1
00:00:00,000 --> 00:00:10,109
Animental.net

2
00:00:18,010 --> 00:00:19,044
...که این‌طور

3
00:00:20,073 --> 00:00:22,090
...این ممکنه کمی دردسرساز بشه...

4
00:00:24,069 --> 00:00:27,086
...برام سوال بود که برای چی فشار روحی‌ش(ریاتسوش) ناپدید شده بود، اما

5
00:00:27,094 --> 00:00:28,095
!...باورم نمی‌شه

6
00:00:30,095 --> 00:00:31,095
...باکودو شماره(طلسم اتصال)

7
00:00:32,003 --> 00:00:32,087
!احمق شدی

8
00:00:32,095 --> 00:00:34,070
!یک کیدو(طلسم) نمی‌تونه جلوش رو بگیره

9
00:00:39,029 --> 00:00:41,083
.خیلی خطرناک بود، ولی ایکاکو، ازت خیلی ممنونم

10
00:00:42,067 --> 00:00:43,067
!ایکاکو

11
00:00:43,084 --> 00:00:44,084
...گندش بزنن

12
00:00:44,084 --> 00:00:48,001
.ممکنه یک جسد باشه، اما هنوز کاپیتان جوخه‌ی 10 هست

13
00:00:48,067 --> 00:00:51,005
...شانس آوردم که فقط با یک پا برام تمام شد

14
00:00:55,089 --> 00:00:57,085
...گندش... بزنن

15
00:01:03,073 --> 00:01:05,057
!هزینه‌ی آسیب رسوندن به ایکاکو رو می‌پردازی

16
00:01:05,069 --> 00:01:06,086
...روری‌روکو

17
00:01:14,095 --> 00:01:16,087
...جالب شد

18
00:01:17,045 --> 00:01:18,087
...علی‌رغم اینکه تبدیل به جسد شده

19
00:01:18,095 --> 00:01:21,079
.می‌تونی طوری حرکت کنی که انگار هنوز زنده هستی...

20
00:01:25,038 --> 00:01:28,017
...همم... ممکنه درست قبل از مرگ

21
00:01:28,025 --> 00:01:29,059
...تبدیل به زامبی شده باشی؟

22
00:01:29,084 --> 00:01:31,022
!زدی تو خال

23
00:01:32,001 --> 00:01:34,026
...اگه قبل از مردن اون‌ها رو تبدیل به زامبی کنم

24
00:01:34,034 --> 00:01:36,081
.سلول‌هاشون تازه‌ترن، و اون‌ وقت چابک‌تر می‌شن...

25
00:01:37,014 --> 00:01:39,085
.و اضافه کنم ذهن‌ـِشون از بین میره، اون وقت کنترل کردن‌ـِشون راحت‌تره

26
00:01:39,097 --> 00:01:42,023
.اون وقت فقط سوده که به من می‌رسه

27
00:01:42,069 --> 00:01:46,027
.که این‌طور. واقعاً خنده‌داره

28
00:01:48,036 --> 00:01:50,015
:پس بذار این سوال رو ازت بپرسم

29
00:01:50,024 --> 00:01:53,049
کجای کنترل کردن کسایی که کنترل ذهن‌
...خودشون رو به دست ندارن لذت‌بخش‌ـه؟

30
00:01:53,091 --> 00:01:58,045
.چمیدونم. من که سادیستیک نیستم

31
00:02:01,070 --> 00:02:03,050
...از اون‌جایی که کار اون دختر زامبی رو تموم کردم

32
00:02:03,058 --> 00:02:05,092
...این پسر قراره حریف بعدی‌م باشه؟

33
00:02:05,092 --> 00:02:09,063
.خیلی خوبه... انگار یک خورده جذابیت داری

34
00:02:10,051 --> 00:02:12,067
...واقعاً خیلی خوشحالم

35
00:02:12,084 --> 00:02:15,001
!که تو دشمنم هستی...

36
00:02:15,005 --> 00:02:16,051
!احمق! بهتره برگردی عقب

37
00:02:23,010 --> 00:02:24,027
...احمق

38
00:02:24,039 --> 00:02:29,040
واقعاً متوجه نمی‌شی که اون فراتر از توانایی‌هات هست؟

39
00:02:30,015 --> 00:02:33,007
.به عنوان مجازات، به حال خودت رهات می‌کنم که بمیری

40
00:02:33,057 --> 00:02:35,028
...گندت بزنن، تو

41
00:02:35,091 --> 00:02:38,020
...خیلی‌خب، اما شما کاپیتان هیتسویاگا

42
00:02:38,099 --> 00:02:43,062
.انگار متاسفانه نمی‌تونم بهتون بگم که سوژه‌های آزمایشگاهی من رو نکشین

43
00:02:45,008 --> 00:02:49,021
.ها، درسته... تلاش برای صحبت کردن با شما بی‌فایده‌ـست

44
00:02:50,004 --> 00:02:51,025
.خب، کاری‌ش نمی‌شه کرد

45
00:02:51,042 --> 00:02:56,022
...به عنوان کسی که ادب و رفتار
در پوست و گوشتش نفوذ کرده

46
00:02:56,030 --> 00:03:00,047
.توی ذات من نیست که بدون رضایت قبلی به کسی صدمه بزنم...

47
00:03:01,076 --> 00:03:03,014
...کاپیتان هیتسویاگا

48
00:03:03,081 --> 00:03:06,085
.چندین دارو هست که مایلم روی شما آزمایش کنم

49
00:03:07,023 --> 00:03:09,011
قبول می‌کنین، مگه نه؟

50
00:03:09,019 --> 00:03:10,022
#23 بلیچ

51
00:03:10,019 --> 00:03:12,069
.ها، نیازی به نگرانی نیست

52
00:03:12,078 --> 00:03:17,032
.معلومه، همه‌ی این‌ها به خاطر سیریتی هست

53
00:03:19,037 --> 00:03:20,085
رستاخیر زامبی‌ها 2

54
00:03:22,075 --> 00:04:35,000
ترجمان: نیما پناهی

55
00:03:32,046 --> 00:03:38,001
...اوه، محبوبم، حتی نمی‌دانم قلبم به کجا عازم شده

56
00:03:38,030 --> 00:03:43,089
...و آن رویایی که زمانی دیده بودم فراموش کردم...

57
00:03:44,006 --> 00:03:49,015
...بالغ شدن برابر است با حفظ چهره‌ی عمومی و چاخان کردن...

58
00:03:49,085 --> 00:03:56,015
بهم بگو، اون چیه در آینه‌ی نقاشی شده منعکس می‌شه؟

59
00:03:56,078 --> 00:04:01,095
...تصویر تو کم کم در مقابل چشمانم محو می‌شه...

60
00:04:02,049 --> 00:04:07,008
...همون‌طور که دارم تغییر می‌کنم، ترکم کن...

61
00:04:07,016 --> 00:04:12,092
...با صدای بلندم که به عمق شب نفوذ می‌کنه فریاد می‌زنم...

62
00:04:13,025 --> 00:04:18,072
...سینه‌م به آتش کشیده می‌شه، این ترس واهی، همه و همه

63
00:04:19,005 --> 00:04:24,056
...هیچ اشکالی نداره که مثل اون روزها نمی‌تونم بخندم...

64
00:04:24,072 --> 00:04:30,040
...غم، زخم، همه چیز... همه رو با خود می‌برم...

65
00:04:31,035 --> 00:04:33,082
...تو نمی‌تونی روحیه‌ی من رو بکشی، اوه محبوبم...

66
00:04:33,082 --> 00:04:36,078
...درست مثل ستاره‌ی دنباله دار، به آتش بکش...

67
00:04:37,015 --> 00:04:39,078
...تو نمی‌تونی روحیه‌ی من رو بکشی، اوه محبوبم...

68
00:04:39,086 --> 00:04:42,049
...درست مثل ستاره‌ی دنباله دار، به آتش بکش...

69
00:04:45,087 --> 00:04:51,004
بــــــــلـــــــــــیـــــــــــــچ

70
00:05:04,001 --> 00:05:07,064
.همه این‌ها به خاطر سیریتی هست

71
00:05:18,078 --> 00:05:21,086
...از اینکه چه‌جوری کسی که همیشه خودش رو توی آزمایشگاهش حبس کرده

72
00:05:21,095 --> 00:05:24,074
...و می‌تونه حرکاتت رو پیش‌بینی کنه غافلگیر شدی؟

73
00:05:25,087 --> 00:05:29,041
.می‌بینی، چند روز پیش یک سنسور توی «آشیزوجیجیزو» قرار دادم

74
00:05:29,070 --> 00:05:32,083
...جوری تنظیم شده که با هر شمشیری
در فاصله‌ی دو شاکوی من قرار بگیره

75
00:05:32,087 --> 00:05:37,088
.با زاویه‌ی 60 درجه یا بیش‌تر ارتباط برقرار کنه...

76
00:05:38,030 --> 00:05:39,059
...به عبارت دیگه

77
00:05:39,067 --> 00:05:43,030
.به طور خودکار تمام ضرباتت رو مسدود می‌کنه

78
00:05:44,076 --> 00:05:47,060
...با توجه به صحبت‌هام، مطمئناً قصد داری بدون استفاده از

79
00:05:47,068 --> 00:05:49,014
.شمشیر یک‌جوری بهم ضربه بزنی...

80
00:05:49,052 --> 00:05:52,039
...فکرش رو نمی‌کردی که با یک چیزی غیر از شمشیرت

81
00:05:52,048 --> 00:05:54,073
...تو رو به دام بندازم؟

82
00:05:59,023 --> 00:06:00,036
بانکای

83
00:06:00,086 --> 00:06:03,032
دایگورن هیورین‌مارو

84
00:06:12,021 --> 00:06:15,075
...کا-کاپیتان هیتسویاگا

85
00:06:17,034 --> 00:06:20,042
.چندین دارو هست که مایلم روی شما آزمایش کنم

86
00:06:22,059 --> 00:06:24,047
قبول می‌کنین، مگه نه؟

87
00:06:25,022 --> 00:06:27,047
.ها، نیازی به نگرانی نیست

88
00:06:27,055 --> 00:06:30,097
.همه این‌ها به خاطر سیریتی هست

89
00:06:33,039 --> 00:06:36,044
...از اینکه چه‌جوری کسی که همیشه خودش رو توی آزمایشگاهش حبس

90
00:06:36,052 --> 00:06:39,032
...کرده و می‌تونه حرکاتت رو پیش‌بینی کنه غافلگیر شدی؟

91
00:06:39,073 --> 00:06:41,028
.یکبار این حرف‌ها رو بهم زدی

92
00:06:41,073 --> 00:06:42,090
چه اتفاقی داره می‌افته؟

93
00:06:43,007 --> 00:06:45,007
ها، پس می‌تونی باهام صحبت کنی؟

94
00:06:45,015 --> 00:06:46,082
!این یک کشف جدیده

95
00:06:47,020 --> 00:06:48,045
...بانکای

96
00:06:48,053 --> 00:06:50,049
دایگورن هیورین‌مارو

97
00:07:03,067 --> 00:07:07,001
...ال-الحق که خیلی قدرتمندی

98
00:07:07,072 --> 00:07:09,068
...کاپیتان هیتسویاگا...

99
00:07:10,051 --> 00:07:13,047
.چندین دارو هست که مایلم روی شما آزمایش کنم

100
00:07:14,081 --> 00:07:16,056
قبول می‌کنین، مگه نه؟

101
00:07:16,064 --> 00:07:18,006
چه اتفاقی داره می‌افته؟

102
00:07:18,027 --> 00:07:20,019
اینجا داره چه اتفاقی می‌افته؟

103
00:07:20,048 --> 00:07:23,090
.چی شد؟ مغزت شروع به تحلیل کرده و متوجه شده، که این‌طور

104
00:07:24,057 --> 00:07:27,007
!واقعاً معرکه‌ـست، کاپیتان هیتسویاگا

105
00:07:27,024 --> 00:07:29,041
تا «الان» چندمین بار بود؟

106
00:07:29,074 --> 00:07:35,071
.همه‌ی داروهام تجربه‌ی جدید و خارق‌العاده‌ای به کاربرهاش میده

107
00:07:36,066 --> 00:07:40,029
...به اون‌ها قدرت، احساس، واکنش، و شجاعتی

108
00:07:40,038 --> 00:07:41,067
.فراتر از درک انسان‌ها اعطا می‌کنه...

109
00:07:42,017 --> 00:07:45,072
.و به تو، قدرت دیدن گذشته رو دادم

110
00:07:46,088 --> 00:07:50,047
...هربار که از نقطه‌ی خاصی از این نبرد پا رو فراتر می‌ذاری

111
00:07:50,055 --> 00:07:53,026
.به گذشته برمی‌گردی...

112
00:07:54,002 --> 00:07:57,081
.و اون «نقطه» زمانی هست که من رو می‌کشی

113
00:07:58,035 --> 00:08:00,073
...به عبارت دیگه، اگه من رو نکشی

114
00:08:00,081 --> 00:08:03,052
.در این صورت آینده‌ت برای همیشه ادامه پیدا می‌کنه...

115
00:08:03,090 --> 00:08:05,015
...اما اگه من رو بکشی

116
00:08:05,023 --> 00:08:08,011
.اون‌وقت آینده‌ت توی همان لحظه متوقف می‌شه...

117
00:08:08,070 --> 00:08:10,032
واقعاً وضح افتضاحی هست، مگه نه؟

118
00:08:10,041 --> 00:08:13,037
.تا وقتی دشمنت رو نکشی نمی‌تونی ادامه بدی

119
00:08:13,070 --> 00:08:16,091
.با این حال، وقتی هم که شکستش می‌دی، به عقب برمی‌گردی

120
00:08:17,041 --> 00:08:19,087
...با این حال، نقص این دارو اینه‌که

121
00:08:19,096 --> 00:08:22,079
...فقط روی هیپوکامپ مغز(اَسبک مغز) تاثیر می‌ذاره...

122
00:08:22,088 --> 00:08:24,080
.که حافظه‌ی کوتاه مدتت رو کنترل می‌کنه...

123
00:08:25,038 --> 00:08:28,022
...به همین خاطر، کاربرهای این دارو قادر به یادآوری

124
00:08:28,030 --> 00:08:29,084
.تعداد دفعات بازگشت به گذشته نیستن...

125
00:08:30,080 --> 00:08:34,056
...و، وقتی بیش‌تر از ده باز به گذشته سفر می‌کنن

126
00:08:37,077 --> 00:08:40,006
.یک عارضه‌ی جدّی به بدن‌ـِشون وارد می‌شه...

127
00:08:41,040 --> 00:08:44,036
...بخشی از مغز که تعادل‌ بدن رو کنترل می‌کنه

128
00:08:44,044 --> 00:08:46,086
.به مدت 30 ثانیه به طور کامل فلج می‌شه...

129
00:08:47,082 --> 00:08:50,061
...کاپیتان هیتسویاگا، از اون‌جایی که شما آدم خوش قلبی هستین

130
00:08:50,070 --> 00:08:54,003
...مطمئنم توی این 30 ثانیه که بدن‌ـِتون قلج شده هیچ مشکلی ندارین...

131
00:08:54,012 --> 00:08:56,087
.ولی اگه در طول نبرد این اتفاق بی‌افته می‌تونه کشنده باشه...

132
00:08:57,070 --> 00:09:00,050
...البته می‌شه با داروی جدید این عوارض رو کنترل کرد

133
00:09:00,062 --> 00:09:03,063
.ولی نمی‌شه به بازار معرفی‌ش کرد...

134
00:09:05,017 --> 00:09:07,063
.خیلی‌خب، الان این سوال پیش میاد

135
00:09:07,076 --> 00:09:12,068
دقیقاً من چه زمانی این دارو رو بهت دادم؟

136
00:09:13,039 --> 00:09:14,068
...حروم‌زاده

137
00:09:14,068 --> 00:09:17,031
.می‌تونی جوابت رو توی گذشته بهم بگی

138
00:09:22,073 --> 00:09:24,056
آشیزوجیجیزو

139
00:09:25,002 --> 00:09:26,094
...علاوه بر حفظ تعادل‌ـت

140
00:09:27,002 --> 00:09:29,082
.اندام‌هات هم به طور کامل فلج خواهند شد...

141
00:09:32,041 --> 00:09:36,033
...تجویز این دارو برای کسی که نمی‌تونه مبارزه کنه

142
00:09:36,049 --> 00:09:38,066
.درد زیادی داره...

143
00:09:39,058 --> 00:09:40,066
...نکن

144
00:09:41,021 --> 00:09:43,000
!این کار رو نکن

145
00:09:43,050 --> 00:09:46,059
.حداقل با داد و این کلمات می‌تونی مقاومت کنی

146
00:09:46,075 --> 00:09:49,005
.که همین تا حدودی آرامش بخش هست

147
00:10:03,073 --> 00:10:07,023
...دو کاپیتان و یک سروان به جسد تبدیل شدن

148
00:10:07,061 --> 00:10:09,069
.این‌قدر رقت‌انگیزه که دیگه خنده‌دار هم نیست...

149
00:10:10,044 --> 00:10:12,061
.شما جلوی مشاهداتم رو می‌گیرین

150
00:10:12,090 --> 00:10:14,082
هرجور که می‌دونین، می‌تونین باهاشون مقابله کنین؟

151
00:11:00,058 --> 00:11:02,033
!الگوی مورفین

152
00:11:05,096 --> 00:11:07,038
مشکل این یارو چیه!؟

153
00:11:07,046 --> 00:11:09,004
!هیچ روزنه‌ای توی فشار روحی‌ش(ریاتسوش) نیست

154
00:11:09,084 --> 00:11:11,080
!پراکنده شو، سن‌بون‌زاکورا

155
00:11:16,038 --> 00:11:17,080
...گالوانیزه

156
00:11:18,039 --> 00:11:20,081
!گندش بزنن! عصاره‌م تموم شد

157
00:11:28,006 --> 00:11:31,040
...شکستت می‌دم، بعدش، سراغ کوروساکی ایچیگو می‌رم

158
00:11:31,048 --> 00:11:34,094
!اون وقت می‌تونم در کنار اعلحضرت بایستم

159
00:11:37,041 --> 00:11:38,061
!اِسکلاوِ رای(برده‌ی مقدس)

160
00:11:41,070 --> 00:11:42,079
...بانکای

161
00:11:44,012 --> 00:11:45,062
گریمانیئل(راه خدا)

162
00:11:51,079 --> 00:11:53,063
سن‌بن‌زاکورا کاگه‌یوشی

163
00:12:20,070 --> 00:12:23,041
...واقعاً همه‌شون که رقت‌انگیزن

164
00:12:23,058 --> 00:12:25,070
...ولی با توجه به توانایی‌هامون...

165
00:12:25,079 --> 00:12:28,012
.فکرکنم منطقی باشه که فقط ما باقی مونده باشیم...

166
00:12:28,062 --> 00:12:30,000
.فکرکنم حق با تو باشه

167
00:12:30,067 --> 00:12:32,071
...راستی، این واقعاً همون آدم‌ـه

168
00:12:32,079 --> 00:12:35,025
...که توسط اِز نات دهنش سرویس شد؟

169
00:12:35,076 --> 00:12:38,022
.اگه این‌جور باشه، این لعنتی خیلی سرسخته

170
00:12:38,084 --> 00:12:39,076
...حروم‌زاده‌ی لعنتی

171
00:12:40,089 --> 00:12:43,076
صبرکن ببینم، این په‌په‌ لعنتی کدوم گوری رفته؟

172
00:12:44,039 --> 00:12:48,039
!با توجه به قدرت‌هاش بیش‌تر می‌تونیم میدان نبرد رو به‌دست بگیریم

173
00:12:48,068 --> 00:12:52,027
...ولی اون مرد حال به هم زن‌ـه.
فکرکنم بتونیم بدون اون انجامش بدیم

174
00:12:52,044 --> 00:12:54,090
.حالا بی‌مصرف یا خوک، در هر صورت بهتر از هیچ چیزی هست

175
00:12:56,069 --> 00:12:57,065
.کاپیتان کوچیکی

176
00:12:57,099 --> 00:12:59,099
.من کار یکی از دشمن‌ها رو تموم کردم

177
00:13:03,049 --> 00:13:04,037
...راستی

178
00:13:05,028 --> 00:13:08,012
.کاپیتان کوچیکی، می‌بینم که شما کار سه‌ نفرشون رو تموم کردین

179
00:13:08,083 --> 00:13:11,033
...اون سه نفر رو شکست داد، در حالی
که من فقط یک نفر رو شکست دادم

180
00:13:11,062 --> 00:13:13,096
...این دقیقاً همون تفاوت سطح بین یک کاپیتان و ستوان هست...

181
00:13:14,067 --> 00:13:17,042
.شکست دادن یکی از اون‌ها چیزی نیست که بتونم باهاش فخر بفروشم...

182
00:13:20,063 --> 00:13:21,038
چی؟

183
00:13:21,076 --> 00:13:23,030
برای چی همچین کاری کردین؟

184
00:13:24,026 --> 00:13:25,068
.این سوالی هست که من باید ازت بپرسم

185
00:13:26,060 --> 00:13:28,047
برای چی بهم حمله می‌کنی؟

186
00:13:28,077 --> 00:13:30,089
دشمن تو رو تحت کنترل گرفته؟

187
00:13:31,014 --> 00:13:34,040
یا اینکه، تو دشمن توی لباس مبدل هستی؟

188
00:13:34,073 --> 00:13:35,056
چی!؟

189
00:13:35,082 --> 00:13:37,090
!نه، خودمم! قسم می‌خورم

190
00:13:38,011 --> 00:13:40,015
.اومدش-
!من به هیچ وجه تحت کنترل دشمن در نیومدم-

191
00:13:40,040 --> 00:13:43,057
...فقط دارم دستور په‌په سان رو انجام می‌دم

192
00:13:50,045 --> 00:13:51,087
.تنها یک قلب

193
00:13:51,096 --> 00:13:53,025
.تنها یک جسم

194
00:13:53,087 --> 00:13:58,030
.تنها با یک نگاه به چشمانم قلبت
به دو نیمه تقسیم خواهد شد

195
00:13:58,038 --> 00:14:01,026
...قلبت و بدنت به دو نیمه تقسیم می‌شه

196
00:14:01,034 --> 00:14:04,009
.و هر دوش به من تعلق می‌گیره...

197
00:14:06,080 --> 00:14:08,047
!«اِسترن ریتر «اِل

198
00:14:08,068 --> 00:14:11,052
!په‌په «عشق» اینجاست

199
00:14:11,077 --> 00:14:13,089
استرن ریتر
"اِل"
په‌په‌ واکابرادا

200
00:14:15,027 --> 00:14:16,056
!بوس

201
00:14:18,073 --> 00:14:19,065
!گندش بزنن

202
00:14:20,061 --> 00:14:22,015
...په‌په‌ ساما

203
00:14:23,065 --> 00:14:24,086
!نه، صبرکن، منینی

204
00:14:25,087 --> 00:14:27,049
!صبرکن

205
00:14:27,070 --> 00:14:31,087
!فقط به این خاطر که عاشقم هستین با هم‌دیگه دعوا نکنین

206
00:14:32,004 --> 00:14:35,042
...اصلاً به ذهنم خطور نکرده بود که اگه همه‌ی شما بمیرین

207
00:14:35,050 --> 00:14:37,067
!تمام این افتخارات نصیب خودم می‌شه...

208
00:14:40,088 --> 00:14:42,055
غم‌انگیزه، مگه نه؟

209
00:14:42,063 --> 00:14:44,088
.نبرد همیشه غم‌انگیزه

210
00:14:45,076 --> 00:14:48,085
.به این خاطره که اونجا عشق وجود داره

211
00:14:49,022 --> 00:14:52,093
.تمام جنگ‌ها به خاطر عشق اتفاق می‌افته

212
00:14:53,014 --> 00:14:55,044
!جایی که عشق نباشه، جنگی هم در کار نیست

213
00:14:55,077 --> 00:14:58,040
.برای همین جنگ غم‌انگیزه

214
00:14:58,077 --> 00:15:01,048
!به همین‌خاطره که اون‌ها رو این‌قدر زیبا جلوه میده

215
00:15:04,065 --> 00:15:06,041
سخنرانی‌ت رو تموم کردی؟

216
00:15:07,045 --> 00:15:08,082
.منم کارم اینجا تموم شد

217
00:15:09,083 --> 00:15:11,087
...این همه راجب عشق سخنرانی کردی اما به بیان ساده

218
00:15:11,095 --> 00:15:14,062
.می‌تونی افراد رو به میل خودت کنترل کنی...

219
00:15:15,029 --> 00:15:18,054
...و باید بگم که با نابود کردن عروسک‌گردان

220
00:15:18,063 --> 00:15:20,054
.نخ‌هایی که به عروسک‌ها هم هست از پاره می‌شه...

221
00:15:21,009 --> 00:15:23,071
.ها، باریکلا، کوچیکی بیاکویا

222
00:15:24,005 --> 00:15:25,067
کاملاً متوجه شدی، مگه نه؟

223
00:15:26,009 --> 00:15:28,051
!خیلی ترسناکه، ترسناکه، و ترسناکه

224
00:15:37,014 --> 00:15:42,069
به نظر می‌رسه این چیز به اصطلاح «عشق» نمی‌تونه
.چیزهای بدون روح رو به کنترل بگیره

225
00:15:43,007 --> 00:15:44,040
.حق با توئه

226
00:15:44,044 --> 00:15:46,057
...اما اگه متوجه همه چیز شده باشی

227
00:15:46,086 --> 00:15:48,082
...پس برای چی با زانپاکتوت اون رو مسدود کردی؟

228
00:15:51,003 --> 00:15:54,037
.می‌دونم... زانپاکتو روح داره

229
00:15:54,075 --> 00:15:59,050
.به همین خاطر توی نبرد قبلی من
بانکای هیچ کدام از شما رو نگرفتم

230
00:16:00,000 --> 00:16:04,096
.دزدیدن زانپاکتوهای با روح کاری هست که
هر وقت بخوام می‌تونم انجام بدم

231
00:16:06,067 --> 00:16:08,068
چرا رهاش کردی؟

232
00:16:08,093 --> 00:16:11,072
.تو فقط یک فرصت برای من جور کردی

233
00:16:11,072 --> 00:16:13,068
...فرصتی برای یک شینیگامی که من رو دوست داره

234
00:16:13,076 --> 00:16:16,098
.که از سلاحی استفاده کنه که اونم من رو دوست داره...

235
00:16:19,069 --> 00:16:22,015
.عشق چیزی‌ـه که باعث می‌شه از پس هر چالشی بربیای

236
00:16:22,023 --> 00:16:25,036
.این کار باعث می‌شه به سمت اهدافت کشیده بشی

237
00:16:25,044 --> 00:16:27,086
قدرت عشق خارق‌العاده‌ـست، مگه نه؟

238
00:16:32,041 --> 00:16:34,045
...من فقط با هاکودو(طلسم) می‌تونم برای زمان

239
00:16:34,054 --> 00:16:36,058
...طولانی در برابر زانپاکتو مقاومت کنم...

240
00:16:37,016 --> 00:16:39,092
...این کارم احمقانه بود با اینکه توی شکستنش تردید داشتم

241
00:16:40,000 --> 00:16:41,092
.سن‌بون‌زاکورام رو رها کردم...

242
00:16:43,038 --> 00:16:45,005
!بوسه‌ی عشق

243
00:16:49,005 --> 00:16:50,047
چی شد؟

244
00:16:50,068 --> 00:16:53,018
انگار کسی اینجاست که هیچ عشقی در قلبش نداره؟

245
00:16:53,080 --> 00:16:57,056
!نمی‌تونم بابت اینکه عشقم رو نپذیرفتی تو رو ببخشم

246
00:16:57,068 --> 00:17:01,040
!بدون شک... این غیرقابل بخشش هست

247
00:17:03,086 --> 00:17:05,036
گودوئرو(جنسیت خدا)

248
00:17:06,069 --> 00:17:08,057
ببین، ببین! دیدی؟

249
00:17:08,082 --> 00:17:10,061
!مثل بچه‌ها بی‌گناه هستم

250
00:17:10,065 --> 00:17:13,066
این‌جوری باعث می‌شه دوستم داشته باشی، مگه نه؟

251
00:17:13,074 --> 00:17:15,028
!شلاق عشق

252
00:17:18,070 --> 00:17:19,087
!صبرکن

253
00:17:20,029 --> 00:17:21,071
.نکشش

254
00:17:21,096 --> 00:17:25,042
.تصمیم گرفتم اون رو با عشق خودم بکشمش

255
00:17:29,047 --> 00:17:30,059
...بگیر

256
00:17:30,067 --> 00:17:33,005
...این عشق نهایی من

257
00:17:40,023 --> 00:17:41,019
...شما دوتا هستین

258
00:17:42,044 --> 00:17:43,085
چه بلایی سرتون اومده؟

259
00:18:06,071 --> 00:18:08,080
...خب، خب، خب

260
00:18:08,088 --> 00:18:12,051
.چه زمان مناسبی برای روبه‌رو شدن با دشمن بود

261
00:18:12,088 --> 00:18:14,072
...این همون چیزی بود که نیاز داشتم

262
00:18:14,072 --> 00:18:17,026
.تا عملکرد جوجه‌ی جسد کوروتسوچی‌م رو بسنجم...

263
00:18:17,085 --> 00:18:18,068
...کوروتسوچی

264
00:18:19,026 --> 00:18:20,068
.پس این کار توئه

265
00:18:21,014 --> 00:18:23,056
چه بلایی سر موگوروما و اوهتوری‌باشی آوردی؟

266
00:18:24,002 --> 00:18:25,081
.خیلی بی‌ادبانه‌ست که من رو مقصر همچین کار اشتباهی می‌کنی

267
00:18:26,002 --> 00:18:28,065
.در واقع بخوام حقیقت رو بگم، من نجات‌ـِشون دادم

268
00:18:31,069 --> 00:18:33,015
خب، بگین ببینم؟

269
00:18:33,040 --> 00:18:35,045
سفر به گذشته چه احساسی داره؟

270
00:18:36,049 --> 00:18:40,070
.من یک دارو رو با مایعات درون بدن آرانکارها ترکیب کرده بودم

271
00:18:41,054 --> 00:18:45,067
.مطمئنم که از ریختن خون‌ـِشون نهایت لذت رو بردین

272
00:18:47,004 --> 00:18:48,013
.خودت رو اذبت نکن

273
00:18:48,021 --> 00:18:53,034
.بدنم نسبت به تمام داروهایی که خلق می‌کنم مصونیت داره

274
00:18:56,055 --> 00:18:59,005
.نیازی نیست این‌قدر هیجان‌زده بشین

275
00:18:59,014 --> 00:19:01,018
.خیلی زود درد‌تون رو از بین می‌برم

276
00:19:05,081 --> 00:19:08,069
...میزان خون لازم برای تبدیل کردن یک نفر به زامبی

277
00:19:08,077 --> 00:19:10,098
.بستگی به ریاتسوی(فشار روحی) طرف داره...

278
00:19:11,044 --> 00:19:12,086
...اگه ریاتسوشون کم باشه

279
00:19:12,090 --> 00:19:15,036
...همین که یک قطره خون به مغزشون برسه...

280
00:19:15,040 --> 00:19:17,049
.به احتمال زیاد اون‌ها رو تبدیل به زامبی می‌کنه...

281
00:19:17,070 --> 00:19:19,032
...با این حال، اگه ریاتسوشون زیاد باشه

282
00:19:19,041 --> 00:19:22,045
...میزان اون خون اضافی باید در بدن‌ـِشون چندبرابر بشه...

283
00:19:22,054 --> 00:19:25,066
.که به راحتی در بدن حرکت کنه
...تا اون‌ها رو تبدیل به زامبی کنه

284
00:19:26,000 --> 00:19:28,025
...برای همین کاپیتان‌ها و ستوان‌ها

285
00:19:28,033 --> 00:19:30,029
.رنگ قرمز تیره‌ای روی پوست‌ـِشون هست...

286
00:19:30,050 --> 00:19:31,075
اشتباه می‌کنم؟

287
00:19:32,088 --> 00:19:36,076
.دارم ترکیب اون خون رو تغییر میده

288
00:19:37,026 --> 00:19:38,043
چی؟

289
00:19:38,059 --> 00:19:41,056
...من نمونه‌‌های خون تک تک اعضای هر

290
00:19:41,064 --> 00:19:43,035
.جوخه‌ی درون سیریتی رو در اختیار دارم...

291
00:19:43,068 --> 00:19:46,019
...این دارو هر خون خارجی رو با ماده‌ای

292
00:19:46,027 --> 00:19:49,094
.که شبیه خون هست و خودم ساخته‌م جایگزین می‌کنه...

293
00:19:50,052 --> 00:19:52,094
.من نمی‌فهمم داری چی می‌گی

294
00:19:53,036 --> 00:19:54,065
.غافلگیرم نکردی

295
00:19:54,099 --> 00:19:56,090
.پس نتیجه رو بهت بگم

296
00:19:57,032 --> 00:19:59,028
...با تزریق این دارو

297
00:19:59,095 --> 00:20:02,091
.زامبی‌هات تبدیل به زامبی‌های من می‌شه...

298
00:20:04,045 --> 00:20:06,083
.خیلی ممنون که به حرفام گوش کردی

299
00:20:08,075 --> 00:20:11,038
.تو شکست خوردی، دختره‌ی زامبی

300
00:20:17,009 --> 00:20:19,080
پس... این نتیجه‌ش هست؟

301
00:20:20,080 --> 00:20:23,089
...اگه می‌خواستی می‌تونستی اجازه بدی بمیرن

302
00:20:24,006 --> 00:20:25,097
...پس برای چی با زندگی‌شون بازی می‌کنی؟

303
00:20:26,018 --> 00:20:29,048
.مثل همیشه، هر دوتامون نظر متفاوتی داریم

304
00:20:30,056 --> 00:20:33,019
...مگه فراموش کردی که وظیفه‌ی جوخه‌ی سیزدگانه‌ی دادگاه

305
00:20:33,023 --> 00:20:36,044
...محافظت کردن تا پای مرگ از سیریتی هست؟

306
00:20:36,090 --> 00:20:37,082
.کارت رو توجیه می‌کنی

307
00:20:38,082 --> 00:20:39,095
.هرچی دوست داری بگو

308
00:20:46,062 --> 00:20:50,046
.می‌دونین که، عشق من قوی‌تر از زامبی‌های جی‌جی هست

309
00:20:50,071 --> 00:20:54,017
...من قبلاً یکبار حتی یکی از زامبی‌های جی‌جی رو

310
00:20:54,025 --> 00:20:55,017
...مجذوب خودم...

311
00:20:57,021 --> 00:20:58,013
...خدا جون

312
00:20:58,022 --> 00:21:00,022
اصلاً به حرف‌هامون گوش می‌کردی؟

313
00:21:00,055 --> 00:21:04,076
...همون‌جور که گفتم، این‌ها دیگه زامبی‌های جی‌جی نیستن

314
00:21:04,085 --> 00:21:06,089
.زامبی‌های من هستن...

315
00:21:07,072 --> 00:21:10,094
.زامبی‌های من چیزی از عشق سر در نمیارن

316
00:21:27,079 --> 00:21:28,091
!گندش بزنن

317
00:21:29,037 --> 00:21:31,071
...یک مشت سگ ولگرد بی‌عشق دور هم جمع شدن

318
00:21:31,079 --> 00:21:33,083
...تاوان این کارشون رو پس میدن...

319
00:21:38,080 --> 00:21:41,059
!ل-لی-لیلتاتو چان

320
00:21:43,051 --> 00:21:46,072
...خو-خو-خوشحال شدم که می‌بینم حالت این‌قدر خوبه

321
00:21:52,081 --> 00:21:55,094
...سعی کردی با قرار دادن ما مقابل هم‌دیگه بکشی‌مون...

322
00:21:56,036 --> 00:22:00,024
مطمئنم می‌دونی چه‌جوری باید مسئولیت کارت رو برعهده بگیری، مگه نه؟

323
00:22:04,049 --> 00:22:06,095
!لطفاً من رو ببخش

324
00:22:12,020 --> 00:23:25,000
ترجمان: نیما پناهی

325
00:22:18,059 --> 00:22:22,092
...در یک چشم به هم زدن، تمام نورها خاموش شد

326
00:22:23,001 --> 00:22:24,022
...و به من یادآور شد...

327
00:22:24,030 --> 00:22:25,047
...همراه با یک آوا...

328
00:22:25,055 --> 00:22:27,047
...و نمی‌تونم از سرجام تکون بخورم...

329
00:22:28,047 --> 00:22:32,064
...حتی یک میلی‌متر هم قادر به حرکت نیستم...

330
00:22:32,073 --> 00:22:33,085
...از جمله‌هایی که تکرار کردم...

331
00:22:33,094 --> 00:22:37,048
...تمام جمله‌ها... نمی‌خوام فراموش‌ـِشون کنم...

332
00:22:37,056 --> 00:22:38,086
...بازسازی شد...

333
00:22:38,094 --> 00:22:39,098
...تکرار شد...

334
00:22:40,003 --> 00:22:41,003
...تبدیل به نشانه‌ای شد...

335
00:22:41,015 --> 00:22:42,061
...و متوجه این غبارها شدم...

336
00:22:42,069 --> 00:22:43,045
...صبر پیشه کردم و پیشه کردم...

337
00:22:43,053 --> 00:22:44,095
...اما آغاز نشد...

338
00:22:45,003 --> 00:22:46,003
...اگر به فراموشی سپرده شده...

339
00:22:46,011 --> 00:22:47,045
...تسلیم می‌شم...

340
00:22:47,053 --> 00:22:48,049
...اما نمی‌تونم...

341
00:22:48,058 --> 00:22:49,074
...می‌تونم شانه‌ت را قرض بگیرم؟

342
00:22:49,083 --> 00:22:51,045
...با آن چاقو...

343
00:22:51,045 --> 00:22:53,062
...که به جا مانده...

344
00:22:54,066 --> 00:22:56,050
...همه چیز را در هم‌ می‌درم...

345
00:22:56,050 --> 00:22:57,071
...با این حال

346
00:22:57,079 --> 00:23:00,005
...در وسط رویاهامون...

347
00:23:00,013 --> 00:23:02,055
...به جست و جو ادامه می‌دیم...

348
00:23:02,063 --> 00:23:04,076
...به خاطر زخمی که برداشتیم...

349
00:23:04,084 --> 00:23:07,055
...که این دنیا همچنان به ما یادآور می‌شود...

350
00:23:07,064 --> 00:23:09,081
...با این میل شدید...

351
00:23:09,089 --> 00:23:13,018
...که به ادامه‌ی زندگی داریم...

352
00:23:13,027 --> 00:23:18,036
...فردا را انتخاب کردیم که دیگر برنمی‌گردد...

353
00:23:18,044 --> 00:23:23,003
...کمی بعد...

354
00:23:23,015 --> 00:23:27,061
...پرده‌ی آخر فرو می‌ریزد...

355
00:23:28,024 --> 00:23:31,074
...به ما نورش را می‌تاباند...

356
00:23:31,083 --> 00:23:34,070
...که این پایان چرخه‌ی نادیده‌هاست

357
00:23:58,015 --> 00:23:59,065
...که این‌طور

358
00:24:00,061 --> 00:24:03,019
.پس این ناحیه‌ی سلطنتی هست...

359
00:24:10,091 --> 00:24:17,041
آیا
زندگی
تنها
چیزی‌ـست

360
00:24:14,090 --> 00:24:17,041
که
می‌توانی
ببری

