﻿1
00:00:05,360 --> 00:00:06,760
‫‌از وقتی طوفان دومی اومد

2
00:00:06,760 --> 00:00:08,960
‫کسی نتونسته باهاشون تماس بگیره؟

3
00:00:09,320 --> 00:00:11,120
‫آره، و طوفان‌های سوم

4
00:00:11,120 --> 00:00:13,200
‫چهارم، پنجم و ششم هم پشت سرش اومدن

5
00:00:13,640 --> 00:00:16,760
‫هیچکس نمی‌دونه اوضاع از چه قراره
‫یا اینکه 6 هزار ساکنش خوبن یا نه

6
00:00:17,200 --> 00:00:19,760
‫چندین گروه‌ خبری به اونجا فرستاده شدن
‫ولی هنوز خبری نشده

7
00:00:20,760 --> 00:00:23,480
‫خب، شهر کوروزو بعد از این تونله

8
00:00:28,360 --> 00:00:30,080
‫سریع‌تر برو! گردباد داره میاد!

9
00:00:41,800 --> 00:00:43,400
‫حالتون خوبه؟

10
00:00:44,280 --> 00:00:47,280
‫ساکاگامی! اندو... حالا چیکار کنم؟

11
00:00:48,000 --> 00:00:49,480
‫باید کمک بیارم

12
00:00:52,360 --> 00:00:54,200
‫انگار یه چیزی توی هوا موج می‌زنه...

13
00:00:54,200 --> 00:00:58,040
‫دارم خیالاتی میشم
‫یا نفسم واقعاً داره تبدیل به مارپیچ میشه؟

14
00:01:02,120 --> 00:01:05,560
‫بقیه کجان؟ چرا اینجا اینقدر ساکته؟

15
00:01:09,880 --> 00:01:12,720
‫تمام این خسارات... بخاطر طوفان‌هاست؟

16
00:01:15,680 --> 00:01:17,280
‫بالگرد خبریه!

17
00:01:40,400 --> 00:01:42,000
‫گردابه؟

18
00:01:52,360 --> 00:01:53,960
‫- باید مخفی بشی!
‫- آروم!

19
00:01:54,440 --> 00:01:56,040
‫آره!

20
00:01:56,440 --> 00:01:59,520
‫دبستان کوروزو جلوتره!
‫آماده‌ی حمله بشین!

21
00:02:00,840 --> 00:02:02,440
‫ترکیب بشین!

22
00:02:04,520 --> 00:02:07,480
‫انگار کیف میده
‫شاید منم به "گروه پروانه" ملحق بشم

23
00:02:07,760 --> 00:02:10,920
‫حتی بهش فکرم نکن!
‫خیلیا موقع تقلید کردن از اونا مردن!

24
00:02:11,120 --> 00:02:12,400
‫گروه پروانه؟

25
00:02:12,400 --> 00:02:14,760
‫یه مشت اراذل و اوباشن که
‫دارن از این اتفاقات سوءاستفاده می‌کنن

26
00:02:14,800 --> 00:02:15,880
‫تا هرکاری می‌خوان بکنن

27
00:02:15,960 --> 00:02:18,360
‫خیلی ممنونم. حسابی مدیونتونم

28
00:02:18,560 --> 00:02:20,240
‫نه بابا این چه حرفیه. صدمه دیدی!

29
00:02:20,680 --> 00:02:22,280
‫- می‌تونی راه بری؟
‫- آره

30
00:02:22,840 --> 00:02:26,400
‫- یکی از اون امدادگرهای داوطلبی؟
‫- میتسو، آروم‌تر راه برو

31
00:02:26,600 --> 00:02:30,160
‫نه، خبرنگار "شبکه‌ی تویو" هستم
‫اسمم "چیه مارویاما"ـست

32
00:02:30,360 --> 00:02:32,400
‫- شبکه‌ی تویو؟
‫- صداتو بیار پایین

33
00:02:32,600 --> 00:02:34,520
‫برای همین آشنا بنظر میای!

34
00:02:34,800 --> 00:02:38,160
‫من گیریه گوشیما هستم
‫اینم برادرم "میتسو"ـه

35
00:02:38,600 --> 00:02:41,760
‫داشتیم دنبال آذوقه می‌گشتیم
‫شرایط جوریه که

36
00:02:41,760 --> 00:02:46,280
‫اگر یکیمون یه حرکت ناگهانی بکنه
‫فوراً یه گردباد ایجاد می‌کنه

37
00:02:47,080 --> 00:02:50,640
‫مردم شهر باور دارن ممکنه
‫بخاطر انرژی 6 طوفانی باشه

38
00:02:50,640 --> 00:02:52,240
‫که کشیده شدن توی اون برکه

39
00:02:52,800 --> 00:02:55,440
‫همونی که گرداب داره. برکه‌ی سنجاقک

40
00:02:55,680 --> 00:02:58,680
‫منظورت چیه...
‫ برکه طوفان‌ها رو کشید توی خودش؟

41
00:02:58,880 --> 00:03:00,840
‫هیچکس مطمئن نیست چه اتفاقی افتاد

42
00:03:01,080 --> 00:03:05,040
‫برای همین باید آروم بریم و بیایم، مثل حلزون

43
00:03:05,360 --> 00:03:08,000
‫حتی تند تند نفس کشیدن هم
‫می‌تونه گردباد درست کنه، پس آروم صحبت کن

44
00:03:08,200 --> 00:03:09,800
‫بنظر اثر پروانه‌ای میاد

45
00:03:10,120 --> 00:03:13,360
‫بال زدن یه پروانه
‫یه جایی در دنیا طوفان بوجود میاره

46
00:03:13,880 --> 00:03:16,120
‫خب، بیا برگردیم جایی که پناه گرفتیم

47
00:03:16,360 --> 00:03:17,960
‫باید زخم‌هاتو پانسمان کنیم

48
00:03:20,280 --> 00:03:21,880
‫همینجاست. بیا تو

49
00:03:23,480 --> 00:03:25,840
‫- بجنب، یکم برو اونطرف‌تر
‫- اینقدر هل نده لعنتی!

50
00:03:26,280 --> 00:03:29,360
‫- ببین، چند نفر دیگه اومدن!
‫- دیگه جا نیست! برید بیرون!

51
00:03:29,640 --> 00:03:32,240
‫انصاف نیست! ما قبل از شماها
‫اینجا زندگی می‌کردیم!

52
00:03:32,440 --> 00:03:34,800
‫- رسیدن بخیر عزیزم
‫- مهمون داری؟

53
00:03:35,080 --> 00:03:38,160
‫دیوونه شده...
‫مارپیچ‌ها کل شهر رو دیوونه کرده

54
00:03:39,040 --> 00:03:41,360
‫دیگه از غر غر کردن‌هات خسته شدم، بچه

55
00:03:41,720 --> 00:03:43,640
‫دیوونه شده... کاملاً دیوونه شده...

56
00:03:44,000 --> 00:03:45,880
‫خسته‌م کردی... برو گمشو بیرون!

57
00:03:46,440 --> 00:03:48,560
‫شویچی! حالت خوبه، شویچی؟

58
00:03:50,800 --> 00:03:52,480
‫حالا جامون یکم بازتر شد

59
00:03:55,160 --> 00:03:58,440
‫- خب، حالا چیکار کنیم؟
‫- باید دنبال یه سرپناه دیگه بگردیم

60
00:03:58,640 --> 00:04:00,720
‫دیگه سرپناهی نیست
‫همه‌شون پر شدن!

61
00:04:00,880 --> 00:04:02,480
‫پس باید بیشتر بگردیم

62
00:04:02,480 --> 00:04:04,160
‫با این گردبادها این بیرون موندن خطرناکه

63
00:04:04,400 --> 00:04:07,280
‫باید هرچه سریع‌تر از این شهر بریم بیرون!

64
00:04:07,880 --> 00:04:09,480
‫آره، ولی...

65
00:04:09,680 --> 00:04:11,920
‫همه میگن راه خروجی نیست

66
00:04:12,960 --> 00:04:16,360
‫من فقط می‌خوام اینجا بمونم
‫و برگردم سراغ سفالگریم

67
00:04:18,920 --> 00:04:21,160
‫می‌خوام کوره‌م رو بازسازی کنم
‫و هنرم رو به کمال برسونم

68
00:04:21,160 --> 00:04:23,000
‫و توی هنر مارپیچ استاد بشم!

69
00:04:23,480 --> 00:04:25,800
‫برای این‌کار
‫ باید از برکه‌ی سنجاقک گِل بیارم!

70
00:04:26,160 --> 00:04:29,640
‫غیرممکنه! برکه‌ی سنجاقک
‫تبدیل به یه گرداب گنده شده!

71
00:04:30,040 --> 00:04:31,800
‫دیوونه شده... کاملاً دیوونه شده...

72
00:04:32,440 --> 00:04:35,520
‫دیگه داریم به آخر کار می‌رسیم
‫شهر بزودی تبدیل به یه مارپیچ میشه

73
00:04:35,920 --> 00:04:37,880
‫شک نکنین، تبدیل به یه مارپیچ میشه!

74
00:04:41,880 --> 00:04:43,480
‫اینا دیگه چین؟

75
00:04:51,720 --> 00:04:54,440
‫آدم‌های حلزونی هستن!
‫این اواخر تعدادشون خیلی بیشتر شده

76
00:04:56,600 --> 00:04:59,120
‫یه بوی خوبی میاد... مثل بوی کبابه!

77
00:04:59,120 --> 00:05:00,720
‫میتسو!

78
00:05:02,600 --> 00:05:04,200
‫همون گروهیه که دیده بودیم...

79
00:05:05,480 --> 00:05:07,080
‫میتسو!

80
00:05:13,920 --> 00:05:15,520
‫این یکی دیگه پخته

81
00:05:21,360 --> 00:05:22,960
‫دارن آدم‌های حلزونی رو می‌خورن...

82
00:05:25,480 --> 00:05:27,640
‫بچه‌جون! یکم حلزون پخته می‌خوای؟

83
00:05:28,120 --> 00:05:31,280
‫کدوم حلزون پخته؟
‫اینا قبلاً مثل ما انسان بودن!

84
00:05:31,560 --> 00:05:33,160
‫چی؟ "قبلاً" انسان بودن؟

85
00:05:33,160 --> 00:05:35,800
‫به جهنم. می‌خورین یا نه، خانم خوشگلا؟

86
00:05:36,160 --> 00:05:39,080
‫چرا بهمون ملحق نمیشین؟
‫می‌تونین مثل ملکه‌ها دلی از عزا دربیارین

87
00:05:39,240 --> 00:05:41,520
‫علاقه‌ای به ملحق شدن
‫به گروه پروانه‌تون نداریم

88
00:05:41,760 --> 00:05:44,040
‫ما خیلی وقته دیگه گروه پروانه نیستیم

89
00:05:44,400 --> 00:05:46,280
‫شهد گل دیگه برامون کافی نیست

90
00:05:46,600 --> 00:05:49,360
‫حالا دیگه گروه سنجاقکیم
‫یه مشت گوشت‌خواریم

91
00:05:49,640 --> 00:05:52,920
‫- سنجاقک‌های غول‌پیکریم
‫- سنجاقک‌های کوچولو نیستیم

92
00:05:53,360 --> 00:05:54,920
‫نزدیکشون نشین!

93
00:05:54,920 --> 00:05:57,640
‫گمشو پی کارت، پیری
‫اگر دلت هوس مرگ نکرده

94
00:05:58,160 --> 00:05:59,760
‫گفتم نزدیک نشین!

95
00:06:02,200 --> 00:06:03,800
‫- بابا!
‫- عزیزم!

96
00:06:05,960 --> 00:06:07,560
‫چیکار کردین؟

97
00:06:14,880 --> 00:06:17,080
‫- ما رو پیچوندن رفتن
‫- گمونم ما هم باید بریم پیششون

98
00:06:21,840 --> 00:06:22,960
‫بیاین بریم!

99
00:06:25,560 --> 00:06:27,160
‫- گیریه!
‫- چیه!

100
00:06:28,080 --> 00:06:30,440
‫دو تا هدف مونث دارن
‫ به سمت ساعت 12 فرار می‌کنن!

101
00:06:30,440 --> 00:06:31,880
‫ترکیب بشین و برین دنبالشون!

102
00:06:32,120 --> 00:06:33,720
‫چشم!

103
00:06:34,640 --> 00:06:36,400
‫چیه! ببین دارم به کجا اشاره می‌کنم!

104
00:06:36,880 --> 00:06:40,400
‫گردباد داره ما رو می‌کشونه
‫به سمت برکه‌ی سنجاقک!

105
00:06:40,680 --> 00:06:42,280
‫کشیده میشیم داخلش!

106
00:06:53,600 --> 00:06:55,200
‫شویچی؟

107
00:06:55,920 --> 00:06:57,960
‫دیوونه شده... کاملاً دیوونه شده...

108
00:07:02,800 --> 00:07:04,640
‫- آروم...
‫- آروم راه برین

109
00:07:05,880 --> 00:07:07,480
‫گردباد! بخوابین!

110
00:07:10,040 --> 00:07:11,640
‫چند نفر دیگه رو از دست دادیم...

111
00:07:13,360 --> 00:07:17,360
‫- هی! حالتون خوبه؟
‫- آره. خوبیم

112
00:07:19,520 --> 00:07:21,920
‫پنج روز پیش به عنوان داوطلب اومدم اینجا

113
00:07:22,240 --> 00:07:24,800
‫من 4 روز پیش اومدم که دنبال اعضای خانواده‌م

114
00:07:24,800 --> 00:07:27,600
‫که ارتباطم باهاشون قطع شده بود بگردم
‫ولی بنظر نمیاد امیدی باشه

115
00:07:27,600 --> 00:07:29,320
‫بارها سعی کردیم از اینجا فرار کنیم

116
00:07:29,320 --> 00:07:31,160
‫ولی بنظر نمیاد راه خروجی باشه

117
00:07:31,520 --> 00:07:33,600
‫به هر سمت بری
‫سر از اینجا درمیاری

118
00:07:33,960 --> 00:07:36,200
‫انگار جاده‌ها
‫از همون مسیری که رفتن برمی‌گردن

119
00:07:36,720 --> 00:07:39,520
‫ساعت‌ها توی تونل پیش رفتم
‫ولی به جایی نرسیدم

120
00:07:40,040 --> 00:07:42,040
‫آخر کار، تونل شروع کرد به پیچ خوردن

121
00:07:42,480 --> 00:07:45,440
‫اونقدر ناجور شد، که نزدیک بود
‫لیز بخورم و بیفتم توی تاریکی

122
00:07:45,760 --> 00:07:47,360
‫چاره‌ای جز برگشتن نداشتم

123
00:07:48,320 --> 00:07:50,000
‫خدایا!

124
00:07:50,000 --> 00:07:52,000
‫به فکر فرار از طریق دریا هم افتادیم

125
00:07:52,720 --> 00:07:55,720
‫طوفان‌ها تمام قایق‌ها رو نابود کرده بودن
‫برای همین یه کلک موقتی ساختیم

126
00:07:56,120 --> 00:07:59,520
‫یکم بعد، یه گروه دیگه رو دیدیم
‫که با کلک خودشون زده بودن به آب

127
00:08:02,400 --> 00:08:05,080
‫کشیده شدن توی یه گردابی
‫که بی‌خبر ظاهر شد

128
00:08:05,840 --> 00:08:07,440
‫اونم جلوی چشمامون

129
00:08:08,920 --> 00:08:12,360
‫ظاهراً راه فراری نیست
‫ولی شاید ما شانس آوردیم

130
00:08:12,760 --> 00:08:15,600
‫آره. اتفاقات وحشتناکی
‫که بعضیا باهاش روبرو شدن

131
00:08:15,600 --> 00:08:17,200
‫دیوونه‌شون کرده

132
00:08:17,800 --> 00:08:19,680
‫خب بگین ببینم، شماها از کجا اومدین؟

133
00:08:20,280 --> 00:08:23,600
‫تمام خونه‌های ردیفی پر شدن
‫و یه گردباد مامانمو زخمی کرد

134
00:08:23,600 --> 00:08:24,920
‫نمی‌تونه حرکت کنی
‫برای همین فعلاً اینجا موندیم

135
00:08:25,000 --> 00:08:27,240
‫سلام مامان. هنوز درد داری؟

136
00:08:27,520 --> 00:08:29,760
‫حالم خوبه. باباتو پیدا کردی؟

137
00:08:30,120 --> 00:08:32,560
‫همه‌جا دنبالش گشتیم
‫ولی هنوز اثری ازش پیدا نکردیم

138
00:08:32,920 --> 00:08:35,920
‫می‌دونستم، وقتی اون گردباد
‫اونو با خودش برد کشته شده!

139
00:08:35,920 --> 00:08:38,720
‫نگران نباش، مامان!
‫مطمئنم یه جایی صحیح و سالمه!

140
00:08:38,960 --> 00:08:42,760
‫اینجا چندان امن نیست
‫شاید یه خونه‌ی ردیفی باشه که جا داشته باشه

141
00:08:42,760 --> 00:08:44,360
‫بیاین بگردیم

142
00:08:44,920 --> 00:08:47,520
‫اصلاً نمی‌فهمم. حتی خونه‌های بتنی تخریب شدن

143
00:08:47,520 --> 00:08:50,360
‫پس چطوری این
خونه‌های ردیفی داغون سرپا موندن؟

144
00:08:50,800 --> 00:08:53,880
‫آره. می‌فهمم چی میگی
‫و این خونه‌ها خیلی وقت پیش ساخته شدن

145
00:08:54,160 --> 00:08:55,520
‫چند تا هستن؟

146
00:08:55,520 --> 00:08:58,440
‫هیچوقت نشمردم
‫ ولی چند تاییشون مرکز شهر هستن

147
00:08:58,600 --> 00:09:00,240
‫و چند تا دیگه حومه‌ی شهر پراکنده‌ن

148
00:09:00,920 --> 00:09:03,360
‫پس شاید چند تا از این خونه‌های
‫حومه‌ی شهر جا داشته باشن

149
00:09:03,440 --> 00:09:06,440
‫ولی اگر با همین سرعت بریم
‫نمی‌تونیم قبل از تاریک شدن هوا برسیم

150
00:09:07,360 --> 00:09:10,240
‫راستی، خودمونو معرفی نکردیم
‫من "تانیزاکی" هستم

151
00:09:10,520 --> 00:09:12,400
‫- منم "تاکموتو" هستم
‫- خوشبختم

152
00:09:12,840 --> 00:09:16,440
‫بقیه رو یکم پیش توی شهر پیدا کردیم
‫همه‌مون حسابی خسته‌ایم

153
00:09:18,320 --> 00:09:21,520
‫کمرم یه مشکلی داره...
‫میشه یه نگاهی بندازین؟

154
00:09:21,960 --> 00:09:23,560
‫کمرت؟

155
00:09:28,720 --> 00:09:30,680
‫ظاهراً روند تبدیلش شروع شده

156
00:09:30,960 --> 00:09:33,160
‫احتمالاً بزودی تبدیل
‫به یه آدم حلزونی میشه

157
00:09:33,240 --> 00:09:36,040
‫اونقدر آروم که حالا دیگه
‫نفرین مارپیچ دستش بهمون می‌رسه

158
00:09:36,400 --> 00:09:38,120
‫شاید قربانی‌های بعدیش ما باشیم

159
00:09:39,400 --> 00:09:41,360
‫- منظورت چیه؟!
‫- کمر منو ببین!

160
00:09:42,200 --> 00:09:44,080
‫نه، تو چیزیت نشده. من چی؟

161
00:09:46,720 --> 00:09:49,720
‫توگاوا... یه مارپیچ روی کمرته

162
00:09:50,000 --> 00:09:51,920
‫- شوخی می‌کنی!
‫- صداتو بیار پایین!

163
00:09:51,920 --> 00:09:54,280
‫مهم نیست، باید زودتر
‫یه خونه‌ی ردیفی پیدا کنیم

164
00:09:54,680 --> 00:09:57,320
‫حتی نمی‌دونیم چی باعث میشه
‫مردم تبدیل به حلزون بشن!

165
00:09:57,520 --> 00:09:59,640
‫از کجا اینقدر مطمئنی
‫توی خونه جامون امن‌تره؟

166
00:09:59,800 --> 00:10:02,600
‫بنظرت وقتی رفتیم داخل
‫این جای مارپیچ میره؟

167
00:10:02,760 --> 00:10:04,280
‫من از کجا بدونم؟

168
00:10:04,280 --> 00:10:06,880
‫ولی بطور قطعی می‌دونیم
‫اونجا امن‌ترین جای شهره

169
00:10:11,880 --> 00:10:14,520
‫شنیدم اگر بیرون بمونی
‫تبدیل به حلزون میشی!

170
00:10:14,800 --> 00:10:17,360
‫برین گم شین! جا نداریم!
‫برین یه جای دیگه پیدا کنین

171
00:10:17,560 --> 00:10:20,960
‫نمی‌تونین این‌کارو بکنین!
‫التماستون می‌کنم، بذارین بیام داخل!

172
00:10:21,240 --> 00:10:23,280
‫دارم تبدیل به حلزون میشم!

173
00:10:23,560 --> 00:10:26,440
‫برو رد کارت! برام مهم نیست
‫داری تبدیل به چی میشی!

174
00:10:26,880 --> 00:10:29,880
‫مرتیکه‌ی مریض! هرجور شده میام داخل!

175
00:10:30,400 --> 00:10:32,160
‫- آره!
‫- ما هم همینطور

176
00:10:32,800 --> 00:10:34,400
‫همه با هم!

177
00:10:34,880 --> 00:10:36,480
‫باز شد!

178
00:10:41,320 --> 00:10:42,920
‫- عوضی‌ها!
‫- فوت کنین!

179
00:10:45,200 --> 00:10:45,920
‫- بریم!
‫- با همدیگه!

180
00:10:48,680 --> 00:10:50,280
‫موفق شدیم! برید داخل!

181
00:10:51,960 --> 00:10:56,200
‫- اینجا چه خبره؟
‫- بهت که گفتم جا نداریم

182
00:10:56,640 --> 00:10:58,840
‫سعی کردیم حواسمون باشه
‫ولی تعداد بیشتری یواشکی اومدن داخل!

183
00:10:58,920 --> 00:11:02,200
‫و ببینین چی شد!
‫با اون همه هل دادن‌ها

184
00:11:02,200 --> 00:11:05,840
‫بدن‌هامون اونقدر درهم پیچید
‫که دیگه نمی‌تونیم خودمونو از هم جدا کنیم!

185
00:11:25,880 --> 00:11:27,320
‫دارن چیکار می‌کنن؟

186
00:11:27,320 --> 00:11:31,000
‫دارن سعی می‌کنن بدن‌هاشون رو
‫با چوب‌های اضافی بپوشونن

187
00:11:31,960 --> 00:11:33,560
‫می‌خوان طول خونه رو بیشتر کنن...

188
00:11:36,000 --> 00:11:37,920
‫- دارن طول خونه‌ی ردیفی رو بیشتر می‌کنن؟
‫- آره

189
00:11:38,520 --> 00:11:40,120
‫شاید بتونیم کنارش سرپناهی اضافه کنیم...

190
00:11:40,320 --> 00:11:43,080
‫وایسا ببینم، تانیزاکی!
‫واقعاً می‌خوای اینجا بمونی؟

191
00:11:43,360 --> 00:11:45,280
‫باید قبلش به فکر راه فرار باشیم!

192
00:11:45,520 --> 00:11:47,200
‫حتی اگر بتونیم
‫بریم توی یه خونه‌ی ردیفی

193
00:11:47,200 --> 00:11:49,880
‫اگر تبدیل به اون هیولاها بشیم
‫زندگی‌مون جهنم میشه!

194
00:11:51,520 --> 00:11:53,120
‫بخوابین زمین!

195
00:11:54,560 --> 00:11:56,120
‫ببینین! زندگی همین الانشم جهنمه!

196
00:11:56,120 --> 00:11:58,520
‫ترجیح میدین این بیرون بمیرین
‫یا اون داخل زنده بمونین؟

197
00:11:58,760 --> 00:12:00,280
‫می‌خوام از اینجا فرار کنم!

198
00:12:00,280 --> 00:12:02,480
‫راست میگه! باید یه راه خروجی باشه!

199
00:12:02,920 --> 00:12:04,640
‫اونجا رو ببینین!

200
00:12:04,640 --> 00:12:06,240
‫کشتی‌های نجات اومدن!

201
00:12:06,640 --> 00:12:08,240
‫بالاخره اومدن نجاتمون بدن!

202
00:12:08,720 --> 00:12:11,920
‫عالیه، مگه نه گیریه؟
‫باید بریم به مادرت و میتسو بگیم

203
00:12:13,400 --> 00:12:15,480
‫ولی هنوز نمی‌دونیم بابام کجاست...

204
00:12:34,880 --> 00:12:38,400
‫فقط همینقدر برامون مونده؟
‫اصلاً برای سیر کردنمون کافی نیست

205
00:12:38,680 --> 00:12:40,640
‫اینجا یکم گوشت هست!

206
00:12:41,880 --> 00:12:44,880
‫- گوشت؟
‫- گوشت آدم‌های حلزونیه!

207
00:12:45,360 --> 00:12:47,200
‫حتماً گروه سنجاقک اینجا ولشون کردن!

208
00:12:47,680 --> 00:12:50,360
‫گوشت آدم‌های حلزونی...
‫حالا دیگه بهشون میگیم گوشت...

209
00:12:53,240 --> 00:12:56,960
‫ولی خب... چاره‌ای که نداریم، مگه نه؟

210
00:13:00,920 --> 00:13:03,600
‫خیلی خوشمزه‌ن
‫ای‌کاش زودتر خورده بودم

211
00:13:04,800 --> 00:13:07,680
‫وقتی اوکاموتو تبدیل به حلزون شد
‫بیاین فوراً کبابش کنیم!

212
00:13:08,480 --> 00:13:10,920
‫بیاین شما هم بخورین!
‫اگر نخورین زنده نمی‌مونین!

213
00:13:13,480 --> 00:13:15,960
‫حتی دیگه انسان هم نیست! بخورین!

214
00:13:20,040 --> 00:13:21,640
‫شویچی...

215
00:13:30,200 --> 00:13:33,040
‫سرپناه از بین رفته... چه اتفاقی افتاده؟

216
00:13:33,440 --> 00:13:35,040
‫آبجی!

217
00:13:35,400 --> 00:13:38,160
‫- میتسو!
‫- آبجی من اینجام!

218
00:13:38,160 --> 00:13:41,080
‫گردباد اومد سراغتون؟ مامان کجاست؟

219
00:13:41,400 --> 00:13:44,600
‫- گردباد مامانو با خودش برد!
‫- چی گفتی؟

220
00:13:47,600 --> 00:13:49,640
‫گیریه، صبر کن!
‫ کمر میتسو رو ببین!

221
00:13:56,200 --> 00:13:59,320
‫اگر قبل از اینکه تبدیل به آدم حلزونی بشه
‫از شهر بریم بیرون

222
00:13:59,320 --> 00:14:01,840
‫مطمئنم دوباره به حالت عادی برمی‌گرده!
‫وقتی جاش امن بود

223
00:14:01,840 --> 00:14:04,560
‫برمی‌گردم و بازم دنبال مامان بابام می‌گردم

224
00:14:04,560 --> 00:14:07,200
‫ولی چطور می‌تونی بری؟
‫تونل و دریا امن نیستن

225
00:14:07,440 --> 00:14:09,120
‫هنوزم میشه از کوهستان رفت

226
00:14:09,120 --> 00:14:11,440
‫ممکنه مسیری توی جنگل باشه
‫که هنوز کسی پیدا نکرده

227
00:14:11,680 --> 00:14:15,480
‫فایده‌ای نداره... نفرین بی‌پایان مارپیچ
‫ما رو نشون کرده

228
00:14:16,640 --> 00:14:19,040
‫حق با توئه
‫بهتر از اینه که دست روی دست بذاریم

229
00:14:19,360 --> 00:14:21,800
‫آره. بیا یه مسیری رو انتخاب کنیم

230
00:14:27,440 --> 00:14:29,040
‫فایده‌ای نداره...

231
00:14:31,040 --> 00:14:33,320
‫آبجی، کمرم خیلی می‌خاره

232
00:14:33,560 --> 00:14:36,600
‫طاقت بیار، بزودی از شهر خارج میشیم
‫اون‌موقع حالت بهتر میشه

233
00:14:39,680 --> 00:14:42,680
‫خونه‌های ردیفی اطراف برکه‌ی سنجاقکن

234
00:14:45,200 --> 00:14:46,800
‫اونجا رو!

235
00:14:47,400 --> 00:14:49,160
‫یکی داره کنار اون خونه‌ی ردیفی
‫ خونه می‌سازه

236
00:14:49,240 --> 00:14:50,840
‫و گردباد تولید می‌کنه!

237
00:14:52,040 --> 00:14:54,520
‫وایسا ببینم، اون.... تانیزاکی نیست؟

238
00:14:56,880 --> 00:14:58,640
‫کجا دارین فرار می‌کنین؟

239
00:14:59,240 --> 00:15:02,200
‫تا شماها برگردین این خونه رو تموم می‌کنم

240
00:15:17,560 --> 00:15:20,480
‫- این مسیر تا کجا ادامه داره؟
‫- خسته شدم

241
00:15:20,920 --> 00:15:23,840
‫عجیبه، باید مدت‌ها پیش به جاده می‌رسیدیم

242
00:15:25,240 --> 00:15:27,480
‫ظاهراً تازه‌واردهای بیشتری
‫سر از شهر درآوردن

243
00:15:29,240 --> 00:15:31,840
‫تاکموتو! شماها چطوری اومدین اینجا؟

244
00:15:32,680 --> 00:15:35,080
‫- شماها چی؟
‫- ما چی؟

245
00:15:35,480 --> 00:15:37,680
‫داریم سعی می‌کنیم از شهر خارج بشیم

246
00:15:37,680 --> 00:15:40,400
‫این راه باید ما رو از مسیر کوهستان
‫به شهر بعدی برسونه

247
00:15:40,400 --> 00:15:42,000
‫منظورت چیه؟ جاده از اون طرفه!

248
00:15:42,200 --> 00:15:44,520
‫دیدیم دارین از کوه میرین بالا
‫برای همین دنبالتون اومدیم!

249
00:15:45,880 --> 00:15:48,080
‫تمام جاده‌های این شهر
‫از همون راهی که رفتن برمی‌گردن!

250
00:15:48,440 --> 00:15:50,960
‫- هیچوقت نمی‌تونیم از اینجا خارج بشیم!
‫- آروم باش!

251
00:15:50,960 --> 00:15:53,080
‫بیاین همینطوری ادامه بدیم
‫و ببینیم به کجا می‌رسیم

252
00:16:00,560 --> 00:16:04,000
‫لعنتی... انگار داریم توی یه مسیر
‫دایره‌وار و بی‌پایان پیش میریم

253
00:16:20,560 --> 00:16:23,120
‫- بیاین غذا بخوریم!
‫- دوست دارم بدونم خام‌خام چه طعمی میدن

254
00:16:23,120 --> 00:16:24,720
‫بنظر خوشمزه میاد!

255
00:16:30,080 --> 00:16:32,680
‫- رفت توی صدفش!
‫- خیلی کُندی!

256
00:16:32,840 --> 00:16:34,560
‫- بیاین صدفشو بشکنیم!
‫- وایسا!

257
00:16:34,560 --> 00:16:37,480
‫می‌دونستی بعضی حشرات
‫این شکلی حلزون‌ها رو می‌خورن؟

258
00:16:54,880 --> 00:16:56,960
‫- بسه!
‫- همه‌شو نخور!

259
00:16:57,440 --> 00:16:59,200
‫- گیریه، بیا بریم...
‫- باشه

260
00:17:01,240 --> 00:17:02,840
‫توی چنگ مارپیج افتادن...

261
00:17:04,840 --> 00:17:07,680
‫می‌دونی کجاییم یا چقدر دیگه مونده؟

262
00:17:07,680 --> 00:17:09,320
‫نمی‌دونم والا

263
00:17:09,320 --> 00:17:11,640
‫بهتون که گفتم راه فراری نیست

264
00:17:11,680 --> 00:17:13,440
‫نفرین ما رو نشون کرده

265
00:17:13,840 --> 00:17:15,920
‫میشه از تنه‌ی درخت فهمید شمال کدوم سمته

266
00:17:19,960 --> 00:17:23,120
‫- شویچی... برگرد پیش ما...
‫- بابام! بابامه!

267
00:17:26,120 --> 00:17:28,600
‫انگار گذر زمان داره از دستمون در میره

268
00:17:29,160 --> 00:17:30,960
‫انگار داریم بصورت صحنه‌آهسته حرکت می‌کنیم...

269
00:17:41,480 --> 00:17:45,320
‫- چرا از دستمون فرار می‌کنین؟
‫- فرار نمی‌کنیم...

270
00:17:45,320 --> 00:17:48,240
‫میشه بگی چرا کمر اون بچه
‫اینقدر باد کرده؟

271
00:17:49,560 --> 00:17:51,440
‫بخاطر کوله‌پشتیشه

272
00:17:52,080 --> 00:17:54,120
‫بنظر خیلی خسته میاد
‫براتون کولش می‌کنم

273
00:17:55,280 --> 00:17:57,800
‫- خودم کولش می‌کنم
‫- باشه... ممنون

274
00:18:00,800 --> 00:18:04,360
‫- خیلی گشنمه...
‫- این اطراف هم حلزون هست؟

275
00:18:04,600 --> 00:18:07,080
‫معلومه که نه
‫چرا باید توی کوهستان باشن؟

276
00:18:22,520 --> 00:18:24,840
‫- می‌دونستم!
‫- چطوری بخوریمش؟

277
00:18:25,240 --> 00:18:26,840
‫فرار کنین!

278
00:18:37,160 --> 00:18:39,680
‫میتسو، بنظرت می‌تونی
‫از این صخره بخزی پایین؟

279
00:18:41,680 --> 00:18:43,000
‫از پسش برمیای! بجنب، برو!

280
00:18:46,240 --> 00:18:48,600
‫باید بری! برو وگرنه می‌زنمت!

281
00:18:49,000 --> 00:18:51,160
‫برو! زود باش!

282
00:18:56,240 --> 00:18:58,240
‫برمی‌گردم دنبالت، قول میدم!

283
00:18:58,640 --> 00:19:02,080
‫- بازم دارین سعی می‌کنین ما رو بپیچونین؟
‫- اون حلزون رو رد کنین بیاد!

284
00:19:02,360 --> 00:19:04,880
‫- می‌خوای این یکی رو هم خام‌خام بخوریم؟
‫- معلومه

285
00:19:05,320 --> 00:19:07,280
‫یادته اوکاموتو چقدر خوشمزه بود؟

286
00:19:07,560 --> 00:19:11,520
‫وقتی رفتیم توی صدفش
‫و گونه‌های نرمش و صورت خوشگلشو خوردیم!

287
00:19:11,760 --> 00:19:13,360
‫خیلی خوشمزه بود!

288
00:19:17,480 --> 00:19:20,600
‫- مارپیچ نفرینشون کرده...
‫- بیاین فعلاً برگردیم شهر

289
00:19:24,240 --> 00:19:26,320
‫امکان نداره اینجا کوروزو باشه!

290
00:19:26,720 --> 00:19:28,920
‫حتماً رسیدیم به یه شهر دیگه
‫که مارپیچ نفرینش کرده!

291
00:19:29,520 --> 00:19:31,120
‫نه، اینجا "کوروزو"ـه

292
00:19:32,120 --> 00:19:33,440
‫خونه‌های ردیفی؟

293
00:19:33,440 --> 00:19:37,400
ساخت خونه‌های ردیفی رو
از هر دو سمت ادامه دادن

294
00:19:37,720 --> 00:19:39,560
‫چطور ممکنه؟

295
00:19:39,720 --> 00:19:41,440
‫تازه وقتی راه افتادیم شروع کرده بودن

296
00:19:41,800 --> 00:19:44,320
‫همونطور که گفتی
‫ وقتی توی کوهستان سرگردون بودیم

297
00:19:44,320 --> 00:19:46,080
گذر ‫زمان از دستمون در رفته بود

298
00:19:54,040 --> 00:19:55,680
‫چطوری اینقدر خوب به هم می‌خورن؟

299
00:19:56,040 --> 00:19:58,680
‫انگار جوری ساخته شدن
‫که به شکل مارپیچ به هم وصل بشن

300
00:19:59,160 --> 00:20:01,120
‫شاید برعکسشه

301
00:20:01,400 --> 00:20:04,280
‫شاید مدت‌ها پیش
‫یه ساختمون مارپیچ شکل بیشتر نبوده

302
00:20:04,440 --> 00:20:07,120
‫و در طی سال‌ها، کم‌کم مخروبه و ویران شده

303
00:20:07,120 --> 00:20:09,640
‫و فقط چند تا تکه‌ش باقی موندن

304
00:20:09,840 --> 00:20:12,720
‫و حالا، اینی که می‌بینیم
‫شکل اصلی شهره

305
00:20:12,720 --> 00:20:14,720
‫« تصویر هوایی کوروزو »

306
00:20:16,240 --> 00:20:20,080
‫باید برم داخل و دنبال مامان و بابام بگردم

307
00:20:20,400 --> 00:20:23,440
‫شما برین دنبال یه راه خروج بگردین
‫بعداً پیداتون می‌کنم

308
00:20:24,560 --> 00:20:27,200
‫این چه حرفیه، گیریه
‫کمکت می‌کنیم دنبالشون بگردی

309
00:20:27,680 --> 00:20:29,280
‫مرکز مارپیچ...

310
00:20:29,560 --> 00:20:31,880
‫می‌خوام خودم راز مارپیچ رو حل کنم!

311
00:21:03,680 --> 00:21:06,800
‫- تانیزاکی!
‫- عه، شماهایین

312
00:21:07,120 --> 00:21:09,640
‫چند وقت گذشته؟ یه روزم پیرتر نشدین

313
00:21:10,200 --> 00:21:12,760
‫اینجا رو تبدیل به یه هزارتوی واقعی کرده
‫بزودی ساختنش تکمیل میشه

314
00:21:12,920 --> 00:21:16,040
‫ساکنین خونه‌ها داشتن از داخل
‫خونه‌ها رو گسترش می‌دادن

315
00:21:16,240 --> 00:21:17,920
‫از انصاف نگذریم خیلی سخت‌کوش هستن

316
00:21:17,920 --> 00:21:20,160
‫احیاناً نمی‌دونی والدینم کجان؟

317
00:21:20,400 --> 00:21:22,560
‫گردبادها مامان و بابام رو با خودشون بردن

318
00:21:23,000 --> 00:21:25,680
‫- بابام یه سفالگره
‫- بابات سفالگره؟

319
00:21:25,920 --> 00:21:28,720
‫در مورد یه زوج شنیدم که هنوزم
‫کنار برکه‌ی سنجاقک سفال درست می‌کنن

320
00:21:29,080 --> 00:21:31,560
‫- وایسا ببینم! جدی میگی؟!
‫- آره

321
00:21:31,560 --> 00:21:34,200
‫تابحال شخصاً ندیدمش
‫ولی شنیدم مدام در مورد اینکه

322
00:21:34,200 --> 00:21:36,200
‫"سفالگری هنر مارپیچه" صحبت می‌کنه

323
00:21:36,360 --> 00:21:39,160
‫- می‌دونستم، زنده‌ن!
‫- گیریه! عالیه!

324
00:21:39,360 --> 00:21:42,520
‫خیلی ممنونم، جناب تانیزاکی!
‫میرم اونجا!

325
00:21:42,520 --> 00:21:43,640
‫موفق باشین

326
00:21:43,640 --> 00:21:46,720
‫ولی بعید می‌دونم بتونین نزدیک اونجا هم بشین

327
00:21:46,920 --> 00:21:49,160
‫حتی منم تابحال نرفتم برکه‌ی سنجاقک

328
00:22:03,160 --> 00:22:06,520
‫بنظرتون تمام مارپیچ پر از همچین آدماییه؟

329
00:22:12,960 --> 00:22:15,400
‫اگر این شکل اصلی "کوروزو"ـه...

330
00:22:15,400 --> 00:22:17,920
‫چرا باید مردم اون زمان
‫همچین چیزی بسازن؟

331
00:22:18,160 --> 00:22:22,080
‫ممکنه از اون زمان تا الان
‫مدام همچین اتفاقاتی تکرار می‌شده

332
00:22:23,160 --> 00:22:26,400
‫شاید هر قرن، یا هر چند قرن

333
00:22:26,400 --> 00:22:28,760
‫نفرین مارپیچ به قلمروش برمی‌گرده

334
00:22:28,920 --> 00:22:31,880
‫و هر دفعه، ساکنینش
‫به حالت اصلی برش می‌گردونن

335
00:22:32,160 --> 00:22:33,480
‫ولی اگر اینطور باشه

336
00:22:33,480 --> 00:22:35,560
‫نباید سابقه‌ای چیزی ازش باشه؟

337
00:22:35,560 --> 00:22:38,680
‫شاید از یه جا به بعد
بخاطر یه اتفاقی این رسم برچیده شده

338
00:22:39,160 --> 00:22:41,640
‫شاید تمام کسایی که می‌تونستن
‫اون خاطرات رو به نسل‌های بعدی بگن

339
00:22:41,640 --> 00:22:43,240
‫همراهش نابود شدن

340
00:22:45,640 --> 00:22:47,920
‫خسته شدم... دیگه نمی‌تونم راه برم

341
00:22:50,160 --> 00:22:51,760
‫اونجا رو ببینین

342
00:22:54,680 --> 00:22:56,520
‫دارن یکی رو اونجا می‌سوزونن

343
00:23:00,120 --> 00:23:03,680
‫می‌تونیم ازش به عنوان راهنما استفاده کنیم!
‫زود باشین، تا ناپدید نشده!

344
00:23:08,160 --> 00:23:09,800
‫ببینین، یه مسیر اونجا هست!

345
00:23:09,800 --> 00:23:11,400
‫زود باشین، تا بسته نشده!

346
00:23:18,480 --> 00:23:20,080
‫نه، چیه!

347
00:23:20,600 --> 00:23:22,560
‫- گیریه...
‫- چیه!

348
00:23:23,080 --> 00:23:25,240
‫- وصل شد!
‫- وصل شد!

349
00:23:26,760 --> 00:23:29,400
‫- اینجا هم همینطور!
‫- همه‌شون به هم وصل شدن!

350
00:24:08,760 --> 00:24:10,760
‫این زیر برکه‌ی سنجاقک بوده!

351
00:24:11,680 --> 00:24:15,360
‫من میرم پایین
‫مامان و بابام اون پایین هستن، مطمئنم

352
00:24:17,520 --> 00:24:19,120
‫با هم میریم

353
00:24:19,720 --> 00:24:20,280
‫باشه

354
00:24:31,800 --> 00:24:33,400
‫بیا بریم

355
00:24:34,360 --> 00:24:36,120
‫- ولم کن!
‫- منم با خودتون ببرین!

356
00:24:39,640 --> 00:24:41,240
‫شویچی!

357
00:25:05,160 --> 00:25:06,440
‫دستم داره ول میشه...

358
00:25:16,200 --> 00:25:20,600
‫خرابه‌های عظیمی بود
‫که تابحال مثلشو ندیده بودم...

359
00:25:20,600 --> 00:25:23,160
‫نور کورکننده‌ای می‌درخشید

360
00:25:23,160 --> 00:25:25,400
‫توی راه‌پله‌ی مارپیچ دیده بودمش

361
00:25:25,440 --> 00:25:27,440
‫داشت از این مارپیچ‌ها ساطع می‌شد

362
00:25:28,240 --> 00:25:30,800
‫اطرافم دریایی وسیع از انسان‌ها بود...

363
00:25:30,800 --> 00:25:33,320
‫حتماً از خونه‌ی ردیفی اون بالا اومده بودن

364
00:25:33,320 --> 00:25:36,760
‫و حالا دیگه همه‌شون
‫با نگاهی خیره، محو مارپیچ‌ها شده بودن

365
00:25:37,040 --> 00:25:39,000
‫انگار دارن با خرابه‌ها یکی میشن

366
00:25:44,120 --> 00:25:49,520
‫مامان، بابا...
‫امیدوار بودم این پایین پیداتون کنم

367
00:25:51,360 --> 00:25:52,960
‫گیریه...

368
00:25:53,960 --> 00:25:55,480
‫گیریه...

369
00:25:55,720 --> 00:25:59,320
‫گیریه... این خرابه‌ها رو ببین

370
00:26:00,920 --> 00:26:05,360
‫همه‌ش بخاطر این بوده
‫این حقیقت پشت نفرین بوده

371
00:26:06,320 --> 00:26:08,800
‫تقریباً بنظر میاد زنده‌ست

372
00:26:09,240 --> 00:26:12,240
‫آره، و فکر کنم خواست و اراده‌ی خودشو داره

373
00:26:13,480 --> 00:26:16,880
‫مارپیچ‌ها نگاه هرکسی که اونا رو می‌بینه رو
‫به سمت مرکزشون خیره می‌کنن

374
00:26:17,960 --> 00:26:21,280
‫سازنده‌های باستانیش
‫هر هدفی هم برای ساخت اینجا داشتن

375
00:26:21,480 --> 00:26:25,080
‫حالا دیگه این خرابه‌ها
‫فقط بر اساس غریزه عمل می‌کنن

376
00:26:25,080 --> 00:26:26,760
‫و با گذر هر قرن با گرسنه‌تر شدن

377
00:26:26,800 --> 00:26:30,680
‫موجودات زنده و از همه‌جا بی‌خبر
‫اون بالا رو به سمت خودشون می‌کشونن

378
00:26:31,000 --> 00:26:33,960
‫شویچی، اگر اینطوره

379
00:26:34,000 --> 00:26:35,760
‫حالا چه بلایی سرمون میاد؟

380
00:26:36,680 --> 00:26:39,840
‫فکر نکنم دیگه بتونم
‫جلوی نفرین مارپیچ مقاومت کنم

381
00:26:41,080 --> 00:26:42,720
‫گیریه... هرکاری لازمه

382
00:26:42,720 --> 00:26:44,960
‫برای بیرون رفتن از اینجا بکن

383
00:26:46,000 --> 00:26:49,880
‫یه حسی بهم میگه
‫نفرین دیگه داره به آخراش می‌رسه

384
00:26:51,640 --> 00:26:54,440
‫منم قدرتی برام نمونده
‫که جلوش مقاومت کنم

385
00:26:55,680 --> 00:26:57,280
‫می‌خوام اینجا پیش تو بمونم

386
00:27:23,200 --> 00:27:25,720
‫به همین سادگی، نفرین مارپیچی

387
00:27:25,760 --> 00:27:29,480
‫که به جون شهرمون افتاده بود به پایان رسید

388
00:27:33,240 --> 00:27:35,240
‫« ادامه دارد »

389
00:28:31,360 --> 00:28:33,520
‫این شهر کوچیک و ترسناک‌مون

390
00:28:33,560 --> 00:28:35,760
‫با گذر زمان با خاک یکسان شد

391
00:28:37,360 --> 00:28:39,560
‫و به عنوان شهری جدید احیا شد

392
00:28:40,280 --> 00:28:40,920
‫و شاید...

393
00:28:40,920 --> 00:28:43,920
‫این‌دفعه، مردمش در آرامش زندگی کنن

394
00:28:46,680 --> 00:28:48,240
‫اِری! رسیدن بخیر

395
00:28:53,320 --> 00:28:55,720
‫حاضری با همدیگه از این شهر بریم؟

396
00:28:59,280 --> 00:29:02,160
‫حداقل تا اینکه اون خرابه‌ها

397
00:29:02,200 --> 00:29:04,800
‫دوباره از خواب بیدار بشن

398
00:29:17,120 --> 00:29:25,120
‫« مـــارپـــیـــچ »
