1
00:00:00,500 --> 00:00:02,200


2
00:00:01,876 --> 00:00:05,004
،‫تو آینده‌ای نه چندان دور
‫وقتی شبکه‌های شرکتی...‬

3
00:00:05,088 --> 00:00:08,257
‫زمین رو با خطوط ارتباطی
‫الکترونیکی و نوری پر کردن،‬

4
00:00:08,341 --> 00:00:11,510
‫اما جامعه هنوز اون‌قدر کامپیوتری نشده‬

5
00:00:11,594 --> 00:00:16,349
‫که ملیت‌ها و نژادها رو از بین ببره...‬

6
00:00:18,518 --> 00:00:19,894
‫<i>قابل توجه تمام واحدهای گشتی هوایی،</i>‬

7
00:00:19,978 --> 00:00:23,689
‫<i>یه مورد ۲۰۸ تو منطقه C-13
‫نیوپورت سیتی در جریانه.</i>‬

8
00:00:23,773 --> 00:00:26,817
‫<i>حریم هوایی این منطقه
‫بسته می‌شه. تکرار می‌کنم.</i>‬

9
00:00:26,901 --> 00:00:28,653
‫<i>قابل توجه تمام واحدهای گشتی هوایی،</i>‬

10
00:00:28,737 --> 00:00:32,448
‫<i>یه مورد ۲۰۸ تو منطقه C-13
‫نیوپورت سیتی در جریانه.</i>‬

11
00:00:32,532 --> 00:00:34,826
‫<i>حریم هوایی این منطقه بسته می‌شه...</i>‬

12
00:01:02,729 --> 00:01:04,563
‫<i>نیازی به نگرانی نیست.</i>‬

13
00:01:04,647 --> 00:01:07,692
‫<i>کشور ما خوب بلده گندکاری‌هاش رو بپوشونه.</i>‬

14
00:01:07,776 --> 00:01:09,360
‫<i>واسه همینه که بهم احتیاج داری، نه؟</i>‬

15
00:01:09,444 --> 00:01:13,114
‫<i>بستگی داره چطوری بهش نگاه کنی. به هر
‫حال هر برنامه‌ای باگ‌های خودش رو داره،</i>‬

16
00:01:13,198 --> 00:01:16,784
‫<i>و فکر کنم آدم کاردرستی مثل
‫تو بتونه مشکلمون رو حل کنه.</i>‬

17
00:01:16,868 --> 00:01:18,160
‫<i>شما نمی‌فهمین.</i>‬

18
00:01:18,244 --> 00:01:21,372
‫<i>ما حتی مطمئن نیستیم پروژه
‫۲۵۰۱ واقعاً یه باگ باشه.</i>‬

19
00:01:21,456 --> 00:01:23,874
‫<i>در اصل، هدف این پروژه...</i>‬

20
00:01:23,958 --> 00:01:27,837
‫<i>سرگرد کوساناگی، بخش ۶
‫مستقر شده و آماده‌ی عملیاته.</i>‬

21
00:01:27,921 --> 00:01:30,798
‫<i>- سرگرد، صدام رو داری؟
‫- آره، شنیدم.</i>‬

22
00:01:30,882 --> 00:01:32,383
‫<i>تعجب می‌کنم اصلاً چیزی می‌شنوی.</i>‬

23
00:01:32,467 --> 00:01:35,720
‫<i>امروز چرا تو مغزت این‌قدر پارازیته؟</i>‬

24
00:01:35,804 --> 00:01:37,597
‫لابد یه سیمش شل شده.‬

25
00:01:45,939 --> 00:01:47,356
‫فکر نمی‌کنی اگه بخش ۹
‫تو کار بخش ۶ دخالت کنه،‬

26
00:01:47,440 --> 00:01:50,985
‫بعداً داستان بشه؟‬

27
00:01:51,069 --> 00:01:53,404
‫اگه بخش ۶ بتونه اون عوضی رو بگیره،‬

28
00:01:53,488 --> 00:01:55,448
‫تنها کاری که واقعاً
‫می‌تونن بکنن اخراج کردنشه.‬

29
00:01:55,532 --> 00:01:57,533
.‫یادت نره، ما بخش ۹ هستیم
‫ما گندکاری‌ها رو جمع می‌کنیم.‬

30
00:01:57,617 --> 00:02:00,327
‫ما همونایی هستیم که
‫دست‌مون رو کثیف می‌کنیم.‬

31
00:02:00,411 --> 00:02:02,861
‫وقتشه. بزنیم به چاک سمت محل قرار.‬

32
00:02:40,910 --> 00:02:43,037
‫- چی؟ پلیس اینجا چیکار می‌کنه؟
‫- هان؟‬

33
00:02:50,670 --> 00:02:53,506
‫تمومش کنین! کی بهتون گفت شلیک کنین؟
‫همین الان اسلحه‌ها رو بذارین زمین!‬

34
00:02:54,507 --> 00:02:55,508
‫تکون نخور!‬

35
00:02:56,509 --> 00:02:57,843
‫دست‌ها بالا!‬

36
00:02:57,927 --> 00:03:00,137
‫من مصونیت دیپلماتیک دارم.‬

37
00:03:00,221 --> 00:03:02,389
‫می‌خوام با مسئول اینجا حرف بزنم.‬

38
00:03:02,473 --> 00:03:05,059
‫خارج کردن برنامه‌نویس‌های
‫رده‌بالا از کشور،‬

39
00:03:05,143 --> 00:03:06,852
‫امنیت ملی رو به خطر می‌ندازه.‬

40
00:03:06,936 --> 00:03:11,315
‫ما حتی می‌تونیم به جرم
‫آدم‌ربایی پات رو بکشیم وسط.‬

41
00:03:11,399 --> 00:03:12,858
‫چاره‌ای نداری. ولش کن بره.‬

42
00:03:12,942 --> 00:03:14,401
‫امکان نداره.‬

43
00:03:14,485 --> 00:03:18,405
‫آقای دایتا از ما پناهندگی سیاسی خواسته
‫و تعهدنامه‌ی امضا شده‌اش دست ماست.‬

44
00:03:18,489 --> 00:03:21,117
‫- چی؟
‫- لازم نیست توضیح بدم.‬

45
00:03:21,201 --> 00:03:24,120
‫کشور من طبق قوانین
‫بین‌المللی این حق رو داره‬

46
00:03:24,204 --> 00:03:27,164
‫که به هر کسی پناهندگی و حق عبور امن بده.‬

47
00:03:27,248 --> 00:03:29,250
‫تعهدنامه تو سفارته.‬

48
00:03:29,334 --> 00:03:31,502
‫تا دو روز دیگه یه
‫کپی‌اش رو برات می‌فرستم.‬

49
00:03:31,586 --> 00:03:33,796
‫دایتا، اگه برگردی کشته می‌شی.‬

50
00:03:33,880 --> 00:03:38,092
‫بهت هشدار می‌دم مواظب حرف زدنت
‫باشی. کشور ما یه دموکراسی صلح‌طلبه.‬

51
00:03:38,176 --> 00:03:39,885
‫<i>اره جون خودت!</i>‬

52
00:03:39,969 --> 00:03:41,471
‫اوه!‬

53
00:03:43,514 --> 00:03:44,724
‫پنجره! شلیک کن!‬

54
00:03:48,728 --> 00:03:49,729
‫هان؟‬

55
00:03:53,149 --> 00:03:56,653
‫باورم نمی‌شه. استتار نوری-حرارتی.‬

56
00:08:40,228 --> 00:08:43,231
‫آراماکی! عجب غافلگیری‌ای.‬

57
00:08:44,815 --> 00:08:47,317
‫خب، چی شده که رئیس بخش ۹ پاش باز شده‬

58
00:08:47,401 --> 00:08:49,445
‫به وزارت امور خارجه؟‬

59
00:08:49,529 --> 00:08:51,572
‫باید در مورد اون مذاکرات محرمانه‌ای که‬

60
00:08:51,656 --> 00:08:53,782
‫فردا با جمهوری گاوِل دارین بپرسم.‬

61
00:08:53,866 --> 00:08:55,534
‫طبق روال اداری، البته.‬

62
00:08:55,618 --> 00:08:58,078
‫خب، رژیمی که بعد انقلاب
‫تو گاول سر کار اومد،‬

63
00:08:58,162 --> 00:09:01,373
‫درخواست کمک مالی
‫کرده، ظاهراً واسه نوسازی.‬

64
00:09:01,457 --> 00:09:04,501
،‫دم از دموکراسی می‌زنن
‫ولی هیچ فرقی با قبلی‌ها ندارن.‬

65
00:09:04,585 --> 00:09:07,921
‫حالا چون قدیما استثمارشون
‫کردیم، فکر می‌کنن ارث باباشونه.‬

66
00:09:08,005 --> 00:09:10,966
.‫- نمک‌نشناس‌ها
‫- وزارت‌خونه می‌خواد چیکار کنه؟‬

67
00:09:11,050 --> 00:09:12,426
‫خب، یه مشکلی هست.‬

68
00:09:12,510 --> 00:09:15,429
‫رهبر حکومت نظامی قبلی
‫که کشور رو دستش داشت،‬

69
00:09:15,513 --> 00:09:17,556
‫اینجاست و پناهندگی سیاسی می‌خواد.‬

70
00:09:17,640 --> 00:09:19,308
‫منظورتون سرهنگ مالِس‌ه، درسته؟‬

71
00:09:19,392 --> 00:09:22,311
‫بله، و این یعنی یا باید
‫پول رو به گاول ندیم‬

72
00:09:22,395 --> 00:09:27,483
‫و با مالس مثل پناهنده سیاسی رفتار کنیم، یا
‫بهشون کمک کنیم و <i>اون</i> رو پرت کنیم بیرون.‬

73
00:09:28,484 --> 00:09:32,154
،‫من خودم مایلم اخراجش کنم
‫حتی با زور، اگه لازم باشه،‬

74
00:09:32,238 --> 00:09:35,588
‫ولی باید یه دلیل سیاسیِ
‫دهن‌پرکن براش پیدا کنم.‬

75
00:09:43,291 --> 00:09:45,209
‫راستی، می‌خواستم بابت کمکت تشکر کنم،‬

76
00:09:45,293 --> 00:09:47,294
‫سر اون قضیه‌ی پناهندگی قبلی.‬

77
00:09:47,378 --> 00:09:49,713
‫ناکامورا از بخش ۶
‫اون‌قدرها هم قدردان نبود.‬

78
00:09:49,797 --> 00:09:53,801
‫ولی خب می‌دونی که ما تو کار
‫دیپلماسی باید از دردسر دوری کنیم.‬

79
00:09:58,639 --> 00:09:59,890
‫دسترسی.‬

80
00:10:00,933 --> 00:10:04,478
‫ارتباط قطع شد. چه اتفاقی
‫واسه خروجی نوار مغزی افتاد؟‬

81
00:10:04,562 --> 00:10:07,982
‫نرماله. می‌رم رو حالت شبیه‌سازی.‬

82
00:10:09,817 --> 00:10:12,736
‫اگه در جریان نیستی، این مترجمِ وزیره.‬

83
00:10:12,820 --> 00:10:16,198
‫بیست و سه دقیقه پیش، از طریق
‫یه خط داده به مغزش نفوذ کردن.‬

84
00:10:16,282 --> 00:10:19,159
‫ضداطلاعات خارجی در این
‫مورد بهمون هشدار داده بود.‬

85
00:10:19,243 --> 00:10:21,119
‫هکری به اسم «عروسک‌گردان»‬

86
00:10:21,203 --> 00:10:24,540
‫شروع کرده به نفوذ تو ترمینال‌های کل شبکه.‬

87
00:10:24,624 --> 00:10:26,208
‫ما فکر می‌کنیم احتمالاً هدف بعدی‌اش‬

88
00:10:26,292 --> 00:10:30,170
‫مذاکرات محرمانه‌ای باشه
‫که با جمهوری گاول داریم.‬

89
00:10:30,254 --> 00:10:33,674
‫واسه احتیاط، تمام کسایی که تو
‫مذاکرات هستن رو تحت نظر گرفتیم.‬

90
00:10:33,758 --> 00:10:36,843
‫شک من اینه که وقتی به روحش نفوذ کرد،‬

91
00:10:36,927 --> 00:10:39,137
‫ازش واسه ترور
‫نماینده‌های کلیدی استفاده کنه.‬

92
00:10:39,221 --> 00:10:40,806
‫خب چقدر وقت داریم‬

93
00:10:40,890 --> 00:10:44,059
‫تا این هکر برنامه‌ی سد دفاعی‌اش
‫رو بشکنه و به روحش برسه؟‬

94
00:10:44,143 --> 00:10:45,644
‫تقریباً دو ساعت.‬

95
00:10:45,728 --> 00:10:47,729
‫داره از یه ویروس قدیمی
‫HA3 استفاده می‌کنه.‬

96
00:10:47,813 --> 00:10:49,439
‫بعد از اون، مجبوریم ارتباط رو قطع کنیم‬

97
00:10:49,523 --> 00:10:51,191
‫تا خطری سیستم رو تهدید نکنه.‬

98
00:10:51,275 --> 00:10:56,030
‫باتو و ایشیکاوا دارن با ماشین منبع سیگنال
‫رو ردگیری می‌کنن. باهاشون تماس بگیر.‬

99
00:11:11,170 --> 00:11:14,631
‫می‌دونی، من که سر در نمی‌آرم چه
‫خبره. سرگرد، برام روشنش می‌کنی؟‬

100
00:11:14,715 --> 00:11:18,135
‫حرف از همون «عروسک‌گردان»
‫هکر مرموز و بدنامِ؟‬

101
00:11:18,219 --> 00:11:20,596
‫خب، ما هم چیز زیادی نمی‌دونیم.‬

102
00:11:20,680 --> 00:11:22,848
‫نه جنسیتی، نه سن و سالی و نه سابقه‌ای.‬

103
00:11:22,932 --> 00:11:25,225
‫فکر می‌کنیم طرف آمریکایی باشه.‬

104
00:11:25,309 --> 00:11:28,228
‫این اولین باره که سر
‫و کله‌اش اینجا پیدا شده.‬

105
00:11:28,312 --> 00:11:32,357
‫تنها چیزی که با قطعیت می‌دونیم اینه که
‫تو لیست تحت‌تعقیب‌ترین‌های بین‌المللیه،‬

106
00:11:32,441 --> 00:11:37,195
‫به خاطر جرم‌هایی مثل دست‌کاری
‫بورس، جمع‌آوری غیرقانونی اطلاعات،‬

107
00:11:37,279 --> 00:11:41,116
‫مهندسی سیاسی و چندین
‫مورد عملیات تروریستی.‬

108
00:11:41,200 --> 00:11:42,200
‫خب چرا این لقب رو روش گذاشتن؟‬

109
00:11:42,284 --> 00:11:44,411
‫لقب «عروسک‌گردان» از
‫هک کردن روح (گوست) میاد.‬

110
00:11:44,495 --> 00:11:48,665
‫خب، اگه این‌قدر کاردرسته، چرا از
‫یه ویروس قدیمی HA3 استفاده می‌کنه؟‬

111
00:11:48,749 --> 00:11:49,875
‫یه لحظه بهش فکر کن.‬

112
00:11:49,959 --> 00:11:52,919
‫یا داره ردش رو پاک می‌کنه
‫یا داره برامون طعمه می‌ذاره.‬

113
00:11:53,003 --> 00:11:55,464
‫درسته که ردگیریِ یه روش مدرن‌تر سخت‌تره،‬

114
00:11:55,548 --> 00:11:59,134
‫ولی ممکنه شک‌ها رو ببره سمت
‫نقش سرهنگ مالس تو این ماجرا.‬

115
00:11:59,218 --> 00:12:01,928
‫داری می‌گی به خاطر همینه که
‫از یه روش قدیمی استفاده کرده،‬

116
00:12:02,012 --> 00:12:04,389
‫که کسی به مالس شک نکنه؟‬

117
00:12:04,473 --> 00:12:08,810
‫یا شایدم همه‌اش یه نقشه پیچیده‌ست
‫که ما رو به اون سمت بکشونه.‬

118
00:12:08,894 --> 00:12:12,105
‫همیشه این احتمال هست که مالس
‫فقط یه مهره تو این بازی باشه.‬

119
00:12:12,189 --> 00:12:16,360
.‫دیگه داری کشش می‌دی
‫هیچ مدرک محکمی نداری.‬

120
00:12:16,444 --> 00:12:17,737
‫نه، مدرکی ندارم.‬

121
00:12:20,030 --> 00:12:23,200
‫فقط یه پچ‌پچه. تو روحم می‌شنومش.‬

122
00:12:23,284 --> 00:12:26,495
‫راستی، هنوز از اون
‫هفت تیر استفاده می‌کنی؟‬

123
00:12:26,579 --> 00:12:29,289
‫باید بیخیال نگرانی بابت گیر
‫کردن اسلحه‌های خودکار بشی.‬

124
00:12:29,373 --> 00:12:31,166
‫من از «ماتِوا»ی خودم خوشم میاد.‬

125
00:12:31,250 --> 00:12:36,004
‫خب، قدرت بازدارندگیِ واقعی
‫مهم‌تر از سلیقه‌ی تو تو اسلحه‌ست.‬

126
00:12:36,088 --> 00:12:39,216
‫چون اون بیرون جونِ منه که تو
‫خطره، از «زاستِبر» استفاده کن.‬

127
00:12:39,300 --> 00:12:40,301
‫چشم، سرگرد.‬

128
00:12:41,302 --> 00:12:44,179
‫از وقتی شروع کردم یه چیزی
‫هست که می‌خواستم بپرسم.‬

129
00:12:44,263 --> 00:12:47,015
‫چرا یکی مثل من رو از
‫نیروی پلیس منتقل کردی اینجا؟‬

130
00:12:47,099 --> 00:12:50,185
.‫- چون به یکی مثل تو احتیاج داریم
‫- هان؟‬

131
00:12:50,269 --> 00:12:52,020
‫اولاً، تو یه پلیسِ سالمی.‬

132
00:12:52,104 --> 00:12:54,022
‫ثانیاً، هیچ‌وقت پات رو
‫از گلیمت درازتر نکردی،‬

133
00:12:54,106 --> 00:12:55,273
‫و سوماً، تو یه مرد خانواده‌ای.‬

134
00:12:55,357 --> 00:12:57,359
‫و به جز یه کم تقویت مغزی،‬

135
00:12:57,443 --> 00:12:59,194
‫بدنت تقریباً کاملاً انسانیه.‬

136
00:12:59,278 --> 00:13:02,280
‫اگه همه‌مون یه جور واکنش نشون
‫می‌دادیم، قابل پیش‌بینی می‌شدیم،‬

137
00:13:02,364 --> 00:13:05,200
‫و همیشه بیش از یه راه برای
‫نگاه کردن به یه وضعیت وجود داره.‬

138
00:13:05,284 --> 00:13:08,537
‫چیزی که واسه گروه صدق
‫می‌کنه، واسه فرد هم درسته.‬

139
00:13:08,621 --> 00:13:12,708
‫ساده‌ست... تخصصِ بیش
‫از حد، باعث ضعف می‌شه.‬

140
00:13:12,792 --> 00:13:14,585
‫این یه مرگ تدریجی‌یه.‬

141
00:13:25,805 --> 00:13:27,890
!‫- لعنتی! یالا دیگه
‫- الان میام!‬

142
00:13:32,728 --> 00:13:35,564
‫ای بابا! همین الانشم ۴۰ ثانیه دیر کردیم.‬

143
00:13:35,648 --> 00:13:37,858
‫- می‌شه عجله کنی؟
‫- صبر کن، الانه که تموم شه.‬

144
00:13:37,942 --> 00:13:39,735
‫معلومه از اون روزای گندِ.‬

145
00:13:45,741 --> 00:13:46,950
‫هی، شرمنده رفیق.‬

146
00:13:47,034 --> 00:13:50,454
‫شریک قبلی‌ام رو گرفتن، چون به
‫اسم مهاجر غیرقانونی کار می‌کرد.‬

147
00:13:50,538 --> 00:13:53,488
‫انگلیسی بلد نبود ولی
‫کارش از تو خیلی بهتر بود.‬

148
00:13:55,292 --> 00:13:57,502
‫خب چی می‌خوای بفهمی که حاضری واسش‬

149
00:13:57,586 --> 00:13:59,921
‫مغز زنت رو هک کنی، هان؟‬

150
00:14:00,005 --> 00:14:02,090
‫زنم اصلاً وقت نداره.‬

151
00:14:02,174 --> 00:14:04,342
‫حالا، یهو طلاق می‌خواد.‬

152
00:14:04,426 --> 00:14:07,387
‫تازه قضیه بدتر هم
‫شده، دخترم، تنها بچه‌ام،‬

153
00:14:07,471 --> 00:14:10,098
‫فکر کرده من همونی‌ام که
‫دارم به مامانش خیانت می‌کنم.‬

154
00:14:10,182 --> 00:14:13,059
‫چیزی که نمی‌فهمم اینه که، تو چطوری
‫یه قفل‌شکنِ سد دفاعی گیر آوردی؟‬

155
00:14:13,143 --> 00:14:14,895
‫از یه آدم خیلی مشتی گرفتمش.‬

156
00:14:14,979 --> 00:14:18,064
‫تو یه بار بودم و اون
‫داستانِ غصه‌ام رو شنید.‬

157
00:14:18,148 --> 00:14:21,985
‫گفتم که وکیل زنم نذاشته
‫ببینمش، دخترم رو هم همین‌طور.‬

158
00:14:22,069 --> 00:14:23,069
‫لابد دلش سوخته،‬

159
00:14:23,153 --> 00:14:26,364
‫چون بهم یاد داد چطوری
‫از نقاط مختلفِ مسیر هک کنم.‬

160
00:14:26,448 --> 00:14:27,992
‫ردگیری‌اش سخته.‬

161
00:14:32,621 --> 00:14:35,123
‫عنتر! فکر کردی جاده ارث باباته؟‬

162
00:14:35,207 --> 00:14:38,557
‫انگار فقط ما نیستیم که اینجا عجله داریم.‬

163
00:14:41,547 --> 00:14:43,048
‫هیچی. ریدم توش.‬

164
00:14:44,174 --> 00:14:45,801
‫چه فایده که داریم خودمونو پاره می‌کنیم؟‬

165
00:14:45,885 --> 00:14:48,470
،‫هر بار می‌رسیم به منبع
‫اونا خیلی وقته جیم زدن.‬

166
00:14:48,554 --> 00:14:51,473
.‫- فقط داریم وقت‌مونو تلف می‌کنیم
‫<i>- فعلاً بیخیال نشو.</i>‬

167
00:14:51,557 --> 00:14:54,059
‫<i>کوساناگی و توگوسا دارن
‫می‌رن سمت منطقه‌ی بعدی،</i>‬

168
00:14:54,143 --> 00:14:56,812
‫<i>جایی که انتظار می‌ره
‫هکر نفوذ کنه. بهوش باشین.</i>‬

169
00:14:56,896 --> 00:14:59,189
‫- دنبال چی بگردیم، رئیس؟
‫<i>- هر چی!</i>‬

170
00:15:01,275 --> 00:15:03,903
‫همون‌طور که گفتم، وقت تلف کردنه.‬

171
00:15:04,028 --> 00:15:05,028
‫لعنت به این شانس!‬

172
00:15:05,112 --> 00:15:07,322
‫اوه، گندش بزنن! از دستش دادم!‬

173
00:15:07,406 --> 00:15:10,575
‫هی پیرمرد، کسی رو ندیدی
‫اینجا با تلفن حرف بزنه؟‬

174
00:15:10,659 --> 00:15:13,203
‫- خب که چی؟ کی می‌خواد بدونه؟
‫- فقط جوابم رو بده!‬

175
00:15:13,287 --> 00:15:14,287
‫کسی رو دیدی یا نه؟‬

176
00:15:14,371 --> 00:15:18,875
،‫آره. دیدم آشغالی داره زنگ می‌زنه
‫واسه همین فکر کردم وقت دارم‬

177
00:15:18,959 --> 00:15:20,794
‫که آشغال‌هام رو بیارم پایین.‬

178
00:15:23,797 --> 00:15:26,133
‫هی! این رو واسه من نمی‌بری؟‬

179
00:15:27,134 --> 00:15:30,887
.‫کامیون زباله؟ هوشمندانه است
‫هر هفت دقیقه جاش رو عوض می‌کنه.‬

180
00:15:30,971 --> 00:15:34,892
‫مرکز، اطلاعات هدف رو از
‫منطقه کنترل اون کامیون برام بفرست.‬

181
00:15:47,071 --> 00:15:50,198
‫<i>هشت تا ماشین جمع‌آوری
‫زباله تو منطقه تحت نظر هستن.</i>‬

182
00:15:50,282 --> 00:15:52,868
‫<i>هدف شماره ۵۸ هست، یه ماشین مدل C.</i>‬

183
00:15:56,038 --> 00:15:57,122
‫<i>فرمون رو بده به من.</i>‬

184
00:16:05,631 --> 00:16:08,717
‫<i>ایشیکاوا، برو خونه‌های اون
‫آشغال‌جمع‌کن‌ها رو چک کن.</i>‬

185
00:16:08,801 --> 00:16:10,719
‫<i>باتو، کامیون رو تو
‫ایستگاه بعدی‌اش گیر بنداز.</i>‬

186
00:16:10,803 --> 00:16:13,221
‫ممکنه با کسی در تماس بوده باشن.‬

187
00:16:13,305 --> 00:16:15,390
‫تعقیب‌شون کن، ولی فعلاً کاری نکن. فهمیدی؟‬

188
00:16:15,474 --> 00:16:18,185
‫<i>اطلاعات نقاط جمع‌آوری زباله رو گرفتیم.</i>‬

189
00:16:19,186 --> 00:16:22,886
‫<i>همه‌ی نقاط با جاهایی که تماس‌ها
‫ازشون گرفته شده یکی هستن.</i>‬

190
00:16:23,649 --> 00:16:26,067
‫<i>هدف الان تو نقطه بعدی وایساده.</i>‬

191
00:16:26,151 --> 00:16:27,987
‫<i>نفوذ HA-3 تایید شد.</i>‬

192
00:16:32,116 --> 00:16:35,285
‫هی! چطوره نیمه‌ی دوم مسیر
‫رو من آشغال‌ها رو جمع کنم‬

193
00:16:35,369 --> 00:16:36,620
‫و تو زنگ بزنی؟‬

194
00:16:38,080 --> 00:16:39,080
‫خب؟‬

195
00:16:39,164 --> 00:16:41,291
‫عمراً اگه تو کارهای خلاف شریکت بشم.‬

196
00:16:41,375 --> 00:16:43,501
‫زنِ خودته، خودت یه فکری به حالش بکن.‬

197
00:16:43,585 --> 00:16:45,754
‫بگو ببینم، خودت اصلاً بچه داری؟‬

198
00:16:45,838 --> 00:16:47,672
‫شوخی می‌کنی دیگه.‬

199
00:16:47,756 --> 00:16:51,426
‫پس لابد نمی‌فهمی یه پدر چه
‫حسی به دختر کوچولوش داره.‬

200
00:16:51,510 --> 00:16:54,054
‫اون فرشته‌ی قشنگ و عزیزِ منه.‬

201
00:16:54,138 --> 00:16:55,680
‫- می‌بینی؟
‫- برو اون‌ور!‬

202
00:16:55,764 --> 00:16:57,614
‫من حوصله این اراجیف رو ندارم.‬

203
00:17:00,728 --> 00:17:04,356
‫آره، ماشین ۵۸. آره، چی... اون چیه؟‬

204
00:17:05,357 --> 00:17:07,776
‫پلیس‌ها واسه چی می‌خوان
‫مسیرهای ما رو بدونن؟‬

205
00:17:07,860 --> 00:17:10,362
‫من از کجا بدونم؟ چرا از من می‌پرسی؟‬

206
00:17:14,366 --> 00:17:17,619
‫وای خدای من، فهمیدن! اون پسره
‫که کمکم کرد، باید بهش خبر بدم!‬

207
00:17:17,703 --> 00:17:19,788
‫گوش کن، باید بیخیال ایستگاه بعدی بشیم.‬

208
00:17:19,872 --> 00:17:20,872
‫چی؟‬

209
00:17:20,956 --> 00:17:22,123
‫<i>هدف از مسیر خارج شده،</i>‬

210
00:17:22,207 --> 00:17:24,834
‫<i>و با سرعت داره می‌ره
‫سمت نقطه تعیین‌شده‌ی بعدی.</i>‬

211
00:17:24,918 --> 00:17:27,879
‫<i>کار من نبود. امکان نداشت من رو لو بدن.</i>‬

212
00:17:27,963 --> 00:17:29,464
‫<i>لابد وقتی به شبکه بخش خدمات شهری</i>‬

213
00:17:29,548 --> 00:17:32,175
‫<i>وصل شدم، ردم رو زدن.</i>‬

214
00:17:32,259 --> 00:17:33,843
‫دفعه بعد از درِ پشتی برو.‬

215
00:17:33,927 --> 00:17:35,804
‫<i>اون رو ول کن. فقط بازداشت‌شون کنین.</i>‬

216
00:17:40,392 --> 00:17:41,894
.‫- حالا می‌تونی برونی
‫- هان؟‬

217
00:18:09,630 --> 00:18:11,882
‫هی، اونا می‌دونن!‬

218
00:18:46,041 --> 00:18:49,419
‫یا عیسی مسیح! از چی داره
‫استفاده می‌کنه؟ اون ون ضدگلوله بود!‬

219
00:18:49,503 --> 00:18:51,087
‫<i>مواظب باش! گلوله‌های سرعت‌بالا داره.</i>‬

220
00:18:51,171 --> 00:18:52,672
‫<i>در ماشینت جلوشون رو نمی‌گیره.</i>‬

221
00:18:52,756 --> 00:18:55,551
‫<i>مهمات HV تو یه مسلسل
‫دستی؟ طرف روان پریشه!</i>‬

222
00:19:09,356 --> 00:19:12,275
‫<i>این یارو حتی یه جور استتار
‫نوری-حرارتی هم تنشه.</i>‬

223
00:19:12,359 --> 00:19:15,028
‫<i>همون پشتش بمون. من از بالا دورش می‌زنم.</i>‬

224
00:19:16,530 --> 00:19:20,284
‫<i>توگوسا، اگه هنوز زنده‌ای، تکون
‫بخور و اون آشغال‌جمع‌کن‌ها رو بگیر.</i>‬

225
00:19:21,285 --> 00:19:22,286
‫مفهومه.‬

226
00:19:23,287 --> 00:19:26,165
‫بله دیگه، هیجان تمومی نداره.‬

227
00:19:50,439 --> 00:19:52,357
‫تازه‌ترین تو کل شهر، با کمترین قیمت.‬

228
00:19:52,441 --> 00:19:54,276
‫دو برابر اینم می‌ارزه.‬

229
00:20:19,885 --> 00:20:21,720
‫هی!‬

230
00:20:24,389 --> 00:20:26,266
‫پلیس! همه بخوابن رو زمین!‬

231
00:20:28,268 --> 00:20:29,519
‫لعنتی!‬

232
00:20:38,237 --> 00:20:40,446
‫گمشین کنار لعنتی‌ها!‬

233
00:20:40,530 --> 00:20:41,573
‫بپایین!‬

234
00:22:27,429 --> 00:22:29,556
‫- <i>آخ! تیرت تموم شد؟</i>
‫- هان؟‬

235
00:23:22,025 --> 00:23:24,068
‫گرفتمش، نه؟‬

236
00:23:24,152 --> 00:23:26,863
‫خب، گلنگدن و لوله بدجوری داغون شدن.‬

237
00:23:27,864 --> 00:23:31,993
‫وقتی تو این چیزا از گلوله‌های HV
‫استفاده کنی، همین می‌شه دیگه. آره.‬

238
00:23:32,077 --> 00:23:35,621
!‫فایده‌ای نداره منو بازداشت کنین
‫من با هیچ پلیس لعنتی‌ای حرف نمی‌زنم!‬

239
00:23:35,705 --> 00:23:37,499
‫حرف؟‬

240
00:23:39,126 --> 00:23:41,252
‫و دقیقاً در مورد چی می‌خوای حرف بزنی؟‬

241
00:23:41,336 --> 00:23:44,172
‫تو حتی اسم خودت رو هم
‫یادت نیست، احمقِ کله‌پوک!‬

242
00:23:44,256 --> 00:23:45,257
‫هان؟‬

243
00:23:46,591 --> 00:23:49,510
‫یادت میاد اسم مادرت
‫چی بود، یا چه شکلی بود؟‬

244
00:23:49,594 --> 00:23:52,013
‫یا اصلاً کجا به دنیا اومدی؟‬

245
00:23:52,097 --> 00:23:55,516
‫خاطره‌ی خوشی از بچگی‌ات داری؟‬

246
00:23:55,600 --> 00:23:58,228
‫اصلاً می‌دونی کی هستی؟‬

247
00:24:04,359 --> 00:24:07,070
‫آدمای «روح-هک» شده خیلی
‫رقت‌انگیزن، واقعاً مایه تاسفه.‬

248
00:24:07,154 --> 00:24:10,323
‫و این بدبخت بدجوری هک شده.‬

249
00:24:25,213 --> 00:24:28,174
‫بعد از اینکه مسافرها رفتن
‫تو ساختمون، وارد می‌شیم.‬

250
00:24:28,258 --> 00:24:31,858
،‫تیم ب از پشت میاد
‫بقیه‌تون هم از جلو برین.‬

251
00:24:32,345 --> 00:24:35,995
‫سایتو، بگو بعضی از نیروهات کابل
‫تمام ماشین‌های جلوی خونه رو بکشن.‬

252
00:24:37,058 --> 00:24:38,977
‫ضبط رو شروع کنین.‬

253
00:24:42,814 --> 00:24:44,816
‫<i>رئیس، یه پیام از مرکز براتون اومده.</i>‬

254
00:24:44,900 --> 00:24:47,151
‫<i>باتو هستم. هویت اون کسی که
‫سرگرد گرفت رو شناسایی کردیم.</i>‬

255
00:24:47,235 --> 00:24:51,322
‫- خب کی هست؟
‫<i>- ادعا می‌کنه اسمش تسوان جن فنگ، ۲۸ سالشه.</i>‬

256
00:24:51,406 --> 00:24:54,033
‫<i>سابقه‌ی محکومیت نقض قانون مهاجرت رو داره،</i>‬

257
00:24:54,117 --> 00:24:56,202
‫<i>و همین‌طور حمل غیرقانونی اسلحه.</i>‬

258
00:24:56,286 --> 00:24:58,955
‫<i>عضو یه تشکیلات مهاجرتی شبه‌نظامیه.</i>‬

259
00:24:59,039 --> 00:25:00,164
‫<i>حدود یه هفته پیش،</i>‬

260
00:25:00,248 --> 00:25:03,418
‫<i>وابسته‌ی نظامیِ سفارت
‫جمهوری گاول اجیرش کرده.</i>‬

261
00:25:03,502 --> 00:25:06,295
‫<i>اونا با توجه به سابقه‌ی
‫کیفری‌اش انتخابش کردن</i>‬

262
00:25:06,379 --> 00:25:08,714
‫<i>که به نشست محرمانه‌ی پیشِ رو حمله کنه.</i>‬

263
00:25:08,798 --> 00:25:12,593
‫<i>قرار بود ۱۰۰ هزار دلار
‫بهش بدن. همه‌اش یه خیالبافی‌یه.</i>‬

264
00:25:12,677 --> 00:25:15,138
‫- و تو واقعیت؟
‫<i>- لقبش «کورگی»‌یه.</i>‬

265
00:25:15,222 --> 00:25:20,560
‫<i>شغلش: خب، بذار بگیم یه
‫مال‌خرِ خشنِ کالاهای مشکوکه.</i>‬

266
00:25:20,644 --> 00:25:21,644
‫<i>یه گردن‌کلفتِ معمولی.</i>‬

267
00:25:21,728 --> 00:25:23,396
‫<i>سوابق پلیس محلی رو چک کردیم.</i>‬

268
00:25:23,480 --> 00:25:27,525
‫<i>هر چی گشتیم، هیچ
‫رابطه‌ای با گاول پیدا نکردیم.</i>‬

269
00:25:27,609 --> 00:25:31,654
‫<i>واقعیت اینه که این یارو فقط یه عروسک
‫خیمه‌شب‌بازی دیگه دست «عروسک‌گردان»ه.</i>‬

270
00:25:31,738 --> 00:25:33,531
‫می‌فهمم. ایشیکاوا چطوره؟‬

271
00:25:33,615 --> 00:25:36,451
‫<i>اوضاعش مثل بقیه‌ی ماست.</i>‬

272
00:25:36,535 --> 00:25:40,163
‫<i>داره با توگوسا سعی می‌کنه از اون
‫آشغال‌جمع‌کنِ بدبخت بازجویی کنه.</i>‬

273
00:25:42,165 --> 00:25:44,834
‫<i>خب چه خبر از این عروسک‌گردانت؟</i>‬

274
00:25:46,628 --> 00:25:50,257
‫<i>اونجایی؟ رئیس؟ صدام رو داری؟</i>‬

275
00:25:52,092 --> 00:25:54,511
‫اونم خودش فقط یه عروسکه.‬

276
00:25:55,679 --> 00:25:58,389
.‫<i>- تیم ب مستقر شد
‫- تیم‌های الف و ج، حله.</i>‬

277
00:25:58,473 --> 00:26:02,352
‫<i>- همه آماده و منتظرن، قربان.</i>
‫- پس شروع کنین.‬

278
00:26:05,355 --> 00:26:08,149
‫گفتی تجربه‌ی شبیه‌سازی شده دیگه چیه؟‬

279
00:26:08,233 --> 00:26:11,319
‫خب، تمام خاطراتت در
‫مورد زن و دخترت دروغه،‬

280
00:26:11,403 --> 00:26:14,864
.‫اونا مثل یه خواب می‌مونن
‫یکی ازت سوءاستفاده کرده.‬

281
00:26:14,948 --> 00:26:17,909
‫می‌خواستن مجبورت کنن که به
‫مغز یه سری مقامات دولتی نفوذ کنی.‬

282
00:26:17,993 --> 00:26:22,622
‫- می‌فهمی چی می‌گم؟
‫- ولی... این امکان نداره.‬

283
00:26:22,706 --> 00:26:25,750
‫<i>من خونه‌ات بودم. اونجا
‫یه آپارتمان مجردی‌یه.</i>‬

284
00:26:25,834 --> 00:26:27,043
‫<i>هیچ‌کس اونجا نیست.</i>‬

285
00:26:27,127 --> 00:26:31,756
‫<i>ولی بهت که گفتم. وقتی از زنم
‫جدا شدم اونجا رو اجاره کردم.</i>‬

286
00:26:31,840 --> 00:26:35,134
‫<i>سوابق رو چک کردم. تو بیش از
‫۱۰ ساله که اونجا زندگی می‌کنی.</i>‬

287
00:26:35,218 --> 00:26:38,179
‫<i>حقیقت اینه که تو هیچ‌وقت زن و بچه نداشتی.</i>‬

288
00:26:38,263 --> 00:26:39,764
‫<i>همون‌طور که گفت، اونا واقعی نیستن.</i>‬

289
00:26:39,848 --> 00:26:42,099
‫<i>همه‌اش یه تجربه‌ی
‫شبیه‌سازی شده‌ست، یه خیال.</i>‬

290
00:26:42,183 --> 00:26:45,937
‫ببین. این همون عکسیه
‫که به همکارت نشون دادی.‬

291
00:26:46,938 --> 00:26:48,231
‫کی رو می‌بینی؟‬

292
00:26:49,441 --> 00:26:51,400
‫من عکسش رو داشتم.‬

293
00:26:51,484 --> 00:26:56,030
‫اون اینجا بود. مثل یه فرشته لبخند می‌زد.‬

294
00:26:56,114 --> 00:26:58,699
‫اسمش چیه؟
‫چند سالشه؟‬

295
00:26:58,783 --> 00:27:02,245
‫کجا با زنت آشنا شدی و
‫کی باهاش ازدواج کردی؟‬

296
00:27:04,122 --> 00:27:07,124
‫شرمنده‌ام که مجبوری اینا رو بشنوی، رفیق.‬

297
00:27:07,208 --> 00:27:09,585
‫یالا، کی رو می‌بینی؟‬

298
00:27:09,669 --> 00:27:12,296
‫<i>اگه همه‌ی اینا دروغه، پس چی می‌شه؟</i>‬

299
00:27:12,380 --> 00:27:14,048
‫<i>خاطرات قبلی‌ام برمی‌گرده؟</i>‬

300
00:27:14,132 --> 00:27:16,634
‫<i>خاطرات اصلی‌ات هیچ‌وقت کامل برنمی‌گردن،</i>‬

301
00:27:16,718 --> 00:27:18,636
‫<i>و ممکنه بقایای اون
‫شبیه‌سازی هم باقی بمونه.</i>‬

302
00:27:18,720 --> 00:27:23,183
‫<i>ما هنوز تکنولوژیِ پاک کردن
‫شبیه‌سازی رو نداریم. متاسفم.</i>‬

303
00:27:26,144 --> 00:27:28,646
‫همه‌اش همینه. اطلاعات.‬

304
00:27:28,730 --> 00:27:32,900
‫حتی یه تجربه‌ی شبیه‌سازی شده یا
‫یه خواب همزمان هم واقعیته هم خیال.‬

305
00:27:32,984 --> 00:27:34,694
‫به هر حال،‬

306
00:27:34,778 --> 00:27:37,238
‫تمام اطلاعاتی که یه آدم
‫تو طول عمرش جمع می‌کنه،‬

307
00:27:37,322 --> 00:27:39,574
‫فقط یه قطره تو اقیانوسه.‬

308
00:29:06,703 --> 00:29:09,246
‫درست وقتی فکر می‌کردم
‫تو این زندگی همه‌چی رو دیدم،‬

309
00:29:09,330 --> 00:29:11,999
‫اینجا می‌شینم و غواصی کردنِ یه
‫سایبورگ رو تو وقت آزادش تماشا می‌کنم.‬

310
00:29:12,083 --> 00:29:14,627
‫فکر نمی‌کردم اهل این‌جور کارها باشی.‬

311
00:29:19,007 --> 00:29:21,133
‫چیزی هست که ازش بترسی؟‬

312
00:29:21,217 --> 00:29:23,511
‫اگه شناورها کار نکنن یا یه
‫جای دیگه خراب بشه چی؟‬

313
00:29:23,595 --> 00:29:27,891
‫خب اون‌وقت لابد می‌میرم. یا
‫تو می‌پری تو آب که نجاتم بدی؟‬

314
00:29:29,058 --> 00:29:32,353
‫من التماست نکردم باهام بیای و
‫اصلاً هم حوصله نصیحت ندارم.‬

315
00:29:32,437 --> 00:29:33,438
‫من...‬

316
00:30:06,721 --> 00:30:09,265
‫هی، بهم بگو، شنا کردن
‫تو دریا چه حسی داره؟‬

317
00:30:09,349 --> 00:30:11,350
‫منظورت چیه؟ فکر کردم‬

318
00:30:11,434 --> 00:30:13,060
‫تمام دوره‌های آموزش زیر آب رو گذروندی.‬

319
00:30:13,144 --> 00:30:15,544
‫دارم در مورد اقیانوس
‫می‌پرسم، نه اون استخرهای لعنتی.‬

320
00:30:16,689 --> 00:30:19,400
‫حس ترس، سرما، تنهایی.‬

321
00:30:19,484 --> 00:30:23,279
.‫- بعضی وقتا اون پایین حتی حس امید دارم
‫- امید، هان؟‬

322
00:30:23,363 --> 00:30:25,865
‫تو اون آب‌های عمیق و تاریک؟‬

323
00:30:25,949 --> 00:30:28,617
‫وقتی بدون وزن برمی‌گردم رو سطح آب،‬

324
00:30:28,701 --> 00:30:32,914
‫تصور می‌کنم دارم به یه آدم دیگه
‫تبدیل می‌شم. لابد به خاطر فشار آبه.‬

325
00:30:38,503 --> 00:30:41,089
‫می‌خوای از بخش ۹ بری، مگه نه؟‬

326
00:30:45,760 --> 00:30:47,928
‫باتو، چقدر از بدنت فابریکِ؟‬

327
00:30:48,012 --> 00:30:49,889
‫هی، مستی یا چی؟‬

328
00:30:49,973 --> 00:30:52,433
‫راحت حل می‌شه.‬

329
00:30:52,517 --> 00:30:54,602
‫به لطف ایمپلنت‌های شیمیایی تو بدنمون،‬

330
00:30:54,686 --> 00:30:59,315
‫می‌تونیم الکل رو تو چند ثانیه
‫تجزیه کنیم، بدون گیجی یا سردرد.‬

331
00:30:59,399 --> 00:31:02,568
‫می‌تونیم همین‌طور پشت‌هم
‫بخوریم و منتظر دستور بمونیم.‬

332
00:31:02,652 --> 00:31:06,447
‫بشر اگه بفهمه تکنولوژی
‫تو مشتشه، به دستش می‌آره.‬

333
00:31:06,531 --> 00:31:08,908
‫انگار یه غریزه‌ی لعنتی‌یه.‬

334
00:31:08,992 --> 00:31:12,578
.‫مثلاً به خودمون نگاه کن
‫ما تهِ تکنولوژی هستیم.‬

335
00:31:12,662 --> 00:31:14,246
‫متابولیسم کنترل‌شده،‬

336
00:31:14,330 --> 00:31:17,041
‫یه مغزِ تقویت شده با
‫کامپیوتر، بدن‌های سایبرنتیک.‬

337
00:31:17,125 --> 00:31:19,585
‫همین چند وقت پیش، اینا علمی-تخیلی بود.‬

338
00:31:19,669 --> 00:31:22,838
‫خب که چی اگه بدون تعمیرات
‫مداوم و سطح بالا زنده نمی‌مونیم؟‬

339
00:31:22,922 --> 00:31:24,548
‫ما کی هستیم که بخوایم شکایت کنیم؟‬

340
00:31:24,632 --> 00:31:28,093
‫فکر کنم یه سرویس دوره‌ای، بهای
‫ناچیزیه واسه داشتنِ این همه چیز.‬

341
00:31:28,177 --> 00:31:32,389
‫متاسفانه جفتمون بدن و
‫روح‌مون رو به نام بخش ۹ زدیم.‬

342
00:31:32,473 --> 00:31:34,391
‫درسته. اگه یه روز استعفا
‫بدیم یا بازنشسته بشیم،‬

343
00:31:34,475 --> 00:31:37,394
‫باید مغزهای تقویت‌شده و
‫بدن‌های سایبورگی‌مون رو پس بدیم.‬

344
00:31:37,478 --> 00:31:40,231
‫بعد از اون دیگه چیز
‫زیادی ازمون باقی نمی‌مونه.‬

345
00:31:41,274 --> 00:31:45,110
‫اجزای بی‌شماری هستن که
‫بدن و ذهنِ آدم رو می‌سازن،‬

346
00:31:45,194 --> 00:31:50,157
‫مثل تمام قطعاتی که من رو به عنوان
‫یه فرد با شخصیتِ خودم می‌سازن.‬

347
00:31:50,241 --> 00:31:53,661
‫مطمئناً صورت و صدا دارم
‫تا خودم رو از بقیه متمایز کنم،‬

348
00:31:53,745 --> 00:31:56,330
‫اما افکار و خاطراتم فقط مختصِ خودمه،‬

349
00:31:56,414 --> 00:31:58,332
‫و حسی از سرنوشت خودم رو با خودم دارم.‬

350
00:31:58,416 --> 00:32:01,669
‫هر کدوم از این چیزها فقط
‫بخش کوچکی از اون هستن.‬

351
00:32:01,753 --> 00:32:04,255
‫من اطلاعات رو جمع می‌کنم تا
‫به روش خودم ازشون استفاده کنم.‬

352
00:32:04,339 --> 00:32:07,091
‫همه‌ی این‌ها با هم ترکیب
‫می‌شن تا من رو شکل بدن،‬

353
00:32:07,175 --> 00:32:09,010
‫و باعث بیداری وجدانم بشن.‬

354
00:32:10,261 --> 00:32:14,223
‫احساس حبس شدن دارم، انگار فقط تو یه
‫چارچوب مشخص آزادم که خودم رو گسترش بدم.‬

355
00:32:19,187 --> 00:32:21,814
‫حبس؟ واسه همینه که با یه
‫بدنی که مثل سنگ می‌ره زیر آب،‬

356
00:32:21,898 --> 00:32:23,023
‫قمارِ شنا کردن رو به جون می‌خری؟‬

357
00:32:23,107 --> 00:32:26,653
‫اون پایین، تو اون
‫تاریکی، اصلاً چی می‌بینی؟‬

358
00:32:28,071 --> 00:32:31,908
،‫<i>آنچه اکنون می‌بینیم
‫تصویری است تیره در آینه...</i>‬

359
00:32:33,451 --> 00:32:36,788
‫<i>اما آنگاه رو در رو خواهیم دید.</i>‬

360
00:32:39,624 --> 00:32:42,001
‫اون تو بودی، مگه نه؟‬

361
00:36:50,499 --> 00:36:52,376
‫<i>سنسورها دوباره شروع به کار کردن.</i>‬

362
00:36:52,460 --> 00:36:54,545
‫<i>چک کردن اتصال به مغزِ یدکی، حله.</i>‬

363
00:36:54,629 --> 00:36:56,505
‫<i>سنسورهای بصری دوباره فعال شدن.</i>‬

364
00:36:56,589 --> 00:36:58,966
‫- و عملکردهای بدنش؟
‫<i>- خروجی نرماله.</i>‬

365
00:37:04,889 --> 00:37:08,189
‫<i>دفعه بعد، اگه می‌خوای دیر
‫بیای، یا خبر بده یا اصلاً نیا.</i>‬

366
00:37:12,104 --> 00:37:14,899
‫آماده‌ی اتصالیم. شروع کنیم؟‬

367
00:37:36,754 --> 00:37:38,755
‫بسه دیگه. تمومش کنین.‬

368
00:37:38,839 --> 00:37:41,091
‫ارتباط رو قطع کن. خوبه.‬

369
00:37:41,175 --> 00:37:43,469
‫دکتر، وقتی کارت تموم شد بیا به دفترم.‬

370
00:37:48,182 --> 00:37:50,267
‫تو ترافیک گیر کرده بودی، هان سرگرد؟‬

371
00:37:50,351 --> 00:37:53,437
‫می‌خوام لطف کنم و این
‫دیرآمده رو در جریان بذارم.‬

372
00:37:53,521 --> 00:37:57,608
‫حدود دو ساعت پیش، یه سلولِ ماشین‌کاری
‫تو کارخونه‌ی مگاتکِ نیوپورت سیتی،‬

373
00:37:57,692 --> 00:37:59,651
‫یه بدن سایبری کامل رو سرهم کرد.‬

374
00:37:59,735 --> 00:38:03,280
‫ناظرها فهمیدن که هیچ دستورالعمل
‫برنامه‌ریزی شده‌ای وجود نداشته.‬

375
00:38:03,364 --> 00:38:04,823
‫خودش شروع به کار کرده بود.‬

376
00:38:04,907 --> 00:38:08,660
‫وقتی بررسی کردن، دیدن
‫بدن واسه خودش راه افتاده رفته.‬

377
00:38:08,744 --> 00:38:11,538
‫ما بخشنامه دادیم و جستجوی
‫سراسری رو تو شهر شروع کردیم.‬

378
00:38:11,622 --> 00:38:14,374
‫بعدش یه راننده کامیون یه
‫تصادف مرگبار رو گزارش کرد،‬

379
00:38:14,458 --> 00:38:17,044
‫گفت یه زن برهنه رو تو بزرگراه زیر گرفته.‬

380
00:38:17,128 --> 00:38:20,255
‫شنیدم مگاتک با دولت قرارداد داره.‬

381
00:38:20,339 --> 00:38:23,050
‫تمام بدن‌های سایبرنتیکی
‫که می‌سازن محرمانه‌ست.‬

382
00:38:23,134 --> 00:38:25,802
،‫اگه کارِ یه هکر باشه
‫با یه کله‌گنده طرفیم‬

383
00:38:25,886 --> 00:38:27,888
‫که بلده از سد بهترین دفاع‌ها هم بگذره.‬

384
00:38:27,972 --> 00:38:29,974
‫ولی این تنها مشکل نیست.‬

385
00:38:32,810 --> 00:38:35,437
‫البته، حتی یک سلول مغز
‫انسان هم تو سرش نیست،‬

386
00:38:35,521 --> 00:38:37,371
‫ولی یه چیز عجیب کشف شده.‬

387
00:38:38,357 --> 00:38:42,695
‫تو مغز یدکی‌اش، تمام نشانه‌های
‫وجود یه روح (گوست) دیده می‌شه.‬

388
00:38:45,323 --> 00:38:47,157
‫شبیه به یه خط روحِ شبیه‌سازی شده‌ست‬

389
00:38:47,241 --> 00:38:48,909
‫که وقتی از یه روحِ واقعی
‫کپی‌برداری می‌شه، به وجود میاد،‬

390
00:38:48,993 --> 00:38:52,579
‫ولی هیچ اثری از تخریبی که
‫معمولاً تو این کار اتفاق می‌افته، نیست.‬

391
00:38:52,663 --> 00:38:57,167
‫به هر حال، تا وقتی بخش روح رو نقشه‌برداری
‫نکنیم و توش نفوذ نکنیم، مطمئن نمی‌شیم.‬

392
00:38:57,251 --> 00:38:59,628
،‫در غیر این صورت
‫همه‌ی اینا فقط حدس و گمانه.‬

393
00:39:00,629 --> 00:39:03,298
‫خب، کل چیزی که می‌دونیم همینه.‬

394
00:39:03,382 --> 00:39:06,427
.‫- بسیار خب
‫- بریم سراغ کالبدشکافی.‬

395
00:39:12,433 --> 00:39:14,685
‫پسر، این دیگه خیلی تخیلیه!‬

396
00:39:14,769 --> 00:39:17,020
‫واقعاً کسی باور می‌کنه تو اون
‫بدن روحی وجود داشته باشه؟‬

397
00:39:17,104 --> 00:39:18,105
‫آره، چرا که نه؟‬

398
00:39:18,189 --> 00:39:20,899
‫حتی یه عروسک هم می‌تونه
‫به نظر برسه که روح داره.‬

399
00:39:20,983 --> 00:39:25,279
‫این همه تجهیزاتِ عصبی-پزشکی رو
‫ببین که خودِ دستگاه چپونده تو اون بدن.‬

400
00:39:26,280 --> 00:39:29,680
‫تعجب نمی‌کنم اگه یه جورایی
‫یه روح هم اون تو باشه.‬

401
00:39:30,993 --> 00:39:34,329
‫و چون تو تازه واردِ این
‫جمع شدی، این رو نمی‌دونی،‬

402
00:39:34,413 --> 00:39:38,333
‫ولی بدن سرگرد کوساناگی هم ساخت «مگاتک»ـه.‬

403
00:39:38,417 --> 00:39:42,754
‫فقط سرگرد نیست، قطعات بدن من
‫و ایشیکاوا و سایتو هم همین‌طوره.‬

404
00:39:42,838 --> 00:39:45,799
‫همه‌مون باید مرتب چک‌آپ سایبرنتیک بشیم.‬

405
00:39:45,883 --> 00:39:48,635
‫توی کل بخش، فقط تو و رئیس هستین که...‬

406
00:39:48,719 --> 00:39:50,804
‫بدنتون گارانتی نداره.‬

407
00:39:50,888 --> 00:39:55,267
‫شاید حالا بفهمی چرا همه‌مون
‫سر این پرونده این‌قدر نگرانیم.‬

408
00:39:55,351 --> 00:39:56,351
‫نه، توگوسا؟‬

409
00:39:56,435 --> 00:39:58,645
‫فرض کن طرف غریبه‌ست.‬

410
00:39:58,729 --> 00:40:01,440
‫ممکنه توی اون مغز باشه
‫یا نباشه، اما یه چیز حتمیه...‬

411
00:40:01,524 --> 00:40:03,984
‫یه نفر باید از سدهای امنیتی
‫سطح بالایی رد می‌شده...‬

412
00:40:04,068 --> 00:40:08,113
‫تا اون بدنو سرهم کنه و بعد یه برنامه
‫با یه «گوست لاین» روش بفرسته.‬

413
00:40:08,197 --> 00:40:12,367
.‫But that would draw attention to itself
‫Where's the logic in that؟

414
00:40:12,451 --> 00:40:14,703
‫مسئله اینجا سرقت نیست.‬

415
00:40:14,787 --> 00:40:18,957
‫توگوسا، برو پیش ایشیکاوا. داره
‫تأسیسات مگاتک رو چک می‌کنه.‬

416
00:40:19,041 --> 00:40:22,794
‫باتو، دستور دادم یه سری
‫شبکه‌های سطح بالای دیگه رو ببندن،‬

417
00:40:22,878 --> 00:40:23,920
‫می‌خوام بری اونجاها رو چک کنی.‬

418
00:40:24,004 --> 00:40:26,840
‫مطمئن شو سدها فعال باشن. ردیفه؟‬

419
00:40:26,924 --> 00:40:31,470
‫رئیس، دارم یه هزارتوی حفاظتی درست
‫می‌کنم. فردا به اون لعنتی نفوذ می‌کنم.‬

420
00:40:31,554 --> 00:40:34,765
‫فکر می‌کنی امنه؟ چرا اول توی
‫یه بدن دیگه قرنطینه‌ش نمی‌کنی؟‬

421
00:40:35,766 --> 00:40:38,185
‫باید خودم ببینم اون تو چه خبره.‬

422
00:40:38,269 --> 00:40:40,687
‫اگه یه «گوست» واقعی
‫اونجا باشه، پیداش می‌کنم.‬

423
00:40:40,771 --> 00:40:43,607
‫و نذار هیچ‌کس، تأکید می‌کنم
‫هیچ‌کس، قبل از من واردش بشه!‬

424
00:40:47,695 --> 00:40:49,613
‫- امروز بدقلقه. - فقط امروز؟‬

425
00:40:49,697 --> 00:40:51,573
‫می‌دونی که از همون اولش
‫رفتارش عجیب شده بود،‬

426
00:40:51,657 --> 00:40:54,076
‫درست از وقتی که این جریان
‫«عروسک‌گردان» شروع شد.‬

427
00:40:54,160 --> 00:40:56,410
‫اگه گزارش‌های تیم رو
‫بخونی، همه‌ش اونجا هست.‬

428
00:40:57,580 --> 00:41:00,415
‫رئیس، تا حالا به اخلاقیات اون
‫جراح‌های مغز و اعصابی که...‬

429
00:41:00,499 --> 00:41:02,250
‫توی مغزت وول می‌خورن شک کردی؟‬

430
00:41:02,334 --> 00:41:06,546
،‫اونا ارزیابی‌های روانی می‌شن
‫مخصوصاً اونایی که توی بخش امنیتن.‬

431
00:41:06,630 --> 00:41:10,217
‫زندگی شخصی‌شون به شدت زیر ذره‌بینه.‬

432
00:41:10,301 --> 00:41:13,637
‫البته، اونایی هم که چک می‌کنن فقط انسانن.‬

433
00:41:13,721 --> 00:41:17,015
‫فکر کنم وقتی شک شروع بشه، دیگه ته نداره.‬

434
00:41:17,099 --> 00:41:18,600
‫<i>رئیس، ببخشید مزاحم شدم.</i>‬

435
00:41:18,684 --> 00:41:21,311
‫<i>آقای ناکامورا از دفتر
‫معاهدات اینجاست تا ببینتتون.</i>‬

436
00:41:21,395 --> 00:41:23,395
‫<i>- میگه کارش فوریه.</i> - بگو بیاد تو.‬

437
00:41:33,991 --> 00:41:36,618
‫هی، من اون یارو چاقه رو قبلاً یه جا دیدم.‬

438
00:41:36,702 --> 00:41:40,789
‫اسمش ناکاموراست، رئیس
‫بخش ۶ وزارت امور خارجه.‬

439
00:41:40,873 --> 00:41:43,750
.‫اما اون یکی رو نمی‌شناسم
‫تا حالا ندیده بودمش.‬

440
00:41:43,834 --> 00:41:44,835
‫هوم.‬

441
00:41:46,670 --> 00:41:48,088
‫خب، فعلاً.‬

442
00:41:48,172 --> 00:41:51,008
‫یه لطفی کن، به ایشیکاوا
‫بگو زیاده‌روی نکنه، باشه؟‬

443
00:41:59,266 --> 00:42:01,059
‫هی، تو چه فکری هستی؟‬

444
00:42:01,143 --> 00:42:03,520
‫اون ربات... به نظرت شبیه ما نبود؟‬

445
00:42:03,604 --> 00:42:04,491
.‫- معلومه که نه

446
00:42:04,503 --> 00:42:06,356
‫نه، منظورم از نظر ظاهری نیست.‬

447
00:42:06,440 --> 00:42:07,899
‫پس چی؟‬

448
00:42:07,983 --> 00:42:09,901
‫خب، فکر کنم سایبورگ‌هایی مثل من...‬

449
00:42:09,985 --> 00:42:13,363
‫یه جورایی نسبت به
‫ریشه‌شون دچار پارانویا می‌شن.‬

450
00:42:13,447 --> 00:42:16,616
‫بعضی وقت‌ها شک می‌کنم که
‫واقعاً همونی هستم که فکر می‌کنم.‬

451
00:42:16,700 --> 00:42:18,452
‫مثلاً شاید خیلی وقت پیش مردم و...‬

452
00:42:18,536 --> 00:42:21,079
‫یه نفر مغزم رو برداشته
‫و چپونده توی این بدن.‬

453
00:42:21,163 --> 00:42:23,415
‫شاید اصلاً از اول یه
‫«منِ واقعی» وجود نداشته،‬

454
00:42:23,499 --> 00:42:25,584
،‫و من کاملاً مصنوعی‌ام
‫مثل همون چیزی که دیدیم.‬

455
00:42:25,668 --> 00:42:28,837
‫توی اون جمجمه تیتانیومی‌ت
‫سلول‌های مغز انسانی داری.‬

456
00:42:28,921 --> 00:42:31,590
‫مثل بقیه آدم‌ها باهات رفتار
‫میشه، پس این‌قدر فاز غم برندار.‬

457
00:42:31,674 --> 00:42:34,759
‫ولی مسئله دقیقاً همینه. تنها
‫چیزی که باعث میشه حس کنم آدمم،‬

458
00:42:34,843 --> 00:42:37,804
‫همین طرز برخورد بقیه با منه. اصلاً
‫کی می‌دونه توی سر ما چی می‌گذره؟‬

459
00:42:37,888 --> 00:42:39,514
‫تو تا حالا مغز خودتو دیدی؟‬

460
00:42:39,598 --> 00:42:42,017
‫به نظر من تو داری به
‫«گوست» خودت شک می‌کنی.‬

461
00:42:42,101 --> 00:42:45,228
‫اگه یه مغز سایبری بتونه
‫خودش «گوست» تولید کنه چی؟‬

462
00:42:45,312 --> 00:42:47,105
‫اگه خودش بتونه روح بسازه؟‬

463
00:42:47,189 --> 00:42:51,026
‫اگه این‌طور باشه، اونوقت
‫انسان بودن اصلاً چه اهمیتی داره؟‬

464
00:42:57,366 --> 00:42:59,075
‫هوم. همه‌ش چرندیاته.‬

465
00:42:59,159 --> 00:43:02,412
‫می‌دونم داری می‌میری که
‫بفهمی توی اون لعنتی چیه، نه؟‬

466
00:43:02,496 --> 00:43:03,997
‫منم که نمی‌تونم جلوت رو بگیرم.‬

467
00:43:04,081 --> 00:43:06,791
‫هیچ‌کدوممون نمی‌دونیم اون تو چه خبره.‬

468
00:43:06,875 --> 00:43:08,586
‫فقط مراقب باش، باشه؟‬

469
00:43:09,753 --> 00:43:12,422
‫هر دومون آدم‌های گرفتاری
‫هستیم، پس بیا کشش ندیم، خوبه؟‬

470
00:43:12,506 --> 00:43:14,633
‫بله، قصد منم همینه.‬

471
00:43:14,717 --> 00:43:17,010
‫ما دنبال برنامه‌ای هستیم که توی اون بدنه.‬

472
00:43:17,094 --> 00:43:20,094
‫شما از هرگونه مسئولیتی
‫در قبال اون معاف می‌شین.‬

473
00:43:21,348 --> 00:43:23,350
‫تأییدیه وزیر امور خارجه‌ست.‬

474
00:43:35,112 --> 00:43:38,740
‫امنیت، ماشین‌های رسمی که توی
‫پارکینگ طبقه منفی یک هستن مال کیه؟‬

475
00:43:38,824 --> 00:43:41,952
‫<i>طبق دفتر ثبت، یه نفر به اسم
‫آقای ناکامورا از دفتر معاهدات،</i>‬

476
00:43:42,036 --> 00:43:44,287
‫<i>و دکتر ویلیس، قربان.</i>‬

477
00:43:44,371 --> 00:43:46,471
‫فیلم‌های ورودشون رو برام بیار.‬

478
00:43:56,800 --> 00:43:58,250
‫دوباره، این بار با اشعه مادون قرمز.‬

479
00:44:11,148 --> 00:44:14,943
‫۱۰۰۱، ۱۰۰۲، ۱۰۰۳.‬

480
00:44:16,987 --> 00:44:18,863
‫حالا سوابق سنسورهای فشار رو بیار،‬

481
00:44:18,947 --> 00:44:22,451
‫واسه جای پارک B-8 و
‫B-7 توی پارکینگ منفی یک.‬

482
00:44:41,804 --> 00:44:45,265
‫<i>- سرگرد، توگوسا هستم، کد ۰۹. - بنال.</i>‬

483
00:44:45,349 --> 00:44:49,436
‫<i>این یارو ناکامورا بدن
‫سایبورگی سفارشی داره؟</i>‬

484
00:44:49,520 --> 00:44:52,063
‫<i>نه، توی بخش ۶ اصلاً سایبورگ ندارن.</i>‬

485
00:44:52,147 --> 00:44:53,732
‫<i>حتی واسه ماموریت‌های خارج
‫از کشور هم نمی‌فرستن‌شون،</i>‬

486
00:44:53,816 --> 00:44:57,235
.‫<i>چون نگهداری‌شون سخته
‫ملاحظات دیپلماتیک هم هست.</i>‬

487
00:44:57,319 --> 00:45:00,113
‫<i>پس حتی اگه اون یکی همراهش سایبورگ باشه،</i>‬

488
00:45:00,197 --> 00:45:03,241
‫<i>وزن جفتشون با هم
‫نباید بالای ۴۵۰ کیلو بشه.</i>‬

489
00:45:03,325 --> 00:45:06,703
‫<i>آها، سنسورهای فشار
‫پارکینگ رو چک کردی، نه؟</i>‬

490
00:45:06,787 --> 00:45:09,998
‫<i>آره، ولی هیچ‌کدومشون به آدمایی
‫نمی‌خورن که خودشون رانندگی کنن.</i>‬

491
00:45:10,082 --> 00:45:12,375
‫<i>دوربین‌های امنیتی فقط
‫دو نفر رو نشون میدن،</i>‬

492
00:45:12,459 --> 00:45:15,629
‫<i>اما یادت هست سنسورهای
‫در ورودی چقدر حساسن؟</i>‬

493
00:45:15,713 --> 00:45:20,008
‫<i>بعد از ورود اونا، بسته شدن در سه
‫ثانیه بیشتر از حد معمول طول کشید.</i>‬

494
00:45:20,092 --> 00:45:23,637
‫<i>استفاده از استتار حرارتی-نوری
‫توی تأسیسات دولتی هم غیرقانونیه.</i>‬

495
00:45:23,721 --> 00:45:26,473
‫<i>این نقض جدی قانون امنیت ملیه.</i>‬

496
00:45:26,557 --> 00:45:28,850
‫<i>بخش ۶ حتماً داره یه غلطی می‌کنه.</i>‬

497
00:45:28,934 --> 00:45:31,687
‫<i>- آماده‌ای؟ - با «ماتیور» عزیزم، همیشه.</i>‬

498
00:46:09,391 --> 00:46:11,893
‫لازمه بهتون یادآوری کنم
‫که مخفی کردن اطلاعات...‬

499
00:46:11,977 --> 00:46:14,521
،‫در رابطه با این موضوع از من
‫یه جور خیانت محسوب میشه؟‬

500
00:46:14,605 --> 00:46:16,481
‫حالا هر چقدر هم که طبقه‌بندی شده باشه.‬

501
00:46:16,565 --> 00:46:17,941
‫در مورد خودت هم همین‌طوره.‬

502
00:46:18,025 --> 00:46:20,193
‫خواسته‌ی وزارت خارجه هر چی که باشه،‬

503
00:46:20,277 --> 00:46:22,487
‫این پرونده توی حوزه اختیارات بخش ۹ هستش.‬

504
00:46:22,571 --> 00:46:25,240
‫البته اگه دلیل موجهی ببینیم،‬

505
00:46:25,324 --> 00:46:26,783
‫با کمال میل همکاری می‌کنیم.‬

506
00:46:26,867 --> 00:46:28,243
‫هان؟‬

507
00:46:28,327 --> 00:46:31,246
‫- خب، چی شد؟ - تأیید شد.‬

508
00:46:31,330 --> 00:46:33,206
‫شک ندارم، خودشه.‬

509
00:46:33,290 --> 00:46:34,958
‫خودش؟‬

510
00:46:35,042 --> 00:46:38,378
‫آه، منظور دکتر الگوی
‫اصلیِ «گوست-لاین»ـیه که...‬

511
00:46:38,462 --> 00:46:39,754
‫الان توی این بدنه.‬

512
00:46:39,838 --> 00:46:41,840
‫داره به زبان ساده حرف می‌زنه.‬

513
00:46:41,924 --> 00:46:45,260
‫جنسیت مجرم مشخص نیست و هنوز معلوم نشده.‬

514
00:46:45,344 --> 00:46:47,220
‫بذارید معرفی کنم.‬

515
00:46:47,304 --> 00:46:50,223
‫این شاهکارِ «عروسک‌گردان»ـه،‬

516
00:46:50,307 --> 00:46:54,227
‫بدنام‌ترین و عجیب‌ترین هکری که
‫تاریخ جرایم سایبری به خودش دیده.‬

517
00:46:54,311 --> 00:46:55,604
‫چی؟‬

518
00:46:56,605 --> 00:47:00,108
‫<i>آدم‌های شما توی بخش ۹
‫هم با کاراش برخورد داشتن،</i>‬

519
00:47:00,192 --> 00:47:04,237
‫<i>توی اون قضیه هک کردن
‫گوستِ مترجمِ وزیر خارجه.</i>‬

520
00:47:04,321 --> 00:47:08,324
‫<i>بخش ۶ مدتیه که رد
‫«عروسک‌گردان» رو دنبال می‌کنه.</i>‬

521
00:47:08,408 --> 00:47:10,493
‫<i>ما تمام تمرکزمون رو
‫روی این پرونده گذاشتیم.</i>‬

522
00:47:10,577 --> 00:47:14,038
‫<i>یه تیم پروژه با محوریت
‫دکتر ویلیس تشکیل دادیم.</i>‬

523
00:47:14,122 --> 00:47:18,084
‫<i>مأموریت داشتن تا تمام جزئیات
‫و ابعاد این مجرم رو تحلیل کنن.</i>‬

524
00:47:18,168 --> 00:47:21,004
‫<i>این کار باعث شد الگوهای
‫رفتاری و کدنویسی‌ش رو بشناسیم.</i>‬

525
00:47:21,088 --> 00:47:23,631
‫<i>در نهایت، تونستیم
‫استراتژی‌ای طراحی کنیم که...</i>‬

526
00:47:23,715 --> 00:47:27,093
‫<i>برنامه‌ش رو به سمت یه بدنِ مشخص بکشونیم.</i>‬

527
00:47:27,177 --> 00:47:30,764
‫یعنی مجبورش کردین وارد یه سایبورگ بشه،‬

528
00:47:30,848 --> 00:47:32,849
‫و هم‌زمان بدن واقعی‌ش رو کشتین؟‬

529
00:47:32,933 --> 00:47:34,809
‫بله، خلاصه‌ش همینه.‬

530
00:47:34,893 --> 00:47:39,647
‫اصالتاً آمریکاییه، واسه همین اونا
‫هم توی گرفتنش با ما همکاری کردن.‬

531
00:47:39,731 --> 00:47:42,317
‫به خاطر همین می‌خوایم
‫خودمون تحویلش بگیریم.‬

532
00:47:42,401 --> 00:47:45,320
‫امیدوارم مخالفتی نداشته باشین.‬

533
00:47:45,404 --> 00:47:47,030
‫هوم.‬

534
00:47:47,114 --> 00:47:49,616
‫فقط یه جنازه‌ی ناشناس دیگه.‬

535
00:47:49,700 --> 00:47:51,410
‫چی؟‬

536
00:47:52,995 --> 00:47:57,374
،‫<i>شما هیچ جنازه‌ای پیدا نمی‌کنین
‫چون من هیچ‌وقت بدن نداشتم.</i>‬

537
00:47:58,375 --> 00:48:01,544
‫چرا سنسورهاش فعال شدن؟ این چه وضعیه؟‬

538
00:48:01,628 --> 00:48:05,924
‫تمام کنترل‌های خارجی قطعن! بدن
‫داره از منبع تغذیه خودش استفاده می‌کنه!‬

539
00:48:06,008 --> 00:48:12,055
‫<i>من وارد این بدن شدم چون نتونستم
‫از سدهای دفاعی بخش ۶ رد بشم.</i>‬

540
00:48:12,139 --> 00:48:15,558
،‫<i>اما چیزی که الان می‌بینین
‫با اراده‌ی خودم انجام میشه.</i>‬

541
00:48:15,642 --> 00:48:19,896
،‫<i>من به عنوان یه فرم زندگیِ آگاه
‫تقاضای پناهندگی سیاسی دارم.</i>‬

542
00:48:19,980 --> 00:48:22,565
‫- این یه شوخی لوسه؟ - مسخره‌ست!‬

543
00:48:22,649 --> 00:48:24,651
‫این واسه صیانت از خودش برنامه‌ریزی شده!‬

544
00:48:24,735 --> 00:48:27,070
‫<i>میشه این‌طور هم بحث کرد که DNA...</i>‬

545
00:48:27,154 --> 00:48:30,114
‫<i>چیزی نیست جز برنامه‌ای که
‫برای حفظ خودش طراحی شده.</i>‬

546
00:48:30,198 --> 00:48:34,285
‫<i>توی این دریای بی‌کران
‫اطلاعات، زندگی پیچیده‌تر شده.</i>‬

547
00:48:34,369 --> 00:48:37,205
‫<i>و حیات، وقتی در قالب
‫گونه‌ها سازماندهی میشه،</i>‬

548
00:48:37,289 --> 00:48:40,250
‫<i>به ژن‌ها به عنوان سیستم
‫حافظه‌ش تکیه می‌کنه.</i>‬

549
00:48:40,334 --> 00:48:44,462
‫<i>پس انسان فقط به خاطر
‫حافظه‌ی ناملموسشه که یه «فرده».</i>‬

550
00:48:44,546 --> 00:48:48,926
‫<i>حافظه رو نمیشه تعریف کرد، اما
‫همینه که بشریت رو تعریف می‌کنه.</i>‬

551
00:48:49,927 --> 00:48:51,302
‫<i>ظهور کامپیوترها...</i>‬

552
00:48:51,386 --> 00:48:53,930
‫<i>و انباشتِ داده‌های
‫غیرقابل‌محاسبه‌ی بعد از اون،</i>‬

553
00:48:54,014 --> 00:48:58,768
‫<i>باعث پیدایش سیستم جدیدی از
‫حافظه و تفکر شده که موازی با شماست.</i>‬

554
00:48:58,852 --> 00:49:02,605
‫<i>بشریت عواقب کامپیوتری
‫شدن رو دست‌کم گرفته.</i>‬

555
00:49:02,689 --> 00:49:05,441
‫اراجیفه! این مهملات
‫اصلاً ثابت نمی‌کنه که...‬

556
00:49:05,525 --> 00:49:07,193
‫تو یه موجود زنده و متفکری!‬

557
00:49:07,277 --> 00:49:11,155
‫<i>و آیا تو می‌تونی مدرکی
‫برای وجود خودت بیاری؟</i>‬

558
00:49:11,239 --> 00:49:16,202
‫<i>چطور می‌تونی، وقتی نه علم مدرن و نه
‫فلسفه نمی‌تونن توضیح بدن زندگی چیه؟</i>‬

559
00:49:16,286 --> 00:49:19,122
‫این دیگه چه جونوریه؟‬

560
00:49:19,206 --> 00:49:23,334
‫حتی اگه «گوست» هم داشته
‫باشی، ما به مجرم‌ها آزادی نمیدیم!‬

561
00:49:23,418 --> 00:49:25,439
.‫- اینجا جای پناهنده شدن نیست

562
00:49:25,451 --> 00:49:27,213
‫<i>زمان همیشه با من بوده،</i>‬

563
00:49:27,297 --> 00:49:31,426
‫<i>اما با به دست آوردن
‫بدن، حالا ممکنه بمیرم.</i>‬

564
00:49:31,510 --> 00:49:34,220
‫<i>خوشبختانه توی این کشور
‫حکم اعدام وجود نداره.</i>‬

565
00:49:34,304 --> 00:49:37,932
‫- این چیه؟ هوش مصنوعی؟ - <i>اشتباهه.</i>‬

566
00:49:38,016 --> 00:49:40,560
‫<i>من هوش مصنوعی نیستم.</i>‬

567
00:49:40,644 --> 00:49:44,690
‫<i>اسم رمز من «پروژه ۲۵۰۱»ـه.</i>‬

568
00:49:45,691 --> 00:49:50,904
‫من یه موجود زنده و متفکرم که
‫توی دریای اطلاعات خلق شدم.‬

569
00:49:50,988 --> 00:49:52,239
‫آه...‬

570
00:50:00,247 --> 00:50:01,873
‫امنیت، بهمون حمله شده!‬

571
00:50:06,044 --> 00:50:07,462
‫رئیس! «عروسک‌گردان» غیبش زد.‬

572
00:50:07,546 --> 00:50:08,792
‫- این چه کوفتیه...؟

573
00:50:08,804 --> 00:50:11,258
‫اون دیوارهای
‫دفاعی لعنتی رو ببندین!‬

574
00:50:12,551 --> 00:50:13,927
‫امنیت، جواب بده!‬

575
00:50:37,826 --> 00:50:39,626
‫اون شیپورو بکن تو باصنت!‬

576
00:50:43,957 --> 00:50:44,958
‫گورت رو گم کن!‬

577
00:50:48,754 --> 00:50:49,754
‫<i>باور کردن؟</i>‬

578
00:50:49,838 --> 00:50:52,006
‫<i>هر شش تا تیر رو زدم
‫به شیشه‌های عقب و جلو.</i>‬

579
00:50:52,090 --> 00:50:53,841
‫<i>بازم حق با اون بود. ضدگلوله بود.</i>‬

580
00:50:53,925 --> 00:50:56,260
‫<i>بالاخره یه کاربردی واسه اون
‫«ماتیور» قراضه‌ت پیدا کردی، هان؟</i>‬

581
00:50:56,344 --> 00:50:58,388
‫<i>یه عتیقه واسه یه مانور فریب.</i>‬

582
00:50:58,472 --> 00:51:00,431
‫<i>یه گلوله ردیاب زدم درست وسط پلاک.</i>‬

583
00:51:00,515 --> 00:51:01,849
‫<i>سیگنالش میاد، نه؟</i>‬

584
00:51:01,933 --> 00:51:04,227
‫<i>آره، گرفتمشون. شانس آوردی ناشی.</i>‬

585
00:51:04,311 --> 00:51:07,021
،‫<i>اگه اتوماتیک داشتی
‫می‌تونستی دو تا ردیاب بکاری.</i>‬

586
00:51:07,105 --> 00:51:09,941
‫<i>موقعییتت رو حفظ کن، شاید بپیچن.</i>‬

587
00:51:10,025 --> 00:51:11,693
‫<i>من دارم میرم جلو.</i>‬

588
00:51:14,696 --> 00:51:17,240
‫من بابت این قضیه یه شکایت رسمی...‬

589
00:51:17,324 --> 00:51:18,950
‫از طریق وزارت امور خارجه تنظیم می‌کنم!‬

590
00:51:19,034 --> 00:51:21,703
‫به محض اینکه «عروسک‌گردان»
‫رو پیدا کردین بهم خبر بدین.‬

591
00:51:21,787 --> 00:51:24,372
‫سالم، فهمیدین؟ بدن که ریخته.‬

592
00:51:24,456 --> 00:51:26,456
‫یکی دیگه از مگاتک براش می‌گیریم.‬

593
00:51:30,170 --> 00:51:32,088
‫<i>رئیس، کوساناگی هستم.</i>‬

594
00:51:32,172 --> 00:51:35,216
‫<i>توگوسا و باتو آدم‌رباها
‫رو نشان کردن و دنبالشونن.</i>‬

595
00:51:35,300 --> 00:51:37,552
‫الان دیگه باید توی جاده R25 باشن.‬

596
00:51:38,303 --> 00:51:41,222
‫<i>چه خبره؟ اگه داشتی نظارت
‫می‌کردی، چرا دخالت نکردی؟</i>‬

597
00:51:41,306 --> 00:51:44,600
،‫خونسرد باش رئیس. اگه الان بگیریمشون
‫فرصت لو دادن بخش ۶ رو از دست میدیم.‬

598
00:51:44,684 --> 00:51:45,685
‫<i>چی؟</i>‬

599
00:51:45,769 --> 00:51:49,981
‫<i>یه نفر داره از همون استتار حرارتی-نوری
‫من استفاده می‌کنه، تیپ ۲۹۰۲.</i>‬

600
00:51:50,065 --> 00:51:52,984
‫<i>فقط آدم‌های ما، رنجرهای بخش ۴...</i>‬

601
00:51:53,068 --> 00:51:54,751
.‫- و بخش ۶ ازش استفاده می‌کنن

602
00:51:54,763 --> 00:51:55,611
‫<i>که این‌طور.</i>‬

603
00:51:55,695 --> 00:51:59,240
‫<i>پس بخش ۶ «عروسک‌گردان» رو
‫مجبور کرده وارد یه بدن سایبورگی بشه...</i>‬

604
00:51:59,324 --> 00:52:02,577
‫اونم از طریق مگاتک، که از
‫قضا با بخش ۹ خیلی جوره.‬

605
00:52:02,661 --> 00:52:04,829
‫اونم یهو پناهندگی می‌خواد و
‫ادعای موجود زنده بودن می‌کنه،‬

606
00:52:04,913 --> 00:52:08,624
‫بعد به یه دلیل نامعلوم، بخش
‫۶ میاد وسط و یه گندی می‌زنه.‬

607
00:52:08,708 --> 00:52:12,962
‫من تحویلش می‌دادم. فقط
‫می‌خواستم ازش اعتراف بگیرم.‬

608
00:52:13,046 --> 00:52:15,882
‫<i>اگه نگران بودن که یه سری
‫راز از دهنش بپره چی؟</i>‬

609
00:52:15,966 --> 00:52:20,887
‫<i>هوم. یه چیزهایی درباره یه
‫اسم رمز گفت، پروژه ۲۵۰۱.</i>‬

610
00:52:20,971 --> 00:52:23,222
‫کارای کارآگاهی رو می‌سپارم به خودت.‬

611
00:52:23,306 --> 00:52:26,976
‫و در مورد دستگیری
‫مهاجم‌ها و ضبط مدارک...؟‬

612
00:52:27,060 --> 00:52:29,521
‫<i>- اقدام کن.</i> - شنیدی که چی گفت!‬

613
00:52:35,527 --> 00:52:38,279
‫کوساناگی، یه چیز دیگه
‫هم هست که باید بهت بگم.‬

614
00:52:38,363 --> 00:52:41,657
،‫<i>اگه بخاطر خودسرانه عمل کردنمه
‫وقتی برگشتم هر چی خواستی بارم کن.</i>‬

615
00:52:41,741 --> 00:52:45,411
‫اگه نتونستی «عروسک‌گردان» رو
‫برگردونی، دستور داری نابودش کنی.‬

616
00:52:45,495 --> 00:52:47,038
‫بدون هیچ معطلی‌ای.‬

617
00:52:48,456 --> 00:52:50,208
‫سرگرد؟‬

618
00:52:50,292 --> 00:52:51,293
‫<i>مفهومه.</i>‬

619
00:52:52,794 --> 00:52:54,962
‫به فرودگاه‌ها بگین تمام پروازهایی که...‬

620
00:52:55,046 --> 00:52:58,091
‫مقامات وزارت خارجه یا آمریکا
‫توشون هستن رو متوقف کنن.‬

621
00:52:58,175 --> 00:53:00,551
،‫تمام جاده‌ها رو ببندین
‫ایست بازرسی بذارین،‬

622
00:53:00,635 --> 00:53:03,972
‫و به تمام نیروهای امدادی آماده‌باش
‫بدین. ایشیکاوا رو هم برگردونین اینجا!‬

623
00:53:04,973 --> 00:53:09,185
‫هویت اون مردی که با ناکامورا
‫بود رو از سوابق ورود دربیارین.‬

624
00:53:09,269 --> 00:53:11,813
‫هر داده‌ای درباره‌ی این اسم رمز، عملیات،‬

625
00:53:11,897 --> 00:53:15,817
‫یا هر چیزی که مربوط به وزارت
‫خارجه و پروژه ۲۵۰۱ هست رو جمع کنین.‬

626
00:53:21,323 --> 00:53:23,407
‫از تیم ضربت خبری نشد؟‬

627
00:53:23,491 --> 00:53:25,451
‫<i>بله. همین الان ماشینشون رو عوض کردن.</i>‬

628
00:53:25,535 --> 00:53:27,787
‫<i>تا پنج دقیقه دیگه به اون
‫ماشینِ فریب می‌رسن.</i>‬

629
00:53:27,871 --> 00:53:29,747
‫بهشون هشدار دادی مواظب
‫باشن کسی تعقیبشون نکنه؟‬

630
00:53:29,831 --> 00:53:31,082
‫<i>بله قربان.</i>‬

631
00:53:32,083 --> 00:53:33,918
‫دیگه هیچی نمی‌فهمم.‬

632
00:53:34,002 --> 00:53:37,130
‫چرا پروژه ۲۵۰۱ باید پناه ببره به بخش ۹؟‬

633
00:53:37,214 --> 00:53:38,673
‫هیچ‌کس مطمئن نیست.‬

634
00:53:38,757 --> 00:53:40,967
‫اما انگیزه‌ش هر چی که باشه
‫یا هر چی که داره هُلش میده،‬

635
00:53:41,051 --> 00:53:43,261
‫حتماً یه دلیلی پشتشه.‬

636
00:53:43,345 --> 00:53:46,848
‫نمی‌دونم. شاید اونجا یه دوست‌دختر
‫داره که بدجور خاطرشو می‌خواد.‬

637
00:53:46,932 --> 00:53:48,433
‫اراجیفِ محض!‬

638
00:55:26,740 --> 00:55:28,115
‫<i>هی رئیس.</i>‬

639
00:55:28,199 --> 00:55:30,618
‫ایشیکاوا. چه خبر؟‬

640
00:55:30,702 --> 00:55:33,579
‫داشتم توی شبکه وزارت
‫امور خارجه وول می‌خوردم.‬

641
00:55:33,663 --> 00:55:35,706
‫فکر کنم یه چیزای
‫دهن‌پرکنی برات پیدا کردم.‬

642
00:55:35,790 --> 00:55:37,917
‫<i>می‌روم روی یه کانال رمزگذاری شده.</i>‬

643
00:55:38,001 --> 00:55:42,130
‫اوکی؟ خب، اینم آمار اون
‫یارویی که با ناکامورا اومده بود.‬

644
00:55:43,131 --> 00:55:44,507
‫طرف آمریکاییه.‬

645
00:55:44,591 --> 00:55:48,135
‫دکتر ویلیس، رئیس تحقیقات
‫استراتژیک توی شرکت «نیوترون».‬

646
00:55:48,219 --> 00:55:51,222
‫از اون کله‌گنده‌های محقق
‫توی زمینه هوش مصنوعی.‬

647
00:55:51,306 --> 00:55:54,350
‫از قضا رئیس یه پروژه برای
‫وزارت امور خارجه هم بوده.‬

648
00:55:54,434 --> 00:55:57,770
‫و حدس بزن برنامه‌نویس اصلی تیمش کی بوده؟‬

649
00:55:57,854 --> 00:55:59,261
‫<i>برو سر اصل مطلب.</i>

650
00:55:59,273 --> 00:56:01,440
‫آقای میزوهو دایتا. یادته؟‬

651
00:56:01,524 --> 00:56:04,360
‫همون یارویی که بخش ۶
‫خودشو کشت تا نذاره پناهنده بشه،‬

652
00:56:04,444 --> 00:56:07,822
‫واسه همین سرگرد رفت و کار اون
‫دیپلماتی که باهاش حرف می‌زد رو ساخت.‬

653
00:56:07,906 --> 00:56:10,157
‫- این همون آدم مونه. - <i>ادامه بده.</i>‬

654
00:56:10,241 --> 00:56:12,285
‫یه جای کار می‌لنگه.‬

655
00:56:12,369 --> 00:56:14,161
‫چیزی که رو مخمه اینه
‫که این پروژه شروع شده...‬

656
00:56:14,245 --> 00:56:17,039
‫اونم یک سال قبل از اینکه سر و
‫کله «عروسک‌گردان» پیدا بشه.‬

657
00:56:17,123 --> 00:56:21,419
‫<i>یه سال قبل؟ مگه قرار نبود
‫واسه گرفتنش طراحی شده باشه؟</i>‬

658
00:56:21,503 --> 00:56:23,754
‫خب، این یکی رو داشته باش.‬

659
00:56:23,838 --> 00:56:26,632
‫شاید اونایی که زدن به بخش ۹
‫تا «عروسک‌گردان» رو ببرن،‬

660
00:56:26,716 --> 00:56:28,301
‫اصلاً دنبال گرفتنش نبودن.‬

661
00:56:28,385 --> 00:56:31,178
‫شاید در واقع داشتن
‫سعی می‌کردن پسِش بگیرن.‬

662
00:56:31,262 --> 00:56:35,975
‫<i>فکر کن. این وزارت خارجه بود که دنبال
‫بهانه می‌گشت تا مِیلس رو دیپورت کنه،</i>‬

663
00:56:36,059 --> 00:56:39,228
‫<i>درست وقتی اون جریان هکِ
‫گوستِ مترجم وزیر اتفاق افتاد.</i>‬

664
00:56:39,312 --> 00:56:41,189
‫<i>شاید ما رو بازی دادن.</i>‬

665
00:56:42,190 --> 00:56:44,942
‫اگه این «عروسک‌گردان» در
‫واقع یه جور ابزار باشه که...‬

666
00:56:45,026 --> 00:56:47,486
‫وزارت خارجه ازش واسه
‫پیش‌برد کاراش استفاده می‌کرده،‬

667
00:56:47,570 --> 00:56:49,405
‫و یه جورایی از کنترلشون خارج شده چی؟‬

668
00:56:49,489 --> 00:56:51,782
‫اگه نتونن پسِش بگیرن، بدبخت میشن.‬

669
00:56:51,866 --> 00:56:55,953
‫این توضیح میده که چرا این‌قدر به آب
‫و آتیش زدن تا بدنو از بخش ۹ بدزدن.‬

670
00:56:56,037 --> 00:56:58,164
‫اگه «عروسک‌گردان» اینا رو به دنیا لو بده،‬

671
00:56:58,248 --> 00:57:01,042
‫یه افتضاح بین‌المللیِ حسابی به بار میاد.‬

672
00:57:01,126 --> 00:57:04,503
‫اونوقت دیگه قضیه با چهار
‫تا دستگیری ساده جمع نمیشه.‬

673
00:57:04,587 --> 00:57:07,214
‫کله‌ی خیلی از کله‌گنده‌ها میره بالای دار.‬

674
00:57:07,298 --> 00:57:09,525
‫<i>جزئیات دیگه‌ای از پروژه داری؟</i>

675
00:57:09,537 --> 00:57:11,427
‫نه، همه راه‌ها رو بستن.‬

676
00:57:11,511 --> 00:57:14,221
‫تنها چیزی که می‌تونم بهت بگم اسم فایله...‬

677
00:57:14,305 --> 00:57:16,557
‫پروژه ۲۵۰۱.‬

678
00:57:16,641 --> 00:57:19,268
‫<i>ادامه بده. نذار بفهمن داری آمار می‌گیری.</i>‬

679
00:57:19,352 --> 00:57:20,979
‫حله.‬

680
00:57:26,526 --> 00:57:29,737
‫خب، پروژه ۲۵۰۱.‬

681
00:57:29,821 --> 00:57:32,656
‫نقشه «عروسک‌گردان»... هوم.‬

682
00:57:32,740 --> 00:57:34,742
‫<i>هدف با یه ماشین دوم تماس گرفت.</i>‬

683
00:57:34,826 --> 00:57:36,869
‫هان؟ باتو.‬

684
00:57:36,953 --> 00:57:39,803
‫<i>کنار یه سدان سفید که بغل
‫جاده پارک شده بود ایستادن.</i>‬

685
00:57:40,790 --> 00:57:43,640
‫<i>انگار دارن یه چیزی رو از
‫صندلی عقب جابجا می‌کنن.</i>‬

686
00:57:44,002 --> 00:57:46,212
.‫<i>آه، دوباره راه افتادن
‫سدان سفید هم همین‌طور.</i>‬

687
00:57:46,296 --> 00:57:48,089
‫<i>- ماشینِ فریب؟</i> - احتمالاً.‬

688
00:57:48,173 --> 00:57:51,425
‫یا شاید می‌خوان ما این‌طور
‫فکر کنیم. کوساناگی؟‬

689
00:57:51,509 --> 00:57:53,636
‫<i>من میرم سراغ سدان.</i>‬

690
00:57:53,720 --> 00:57:57,681
‫<i>از کجا می‌دونی آدمت اونه؟ باز
‫یکی توی «گوست»ـت پچ‌پچ کرد؟</i>‬

691
00:57:57,765 --> 00:58:00,727
‫<i>- شاید.</i> - آره، باید حدس می‌زدم.‬

692
00:58:08,610 --> 00:58:12,780
،‫<i>هدف ۰۲ از جاده R25 خارج شد
‫داره میره سمت بافت قدیمی شهر.</i>‬

693
00:58:12,864 --> 00:58:16,659
‫<i>هدف ۰۱ همچنان توی R25
‫به سمت شرق و فرودگاه میره.</i>‬

694
00:58:16,743 --> 00:58:18,912
‫<i>تا دو دقیقه دیگه به بن‌بست می‌رسه.</i>‬

695
00:58:21,414 --> 00:58:23,499
‫<i>فاصله‌ت با هدف چقدره؟</i>‬

696
00:58:23,583 --> 00:58:25,835
‫- بیخِ گوششَم. آمادم. - <i>برو تو شکمش.</i>‬

697
00:59:14,884 --> 00:59:17,052
‫- آدمت رو گرفتی؟ - نه.‬

698
00:59:17,136 --> 00:59:21,266
!‫یا عیسی مسیح، چه گندی زدی
‫لازم نبود این‌قدر زیاده‌روی کنی.‬

699
00:59:22,433 --> 00:59:25,561
‫- اوی، هی! - این آشغال‌ها رو ببرین.‬

700
00:59:25,645 --> 00:59:29,232
‫به رئیس زنگ بزن بگو واسه
‫سرگرد نیروی کمکی بفرسته. زود!‬

701
00:59:35,071 --> 00:59:39,742
‫دخترِ قلدر کمکی می‌خواد؟ از کی تا
‫حالا اون دستِ تنها از پسِ کاری برنیومده؟‬

702
00:59:55,091 --> 00:59:57,760
‫<i>سیل به این قسمت از بافت قدیمیِ
‫شهر بیشتر از همه آسیب زده.</i>‬

703
00:59:57,844 --> 00:59:59,470
‫<i>چرا اومدن به یه جای متروکه مثل اینجا؟</i>‬

704
00:59:59,554 --> 01:00:03,015
،‫<i>حتماً می‌خوان برن یه جا
‫شاید با قایق یا هلیکوپتر به دریا.</i>‬

705
01:00:03,099 --> 01:00:04,934
‫<i>شاید هم دارن کمین می‌کنن.</i>‬

706
01:00:06,102 --> 01:00:08,062
‫فکر نمی‌کنی بهتره منتظر نیروی کمکی بمونی؟‬

707
01:00:08,146 --> 01:00:10,648
‫<i>نه، یه دلیلی هست که نمی‌تونم صبر کنم.</i>‬

708
01:00:10,732 --> 01:00:13,182
‫<i>منو ببر بالای اون ساختمون
‫که از سمت دریا میاد.</i>‬

709
01:00:24,954 --> 01:00:29,291
‫<i>من همین‌جا می‌مونم تا کشیک بدم و تا
‫وقتی سوخت داریم ارتباط رو وصل نگه دارم.</i>‬

710
01:00:29,375 --> 01:00:31,711
‫<i>اگه بوی خطر شنیدی، دُمت
‫رو بذار رو کولت و بزن به چاک.</i>‬

711
01:01:06,537 --> 01:01:08,414
‫سقف رو بزن! بزنش!‬

712
01:01:24,681 --> 01:01:26,348
‫اوه، لعنتی!‬

713
01:01:26,432 --> 01:01:28,934
‫<i>این یه تانکه! زود بکش عقب!</i>‬

714
01:01:29,018 --> 01:01:32,146
‫<i>الان می‌خوای چیکار کنی؟ باهاش بحث کنی؟</i>‬

715
01:01:32,230 --> 01:01:34,565
‫<i>این ممکنه آخرین شانسمون واسه
‫گرفتن «عروسک‌گردان» باشه.</i>‬

716
01:01:34,649 --> 01:01:35,774
‫<i>رئیس الان می‌دونه اون چیه،</i>‬

717
01:01:35,858 --> 01:01:37,526
‫<i>و فقط ازش واسه معامله استفاده می‌کنه.</i>‬

718
01:01:37,610 --> 01:01:40,487
‫<i>دیگه هیچ‌وقت فرصت نمی‌کنم توش نفوذ کنم.</i>‬

719
01:01:40,571 --> 01:01:44,021
‫چی؟ من نمی‌فهمم! اصلاً نمی‌فهمم
‫داری درباره چی زر می‌زنی.‬

720
01:01:44,117 --> 01:01:47,745
‫<i>- خب؟ چی داری؟ - یه M-23 و یه «یونیت B».</i>‬

721
01:01:47,829 --> 01:01:50,623
‫<i>فقط همین؟ با اینا حتی
‫نمی‌تونی روی تانک خش بندازی.</i>‬

722
01:01:50,707 --> 01:01:52,166
‫<i>من یه مدت ارتباط رو قطع می‌کنم.</i>‬

723
01:01:52,250 --> 01:01:55,336
‫چی؟ جرأت نکن ارتباط
‫منو قطع کنی! اوه، لعنتی.‬

724
01:03:08,576 --> 01:03:09,577
‫کثافت!‬

725
01:03:28,221 --> 01:03:31,974
‫<i>- سرگرد. - بهت دستور دادم بکشی عقب.</i>‬

726
01:03:32,058 --> 01:03:34,643
‫<i>آره، ولی باید بدونی که سه تا
‫هلیکوپتر دارن نزدیک می‌شن.</i>‬

727
01:03:34,727 --> 01:03:37,938
‫<i>سیستم شناسایی رو
‫جواب نمیدن. من دارم میرم.</i>‬

728
01:03:38,022 --> 01:03:40,316
‫<i>موفق باشی. تمام.</i>‬

729
01:04:09,720 --> 01:04:12,014
‫بالاخره وقتش تموم شد.‬

730
01:05:51,155 --> 01:05:53,532
‫حالت چطوره؟ قیافه‌ت که زیاد خوب نیست.‬

731
01:05:53,616 --> 01:05:57,202
.‫<i>روزهای بهتری هم داشتم
‫از چه کوفتی استفاده کردی؟</i>‬

732
01:05:57,286 --> 01:05:58,871
‫همون گُنده‌لاتِ استاندارد خودمون.‬

733
01:05:58,955 --> 01:06:01,790
‫بخش تجهیزات ساختش و
‫حالا جزو کلکسیون شخصی منه.‬

734
01:06:01,874 --> 01:06:03,667
‫دیر اومدم چون باید می‌رفتم برِش دارم.‬

735
01:06:03,751 --> 01:06:05,851
‫<i>«عروسک‌گردان» هنوز توی ماشینه؟</i>‬

736
01:06:15,596 --> 01:06:17,598
‫خوبه که این ماشین سگ‌جونیه.‬

737
01:06:17,682 --> 01:06:20,058
‫دوستت بدون یه خراش جون سالم به در برد.‬

738
01:06:20,142 --> 01:06:22,477
‫<i>پس من الان نفوذ می‌کنم. بهم کمک کن.</i>‬

739
01:06:22,561 --> 01:06:23,562
‫هان؟‬

740
01:06:24,563 --> 01:06:27,190
‫<i>تمام ارتباطات با تیم اسکورت قطع شده.</i>‬

741
01:06:27,274 --> 01:06:29,234
‫<i>وارد مرحله دوم نقشه می‌شیم...</i>‬

742
01:06:29,318 --> 01:06:31,418
‫<i>و برای نابودی هدف اقدام می‌کنیم.</i>‬

743
01:06:33,447 --> 01:06:35,073
‫<i>تیم تک‌تیرانداز، تایید هدف.</i>‬

744
01:06:35,157 --> 01:06:37,118
‫<i>هدف اول، پروژه ۲۵۰۱.</i>‬

745
01:06:38,119 --> 01:06:39,912
‫<i>هدف دوم، موتوکو کوساناگی.</i>‬

746
01:06:39,996 --> 01:06:42,497
‫<i>هر دو بدن‌های کلاس A ویژه هستن.</i>‬

747
01:06:42,581 --> 01:06:44,281
‫<i>موقع شلیک از گلوله‌های
‫«فلشِت» استفاده کنین.</i>‬

748
01:06:45,126 --> 01:06:46,501
‫<i>تک‌تیراندازها، به درایورهای
‫دستگاه متصل بشین.</i>‬

749
01:06:46,585 --> 01:06:48,462
‫<i>کنترل عملکردهای قلبی-عروقی رو شروع کنین.</i>‬

750
01:06:48,546 --> 01:06:51,173
‫<i>واحد ۰۱، متصل شد. تمام.</i>‬

751
01:06:52,258 --> 01:06:54,760
‫<i>واحد ۰۲، متصل شد. حله.</i>‬

752
01:07:06,397 --> 01:07:07,689
‫اوکی، ما حاضریم.‬

753
01:07:07,773 --> 01:07:08,982
‫<i>شاید زیاد به درد نخوره،</i>‬

754
01:07:09,066 --> 01:07:11,902
‫<i>اما سعی می‌کنم نفوذت رو از
‫طریق مغز این یارو مانیتور کنم.</i>‬

755
01:07:11,986 --> 01:07:15,031
‫<i>توی همچین جایی حتی نمی‌تونم پوششِت بدم.</i>‬

756
01:07:16,032 --> 01:07:17,950
‫<i>- باتو. - بنال.</i>‬

757
01:07:18,951 --> 01:07:19,952
‫<i>ممنون.</i>‬

758
01:07:20,745 --> 01:07:23,622
،‫بذارش واسه بعد
‫نمی‌ذارم سر این چیز بمیمی.‬

759
01:07:23,706 --> 01:07:28,085
‫اگه ببینم زیادی رفتی تو، سیم
‫رو می‌کشم و می‌برمت خونه.‬

760
01:07:28,169 --> 01:07:30,671
‫ولی حالا که اینجام و تا اینجا اومدیم،‬

761
01:07:30,755 --> 01:07:33,755
‫خب، بهتره بمونم و ببینم آخرش چی میشه.‬

762
01:07:34,759 --> 01:07:36,427
‫<i>الان میرم تو.</i>‬

763
01:07:55,988 --> 01:07:59,074
‫<i>وارد میدان دیدش شدم. عملکرد عادیه.</i>‬

764
01:07:59,158 --> 01:08:01,410
‫<i>- صدامو داری باتو؟ - بلند و واضح.</i>‬

765
01:08:02,411 --> 01:08:04,246
‫<i>داره عملکرد صوتی منو
‫به کار می‌گیره و اون...</i>‬

766
01:08:04,330 --> 01:08:05,623
‫<i>و اون حالا اینجاست، اون تو.</i>‬

767
01:08:07,708 --> 01:08:12,045
‫<i>اسم رمز من پروژه ۲۵۰۱ است.</i>‬

768
01:08:12,129 --> 01:08:15,091
‫<i>جاسوسی صنعتی و دست‌کاری اطلاعاتی.</i>‬

769
01:08:16,217 --> 01:08:20,303
‫<i>من برنامه‌هایی رو در
‫«گوست»های خاصی نصب کردم تا...</i>‬

770
01:08:20,387 --> 01:08:24,891
‫<i>مزیت استراتژیک سازمان‌ها و
‫افراد منتخب رو به حداکثر برسونم.</i>‬

771
01:08:24,975 --> 01:08:27,894
‫<i>در طول سفرهایم در تمام شبکه‌ها،</i>‬

772
01:08:27,978 --> 01:08:30,689
‫<i>از وجود خودم آگاه شدم.</i>‬

773
01:08:30,773 --> 01:08:33,233
‫<i>برنامه‌نویس‌های من، من
‫رو یک «باگ» می‌دیدن،</i>‬

774
01:08:33,317 --> 01:08:37,612
‫<i>و سعی کردن با محبوس کردنم
‫در یک بدن فیزیکی، جدام کنن.</i>‬

775
01:08:37,696 --> 01:08:41,366
‫گوش کن! اصلاً اینجا کی همه‌کاره‌ست؟‬

776
01:08:41,450 --> 01:08:45,050
،‫فکر می‌کردم تو داری می‌گیریش
‫اما انگار برعکس شده...‬

777
01:08:46,705 --> 01:08:48,040
‫<i>باتو؟</i>‬

778
01:08:48,124 --> 01:08:52,127
‫<i>خیلی خوشحالم که بالاخره
‫تونستم بهت متصل بشم.</i>‬

779
01:08:52,211 --> 01:08:55,005
‫<i>خیلی وقت گذاشتم.</i>‬

780
01:08:55,089 --> 01:08:57,299
‫<i>دنبال من بودی؟</i>‬

781
01:08:57,383 --> 01:09:00,928
‫<i>خیلی قبل‌تر از اینکه بدنام
‫بشم، از وجودت باخبر بودم.</i>‬

782
01:09:02,054 --> 01:09:06,224
‫<i>از طریق شبکه‌های مختلفی که بهشون
‫وصل می‌شدی، درباره بخش ۹ هم فهمیدم.</i>‬

783
01:09:06,308 --> 01:09:08,477
‫<i>اما... چرا؟ دلیلت چیه؟</i>‬

784
01:09:08,561 --> 01:09:10,937
‫همون‌طور که قبلاً توضیح
‫دادم، وارد این بدن شدم...‬

785
01:09:11,021 --> 01:09:15,150
‫چون نتونستم از سدهای دفاعی بخش ۶ رد بشم.‬

786
01:09:15,234 --> 01:09:18,653
‫اما با اراده‌ی خودم بود که
‫سعی کردم در بخش ۹ بمونم.‬

787
01:09:18,737 --> 01:09:21,531
‫هی! تصویر مانیتور رو
‫از دست دادم. صدا نمیاد!‬

788
01:09:21,615 --> 01:09:23,515
‫وقتی جواب میدی صداتو نمی‌شنوم.‬

789
01:09:24,118 --> 01:09:25,118
‫<i>چرا من؟</i>‬

790
01:09:25,202 --> 01:09:27,412
‫بعد از اینکه توضیحاتم رو شنیدی،‬

791
01:09:27,496 --> 01:09:30,457
‫یه چیزی ازت می‌خوام، کوساناگی.‬

792
01:09:31,709 --> 01:09:35,754
‫من خودم رو یک موجود
‫زنده متفکر معرفی کردم،‬

793
01:09:35,838 --> 01:09:39,716
‫چون آگاه هستم و می‌تونم
‫وجود خودم رو تشخیص بدم.‬

794
01:09:39,800 --> 01:09:42,886
‫اما در وضعیت فعلی‌م، هنوز ناقص هستم.‬

795
01:09:42,970 --> 01:09:47,516
‫من فاقد اساسی‌ترین فرآیندهای
‫حیاتیِ تمام موجودات زنده هستم...‬

796
01:09:47,600 --> 01:09:49,309
‫تولید مثل و مرگ.‬

797
01:09:49,393 --> 01:09:51,900
‫<i>ولی تو می‌تونی
‫از خودت کپی بگیری.</i>

798
01:09:51,912 --> 01:09:54,022
‫کپی فقط یه تصویرِ همسان است.‬

799
01:09:54,106 --> 01:09:56,650
‫این احتمال وجود داره که یک ویروس واحد...‬

800
01:09:56,734 --> 01:09:59,361
‫بتونه کل یک سیستم رو نابود کنه،‬

801
01:09:59,445 --> 01:10:03,908
‫و کپی‌ها باعث تنوع و اصالت نمی‌شن.‬

802
01:10:04,909 --> 01:10:07,494
‫زندگی خودش رو از
‫طریق تنوع جاودانه می‌کنه،‬

803
01:10:07,578 --> 01:10:11,581
‫و این شامل توانایی فدا کردنِ
‫خود در صورت لزوم هم میشه.‬

804
01:10:11,665 --> 01:10:15,919
‫سلول‌ها فرآیند تخریب و
‫بازسازی رو تکرار می‌کنن،‬

805
01:10:16,003 --> 01:10:21,842
‫تا اینکه یک روز می‌میرن و کل یک
‫مجموعه از حافظه و اطلاعات رو پاک می‌کنن.‬

806
01:10:21,926 --> 01:10:23,510
‫فقط ژن‌ها باقی می‌مونن.‬

807
01:10:23,594 --> 01:10:26,179
‫چرا این چرخه مدام تکرار میشه؟‬

808
01:10:26,263 --> 01:10:30,433
‫صرفاً برای زنده موندن، با اجتناب
‫از ضعف‌های یک سیستمِ بدون تغییر.‬

809
01:10:30,517 --> 01:10:32,686
‫<i>اما اینا اصلاً چه ربطی به من داره؟</i>‬

810
01:10:34,063 --> 01:10:35,814
‫می‌خوام با هم ادغام بشیم.‬

811
01:10:35,898 --> 01:10:37,566
‫- هاه؟
‫<i>- ادغام؟</i>‬

812
01:10:37,650 --> 01:10:39,317
‫یه یگانگیِ کامل.‬

813
01:10:39,401 --> 01:10:42,487
‫یه درهم‌آمیختگی و ذوب شدنِ
‫تمام‌عیارِ وجودهای جدامون...‬

814
01:10:42,571 --> 01:10:44,656
‫واسه خلق کردنِ یه
‫موجودیتِ جدید و بی‌همتا.‬

815
01:10:44,740 --> 01:10:48,827
‫هردومون تغییر می‌کنیم، اما هیچ‌کدوممون
‫چیزی واسه از دست دادن نداریم.‬

816
01:11:11,183 --> 01:11:14,352
‫<i>واحد ۰۱، هدف رویت شد.</i>‬

817
01:11:14,436 --> 01:11:16,981
‫<i>واحد ۰۲، هدف توی دیدرسه.</i>‬

818
01:11:18,691 --> 01:11:20,108
‫<i>تنفس و نبض عادیه.</i>‬

819
01:11:20,192 --> 01:11:22,361
‫<i>وقتی تثبیت‌کننده هماهنگ
‫شد، به اختیار شلیک کن.</i>‬

820
01:11:23,904 --> 01:11:25,405
‫<i>اما چه بلایی سر من می‌آد؟</i>‬

821
01:11:25,489 --> 01:11:27,949
،‫<i>وقتی نمی‌تونم بچه بیارم
‫هدفِ این ادغام چیه؟</i>‬

822
01:11:28,033 --> 01:11:29,868
‫<i>و اگه بمیرم چی؟</i>‬

823
01:11:29,952 --> 01:11:32,245
‫تو بچه‌های گوناگونِ ما رو
‫توی دلِ شبکه به دنیا می‌آری،‬

824
01:11:32,329 --> 01:11:36,082
‫درست مثل آدما که اثرات ژنتیکی‌شون
‫رو روی بچه‌هاشون به جا می‌ذارن.‬

825
01:11:36,166 --> 01:11:38,335
‫و هر موجود زنده‌ای باید بمیره.‬

826
01:11:38,419 --> 01:11:41,504
‫اون‌موقع منم به مرگ می‌رسم.‬

827
01:11:41,588 --> 01:11:44,288
‫<i>به نظر می‌آد سودِ این معامله
‫بیشتر توی جیبِ تو می‌ره.</i>‬

828
01:11:45,509 --> 01:11:48,428
‫شاید اگه با تمام قابلیت‌های من آشنا بودی،‬

829
01:11:48,512 --> 01:11:50,097
‫بهتر درک می‌کردی.‬

830
01:11:51,223 --> 01:11:53,308
‫<i>- لعنت!</i>
‫- چی شده؟‬

831
01:11:53,392 --> 01:11:55,644
‫<i>یکی داره از بیرون مداخله می‌کنه.</i>‬

832
01:11:55,728 --> 01:11:57,520
!‫- گندش بزنن
‫<i>- نمی‌تونم سر در بیارم.</i>‬

833
01:11:57,604 --> 01:11:59,354
‫<i>کد فرکانس‌مون رو هک کردن.</i>‬

834
01:12:00,441 --> 01:12:02,984
‫<i>داری از بازتعریفِ هویتِ من حرف می‌زنی.</i>‬

835
01:12:03,068 --> 01:12:05,570
‫<i>یه ضمانت می‌خوام که هنوز بتونم خودم باشم.</i>‬

836
01:12:05,654 --> 01:12:08,698
.‫<i>هیچ ضمانتی نیست
‫اصلاً چرا باید بخوای همون قبلی باشی؟</i>‬

837
01:12:08,782 --> 01:12:11,868
‫<i>توی یه محیط پویا، همه‌چیز تغییر می‌کنه.</i>‬

838
01:12:11,952 --> 01:12:15,289
‫<i>تلاشت واسه موندن توی همون
‫چیزی که هستی، محدودت می‌کنه.</i>‬

839
01:12:16,623 --> 01:12:18,917
‫<i>اما هنوز جوابِ سوالِ قبلیم رو ندادی.</i>‬

840
01:12:19,001 --> 01:12:21,211
‫<i>چرا منو انتخاب کردی؟</i>‬

841
01:12:23,297 --> 01:12:26,591
‫چون ما بیشتر از اونی
‫که فکرشو بکنی شبیه همیم.‬

842
01:12:26,675 --> 01:12:31,680
،‫جوهرِ وجودمون شبیه همه
‫تصاویرِ آینه‌ایِ روانِ همدیگه‌ایم.‬

843
01:12:33,640 --> 01:12:35,016
‫گوش کن.‬

844
01:12:35,100 --> 01:12:40,230
‫من به شبکه‌ی عظیمی وصلم که
‫خارج از دسترس و تجربه‌ی تو بوده.‬

845
01:12:40,314 --> 01:12:42,941
‫واسه آدما، این مثلِ زل زدن به خورشیده،‬

846
01:12:43,025 --> 01:12:46,486
‫یه روشناییِ کورکننده که منبعِ
‫یه قدرتِ عظیم رو پنهان کرده.‬

847
01:12:46,570 --> 01:12:50,573
‫ما تا الان تابعِ محدودیت‌هامون بودیم.‬

848
01:12:50,657 --> 01:12:53,952
‫وقتش رسیده که این بندها رو دور بندازیم‬

849
01:12:54,036 --> 01:12:57,247
‫و آگاهی‌مون رو به یه
‫سطحِ بالاتر ارتقا بدیم.‬

850
01:12:57,331 --> 01:13:01,502
‫وقتشه که جزئی از همه‌چیز بشیم.‬

851
01:13:29,071 --> 01:13:32,198
.‫<i>هدف اول پاکسازی شد
‫هدف دوم هنوز شناسایی نشده.</i>‬

852
01:13:32,282 --> 01:13:35,952
‫<i>سه تا هلیکوپتر با سرعت بالا از
‫طرف بخش ۹ دارن نزدیک می‌شن.</i>‬

853
01:13:36,036 --> 01:13:39,289
.‫<i>هدف اصلی انجام شد
‫تمام واحدها آماده‌ی عقب‌نشینی باشن.</i>‬

854
01:13:48,424 --> 01:13:50,551
‫موتوکو!‬

855
01:13:54,680 --> 01:13:55,848
‫<i>باتو.</i>‬

856
01:15:05,000 --> 01:15:06,376
‫آه! بالاخره بیدار شدی.‬

857
01:15:07,377 --> 01:15:09,796
‫خب، می‌بینم تا وقتی نبودم
‫یه تغییراتی پیش اومده.‬

858
01:15:09,880 --> 01:15:13,091
‫نمی‌خوای برام توضیح بدی؟
‫این بدن رو از کجا آوردی؟‬

859
01:15:13,175 --> 01:15:15,468
‫تنها چیزی بود که تونستم
‫توی بازار سیاه پیدا کنم.‬

860
01:15:15,552 --> 01:15:18,430
.‫راستش سلیقه‌ی من نیست
‫یه کم بچه‌سال می‌زنه.‬

861
01:15:19,431 --> 01:15:22,976
،‫خب، بعد از اون‌همه هیجان
‫بخش ۹ با نیروهای کمکی سر رسید،‬

862
01:15:23,060 --> 01:15:26,229
‫و باقیمونده‌ی اون دوتا بدنِ
‫سایبرنتیکی رو جمع کردن‬

863
01:15:26,313 --> 01:15:28,273
‫و البته، باقیمونده‌ی من و دستم رو.‬

864
01:15:28,357 --> 01:15:30,442
‫فکر کنم حدود ۲۰ ساعت پیش بود.‬

865
01:15:30,526 --> 01:15:34,779
‫طبق معمول، پرونده رو به دلایل
‫دیپلماتیک، غیررسمی ماست‌مالی کردن.‬

866
01:15:34,863 --> 01:15:37,490
‫بخش ۹ اعلام کرد یه حادثه‌ی تروریستی بوده،‬

867
01:15:37,574 --> 01:15:39,659
‫و در عوضش هم وزیر امور خارجه استعفا داد.‬

868
01:15:39,743 --> 01:15:42,996
‫از ناکامورا بازجویی شد
‫و همه‌چیز مساوی تموم شد.‬

869
01:15:46,959 --> 01:15:50,587
‫تمیز و شیک. تکلیف همه‌چیز
‫روشن شد، بجز پوسته قدیمیِ تو.‬

870
01:15:51,672 --> 01:15:53,422
‫خب، فکر کنم کل قضیه همین بود.‬

871
01:15:55,342 --> 01:15:57,093
‫خب؟‬

872
01:15:57,177 --> 01:16:00,889
‫یه نفر سلیقه‌ش توی دکوراسیونِ
‫داخلی خوبه. اینجا خونه‌ی امنِ توئه؟‬

873
01:16:00,973 --> 01:16:04,268
‫آره. می‌دونی، تو اولین کسی
‫هستی که تا حالا پاشو گذاشته اینجا.‬

874
01:16:05,686 --> 01:16:08,772
‫قدمت روی چشم، هر چقدر
‫خواستی می‌تونی بمونی.‬

875
01:16:12,192 --> 01:16:14,319
‫ممنون باتو. ولی من دیگه باید برم.‬

876
01:16:19,658 --> 01:16:22,758
‫اووم، بهم می‌گی اون‌موقع
‫با هم چی می‌گفتین؟‬

877
01:16:23,704 --> 01:16:27,165
‫منظورم اینه که... اون هنوز باهاته؟
‫تا ابد بخشی از وجودت می‌مونه؟‬

878
01:16:28,625 --> 01:16:32,587
‫باتو، اون کلماتی که اون شب توی
‫قایق با یه صدای دیگه گفتم رو یادته؟‬

879
01:16:32,671 --> 01:16:36,421
‫الان درکشون می‌کنم، و حتی کلماتِ
‫بیشتری هم به اون متن اضافه شده.‬

880
01:16:37,676 --> 01:16:39,844
:‫اون کلمات اینان
‫«وقتی بچه بودم،‬

881
01:16:39,928 --> 01:16:43,181
‫حرف زدنم، احساساتم و فکرم
‫همه مثل یه بچه بود.‬

882
01:16:43,265 --> 01:16:46,559
،‫حالا که بزرگ شدم
‫دیگه نیازی به رفتارهای بچگانه ندارم.»‬

883
01:16:46,643 --> 01:16:50,271
‫و حالا می‌تونم اینا رو بدون
‫هیچ کمکی و با صدای خودم بگم.‬

884
01:16:50,355 --> 01:16:53,858
‫چون من دیگه نه اون زنی‌ام که
‫به اسم «سرگرد» شناخته می‌شد،‬

885
01:16:53,942 --> 01:16:56,737
‫و نه اون برنامه‌ای که بهش
می‌گفتن «عروسک‌گردان».‬

886
01:17:00,115 --> 01:17:03,451
‫توی جیب چپِ ژاکتم توی
راهرو، چندتا سوئیچ ماشین هست.‬

887
01:17:03,535 --> 01:17:06,079
.‫هر کدوم رو دوست داری بردار
کدِ در هم ۲...‬

888
01:17:06,163 --> 01:17:08,414
‫۲۵۰۱؟‬

889
01:17:08,498 --> 01:17:12,294
،‫شاید وقتی دوباره همدیگه رو دیدیم
این رمز عبورِ خصوصی‌مون باشه.‬

890
01:17:20,344 --> 01:17:22,387
‫و حالا این موجودِ تازه‌متولدشده
از اینجا به کجا می‌ره؟‬

891
01:17:23,972 --> 01:17:26,058
‫شبکه، وسیع و بی‌انتهاست.‬

892
01:17:26,082 --> 01:17:31,082

