﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:02,836
‫(سال ۱۳۳۴، شش ماه بعد از سقوط شوگون‌سالاری)

2
00:00:02,877 --> 00:00:05,630
‫(اولین سال نو توکیوکی هوجو
در زمان پنهان شدنش در سووا)

3
00:00:07,048 --> 00:00:09,384
‫حالا آروم قدم بردار...

4
00:00:09,467 --> 00:00:11,845
‫تقریباً رسیدیم، آقا جون.

5
00:00:14,848 --> 00:00:16,182
‫و رسیدیم.

6
00:00:19,227 --> 00:00:21,146
‫وای!

7
00:00:24,399 --> 00:00:28,111
‫نظرت چیه؟
کاملاً یخ زده، نه؟

8
00:00:28,194 --> 00:00:31,156
‫تو زمستون می‌تونی هرجای دریاچه سووا وایسی!

9
00:00:31,906 --> 00:00:33,241
‫عالیه...

10
00:00:34,284 --> 00:00:35,201
‫ارباب جوون!

11
00:00:37,036 --> 00:00:39,038
‫خوبی؟

12
00:00:39,122 --> 00:00:40,874
‫حالت خوبه، ارباب جوان؟

13
00:00:49,591 --> 00:00:51,551
‫این منو غافلگیر کرد!

14
00:00:57,682 --> 00:01:00,685
‫شش ماه از سقوط شوگون‌سالاری گذشته.

15
00:01:00,768 --> 00:01:04,606
‫توکیوکی اولین سال نو خودش رو در سووا جشن گرفت.

16
00:01:05,690 --> 00:01:10,278
‫یه وقفه‌ای تو آشوب کشور به وجود اومد،

17
00:01:10,361 --> 00:01:12,447
‫ولی درگیری‌ها ادامه داشت

18
00:01:13,072 --> 00:01:14,532
‫برو، برو!

19
00:01:14,616 --> 00:01:19,496
‫طبیعتاً، سووا همیشه آروم نمی‌مونه.

20
00:01:24,584 --> 00:01:26,377
‫اینجاست...

21
00:01:26,461 --> 00:01:29,172
‫دوره‌ای که نمی‌تونم آینده رو ببینم...

22
00:01:36,095 --> 00:01:39,057
‫درست مثل یه تاریخ معطر

23
00:01:39,265 --> 00:01:41,893
‫مثل یه کتاب درسی دراماتیک

24
00:01:42,018 --> 00:01:46,981
‫این خوب نیست،
این روزا اصلاً نمی‌تونم بچرخم

25
00:01:49,525 --> 00:01:53,571
‫آیا انجامش می‌دی یا کارت تمومه؟
فقط سرنوشت می‌تونه بگه

26
00:01:55,114 --> 00:01:58,201
‫من مخالفت می‌کنم، ازش می‌خونم،
و فرار می‌کنم

27
00:01:59,577 --> 00:02:08,795
‫من برام مهم نیست چه آسیبی وارد شده

28
00:02:09,587 --> 00:02:10,880
‫فقط دارم خوش می‌گذرونم

29
00:02:11,172 --> 00:02:13,758
‫کامیابی، ایده‌آل‌ها، واقعیت

30
00:02:13,841 --> 00:02:19,597
‫میرم دستشون رو می‌گیرم
سریع و با انرژی

31
00:02:21,266 --> 00:02:26,229
‫بگو نقشه الف، هیچ شکی نداری، همه جا آفتابیه

32
00:02:26,521 --> 00:02:32,068
‫تو هوامو داشتی، پس اینم باند پروازمون.

33
00:02:32,777 --> 00:02:37,949
‫بگو نقشه الف، هیچ شکی نداری، زنده‌ای

34
00:02:38,032 --> 00:02:43,705
‫اونا می‌خندن، ناراحت‌کننده‌ست، ولی تو خوب می‌شی.

35
00:02:44,163 --> 00:02:45,164
‫‌طرح الف

36
00:02:45,498 --> 00:02:46,624
‫‌طرح الف

37
00:02:47,041 --> 00:02:49,419
‫فرار کردن یعنی پیروزی

38
00:02:49,836 --> 00:02:50,920
‫‌طرح اول

39
00:02:51,295 --> 00:02:52,463
‫‌طرح الف

40
00:02:52,839 --> 00:02:54,757
‫فرار کن به سوی پیروزی

41
00:02:56,134 --> 00:03:00,013
‫(سامورایی گریزان)

42
00:03:02,765 --> 00:03:04,475
‫(اقامتگاه فرماندار شینانو)

43
00:03:04,559 --> 00:03:08,521
‫یه زمین دیگه خریدم.

44
00:03:08,604 --> 00:03:11,691
‫ما به یه آدم بزرگی مثل تو نیاز داریم...

45
00:03:12,108 --> 00:03:13,401
‫شوكان.

46
00:03:14,861 --> 00:03:19,699
‫شنیدم که مثل یه شیطان به عنوان یه شرور ازت می‌ترسیدن.

47
00:03:21,159 --> 00:03:23,661
‫یه آدم بد؟ چرند.

48
00:03:23,745 --> 00:03:25,872
‫الان خیلی آروم‌تر شدم.

49
00:03:25,955 --> 00:03:30,793
‫و راه خدمت به تو رو انتخاب کرده،
‫که داره پیشرفت می‌کنه.

50
00:03:30,877 --> 00:03:31,753
‫با این حال...

51
00:03:32,003 --> 00:03:35,757
‫دستور شما اینه که کم‌کم قلمرو سووا رو تصاحب کنی.

52
00:03:35,840 --> 00:03:38,801
‫فقط من بهترین آدم برای این کارم.

53
00:03:40,303 --> 00:03:45,141
‫چون دزدی کردن همون چیزیه که من واسش زندگی می‌کنم.

54
00:03:49,228 --> 00:03:51,022
‫مطمئنی، لرد سادامونه؟

55
00:03:53,316 --> 00:03:57,195
‫توی خانواده‌مون مرد قوی کم داریم.

56
00:04:00,114 --> 00:04:02,992
‫ما تو این دنیای آشفته برنده نمی‌شیم،

57
00:04:03,075 --> 00:04:05,745
‫اگه تو عقل سلیم یه جنگجو گیر کنیم.

58
00:04:08,831 --> 00:04:11,667
‫باز اوگاساوارا مشکوک رفتار می‌کنه؟

59
00:04:11,751 --> 00:04:12,668
‫بله.

60
00:04:12,752 --> 00:04:16,547
‫سربازای دشمن دنبال یه چیزی می‌گردن تو مرز شمالی.

61
00:04:17,381 --> 00:04:19,592
‫یکی رو بفرستید اطراف رو بگرده!

62
00:04:20,760 --> 00:04:23,721
‫بهترین دیده‌بان‌هامون رو فرستادیم.

63
00:04:24,305 --> 00:04:27,183
‫حرکت نیروهای دشمن در مرز غربی هم داره تهدید ایجاد می‌کنه...

64
00:04:28,434 --> 00:04:30,311
‫این رو از همه پنهون می‌کنم.

65
00:04:30,394 --> 00:04:34,524
‫گاهی اوقات، یه دوره‌های نادری هست که اصلاً هیچ آینده‌ای نمی‌بینم...

66
00:04:35,399 --> 00:04:36,943
‫این خیلی بده

67
00:04:37,026 --> 00:04:40,363
‫کاش تو این موقعیت مجبور نبودم با هیچ مشکلی سر و کله بزنم...

68
00:04:40,613 --> 00:04:41,656
‫ام...

69
00:04:41,739 --> 00:04:45,535
‫ما جنگجویان دست نیافتنی
بریم منطقه رو بررسی کنیم؟

70
00:04:45,743 --> 00:04:46,452
‫ها؟

71
00:04:47,036 --> 00:04:48,871
‫چییی؟!

72
00:04:50,122 --> 00:04:52,500
‫آقا جون، چقدر قابل اعتمادی!

73
00:04:52,583 --> 00:04:55,336
‫دقیقاً همون چیزی که از یه رئیس خانواده جنگجو انتظار دارم!

74
00:04:55,419 --> 00:04:56,879
‫می‌سپاریمش به تو!

75
00:04:56,963 --> 00:05:00,132
‫صبر کن، این خطرناک میشه...

76
00:05:00,216 --> 00:05:03,761
‫اگه اتفاقی بیفته،
خون خاندان هوجو از بین میره...

77
00:05:03,844 --> 00:05:05,179
‫من خوب می‌شم.

78
00:05:05,263 --> 00:05:07,932
‫و اگه فقط بچه‌ها باشن، کمتر ترسناکه.

79
00:05:08,015 --> 00:05:11,352
‫تو بهتر می‌دونی چطور می‌تونم فرار کنم.

80
00:05:11,435 --> 00:05:13,229
‫خب، اما...

81
00:05:13,813 --> 00:05:15,147
‫چه فکر باحالی!

82
00:05:15,231 --> 00:05:18,484
‫هم کوجیرو و هم آیاکو یه کم تجربه شناسایی دارن.

83
00:05:18,567 --> 00:05:22,780
‫و ارباب مودب، توکییوکی، مردم محلی رو راحت می‌کرد!

84
00:05:22,863 --> 00:05:25,616
‫بزن بریم، لرد یوریشیگه!

85
00:05:25,700 --> 00:05:26,909
‫ارباب یوریشیگه!

86
00:05:26,993 --> 00:05:28,160
‫ارباب یوریشیگه!

87
00:05:28,244 --> 00:05:30,121
‫ارباب یوریشیگه!

88
00:05:30,204 --> 00:05:34,000
‫اگه وسط راه توسط راهزن‌ها کشته بشه، نسلش از بین میره.

89
00:05:34,083 --> 00:05:37,712
‫من و آیاکو می‌تونیم از پس چند تا راهزن بربیایم.

90
00:05:37,795 --> 00:05:39,964
‫ما می‌تونیم بهش کمک کنیم با توهمات جنبا فرار کنه.

91
00:05:40,047 --> 00:05:41,090
‫زنگ زدی؟

92
00:05:41,590 --> 00:05:45,636
‫خب... اگه تو راه گم بشه، نسلش...

93
00:05:45,720 --> 00:05:49,807
‫من تو این شش ماه گذشته خیلی بازی کردم، همه جا تو این منطقه دویدم.

94
00:05:49,890 --> 00:05:52,727
‫حالا می‌تونم از هر جای سووا برگردم!

95
00:05:53,060 --> 00:05:53,853
‫نه...

96
00:05:53,936 --> 00:05:57,440
‫ممکنه از انگل‌ها بمیره
اگه حلزون‌های کنار جاده رو بخوره...

97
00:05:58,899 --> 00:06:02,528
‫یا شاید یه خاطره خجالت‌آور یادش بیاد و از شوک بخواد بمیره...

98
00:06:02,611 --> 00:06:03,738
‫خداحافظ دنیا.

99
00:06:03,821 --> 00:06:05,781
‫چه مرگته؟!

100
00:06:05,865 --> 00:06:08,367
‫عجیب رفتار می‌کنی.

101
00:06:08,451 --> 00:06:12,329
‫مگه همیشه منو به جاهای خطرناک نمی‌فرستی بدون اینکه برات مهم باشه؟

102
00:06:12,413 --> 00:06:14,248
‫این به جایی نمی‌رسه...

103
00:06:14,331 --> 00:06:17,251
‫می‌تونیم بریم دیگه، لرد موری‌تاکا؟

104
00:06:17,334 --> 00:06:18,878
‫آره.

105
00:06:18,961 --> 00:06:21,047
‫همینجوری که هست، شاید این بهترین چیز باشه.

106
00:06:21,130 --> 00:06:23,716
‫حتماً اولویت رو به امنیت ارباب جوان بده.

107
00:06:23,799 --> 00:06:24,800
‫فهمیدم!

108
00:06:24,884 --> 00:06:25,593
‫هی، صبر کن!

109
00:06:26,135 --> 00:06:28,637
‫ارباب توکییوکی در واقع تو فرار کردن خوب نیست!

110
00:06:28,721 --> 00:06:32,308
‫اون فقط یه منحرفه که از فرار کردن لذت می‌بره!

111
00:06:32,391 --> 00:06:33,601
‫چقدر بی‌ادب!

112
00:06:37,104 --> 00:06:38,064
‫باشه.

113
00:06:38,147 --> 00:06:40,441
‫برای یه مأموریت شناسایی چی باید آماده کنیم؟

114
00:06:40,524 --> 00:06:42,443
‫بهتره سبک سفر کنی.

115
00:06:42,526 --> 00:06:45,905
‫دو روز غذا و یه کم پول کافیه.

116
00:06:45,988 --> 00:06:48,532
‫ولی من تا جایی که می‌تونم پول می‌خوام.

117
00:06:48,616 --> 00:06:51,994
‫بیا سر موریتاکا کلاه بذاریم و گولش بزنیم!

118
00:06:52,078 --> 00:06:54,622
‫باز داری از این حرفا می‌زنی...

119
00:06:55,623 --> 00:06:59,043
‫خانواده ما نمی‌تونه پول یا برنج رو هدر بده...

120
00:06:59,126 --> 00:07:00,002
‫(برای لرد توکییوکی - آوردنش اجباریه)

121
00:07:01,253 --> 00:07:03,631
‫(برای لرد توکییوکی - آوردنش اجباریه)

122
00:07:06,091 --> 00:07:07,510
‫یوریشیگه

123
00:07:08,260 --> 00:07:09,762
‫داره نگاه می‌کنه

124
00:07:10,513 --> 00:07:12,097
‫با نگرانی

125
00:07:13,182 --> 00:07:14,308
‫همه چشم‌ها به اوناست

126
00:07:15,184 --> 00:07:16,435
‫بابا!

127
00:07:17,228 --> 00:07:18,437
‫خب...

128
00:07:19,063 --> 00:07:21,148
‫اگه لرد توکیوکی از گرسنگی بمیره...

129
00:07:21,232 --> 00:07:23,108
‫دیگه نسلش از بین میره...

130
00:07:24,235 --> 00:07:25,778
‫بی‌خیالش شو.

131
00:07:26,028 --> 00:07:27,363
‫بزن بریم.

132
00:07:32,076 --> 00:07:34,453
‫این باید برای گرم موندن کافی باشه.

133
00:07:34,537 --> 00:07:38,499
‫این آستین‌های پر از پنبه که شیزوکو مخصوصاً درست کرده خیلی گرم هستن!

134
00:07:38,582 --> 00:07:40,876
‫فکر کنم فقط یه لایه کافیه.

135
00:07:40,960 --> 00:07:44,380
‫فرار کردن و مشکوک نشدن وقتی که اسلحه سبک داری راحت‌تره.

136
00:07:47,007 --> 00:07:49,635
‫(برای ارباب توکییوکی - الزامی برای آوردن)

137
00:07:53,305 --> 00:07:56,475
‫یوریشیگه اومده تماشا کنه

138
00:07:57,893 --> 00:08:01,063
‫مثل یه صاحب مغازه کاری که حوصله‌اش سر رفته.

139
00:08:01,605 --> 00:08:03,566
‫اومده که از نزدیک تماشاشون کنه.

140
00:08:04,233 --> 00:08:06,860
‫امروز واقعاً عجیبی، آقای یوریشیگه!

141
00:08:06,944 --> 00:08:09,196
‫خب، اگه از سرما بمیری،

142
00:08:09,280 --> 00:08:11,615
‫یا اگه یه میلیون سرباز دشمن تو منطقه باشن...

143
00:08:11,699 --> 00:08:12,866
‫خون تو...

144
00:08:12,950 --> 00:08:16,870
‫خون و ریشه...

145
00:08:16,954 --> 00:08:18,789
‫این دیگه چیه، اعتیاد خانوادگی؟

146
00:08:19,790 --> 00:08:21,292
‫وای خدای من.

147
00:08:21,375 --> 00:08:22,876
‫چش شده؟

148
00:08:23,460 --> 00:08:26,130
‫اون بعضی وقتا اینجوری میشه.

149
00:08:26,630 --> 00:08:27,798
‫مثل این؟

150
00:08:27,881 --> 00:08:31,302
‫مضطرب یا عصبانی شدن...

151
00:08:31,385 --> 00:08:33,178
‫کی موچی منو خورده؟!

152
00:08:33,262 --> 00:08:34,805
‫کی؟!

153
00:08:34,888 --> 00:08:37,057
‫فقط با آب خوردن چاق می‌شم،

154
00:08:37,141 --> 00:08:39,059
‫یا همیشه غذای ترش خوردن.

155
00:08:39,143 --> 00:08:41,395
‫مگه اون داره بچه‌دار میشه یا چی؟

156
00:08:41,937 --> 00:08:44,773
‫به چی داره فکر می‌کنه؟

157
00:08:44,857 --> 00:08:45,899
‫کی می‌دونه؟

158
00:08:48,027 --> 00:08:48,694
‫همیشه منو اذیت می‌کنه...

159
00:08:48,777 --> 00:08:50,988
‫- لرد توکییوکی! مراقب باش!
همیشه منو اذیت می‌کنه...

160
00:08:51,071 --> 00:08:52,156
‫- لرد توکییوکی! مواظب باش!
ولی-

161
00:08:54,616 --> 00:08:58,620
‫خوبه که می‌بینم با یه نگاه نگران منو بدرقه می‌کنه.

162
00:09:18,974 --> 00:09:21,602
‫(قلمرو ناکایاما
منطقه شمالی سووا)

163
00:09:22,394 --> 00:09:25,022
‫ما درست به موقع برای شب رسیدیم.

164
00:09:25,105 --> 00:09:26,899
‫به نظر میاد آروم باشه.

165
00:09:26,982 --> 00:09:29,276
‫بیا مراحل رو مرور کنیم.

166
00:09:29,360 --> 00:09:31,737
‫با اینکه این منطقه تو قلمرو سووا هست،

167
00:09:31,820 --> 00:09:34,990
‫این خیلی مرزیه،
‫پس اطلاعات زیادی در موردش نیست.

168
00:09:35,657 --> 00:09:39,328
‫اول از همه، به عنوان پیام‌رسان‌های معبد بزرگ سووا از مردم سوال می‌کنیم،

169
00:09:39,411 --> 00:09:42,164
‫و فردا،
‫میریم یه دوری تو روستا می‌زنیم.

170
00:09:42,748 --> 00:09:47,377
‫آیا احتمال داره دشمن‌ها بیان؟
اگه آره، کی و چند نفر؟

171
00:09:48,003 --> 00:09:51,090
‫چند تا سرباز لازم داریم تا از روستا دفاع کنیم؟

172
00:09:51,173 --> 00:09:52,841
‫اطلاعات رو جمع می‌کنیم و گزارش می‌دیم...

173
00:10:09,525 --> 00:10:10,526
‫این...

174
00:10:11,110 --> 00:10:12,569
‫ما گیر افتادیم.

175
00:10:19,493 --> 00:10:21,245
‫به این روستا نگاه کن.

176
00:10:21,328 --> 00:10:23,997
‫اونجا دیگه دست دشمنه.

177
00:10:29,586 --> 00:10:30,838
‫یه کسی که دو تا شمشیر داره...

178
00:10:31,380 --> 00:10:32,881
‫در نوجوانی‌اش

179
00:10:34,091 --> 00:10:36,718
‫دشمن‌ها هر لحظه ممکنه حمله کنن...

180
00:10:53,068 --> 00:10:54,361
‫چه سریع

181
00:10:54,444 --> 00:10:56,864
‫اون تو این سن کم، شمشیرزن فوق‌العاده‌ایه.

182
00:10:57,656 --> 00:11:00,492
‫هی، دعوا از من گذشته.

183
00:11:00,993 --> 00:11:02,494
‫بیا تا می‌تونیم فرار کنیم، پسر.

184
00:11:02,578 --> 00:11:06,707
‫اون دوتا فقط می‌تونن اون کسی که دو تا شمشیر داره رو نگه دارن.

185
00:11:08,750 --> 00:11:11,503
‫نه، هر دوشون دارن قوی‌تر می‌شن.

186
00:11:11,587 --> 00:11:13,755
‫خیلی بهتر از شش ماه پیش...

187
00:11:14,548 --> 00:11:16,884
‫علاوه بر این، سرعت و قدرتشون...

188
00:11:16,967 --> 00:11:19,970
‫...خیلی فرق دارن با وقتی که با من تمرین می‌کنن!

189
00:11:21,054 --> 00:11:22,014
‫خب...

190
00:11:22,514 --> 00:11:23,515
‫اون...

191
00:11:26,018 --> 00:11:27,644
‫آفرین، آقا جون!

192
00:11:28,145 --> 00:11:31,064
‫تو از پنج بار تلاش من یه امتیاز گرفتی!

193
00:11:32,566 --> 00:11:35,652
‫اگه همین‌طور منو دست‌کم بگیری، حسابی دردسر می‌کشی.

194
00:11:37,112 --> 00:11:38,238
‫اِه...

195
00:11:39,072 --> 00:11:42,492
‫اگه همین‌جوری تمرین کنی از من جلو می‌زنی.

196
00:11:42,576 --> 00:11:45,287
‫نمی‌تونم اینجوری نفسمو حبس کنم.

197
00:11:45,996 --> 00:11:46,955
‫بعدش...

198
00:11:49,124 --> 00:11:51,043
‫تو فوق‌العاده‌ای، ارباب جوان.

199
00:11:51,126 --> 00:11:54,171
‫دارم تو این دوئل قفل شمشیر هل داده می‌شم...

200
00:11:54,254 --> 00:11:56,965
‫تو داشتی منو آموزش می‌دادی، آیاکو.

201
00:11:58,133 --> 00:11:59,843
‫شاید تا وقتی که بزرگ بشی،

202
00:12:00,010 --> 00:12:03,597
‫تو همونی هستی که باید ازش محافظت کنم...

203
00:12:05,515 --> 00:12:06,725
‫آره.

204
00:12:06,808 --> 00:12:09,603
‫دوست دارم زودتر اون توی قوی رو ببینم.

205
00:12:10,103 --> 00:12:13,565
‫بیا، فقط یه فشار دیگه.
‫تو می‌تونی.

206
00:12:13,648 --> 00:12:15,317
‫بزن بریم.

207
00:12:16,360 --> 00:12:18,904
‫آیا اونا منو لوس کرده بودن؟!

208
00:12:18,987 --> 00:12:21,198
‫یکم بفهم دیگه.

209
00:12:22,282 --> 00:12:24,159
‫کوجیرو، آیاکو.

210
00:12:25,410 --> 00:12:28,663
‫توانایی‌های فرار لرد توکیوکی مطلق نیستند.

211
00:12:28,747 --> 00:12:32,751
‫به خاطر طبیعت آرامش، می‌تونه بی‌خیال باشه،

212
00:12:32,834 --> 00:12:35,295
‫و هنوز هم خیلی از حمله‌ها هست که نمی‌تونه جاخالی بده.

213
00:12:35,962 --> 00:12:38,173
‫یک جنگجوی با تجربه با سابقه طولانی در جنگ.

214
00:12:38,799 --> 00:12:41,093
‫یک جنگجوی عجیب
‫با توانایی‌های غیرعادی.

215
00:12:41,843 --> 00:12:44,679
‫یک جنگجو که سعی می‌کنه فراتر از دنیای انسان‌ها بره.

216
00:12:45,347 --> 00:12:47,307
‫در برابر این هیولاها،

217
00:12:47,391 --> 00:12:50,727
‫هیچ تضمینی نیست که حتی اون بتونه فرار کنه.

218
00:12:50,811 --> 00:12:53,897
‫سامورایی بشو که همیشه پیشرفت می‌کنه و هیچ وقت حواسش پرت نمی‌شه.

219
00:12:58,443 --> 00:13:02,280
‫چه واسال های شجاع و وفاداری...

220
00:13:02,906 --> 00:13:07,160
‫یه روزی، امیدوارم بتونم مثل اون شمشیر بزنم...

221
00:13:13,750 --> 00:13:14,668
‫میتونی...

222
00:13:15,293 --> 00:13:16,378
‫شیزوکو؟

223
00:13:16,461 --> 00:13:17,337
‫ها؟

224
00:13:18,171 --> 00:13:19,548
‫یادت رفته؟

225
00:13:19,631 --> 00:13:23,176
‫قبلاً تو منطقه شرق شینانو بهم یه کم برنج دادی...

226
00:13:26,638 --> 00:13:28,473
‫فوبوکی؟

227
00:13:30,058 --> 00:13:31,935
‫ببخشید اگه بی‌ادبی کردم.

228
00:13:32,602 --> 00:13:35,605
‫از اون دوتا یه حس وحشیانه‌ای گرفتم.

229
00:13:35,689 --> 00:13:38,984
‫فکر کردم جاسوس‌های دشمن هستین که لباس مبدل پوشیدین.

230
00:13:39,067 --> 00:13:39,901
‫ها؟!

231
00:13:40,402 --> 00:13:43,029
‫اسم من فوبوکیه.

232
00:13:43,113 --> 00:13:46,366
‫من دارم توی کشور می‌چرخم،
‫دنبال یه استاد می‌گردم که بهش خدمت کنم.

233
00:13:46,992 --> 00:13:50,495
‫ها؟ یعنی تو اهل اینجا نیستی؟

234
00:13:50,579 --> 00:13:51,454
‫نه.

235
00:13:51,538 --> 00:13:54,499
‫من حدود سه روز پیش اومدم تا برای غذا التماس کنم،

236
00:13:55,792 --> 00:13:58,920
‫ولی داشتن توسط بعضی از استانداردهای اوگاساوارا مورد حمله قرار می‌گرفتن،

237
00:13:59,004 --> 00:14:00,171
‫و من بهشون کمک کردم.

238
00:14:04,718 --> 00:14:07,137
‫سه گروهان هم‌اندازه
‫سه بار اومدن.

239
00:14:07,220 --> 00:14:09,222
‫ما تونستیم اونا رو نابود کنیم،

240
00:14:09,306 --> 00:14:10,682
‫ولی ذخیره‌هامون تموم شد،

241
00:14:10,765 --> 00:14:14,561
‫و هیچ اسبی برای تماس با دنیای بیرون نداشتیم، خیلی سخت بود.

242
00:14:14,644 --> 00:14:16,980
‫سه گروهان...

243
00:14:17,063 --> 00:14:20,984
‫و هنوز دهاتی‌ها فقط با مشعل‌ها تماشا می‌کنن؟

244
00:14:21,693 --> 00:14:25,739
‫چه مشت آدم ترسویی،
‫می‌ذارن یه جوون تنها بجنگه.

245
00:14:25,822 --> 00:14:28,491
‫اوه، ناراحت نشو.

246
00:14:28,575 --> 00:14:32,662
‫وقتی رسیدم اینجا، همه بزرگترا کشته شده بودن.

247
00:14:38,293 --> 00:14:40,629
‫همه‌شون بچه‌ان؟!

248
00:14:42,130 --> 00:14:45,467
‫تو تنهایی سه بار سربازای دشمن رو نابود کردی؟

249
00:14:45,550 --> 00:14:47,135
‫نه.

250
00:14:47,218 --> 00:14:49,304
‫اونا هم ثابت کردن که خوب کمک می‌کنن.

251
00:14:49,387 --> 00:14:50,847
‫- اونجان!
 درست مثل الان-

252
00:14:50,930 --> 00:14:53,308
‫اونا دشمن‌ها رو با مشعل‌ها منحرف می‌کنن...

253
00:14:55,518 --> 00:14:57,687
‫یا یه تله درست کن...

254
00:15:03,902 --> 00:15:06,446
‫نشونه گرفتن دشمن با استفاده از یه آدمک پوشالی به عنوان طعمه...

255
00:15:07,697 --> 00:15:11,159
‫خیلی کارها هست که بچه‌های کوچیک می‌تونن انجام بدن اگه بهشون یاد بدی.

256
00:15:12,410 --> 00:15:14,829
‫من دنبال یه ارباب قوی می‌گردم
‫که بتونه دانش جمع کنه،

257
00:15:14,913 --> 00:15:18,083
‫مهارت‌هاش رو تقویت کنه و ازشون استفاده کنه،

258
00:15:18,667 --> 00:15:23,380
‫اما شاید من بهتر بتونم استعدادهای دیگران رو بشناسم و پرورش بدم.

259
00:15:24,589 --> 00:15:27,300
‫کاش یه حاکمی تو این دنیا بود

260
00:15:27,384 --> 00:15:30,178
‫کسی که می‌خواست یاد بگیره،
‫کارها رو آسون‌تر می‌کرد...

261
00:15:33,515 --> 00:15:34,808
‫این عالیه

262
00:15:36,976 --> 00:15:38,103
‫(دست از گلو بیرون میاد)

263
00:16:02,752 --> 00:16:06,131
‫این روستا برای سووا خیلی مهمه؟!

264
00:16:06,214 --> 00:16:08,675
‫من هیچ وقت همچین چیزی نشنیدم.

265
00:16:09,592 --> 00:16:12,011
‫مردم اصلاً نمی‌فهمن.

266
00:16:12,512 --> 00:16:15,849
‫این روستا جمعیت کمی داره
‫ولی زمینش برای حمله سخته.

267
00:16:16,641 --> 00:16:20,562
‫با صد نفر مدافع، می‌تونه تبدیل به یه قلعه تسخیرناپذیر بشه.

268
00:16:21,312 --> 00:16:24,149
‫(ناحیه ناکایاما)
‫اگه اوگاساوارا اینجا رو اشغال کنه و ارتش بذاره،

269
00:16:24,232 --> 00:16:26,025
‫(قلمرو ناکایاما)
اونا یه برتری بی‌نظیر خواهند داشت

270
00:16:26,109 --> 00:16:27,735
‫(قلمرو ناکایاما)
‫وقتی از مرز حمله می‌کنیم.

271
00:16:28,528 --> 00:16:30,697
‫(قلمرو آسادا - منطقه اوگاساوارا)
‫چون می‌تونن قلمرو آسادا رو از دو طرف گیر بندازن،

272
00:16:30,780 --> 00:16:33,032
‫(منطقه سووا - قلمرو ناکایاما)
‫یک روستای بزرگ و ثروتمند در منطقه سووا.

273
00:16:34,367 --> 00:16:36,828
‫در هنرهای نظامی، بهش میگن "حمله دو طرفه".

274
00:16:37,537 --> 00:16:41,666
‫اگه این انجام بشه، سووا مقدار زیادی از قلمروش رو از دست می‌ده.

275
00:16:42,208 --> 00:16:46,671
‫شاید این دفعه کسی که فرمانده نیروهای اوگاساوارا هست...

276
00:16:46,754 --> 00:16:49,007
‫...با این تاکتیک‌های نظامی آشناست.

277
00:16:49,674 --> 00:16:51,968
‫برای من، فکر می‌کردم اگه بتونم از این روستا محافظت کنم،

278
00:16:52,468 --> 00:16:55,180
‫و ارزش استراتژیکش رو منتقل کن،

279
00:16:55,263 --> 00:16:57,473
‫پاداش خیلی بزرگ خواهد بود.

280
00:16:59,350 --> 00:17:01,769
‫بی‌خیال اون، تو خیلی زیاد می‌خوری!

281
00:17:01,853 --> 00:17:02,478
‫ها؟

282
00:17:02,562 --> 00:17:05,148
‫در ضمن، با دونه‌های برنج رو صورتت درباره‌ی تاکتیک حرف نزن.

283
00:17:05,231 --> 00:17:10,069
‫اون تو سه روز ذخیره‌های روستا رو خورد...

284
00:17:10,153 --> 00:17:10,862
‫چی؟!

285
00:17:10,945 --> 00:17:14,908
‫آره، فکر کنم دیگه کارم با محافظت از این روستا تموم شده...

286
00:17:15,408 --> 00:17:17,785
‫ما دلیل بحران توی روستا رو پیدا کردیم.

287
00:17:17,869 --> 00:17:19,787
‫چشمش برای استراتژی فوق‌العاده‌ست.

288
00:17:19,871 --> 00:17:22,248
‫ولی نمی‌تونه حساب کنه چقدر می‌خوره؟

289
00:17:23,499 --> 00:17:25,627
‫حتماً به خاطر سرده.

290
00:17:26,252 --> 00:17:29,088
‫هرچی می‌خورم، گرم نمی‌شم.

291
00:17:29,172 --> 00:17:33,509
‫راستی، وقتی اولین بار فوبوکی رو دیدم...

292
00:17:36,846 --> 00:17:40,725
‫داشت یواشکی می‌چرخید و همه هدایایی که می‌گرفت رو می‌بلعید...

293
00:17:42,560 --> 00:17:45,605
‫من وانمود کردم که یه خرس اونو دزدیده تا قضیه رو بپوشونم.

294
00:17:45,688 --> 00:17:50,068
‫ولی ارباب ما از گرسنگی شروع به گریه کرد.

295
00:17:50,151 --> 00:17:53,821
‫می‌خواستم آبالون بخورم...

296
00:17:53,905 --> 00:17:57,200
‫خیلی معذرت می‌خوام!

297
00:17:57,283 --> 00:18:01,704
‫به هر حال، گرسنه بودم و نمی‌تونستم درخواست بچه‌ها رو رد کنم...

298
00:18:03,039 --> 00:18:04,958
‫خیلی پشیمونم.

299
00:18:13,132 --> 00:18:14,133
‫داداش؟

300
00:18:14,759 --> 00:18:15,968
‫خب...

301
00:18:16,052 --> 00:18:18,888
‫فکر می‌کنی که یه استراتژیست آروم و خونسرده،

302
00:18:18,971 --> 00:18:22,141
‫ولی اون به طرز عجیبی دست و پا چلفتیه.

303
00:18:22,517 --> 00:18:23,976
‫- این باید کار کنه.
 یه استراتژیست فقط انتخاب می‌کنه که ببره-

304
00:18:24,060 --> 00:18:25,853
‫- آره! مرسی!
 یه استراتژیست فقط انتخاب می‌کنه که ببره-

305
00:18:25,937 --> 00:18:27,355
‫- مال منم چک کن!
 اون زحمت محافظت کردن رو به خودش نمیداد-

306
00:18:27,438 --> 00:18:29,565
‫- مال منم چک کن!
 یه دهکده پر از بچه‌های کوچیک-

307
00:18:30,316 --> 00:18:32,068
‫مردی که به یتیم‌ها الهام بخشید،

308
00:18:32,151 --> 00:18:35,613
‫و اونا رو به نیرویی تبدیل کرد که می‌تونستن از دهکده‌شون دفاع کنن...

309
00:18:35,697 --> 00:18:38,950
‫اونا تازه پدر و مادرشون رو از دست دادن،

310
00:18:39,033 --> 00:18:41,077
‫اما چشماشون روحیه جنگجوییشون رو نشون می‌ده.

311
00:18:41,911 --> 00:18:42,954
‫من اونو می‌خوام

312
00:18:43,329 --> 00:18:45,373
‫به عنوان کمکی برای بازپس‌گیری کشور!

313
00:18:46,124 --> 00:18:48,751
‫منم می‌خوام یواشکی به من شمشیرزنی یاد بده.

314
00:18:49,127 --> 00:18:50,545
‫و اون دوتا بهم احترام بذارن!

315
00:18:50,628 --> 00:18:51,587
‫- خیلی قوی!
و اون دوتا بهم احترام بذارن-

316
00:18:53,172 --> 00:18:54,590
‫راستی داداش.

317
00:18:54,674 --> 00:18:55,383
‫هوم؟

318
00:18:55,466 --> 00:18:56,467
‫کنجکاوم می‌کنه

319
00:18:56,551 --> 00:18:58,761
‫- آینده...
...که پدر به طرز عجیبی نگرانش بود-

320
00:18:58,845 --> 00:18:59,804
‫ آینده!

321
00:18:59,887 --> 00:19:02,849
‫- شاید اون نمی‌تونه یه آینده‌ی امن برات ببینه.
 آینده-

322
00:19:03,933 --> 00:19:08,187
‫مهم نیست این روستا چقدر مهمه،
‫زندگی تو مهمتره.

323
00:19:08,771 --> 00:19:11,774
‫پیشنهاد می‌کنم فعلاً دهکده رو ترک کنیم،

324
00:19:11,858 --> 00:19:14,902
‫و با بچه‌ها به قلمرو سووا فرار کردن.

325
00:19:22,702 --> 00:19:23,494
‫نه.

326
00:19:23,578 --> 00:19:25,621
‫می‌خوام اگه بشه از روستا محافظت کنم.

327
00:19:26,164 --> 00:19:30,334
‫به نظر میاد که والدین بچه‌ها هنوز مراسم خاکسپاری یا یادبودی نداشتن.

328
00:19:30,918 --> 00:19:34,839
‫یه کم ناراحت‌کننده‌ست که آدم یهویی هم شهرش رو از دست بده هم پدر و مادرش رو.

329
00:19:35,548 --> 00:19:39,552
‫می‌خوام بذارم اینجا بمونن، حداقل تا وقتی که بتونن احساساتشون رو مرتب کنن.

330
00:19:41,888 --> 00:19:43,014
‫داداش...

331
00:19:44,015 --> 00:19:45,057
‫آقای فوبوکی.

332
00:19:48,728 --> 00:19:53,816
‫میشه بذاری توی نبردت کمکت کنیم؟

333
00:20:01,407 --> 00:20:02,533
‫با کمال میل.

334
00:20:02,617 --> 00:20:04,702
‫اگه می‌خوای کنارم بجنگی،

335
00:20:04,785 --> 00:20:06,287
‫پس لطفاً.

336
00:20:21,177 --> 00:20:22,470
‫رئیس!

337
00:20:22,553 --> 00:20:25,389
‫ما این همه آدم توی روستا کشتیم.

338
00:20:25,473 --> 00:20:28,059
‫ما از طرف اون مرد صدامونه دعوا نمی‌شیم؟

339
00:20:32,271 --> 00:20:33,522
‫مشکلی نیست.

340
00:20:34,148 --> 00:20:39,695
‫اشتباه از اون بود که از یه خلافکار سابق انتظار اخلاق داشته باشه.

341
00:20:40,529 --> 00:20:42,448
‫نامو آمیدا بوتسو...

342
00:20:44,659 --> 00:20:50,248
‫وقتی اینو میگم،
‫بودا همه گناهانمو می‌بخشه.

343
00:20:50,331 --> 00:20:51,749
‫راحت نیست؟

344
00:20:51,832 --> 00:20:52,708
‫هوم؟

345
00:20:55,169 --> 00:20:58,339
‫بودا بهترینه!

346
00:21:00,925 --> 00:21:02,843
‫حزب سیگی ما...

347
00:21:03,970 --> 00:21:08,391
‫...اونقدر قویه که فقط پنج نفر از ما می‌تونیم یه روستا رو نابود کنیم.

348
00:21:08,975 --> 00:21:14,397
‫و اون مردای قوی سه بار برنگشتن...

349
00:21:21,320 --> 00:21:23,614
‫کمکم کن!

350
00:21:35,042 --> 00:21:37,086
‫سر راه راهزن‌ها،

351
00:21:37,169 --> 00:21:40,381
‫به نظر میاد نمی‌تونیم از زیبایی غنیمت‌هاشون لذت ببریم.

352
00:21:42,341 --> 00:21:46,178
‫برگردیم به جنگجو بودن و یه جنگ راه بندازیم.

353
00:21:49,473 --> 00:21:53,352
‫بیا بریم و رقص کاماکورا رو انجام بدیم
تا وقتی که خورشید صبح طلوع کنه

354
00:21:54,186 --> 00:21:57,440
‫زمان‌ها بارها و بارها تغییر می‌کنن
ولی همه‌شون دوست‌داشتنی و عالی‌ان

355
00:21:57,773 --> 00:21:58,441
‫به سبک کاماکورا!

356
00:21:58,524 --> 00:22:01,402
‫جومون، یایویی، کوفون، آسکا، نارا، هی‌آن

357
00:22:01,485 --> 00:22:02,361
‫این کاماکورا هست

358
00:22:02,445 --> 00:22:03,946
‫از نانبوکوچو تا ریوا

359
00:22:04,029 --> 00:22:05,906
‫‌سبک کاماکورا

360
00:22:06,031 --> 00:22:07,032
‫بیا یه ایهاکو درست کنیم (1185)

361
00:22:07,116 --> 00:22:08,033
‫بیاید یه ایکونی (1192) درست کنیم

362
00:22:08,117 --> 00:22:09,744
‫تو همه نظریه‌ها رو می‌دونی؟ چه نابغه‌ای!

363
00:22:09,827 --> 00:22:11,787
‫کاماکورا پر از احساسات بود

364
00:22:11,996 --> 00:22:13,497
‫همین‌طور ادامه بده، مثل یه اسب وحشی،
تا برسی به نانباکوچو

365
00:22:13,581 --> 00:22:15,708
‫داریم بهترینمون رو می‌کنیم، کاماکورا، نشون بده

366
00:22:15,791 --> 00:22:17,334
‫تو مسابقه تیراندازی به سگ‌ها توی زمین بازی می‌کنن

367
00:22:17,418 --> 00:22:18,210
‫لباس‌ها، پوشاک، می‌پوشیمشون برای قرارمون

368
00:22:18,210 --> 00:22:18,794
‫به سبک کاماکورا!

369
00:22:18,878 --> 00:22:23,007
‫من از شعرها و مقاله‌های ژاپنی لذت می‌برم، همه‌شون رو دوست دارم

370
00:22:23,090 --> 00:22:26,677
‫در ستایش زیارتگاه‌ها و معابد بودایی

371
00:22:27,178 --> 00:22:30,014
‫زمان‌ها بارها و بارها تغییر می‌کنن
ولی همشون دوست‌داشتنی و عالی‌ان

372
00:22:30,848 --> 00:22:32,725
‫برو راهتو، وقتی که حوصله‌ات سر رفته و بی‌حوصله‌ای

373
00:22:32,808 --> 00:22:34,602
‫اون سازهای ژاپنی رو بزن و پرواز کن

374
00:22:34,685 --> 00:22:37,396
‫این فرهنگ رو به آینده دور وصل کن

375
00:22:38,272 --> 00:22:41,275
‫وقتی اون زمزمه رو می‌شنوی

376
00:22:42,193 --> 00:22:45,738
‫قدم، ضربه، بچرخ با ریتم

377
00:22:45,821 --> 00:22:48,699
‫بیا جلو و بزرگ شو

378
00:22:48,782 --> 00:22:49,742
‫‌سبک کاماکورا

379
00:22:55,331 --> 00:22:56,874
‫به سبک کاماکورا!

380
00:23:02,213 --> 00:23:03,172
‫(قسمت 8 (1334) - جنگ قایم‌موشک)
‫بیا جلو.

