﻿1
00:00:09,759 --> 00:00:10,760
‫رسیدیم.

2
00:00:12,095 --> 00:00:13,722
‫عجب.

3
00:00:16,057 --> 00:00:19,394
‫پس واقعا می‌خوای اینجا هم دعوا راه بندازی؟

4
00:00:19,394 --> 00:00:20,145
‫احتمالا.

5
00:00:20,145 --> 00:00:21,938
‫آره دیگه.

6
00:00:22,689 --> 00:00:29,446
‫و- ولی تو همچین شهر بزرگی، حتما کلی سرباز
‫و اسلحه هست.

7
00:00:29,821 --> 00:00:31,197
‫خب که چی؟

8
00:00:31,197 --> 00:00:34,659
‫حتی تو هم نمی‌تونی سالم قسر در بری.

9
00:00:38,121 --> 00:00:40,248
‫فهمیدم. بیا سنگ‌ کاغذ قیچی بازی کنیم.

10
00:00:40,248 --> 00:00:42,125
‫ها؟ چرا؟

11
00:00:42,125 --> 00:00:47,130
‫بازنده باید کاری که برنده می‌خواد رو بکنه. نظرته؟

12
00:00:47,589 --> 00:00:48,548
‫نه ممنون.

13
00:00:50,925 --> 00:00:55,346
‫ظاهرا یه بازی خیابونی معروفه. حتما خوش می‌گذره.

14
00:00:55,346 --> 00:00:57,265
‫تاحالا نشنیدم، قصد بازی هم ندارم.

15
00:00:58,558 --> 00:01:01,811
‫خب بریم. اول سنگه...

16
00:01:01,811 --> 00:01:03,021
‫بازی نمی‌کنم.

17
00:01:03,605 --> 00:01:07,317
‫اگه بازی نکنی، می‌بازی. اول سنگه...

18
00:01:08,443 --> 00:01:10,528
‫اینجا هم درب و داغونه.

19
00:01:11,738 --> 00:01:15,867
‫وقتی خودشون می‌زنن خودشون رو
‫از بین می‌برن، دیگه چی برا من می‌مونه؟

20
00:01:17,160 --> 00:01:18,661
‫آدونیس. اون جلو.

21
00:01:19,370 --> 00:01:22,165
‫یکی رو زمینه. یه زنه.

22
00:01:32,300 --> 00:01:36,513
از بین خاطرات رد می‌شم

23
00:01:37,680 --> 00:01:41,643
زخم‌هام رو با هر دو دست مخفی می‌کنم

24
00:01:42,727 --> 00:01:43,353
دنیا غرق می‌شه

25
00:01:43,394 --> 00:01:48,524
Tada matou kanashimi

26
00:01:50,026 --> 00:01:51,027
اون‌وقت

27
00:01:51,319 --> 00:01:56,950
عدالتی که تاریکی رو از بین می‌بره

28
00:01:57,283 --> 00:02:02,247
مانند سرنوشت قرمز می‌سوزه

29
00:02:02,580 --> 00:02:07,543
سایه‌هایی که روش می‌افته رو بازتاب می‌کنه

30
00:02:07,794 --> 00:02:12,173
حتی از شب هم پیشی می‌گیره

31
00:02:12,548 --> 00:02:18,179
به دنبال توهم‌ها می‌ره

32
00:02:18,471 --> 00:02:23,476
کورسوی محو امید رو در دست می‌گیره

33
00:02:23,768 --> 00:02:28,773
با این آتیش خالص مخلوط می‌شه و می‌سوزه

34
00:02:28,982 --> 00:02:31,359
Tsureai naraku e

35
00:02:31,442 --> 00:02:32,819
Kieru made

36
00:02:46,833 --> 00:02:48,710
‫ببخشید...

37
00:02:48,710 --> 00:02:50,461
‫بی‌دقتی نکن!

38
00:02:51,504 --> 00:02:53,965
‫اون آدم نیست! ازش دور شو!

39
00:02:54,757 --> 00:02:58,386
‫هرکسی باشه خوبه، تا وقتی که
‫بتونم لذت ببرم...

40
00:03:16,696 --> 00:03:17,739
‫یه مادوآـست.

41
00:03:18,948 --> 00:03:20,491
‫عروسک مکانیکی؟

42
00:03:22,869 --> 00:03:24,829
‫یه اسباب‌بازی برا آدما.

43
00:03:42,555 --> 00:03:45,349
‫سریع برمی‌گردم. همین‌جا بمون.

44
00:03:47,185 --> 00:03:49,562
‫صـ- صبر کن. منم میام.

45
00:03:50,146 --> 00:03:54,400
‫گوش کن. بدون اجازه کاری نکن.

46
00:03:54,650 --> 00:03:58,279
‫اگه چیزی شد داد بزن. فهمیدی؟

47
00:04:15,463 --> 00:04:18,758
‫جادوی احضار سبک نوشتاری: روشنی

48
00:04:29,435 --> 00:04:31,103
‫این، اون‌جور نیست.

49
00:04:31,103 --> 00:04:33,773
‫برای عصبانی کردن آدونیس این‌کارو نمی‌کنم.

50
00:04:33,773 --> 00:04:38,486
‫به پانچ-سان قول دادم که در امانش نگه‌ش دارم.

51
00:04:39,320 --> 00:04:41,531
‫آدونیس از اون آدما نیست.

52
00:04:41,531 --> 00:04:43,282
‫حتی اگه پیدام کنه هم...

53
00:04:44,742 --> 00:04:47,995
‫ببخشید. نگرانت بودم.

54
00:04:47,995 --> 00:04:50,581
‫ای بابا. چیکارت کنم.

55
00:04:51,165 --> 00:04:53,668
‫آره، همین‌جور پیش می‌ره.

56
00:04:55,086 --> 00:04:57,421
‫صبر کن...

57
00:04:58,422 --> 00:05:01,759
‫تصمیم گرفتم بهت نیازی ندارم.

58
00:05:03,719 --> 00:05:06,722
‫قبلا که ولم کرد.

59
00:05:07,557 --> 00:05:09,517
‫باید بشناسیش که، دوروکا.

60
00:05:09,517 --> 00:05:14,021
‫آدونیس وقتی عصبی بشه ترسناکه، ولی
‫هرگز بهم آسیبی نمی‌زنه.

61
00:05:15,606 --> 00:05:18,109
‫جادوگرا منقرض شدن.

62
00:05:18,109 --> 00:05:22,363
‫با من درباره‌ی آدما حرف نزن،
‫آدم بی‌ارزش.

63
00:05:23,656 --> 00:05:26,367
‫البته بهم آسیبم زده.

64
00:05:28,077 --> 00:05:31,455
‫بهت گفتم نیا دنبالم. می‌کشمتا.

65
00:05:31,455 --> 00:05:33,291
‫خیلی خشنه!

66
00:05:33,291 --> 00:05:36,085
‫«ولت می‌کنم» تبدیل شد به «می‌کشمت»!

67
00:05:36,377 --> 00:05:39,130
‫منو مسخره کردی نه؟

68
00:05:39,547 --> 00:05:44,844
‫فک می‌کردم خنگ باشی، ولی نکنه عمدیه؟

69
00:05:46,721 --> 00:05:54,687
‫ولی بهش فکر کردم، واقعا بهتره
‫با هم باشیم.

70
00:05:54,687 --> 00:05:58,774
‫بعدشم، تمام وسایل‌مون دست منه.

71
00:05:58,774 --> 00:06:01,110
‫پس این‌که کنارت باشم، کارآمدتره.

72
00:06:06,198 --> 00:06:08,659
‫خب منطقیه.

73
00:06:09,744 --> 00:06:11,704
‫صرفا سر راهم نیا.

74
00:06:25,009 --> 00:06:28,012
‫این بو... بوی مرگ رو می‌ده...

75
00:06:35,311 --> 00:06:37,897
‫الان... دیگه...

76
00:06:52,078 --> 00:06:55,748
‫انگار سربازای ردیان. پنج نه-ساما.

77
00:06:56,165 --> 00:06:59,126
‫معلومه، مستقیم حمله کن.

78
00:06:59,960 --> 00:07:02,004
‫فکرشو می‌کردم.

79
00:07:02,546 --> 00:07:04,757
‫شش-چان خوب می‌فهمی.

80
00:07:06,509 --> 00:07:08,511
‫هوی شماها! وایسید!

81
00:07:23,776 --> 00:07:25,027
‫زنیکه!

82
00:07:38,999 --> 00:07:44,964
‫اوفیلیای جادوگر گفت، علم ماهیت
‫واقعی بشریت رو برملا کرد.

83
00:07:45,548 --> 00:07:52,513
‫دنیایی که می‌تونه هر عروسکی که می‌خواد بسازه،
‫مطمئنا ربات هم می‌سازه.

84
00:07:54,557 --> 00:07:56,850
‫آدما خیلی آشغالن.

85
00:07:58,477 --> 00:08:01,438
‫اینو یادته نه؟

86
00:08:02,106 --> 00:08:03,899
‫اون دستبندا مال بازداشتگاه سیاسی‌ ردیان.

87
00:08:04,191 --> 00:08:09,154
‫پس شما هم باید به مردم خدمت کنید.

88
00:08:11,156 --> 00:08:17,079
 خودشون رو در ازای عروسکایی که
‫زیبایی بیشتری دارن، دادن.

89
00:08:17,454 --> 00:08:20,916
‫و به پادشاهی جهانی، ردیا داد.

90
00:08:22,167 --> 00:08:23,877
‫چقدر بد.

91
00:08:28,632 --> 00:08:33,137
‫زنا و دختراشون رو ول کردن

92
00:08:34,054 --> 00:08:36,265
‫تا بتونن ربات بخرن.

93
00:08:38,934 --> 00:08:41,312
‫آدما همینن.

94
00:08:41,312 --> 00:08:45,024
‫محدودیت‌ها رو درک نمی‌کنن. ناامید کننده‌ست.

95
00:08:46,275 --> 00:08:50,070
‫بدون خانم ها، نسل بعدی‌ای به‌دنیا نمیاد.

96
00:08:51,030 --> 00:08:54,616
‫و مردا هم غرق در شادی شدن، و فاسد شدن.

97
00:08:54,616 --> 00:08:57,119
‫همچین کشوری نمی‌تونه باقی بمونه.

98
00:09:00,664 --> 00:09:06,545
‫و احتمالا هم تنها کشوری نیست که
‫این‌جوری از بین رفته.

99
00:09:07,212 --> 00:09:10,841
‫توسعه‌ی چرخ‌دنده‌ای چه کوفتیه.
‫باعث می‌شه حالم بهم بخوره.

100
00:09:33,197 --> 00:09:36,075
‫آدونیس چی درست می‌کنی؟

101
00:09:36,075 --> 00:09:39,536
‫بمب الکترومغناطیسی
‫یه ای‌ام‌پی دست‌ساز.

102
00:09:40,245 --> 00:09:42,331
‫یه ای‌ام چی؟

103
00:09:49,338 --> 00:09:54,051
‫یعنی داری از سر ترحم می‌کشی‌شون.

104
00:09:59,765 --> 00:10:03,560
‫بهشون آسیبی که نمی‌زنه؟

105
00:10:03,560 --> 00:10:06,939
‫نه. فقط یه شوک کوچیک حس می‌کنن.

106
00:10:10,317 --> 00:10:12,361
‫بلندگو رو بردار.

107
00:10:12,778 --> 00:10:14,029
‫باشه.

108
00:10:17,157 --> 00:10:19,284
‫جادوی احضار سبک نوشتاری...

109
00:10:22,162 --> 00:10:23,455
‫پالس نهایی.

110
00:10:36,009 --> 00:10:41,181
‫آدونیس. خوشحالم باهامی.

111
00:10:51,191 --> 00:10:53,902
‫یه بچه‌ست که. نوجوونه؟

112
00:10:53,902 --> 00:10:56,154
‫نه-ساما دست‌کمش نگیر.

113
00:10:56,697 --> 00:11:00,200
‫اون شورشی به ردیا کلی دردسر داده.

114
00:11:00,200 --> 00:11:04,246
‫برای تلافی شکار جادوگر به
‫نیو نایتمر حمله کرد.

115
00:11:04,246 --> 00:11:06,623
‫بعد از این‌که تعداد زیادی از شهروندان رو کشت،

116
00:11:06,623 --> 00:11:10,210
‫حتی جوخه‌ی نخبه‌ای که دنبالش فرستاده
‫بودن رو هم از بین برد.

117
00:11:10,210 --> 00:11:15,173
‫ولی مگه قرار نبود به چیزای جادوگری کار نداشته باشیم؟

118
00:11:15,173 --> 00:11:16,967
‫به‌شکل رسمی.

119
00:11:16,967 --> 00:11:20,012
‫سوزوره-ساما گفتن هرچیزی که ممکنه باعث کمک به
‫مهار کردن ردیا بشه رو بگیریم.

120
00:11:20,429 --> 00:11:25,851
‫خب اگه اینجا موفق بشیم، سوزوره-ساما
‫هم بهمون پاداش می‌ده.

121
00:11:26,768 --> 00:11:30,689
‫پس یعنی بالاخره می‌تونیم توی پایتخت زندگی کنیم.

122
00:11:31,857 --> 00:11:35,861
‫تا وقتی با تو باشم، مهم نیست.

123
00:11:43,076 --> 00:11:44,244
‫مزاحما رو.

124
00:11:59,301 --> 00:12:01,470
‫تو کی‌ای؟

125
00:12:18,236 --> 00:12:22,282
‫ببخشید فقط تونستیم این‌کار
‫رو براتون کنیم.

126
00:12:27,079 --> 00:12:33,126
‫قبر ساختن و دعا کردن هم یکی از
‫روش‌های زنده‌ها برای تحمل کردنه.

127
00:12:33,126 --> 00:12:35,504
‫می‌دونی که دوروکا.

128
00:12:38,340 --> 00:12:41,301
‫فکر نمی‌کنم درست باشه.

129
00:12:42,135 --> 00:12:45,680
‫واقعا؟ پس مخالفیم.

130
00:12:51,520 --> 00:12:54,439
‫پس چطوره تا ابد همین‌جا بمونی؟

131
00:12:54,439 --> 00:12:56,691
‫خوشت میاد زار بزنی دیگه؟

132
00:12:58,110 --> 00:13:04,783
‫آنا، اوفیلیا و بقیه‌ی جادوگرای لونامیلیا رو، آدمایی
‫کشتن که من کشوندم اون‌جا.

133
00:13:06,284 --> 00:13:08,954
‫آخرین فرصتت برای عوض کردن نظرته.

134
00:13:10,789 --> 00:13:13,333
‫فک کردم انداختیش‌شون دور.

135
00:13:13,333 --> 00:13:18,338
‫نمی‌خوام مقصر بدونمت. و نمی‌خوامم بحث کنم.

136
00:13:22,884 --> 00:13:23,969
‫بیا بریم.

137
00:13:25,470 --> 00:13:26,680
‫ببخشید.

138
00:13:27,889 --> 00:13:28,932
‫چیزی نیست.

139
00:13:29,766 --> 00:13:32,811
‫ولی اون عروسکای افتضاح رو بنداز.

140
00:13:32,811 --> 00:13:33,979
‫ضایع‌ان.

141
00:13:34,062 --> 00:13:36,731
‫خیلی بهشون افتخار می‌کنما.

142
00:13:36,731 --> 00:13:38,066
‫دقیقا شبیه خودته.

143
00:13:38,066 --> 00:13:41,778
‫اصلا. مهارت دیگه‌ای نداری؟

144
00:13:41,820 --> 00:13:45,282
‫ای بابا. کم‌تر حرف بزنید.

145
00:13:47,075 --> 00:13:50,787
‫حسودی می‌کنم.

146
00:13:50,787 --> 00:13:53,748
‫ببخشید... شما؟

147
00:13:53,748 --> 00:13:55,584
‫معلومه دشمنه خب.

148
00:13:56,501 --> 00:13:59,170
‫تف بهش. به‌همین زودی پیدامون کردن.

149
00:14:12,976 --> 00:14:17,439
‫سام علیک. من شیرواوساگی‌ام.

150
00:14:17,439 --> 00:14:20,191
‫تو ردیا خیلی کله گنده‌م.

151
00:14:21,026 --> 00:14:24,029
‫اومدم سرتو بزنم.

152
00:14:24,321 --> 00:14:26,531
‫ردیا، نه؟

153
00:14:26,823 --> 00:14:29,618
‫خوبه، بالاخره یکی که می‌تونم بکشمش.

154
00:14:45,842 --> 00:14:49,471
درون قلبم شادی‌ای کوچک رو مخفی کردم

155
00:14:49,721 --> 00:14:53,433
آروم آروم گرمش می‌کنم تا نشکنه

156
00:14:53,600 --> 00:14:57,228
همین‌جور که روزهای بی‌بازگشت چشمک می‌زنن

157
00:14:57,562 --> 00:15:02,567
درد مانند موج‌هایی می‌شوره می‌بره

158
00:15:02,817 --> 00:15:05,654
اگه فقط چیزی که گرفته شده

159
00:15:05,862 --> 00:15:10,408
بتونه پس گرفته بشه

160
00:15:10,659 --> 00:15:13,328
آرزوی سپرده شده

161
00:15:13,578 --> 00:15:17,666
آرزوها رو وصل می‌کنه

162
00:15:17,707 --> 00:15:26,132
لطفا، بذار خشم و اشک‌ها

163
00:15:26,257 --> 00:15:28,510
به هم گره بخورن

164
00:15:28,718 --> 00:15:32,222
قبل این‌که دیگه نتونیم برگردیم

165
00:15:33,223 --> 00:15:37,686
با انگشتانی که پیوند خورده‌ان، دعا کن

