوشِت بریزه بیرون

183
00:13:45,523 --> 00:13:46,583
‫داده‌هام چی شدن؟

184
00:13:47,519 --> 00:13:48,564
.‫سالمن. خوبه

185
00:13:49,525 --> 00:13:52,589
حتی اگه پاک می‌شدن هم می‌تونستی سریع
.با سیاه و سفید طراحی‌شون کنی

186
00:13:53,575 --> 00:13:55,584
.تو درک نمی‌کنی

187
00:13:55,584 --> 00:13:59,500
.نقص‌های نقاشی با دسته که اونا رو قشنگ می‌کنه

188
00:13:59,500 --> 00:14:01,500
جدی که نمیگی؟

189
00:14:01,500 --> 00:14:03,577
‫وقتی همه چیز تمیز و واضح دیده میشه، قشنگ‌تر نیست؟

190
00:14:04,528 --> 00:14:06,564
.‫قلب آدم‌ها هم همینه

191
00:14:06,564 --> 00:14:10,511
‫این یکی از چیزهاییه که موقع خلق
.شخصیت برای کارم بهش توجه می‌کنم

192
00:14:10,554 --> 00:14:13,586
.‫نقص‌ها انسان‌ها رو بیشتر شبیه انسان می‌کنن

193
00:14:15,538 --> 00:14:18,508
!‫جین-سان! جین-سان، خواهش می‌کنم

194
00:14:18,508 --> 00:14:20,562
نمی‌تونی برای نجات آکیو کاری کنی؟

195
00:14:20,562 --> 00:14:24,579
.‫نه. ارباب هیچ‌وقت یک خائنو نمی‌بخشه

196
00:14:24,579 --> 00:14:26,564
.آکیو قراره بمیره

197
00:14:26,564 --> 00:14:28,584
.‫ما از بچگی با هم بودیم

198
00:14:28,584 --> 00:14:31,551
.رابطۀ خونی نداریم، ولی باهم برادریم

199
00:14:31,551 --> 00:14:34,536
.‫ارباب هیچ‌وقت به حرف من گوش نمیده

200
00:14:34,536 --> 00:14:36,535
...‫ولی تو پسرشی. می‌تونی

201
00:14:36,535 --> 00:14:37,511
.‫هاروئو

202
00:14:38,507 --> 00:14:43,503
.‫نگه داشتن آدم‌های پرخطر جون‌تو به خطر میندازه

203
00:14:44,577 --> 00:14:47,531
.‫نمی‌تونیم بذاریم آکیو زنده بمونه

204
00:14:48,578 --> 00:14:50,577
مطب بسته‌ است

205
00:14:51,553 --> 00:14:54,579
.‫نمی‌تونم دست قطع شده رو درست کنم

206
00:14:55,544 --> 00:14:57,508
،‫خونریزی رو بند آوردم

207
00:14:57,508 --> 00:14:59,579
.‫ولی اگه می‌خواین دستشو پیوند بزنین، باید ببرینش بیمارستان

208
00:15:03,559 --> 00:15:07,517
.باورم نمیشه برادر خودم خائن بوده

209
00:15:09,507 --> 00:15:10,584
.چه افتضاحی

210
00:15:11,564 --> 00:15:15,547
.‫ممکنه خائن‌های دیگه‌ای هم تو عمارت باشن

211
00:15:15,547 --> 00:15:20,559
.‫همه قبلاً اطلاعاتشونو به لیست سیاه فویوکی دادن

212
00:15:20,559 --> 00:15:23,540
،از اونجایی که به شما سوءظن داشتیم

213
00:15:23,540 --> 00:15:28,529
‫تمام کسایی که توی عمارت کار می‌کردن
.رو با لیست سیاه چک کردیم

214
00:15:29,574 --> 00:15:33,537
.‫آکیو، فقط تو مونده بودی

215
00:15:34,565 --> 00:15:37,507
‫ساکورازاوا سنسی، شما رو هم چک کردن؟

216
00:15:37,507 --> 00:15:39,550
.‫آره. من چیزی برای پنهان کردن ندارم

217
00:15:42,543 --> 00:15:44,530
‫چرا به ما خیانت کردی؟

218
00:15:44,595 --> 00:15:49,556
.‫می‌دونی که ارباب نسبت به دشمنان و خائن‌ها هیچ رحمی نداره

219
00:15:49,556 --> 00:15:52,596
.‫وقتی برگرده، اطلاعات‌تو می‌گیره و تو رو می‌کشه

220
00:15:53,527 --> 00:15:55,572
.‫حتی خواهر و برادرهات هم نمی‌تونن ازت محافظت کنن

221
00:15:55,572 --> 00:15:58,531
‫از کار کردن برای کاگموری‌ها ناراضی بودی؟

222
00:15:58,531 --> 00:16:01,557
.‫منم از کارای خلاف اینجا خوشم نمیاد

223
00:16:01,557 --> 00:16:04,523
.‫راستشو بخوای، آرزو می‌کنم می‌تونستم استعفا بدم

224
00:16:04,556 --> 00:16:08,551
!‫ولی اونقدر از همکارام متنفر نیستم که بهشون خیانت کنم

225
00:16:12,561 --> 00:16:15,538
‫چرا آکیو؟

226
00:16:20,589 --> 00:16:23,545
.‫می‌دونی بدنم چطوریه

227
00:16:23,583 --> 00:16:27,578
.‫من بدون توانایی حس کردن درد به دنیا اومدم

228
00:16:28,583 --> 00:16:31,592
.‫بچه که بودم، باعث شده بود چیزی نتونه جلومو بگیره

229
00:16:32,585 --> 00:16:37,584
،‫هیچ حد و مرز فیزیکی‌ای نداشتم
.برای همین همیشه تو هر دعوایی برنده می‌شدم

230
00:16:38,519 --> 00:16:41,595
.‫همونطور که درد خودمو حس نمی‌کردم، درد دیگران رو هم نمی‌فهمیدم

231
00:16:43,527 --> 00:16:47,588
.‫از کاگموری‌ها ممنونم که کسی به خطرناکی منو بزرگ و استخدام کردن

232
00:16:48,551 --> 00:16:54,536
اگه واسه خودم آزاد می‌گشتم قطعاً تا الان
.هزاربار دستگیر و اعدام شده بودم

233
00:16:55,545 --> 00:16:59,550
.‫زندگی کردن با کاگموری‌ها راحت بود چون همه اینجا دیوونه‌ان

234
00:17:00,520 --> 00:17:03,542
.‫همۀ دائمون‌ها عجیب‌غریبن، برای همین هیچ‌وقت حوصله‌م سر نرفت

235
00:17:05,531 --> 00:17:09,566
.حتی تونستم با بقیۀ یتیما، یه خانواده تشکیل بدم

236
00:17:10,567 --> 00:17:12,588
.‫اونم جالب بود، به گمونم

237
00:17:14,548 --> 00:17:17,521
.‫ولی هنوز یه چیزی کم بود

238
00:17:18,538 --> 00:17:25,521
.‫یه چیزی روز به روز روی کف کفشم جمع میشد

239
00:17:26,570 --> 00:17:29,597
از ‫یه جایی به بعد شروع کردم
.به گشتن دنبال آدمایی مثل خودم

240
00:17:30,550 --> 00:17:35,559
‫یه انجمن پیدا کردم از آدمایی که
.اونا هم درد رو حس نمی‌کردن

241
00:17:37,540 --> 00:17:42,511
.بین‌شون یکی بود که حس کردم یکی از والدین‌مه

242
00:17:43,563 --> 00:17:46,562
.‫چیزیو حس کردم که قبلاً هیچ‌وقت حس نکرده بودم

243
00:17:48,568 --> 00:17:51,529
‫باهاشون تماس گرفتی؟

244
00:17:53,527 --> 00:17:56,551
چی توی اون مغزت فرو کردن؟

245
00:17:57,580 --> 00:18:00,587
!‫آکیو، پدر و مادرت تو رو رها کردن

246
00:18:00,587 --> 00:18:03,581
‫حالا دیدنشون چه فایده‌ای داره؟ اصلاً باهاشون چیکار داری؟

247
00:18:03,581 --> 00:18:06,526
!‫ممکنه بخوان ازت سوءاستفاده کنن

248
00:18:06,526 --> 00:18:08,572
.آبجی ‫ناتسوکی، یه خواهشی دارم

249
00:18:09,563 --> 00:18:12,532
.‫بیا خدای کوهستان رو آزاد کنیم

250
00:18:12,532 --> 00:18:14,575
.‫چی؟ ما این کارو نمی‌کنیم

251
00:18:14,575 --> 00:18:16,548
.‫فویوکی داره اطلاعاتشونو استخراج می‌کنه

252
00:18:16,581 --> 00:18:21,591
.‫خواهش می‌کنم. خدای کوهستان می‌شکنه. اونا می‌میرن

253
00:18:21,591 --> 00:18:24,549
‫می‌شکنه؟ توسط کی؟

254
00:18:24,549 --> 00:18:26,591
.تو ‫دیگه قراردادی نداری

255
00:18:26,591 --> 00:18:29,597
.‫هیچ‌کس توی این عمارت بهشون آسیبی نمی‌رسونه

256
00:18:29,597 --> 00:18:32,525
‫چی داری میگی، آکیو؟

257
00:18:37,526 --> 00:18:38,551
!‫اونجان

258
00:18:42,501 --> 00:18:45,588
.‫خوبه. خدای کوهستان دست‌نخورده‌ست

259
00:18:47,544 --> 00:18:52,511
.‫متاسفم، ولی شما رو برای بازجویی تحویل فویوکی می‌دیم

260
00:18:52,585 --> 00:18:54,594
.خیلی‌خب

261
00:19:07,583 --> 00:19:09,508
...‫اونا

262
00:19:49,594 --> 00:19:52,564
.درد داره، آروم‌تر

263
00:19:54,513 --> 00:19:55,597
شما دوتا ‫حالتون خوبه؟

264
00:19:57,562 --> 00:20:00,505
.‫که اینطور. خداروشکر

265
00:20:00,551 --> 00:20:01,589
...‫آخ

266
00:20:02,540 --> 00:20:05,512
.‫انگار شکسته. نمی‌تونم راه برم

267
00:20:07,599 --> 00:20:10,587
.‫یاماکازه شکسته

268
00:20:13,579 --> 00:20:16,537
!‫تانیکازه نیست

269
00:20:59,576 --> 00:21:01,552
.‫ داریم می‌ریم سمت اونجا

270
00:21:01,594 --> 00:21:04,574
.‫یه چیزی دم در اصلی منفجر شد

271
00:21:04,574 --> 00:21:06,503
‫اونجا اتفاقی افتاده؟

272
00:21:06,553 --> 00:21:08,528
.‫تا الان که نه

273
00:21:08,568 --> 00:21:11,512
.‫تو درمانگاه منتظر می‌مونیم

274
00:21:11,567 --> 00:21:13,561
دائمونا حمله کردن؟

275
00:21:13,561 --> 00:21:14,587
.‫هنوز معلوم نیست

276
00:21:15,520 --> 00:21:18,513
.‫این عمارت گاهی وقتا خیلی رو مخه

277
00:21:18,513 --> 00:21:23,523
.‫انقدر دائمون زیاده، آدم نمی‌فهمه کی میره کی میاد

278
00:21:28,551 --> 00:21:30,543
‫تانیکازه؟

279
00:21:30,592 --> 00:21:34,504
‫عتیقه‌ش اینجا چیکار می‌کنه؟

280
00:21:48,527 --> 00:21:52,549
!‫بچه‌هــــــــــا، پناه بگیریــــــــــن

281
00:23:28,591 --> 00:23:31,542
.‫اونا از اربابشون محافظت کردن

282
00:23:31,542 --> 00:23:34,589
.دائمون‌ها و انسان‌ها شبیه هم هستن»
«.هیچکدوممون نمی‌تونیم تنها زندگی کنیم

283
00:23:34,589 --> 00:23:37,592
.‫خیانت از طرف یه آدم نزدیک خیلی دردناکه

284
00:23:37,593 --> 00:23:40,593
قسمت 23‫ احساسات و منطق

