﻿1
00:00:08,967 --> 00:00:11,845
‫پوششمون لو رفته.
‫الان می‌خوان محاصرمون کنن.

2
00:00:13,388 --> 00:00:15,724
‫فرمان رو پیدا کردیم.
وقتشه بریم.

3
00:00:17,475 --> 00:00:20,228
‫کار من محافظت از تو نیست.

4
00:00:22,480 --> 00:00:25,233
‫اگه نمی‌خوای بمیری، با تمام وجودت دنبالم بیا.

5
00:02:04,249 --> 00:02:05,625
‫به اشاره من.

6
00:02:06,125 --> 00:02:07,919
‫ما با هم می‌ریم داخل.

7
00:02:12,924 --> 00:02:14,717
‫و اینم یادگاری تو!

8
00:02:16,803 --> 00:02:19,430
‫دود و نور باعث میشه دزدها رو نتونیم ببینیم!

9
00:02:19,514 --> 00:02:20,556
‫دود رو از بین ببر!

10
00:02:20,640 --> 00:02:21,933
‫اون رو بده به من.

11
00:02:28,606 --> 00:02:30,149
‫می‌تونم بشنومش

12
00:02:31,734 --> 00:02:32,735
‫می‌تونم بشنومش

13
00:02:32,819 --> 00:02:36,281
‫اونا با آتیش حواسمون رو پرت می‌کنن و از طرف دیگه دارن از حصار بالا میرن.

14
00:02:41,285 --> 00:02:44,038
‫مهارت تیراندازیم هنوز خیلی پایین‌تر از لرد سادامونه!

15
00:02:45,123 --> 00:02:46,791
‫آقا هنوز نرسیده؟

16
00:02:46,874 --> 00:02:48,668
‫اونا از حصار فرار کردن!

17
00:02:48,751 --> 00:02:52,380
‫به نام لرد اوگاساوارا، نذارید فرار کنن!

18
00:02:53,172 --> 00:02:54,757
‫این یه نشونه از جنباست.

19
00:02:55,550 --> 00:02:56,843
‫بیا تعقیب‌کننده‌ها رو بکشیم بیرون.

20
00:02:56,926 --> 00:02:57,969
‫آره.

21
00:02:58,386 --> 00:02:59,929
‫اونجا. سوار اسب‌ان.

22
00:03:00,471 --> 00:03:02,849
‫صدای تاختن اسب‌ها رو شنیدم،

23
00:03:02,932 --> 00:03:06,728
‫ولی صدای قدم‌های بچه‌ها رو از حصار تا اسب‌ها نمی‌شنیدم.

24
00:03:07,228 --> 00:03:11,441
‫اون اسب‌ها احتمالا طعمه‌هایی هستن که از قبل توسط متحدشون آماده شدن.

25
00:03:11,524 --> 00:03:13,693
‫من صدای قدم‌ها رو هم نمی‌شنوم.

26
00:03:14,318 --> 00:03:17,071
‫یعنی

27
00:03:18,364 --> 00:03:20,199
‫اونا نزدیکن

28
00:03:21,409 --> 00:03:22,827
‫توی اون جنگل

29
00:03:23,995 --> 00:03:27,040
‫اونا بی‌صدا نفسشون رو حبس کردن.

30
00:03:33,588 --> 00:03:35,089
‫کجا...

31
00:03:36,257 --> 00:03:37,717
‫هستی...

32
00:03:38,676 --> 00:03:40,386
‫تو...

33
00:03:41,012 --> 00:03:43,222
‫قایم شدی؟

34
00:03:43,306 --> 00:03:47,143
‫سایه سادامونه سوکفوسا ایچیکاوا

35
00:03:47,226 --> 00:03:50,480
‫این گوش‌های فوق‌العاده توی این تاریکی تقلبه...

36
00:03:50,563 --> 00:03:54,025
‫توهمات من درباره نقاط کور کار نمی‌کنن.

37
00:03:54,567 --> 00:03:55,485
‫این خیلی بده

38
00:03:55,568 --> 00:03:57,487
‫با این وضعیت، اون ما رو پیدا می‌کنه.

39
00:03:58,488 --> 00:04:00,573
‫همینجا لو بدمش؟

40
00:04:01,324 --> 00:04:02,784
‫گند زدم

41
00:04:02,867 --> 00:04:07,705
‫باید سر به سر شاهزاده ساده می‌ذاشتم و بهش واقعیت رو یاد می‌دادم...

42
00:04:17,048 --> 00:04:18,257
‫خب

43
00:04:19,175 --> 00:04:20,426
‫دارم ترکش می‌کنم

44
00:04:26,349 --> 00:04:28,518
‫خودم می‌تونم فرار کنم

45
00:04:29,101 --> 00:04:29,685
‫نه!

46
00:04:29,769 --> 00:04:32,522
‫هیچ‌کس متوجه این یواشکی رفتن نمی‌شه!

47
00:04:32,605 --> 00:04:33,898
‫تو بازی قایم‌موشک

48
00:04:33,981 --> 00:04:36,734
‫این مقدار فاصله باعث میشه وقتی حرکت می‌کنی راحت‌تر دیده بشی!

49
00:04:38,986 --> 00:04:40,863
‫(بازی گرگم به هوا نانبوکوچو)

50
00:04:41,989 --> 00:04:45,368
‫(سوکفوسا ایچیکاوا - مرد گوش تیز)
پیدات کردم.

51
00:04:50,122 --> 00:04:50,915
‫لعنتی!

52
00:04:50,998 --> 00:04:53,334
‫آوردن یه شمشیر بزرگ اشتباه بود!

53
00:04:53,417 --> 00:04:55,545
‫نمی‌تونم سریع حرکت کنم!

54
00:05:04,929 --> 00:05:06,013
‫هی...

55
00:05:06,097 --> 00:05:10,351
‫نگران نباش. تیغه به یه درخت خورد، فقط یه خراش برداشتم.

56
00:05:13,229 --> 00:05:15,898
‫چرا منو نجات دادی،
حتی وقتی که می‌خواستم ترکت کنم؟

57
00:05:15,982 --> 00:05:18,317
‫تو می‌تونستی خودت فرار کنی.

58
00:05:18,401 --> 00:05:20,444
‫قبلاً بهت شک داشتم.

59
00:05:20,945 --> 00:05:22,822
‫اگه بمیری نمی‌تونم معذرت‌خواهی کنم.

60
00:05:23,823 --> 00:05:26,117
‫من روح ضعیفی دارم،

61
00:05:26,200 --> 00:05:27,827
‫و منم خیلی توانایی ندارم.

62
00:05:27,910 --> 00:05:32,039
‫ممکنه یه وقتایی تو آینده دوباره بهت شک کنم.

63
00:05:32,123 --> 00:05:33,499
‫ولی می‌تونم به این قسم بخورم.

64
00:05:33,582 --> 00:05:37,378
‫من هیچ‌وقت بهت خیانت نمی‌کنم.

65
00:05:37,878 --> 00:05:40,923
‫چون دوست دارم با تو فرار کنم.

66
00:05:41,007 --> 00:05:43,801
‫حتی از شیاطینی که نمی‌تونم خودم ازشون فرار کنم.

67
00:05:44,260 --> 00:05:47,555
‫با مهارت‌های مختلفت،
‫می‌تونیم فرار کنیم.

68
00:05:47,680 --> 00:05:51,225
‫فکر کردن بهش قلبمو تند می‌زنه.

69
00:05:52,059 --> 00:05:54,395
‫حتی اگه دیگه رمقی برات نمونده...

70
00:05:54,937 --> 00:05:56,647
‫حتی اگه بهم خیانت کنی...

71
00:05:57,690 --> 00:06:00,443
‫وقتی فرار کنیم، حتماً با هم خواهیم بود!

72
00:06:10,828 --> 00:06:14,999
‫با وجود اینکه توسط تعداد زیادی از مردم خیانت شده بود،

73
00:06:15,833 --> 00:06:19,420
‫خودش هیچ وقت به هیچ‌کدوم از هم‌پیماناش خیانت نکرده.

74
00:06:21,005 --> 00:06:24,675
‫یکی می‌گه که اون یه ژنرال خیلی یک‌دنده‌اس،

75
00:06:24,759 --> 00:06:27,762
‫تو این زمانه که تغییر شغل و خیانت عادی بود.

76
00:06:30,973 --> 00:06:32,850
‫دزدهای بی‌وجدان کجان؟

77
00:06:32,933 --> 00:06:36,562
‫لعنتی! بیناییم تو شب با افزایش سن داره بدتر میشه.

78
00:06:39,732 --> 00:06:42,985
‫ما اسب‌ها رو درست اون طرف جنگل قایم کردیم.
‫باید نزدیک باشیم.

79
00:06:45,404 --> 00:06:46,822
‫آره، بریم.

80
00:06:48,699 --> 00:06:50,534
‫خیلی داری خونریزی می‌کنی.

81
00:06:50,618 --> 00:06:52,828
‫اگه همین‌طور ادامه بدی، خیلی زود زمین می‌خوری.

82
00:07:02,004 --> 00:07:02,546
‫چی...

83
00:07:03,130 --> 00:07:04,340
‫صاعقه زده؟

84
00:07:05,090 --> 00:07:06,091
‫داره میاد.

85
00:07:06,967 --> 00:07:09,428
‫این تیر سادامونه بود.

86
00:07:09,929 --> 00:07:12,932
‫نه بابا... صدای اسبش انگار از یه شهر دیگه میاد.

87
00:07:13,015 --> 00:07:15,851
‫اون تو این تاریکی نمی‌تونه درست هدف بگیره...

88
00:07:18,437 --> 00:07:20,815
‫هنوز یه کم راه تا اسبمون داریم.

89
00:07:20,898 --> 00:07:23,776
‫با اون روی پشتم، نمی‌تونیم از تیرهاش فرار کنیم.

90
00:07:28,364 --> 00:07:29,824
‫بچه‌ی نفرین شده

91
00:07:31,992 --> 00:07:35,246
‫به گوش‌هام اعتماد کن و شلیک کن،
‫لرد سادامونه.

92
00:07:37,790 --> 00:07:41,627
‫چند تا از دشمن‌هامون رو تو تاریکی با دست‌هامون دفن کردیم؟

93
00:07:41,710 --> 00:07:43,629
‫خیلی خب، ارباب سادامونه.

94
00:07:43,712 --> 00:07:46,549
‫بیایید با بچه زخمی شروع کنیم، باشه؟

95
00:07:46,632 --> 00:07:48,259
‫باشه، آقای ایشیکاوا.

96
00:07:48,342 --> 00:07:51,387
‫تو با شنیدنت هدف منو تنظیم می‌کنی.

97
00:07:51,470 --> 00:07:54,640
‫می‌تونستم یه قرضی که نمی‌بینمش رو نادیده بگیرم...

98
00:07:54,723 --> 00:07:57,101
‫اما اگه بتونم بدهی رو ببینم...

99
00:07:57,601 --> 00:08:00,020
‫باید مطمئن بشم که قرضمو پس بدم!

100
00:08:02,731 --> 00:08:05,818
‫نگاه کن به شما دوتا پیرمرد،
‫خوشحال دست تو دست هم سوار اسب شدین.

101
00:08:06,652 --> 00:08:08,070
‫چه دردسری.

102
00:08:08,153 --> 00:08:10,239
‫من هر دوتاتون رو با هم می‌زنم.

103
00:08:10,322 --> 00:08:13,867
‫اوه؟ شنیدم یه بچه‌ای هست که مثل اون ماسک روباه داره.

104
00:08:13,951 --> 00:08:17,037
‫یه دزد بچه به اسم گنبا کازاما، هان؟

105
00:08:17,121 --> 00:08:18,080
‫کازاما؟

106
00:08:18,163 --> 00:08:21,500
‫آره. پدرش به خاطر استفاده از روش‌های بزدلانه از خانواده طرد شد.

107
00:08:21,584 --> 00:08:27,172
‫باعث شرمساری بقیه جنگجوها شد،
‫و به یه دزد تبدیل شد.

108
00:08:27,256 --> 00:08:30,676
‫کازاماها شاخه‌ای از قبیله سووا هستن که تو شینانو زندگی می‌کنن.

109
00:08:30,759 --> 00:08:32,803
‫خب، خب، خب!

110
00:08:32,886 --> 00:08:36,765
‫فکر کنم یوریشیگه بهت دستور داده فرمان امپراتوری رو بدزدی، نه؟

111
00:08:36,849 --> 00:08:39,602
‫چه دستوری؟

112
00:08:39,685 --> 00:08:44,690
‫فقط خواستم یه کم بازی کنم و اذیتتون کنم.

113
00:08:52,990 --> 00:08:55,784
‫پرنده‌ها! نمی‌تونم بفهمم کجا می‌ره!

114
00:08:56,952 --> 00:08:59,038
‫من از کشتن چیزی نمی‌دونم،

115
00:08:59,371 --> 00:09:01,790
‫اما من نمی‌تونم به یه مشت جنگجوی خشک و سخت ببازم...

116
00:09:01,874 --> 00:09:03,375
‫...توی یه بازی کلک!

117
00:09:13,969 --> 00:09:16,638
‫بس کن ما رو با این حرکتای بی‌فایده‌ات گیج نکن!

118
00:09:18,599 --> 00:09:20,017
‫اما تو خیلی ساده‌ای!

119
00:09:20,601 --> 00:09:22,686
‫من کسی نیستم که از این فاصله تیرم خطا بره!

120
00:09:26,815 --> 00:09:28,150
‫ارباب سادامونه.

121
00:09:29,902 --> 00:09:30,819
‫اونجا!

122
00:09:33,072 --> 00:09:34,823
‫او با ابزارش نخ رو برید!

123
00:09:34,907 --> 00:09:36,033
‫این نامردیه!

124
00:09:36,116 --> 00:09:37,451
‫خطا؟

125
00:09:42,122 --> 00:09:46,210
‫همدستم یه زمانی از شیطنت‌هام برق تو چشماش می‌افتاد.

126
00:09:46,293 --> 00:09:49,296
‫شماها قدیمی هستید.

127
00:09:49,379 --> 00:09:53,634
‫تعجبی نداره که اون انبار فقط مدارک قدیمی داشت.

128
00:09:53,717 --> 00:09:57,471
‫به همین خاطر اینو به همدستم گفتم.

129
00:09:59,181 --> 00:10:02,101
‫کاغذ رو نباید دزدید.

130
00:10:02,184 --> 00:10:04,436
‫این چیزی هست که می‌سوزونی و باهاش بازی می‌کنی.

131
00:10:14,029 --> 00:10:15,239
‫ها؟

132
00:10:24,748 --> 00:10:28,627
‫قدیمی‌ترین سندی که توش توصیف "شینوبو" اومده...

133
00:10:28,710 --> 00:10:31,672
‫تای‌هیکی هست که این دوره رو توصیف می‌کنه.

134
00:10:32,506 --> 00:10:36,802
‫در دورانی که صداقت از جنگ‌های سامورایی ناپدید می‌شد،

135
00:10:37,344 --> 00:10:42,933
‫کسانی که می‌تونستن مخفیانه نفوذ کنن و خرابکاری کنن خیلی مورد نیاز بودن.

136
00:10:43,976 --> 00:10:45,811
‫و این‌طور بود که دوران نینجاها شروع شد.

137
00:10:50,899 --> 00:10:52,317
‫رفته؟!

138
00:10:52,901 --> 00:10:56,154
‫اون تو یه لحظه حواس‌پرتی از آتیش تو انبار فرار کرد!

139
00:10:56,238 --> 00:10:57,573
‫ارباب سادامونه!

140
00:10:57,656 --> 00:10:59,575
‫آیا حکم هنوز داخل انبار هست؟!

141
00:10:59,658 --> 00:11:03,787
‫اون بچه زخمی رو بیارین و
‫بذارین بگه کی پشت این ماجراست!

142
00:11:03,871 --> 00:11:06,123
‫صدای سم اسب...

143
00:11:06,832 --> 00:11:09,084
‫اون طعمه بود که تونست فرار کنه!

144
00:11:16,425 --> 00:11:18,677
‫نمی‌تونم از این فاصله بهشون برسم!

145
00:11:19,177 --> 00:11:26,143
‫هممون گول حقه‌های اون بچه‌ روباه‌نقاب رو خوردیم!

146
00:11:27,185 --> 00:11:28,687
‫اومدیم نجاتت بدیم.

147
00:11:28,770 --> 00:11:30,897
‫اما به خودت نگاه کن، اینقدر زخمی و کبود.

148
00:11:30,981 --> 00:11:34,860
‫گنبا!
نمی‌تونستی باهاش یه کم ملایم‌تر رفتار کنی؟!

149
00:11:34,943 --> 00:11:36,903
‫حق با اونه!

150
00:11:36,987 --> 00:11:40,574
‫ما تونستیم از دست اون دوتا فرار کنیم چون جنبا کمکمون کرد.

151
00:11:41,074 --> 00:11:42,701
‫خیلی خوش گذشت.

152
00:11:42,784 --> 00:11:45,412
‫امیدوارم دوباره بتونیم با هم قایم‌موشک بازی کنیم.

153
00:11:47,122 --> 00:11:48,248
‫صحنه.

154
00:11:49,041 --> 00:11:53,795
‫اگه یه ارباب پیدا کنی که بخوای بهش خدمت کنی، حتی بدون سود...

155
00:11:54,546 --> 00:11:56,798
‫پولش رو بگیر، هر جور شده!

156
00:11:56,882 --> 00:11:59,676
‫حتی اگه تو اون دنیا هم بهش خدمت می‌کنی، باز هم ازش بدزد!

157
00:12:06,808 --> 00:12:07,893
‫باشه.

158
00:12:07,976 --> 00:12:10,270
‫من ازت می‌خوام یه زمین برام بگیری.

159
00:12:10,354 --> 00:12:12,939
‫که بدونی،
‫بابت نپرداختن پول نمی‌بخشمت.

160
00:12:13,023 --> 00:12:17,027
‫اگه پول ندی، دنبال نسل‌هات می‌رم،

161
00:12:17,110 --> 00:12:20,697
‫همه‌شونو پیدا کن و بکش.

162
00:12:21,281 --> 00:12:22,616
‫یعنی...

163
00:12:22,699 --> 00:12:25,827
‫با بچه‌هام قایم‌موشک بازی می‌کنی؟!

164
00:12:25,911 --> 00:12:27,329
‫داری اینو می‌گی؟

165
00:12:30,415 --> 00:12:31,833
‫نــــه!!

166
00:12:31,917 --> 00:12:34,795
‫دارم میگم اگه کشور رو پس نگیری، تو همین دنیا جهنم رو تجربه می‌کنی!

167
00:12:34,878 --> 00:12:37,547
‫پس باهام بازی می‌کنی وقتی زمین رو گرفتی؟

168
00:12:37,631 --> 00:12:39,966
‫چقدر می‌تونی لوس باشی؟!

169
00:12:40,050 --> 00:12:42,344
‫گنبا، بس کن از این‌ور اون‌ور رفتن!

170
00:12:42,427 --> 00:12:44,054
‫ما داریم سقوط می‌کنیم!

171
00:12:47,891 --> 00:12:49,059
‫برو گمشو.

172
00:12:49,142 --> 00:12:52,771
‫تا زمانی که حکم واقعی رو ارائه ندی نمی‌تونی ما رو بیرون کنی.

173
00:12:52,854 --> 00:12:54,398
‫ما در مورد شماها می‌دونیم.

174
00:12:54,481 --> 00:12:58,235
‫داری سعی می‌کنی زمین‌هامونو ازمون بدزدی و میگی این دستور امپراطوره، نه؟

175
00:12:58,318 --> 00:13:01,405
‫عمراً گوش نمی‌دیم به کسی که حکم نداره!

176
00:13:01,488 --> 00:13:04,574
‫مشکلی داری؟ پس فرمان رو نشون بده!

177
00:13:09,121 --> 00:13:12,833
‫نفرین به شما، مردم سووا...
چه شورش بی‌فایده‌ای...

178
00:13:13,416 --> 00:13:17,462
‫ولی میشه حکم رو تو یه ماه دوباره صادر کرد!

179
00:13:17,546 --> 00:13:20,173
‫داری فقط اخراجت رو به تعویق میندازی!

180
00:13:20,257 --> 00:13:21,716
‫قربان، یه مشکلی داریم!

181
00:13:21,800 --> 00:13:24,928
‫دیگه نمی‌تونیم زمین‌های سووا رو بگیریم!

182
00:13:25,679 --> 00:13:29,015
‫چیییییی؟!

183
00:13:29,099 --> 00:13:33,103
‫(کیوتو)

184
00:13:33,186 --> 00:13:36,982
‫من همونیم که شوگون‌سالاری کاماکورا رو نابود کردم.

185
00:13:37,065 --> 00:13:39,943
‫من حدود ۱۰۰۰ نفر از افسران ارشد شوگونیت رو کشتم!

186
00:13:41,778 --> 00:13:44,739
‫من همونیم که شورش تاکاوجی رو دستور دادم.

187
00:13:44,823 --> 00:13:49,161
‫می‌دونی، کار سختیه، سفر به گذشته با بودا...

188
00:13:49,244 --> 00:13:53,123
‫بیشترشون ادعای نادرست برای جایزه دارن.

189
00:13:53,206 --> 00:13:56,877
‫کی می‌دونه چند سال طول می‌کشه
‫اگه بخوایم هر کدوم رو بررسی کنیم.

190
00:13:56,960 --> 00:13:59,963
‫و کارهای مهم دولتی‌مون نمی‌تونن رسیدگی بشن...

191
00:14:04,217 --> 00:14:05,468
‫این خیلی دردناکه.

192
00:14:05,552 --> 00:14:06,595
‫درسته!

193
00:14:06,678 --> 00:14:09,306
‫امپراتور گفت این خیلی دردسر داره!

194
00:14:09,389 --> 00:14:11,391
‫(همینجوری که هستن بذار بمونن)
بقیه مناطق رو ول کن

195
00:14:11,474 --> 00:14:13,435
‫(همه چیز رو همون‌طور که هست بذار)
‫قلمرو هوجو دست‌نخورده بمونه.

196
00:14:13,518 --> 00:14:16,521
‫و به نظر می‌رسه که شامل منطقه سووا هم می‌شه.

197
00:14:18,607 --> 00:14:19,190
‫من خیلی غمگینم!

198
00:14:19,274 --> 00:14:22,360
‫- بیا صبر کنیم تا یه فرصت دیگه پیش بیاد.
من خیلی نااااااراحتم-

199
00:14:22,444 --> 00:14:25,530
‫نفرین به تو!

200
00:14:26,114 --> 00:14:27,198
‫داریم خودمونی حرف می‌زنیم؟

201
00:14:27,908 --> 00:14:31,119
‫سووااااا!!

202
00:14:32,287 --> 00:14:35,206
‫ما موفق شدیم! بالاخره، صلح!

203
00:14:35,290 --> 00:14:37,834
‫کار به تعویق انداختن موفق شد.

204
00:14:37,918 --> 00:14:42,255
‫اگه ما به راحتی قلمرو رو به اوگاساوارا تسلیم کرده بودیم،

205
00:14:42,339 --> 00:14:44,341
‫تو هیچ‌وقت برنمی‌گشتی.

206
00:14:44,925 --> 00:14:47,844
‫حتی یه خدمتکار قابل اعتماد هم پیدا کردی.

207
00:14:47,927 --> 00:14:50,597
‫واقعاً نمی‌تونم به اندازه کافی ازت تشکر کنم، لرد توکییوکی.

208
00:14:52,432 --> 00:14:56,102
‫آره، واقعاً خیالمون راحت شد که جنبا به ما پیوست.

209
00:14:56,186 --> 00:14:57,979
‫- هرچند، یه کم شخصیت داره...
 بیخیال، برای منم بریز-

210
00:14:58,063 --> 00:15:00,190
‫ بیا، برای منم بریز!

211
00:15:02,442 --> 00:15:03,735
‫با تکنیک‌هاش،

212
00:15:03,818 --> 00:15:08,823
‫شاید بتونیم بفرستیمش تو اتاق تاکاوجی و گلوش رو ببریم؟

213
00:15:11,117 --> 00:15:12,494
‫این امکان نداره.

214
00:15:12,577 --> 00:15:15,664
‫هیچ وقت نمی‌شه با ترور کشتش.

215
00:15:16,665 --> 00:15:18,541
‫این یه فرصت خوبه، ارباب توکییوکی.

216
00:15:19,000 --> 00:15:21,711
‫الان باید دشمنت رو کامل بشناسی.

217
00:15:22,462 --> 00:15:24,506
‫تصویر مردی به نام تاکاوجی آشیکاگا،

218
00:15:25,173 --> 00:15:28,301
‫حتی برای من هم بی‌اندازه است.

219
00:15:42,065 --> 00:15:44,067
‫بالاخره با چند تا مرد داری سفر می‌کنی.

220
00:15:44,150 --> 00:15:44,776
‫(پسر امپراتور گودایگو - شاهزاده موریوشی)

221
00:15:44,859 --> 00:15:46,945
‫این‌جا قبرت میشه.
(پسر امپراتور گودایگو - شاهزاده موریوشی)

222
00:15:47,028 --> 00:15:48,613
‫اگه تو نیستی، شاهزاده موریوشی.

223
00:15:48,696 --> 00:15:52,617
‫می‌خوام بهت تبریک بگم برای انتصابت به عنوان ژنرال.

224
00:15:53,368 --> 00:15:54,411
‫اعلیحضرت.

225
00:15:54,494 --> 00:15:57,747
‫چرا بارها سعی کردی منو بکشی؟

226
00:15:58,873 --> 00:16:01,501
‫تو یه روزی قطعاً با امپراتور مخالفت می‌کنی.

227
00:16:01,584 --> 00:16:03,420
‫به خاطر پدرم،

228
00:16:03,503 --> 00:16:05,797
‫خودم دست‌هامو کثیف می‌کنم!

229
00:16:07,507 --> 00:16:09,676
‫از ارباب تاکائوجی محافظت کنید!

230
00:16:19,144 --> 00:16:21,312
‫خدمتکارها حریفش نمی‌شن.

231
00:16:21,688 --> 00:16:25,733
‫پیروانش هم خیلی متنوع هستن، از جنگجویان ولگرد گرفته تا راهب‌ها و آدم‌های پست.

232
00:16:26,317 --> 00:16:29,779
‫اون مردیه که می‌تونه با جذابیتش خیلی‌ها رو جذب کنه.

233
00:16:29,863 --> 00:16:31,698
‫این یکی رو بسپر به من...

234
00:16:31,781 --> 00:16:34,200
‫نه، اون فقط دنبال منه.

235
00:16:34,784 --> 00:16:37,996
‫اگه بتونم رو در رو باهاش حرف بزنم، مطمئناً سوءتفاهم برطرف می‌شه.

236
00:16:39,330 --> 00:16:41,249
‫مطمئنی، داداش؟

237
00:16:41,332 --> 00:16:42,667
‫مشکلی نیست.

238
00:16:42,750 --> 00:16:45,545
‫اون فقط یه ژنرال سلطنتیه با دنباله‌روهاش.

239
00:16:46,337 --> 00:16:47,297
‫اعلیحضرت!

240
00:16:47,380 --> 00:16:48,673
‫این تاکاوجیه!

241
00:16:48,756 --> 00:16:49,883
‫بکشیش!

242
00:17:00,727 --> 00:17:04,063
‫لطفا آروم باش.

243
00:17:12,113 --> 00:17:13,781
‫نترس! برو جلو!

244
00:17:14,324 --> 00:17:15,408
‫ای وای.

245
00:17:17,744 --> 00:17:19,120
‫خب این خیلی زیاده.

246
00:17:20,288 --> 00:17:22,123
‫تاکاوجی آشیکاگا

247
00:17:22,999 --> 00:17:25,084
‫حدسم درست بود

248
00:17:25,835 --> 00:17:28,963
‫تو یه هیولایی که به این دنیا تعلق نداری!

249
00:17:31,215 --> 00:17:32,967
‫لطفاً یک لحظه صبر کنید، اعلیحضرت.

250
00:17:33,051 --> 00:17:35,762
‫ما به زودی تنها می‌شیم.

251
00:17:52,487 --> 00:17:54,072
‫خیلی خب، تموم شد.

252
00:17:56,366 --> 00:17:57,450
‫عالیجناب.

253
00:17:57,742 --> 00:17:59,410
‫لطفاً باورم کن.

254
00:18:00,578 --> 00:18:03,665
‫به وفاداری من به امپراتور اعتماد کن.

255
00:18:05,541 --> 00:18:07,627
‫من نمی‌تونم تو دوئل باهاش رقابت کنم!

256
00:18:08,378 --> 00:18:10,213
‫ولی من تنها نیستم

257
00:18:10,296 --> 00:18:12,131
‫اگه با رفقام متحد بشم،

258
00:18:12,215 --> 00:18:13,633
‫من می‌تونم

259
00:18:13,716 --> 00:18:14,926
‫اینجا چه خبره؟!

260
00:18:16,427 --> 00:18:19,347
‫داره شمشیرشو می‌کشه...

261
00:18:22,141 --> 00:18:24,310
‫شماها!
‫دقیقا به موقع!

262
00:18:24,394 --> 00:18:25,603
‫پشتمو بگیر...

263
00:18:25,687 --> 00:18:27,271
‫ارباب تاکاوجی...

264
00:18:27,355 --> 00:18:28,648
‫ارباب تاکاوجی!

265
00:18:28,731 --> 00:18:30,650
‫کیا! لرد تاکاوجی!

266
00:18:30,733 --> 00:18:32,694
‫خودشه، زنده و حاضر!

267
00:18:34,612 --> 00:18:36,072
‫حالت خوبه، ارباب؟!

268
00:18:36,739 --> 00:18:37,949
‫آسیب دیدی؟

269
00:18:38,032 --> 00:18:39,492
‫چیزی نیست.

270
00:18:39,575 --> 00:18:41,327
‫خدا رو شکر...

271
00:18:41,411 --> 00:18:42,370
‫ارباب تاکاوجی...

272
00:18:42,453 --> 00:18:45,164
‫ما نگران تو هستیم.
‫بیا بریم دفتر یه چکاپ انجام بدیم.

273
00:18:46,582 --> 00:18:48,584
‫اونا دیروز هم‌رزمای من بودن...

274
00:18:48,918 --> 00:18:50,169
‫اما چرا اونا

275
00:18:53,965 --> 00:18:55,133
‫امپراتورم!

276
00:18:55,216 --> 00:18:58,136
‫نباید بذارین بیاد داخل!

277
00:18:58,636 --> 00:19:00,888
‫یه چیز غیرانسانی داره ویز ویز می‌کنه!

278
00:19:01,639 --> 00:19:02,765
‫امپراتور من!

279
00:19:04,559 --> 00:19:05,643
‫امپراتور من!

280
00:19:13,234 --> 00:19:14,861
‫ارباب تاکاوجی...

281
00:19:16,696 --> 00:19:18,281
‫ارباب تاکاوجی...

282
00:19:20,825 --> 00:19:22,660
‫پس این تو پایتخت اتفاق افتاد...

283
00:19:22,743 --> 00:19:26,956
‫نیروی نظامی شکست‌ناپذیر
‫به‌علاوه یه جذابیت متفاوت.

284
00:19:27,582 --> 00:19:29,917
‫اون تاکاوجی آشیکاگا هست.

285
00:19:30,001 --> 00:19:34,505
‫او خیلی راحت توی یه نبرد قدرت، پسر امپراتور رو شکست داد.

286
00:19:35,089 --> 00:19:39,594
‫اون تاکائوجی آشیکاگا که می‌شناختی نیست.

287
00:19:40,511 --> 00:19:42,346
‫اجازه بده دوباره بپرسم، لرد توکییوکی.

288
00:19:43,222 --> 00:19:46,642
‫آماده‌ای که جلوی رئیس وایسی؟

289
00:19:52,440 --> 00:19:53,816
‫آقا کوچولو!

290
00:19:57,862 --> 00:20:00,323
‫یه کاری واسه گنبا بکن!

291
00:20:01,532 --> 00:20:03,534
‫بریم کارشو بسازیم، ارباب جوان.

292
00:20:03,618 --> 00:20:07,163
‫باید یه پس گردنی به اون بچه نقاب روباهی بزنم تا ادب بشه.

293
00:20:07,246 --> 00:20:08,289
‫حتما.

294
00:20:10,625 --> 00:20:12,084
‫آقای یوریشیگه.

295
00:20:12,168 --> 00:20:15,338
‫تو به من رفقا دادی.

296
00:20:15,421 --> 00:20:17,215
‫تو به من یاد دادی چطور بجنگم.

297
00:20:17,298 --> 00:20:18,424
‫تو هم بهم اعتماد به نفس دادی.

298
00:20:19,133 --> 00:20:21,969
‫همشون هنوز خیلی کوچیکن،

299
00:20:22,053 --> 00:20:25,139
‫اما اون‌ها گنج‌های با ارزشی هستن که تو بهم دادی.

300
00:20:26,849 --> 00:20:30,144
‫مهم نیست چقدر از تاکائوجی عقب باشم،
‫تسلیم نمی‌شم.

301
00:20:30,228 --> 00:20:34,106
‫من فقط گنج‌های بیشتری جمع می‌کنم و بارها باهاش می‌جنگم!

302
00:21:50,474 --> 00:21:51,434
‫(قسمت ۷ (۱۳۳۳): بچه‌ها در زمستان)
‫بیاین جلو!

