﻿1
00:00:12,011 --> 00:00:14,806
‫به خاطر اینکه می‌خواستم از روستا محافظت کنم،

2
00:00:15,557 --> 00:00:16,850
‫خیلی از جنگجوها افتادن

3
00:00:19,018 --> 00:00:21,688
‫اگه می‌خوام یه ژنرال بشم، باید خودمو آماده کنم.

4
00:00:23,565 --> 00:00:24,524
‫چوجومارو.

5
00:00:27,944 --> 00:00:32,157
‫اجازه بده ازت تشکر کنم و بابت اتفاقی که افتاده معذرت بخوام.

6
00:00:32,240 --> 00:00:34,576
‫منم باید عذرخواهی کنم...

7
00:00:35,201 --> 00:00:36,369
‫برای اینکه خودم تصمیم گرفتم.

8
00:00:36,453 --> 00:00:39,622
‫نه! تو خیلی کمک کردی!

9
00:00:40,123 --> 00:00:42,250
‫این روستا واقعاً برای ما خیلی مهم بود،

10
00:00:42,333 --> 00:00:46,296
‫همونطور که فوبوکی اشاره کرد،
‫و هیچکدوم از ما نفهمیده بودیم.

11
00:00:46,379 --> 00:00:49,924
‫از حالا به بعد، اینجا نگهبان می‌ذاریم.

12
00:00:50,300 --> 00:00:52,302
‫بچه‌ها چی؟

13
00:00:56,389 --> 00:00:58,725
‫فعلاً اون‌ها رو می‌بریم به معبد بزرگ سووا.

14
00:00:59,350 --> 00:01:01,895
‫همه از فوبوکی و لرد توکیوکی ممنونن،

15
00:01:01,978 --> 00:01:03,605
‫و هیچ اعتراضی بهش نیست.

16
00:01:04,397 --> 00:01:05,440
‫می‌فهمم...

17
00:01:07,525 --> 00:01:08,526
‫همینطور...

18
00:01:09,777 --> 00:01:12,489
‫حالا که تو رو به خطر انداختم،

19
00:01:12,864 --> 00:01:16,284
‫باید درباره خودم هم باهات صادق باشم.

20
00:01:18,786 --> 00:01:20,205
‫یک نقطه...

21
00:01:20,788 --> 00:01:22,749
‫وقتی نمی‌تونی آینده رو پیش‌بینی کنی؟

22
00:01:23,291 --> 00:01:26,878
‫همونطور که می‌دونی،
‫همه چیزایی که می‌بینم آینده‌های مبهمه.

23
00:01:26,961 --> 00:01:31,174
‫اما وقتی نمی‌تونم ببینمشون،
‫نمی‌تونم تو موقعیت‌های سخت کاری بکنم.

24
00:01:32,300 --> 00:01:34,302
‫لطفاً اینو از همه مخفی نگه دار.

25
00:01:35,053 --> 00:01:36,346
‫قدرت خدا...

26
00:01:36,429 --> 00:01:38,848
‫وجود داره اگه باورش کنی.

27
00:01:38,932 --> 00:01:42,101
‫بعضی از ما بهش پناه می‌بریم.

28
00:01:43,937 --> 00:01:46,231
‫با این حساب، ارباب توکییوکی...

29
00:01:46,314 --> 00:01:51,069
‫من نیاز دارم که کمکم کنی تا یه کم قوتم رو دوباره به دست بیارم.

30
00:01:54,239 --> 00:01:57,450
‫می‌خوام تو هم بدونی.

31
00:01:57,533 --> 00:01:59,702
‫درباره منبع قدرت من.

32
00:02:00,495 --> 00:02:03,790
‫هنوز نیروهای مرموزی تو این دنیا باقی موندن...

33
00:02:03,873 --> 00:02:06,709
‫این با زور یا هوش اندازه‌گیری نمی‌شه.

34
00:02:15,051 --> 00:02:18,012
‫مثل یه تاریخچه‌ی معطر

35
00:02:18,221 --> 00:02:20,890
‫دقیقاً مثل یه کتاب درسی دراماتیک

36
00:02:20,974 --> 00:02:25,937
‫این خوب نیست،
من این روزا اصلاً نمی‌تونم بچرخم

37
00:02:28,481 --> 00:02:32,527
‫آیا انجامش می‌دی یا کارت تمومه؟
فقط سرنوشت می‌تونه بگه

38
00:02:34,070 --> 00:02:37,156
‫مخالفت می‌کنم، دربارش می‌خونم و فرار می‌کنم

39
00:02:38,533 --> 00:02:47,750
‫من به خسارتی که وارد شده اهمیت نمی‌دم

40
00:02:48,543 --> 00:02:49,836
‫فقط دارم خوش می‌گذرونم

41
00:02:50,128 --> 00:02:52,714
‫تحقق، ایده‌آل‌ها، واقعیت

42
00:02:52,797 --> 00:02:58,553
‫میرم دستشون رو می‌گیرم
سریع و محکم

43
00:03:00,221 --> 00:03:05,184
‫بگو نقشه A، هیچ شکی نداری، همه جا آفتابیه

44
00:03:05,476 --> 00:03:11,024
‫تو هوامو داشتی، پس اینم باند پروازمون

45
00:03:11,733 --> 00:03:16,904
‫بگو برنامه A، هیچ شکی نداری، زنده‌ای

46
00:03:16,988 --> 00:03:22,660
‫اونا می‌خندن، ناراحت‌کننده میشه، ولی تو حالت خوب میشه.

47
00:03:23,119 --> 00:03:24,120
‫‌طرح الف

48
00:03:24,454 --> 00:03:25,580
‫‌نقشه الف

49
00:03:25,997 --> 00:03:28,374
‫فرار کردن یعنی پیروزی

50
00:03:28,791 --> 00:03:29,876
‫‌طرح الف

51
00:03:30,251 --> 00:03:31,419
‫‌طرح الف

52
00:03:31,794 --> 00:03:33,713
‫فرار کن به سوی پیروزی

53
00:03:35,089 --> 00:03:38,968
‫(سامورایی گریزان)

54
00:03:41,846 --> 00:03:43,890
‫مارماهی؟

55
00:03:44,682 --> 00:03:48,186
‫اگه دستور توئه، می‌تونم از رودخانه تنریو یه کم گیر بیارم.

56
00:03:48,269 --> 00:03:50,563
‫چی شده؟

57
00:03:54,275 --> 00:03:55,818
‫ممنون.

58
00:03:55,902 --> 00:04:00,156
‫من یهویی هوس کردم...

59
00:04:00,782 --> 00:04:03,034
‫خواهش می‌کنم، به هیچ‌کس نگو!

60
00:04:03,117 --> 00:04:06,037
‫که من قدرت الهیم رو از دست دادم!

61
00:04:10,458 --> 00:04:14,504
‫چرا برای به دست آوردن قدرتت به مارماهی نیاز داری؟

62
00:04:20,092 --> 00:04:23,346
‫قبلاً با خوردن مارماهی خوب شدم.

63
00:04:23,429 --> 00:04:27,391
‫دلایل زیادی برای بازیابی قدرت الهی‌ام وجود داشت.

64
00:04:27,475 --> 00:04:31,521
‫فقط باید یکی یکی امتحانشون کنم.

65
00:04:31,604 --> 00:04:33,981
‫مارماهی‌ها تخصص سووا هستن.

66
00:04:34,065 --> 00:04:37,443
‫در زمستون، چربی‌شون زیاده و گوشتشون نرمه...

67
00:04:44,158 --> 00:04:48,746
‫احساس می‌کنم قدرت توی بدنم جریان داره!

68
00:04:49,789 --> 00:04:53,000
‫ولی قدرت الهی‌ام هنوز برنگشته...

69
00:04:53,501 --> 00:04:55,294
‫به نظر میاد مارماهی نبود.

70
00:04:56,504 --> 00:04:58,339
‫پیاز سیبری؟

71
00:04:58,422 --> 00:04:59,465
‫احساس می‌کنم...

72
00:05:00,049 --> 00:05:01,717
‫- داره یه چیزی می‌خوره...
‫- مارماهی!

73
00:05:01,801 --> 00:05:03,553
‫- آره...
‫- بوی کسی رو حس می‌کنم که داره مارماهی می‌پزه!

74
00:05:03,636 --> 00:05:04,679
‫کجاست؟!

75
00:05:06,514 --> 00:05:09,141
‫حتماً.
‫می‌رم پشت تپه پیداشون می‌کنم.

76
00:05:10,476 --> 00:05:14,272
‫این‌ها سبزی‌های وحشی‌ای هستن که راهب‌های 
کوهستان که تو کوه‌ها تمرین می‌کنن دوست دارن.

77
00:05:15,189 --> 00:05:16,816
‫بوی تند...

78
00:05:17,984 --> 00:05:20,820
‫قدرت دور کردن شیاطین رو داره.

79
00:05:22,780 --> 00:05:26,117
‫ولی فکر نمی‌کنم اینم باشه.

80
00:05:27,076 --> 00:05:28,286
‫این طناب؟

81
00:05:29,078 --> 00:05:31,706
‫حتما، می‌تونی داشته باشی.

82
00:05:31,789 --> 00:05:34,750
‫لباس دختر معبد؟

83
00:05:35,293 --> 00:05:37,586
‫چندتایی تو انبار داریم...

84
00:05:40,673 --> 00:05:42,341
‫برای چی لازمش داری؟

85
00:05:43,050 --> 00:05:46,304
‫فقط کنجکاو بودم درباره زیارتگاه...

86
00:06:04,947 --> 00:06:05,948
‫باشه.

87
00:06:06,866 --> 00:06:10,161
‫در شینتو، مردها و زن‌ها به یک اندازه مهم هستن.

88
00:06:10,953 --> 00:06:13,330
‫نقش دختر معبد خیلی مهمه.

89
00:06:14,457 --> 00:06:17,251
‫چون داریم اینو از دخترها مخفی می‌کنیم...

90
00:06:18,961 --> 00:06:22,673
‫ما با استفاده از این عروسک‌های کاهگلی مراسم 
رو انجام می‌دیم تا قدرت الهی‌ام رو برگردونیم!

91
00:06:26,844 --> 00:06:27,970
‫دختر معبد...؟

92
00:06:28,763 --> 00:06:31,057
‫این به درد نمی‌خوره!

93
00:06:31,140 --> 00:06:34,518
‫این یه راهبه نیست!
‫من یه واقعی‌شو می‌خوام!

94
00:06:34,602 --> 00:06:37,646
‫دختر معبد!

95
00:06:38,647 --> 00:06:39,690
‫تموم شد!

96
00:06:44,862 --> 00:06:45,988
‫این بد به نظر میاد...

97
00:06:47,406 --> 00:06:48,282
‫آره...

98
00:06:49,325 --> 00:06:51,452
‫اون تازه کلی غذا خورد برای انرژی...

99
00:06:52,536 --> 00:06:55,414
‫و یه عروسک دختر معبد به اندازه واقعی درست کرد...

100
00:06:55,498 --> 00:06:58,083
‫فکر میکنم داره از طناب واسه یه بازی طنابی استفاده می‌کنه!

101
00:07:02,046 --> 00:07:03,005
‫آقا کوچولو...

102
00:07:03,589 --> 00:07:04,590
‫نکنه می‌خوای بگی...

103
00:07:05,216 --> 00:07:08,511
‫اون تو این سنش به این سطح رسیده؟!

104
00:07:08,594 --> 00:07:11,680
‫تو نمی‌فهمی، موری‌تاکا، مگه نه؟

105
00:07:11,764 --> 00:07:14,642
‫بهتره از بچگی منحرف بشه.

106
00:07:16,143 --> 00:07:17,478
‫آروم باش.

107
00:07:17,561 --> 00:07:20,022
‫فقط به خاطر اینکه اربابمون منحرفه،

108
00:07:20,105 --> 00:07:22,608
‫این باعث نمی‌شه که وفاداریمون بهش عوض بشه!

109
00:07:23,526 --> 00:07:25,694
‫درسته!

110
00:07:25,778 --> 00:07:28,697
‫همه‌اش برای اینه که اون بتونه شوگون‌سالاری کاماکورا رو دوباره بسازه!

111
00:07:28,781 --> 00:07:31,450
‫حتی اگه یه شوگان خیلی منحرف باشه!

112
00:07:31,534 --> 00:07:35,496
‫من هنرهای رزمی و منحرفم رو به عنوان خدمتکارش تقویت می‌کنم!

113
00:07:35,538 --> 00:07:36,997
‫یوریشیگه!

114
00:07:37,081 --> 00:07:37,748
‫ها؟

115
00:07:38,415 --> 00:07:40,167
‫چـ... چطوری؟

116
00:07:40,251 --> 00:07:42,169
‫الان وقتش نیست که یه پرس دیگه مارماهی بخوری!

117
00:07:42,461 --> 00:07:45,589
‫خدمه‌هام دارن در موردم اشتباه فکر می‌کنن!

118
00:07:45,673 --> 00:07:49,093
‫همش تقصیر اون کارای مخفی احمقانه‌ته!

119
00:07:49,176 --> 00:07:50,803
‫اشکالی نداره.

120
00:07:50,886 --> 00:07:54,473
‫یک ارباب مرموز بیشتر احتمال داره که اسرارآمیز و باوقار باشه.

121
00:07:54,557 --> 00:07:56,433
‫فکر می‌کنن من چندشم!

122
00:07:56,892 --> 00:07:58,435
‫بیا با من!

123
00:07:58,519 --> 00:08:00,729
‫به همه می‌گیم و همه چیز رو روشن می‌کنیم!

124
00:08:00,813 --> 00:08:03,941
‫دیگه برام مهم نیست رازت چیه!

125
00:08:04,567 --> 00:08:06,110
‫حالا، حالا...

126
00:08:06,193 --> 00:08:07,987
‫فقط یکی دیگه مونده!

127
00:08:08,070 --> 00:08:10,531
‫خواهش می‌کنم، فقط یکی دیگه!

128
00:08:12,241 --> 00:08:13,951
‫حدود یک مایل پیاده‌روی از اینجا،

129
00:08:14,034 --> 00:08:16,537
‫اونجا کوه موریاه، یه مکان مقدس برای زیارتگاه بزرگ سوواست.

130
00:08:17,037 --> 00:08:20,833
‫یه کم آب از اون جوی مقدس که اونجا جاریه برام بیار.

131
00:08:21,500 --> 00:08:23,752
‫فکر کنم همین که اونو بخورم، فوری خوب بشم.

132
00:08:26,297 --> 00:08:29,091
‫پس از اول بگو!

133
00:08:29,174 --> 00:08:33,220
‫می‌خواستم مارماهی و پیاز بخورم!

134
00:08:35,723 --> 00:08:38,100
‫من اصلاً دارم چی کار می‌کنم؟

135
00:08:38,851 --> 00:08:44,231
‫این فقط همون کارای عجیب و غریب همیشگی‌شه، با منم درگیرش کرده...

136
00:08:46,483 --> 00:08:49,528
‫اصلاً قدرت الهی وجود داره؟

137
00:08:49,611 --> 00:08:51,030
‫حتی الان هم هنوز شک دارم.

138
00:08:51,113 --> 00:08:55,367
‫تمام قدرت فوق‌العاده‌ای که تا حالا نشون داده شاید فقط یه تصادف بوده باشه.

139
00:08:55,951 --> 00:08:57,953
‫اون می‌تونه یه ارتش به اون بزرگی رو رهبری کنه.

140
00:08:58,037 --> 00:09:01,290
‫او مجبور نبود به یه قدرت مبهم تکیه کنه.

141
00:09:22,561 --> 00:09:23,562
‫یه چراغ؟

142
00:09:26,648 --> 00:09:27,733
‫این...

143
00:09:27,816 --> 00:09:30,361
حرکت کاگورا که به ارباب تقدیم شده...

144
00:09:31,278 --> 00:09:32,571
‫من دارم اشتباه می‌بینم؟

145
00:09:33,113 --> 00:09:36,658
‫به نظر میاد داره با یه عالمه نور بازی می‌کنه...

146
00:09:42,206 --> 00:09:44,666
‫داداش! چرا اینجایی؟

147
00:09:44,750 --> 00:09:46,168
‫خب...

148
00:09:46,251 --> 00:09:48,045
‫من فقط اومدم یه کم آب بیارم...

149
00:09:49,213 --> 00:09:50,214
‫اونا؟

150
00:09:52,508 --> 00:09:53,967
‫می‌فهمم...

151
00:09:54,468 --> 00:09:57,429
‫اینکه تو رو فرستاده اینجا...

152
00:09:57,513 --> 00:10:00,057
‫یعنی بابا می‌خواست بهت نشون بده.

153
00:10:02,392 --> 00:10:03,602
‫داداش.

154
00:10:03,685 --> 00:10:05,938
‫یکم خم شو.

155
00:10:09,733 --> 00:10:11,110
‫چشمهاتو ببند.

156
00:10:12,277 --> 00:10:13,028
‫باز کن...

157
00:10:14,029 --> 00:10:15,072
‫چشمای تو.

158
00:10:20,119 --> 00:10:21,995
‫این چیه؟

159
00:10:22,913 --> 00:10:26,124
‫جانوران الهی که در قلمرو مقدس سووا زندگی می‌کنن.

160
00:10:26,208 --> 00:10:29,336
‫اونا نمی‌تونن هیچ کمکی بکنن،

161
00:10:29,837 --> 00:10:32,798
‫اما اگه اینجا دعا کنیم،
‫اونا مراقبمون میشن.

162
00:10:33,924 --> 00:10:36,718
‫حالا که دقیق نگاه می‌کنم، بوتان هم اینجاست!

163
00:10:36,802 --> 00:10:39,596
‫فکر کنم تازه اومده اینجا.

164
00:10:40,514 --> 00:10:42,724
‫دارم توهم می‌بینم؟

165
00:10:43,308 --> 00:10:45,269
‫چنین چیزهایی توی این دنیا وجود دارن...

166
00:10:46,270 --> 00:10:51,692
‫این دوره آخرین باری بود که انسان و شگفتی با هم وجود داشتند.

167
00:10:52,901 --> 00:10:53,610
‫وقتی کسی یه شبح می‌دید،

168
00:10:53,694 --> 00:10:54,987
‫یه زلزله بزرگ اومد

169
00:10:55,529 --> 00:10:57,322
‫تنگو توی کل شهر پرواز کرد.

170
00:10:57,406 --> 00:10:58,282
‫(آینده)

171
00:10:58,365 --> 00:11:00,576
‫چنین داستانی به عنوان واقعیت ثبت شده

172
00:11:00,659 --> 00:11:03,328
‫‌(فهمیدم)
توی یه سند رسمی

173
00:11:03,412 --> 00:11:05,289
‫مسئول معبد بزرگ سووا، آقای S.Y.
‫طوفان الهی ارتش یوان رو غرق کرد

174
00:11:05,372 --> 00:11:06,582
‫مسئول معبد سووا، آقای S.Y.
‫در زمان حمله مغول‌ها...

175
00:11:06,665 --> 00:11:09,626
‫ما دعا کردیم که این اتفاق بیفته.

176
00:11:09,710 --> 00:11:13,463
‫خیلی از معابد و زیارتگاه‌ها واقعاً پاداش گرفته‌اند

177
00:11:13,547 --> 00:11:16,800
‫برای اینکه جدی ادعا کنی که این کارها رو انجام دادی.

178
00:11:17,342 --> 00:11:21,763
‫در اون زمان، دعا کردن یه خدمت عمومی عملی بود،

179
00:11:21,847 --> 00:11:24,725
‫و بودجه‌های کلانی براش خرج می‌شد.

180
00:11:25,726 --> 00:11:27,978
‫پدرت بهت گفته بود بیای اینجا، درسته؟

181
00:11:33,942 --> 00:11:34,818
‫لطفاً متن رو برای من بفرست.

182
00:11:34,901 --> 00:11:37,696
‫فکر کنم قدرت الهیش داره ضعیف میشه.

183
00:11:37,779 --> 00:11:38,947
‫مرسی.

184
00:11:44,328 --> 00:11:46,246
‫یه لحظه شگفتی رو دیدم.

185
00:11:46,830 --> 00:11:48,832
‫ولی همه‌شون مبهم‌ان

186
00:11:49,583 --> 00:11:53,587
‫اونا یه موجود ضعیفن، بعیده تاثیری رو این دنیا بذارن.

187
00:11:54,421 --> 00:11:58,091
‫چرا آقای یوریشیگه می‌خواد من اینو ببینم؟

188
00:11:59,468 --> 00:12:00,844
‫و شیزوکو

189
00:12:02,596 --> 00:12:04,973
‫هنوز چیز زیادی در موردت نمی‌دونم.

190
00:12:34,753 --> 00:12:35,754
‫آره.

191
00:12:36,588 --> 00:12:38,256
‫این یه نقاشی عالیه.

192
00:12:43,470 --> 00:12:45,138
‫تادایوشی رو بیار اینجا.

193
00:12:46,515 --> 00:12:49,518
‫بیاید داستان ساختن بهشتمون رو شروع کنیم.

194
00:12:52,145 --> 00:12:55,482
‫تادایوشی!

195
00:12:55,565 --> 00:12:56,608
‫بالاخره اومدی!

196
00:12:56,691 --> 00:12:58,693
‫از کار سختت در دربار امپراتوری خسته شدی؟

197
00:13:00,445 --> 00:13:01,113
‫(تادایوشی آشیکاگا)

198
00:13:01,196 --> 00:13:03,365
‫من حسابی به بدنم می‌رسم.
(تادایوشی آشی‌کاگا)

199
00:13:03,448 --> 00:13:05,242
‫(برادر کوچکتر تاکاوجی)
خوشحالم که حالت خوبه، داداش

200
00:13:05,325 --> 00:13:06,118
‫خوشحالم که حالت خوبه، داداش

201
00:13:06,201 --> 00:13:08,328
‫یکراست میرم سر اصل مطلب.

202
00:13:08,411 --> 00:13:11,289
‫می‌خوام بری کاماکورا...

203
00:13:12,499 --> 00:13:14,751
‫و تقویتش کن.

204
00:13:15,627 --> 00:13:18,004
‫این همون حس ششم همیشگیت هست؟

205
00:13:18,088 --> 00:13:19,214
‫آره!

206
00:13:20,173 --> 00:13:24,511
‫احساس می‌کنم که بقایای هوژو قراره به زودی کلی دردسر درست کنن.

207
00:13:26,304 --> 00:13:29,349
‫احساس درونیت از خیلی وقت پیش درست بوده.

208
00:13:30,267 --> 00:13:31,268
‫وقتی بچه بودیم،

209
00:13:31,351 --> 00:13:35,939
‫من یه بار سه روز و سه شب وقت گذاشتم تا محل یه گنج رو پیدا کنم.

210
00:13:36,022 --> 00:13:39,025
‫باشه،
‫اون نباید بتونه اینو حل کنه!

211
00:13:39,109 --> 00:13:41,611
‫گنج پیدا کردن؟ منم حساب کن!

212
00:13:42,154 --> 00:13:43,321
‫باشه.

213
00:13:43,405 --> 00:13:47,325
‫اول از همه تو اتاق مورونائو زیر زمین دنبالش می‌گردم!

214
00:13:48,535 --> 00:13:52,122
‫تو با حس ششمت گنج رو پیدا کردی قبل از اینکه بتونم رمز رو بهت بدم.

215
00:13:52,664 --> 00:13:56,126
‫کاری کردم که هیچ‌کس توی این خونه نتونه رمزگشاییش کنه...

216
00:14:02,257 --> 00:14:05,719
‫هنوزم نمی‌تونم با حس درونیم ازت زرنگ‌تر باشم.

217
00:14:06,511 --> 00:14:08,597
‫مطمئنم که همین الانم داری بهش فکر می‌کنی...

218
00:14:09,472 --> 00:14:10,515
‫بله.

219
00:14:11,641 --> 00:14:15,729
‫دارم به صد تا راه مختلف فکر می‌کنم که از کاماکورا دفاع کنم.

220
00:14:16,855 --> 00:14:18,690
‫پایتخت و کاماکورا...

221
00:14:19,399 --> 00:14:22,068
‫اگه ما دو تا برادر بتونیم یه پایه محکم بسازیم،

222
00:14:22,152 --> 00:14:25,572
‫همه جنگجوهای کشور از آشیکاگا پیروی می‌کنن.

223
00:14:25,822 --> 00:14:26,823
‫درسته.

224
00:14:28,158 --> 00:14:30,535
‫به هر حال، صد تا راه؟
‫خیلی زیاده!

225
00:14:30,619 --> 00:14:32,537
‫در واقع حدود چهارده تاست، درسته؟

226
00:14:32,621 --> 00:14:35,790
‫میتونی حتی با حس ششمت حدس بزنی؟

227
00:14:39,544 --> 00:14:42,130
‫تاکائوجی توانایی‌های رزمی، جذابیت و غریزه داشت.

228
00:14:42,213 --> 00:14:45,050
‫تادایوشی هوش، خونسردی و منطق داشت.

229
00:14:45,800 --> 00:14:48,720
‫اونا دو نوع نابغه کاملاً متفاوت بودن،

230
00:14:48,803 --> 00:14:51,264
‫اما برادرا خیلی خوب با هم کنار می‌اومدن.

231
00:14:55,101 --> 00:14:56,436
‫درسته!

232
00:14:57,812 --> 00:14:59,272
‫نگاه کن، تادایوشی!

233
00:15:00,065 --> 00:15:02,400
‫یه نقاشی دیگه از بودا کشیدم!

234
00:15:08,156 --> 00:15:10,325
‫بودا خوبه...

235
00:15:10,950 --> 00:15:13,870
‫فقط دیدنش دلم رو پر می‌کنه.

236
00:15:32,222 --> 00:15:33,223
‫داداش.

237
00:15:35,350 --> 00:15:38,812
‫ما بهترین تخته‌های سرو رو از منطقه کیتایاما گرفتیم.

238
00:15:39,646 --> 00:15:43,775
‫فقط داشتم فکر می‌کردم که اگه به عنوان دیوار این اتاق بودن چطور به نظر می‌اومدن.

239
00:15:45,193 --> 00:15:46,194
‫واقعاً؟

240
00:15:46,277 --> 00:15:47,612
‫بزن بریم.

241
00:15:48,196 --> 00:15:50,740
‫من تخته‌های سدر رو مجانی بهت میدم.

242
00:15:50,824 --> 00:15:54,285
‫در عوض، می‌تونم این نقاشی فوق‌العاده رو داشته باشم؟

243
00:15:54,369 --> 00:15:56,413
‫به جای بودا؟

244
00:15:59,207 --> 00:16:00,291
‫اوه!

245
00:16:00,375 --> 00:16:03,128
‫پس تو عظمت بودا رو می‌فهمی!

246
00:16:03,211 --> 00:16:04,379
‫راحت باش، بردار.

247
00:16:08,633 --> 00:16:09,884
‫من کاماکورا رو ترک می‌کنم...

248
00:16:09,968 --> 00:16:12,554
‫حالا دست توئه.

249
00:16:24,274 --> 00:16:25,316
‫کیه؟

250
00:16:26,484 --> 00:16:29,988
‫این اواخر، حس ششمی برادرم خیلی تیز شده...

251
00:16:30,613 --> 00:16:32,448
‫حتی برای اونم خیلی تیزه.

252
00:16:34,033 --> 00:16:36,703
‫باعث میشه شک کنم که هنوز آدمه.

253
00:16:37,412 --> 00:16:39,539
‫فقط نقاشی بودا رو نگه دار و بقیه رو بسوزون.

254
00:16:39,622 --> 00:16:40,665
‫بله.

255
00:16:41,749 --> 00:16:45,336
‫نمی‌تونم این نقاشی رو به دنبال‌کننده‌های برادرم نشون بدم.

256
00:16:46,462 --> 00:16:49,632
‫خودش خبر داره؟

257
00:16:50,592 --> 00:16:52,051
‫که اون فقط...

258
00:16:53,219 --> 00:16:56,306
‫بودا رو به چشم شکار می‌بینه؟

259
00:16:58,433 --> 00:17:00,977
‫تاکاوجی آشیکاگا کاماکورا رو تصرف کرد.

260
00:17:01,060 --> 00:17:04,898
‫و تادایوشی داشت ازش محافظت می‌کرد.

261
00:17:04,981 --> 00:17:07,108
‫کمتر از یک سال و نیم مونده بود به درگیری

262
00:17:07,192 --> 00:17:09,694
‫بین برادرهایی که به قدرت رسیده بودن

263
00:17:09,777 --> 00:17:11,863
‫و توکیوکی هوجو

264
00:17:14,157 --> 00:17:17,243
‫می‌دونستم شیزوکو متوجه بی‌نظمی من می‌شه!

265
00:17:17,327 --> 00:17:19,954
‫اون کیه؟

266
00:17:20,038 --> 00:17:22,415
‫و اون صحنه عجیب...

267
00:17:23,958 --> 00:17:26,169
‫کاری که شیزوکو می‌کنه به خودش مربوطه.

268
00:17:27,712 --> 00:17:31,466
‫یه روز خودش بهت میگه.

269
00:17:33,760 --> 00:17:34,802
‫اوه!

270
00:17:34,886 --> 00:17:37,764
‫قدرت الهی داره برمی‌گرده به من!

271
00:17:39,557 --> 00:17:41,017
‫فکر کنم...

272
00:17:41,100 --> 00:17:42,477
‫فکر می‌کنی؟!

273
00:17:44,354 --> 00:17:49,067
‫هیولاهای الهی که دیدی
‫شکلی از قدرت الهی هستن.

274
00:17:49,817 --> 00:17:54,656
‫قدرت الهی یعنی قدرتی که فراتر از دید انسان‌ها وجود داره.

275
00:17:54,739 --> 00:17:57,742
‫فراتر از دید آدم‌ها؟

276
00:17:59,369 --> 00:18:02,246
‫این همون چیزیه که تو هم داری، ارباب توکیوکی.

277
00:18:02,830 --> 00:18:05,541
‫اگه چشم‌های بیشتری تو دنیا بود،

278
00:18:05,625 --> 00:18:07,794
‫و نظارت اجتماعی بیشتر،

279
00:18:08,419 --> 00:18:12,840
‫هیچ‌کس به اندازه تو تأثیرگذار و خواستنی نخواهد بود.

280
00:18:12,924 --> 00:18:16,260
‫این همون چیزی بود که برای راهزن‌های اون روز اتفاق افتاد.

281
00:18:16,344 --> 00:18:21,057
‫این "قدرت" فقط به خاطر جایی که از دسترس چشم‌های انسان خارجه وجود داره.

282
00:18:21,599 --> 00:18:23,017
‫اما، الان...

283
00:18:23,101 --> 00:18:26,437
‫این "قدرت" داره تموم میشه.

284
00:18:27,438 --> 00:18:30,650
‫وقتی حق مالکیت زمین از طریق قدردانی و وفاداری تضمین شد،

285
00:18:31,025 --> 00:18:33,277
‫مردم بیشتر به زمین وابسته شدند،

286
00:18:33,820 --> 00:18:35,947
‫و منطقه‌ای که مردم در آن زندگی می‌کردند، گسترش پیدا کرد.

287
00:18:37,323 --> 00:18:38,991
‫هم‌زمان با گسترش دنیای انسان‌ها،

288
00:18:39,075 --> 00:18:42,120
‫جاهای ناپیدا و قدرت کم میشن.

289
00:18:44,831 --> 00:18:46,874
‫حتی چیزای شگفت‌انگیز مثل این...

290
00:18:47,375 --> 00:18:49,293
‫دیگه نخواهد بود.

291
00:18:57,343 --> 00:19:00,096
‫دریاچه یخ زده سووا نصف شده!

292
00:19:00,638 --> 00:19:03,141
‫این تخصص دریاچه سووا هست، اومی واتاری.

293
00:19:03,850 --> 00:19:07,728
‫حالا همه باور دارن که سووا میوجین با قدرت الهیش این کار رو می‌کنه.

294
00:19:09,021 --> 00:19:10,022
‫هنوز...

295
00:19:11,441 --> 00:19:13,776
‫هر چی آدمای بیشتری اینو ببینن،

296
00:19:13,860 --> 00:19:17,655
‫یه روزی به عنوان یه پدیده طبیعی توضیح داده میشه.

297
00:19:18,906 --> 00:19:22,869
‫به عبارت دیگه،
‫هر چی مردم قدرت بیشتری داشته باشن،

298
00:19:22,952 --> 00:19:24,829
‫هرچی قدرت بیشتر ناپدید میشه.

299
00:19:26,747 --> 00:19:29,041
‫اگه مردم فقط واقعیت رو ببینن،

300
00:19:29,542 --> 00:19:32,753
‫اون‌وقت قدرت الهی
‫همه ناپدید می‌شن.

301
00:19:33,754 --> 00:19:36,257
‫این رسم زمانه‌ست.

302
00:19:47,101 --> 00:19:47,977
‫و...

303
00:19:48,478 --> 00:19:53,065
‫آیا یه روزی تو هم ناپدید می‌شی، آقای یوریشیگه؟

304
00:19:55,568 --> 00:19:59,572
‫این آخرین دوره‌ایه که نیروهای نامرئی می‌تونن نقش فعالی داشته باشن!

305
00:20:01,199 --> 00:20:03,618
‫و توانایی‌هات...

306
00:20:03,701 --> 00:20:06,120
‫برای این دوره هم عالی هستن!

307
00:20:06,871 --> 00:20:09,498
‫تو ارباب نیستی، فقط یه آدم معمولی هستی.

308
00:20:10,166 --> 00:20:12,501
‫لحظات الانت رو کامل زندگی کن.

309
00:20:19,675 --> 00:20:23,179
‫زمینی که الان روش بازی می‌کنیم
‫آخرش به آب تبدیل می‌شه.

310
00:20:23,721 --> 00:20:27,683
‫ما توی این زمان‌های در حال تغییر بدون هیچ پشیمونی بازی می‌کنیم!

311
00:20:28,517 --> 00:20:29,560
‫بله!

312
00:20:31,938 --> 00:20:32,897
‫اوه...

313
00:20:32,980 --> 00:20:33,814
‫درسته...

314
00:20:33,898 --> 00:20:38,027
‫باید بعد از "بازی کردن" خودت ریخت و پاشتو جمع کنی.

315
00:20:39,111 --> 00:20:40,112
‫هوم؟

316
00:20:42,448 --> 00:20:46,327
‫بیا بریم و تا صبح که خورشید طلوع کنه، حرکت کاماکورا کنیم.

317
00:20:47,161 --> 00:20:50,414
‫زمان‌ها بارها و بارها تغییر می‌کنند
اما همشون دوست‌داشتنی و عالی هستن

318
00:20:50,748 --> 00:20:51,415
‫به سبک کاماکورا!

319
00:20:51,499 --> 00:20:54,377
‫جومون، یایویی، کوفون، آسکا، نارا، هی‌آن

320
00:20:54,460 --> 00:20:55,336
‫این کماکورا هست

321
00:20:55,419 --> 00:20:56,921
‫از نانبوکوچو تا ریوا

322
00:20:57,004 --> 00:20:58,923
‫‌سبک کاماکورا

323
00:20:59,006 --> 00:21:00,007
‫بیا یه ایهاکو درست کنیم (1185)

324
00:21:00,091 --> 00:21:01,008
‫بیا یه ایکونی (۱۱۹۲) درست کنیم

325
00:21:01,092 --> 00:21:02,718
‫تو همه نظریه‌ها رو می‌دونی؟ چه نابغه‌ای!

326
00:21:02,802 --> 00:21:04,762
‫کاماکورا پر از احساسات بود

327
00:21:04,971 --> 00:21:06,472
‫ادامه بده، مثل یه اسب وحشی،
تا برسی به نانباکوچو

328
00:21:06,555 --> 00:21:08,683
‫تمام تلاشمونو می‌کنیم، کاماکورا، نشون بده

329
00:21:08,766 --> 00:21:10,309
‫توی مزرعه دارن مسابقه تیراندازی به سگ برگزار می‌کنن

330
00:21:10,393 --> 00:21:11,185
‫ردا، لباس، می‌پوشیمشون توی یه قرار

331
00:21:11,185 --> 00:21:11,769
‫سبک کاماکورا!

332
00:21:11,852 --> 00:21:15,982
‫شعرها و مقاله‌های ژاپنی، من از همه‌شون لذت می‌برم

333
00:21:16,065 --> 00:21:19,652
‫در ستایش زیارتگاه‌ها و معابد بودایی

334
00:21:20,152 --> 00:21:22,989
‫زمان‌ها بارها و بارها تغییر می‌کنن
ولی همه‌شون دوست‌داشتنی و عالی‌ان

335
00:21:23,823 --> 00:21:25,700
‫برو راهتو، وقتی که حوصله‌ات سر رفته و بی‌حالی

336
00:21:25,783 --> 00:21:27,576
‫اون سازهای ژاپنی رو بزن و پرواز کن

337
00:21:27,660 --> 00:21:30,371
‫این فرهنگ رو به آینده دور وصل کن

338
00:21:31,247 --> 00:21:34,250
‫وقتی اون زمزمه رو می‌شنوی

339
00:21:35,167 --> 00:21:38,713
‫قدم، ضربه، حرکت با ریتم

340
00:21:38,796 --> 00:21:41,674
‫بجنب و بزرگ شو

341
00:21:41,757 --> 00:21:42,717
‫به سبک کاماکورا!

342
00:21:48,305 --> 00:21:49,849
‫به سبک کاماکورا!

343
00:21:55,187 --> 00:21:56,147
‫(قسمت ۱۱ (۱۳۳۴) - سامورایی‌هایی که مشتاق مرگ‌اند
‫و یک سامورایی گریزان) بیا جلو!

