﻿1
00:00:13,638 --> 00:00:16,099
‫اینجا شهر زادگاهمه. کوروزو

2
00:00:26,025 --> 00:00:28,236
‫داستان‌هایی که می‌خوام براتون تعریف کنم...

3
00:00:28,236 --> 00:00:30,989
‫در مورد تمام اتفاقات عجیبیه
‫که اینجا افتادن

4
00:01:28,004 --> 00:01:32,175
‫« مارپیچ »

5
00:01:32,258 --> 00:01:36,262
‫« ایستگاه کوروزو »

6
00:01:51,194 --> 00:01:52,862
‫میگما، گیریه...

7
00:01:54,739 --> 00:01:56,950
‫دلت نمی‌خواد با همدیگه از این شهر بریم؟

8
00:01:58,034 --> 00:01:59,786
‫منظورت چیه؟ یعنی فرار کنیم؟

9
00:02:00,453 --> 00:02:02,205
‫متوجه نشدی چه اتفاقاتی داره اینجا میفته؟

10
00:02:05,959 --> 00:02:08,169
‫این اواخر توی این جریان آب
‫مدام گرداب تشکیل میشه

11
00:02:08,753 --> 00:02:11,422
‫- آره گمونم
‫- فقط این نیست

12
00:02:11,714 --> 00:02:14,425
‫متوجه شدم این اواخر اینجا
‫گردبادها هم بیشتر شدن

13
00:02:17,804 --> 00:02:19,681
‫این شهر داره روی بابام تاثیر می‌ذاره

14
00:02:20,265 --> 00:02:22,558
‫از وقتی این قضایا شروع شد
‫رفتارش عجیب شده

15
00:02:24,477 --> 00:02:25,561
‫کارشو ول کرده

16
00:02:25,561 --> 00:02:28,481
‫و متوجه شدم این اواخر
‫تمام روز توی اتاق مطالعه‌ش می‌مونه

17
00:02:42,870 --> 00:02:48,001
‫همونجا می‌شینه و ساعت‌ها
‫به کلکسیون درهم برهم مارپیچ‌هاش خیره میشه

18
00:02:48,876 --> 00:02:51,629
‫و در همون لحظاته که چشم‌هاش...

19
00:02:56,968 --> 00:02:58,970
‫می‌چرخن و می‌چرخن...

20
00:03:00,221 --> 00:03:01,889
‫اونم در جهت‌های متفاوت

21
00:03:07,729 --> 00:03:09,731
‫حرکتشون به شکل عجیبی نرم و روانه

22
00:03:10,481 --> 00:03:13,317
‫چشم راست و چپش...
‫در جهت‌های متفاوت می‌چرخن؟

23
00:03:14,986 --> 00:03:16,904
‫یه بارم سر شام...

24
00:03:19,073 --> 00:03:22,702
‫بخاطر اینکه توی سوپ میسوی اون
‫کیک ماهی مارپیچ نبود بشدت عصبانی شد

25
00:03:26,205 --> 00:03:29,542
‫بگذریم. درکل بدون مارپیچ‌هاش
‫نمی‌تونه آروم بگیره

26
00:03:31,794 --> 00:03:33,755
‫اشکال نداره، بایدم بخندی

27
00:03:34,172 --> 00:03:37,633
‫تا وقتی خودت ندیدیش
‫درک نمی‌کنی چقدر ترسناکه

28
00:03:41,262 --> 00:03:44,766
‫- به این زودی ساعت 5 شد...
‫- از این صدا متنفرم

29
00:03:44,932 --> 00:03:47,268
‫انگار یکی مدام سیخ می‌کنه توی گوشم

30
00:03:47,977 --> 00:03:51,397
‫اون دریای غم‌انگیز...
‫و اون فانوس دریایی شوم

31
00:03:52,231 --> 00:03:54,650
‫اون کوه ترسناک
‫و این شهر شبح‌وار

32
00:03:55,568 --> 00:03:57,862
‫ذره ذره‌ی اینجا روی اعصابم راه میره

33
00:03:59,113 --> 00:04:02,408
‫همینه! اینجا جدی جدی داره دیوونه‌م می‌کنه

34
00:04:02,700 --> 00:04:05,244
‫منو بهم می‌زنه...
‫باعث میشه بیفتم توی مارپیچ دیوونگی...

35
00:04:05,620 --> 00:04:08,164
‫هرجا رو نگاه می‌کنم
‫پر از مارپیچ شده

36
00:04:09,207 --> 00:04:10,875
‫چی گفتی؟

37
00:04:19,842 --> 00:04:21,511
‫اومدم خونه!

38
00:04:22,428 --> 00:04:25,640
‫این روزا تمام فکر و ذکرم شده مارپیچ‌ها

39
00:04:27,600 --> 00:04:29,310
‫بابای شویچی اینجا چیکار می‌کنه؟

40
00:04:29,644 --> 00:04:32,605
‫حتی همین شکل دادن خاک رس روی چرخ

41
00:04:32,605 --> 00:04:35,024
‫انگار داری هنر مارپیچ رو به تصویر می‌کشی!

42
00:04:35,608 --> 00:04:38,528
‫هنر مارپیچ رو به تصویر می‌کشم؟

43
00:04:38,528 --> 00:04:40,446
‫منظورت چرخ سفالگریه؟

44
00:04:40,446 --> 00:04:43,074
‫آره، می‌دونی
‫گاهی اوقات خیلی سرمو گیج میاره

45
00:04:44,200 --> 00:04:47,912
‫آره، دقیقاً! میشه سفارش
‫ساختن یه چیزی رو بهت بدم؟

46
00:04:48,162 --> 00:04:51,040
‫یه چیزی مخصوص اینکه
‫همون احساس سرگیجه رو به منم بده!

47
00:04:51,415 --> 00:04:55,044
‫میشه جلوش یه طرح
‫مارپیچ خوشگل برام بکشی؟

48
00:04:55,419 --> 00:04:58,172
‫این شکلی، به داخل بپیچه و بپیچه...

49
00:04:58,172 --> 00:05:00,341
‫آره، می‌تونم به وضوح ببینمش

50
00:05:00,341 --> 00:05:02,093
‫یه مارپیچ سیاه محشر میشه!

51
00:05:03,135 --> 00:05:04,929
‫آخه می‌دونی چیه، آقای گوشیما...

52
00:05:05,596 --> 00:05:09,016
‫بنظرم یه چیز خیلی اسرارآمیزی
‫درون مارپیچ‌ها نهفته‌ست

53
00:05:10,059 --> 00:05:14,814
‫باور دارم قدرت شگفت‌انگیزی
‫درون تک‌تکشون وجود داره!

54
00:05:15,273 --> 00:05:17,316
‫مارپیچ فوق العاده نیست؟

55
00:05:17,316 --> 00:05:20,152
‫خارق العاده‌ترین شکل هنری دنیاست!

56
00:05:20,152 --> 00:05:21,904
‫و شما، جناب، بهترین هنرمند

57
00:05:21,904 --> 00:05:24,740
‫برای ساختن همچین چیزهای اعجاب انگیزی هستی!

58
00:05:31,789 --> 00:05:35,501
‫عه، واقعاً؟ پس نامزدت
‫توی دبیرستان میدوریاما درس می‌خونه؟

59
00:05:35,710 --> 00:05:39,380
‫تا راهنمایی توی کوروزو بود
‫برای همین تقریباً هر روز کنار همدیگه بودیم

60
00:05:39,755 --> 00:05:43,301
‫بنظر شرایط سختی برای جفتتون میاد
‫ولی بهت حسودیم میشه

61
00:05:43,676 --> 00:05:45,845
‫اینجا چندان کسی پیدا نمیشه
‫که باب میلم باشه

62
00:05:46,262 --> 00:05:47,972
‫چی؟ واقعاً؟ تو که خیلی خوشگلی

63
00:05:47,972 --> 00:05:50,349
‫بنظر میاد می‌تونی
‫ با هر کسی بخوای آشنا بشی

64
00:05:56,272 --> 00:05:58,190
‫این؟ وقتی بچه بودم

65
00:05:58,607 --> 00:06:01,652
‫می‌خواستم یه کسی که
‫ رفته بودم تو فکرش رو تحت‌تاثیر قرار بدم

66
00:06:01,652 --> 00:06:05,364
‫وقتی داشتم تظاهر می‌کردم طناب‌بازم
‫افتادم و اینجام زخم شد

67
00:06:06,407 --> 00:06:08,659
‫جالبیش اینجاست که بعد از اون قضایا

68
00:06:08,659 --> 00:06:10,536
‫دوست‌های صمیمی‌تری شدیم

69
00:06:10,828 --> 00:06:14,040
‫از اون زمان، تو فکر هر کسی رفتم
‫اونم ازم خوشش میومده

70
00:06:14,790 --> 00:06:16,083
‫یه‌خرده عجیبه

71
00:06:16,083 --> 00:06:18,961
‫ولی شاید واقعاً همین زخم باعث میشه
‫اینقدر بهم کشش داشته باشن

72
00:06:24,216 --> 00:06:28,554
‫- این "آزامی کوروتانی"ـه!
‫- چقدر خوشگله...

73
00:06:33,976 --> 00:06:35,644
‫شویچی!

74
00:06:37,480 --> 00:06:39,148
‫خوش برگشتی

75
00:06:39,607 --> 00:06:41,984
‫می‌خوام با دوستم آزامی کوروتانی آشنا بشی

76
00:06:42,401 --> 00:06:44,028
‫مسیرش دقیقاً برعکس توئه

77
00:06:44,028 --> 00:06:47,239
‫توی شهر میدوریاما زندگی می‌کنه
‫ولی اینجا با من هم‌مدرسه‌ایه

78
00:06:47,239 --> 00:06:50,910
‫- از دیدنت خوشبختم. اسمم "کوروتانی"ـه
‫- همچنین

79
00:07:03,005 --> 00:07:05,257
‫شرمنده، برای یه کاری دیرمون شده!

80
00:07:11,263 --> 00:07:12,932
‫چی شده، شویچی؟

81
00:07:13,891 --> 00:07:15,810
‫- حسش نکردی، گیریه؟
‫- چی؟!

82
00:07:16,519 --> 00:07:19,897
‫یه مارپیچ بود! وجودش رو از دوستت حس ‌کردم

83
00:07:20,773 --> 00:07:24,276
‫باید مراقب باشی، می‌شنوی چی میگم؟
‫اون دختر یه مارپیچه!

84
00:07:25,402 --> 00:07:27,071
‫شویچی...

85
00:07:29,114 --> 00:07:33,285
‫- اومدم خونه...
‫- سلام، گیریه!

86
00:07:33,828 --> 00:07:36,705
‫تازه ظرفی که آقای سایتو
‫سفارش داده بود رو تموم کردم

87
00:07:37,289 --> 00:07:38,958
‫میشه برام ببری تحویلش بدی؟

88
00:07:44,839 --> 00:07:48,175
‫ببخشید تو زحمت انداختمتون
‫ولی دیگه نیازی بهش ندارم

89
00:07:50,135 --> 00:07:51,845
‫آخه می‌دونی، یهویی بهش پی بردم

90
00:07:52,263 --> 00:07:55,307
‫فهمیدم آدم خودش می‌تونه
‫مارپیچ بوجود بیاره

91
00:07:55,766 --> 00:07:58,936
‫ببین می‌تونم چیکار کنم!
‫شگفت‌زده میشی!

92
00:08:14,493 --> 00:08:16,161
‫یه سفارش از بشکه‌سازی تاناکا آوردم!

93
00:08:16,161 --> 00:08:18,831
‫اون بشکه‌ی سفارشی
‫که خواسته بودین رو آوردم، جناب

94
00:08:21,792 --> 00:08:23,460
‫خیلی هیجان زده‌م

95
00:08:30,426 --> 00:08:33,679
‫اکثر آدمایی که می‌شناسم
‫همه‌شون شیفته‌م میشن، ولی تو...

96
00:08:33,971 --> 00:08:36,056
‫چرا فقط تویی که
‫پسم می‌زنی؟

97
00:08:37,433 --> 00:08:39,101
‫شویچی، خواهش می‌کنم...

98
00:08:43,564 --> 00:08:46,608
‫تو... چی روی پیشونیت قایم کردی؟

99
00:08:46,900 --> 00:08:50,988
‫پیشونیم؟ این... منظورت
‫زخم هلالی‌شکل روی سرمه؟

100
00:08:51,322 --> 00:08:54,825
‫حتماً گیریه بهت گفته
‫ولی خوشحالم بهت گفته

101
00:08:54,992 --> 00:08:57,202
‫یه نگاهی بهش بنداز
‫شاید بعدش عاشقم شدی

102
00:09:00,456 --> 00:09:04,335
‫- می‌دونستم! یه مارپیچه!
‫- مارپیچ؟

103
00:09:05,294 --> 00:09:07,963
‫اولش یه زخم هلالی‌شکل بود؟

104
00:09:08,505 --> 00:09:11,467
‫آره. بخاطر این زخم، همیشه می‌تونستم...

105
00:09:11,467 --> 00:09:15,304
‫همینه! اول و آخر زخمت
‫کش اومدن و یه مارپیچ تشکیل دادن!

106
00:09:15,971 --> 00:09:18,849
‫همه‌ش به این شهر
‫و شیوع مارپیچ‌های اخیرش مربوطه

107
00:09:19,391 --> 00:09:22,895
‫برو! از کوروزو برو
‫تا همه‌چی بدتر نشده!

108
00:09:23,103 --> 00:09:25,397
‫چطور می‌تونی همچین حرفی بهم بزنی؟!
‫از این شهر برم؟

109
00:09:25,564 --> 00:09:29,193
‫اونم وقتی از فکرت درنمیام؟
‫تابحال همچین حسی نداشتم!

110
00:09:29,193 --> 00:09:31,653
‫اینی که میگم به صلاح خودته!
‫گوش کن چی میگم!

111
00:09:31,820 --> 00:09:34,281
‫باید تا دیر نشده از این شهر بری!

112
00:09:37,576 --> 00:09:39,745
‫تا دیر نشده از این شهر برو...

113
00:09:42,206 --> 00:09:43,874
‫شویچی!

114
00:10:08,899 --> 00:10:11,401
‫گیریه... نمی‌خوای بدونی چی شد؟

115
00:10:11,985 --> 00:10:16,657
‫- اینکه بابام چطوری مرد؟
‫- شنیدم از پله‌ها افتاد پایین

116
00:10:16,657 --> 00:10:19,910
‫این چیزیه که به همه گفتیم!
‫ولی دروغه

117
00:10:22,913 --> 00:10:26,291
‫پدرم داشت از لحاظ
‫ذهنی و بدنی تحلیل می‌رفت

118
00:10:26,875 --> 00:10:30,087
‫من و مامانم رفتیم
‫ یه بیمارستان تخصصی توی میدوریاما

119
00:10:30,087 --> 00:10:31,755
‫که بتونیم اونجا بستریش کنیم

120
00:10:33,298 --> 00:10:36,426
‫وقتی اواخر اون شب برگشتیم خونه
‫اثری از بابام نبود

121
00:10:38,262 --> 00:10:39,930
‫کل خونه خالی بود...

122
00:10:41,431 --> 00:10:43,100
‫فقط...

123
00:10:44,393 --> 00:10:46,061
‫وسط اتاق مطالعه‌ش...

124
00:10:46,562 --> 00:10:49,982
‫یه وان عجیب بود

125
00:10:51,525 --> 00:10:53,193
‫اینو کِی خرید...؟

126
00:10:59,575 --> 00:11:03,954
‫بابام خودشو چپونده بود توی اون وان
‫تا خودشو تبدیل به مارپیچ کنه!

127
00:11:04,371 --> 00:11:07,416
‫و با این‌کار تمام استخون‌های بدنشو شکست
‫تا اینکه جون داد

128
00:11:09,167 --> 00:11:10,836
‫اون دیگه چیه؟!

129
00:11:12,671 --> 00:11:14,089
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

130
00:11:14,089 --> 00:11:17,050
‫- کجا؟
‫- اون بالا! آسمون رو ببین!

131
00:11:28,228 --> 00:11:30,439
‫دود سوختن جسد بابام...

132
00:11:32,524 --> 00:11:36,278
‫داره تبدیل به مارپیچ میشه!
‫تابحال همچین چیزی ندیده بودم!

133
00:11:36,278 --> 00:11:38,447
‫حتماً یجور نشونه‌ی بدشگونه!

134
00:11:38,864 --> 00:11:41,074
‫وایسا ببینم! انگار دود داره میاد پایین!

135
00:11:50,834 --> 00:11:52,753
‫داره میره توی تالاب سنجاقک!

136
00:12:00,260 --> 00:12:03,764
‫عزیزم، بس کن! بسه دیگه!

137
00:12:03,972 --> 00:12:05,015
‫خانم سایتو، لطفاً آروم باش

138
00:12:05,932 --> 00:12:09,561
‫- مامان، چی شده؟
‫- شویچی! می‌تونم به وضوح ببینمش

139
00:12:09,853 --> 00:12:11,605
‫اون که اون بالاست باباته!

140
00:12:31,291 --> 00:12:32,459
‫مامان!

141
00:12:32,459 --> 00:12:34,211
‫زود باشین آمبولانس خبر کنین

142
00:12:43,678 --> 00:12:47,265
‫- آزامی؟ اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- حالت خوبه؟

143
00:12:47,766 --> 00:12:51,436
‫شرمنده که بی‌خبر اومدم
‫یهویی نگرانت شدم

144
00:12:52,312 --> 00:12:54,356
‫ممنونم، آزامی. خیلی لطف داری

145
00:13:05,408 --> 00:13:08,078
‫آزامی... پیشونیت...

146
00:13:11,164 --> 00:13:12,833
‫صبر کن!

147
00:13:14,000 --> 00:13:16,378
‫« بیمارستان کوروزو »

148
00:13:16,628 --> 00:13:19,673
‫خانم سایتو!
‫دکتر داره میاد، تحمل کن!

149
00:13:22,384 --> 00:13:24,052
‫دوباره دکتر رو پیج کنیم؟

150
00:13:29,099 --> 00:13:30,767
‫نه تو رو خدا!

151
00:13:34,688 --> 00:13:36,356
‫سلام کوروتانی!

152
00:13:38,441 --> 00:13:42,154
‫منم، اوکادا از کلاس "سی"
‫می‌خواستم بپرسم...

153
00:13:42,737 --> 00:13:46,575
‫- باهام دوست میشی؟
‫- بازم تویی. هنوزم جوابم منفیه

154
00:13:47,033 --> 00:13:50,287
‫آره، می‌دونم...
‫ولی آخه یه جور خاصی هستی...

155
00:13:50,287 --> 00:13:52,164
‫جوری که مدام
‫منو به سمت خودت می‌کشونی

156
00:13:52,914 --> 00:13:55,083
‫نه می‌تونم توضیحش بدم
‫نه جلوش مقاومت کنم

157
00:13:55,584 --> 00:13:58,712
‫می‌تونی مدام دست رد بزنی
‫ولی تسلیم نمیشم

158
00:13:59,421 --> 00:14:01,089
‫حاضرم هرکاری برات بکنم!

159
00:14:10,974 --> 00:14:14,352
‫خیلی‌خب! بچه‌ها
‫صفحه‌ی 37 رو باز کنین

160
00:14:27,240 --> 00:14:30,827
‫از دست تو، کاتایاما
‫می‌دونی ساعت چنده؟

161
00:14:31,620 --> 00:14:34,289
‫ببخشید، دیر کردم

162
00:14:37,459 --> 00:14:39,920
‫استاد! کتایاما خیلی فس‌فس می‌کنه!

163
00:14:39,920 --> 00:14:43,340
‫اگر بین اون و حلزون مسابقه بذاریم
‫حدس بزن با کی بازی میکنم!

164
00:14:44,591 --> 00:14:47,052
‫آروم باشین، بچه‌ها. بسه!

165
00:14:47,636 --> 00:14:50,472
‫کاتایاما، بازم که خیس آب شدی

166
00:14:50,764 --> 00:14:52,807
‫مگه نگفتم زیر بارون
‫چتر بگیر دستت؟

167
00:14:53,516 --> 00:14:56,728
‫و چرا فقط وقتی بارون میاد میای کلاس؟

168
00:14:58,813 --> 00:15:00,357
‫معذرت می‌خوام...

169
00:15:00,357 --> 00:15:02,525
‫باشه بابا، اشکال نداره!
‫برو بگیر بشین

170
00:15:03,485 --> 00:15:05,528
‫باشه

171
00:15:14,204 --> 00:15:16,581
‫چیکار می‌کنی، فس‌فسو؟
‫حواست به بازی هست یا نه؟

172
00:15:19,959 --> 00:15:22,545
‫« رختکن پسران »

173
00:15:23,004 --> 00:15:25,590
‫ای خدا، حتی دیدنت اعصابمو بهم می‌ریزه

174
00:15:26,174 --> 00:15:29,636
‫نمی‌تونم نفس بکشم، سومورا جان...

175
00:15:29,969 --> 00:15:31,846
‫فکر کردی دوستی چیزی هستیم؟

176
00:15:32,430 --> 00:15:34,724
‫حتی برای عوض کردن لباساتم طول میدی!

177
00:15:34,724 --> 00:15:36,559
‫ولی نگران نباش
‫می‌تونیم توی این مورد کمکت کنیم!

178
00:15:36,726 --> 00:15:39,145
‫« بیمارستان کوروزو »

179
00:15:52,367 --> 00:15:55,787
‫از مراسم ختم تا الان، هر موقع
‫مارپیچ می‌بینه قاطی می‌کنه

180
00:15:56,371 --> 00:15:57,539
‫مارپیچ!

181
00:15:57,539 --> 00:15:58,665
‫مارپیچ!

182
00:15:59,582 --> 00:16:02,544
‫اونقدر از پیچ موی خودش می‌ترسید
‫که موهاشو از ته تراشید

183
00:16:04,170 --> 00:16:05,839
‫و بعد...

184
00:16:11,344 --> 00:16:12,929
‫مارپیچ...

185
00:16:12,929 --> 00:16:16,224
‫نوک انگشت‌های دست و پاش رو برید
‫تا مارپیچ‌ها رو دربیاره!

186
00:16:16,891 --> 00:16:18,435
‫و بعد بابام...

187
00:16:18,435 --> 00:16:22,605
عزیزم، بیا در مارپیچ بهم ملحق شو

188
00:16:23,648 --> 00:16:25,316
‫میگه بابام صداش می‌کنه

189
00:16:27,152 --> 00:16:30,029
‫مجبورم اثرانگشت‌هام
‫و حتی موهام رو بپوشونم

190
00:16:30,405 --> 00:16:33,867
‫علاوه بر اون مجبور شدم به دکترها
‫و پرستارها هشدار بدم همین‌کارو بکنن

191
00:16:34,492 --> 00:16:36,619
‫حداقل بالاخره یکم آروم گرفته

192
00:16:36,995 --> 00:16:40,373
‫اونقدر که بتونه غذا بخوره
‫و یکم استراحت کنه

193
00:16:48,882 --> 00:16:52,760
‫آزامی! آزامی، صبر کن!
‫خودتی، مگه نه؟

194
00:16:59,267 --> 00:17:01,686
‫کجا رفتی؟ خیلی نگرانت بودما!

195
00:17:02,020 --> 00:17:04,689
‫سلام، گیریه... یه مشکلی پیش اومده

196
00:17:05,315 --> 00:17:07,275
‫نمی‌تونم با چشم راستم
‫روی چیزی تمرکز کنم

197
00:17:08,359 --> 00:17:10,904
‫میشه یه نگاهی به صورتم بندازی؟

198
00:17:38,473 --> 00:17:41,601
‫خب قضیه چیه؟ گیریه کجاست؟

199
00:17:42,310 --> 00:17:45,563
‫- خب، راستش قرار نیست گیریه بیاد
‫- منظورت چیه؟

200
00:17:46,356 --> 00:17:49,192
‫شرمنده. ولی قرارمون این بود
‫که بکشونمت اینجا

201
00:17:51,235 --> 00:17:56,240
‫پیدات کردم
‫از ذهنم نمیری، شویچی

202
00:17:57,450 --> 00:17:58,660
‫خیلی‌خب، کوروتانی

203
00:17:58,660 --> 00:18:01,245
‫حالا سر حرفت می‌مونی
‫و باهام میای سر قرار، آره؟

204
00:18:01,621 --> 00:18:05,917
‫فکر نکنم. دیگه به دردم نمی‌خوری
‫خداحافظ

205
00:18:06,417 --> 00:18:09,170
‫آخه چرا؟ خودت گفتی اگر بیارمش اینجا...

206
00:18:09,837 --> 00:18:11,547
‫همسرم میشی!

207
00:18:13,967 --> 00:18:17,595
‫احمق. تنها کسی که می‌خواستم ببینم "شویچی"ـه

208
00:18:18,888 --> 00:18:21,432
‫دختره‌ی عوضی! دروغ گفتی!

209
00:18:31,025 --> 00:18:32,694
‫کوروتانی؟

210
00:18:33,027 --> 00:18:36,447
‫چه بلایی سرت اومده؟

211
00:18:51,629 --> 00:18:53,923
‫- گیریه!
‫- شویچی، کجایی...؟

212
00:18:54,257 --> 00:18:55,383
‫این بالام!

213
00:18:55,383 --> 00:19:00,555
‫- اون بالا چیکار می‌کنی؟
‫- یه پسری کشیده شد توش!

214
00:19:00,555 --> 00:19:02,849
‫- چی؟
‫- کوروتانی زنده‌زنده بلعیدش!

215
00:19:03,599 --> 00:19:05,268
‫ببین!

216
00:19:07,770 --> 00:19:11,524
‫و حالا مارپیچی که روی بدنش ظاهر شده بود
‫داره خودشو می‌بلعه

217
00:19:26,289 --> 00:19:27,999
‫چیزی که هنوز متوجه نشده بودیم

218
00:19:29,083 --> 00:19:31,586
‫این بود که تمام اتفاقات وحشتناکی
‫ که باهاشون روبرو شدیم

219
00:19:31,586 --> 00:19:33,296
‫تمام اتفاقاتی که افتاد...

220
00:19:37,341 --> 00:19:41,220
‫تازه آغاز فرو رفتنمون در مارپیچ بود

