﻿1
00:00:06,047 --> 00:00:09,008
‫مثل یه تاریخ معطر

2
00:00:09,217 --> 00:00:11,845
‫مثل یه کتاب درام

3
00:00:11,970 --> 00:00:16,933
‫این خوب نیست،
من دیگه نمی‌تونم این روزا بچرخم

4
00:00:19,477 --> 00:00:23,523
‫آیا انجامش می‌دی یا کارت تمومه؟
فقط سرنوشت می‌تونه بگه

5
00:00:25,066 --> 00:00:28,153
‫من باهاش مخالفت می‌کنم، دربارش می‌خونم و فرار می‌کنم.

6
00:00:29,529 --> 00:00:38,747
‫من به خسارتی که وارد شده اهمیت نمی‌دم

7
00:00:39,539 --> 00:00:40,832
‫فقط دارم خوش می‌گذرونم

8
00:00:41,124 --> 00:00:43,710
‫تحقق، ایده‌آل‌ها، واقعیت

9
00:00:43,793 --> 00:00:49,549
‫میرم دستشون رو می‌گیرم
سریع و با قدرت

10
00:00:51,217 --> 00:00:56,181
‫بگو نقشه A، هیچ شکی نداری، همه جا آفتابیه

11
00:00:56,473 --> 00:01:02,020
‫تو هوامو داشتی، پس اینم باند پروازمون

12
00:01:02,729 --> 00:01:07,901
‫بگو نقشه الف، هیچ شکی نداری، زنده‌ای

13
00:01:07,984 --> 00:01:13,656
‫اونا می‌خندن، ناراحت‌کننده‌ست، ولی تو حالت خوب می‌شه.

14
00:01:14,115 --> 00:01:15,116
‫‌طرح الف

15
00:01:15,450 --> 00:01:16,576
‫‌طرح الف

16
00:01:16,993 --> 00:01:19,370
‫فرار کردن یعنی پیروزی

17
00:01:19,787 --> 00:01:20,872
‫‌طرح الف

18
00:01:21,247 --> 00:01:22,415
‫‌طرح الف

19
00:01:22,790 --> 00:01:24,709
‫فرار کن به سوی پیروزی

20
00:01:26,085 --> 00:01:30,006
‫(سامورایی گریزان)

21
00:01:33,468 --> 00:01:35,136
‫ذات یک شمشیر واقعی...

22
00:01:35,762 --> 00:01:37,764
‫این درباره جلو رفتن و ضربه زدن به حریفت نیست.

23
00:01:38,640 --> 00:01:41,309
‫نکته اینه که، مثل یه چاقو یا اره است.

24
00:01:43,853 --> 00:01:45,647
‫وقتی می‌کشی و می‌بری،

25
00:01:46,231 --> 00:01:48,566
‫این همون لحظه‌ست
‫بهترین زمان برای وارد کردن بیشترین ضربه.

26
00:01:49,609 --> 00:01:51,110
‫پس همزمان که ضربه می‌زنی عقب‌نشینی می‌کنی.

27
00:01:51,778 --> 00:01:55,031
‫فکر نمی‌کنی با اون توانایی‌های فوق‌العاده‌ت تو فرار، این بیشتر بهت میاد؟

28
00:01:55,740 --> 00:01:59,369
‫اما این برای کشتن دشمن کافی نیست.

29
00:01:59,619 --> 00:02:01,704
‫باید از پوست و گوشت رد بشیم.

30
00:02:02,413 --> 00:02:03,498
‫اشکالی نداره.

31
00:02:04,123 --> 00:02:06,960
‫این واقعاً جوهره‌ی یک شمشیر گریزان هست.

32
00:02:12,423 --> 00:02:14,717
‫دست چپت رو بالا بگیری، میشه نشونه.

33
00:02:15,426 --> 00:02:21,182
‫منتظر لحظه‌ای باش که تیغ دشمن از بین دستت و شمشیر رد بشه.

34
00:02:23,726 --> 00:02:24,560
‫داره میاد

35
00:02:25,103 --> 00:02:26,854
‫بدنت رو به سمت چپ بچرخون...

36
00:02:27,480 --> 00:02:29,983
‫وقتی داری شمشیرت رو به خاطر سنگینی‌اش پایین میاری...

37
00:02:30,441 --> 00:02:31,693
‫من به سمت چپ می‌پیچم...

38
00:02:31,943 --> 00:02:32,944
‫و فرار کن

39
00:02:41,786 --> 00:02:43,329
‫زدی به بازوم.

40
00:02:44,038 --> 00:02:46,749
‫این قسمت سخت هدف دشمن قرار می‌گیره.

41
00:02:46,833 --> 00:02:49,502
‫و اینجا هیچ زره‌ای نمی‌پوشم
‫چون حرکت رو مختل می‌کنه.

42
00:02:50,503 --> 00:02:53,965
‫به نظر می‌رسه خیلی خوب نقطه ضعف‌های یه جنگجوی زره‌پوش رو می‌دونی.

43
00:02:54,340 --> 00:02:57,135
‫اما این یه ضعف بزرگ نیست.

44
00:02:57,969 --> 00:03:02,473
‫با مچ دست خونریزی کرده، یه مدت طول می‌کشه تا بیهوش بشم.

45
00:03:02,932 --> 00:03:06,352
‫نکنه می‌خوای زنده بمونی...

46
00:03:06,811 --> 00:03:08,604
‫تا اون موقع؟

47
00:03:10,356 --> 00:03:13,901
‫توی این اتاق کوچیک...

48
00:03:15,945 --> 00:03:17,113
‫پیدات می‌کنم...

49
00:03:17,905 --> 00:03:20,283
‫آروم آروم تیکه تیکه‌ت می‌کنم،

50
00:03:20,366 --> 00:03:24,412
‫بعدش آروم آروم جلو خونریزیم رو بگیر!

51
00:03:34,046 --> 00:03:36,758
‫چرا اینجوری نگاه می‌کنه؟

52
00:03:42,263 --> 00:03:44,182
‫این کسی که شمشیر بلند استفاده می‌کنه...

53
00:03:44,599 --> 00:03:46,684
‫نمی‌ذاره مستقیم باهاش روبرو بشیم!

54
00:03:48,019 --> 00:03:50,688
‫خیلی بی تجربه‌ای!

55
00:03:53,733 --> 00:03:55,234
‫خیلی بد شد برات، نه؟

56
00:03:55,818 --> 00:03:58,905
‫ده سال بعد، شما شمشیرزن‌های کاملی می‌شدید.

57
00:03:59,655 --> 00:04:02,366
‫اون وقت خیلی لذت‌ها رو تجربه می‌کردی.

58
00:04:02,366 --> 00:04:04,118
‫لذت دزدی کردن...

59
00:04:04,452 --> 00:04:06,245
‫لذت خراب کردن...

60
00:04:07,121 --> 00:04:09,040
‫من بچه بودم و اون مردی که منو زیر پر و بالش گرفت

61
00:04:09,123 --> 00:04:11,334
‫و بهم یاد داد چطور انجامش بدم
‫حالا رئیس شده.

62
00:04:12,001 --> 00:04:15,630
‫فکر میکنم رئیس مقدستون، یوریشیگه سووا...

63
00:04:15,713 --> 00:04:17,715
‫نمی‌تونستم این کار رو بکنم.

64
00:04:17,799 --> 00:04:19,509
‫این ارباب یوریشیگه نیست، می‌دونی.

65
00:04:19,592 --> 00:04:20,676
‫ها؟

66
00:04:21,677 --> 00:04:23,679
‫ارباب فعلی ما، آره.

67
00:04:25,139 --> 00:04:28,518
‫اینطوره؟
‫به هر حال، فرقی نمی‌کنه.

68
00:04:28,726 --> 00:04:30,561
‫اون یه ارباب بی‌قدرتیه.

69
00:04:30,645 --> 00:04:33,356
‫پس اون به شما بچه‌ها یاد نداد که از لذت‌های زندگی لذت ببرید،

70
00:04:33,439 --> 00:04:37,360
‫و بذارم تو بیهوده برای این دهکده کوچیک بمیری.

71
00:04:39,820 --> 00:04:41,989
‫کم آوردی.
درست گفتم؟

72
00:04:43,032 --> 00:04:43,991
‫آره.

73
00:04:44,075 --> 00:04:49,205
‫آره، اربابمون یه آدم ساده‌لوح و دست‌نیافتنیه.

74
00:04:51,374 --> 00:04:52,250
‫با این حال...

75
00:04:52,667 --> 00:04:55,920
‫کسی که به ما دستور داد از ضعیف‌ها محافظت کنیم...

76
00:04:56,003 --> 00:05:02,593
‫یک جنگجوی بزرگتر از تو هست که به قیمت ضعیف‌ها چاق شده‌ای.

77
00:05:03,678 --> 00:05:05,429
‫هنوز اینجایی؟

78
00:05:05,513 --> 00:05:09,058
‫تو آشغال با یه مشت اسباب‌بازی جلوی من وایسادی!

79
00:05:09,600 --> 00:05:11,060
‫خیلی ساده‌ای، بچه!

80
00:05:11,435 --> 00:05:13,562
‫فکر نکن یه بچه بتونه نفوذ کنه...

81
00:05:13,646 --> 00:05:15,189
‫شمشیر بلند بزرگترها!

82
00:05:23,698 --> 00:05:26,826
‫ما نمی‌تونیم ده سال زودتر اقدام کنیم.

83
00:05:27,285 --> 00:05:30,913
‫فقط یک سال و نیم مونده تا زمانی که استاد یوریشیگه پیش‌بینی کرده بود.

84
00:05:31,289 --> 00:05:34,959
‫اگه ما نتونیم یه آدم بزرگ رو تو ده سالگی شکست بدیم،

85
00:05:35,084 --> 00:05:37,295
‫ما به نبرد بزرگ ارباب جوان نمی‌رسیم!

86
00:05:45,594 --> 00:05:49,682
‫عمراً... این بچه‌های بی‌نام و نشون نمی‌تونن منو شکست بدن...

87
00:05:50,433 --> 00:05:52,852
‫برو به جهنم و با شیاطین روبرو شو.

88
00:05:53,311 --> 00:05:55,771
‫ارباب ما توکیوکی هوجوئه!

89
00:05:55,855 --> 00:05:57,064
‫چی؟!

90
00:05:57,148 --> 00:05:58,733
‫اون بر کاماکورا حکومت می‌کنه...

91
00:06:00,151 --> 00:06:02,653
‫به عنوان وارث قانونی تاج و تخت!

92
00:06:06,782 --> 00:06:07,825
‫عمراً

93
00:06:08,701 --> 00:06:09,869
‫این نمی‌تونه حقیقت داشته باشه...

94
00:06:24,759 --> 00:06:27,053
‫نمی‌تونم بزنمش

95
00:06:37,229 --> 00:06:38,064
‫این خیلی بده

96
00:06:38,564 --> 00:06:40,733
‫باید جلوی خونریزی رو بگیرم...

97
00:07:08,886 --> 00:07:12,556
‫نه فقط شمشیرم رو جاخالی داد، بلکه از پاشیدن خونم هم در امان موند!

98
00:07:13,140 --> 00:07:15,309
‫اون یه هیولاست؟

99
00:07:24,193 --> 00:07:25,402
‫شمشیرش داره تغییر می‌کنه

100
00:07:31,909 --> 00:07:35,663
‫خیلی نادره که یه شمشیرزن بتونه لبه‌ی شمشیر رو به این پیچیدگی کنترل کنه.

101
00:07:36,330 --> 00:07:38,624
‫حتماً یه استادی بوده که این هنر رو بهت یاد داده.

102
00:07:39,375 --> 00:07:40,584
‫استادت کیه؟

103
00:07:41,085 --> 00:07:43,254
‫فکر نمی‌کنم لازم باشه بهت بگم.

104
00:07:43,796 --> 00:07:47,132
‫یک آدم عاقل همه چیز رو مخفی نگه می‌داره.

105
00:07:47,675 --> 00:07:50,928
‫اگه تواناییمو تو سازمان نشون بدم...

106
00:07:51,011 --> 00:07:55,391
‫منم مثل بقیه کوچولوها و مدیرها تموم می‌شم، بستگی به توانایی‌هام داره.

107
00:07:56,225 --> 00:07:59,186
‫من نقش یه دلقک رو بازی می‌کنم،
‫و کنار رئیس وایمیستم،

108
00:07:59,270 --> 00:08:02,231
‫و من فقط شیرین‌ترین آبمیوه‌ها رو می‌خورم.

109
00:08:03,023 --> 00:08:05,818
‫من فقط یه لحظه از ناخن‌های تیزم استفاده می‌کنم.

110
00:08:05,901 --> 00:08:09,196
‫(بودا)
وقتی هر کسی که متوجه چنگال‌هام بشه رو می‌کشم...

111
00:08:09,280 --> 00:08:10,322
‫(بودا)

112
00:08:10,406 --> 00:08:13,951
‫یا وقتی رئیس رو بکشم
‫و جاشو بگیرم.

113
00:08:14,743 --> 00:08:17,413
‫راز نگه داشتن هنر بقا تو زمان‌های سخت و پر تلاطمه!

114
00:08:18,330 --> 00:08:19,081
‫الان!

115
00:08:19,164 --> 00:08:22,001
‫خفه شو و بمیر!

116
00:08:26,005 --> 00:08:27,423
‫پنهان‌کاری هان

117
00:08:29,091 --> 00:08:32,344
‫برو به جهنم!

118
00:08:32,970 --> 00:08:35,264
‫شمشیر معمولی که مستقیم میاد،

119
00:08:35,764 --> 00:08:38,183
‫و اون شمشیر عجیب که با مچ دست خم میشه.

120
00:08:38,684 --> 00:08:42,354
‫اون هر دو حالت رو تا لحظه آخر پنهون می‌کنه و من نمی‌تونم تفاوتشون رو تشخیص بدم.

121
00:08:43,314 --> 00:08:47,860
‫اما در مورد اون، آرنجش موقع تاب دادن کمی ارتفاعش فرق داره.

122
00:08:48,527 --> 00:08:49,570
‫به عبارت دیگه

123
00:08:50,070 --> 00:08:51,697
‫نمیتونه کامل مخفیش کنه

124
00:08:52,990 --> 00:08:54,033
‫چی؟!

125
00:08:57,328 --> 00:09:00,372
‫تو چیزی بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کردم پنهان نکرده بودی.

126
00:09:01,623 --> 00:09:02,916
‫چه ناامیدی‌ای.

127
00:09:12,468 --> 00:09:15,387
‫اون دو تا شمشیر داره
‫و حتی می‌تونه هنرهای رزمی هم انجام بده...

128
00:09:15,763 --> 00:09:20,059
‫چه حقه‌ای تو آستینش داره؟!

129
00:09:22,478 --> 00:09:24,688
‫‌ارزش استراتژیک این روستا

130
00:09:25,272 --> 00:09:27,775
‫ارزش استراتژیک بچه‌های دهکده

131
00:09:28,650 --> 00:09:31,403
‫وقتی اون جواهرات مخفی رو پیدا کردم...

132
00:09:32,488 --> 00:09:36,784
‫بدن سردم یه کم گرم‌تر میشه.

133
00:09:39,244 --> 00:09:41,288
‫نمی‌دونم چرا، ولی بهش جذب شدم...

134
00:09:41,955 --> 00:09:46,126
‫چون داره یه چیز خیلی بزرگ رو پنهان می‌کنه.

135
00:09:56,303 --> 00:09:58,972
‫اوه، فکر کنم دیگه از دستت خسته شدم.

136
00:10:06,188 --> 00:10:07,397
‫باشه.

137
00:10:07,689 --> 00:10:09,274
‫فکر کنم دیگه تقریباً کارت تموم شده.

138
00:10:10,317 --> 00:10:11,527
‫آقای چوجومارو.

139
00:10:38,554 --> 00:10:40,013
‫این دیگه امیدی نداره...

140
00:10:40,514 --> 00:10:41,849
‫دارم می‌میرم

141
00:10:42,307 --> 00:10:45,811
‫دارم خونریزی می‌کنم
‫قبل از اینکه بتونم این بچه رو بکشم.

142
00:10:46,478 --> 00:10:48,981
‫لعنتی دارم محو می‌شم

143
00:10:49,314 --> 00:10:53,610
‫پس اینجا آخر خطه

144
00:10:54,570 --> 00:10:55,612
‫بابا!

145
00:10:55,946 --> 00:10:59,825
‫منظورت چیه که هیچ زمینی برای من به ارث نذاشتی؟!

146
00:11:01,535 --> 00:11:02,870
‫ببخشید بابت این.

147
00:11:03,579 --> 00:11:07,791
‫در نتیجه تقسیم زمین بین همه خواهر و برادرهای همه نسل‌ها...

148
00:11:08,458 --> 00:11:11,670
‫فقط همین یه تیکه زمین کوچیک برامون مونده.

149
00:11:12,296 --> 00:11:14,006
‫از این به بعد، مثل بقیه دنیا،

150
00:11:14,089 --> 00:11:16,550
‫پسر بزرگ همه زمین‌ها رو به ارث می‌بره.

151
00:11:17,175 --> 00:11:21,430
‫تو اینجا می‌مونی و به برادرت کمک می‌کنی.

152
00:11:22,389 --> 00:11:25,726
‫می‌خوای من نوکرش باشم؟

153
00:11:37,571 --> 00:11:43,201
‫من هنرهای رزمی و نظامی رو یاد گرفتم تا از قلمرو خودم محافظت کنم!

154
00:11:43,952 --> 00:11:48,165
‫یه جنگجو بدون قلمرو، جنگجو نیست...

155
00:11:57,591 --> 00:11:59,509
‫اگه می‌خواستم یه جایی باشم...

156
00:12:00,469 --> 00:12:02,220
‫مجبور شدم بدزدمش

157
00:12:08,352 --> 00:12:10,979
‫از اونجا به بعد، تاریکی بود.

158
00:12:11,855 --> 00:12:15,192
‫یه جایی تو مسیر، دزدی برام لذت‌بخش شد.

159
00:12:15,901 --> 00:12:19,196
‫من بچه‌ها رو فروختم و اون‌ها رو به همون تاریکی بی‌آینده کشوندم.

160
00:12:19,279 --> 00:12:21,490
‫که خودمو توش مینداختم تا حالم بهتر بشه.

161
00:12:22,115 --> 00:12:24,993
‫برای کسی که تحت تعقیبه، جایی برای استراحت نیست.

162
00:12:25,243 --> 00:12:28,872
‫من دعوت شدم که تو یه جنگ بزرگ بجنگم
‫و سعی کردم دوباره برگردم،

163
00:12:28,955 --> 00:12:32,542
‫اما من جنگ رو باختم و نتونستم برای خودم اسم و رسمی درست کنم.

164
00:12:38,298 --> 00:12:41,760
‫می‌بینم همیشه تو تاریکی هستی.

165
00:12:42,636 --> 00:12:45,680
‫برو یه جای دور، خیلی دور، جایی که هیچ‌کس دنبالت نیاد.

166
00:12:46,390 --> 00:12:50,102
‫یه جایی باید باشه که نور باشه.

167
00:12:52,396 --> 00:12:55,399
‫دروغ نگو لرد کوسونُکی

168
00:12:56,274 --> 00:12:59,528
‫هیچ جا نوری نیست، هست؟

169
00:13:04,407 --> 00:13:05,367
‫چی؟

170
00:13:05,784 --> 00:13:08,870
‫چی داره جلو روم می‌درخشه؟

171
00:13:21,716 --> 00:13:23,718
‫من هیچ راهی برای بردن ندارم.

172
00:13:24,261 --> 00:13:27,889
‫در برابر کسی که می‌تونه تو این جهنم اینقدر معصومانه لبخند بزنه...

173
00:13:28,306 --> 00:13:29,599
‫اون آدم نیست

174
00:13:32,227 --> 00:13:36,148
‫پس تو هم داری به من لبخند می‌زنی...

175
00:13:46,116 --> 00:13:49,077
‫با اینکه با تیغ رحمت شروع میشه،

176
00:13:49,953 --> 00:13:52,122
‫تا وقتی تموم بشه

177
00:13:52,205 --> 00:13:53,957
‫این یه جهنم روی زمینه.

178
00:13:55,917 --> 00:13:58,670
‫کی می‌تونه شیاطین دنیای پرآشوب رو بکشه؟

179
00:13:59,421 --> 00:14:01,631
‫شیطانه یا بودا؟

180
00:14:03,717 --> 00:14:04,676
‫حق با توئه.

181
00:14:04,759 --> 00:14:08,597
‫اصلاً فکر نمی‌کردم بتونی فقط با بریدن مچ دستش و فرار کردن شکستش بدی.

182
00:14:08,680 --> 00:14:10,265
‫حرف از یه ترسوی تمام عیار بزن!

183
00:14:10,348 --> 00:14:11,808
‫این‌جوری نگو!

184
00:14:12,309 --> 00:14:16,354
‫اگه بریم و مرگ ژنرال رو اعلام کنیم، بقیه دشمن‌ها فرار می‌کنن.

185
00:14:16,438 --> 00:14:18,148
‫فقط یکی دیگه...

186
00:14:23,320 --> 00:14:26,323
‫واقعاً؟! سادامونه اینجاست!

187
00:14:28,033 --> 00:14:30,911
‫بازم تویی، بچه پررو؟!

188
00:14:33,496 --> 00:14:36,041
‫ما باید اینو بگیم!

189
00:14:36,124 --> 00:14:38,710
‫تو همونی هستی که وارد قلمرو یکی دیگه شدی!

190
00:14:38,793 --> 00:14:41,838
‫می‌خوام چشمهاتو بدم به مار
‫ببینم یکجا قورتشون می‌ده یا نه.

191
00:14:41,922 --> 00:14:43,298
‫چته مگه؟!

192
00:14:43,840 --> 00:14:45,884
‫هیچ وقت یاد نمی‌گیری، مگه نه، پیرمرد چشم‌گنده؟

193
00:14:45,967 --> 00:14:47,636
‫منو مثل یه هیولا صدا نکن!

194
00:14:47,719 --> 00:14:49,721
‫ولی تو با اون چشما یه هیولایی!

195
00:14:49,804 --> 00:14:50,972
‫چی گفتی؟!

196
00:14:51,056 --> 00:14:53,850
‫نیروهای دشمن همین الان از ورودی اصلی دارن میان...

197
00:14:53,933 --> 00:14:55,935
‫این همون سادامونه اوگاساواراست که می‌شناسی.

198
00:14:56,019 --> 00:14:58,313
‫اون تو جنگیدن مهارت خاصی داره.

199
00:14:58,688 --> 00:15:02,651
‫بقیه‌ی متحدین ما حسابی درگیر مقابله با ارتش دشمن هستن.

200
00:15:03,026 --> 00:15:05,070
‫توی این وضعیت، هیچ راهی برای بردن نیست.

201
00:15:05,654 --> 00:15:07,656
‫جنوب روستا هیچ دشمنی نیست.

202
00:15:07,739 --> 00:15:10,492
‫باید متحدینمون رو جمع کنیم و از اونجا فرار کنیم...

203
00:15:12,410 --> 00:15:13,411
‫چی؟!

204
00:15:14,329 --> 00:15:15,955
‫از جنوب هم دشمن داریم؟!

205
00:15:16,831 --> 00:15:17,707
‫نه.

206
00:15:19,709 --> 00:15:20,418
‫می‌بینمت!

207
00:15:24,089 --> 00:15:25,465
‫اون نور!

208
00:15:29,511 --> 00:15:31,262
‫نیروهای کمکی از معبد بزرگ سووا!

209
00:15:31,721 --> 00:15:33,223
‫به زور به موقع رسیدن!

210
00:15:33,973 --> 00:15:34,974
‫این خیلی بده!

211
00:15:35,350 --> 00:15:39,396
‫عقب‌نشینی! فقط سربازای شاوکان که نزدیک می‌جنگن رو جمع کن!

212
00:15:39,479 --> 00:15:41,523
‫اما، لرد سادامونه...

213
00:15:41,606 --> 00:15:45,443
‫ما برای جنگیدن با ارتش اصلی سووا آماده نیستیم!

214
00:15:51,449 --> 00:15:56,246
‫نبرد در فضای باز بود، اما چرا داخل در خون هست؟

215
00:15:56,579 --> 00:15:57,705
‫استاد یوریشیگه!

216
00:15:57,789 --> 00:16:00,041
‫ارتش دشمن که به نظر می‌رسه متعلق به سادامونه، داره عقب‌نشینی می‌کنه!

217
00:16:00,125 --> 00:16:02,335
‫ببرشون مرز.

218
00:16:02,419 --> 00:16:04,045
‫(پسر یوریشیگه، توکیتسوگو سووا)
توکیتسوگو، دزدها رو جمع کن

219
00:16:04,129 --> 00:16:05,463
‫(پسر یوریشیگه، توکیتسوگو سووا)
‫دور دهکده.

220
00:16:05,547 --> 00:16:06,506
‫بله.

221
00:16:08,299 --> 00:16:09,759
‫اونا دارن می‌زنن به چاک.

222
00:16:09,843 --> 00:16:11,636
‫- سلام.
‫- جنبه!

223
00:16:11,719 --> 00:16:13,304
‫بهتره ازم تشکر کنی.

224
00:16:13,847 --> 00:16:17,100
‫اسبم رو تا جایی که می‌تونستم تند روندم
‫تا به موقع برسم.

225
00:16:25,316 --> 00:16:26,568
‫آقای یوریشیگه...

226
00:16:32,365 --> 00:16:34,325
‫خوشحالم که سالمی...

227
00:16:35,201 --> 00:16:37,579
‫آره...

228
00:16:40,915 --> 00:16:44,377
‫یک جورایی... درد داره، آقای یوریشیگه.

229
00:16:56,931 --> 00:16:58,933
‫ارباب سادامونه، شوکان...

230
00:16:59,267 --> 00:17:01,686
‫اون یه آدم قویه با یه بدشانسی مزخرف.

231
00:17:01,769 --> 00:17:04,981
‫اگه یه کم دیرتر جلوی خونریزی رو گرفته بودیم، زنده نمی‌موند.

232
00:17:05,899 --> 00:17:09,110
‫چرا نیروی کمکی فرستادی...

233
00:17:09,694 --> 00:17:14,115
‫گزارش‌ها اومده که تو وقتت رو با آدم‌کشی تلف می‌کردی.

234
00:17:14,365 --> 00:17:18,536
‫سووا اونقدر مهربون نیست که اون فرصت رو از دست بده.

235
00:17:19,204 --> 00:17:21,706
‫کی بهت گفت مردم رو بکشی؟

236
00:17:21,789 --> 00:17:25,084
‫به دست آوردن سرزمین بدون سکنه درآمد مالیاتیمون رو زیاد نمی‌کنه.

237
00:17:25,168 --> 00:17:26,878
‫احمق.

238
00:17:27,754 --> 00:17:30,131
‫لطفاً منو تنبیه کن...

239
00:17:30,214 --> 00:17:31,466
‫با این حال...

240
00:17:31,549 --> 00:17:35,678
‫چشم استراتژیکت تو این عملیات فوق‌العاده بود.

241
00:17:36,137 --> 00:17:39,933
‫بهت یه قلمرو کوچیک میدم که بتونی دندونات رو تیز کنی.

242
00:17:40,016 --> 00:17:42,936
‫برای نبرد نهایی با سووا که بالاخره میاد.

243
00:17:43,686 --> 00:17:46,648
‫من تو رو از دزدی کردن منع می‌کنم.

244
00:17:46,731 --> 00:17:49,817
‫فقط به عنوان یک جنگجو به من خدمت کن.

245
00:18:02,246 --> 00:18:03,414
‫فهمیدم.

246
00:18:04,999 --> 00:18:07,502
‫ذات راهزنیش داره از چشماش محو می‌شه.

247
00:18:07,585 --> 00:18:10,171
‫آیا وقتی خونش رو گرفتن، اون بخش سمی‌ش رو هم گرفتن؟

248
00:18:12,590 --> 00:18:14,425
‫کمی بعد

249
00:18:14,509 --> 00:18:19,972
‫آدم بدا کم کم تحت کنترل فرماندارهای قدرتمندتر ناپدید شدن.

250
00:18:21,265 --> 00:18:25,520
‫این همون صحنه‌ایه که سامورایی‌های یاغی برای آخرین بار شکوفا شدن.

251
00:18:26,521 --> 00:18:28,564
‫و این داره توی این دوره اتفاق می‌افته.

252
00:18:29,440 --> 00:18:30,441
‫آقای یوریشیگه.

253
00:18:30,983 --> 00:18:35,863
‫این روستا و من زنده موندیم،
‫همه‌ش به خاطر آقای فوبوکیه.

254
00:18:36,531 --> 00:18:39,701
‫فکر کنم زیارتگاه بزرگ سووا باید بهش پاداش بده...

255
00:18:40,993 --> 00:18:42,995
‫واقعاً؟

256
00:18:43,079 --> 00:18:45,665
‫البته، حسابی از خجالتش درمیایم!

257
00:18:46,040 --> 00:18:50,211
‫همچنین می‌خوام به عنوان دستیارم ازش استقبال کنم.

258
00:18:50,294 --> 00:18:51,587
‫چه خوب!

259
00:18:52,004 --> 00:18:54,549
‫صبر کن، آقای چوجومارو!

260
00:18:54,632 --> 00:18:58,261
‫دوست دارم دوستت باشم، ولی نوکرت نه.

261
00:18:58,761 --> 00:19:01,889
‫می‌خوام به اربابی خدمت کنم که بتونه برای تخت پادشاهی هدف‌گذاری کنه.

262
00:19:01,973 --> 00:19:04,726
‫اگه دارم به ارباب سوا خدمت می‌کنم، قضیه فرق می‌کنه...

263
00:19:07,103 --> 00:19:08,646
‫همینجا...

264
00:19:09,480 --> 00:19:11,149
‫ارباب.

265
00:19:11,691 --> 00:19:12,942
‫همین‌جا.

266
00:19:14,318 --> 00:19:19,198
‫من توکیوکی هوجو هستم، پسر تاکاتاکی هوجو، نایب‌السلطنه شوگون‌سالاری کاماکورا.

267
00:19:19,282 --> 00:19:21,701
‫من دارم برای تاج و تخت تلاش می‌کنم، که بدونی.

268
00:19:23,494 --> 00:19:25,163
‫چی؟!

269
00:19:26,664 --> 00:19:28,374
‫ببخشید که ازت پنهونش کردم.

270
00:19:28,458 --> 00:19:32,837
‫تصمیم گرفته بودم هویتم رو فقط بعد از مشورت با آقای یوریشیگه فاش کنم.

271
00:19:33,212 --> 00:19:37,133
‫می‌دونستم یه چیز بزرگی رو پنهان کرده...

272
00:19:38,718 --> 00:19:40,928
‫ولی نه اینقدر بزرگ

273
00:19:41,929 --> 00:19:45,349
‫اگه اون فقط یه آدم عادیه، پس فقط یه پسر مهربون و دست نیافتنیه.

274
00:19:45,433 --> 00:19:49,187
‫اما اگه اون پسر هوژو باشه...

275
00:19:49,812 --> 00:19:53,483
‫هر کدوم از توانایی‌هاش می‌تونه به یه سلاح ترسناک تبدیل بشه!

276
00:19:56,861 --> 00:19:58,988
‫این دیگه آتیشه

277
00:20:01,741 --> 00:20:06,954
‫من ارزون نمیام، می‌دونی؟
‫ولی اگه برات اوکیه، ارباب...

278
00:20:15,922 --> 00:20:19,217
‫من همه جذابیتی که این شاهزاده پنهان کرده رو بیرون می‌کشم،

279
00:20:19,592 --> 00:20:21,677
‫برو و به تخت برس.

280
00:20:22,762 --> 00:20:26,349
‫برای اطلاعت، ما اینجا در سووا به جای ارزن، برنج می‌خوریم.

281
00:20:26,432 --> 00:20:28,434
‫واقعاً؟! من تو بهشتم!

282
00:20:28,517 --> 00:20:32,480
‫نمی‌دونم این یارو واقعاً با استعداده یا نه...

283
00:20:36,567 --> 00:20:40,446
‫بیا بریم و حرکت کاماکورا رو انجام بدیم
تا وقتی که خورشید صبح طلوع کنه

284
00:20:41,280 --> 00:20:44,533
‫زمان‌ها بارها و بارها تغییر می‌کنن
ولی همه‌شون دوست‌داشتنی و عالی هستن

285
00:20:44,867 --> 00:20:45,534
‫به سبک کاماکورا!

286
00:20:45,618 --> 00:20:48,496
‫جومون، یایویی، کوفون، آسکا، نارا، هی‌آن

287
00:20:48,579 --> 00:20:49,455
‫این کاماکورا هست

288
00:20:49,538 --> 00:20:51,040
‫از نانبوکوچو تا ریوا

289
00:20:51,123 --> 00:20:53,000
‫‌سبک کاماکورا

290
00:20:53,125 --> 00:20:54,126
‫بیا یه ایهاکو درست کنیم (1185)

291
00:20:54,210 --> 00:20:55,127
‫بیاین یه ایکونی (۱۱۹۲) درست کنیم

292
00:20:55,211 --> 00:20:56,837
‫همه‌ی نظریه‌ها رو می‌دونی؟ چه نابغه‌ای!

293
00:20:56,921 --> 00:20:58,881
‫کاماکورا پر از احساسات بود

294
00:20:59,090 --> 00:21:00,591
‫مثل یه اسب وحشی ادامه بده، تا به نانباکوچو برسی

295
00:21:00,675 --> 00:21:02,802
‫ما داریم بهترین تلاش‌مون رو می‌کنیم، کاماکورا، نمایندگی می‌کنیم

296
00:21:02,885 --> 00:21:04,428
‫تو مسابقه تیراندازی به سگ‌ها توی زمین بازی می‌کنن

297
00:21:04,512 --> 00:21:05,304
‫لباس‌ها، پوشاک، می‌پوشیمشون برای قرارمون

298
00:21:05,304 --> 00:21:05,888
‫‌سبک کاماکورا

299
00:21:05,972 --> 00:21:10,101
‫من از شعرها و مقاله‌های ژاپنی لذت می‌برم.

300
00:21:10,184 --> 00:21:13,771
‫در ستایش زیارتگاه‌ها و معابد بودایی

301
00:21:14,271 --> 00:21:17,108
‫زمان‌ها بارها و بارها تغییر می‌کنند
ولی همشون دوست‌داشتنی و عالی هستند

302
00:21:17,942 --> 00:21:19,819
‫برو اون راهو، وقتی حوصله‌ات سر رفته و بی‌حالی

303
00:21:19,902 --> 00:21:21,696
‫اون سازهای ژاپنی رو بزن و پرواز کن

304
00:21:21,779 --> 00:21:24,490
‫این فرهنگ رو به آینده دور وصل کن

305
00:21:25,366 --> 00:21:28,369
‫وقتی اون زمزمه رو می‌شنوی

306
00:21:29,286 --> 00:21:32,832
‫قدم، ضربه، بچرخ با ریتم

307
00:21:32,915 --> 00:21:35,793
‫برو جلو و بزرگ شو

308
00:21:35,876 --> 00:21:36,836
‫به سبک کاماکورا!

309
00:21:42,425 --> 00:21:43,968
‫‌سبک کاماکورا

310
00:21:49,306 --> 00:21:50,266
‫(استراحت)

