﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:03,240
‫« بیمارستان کوروزو »

2
00:00:05,880 --> 00:00:07,800
‫« گیریه گوشیما »

3
00:00:10,280 --> 00:00:12,000
‫حلزون گوش

4
00:00:12,000 --> 00:00:14,360
‫عضو داخل گوشه که صدا رو تشخیص میده

5
00:00:14,800 --> 00:00:16,360
‫خلاصه بخوام بگم

6
00:00:16,360 --> 00:00:19,280
‫احتمالاً واضح‌ترین مارپیچ بدن انسانه

7
00:00:20,480 --> 00:00:21,600
‫« مدیر بیمارستان »

8
00:00:21,800 --> 00:00:24,120
‫خانم سایتو، بنظر میاد حالتون داره بهتر میشه

9
00:00:24,400 --> 00:00:26,920
‫بله دکتر. حالم خیلی بهتر شده

10
00:00:27,360 --> 00:00:29,680
‫هنوزم از فکر مارپیچ می‌ترسین؟

11
00:00:29,920 --> 00:00:31,520
‫آره. وحشت می‌کنم

12
00:00:31,960 --> 00:00:34,640
‫متاسفم اینو می‌شنوم
‫پس بیا این روش رو امتحان کنیم

13
00:00:35,400 --> 00:00:38,680
‫شما رو به بیمارستان روان‌پزشکی
‫شهر میدوریاما ارجاع میدم

14
00:00:40,200 --> 00:00:43,360
‫مگه اونجا تیمارستان نیست...؟
‫شویچی...

15
00:00:43,960 --> 00:00:45,800
‫بابت رفتن به اونجا نگرانید؟

16
00:00:46,480 --> 00:00:49,720
‫بخاطر بدنامی بستری بودن
‫توی یه "تیمارستان"ئه؟

17
00:00:50,280 --> 00:00:52,840
‫خیالتون راحت، نیازی نیست نگران باشین

18
00:00:53,200 --> 00:00:56,640
‫با دیدن عکس کالبدشناسی
‫ مدیر بیمارستان یادم افتاد

19
00:00:57,880 --> 00:01:00,680
‫مادرم موهاش رو تراشید
‫و نوک انگشت‌هاش رو برید

20
00:01:00,840 --> 00:01:02,480
‫حالا که قانع شده از شر

21
00:01:02,640 --> 00:01:04,280
‫تمام مارپیچ‌های بدنش خلاص شده

22
00:01:04,440 --> 00:01:06,760
‫تصور کن اگر از مارپیچ‌های
‫توی گوش‌هاش باخبر بشه چی میشه!

23
00:01:09,160 --> 00:01:11,200
‫گندش بزنن! یه دسته پشه‌ی دیگه‌ست!

24
00:01:12,040 --> 00:01:14,720
‫پشه‌های نر موقع تلاش برای جفت‌گیری
‫یه دسته تشکیل میدن

25
00:01:15,000 --> 00:01:16,600
‫به شکل مارپیچه

26
00:01:16,600 --> 00:01:19,200
‫حالا که گفتی یادم اومد
‫این مدت یه عالمه از اینا دیدم

27
00:01:19,280 --> 00:01:21,600
‫برای همین این مدت
‫پشه‌ها اینقدر زیاد شدن؟

28
00:01:22,120 --> 00:01:24,400
‫یه نفرینه. نفرین مارپیچه

29
00:01:30,280 --> 00:01:31,880
‫یه آمبولانس دیگه!

30
00:01:32,360 --> 00:01:34,960
‫فقط همین امروز صبح
‫بیش از 10 زن حامله بستری شدن

31
00:01:35,200 --> 00:01:38,080
‫همه‌شون ادعا می‌کنن بعد از
‫هزاران نیش پشه حالشون بد شده

32
00:01:39,040 --> 00:01:42,000
‫خانم گوشیما؟ بخش زایمان زیادی شلوغ شده

33
00:01:42,280 --> 00:01:44,480
‫- مجبوریم از اتاقتون استفاده کنیم
‫- بله حتماً

34
00:01:46,120 --> 00:01:47,720
‫کیکو؟

35
00:01:48,040 --> 00:01:50,680
‫- می‌شناسینش؟
‫- آره، دخترعمومه!

36
00:01:51,280 --> 00:01:53,240
‫« کیکو ناکایاما »
‫« گیریه گوشیما »

37
00:01:54,920 --> 00:01:57,400
‫- ممنونم، گیریه
‫- نه بابا این چه حرفیه

38
00:02:00,120 --> 00:02:02,800
‫کیکو، این چیه؟ خیلی سنگینه...

39
00:02:03,680 --> 00:02:05,720
‫می‌تونی بذاریش توی کشو

40
00:02:06,240 --> 00:02:07,240
‫ باشه چشم

41
00:02:09,480 --> 00:02:11,680
‫« بیمارستان کوروزو »

42
00:02:25,480 --> 00:02:27,200
‫« مــارپــیــچ »

43
00:02:50,480 --> 00:02:52,920
‫« بیمارستان کوروزو »

44
00:02:53,320 --> 00:02:55,760
‫خدایا! این مریض مرده!

45
00:02:56,080 --> 00:02:58,520
‫- دو نفر دیگه هم اینجا مردن!
‫- چی؟ دو نفر؟

46
00:02:58,520 --> 00:03:00,120
‫چه بلایی سرشون اومده؟

47
00:03:01,520 --> 00:03:03,880
‫انگار سرتاپای بدنشون سوراخ شده

48
00:03:03,880 --> 00:03:06,560
‫آره. دلیلش هرچی بوده

49
00:03:06,560 --> 00:03:08,920
‫ظاهراً هیچ خونی توی بدنشون نمونده

50
00:03:09,360 --> 00:03:10,960
‫باید به پلیس زنگ بزنیم!

51
00:03:11,560 --> 00:03:13,160
‫به قتل رسیدن؟

52
00:03:13,440 --> 00:03:15,120
‫من که دیشب چیزی نشنیدم
‫تو شنیدی؟

53
00:03:15,640 --> 00:03:18,320
‫تنها چیزی که یادمه
‫صدای وزوز پشه‌ها بود

54
00:03:19,400 --> 00:03:21,360
‫« کیکو ناکایاما »
‫« گیریه گوشیما »

55
00:03:21,800 --> 00:03:25,160
‫باورم نمیشه کسی اینجا به قتل رسیده!
‫اونم سه نفر! مگه نه؟

56
00:03:25,200 --> 00:03:26,360
‫آره

57
00:03:26,400 --> 00:03:29,720
‫می‌دونی چی شد، گیریه؟
‫بچه داره کم‌کم تکون می‌خوره

58
00:03:30,120 --> 00:03:31,600
‫واقعاً؟

59
00:03:31,600 --> 00:03:34,240
‫- گیریه، حالت چطوره؟
‫- شویچی!

60
00:03:39,000 --> 00:03:41,960
‫یه پشه‌ی دیگه!
‫نمی‌ذارم یه قطره هم از خون من بخوری!

61
00:03:42,640 --> 00:03:44,240
‫شویچی!

62
00:03:47,440 --> 00:03:49,040
‫گیریه، می‌دونستی...

63
00:03:49,240 --> 00:03:51,960
‫فقط پشه‌های ماده که تخم دارن خون می‌خورن؟

64
00:03:52,440 --> 00:03:54,480
‫از خون حیوانات می‌خورن

65
00:03:54,880 --> 00:03:56,800
‫تا تخم‌های توی شکمشون رو تغذیه کنن

66
00:03:58,520 --> 00:04:01,640
‫چیکار داری می‌کنی؟
‫برو بیرون ببینم! زود باش!

67
00:04:02,480 --> 00:04:06,520
‫شرمنده کیکو!
‫این مدت رفتارش یه‌خرده عجیب شده

68
00:04:06,720 --> 00:04:08,320
‫اشکال نداره، گیریه

69
00:04:09,000 --> 00:04:10,840
‫« بیمارستان کوروزو »

70
00:04:13,520 --> 00:04:16,480
‫کیکو؟ سعی کن نذاری
‫پشه‌ها نیشت بزنن، باشه؟

71
00:04:16,920 --> 00:04:20,640
‫ممنون گیریه. ولی هیچ اشکالی نداره
‫مشکلی با پشه‌ها ندارم

72
00:04:22,560 --> 00:04:25,880
‫راستش ازشون خوشم میاد
‫خیلی ازشون خوشم میاد

73
00:05:23,440 --> 00:05:25,040
‫چیکار دارن می‌کنن؟

74
00:05:44,080 --> 00:05:46,800
‫نباید اینجا باشی!

75
00:05:55,480 --> 00:05:57,080
‫هی! چرا اینقدر سروصدا می‌کنین؟

76
00:06:07,240 --> 00:06:08,840
‫بهم نزدیک نشین!

77
00:06:12,160 --> 00:06:16,320
‫خونت! خونتو بهمون بده!

78
00:06:23,960 --> 00:06:26,280
‫این همه سروصدا واسه چیه؟
‫چی شده؟

79
00:06:28,040 --> 00:06:29,760
‫بهمون خون بده!

80
00:06:39,040 --> 00:06:43,640
‫- فکر کنم برای امشب کافیه
‫- خوشمزه بودا!

81
00:06:43,640 --> 00:06:47,680
‫- وقتشه برگردیم اتاق‌هامون
‫- آره. بریم یکم بخوابیم

82
00:06:47,880 --> 00:06:49,480
‫کجا با این عجله؟

83
00:06:50,760 --> 00:06:54,560
‫فکر کردی می‌تونی بعد از
‫دیدن رازمون قسر در بری؟

84
00:07:02,640 --> 00:07:05,000
‫بس کنین!
‫لطفاً کمکم کن، کیکو!

85
00:07:10,800 --> 00:07:14,400
‫- خون... تمام خونت رو بهم بده!
‫- کیکو...

86
00:07:18,400 --> 00:07:20,160
‫نزدیکم نشین!

87
00:07:25,320 --> 00:07:26,920
‫بمیر!

88
00:07:33,440 --> 00:07:35,440
‫« یوکیه سایتو »

89
00:07:53,600 --> 00:07:57,840
‫عزیزم... در مارپیچ به من ملحق شو!

90
00:07:58,200 --> 00:07:59,800
‫نه! هرگز!

91
00:08:01,600 --> 00:08:04,680
‫عاشق اینم که برم توی اون
‫مارپیچ داخل گوشت، عزیزدلم!

92
00:08:04,880 --> 00:08:08,720
‫می‌خوام برم توش بخوابم!

93
00:08:10,520 --> 00:08:13,800
‫« یوکیه سایتو »

94
00:08:14,880 --> 00:08:17,240
‫« بیمارستان کوروزو »

95
00:08:21,640 --> 00:08:25,360
‫- با چشم‌های خودم دیدم!
‫- یه‌خرده غیر معقول بنظر میاد...

96
00:08:25,360 --> 00:08:27,320
‫مطمئنی کابوس نمی‌دیدی؟

97
00:08:27,480 --> 00:08:28,640
‫نه، جدی میگم!

98
00:08:28,840 --> 00:08:31,680
‫اون زن‌های حامله داشتن خون می‌خوردن!

99
00:08:37,960 --> 00:08:40,160
‫پدرت یه حرف عجیبی زد

100
00:08:40,160 --> 00:08:42,720
‫گفت توی گوش‌هام مارپیچ هست

101
00:08:43,000 --> 00:08:44,520
‫ولی بابا که مرده!

102
00:08:44,680 --> 00:08:46,760
‫خواب دیدی، مامان

103
00:08:47,400 --> 00:08:51,000
‫باید مطمئن بشم!
‫باید خودم اون عکس کالبدشناسی رو ببینم!

104
00:08:51,000 --> 00:08:52,480
‫مامان، خواهش می‌کنم!

105
00:08:52,480 --> 00:08:54,760
‫دکتر! گوش...

106
00:08:55,720 --> 00:08:57,720
‫غیبش زده! عکسه غیبش زده!

107
00:08:58,520 --> 00:09:00,720
‫یکم قدیمی شده بود
‫برای همین انداختمش دور

108
00:09:00,720 --> 00:09:01,920
‫چیکار کردی؟!

109
00:09:01,960 --> 00:09:04,680
‫خب پس دکتر، باید خودت بهم بگی!

110
00:09:04,680 --> 00:09:07,400
‫بهم دروغ نگیا، یه مارپیچ توی گوشم مخفی شده؟

111
00:09:07,640 --> 00:09:10,320
‫مارپیچ؟ معلومه که نه
‫چطور همچین چیزی ممکنه؟

112
00:09:11,280 --> 00:09:12,480
‫واقعاً؟

113
00:09:12,480 --> 00:09:15,920
‫مهم‌تر از اون، خانم سایتو
‫حتماً اون بریدگی‌های روی پات درد می‌کنن

114
00:09:16,520 --> 00:09:18,880
‫- یه داروی مسکن بهش بدین
‫- چشم، دکتر

115
00:09:19,200 --> 00:09:21,480
‫بیاین برگردیم اتاقتون، خانم سایتو

116
00:09:24,160 --> 00:09:26,280
‫راست میگه؟ واقعاً راست میگه؟

117
00:09:27,960 --> 00:09:29,480
‫« یوکیه سایتو »

118
00:09:41,160 --> 00:09:43,000
‫نه...! تو رو خدا، نه!

119
00:09:44,720 --> 00:09:46,520
‫توی گوش‌هاتن!

120
00:09:47,720 --> 00:09:51,440
‫توی گوش‌هات!

121
00:09:51,680 --> 00:09:53,080
‫نه!

122
00:10:02,040 --> 00:10:04,680
‫مارپیچ توی گوش‌هاته!

123
00:10:05,480 --> 00:10:09,360
‫توی گوش‌هامه! رفت توی مارپیچ‌های گوشم!

124
00:10:10,480 --> 00:10:12,480
‫باید عجله کنم
‫باید درش بیارم...

125
00:10:20,520 --> 00:10:23,360
‫فکر کنم با پایین آوردن اون عکس
‫خطر از بیخ گوشمون گذشت

126
00:10:23,760 --> 00:10:26,440
‫بنظرم باید فوراً بفرستیمش
‫پیش یه متخصص

127
00:10:26,680 --> 00:10:28,280
‫آره

128
00:10:32,680 --> 00:10:34,280
‫چرا همه‌چی داره می‌پیچه؟

129
00:10:34,560 --> 00:10:37,080
‫بدنم مدام می‌پیچه و می‌پیچه...

130
00:10:37,720 --> 00:10:41,280
‫نه! نمی‌خوام تبدیل به مارپیچ بشم!

131
00:11:02,120 --> 00:11:03,320
‫این که شبیه...!

132
00:11:03,320 --> 00:11:05,360
‫« بیمارستان کوروزو »

133
00:11:05,560 --> 00:11:07,520
‫« اتاق نوزادان »

134
00:11:10,800 --> 00:11:12,040
‫« گیریه گوشیما »

135
00:11:20,080 --> 00:11:22,840
‫- ممنون، فکر کنم سیر شدم
‫- تو که هیچی نخوردی!

136
00:11:23,400 --> 00:11:25,800
‫زیاد از این قارچ‌ها خوشم نمیاد

137
00:11:25,800 --> 00:11:27,440
‫یه‌خرده بوی خون میدن

138
00:11:30,920 --> 00:11:33,280
‫قارچ‌ها خیلی خوشمزن، مگه نه؟

139
00:11:33,800 --> 00:11:36,840
‫آقای کاواموتو متخصص زنان و زایمان‌مون
‫گفت برامون خوبه

140
00:11:36,840 --> 00:11:38,520
‫می‌تونیم هرچقدر خواستیم بخوریم!

141
00:11:38,960 --> 00:11:41,560
‫من که از خدامه!
‫درهرحال می‌خورمشون!

142
00:11:48,400 --> 00:11:50,000
‫بنظرت صدای چیه...؟

143
00:11:52,160 --> 00:11:54,160
‫بی‌‌صبرانه منتظرم برگردم!

144
00:11:54,160 --> 00:11:55,720
‫برگردم اون جای گرم!

145
00:11:56,200 --> 00:11:58,720
‫- ولی می‌تونیم برگردیم؟
‫- معلومه که می‌تونیم!

146
00:11:59,080 --> 00:12:01,200
‫اون مرده ما رو آورد بیرون
‫خودشم می‌تونه ما رو برگردونه داخل

147
00:12:01,200 --> 00:12:03,640
‫ولی الان داره ماکیو رو برمی‌گردونه داخل!

148
00:12:04,320 --> 00:12:07,720
‫- امیدوارم بعدش من برگردم داخل!
‫- منم همینطور، بی‌صبرانه منتظرم!

149
00:12:11,360 --> 00:12:12,960
‫خیلی بدجنسی!

150
00:12:16,600 --> 00:12:18,200
‫این صدای کیکو بود!

151
00:12:18,760 --> 00:12:20,360
‫از اینجا بود!

152
00:12:32,800 --> 00:12:35,840
‫دکتر کاواموتو!
‫صدای جیع کیکو رو شنیدم!

153
00:12:36,080 --> 00:12:37,800
‫ناز بودن یه نوزاد یه ابزاره

154
00:12:37,800 --> 00:12:40,960
‫که بهش اجازه میده صحیح و سالم
‫به بلوغ برسه و مستقل بشه

155
00:12:41,880 --> 00:12:45,400
‫کوچولوهای سمجی هستن
‫مدام بند نافشون رو می‌برم

156
00:12:45,400 --> 00:12:47,840
‫ولی جفت‌شون مدام ترمیم میشه

157
00:12:48,520 --> 00:12:52,360
‫اون چیزهای قارچ‌شکل
‫که روشون پر از مارپیچ بود...

158
00:12:52,880 --> 00:12:54,800
‫آره. جفت هستن

159
00:12:55,560 --> 00:12:59,240
‫وقتی داشتیم توی این اتاق به‌دنیا
‫میاوردیم‌شون، خودبه‌خود شروع به رشد کردن

160
00:13:10,560 --> 00:13:11,760
‫کیکو!

161
00:13:11,760 --> 00:13:14,640
‫دکتر، لطفاً... نیاز به خون دارم!

162
00:13:16,440 --> 00:13:17,720
‫چیکار داری می‌کنی؟ ولم کن!

163
00:13:27,960 --> 00:13:30,000
‫- چقدر قارچ!
‫- اینجا رو ببین!

164
00:13:33,240 --> 00:13:35,200
‫بیشتر... بیشتر نیاز دارم!

165
00:13:38,800 --> 00:13:40,040
‫بابت همه‌چیز ممنونم

166
00:13:40,040 --> 00:13:42,000
‫مراقب خودتون باشین، باشه؟

167
00:13:42,680 --> 00:13:45,440
‫- بجنب! بیا بریم!
‫- داره دردم میاد!

168
00:13:46,400 --> 00:13:48,560
‫قراره امشب یه جشن
‫برای بازگشت گیریه به خونه بگیریم!

169
00:13:48,880 --> 00:13:50,480
‫امیدوارم توام بیای، شویچی

170
00:13:51,280 --> 00:13:52,880
‫جشن؟ ایول!

171
00:13:53,840 --> 00:13:56,280
‫خونه‌تون دقیقاً کنار تالاب سنجاقکه!

172
00:13:56,680 --> 00:13:59,240
‫سرتاسر اونجا پر از مارپیچ شده!

173
00:13:59,240 --> 00:14:01,480
‫جشن! بزن بریم!

174
00:14:03,080 --> 00:14:06,000
‫- به خونه خوش اومدی، گیریه!
‫- آره، خوش اومدی آبجی!

175
00:14:06,480 --> 00:14:07,640
‫ممنونم...

176
00:14:07,640 --> 00:14:10,200
‫شویچی، خجالت نکش!
‫بفرما بخور!

177
00:14:10,800 --> 00:14:12,680
‫باشه، خیلی ممنونم

178
00:14:17,080 --> 00:14:18,720
‫حتماً خیلی گشنه بودی!

179
00:14:19,280 --> 00:14:21,480
‫شویچی، بیشتر بیا اینجا پیشمون

180
00:14:22,080 --> 00:14:23,080
‫چشم!

181
00:14:26,520 --> 00:14:28,120
‫چی شده، شویچی؟

182
00:14:29,440 --> 00:14:31,400
‫توام می‌بینیش، مگه نه شویچی؟

183
00:14:32,040 --> 00:14:33,640
‫خیلی به اون اثرم افتخار می‌کنم!

184
00:14:33,880 --> 00:14:36,280
‫پدرت مردی بود
‫که واقعاً هنر رو درک می‌کرد!

185
00:14:36,640 --> 00:14:38,960
‫قبل از فوتش اومد باهام صحبت کرد

186
00:14:38,960 --> 00:14:41,080
‫و گفت سفالگری هنر مارپیچه

187
00:14:41,360 --> 00:14:44,400
‫حرف‌هاش چشمامو به روی
‫معنای واقعی هنر باز کرد!

188
00:14:46,880 --> 00:14:50,320
‫طوفان درجه یک درحال نزدیک شدن
‫به سواحل ژاپن است...

189
00:14:50,360 --> 00:14:52,560
‫شویچی بیچاره غذای چندانی نخورد، مگه نه؟

190
00:14:53,200 --> 00:14:55,560
‫- آره
‫- خیلی ترسناکن

191
00:14:56,480 --> 00:14:58,720
‫این اواخر همه‌ش داره از اینا درست می‌کنه

192
00:15:11,960 --> 00:15:13,560
‫یه چهره‌ست...

193
00:15:18,400 --> 00:15:21,120
‫شبیه چهره‌ی مامان بابای شویچی هستن...

194
00:15:24,760 --> 00:15:27,840
‫دارم می‌سوزم! دارم می‌سوزم! دارم می‌سوزم!

195
00:15:28,080 --> 00:15:30,880
‫شویچی! شویچی! نجاتم بده!

196
00:15:33,320 --> 00:15:35,240
‫باید توی اون کوره رو ببینم!

197
00:15:35,480 --> 00:15:37,400
‫عه شویچی، چند وقته اونجا وایسادی؟

198
00:15:37,600 --> 00:15:39,080
‫داره منو صدا می‌زنه

199
00:15:39,120 --> 00:15:42,120
‫یکی داره از داخل اون کوره منو صدا می‌زنه!

200
00:15:42,720 --> 00:15:45,040
‫این چه حرف مسخره‌ایه. امکان نداره

201
00:15:45,280 --> 00:15:46,880
‫شویچی!

202
00:15:47,560 --> 00:15:51,400
‫- کمکمون کن، شویچی!
‫- شویچی!

203
00:15:52,160 --> 00:15:55,440
‫چطور ممکنه؟ چطور ممکنه
‫مامان و بابام توی اون کوره باشن؟

204
00:16:06,520 --> 00:16:08,120
‫شویچی!

205
00:16:11,080 --> 00:16:12,680
‫شویچی!

206
00:16:13,640 --> 00:16:15,080
‫شویچی!

207
00:16:17,040 --> 00:16:18,640
‫الان زنگ می‌زنم آتش‌نشانی!

208
00:16:28,880 --> 00:16:31,840
‫این طوفان قدرتمند
‫که در همچین زمان غیرمنتظره‌ای ظاهر شد...

209
00:16:31,920 --> 00:16:33,840
‫به حرکت خود به سمت شمال ادامه خواهد داد

210
00:16:34,320 --> 00:16:36,480
‫بابا، بیا پایین
‫توی این شرایط اون بالا زیادی خطرناکه!

211
00:16:36,640 --> 00:16:37,640
‫کارم تموم شد

212
00:16:49,640 --> 00:16:53,760
‫این طوفان هولناک
‫در آسمان شهر کوروزو متوقف شده...

213
00:16:53,760 --> 00:16:56,880
‫و بادهای سهمگین بی‌وقفه
‫به پیکره‌ی آن شهر می‌کوبند

214
00:16:57,320 --> 00:17:00,680
‫سازمان هواشناسی ژاپن
‫هنوز توضیحی برای این پدیده پیدا نکرده است

215
00:17:00,720 --> 00:17:03,840
‫بطور زنده از شهر کوروزو با شما همراه هستم

216
00:17:03,840 --> 00:17:07,160
‫کوبایاشی؟ یه چیزی کنار اون تیر برق می‌بینیم

217
00:17:07,320 --> 00:17:09,280
‫چی؟ تیر برق؟

218
00:17:11,160 --> 00:17:14,640
‫ممکنه یه قربانی باشه
‫که گرفتار طوفان سهمگین شده؟

219
00:17:14,680 --> 00:17:16,560
‫- مرده؟
‫- صدامو داری؟

220
00:17:16,600 --> 00:17:18,480
‫- کوبایاشی، صدامو می‌شنوی؟
‫- آره، صداتو می‌شنوم

221
00:17:18,760 --> 00:17:22,400
‫قضیه چیه؟ دو ساعته
‫توی آسمون اینجا مونده!

222
00:17:22,400 --> 00:17:24,120
‫حتی سازمان هواشناسی هم دلیلشو نمی‌دونه!

223
00:17:24,480 --> 00:17:26,080
‫گیریه...

224
00:17:26,880 --> 00:17:28,960
‫- صدای چی بود؟
‫- نمی‌دونم

225
00:17:30,760 --> 00:17:32,000
‫کیه؟

226
00:17:34,720 --> 00:17:37,000
‫چشم طوفانه!
‫چشم طوفان داره دنبالت می‌گرده!

227
00:17:37,000 --> 00:17:40,040
‫- باید بیای ببینیش آبجی!
‫- حرفای عجیب غریب نزن، میتسو

228
00:17:40,280 --> 00:17:43,800
‫بهش میگن چشم طوفان
‫ولی طوفان‌ها که واقعاً چشم ندارن

229
00:17:45,880 --> 00:17:48,160
‫گیریه...

230
00:17:49,120 --> 00:17:50,720
‫اومدم!

231
00:17:51,280 --> 00:17:52,840
‫- شویچی؟!
‫- گیریه! همراهم بیا!

232
00:17:59,360 --> 00:18:01,200
‫ببین! این چشم طوفانه!

233
00:18:01,400 --> 00:18:03,360
‫اون بادهای چرخشی شوم رو می‌بینی؟

234
00:18:03,680 --> 00:18:05,960
‫نشنیدی؟ داره اسمتو صدا می‌زنه!

235
00:18:06,360 --> 00:18:10,400
‫انگار با یک نگاه بهت علاقه‌مند شده!
‫تمام فکر و ذکر این طوفان تویی!

236
00:18:10,880 --> 00:18:13,400
‫- جدی... جدی میگی؟
‫- زود باش! از این طرف!

237
00:18:13,600 --> 00:18:15,160
‫گیریه!

238
00:18:26,200 --> 00:18:28,600
‫- گیریه!
‫- پام! گیر کردم!

239
00:18:28,920 --> 00:18:32,280
‫- نمی‌تونی تکون بخوری؟ گندش بزنن!
‫- حالت خوبه؟

240
00:18:33,640 --> 00:18:35,240
‫وایسا، الان میرم کمک میارم!

241
00:18:44,000 --> 00:18:46,160
‫چشم طوفان بلعیدش!

242
00:18:46,400 --> 00:18:48,000
‫چرا؟!

243
00:18:57,520 --> 00:18:59,680
‫گیریه...

244
00:19:07,040 --> 00:19:09,320
‫گیریه...

245
00:19:09,960 --> 00:19:13,120
‫حتماً طوفان اونو با من اشتباه گرفت...

246
00:19:13,760 --> 00:19:17,320
‫اگر طوفان بیشتر از این
‫ اینجا بمونه، کل شهر...

247
00:19:18,120 --> 00:19:19,840
‫گیریه

248
00:19:26,800 --> 00:19:28,240
‫بخواب زمین!

249
00:20:14,920 --> 00:20:18,880
‫طوفان قدرتمندی که خسارت بی‌اندازه‌ای
‫به شهر کوروزو وارد کرد

250
00:20:18,880 --> 00:20:21,240
‫به طرز اسرارآمیزی ناپدید شد

251
00:20:21,640 --> 00:20:23,960
‫هنوز توضیحی برای
‫ناپدید شدن ناگهانی آن پیدا نشده

252
00:20:25,680 --> 00:20:29,400
‫- صداشو شنیدین؟
‫- صدای موشه! خیلی از دستشون خسته شدم

253
00:20:29,880 --> 00:20:32,760
‫اگر داستان‌ها رو باور کنی
‫این خونه‌ها از دوره‌ی میجی‌ هم قدیمی‌ترن

254
00:20:33,440 --> 00:20:36,920
‫نمی‌دونم چرا خونه خرابه‌ای مثل این
‫توی طوفان خراب نشد

255
00:20:37,320 --> 00:20:39,080
‫گمونم خیلی محکم‌تر از چیزیه که بنظر میاد

256
00:20:44,840 --> 00:20:46,440
‫خودشه! هیولاست!

257
00:20:47,440 --> 00:20:50,440
‫می‌دونستم شایعات حقیقت دارن!
‫شنیدم یه هیولا اینجا زندگی می‌کنه!

258
00:20:50,440 --> 00:20:52,800
‫هر شب، هیولا سگ‌های محله رو می‌خوره!

259
00:20:52,800 --> 00:20:54,800
‫چطور می‌تونی همچین حرف وحشتناکی بزنی؟

260
00:20:54,800 --> 00:20:56,600
‫هیولاها که واقعی نیستن، عزیزم

261
00:20:56,640 --> 00:20:59,640
‫حقیقت داره! میگن یه عالمه سگ
‫تا به حال خورده شدن

262
00:21:01,720 --> 00:21:04,320
‫- شبتون خوش!
‫- شب خوش! از آشناییتون خوشحال شدم

263
00:21:06,760 --> 00:21:09,320
‫مشاور املاکی که کمکم کرد
‫اینجا رو پیدا کنم بهم گفت

264
00:21:09,520 --> 00:21:12,840
‫که یه پیرزن بیچاره و پسرش
‫توی واحد سمت راستی‌تون زندگی می‌کنن

265
00:21:12,840 --> 00:21:15,560
‫ظاهراً این صدای ناله‌های بی‌وقفه‌ی پسرشه

266
00:21:15,760 --> 00:21:18,720
‫- چی؟ یعنی هیولا نیست؟
‫- پس شایعات رو شنیدی؟

267
00:21:19,480 --> 00:21:20,560
‫یواش!

268
00:21:20,560 --> 00:21:24,120
‫میگن بخاطر یه بیماری مزمن
‫ظاهر خیلی عجیبی داره

269
00:21:24,480 --> 00:21:26,640
‫شایعه‌ی هیولا همینطوری شروع شد

270
00:21:26,680 --> 00:21:27,760
‫نگران نباشین

271
00:21:27,760 --> 00:21:29,200
‫خداحافظ

272
00:21:29,240 --> 00:21:32,160
‫ممنونم، خیلی لطف کردی!

273
00:21:32,760 --> 00:21:34,960
‫خب، شاید پیرزن بیچاره
‫شنواییش ضعیف باشه

274
00:21:35,360 --> 00:21:37,200
‫ اینجور که گفت ظاهراً خیلی پیره

275
00:21:37,240 --> 00:21:38,800
‫آره، شاید بخاطر همینه

276
00:21:48,320 --> 00:21:49,920
‫بازم داره سروصدا می‌کنه!

277
00:21:50,720 --> 00:21:55,080
‫این صدا... بنظرت بیشتر شبیه
‫صدای یه پیرزن نیست؟

278
00:21:57,120 --> 00:21:58,760
‫ناله‌هاش جوریه که انگار یه چیزیش شده!

279
00:21:58,920 --> 00:22:01,280
‫اگر مشکلی پیش اومده باشه چی؟
‫اگر اتفاقی براش افتاده باشه چی!

280
00:22:01,520 --> 00:22:02,600
‫گیریه!

281
00:22:02,600 --> 00:22:04,720
‫وایسا، گیریه! منم باهات میام!

282
00:22:04,720 --> 00:22:06,320
‫من همراهش میرم!

283
00:22:08,080 --> 00:22:09,680
‫خانم؟

284
00:22:13,720 --> 00:22:15,360
‫خانم؟ همه‌چی مرتبه؟

285
00:22:16,520 --> 00:22:20,240
‫پسرم... پسرم مرده!

286
00:22:30,960 --> 00:22:33,240
‫وقتی پیداش کردی ظاهرش چه شکلی بود؟
‫پسره رو میگم

287
00:22:34,080 --> 00:22:36,320
‫در جایگاهی نیستم که بخوام
‫همچین جزئیاتی رو بهتون بگم

288
00:22:36,880 --> 00:22:39,160
‫یک دقیقه پیش از پنجره‌ی پشتی
‫یه نگاه کوچیک انداختم

289
00:22:40,200 --> 00:22:43,200
‫روی زمینی که پسره روش می‌خوابید
‫سوراخ‌های کوچیکی درست شده بود

290
00:22:43,240 --> 00:22:44,840
‫اونقدر زیاد بود که نتونستم بشمرم!

291
00:22:46,560 --> 00:22:48,200
‫بنظرت جای چی می‌تونسته باشه؟

292
00:22:48,520 --> 00:22:50,960
‫واقعاً نمی‌دونم
‫گفتم نمی‌خوام در موردش صحبت کنم

293
00:23:06,480 --> 00:23:10,200
‫گیریه... چه دختر زیبا
‫و بااراده‌ای هستی

294
00:23:10,840 --> 00:23:12,480
‫نمی‌تونم ازت چشم بردارم

295
00:23:28,560 --> 00:23:30,160
‫اینا دیگه چه کوفتین؟

296
00:23:50,200 --> 00:23:51,800
‫آقای واکابایاشی؟

297
00:24:14,720 --> 00:24:16,320
‫یاماگوچی؟!

298
00:24:25,440 --> 00:24:27,120
‫یه فنر از بدنش زده بیرون!

299
00:24:34,560 --> 00:24:36,680
‫فکر کنم فنر ماشینه!

300
00:25:45,080 --> 00:25:47,280
‫- این دیگه چیه؟
‫- چقدر وحشتناکه!

301
00:25:47,440 --> 00:25:49,040
‫بجنب، بیا بریم

302
00:25:49,320 --> 00:25:51,720
‫بهتره بریم

303
00:25:53,400 --> 00:25:56,040
‫این اتفاقات همینطور ادامه داشتن...

304
00:25:56,800 --> 00:25:59,120
‫و روی شهر‌مون و تمام ساکنینش تاثیر می‌ذاشتن

305
00:25:59,840 --> 00:26:02,200
‫حالا که بهش فکر می‌کنم... تا اون زمان

306
00:26:02,840 --> 00:26:04,880
‫دیگه نسبت به همه‌چیز کرخت شده بودم

307
00:26:07,000 --> 00:26:10,680
‫« بر اساس رمان مصور مارپیچ »
‫« نوشته‌ی جونجی ایتو »

