﻿1
00:00:02,127 --> 00:00:03,878
‫(امپراتور گو-دایگو)
‫تاکااوجی آشیکاگا.

2
00:00:03,962 --> 00:00:07,006
‫سرنگونی شوگون‌سالاری کاماکورا واقعاً هدف بزرگی بود.

3
00:00:07,090 --> 00:00:10,844
‫به خاطر شایستگی‌هات، یه حرف از اسمم رو بهت میدم.

4
00:00:10,927 --> 00:00:11,845
‫تاکا (نجیب)

5
00:00:11,928 --> 00:00:13,096
‫به عنوان... تاکا (نجیب) شناخته می‌شی.

6
00:00:13,179 --> 00:00:14,723
‫از حالا تاکاوجی آشیکاگا.

7
00:00:14,806 --> 00:00:16,516
‫از حالا تاکاوجی آشیکاگا.

8
00:00:16,599 --> 00:00:18,977
‫باعث افتخارمه.

9
00:00:19,060 --> 00:00:22,814
‫۵ آگوست ۱۳۳۳ (Genko 3)، کیوتو
‫به لطف شما، امپراتوری به ما برگشته.

10
00:00:22,897 --> 00:00:25,692
‫اگه هر موقعیت رسمی‌ای هست که دوست داری
‫ توی دربار جدید امپراتوری داشته باشی،

11
00:00:25,775 --> 00:00:26,943
‫فقط بهم بگو.

12
00:00:27,902 --> 00:00:30,155
‫من فقط یه مرد شجاعم.

13
00:00:30,238 --> 00:00:33,199
‫من اصلاً نمی‌تونم با خودکار کار کنم.

14
00:00:33,950 --> 00:00:35,118
‫در عوض...

15
00:00:35,744 --> 00:00:38,163
‫خدمه‌هام که پشت سرمن هستن، خیلی برام خوبن.

16
00:00:38,246 --> 00:00:42,542
‫خیلی پاک دل، خیلی باهوش، خیلی شجاع.

17
00:00:43,126 --> 00:00:46,212
‫خیلی خوشحال می‌شم اگه این مردا...

18
00:00:46,296 --> 00:00:48,339
‫...می‌تونست برای دربار امپراتوری کار کنه.

19
00:00:48,423 --> 00:00:49,591
‫(اوه...)
اوه...

20
00:00:49,674 --> 00:00:52,677
‫خب، شنیدم که اون کسی بود
که کاماکورا رو نابود کرد

21
00:00:52,760 --> 00:00:55,180
‫پس فکر کردم حتما باید ترسناک به نظر برسه!

22
00:00:55,263 --> 00:00:58,975
‫اما به اون لبخند مهربون و خوش‌قلب نگاه کن!

23
00:00:59,058 --> 00:01:01,853
‫این قطعاً صورت یه آدمه، نه یه شیطان.

24
00:01:02,437 --> 00:01:04,981
‫آرزوی امپراتور برآورده شد.

25
00:01:05,899 --> 00:01:08,151
‫وقت امپراتور رسیده،

26
00:01:08,234 --> 00:01:11,905
‫و اشراف دربار دوباره به جای شوگونات حکومت کنند!

27
00:01:12,864 --> 00:01:15,116
‫خوب کار کردی.

28
00:01:16,201 --> 00:01:17,660
‫چی شده، مورونااو؟

29
00:01:18,328 --> 00:01:19,662
‫آشیکاگا مباشر
مورونائو کو

30
00:01:19,746 --> 00:01:20,747
‫هیچی.

31
00:01:22,081 --> 00:01:24,876
‫از وقتی کوچیک بودی بهت خدمت کردم،

32
00:01:24,959 --> 00:01:29,714
‫و لبخندت توی این چند سال اخیر عجیب‌تر شده.

33
00:01:31,758 --> 00:01:33,927
‫بسه دیگه چرت و پرت نگو.

34
00:01:34,969 --> 00:01:36,054
‫می‌سپارمش به تو.

35
00:01:36,638 --> 00:01:39,224
‫ما همه باید از امپراتور حمایت کنیم.

36
00:01:40,850 --> 00:01:41,893
‫آره.

37
00:03:15,486 --> 00:03:17,113
‫ارباب تاکاوجی.

38
00:03:17,196 --> 00:03:22,076
‫ممنون که منو برای سمت فرماندار شینانو پیشنهاد دادی.

39
00:03:22,160 --> 00:03:27,790
‫تو اولین کسی بودی که از هوژو دست کشیدی و به عنوان همراه من جنگیدی.

40
00:03:27,874 --> 00:03:29,292
‫فقط همین جوری مناسبه.

41
00:03:30,209 --> 00:03:31,919
‫اما تو منطقه شینانو شما،

42
00:03:32,003 --> 00:03:35,047
‫سووا، رهبر خاندان هوژو، هنوز زنده و سرحاله.

43
00:03:36,215 --> 00:03:39,927
‫باقی‌مونده‌های خانواده هوجو حتماً دارن فرار می‌کنن و قایم می‌شن.

44
00:03:40,845 --> 00:03:43,639
‫مطمئنم می‌تونی پیداشون کنی.

45
00:03:45,641 --> 00:03:49,979
‫من چهار تا کنه نر و یه کنه ماده می‌بینم.

46
00:03:51,522 --> 00:03:53,816
‫بسپارش به من، لرد تاکائوجی.

47
00:03:53,900 --> 00:03:57,028
‫کمان و بینایی من بهترین در جهان هستند.

48
00:03:57,111 --> 00:03:59,447
‫هر حشره کوچیکی رو پیدا می‌کنم،

49
00:03:59,530 --> 00:04:00,323
‫و بزنش تا بمیره که حال کنی تماشاش کنی!

50
00:04:00,406 --> 00:04:02,283
‫(سادامونه اوگاساوارا)
‫و بزنیدش تا بمیرد که شما لذت ببرید!

51
00:04:17,507 --> 00:04:18,382
‫واقعاً جدی می‌گی؟

52
00:04:18,466 --> 00:04:21,385
‫من تا حالا کسی رو ندیدم که نتونه یه بسته کاه رو ببره.

53
00:04:22,803 --> 00:04:24,764
‫عضلات لرد توکیوکی...

54
00:04:24,847 --> 00:04:26,682
‫...همیشه آماده‌ی فرار هستند، در یک لحظه،

55
00:04:26,766 --> 00:04:28,768
‫حتی وقتی حمله می‌کنه.

56
00:04:28,851 --> 00:04:32,605
‫در نتیجه،
‫شمشیرش رو با کمر خمیده تاب می‌ده.

57
00:04:34,815 --> 00:04:37,902
‫واقعاً باید خودت رو تمرین بدی که با پات تاب بخوری.

58
00:04:39,111 --> 00:04:41,155
‫(مالش مالش)
‫اون نتیجه عکس میده!

59
00:04:41,239 --> 00:04:44,617
‫تمرین دادن عضلات حمله‌اش، عضلات فرارش رو ضعیف می‌کنه!

60
00:04:44,700 --> 00:04:48,788
‫هم مهارت‌های حمله‌ای و هم مهارت‌های فراریش بدتر می‌شه و قدرتش رو از دست می‌ده!

61
00:04:48,871 --> 00:04:50,456
‫اصلاً "عضلات فرار" یعنی چی؟

62
00:04:51,165 --> 00:04:55,503
‫می‌بینم که تو تیراندازی خیلی خوبی، ارباب جوان.

63
00:04:55,586 --> 00:04:59,090
‫پدرم عاشق این بود که منو موقع تمرین تیراندازی ببینه.

64
00:05:00,258 --> 00:05:01,509
‫وای!

65
00:05:01,592 --> 00:05:04,679
‫عالی بود، لرد توکییوکی!

66
00:05:04,762 --> 00:05:05,555
‫آره.

67
00:05:06,180 --> 00:05:08,266
‫درست وسطش!

68
00:05:08,349 --> 00:05:10,643
‫دقیقاً وسطشه!

69
00:05:10,726 --> 00:05:13,938
‫آفرین، لرد توکیوکی!

70
00:05:14,021 --> 00:05:17,441
‫ممکنه این شکلی به نظر بیام،
‫ولی مجبور بودم خیلی تیراندازی کنم.

71
00:05:18,025 --> 00:05:19,318
‫پس حل شد.

72
00:05:20,695 --> 00:05:22,613
‫فعلاً کمانت رو بکش.

73
00:05:23,281 --> 00:05:26,617
‫به عنوان یه ژنرال، نمی‌تونه همین‌جوری فرار کنه. این برای روحیه‌ی نیروها بده.

74
00:05:26,701 --> 00:05:28,619
‫می‌خوام یاد بگیره چطور از ویژگی‌هاش استفاده کنه،

75
00:05:28,703 --> 00:05:31,706
‫و دشمن‌هاش رو شکست بده در حالی که داره فرار می‌کنه...

76
00:05:32,665 --> 00:05:37,044
‫خب، کجاست اون معلمی که بتونه همچین راه شیطانی‌ای رو یاد بده؟

77
00:05:37,128 --> 00:05:37,878
‫ارباب یوریشیگه!

78
00:05:38,671 --> 00:05:43,134
‫سادامونه اوگاساوارا از نیشی-شینانو یهویی اومد دیدنمون!

79
00:05:44,135 --> 00:05:45,052
‫سادامونه؟

80
00:05:46,554 --> 00:05:47,430
‫اون کیه؟

81
00:05:48,389 --> 00:05:50,641
‫تا حالا تو کاماکورا ندیدیش؟

82
00:05:50,725 --> 00:05:51,934
‫من اونو نمی‌شناسم.

83
00:05:52,018 --> 00:05:55,313
‫فکر نمی‌کنم اون از اون آدمایی باشه که بتونه به عمارت پدرم دسترسی داشته باشه.

84
00:05:55,938 --> 00:05:57,106
‫پس باید در امان باشه.

85
00:05:58,399 --> 00:06:01,652
‫اگه لازم شد، برو تو اون کلبه قایم شو و از اونجا نگاه کن.

86
00:06:03,988 --> 00:06:07,283
‫اگه این آقا یوریشیگه نیست! خیلی وقته ندیدمت!

87
00:06:07,366 --> 00:06:10,286
‫خیلی خوشحالم که تا اینجا اومدی.

88
00:06:10,369 --> 00:06:13,205
‫چی شد اومدی اینجا، آقا سادامونه؟

89
00:06:13,289 --> 00:06:16,375
‫ببخشید که اینقدر یهویی اومدم.

90
00:06:16,459 --> 00:06:19,045
‫فقط خواستم سلام کنم.

91
00:06:19,128 --> 00:06:21,547
‫همونطور که می‌دونی، شوگون‌سالاری سقوط کرد.

92
00:06:21,630 --> 00:06:24,842
‫بنابراین، حکومت به امپراتور گو-دایگو در پایتخت برگشت.

93
00:06:24,925 --> 00:06:28,012
‫من یه فرمان نوشته شده از امپراتور آوردم.

94
00:06:28,095 --> 00:06:29,889
‫اون سادامونه اوگاساوارا...

95
00:06:29,972 --> 00:06:30,014
‫...به عنوان فرماندار شینانو منصوب شده.

96
00:06:30,097 --> 00:06:32,308
‫(فرمان نوشته شده = حکم (سرپیچی نکنید))
...به عنوان فرماندار شینانو منصوب شده است

97
00:06:32,391 --> 00:06:39,774
‫از حالا به بعد، من می‌تونم بهت دستور بدم!

98
00:06:39,857 --> 00:06:40,608
‫(نیشگون)

99
00:06:40,691 --> 00:06:41,025
‫(عضو قبیله سووا، موریتاکا سووا)

100
00:06:41,108 --> 00:06:45,237
‫(عضو قبیله سوا، موری‌تاکا سوا)
همین چند روز پیش داشتی برای سوا کار می‌کردی...

101
00:06:45,321 --> 00:06:47,114
‫حالا داری به ما دستور میدی؟!

102
00:06:48,157 --> 00:06:50,785
‫وقتی شوگونات کاماکورا سقوط کرد،

103
00:06:50,868 --> 00:06:55,414
‫ما با موفقیت زیاد با هوژوی یاغی جنگیدیم.

104
00:06:55,498 --> 00:07:00,920
‫در مقابل، قبیله سووا اغلب در کنار هوجو می‌جنگید.

105
00:07:01,003 --> 00:07:04,840
‫تو اصلاً در موقعیتی نیستی که شکایت کنی، 
‫حتی اگه مجبور بشی کل قلمروت رو از دست بدی.

106
00:07:04,924 --> 00:07:08,469
‫خب، بعداً به اون برمی‌گردیم...

107
00:07:08,552 --> 00:07:11,388
‫یه دلیل دیگه هم هست که امروز اینجام.

108
00:07:14,558 --> 00:07:17,728
‫اگه داری بازمانده‌های قبیله هوژو و واسال‌هاشون رو اینجا توی سووا پناه می‌دی،

109
00:07:17,812 --> 00:07:20,940
‫می‌خوام اونا رو بدی به من.

110
00:07:23,108 --> 00:07:25,444
‫پناه دادن؟ چه مزخرفی.

111
00:07:25,528 --> 00:07:28,239
‫من نمی‌تونم کسی رو که ندیدم بهت بدم.

112
00:07:28,322 --> 00:07:30,699
‫اوه، پس ندیدی‌شون؟

113
00:07:33,244 --> 00:07:38,624
‫دو جنگجو با احتیاط از پشت یه درخت سرو یه شهر دورتر رو نگاه می‌کنن...

114
00:07:38,707 --> 00:07:42,878
‫پیرمرد یه شمشیر کوچیک دستشه واسه مواقع اضطراری...

115
00:07:43,254 --> 00:07:47,091
‫بچه‌ها از لای درزهای کلبه سرک می‌کشند...

116
00:07:47,675 --> 00:07:51,470
‫همه‌شون به نظرم خیلی مشکوک میان!

117
00:07:51,554 --> 00:07:55,474
‫نگاه همه‌چیزبین من رو نمی‌شه گول زد، آقای یوریشیگه!

118
00:07:55,558 --> 00:07:58,936
‫یه روز همه‌شونو حسابی می‌گیرم!

119
00:07:59,645 --> 00:08:04,066
‫فعلاً فقط میگم سلام.
‫روز خوبی داشته باشی.

120
00:08:06,068 --> 00:08:08,070
‫آها، درسته!

121
00:08:08,153 --> 00:08:10,864
‫ما با عجله اومدیم و هیچ سوغاتی نیاوردیم.

122
00:08:10,948 --> 00:08:15,744
‫حداقل باید یه گوزن به سووا میوجین تقدیم کنیم!

123
00:08:15,828 --> 00:08:16,495
‫یه گوزن؟

124
00:08:26,672 --> 00:08:28,257
‫در معبد بزرگ سووا،

125
00:08:28,340 --> 00:08:33,429
‫میگن شانس میاره اگه یه گوزن با گوش شکافته بگیری...

126
00:08:36,724 --> 00:08:37,641
‫آخ!

127
00:08:38,684 --> 00:08:40,102
‫این خیلی خوبه!

128
00:08:40,185 --> 00:08:44,440
‫گوزن با گوش پاره رو به عنوان یادگاری ببر!

129
00:08:47,443 --> 00:08:48,610
‫عوضی...

130
00:08:52,072 --> 00:08:53,198
‫خانم ساکائه چطوره؟

131
00:08:53,282 --> 00:08:55,200
‫گفتن می‌تونن بدوزنش.

132
00:08:55,284 --> 00:08:58,912
‫با این حال، همون شخص با لبخند گفت،
"این زخم ارزش این همه سروصدا رو نداره."

133
00:08:59,872 --> 00:09:03,625
‫سادامونه اوگاساوارا یه کماندار ماهره که تو کل ژاپن معروفه

134
00:09:03,709 --> 00:09:07,129
‫اون دید و دقتی داره که تیر و کمانش رو پشتیبانی می‌کنه.

135
00:09:08,255 --> 00:09:11,675
‫یه آدم دردسرساز شده فرماندار شینانو.

136
00:09:12,593 --> 00:09:14,303
‫اون یارو چشم گنده خنده‌دار...

137
00:09:14,386 --> 00:09:17,348
‫نمی‌تونم باور کنم که واقعاً به یه زن معبد شلیک کرد.

138
00:09:17,431 --> 00:09:19,141
‫نظرت چیه، ارباب جوون؟

139
00:09:20,142 --> 00:09:22,019
‫این رفتار یه جنگجو نیست.

140
00:09:22,686 --> 00:09:25,939
‫در چشماش
‫شخصیت وحشتناکش معلومه.

141
00:09:26,607 --> 00:09:27,274
‫اما...

142
00:09:28,150 --> 00:09:28,984
‫اما؟

143
00:09:29,526 --> 00:09:30,569
‫تیراندازی با کمان...

144
00:09:31,362 --> 00:09:33,155
‫...واقعاً زیبا بود.

145
00:09:36,200 --> 00:09:39,119
‫چه مرد صادق و بخشنده‌ای.

146
00:09:39,745 --> 00:09:43,749
‫اون توانایی اینو داره که حتی از کسی که ازش متنفره هم چیزای خوب رو قبول کنه.

147
00:09:43,832 --> 00:09:48,337
‫این ویژگی‌ها قطعاً وقتی که ژنرال بشه به دردش می‌خورن.

148
00:09:51,006 --> 00:09:53,300
‫من یه معلم عالی هم براش پیدا کردم!

149
00:09:55,010 --> 00:09:56,553
‫پس تموم شد.

150
00:09:56,637 --> 00:09:59,765
‫بازی بعدی قایم‌موشک خواهد بود.

151
00:09:59,848 --> 00:10:01,058
‫قایم موشک؟

152
00:10:01,141 --> 00:10:03,727
‫سادامونه دو تا هدف داره.

153
00:10:03,811 --> 00:10:06,188
‫برای دستگیر کردن بقایای هوژو،

154
00:10:06,271 --> 00:10:09,358
‫و قدرت سووا رو با سوءاستفاده ازش تضعیف کن.

155
00:10:10,400 --> 00:10:12,778
‫ولی تو هم دو تا هدف داری.

156
00:10:12,861 --> 00:10:15,572
‫که هیچ‌وقت هویتت رو لو ندی،

157
00:10:15,656 --> 00:10:17,741
‫و مهارت‌های تیراندازیش رو بدزد.

158
00:10:18,575 --> 00:10:20,702
‫(قلمرو سووا - قلمرو اوگاساوارا)
‫سادامونه از موقعیتش به عنوان فرماندار سوءاستفاده می‌کنه،

159
00:10:20,786 --> 00:10:24,206
‫(فرماندار دستور می‌دهد)
‫و دوباره در قلمرو ما دردسر ایجاد کن.

160
00:10:24,748 --> 00:10:28,794
‫پس یعنی کلی فرصت داری که تیراندازیش رو ببینی.

161
00:10:28,877 --> 00:10:32,339
‫بعضی وقتا خودتو قایم می‌کنی،
‫و بعضی وقتا هویت واقعیت رو.

162
00:10:32,422 --> 00:10:35,467
‫نزدیکش بمون و حواست به کمانش باشه.

163
00:10:39,137 --> 00:10:42,850
‫بازی قایم‌موشک
‫برای فرار از اون چشما و تعظیم کردن!

164
00:10:42,933 --> 00:10:46,228
‫هیجان اینه که نمی‌دونی پیدات می‌کنن یا یه گلوله می‌خوری تو چشم!

165
00:10:46,311 --> 00:10:49,690
‫قطعا قلبت رو به تپش می‌اندازه!

166
00:10:52,818 --> 00:10:55,237
‫یه چیزی در مورد این شنیدم.

167
00:10:55,320 --> 00:10:57,447
‫(معاون فرماندار شینانو، سوکفوسا ایچیکاوا)
تا سه روز دیگه، یه مسابقه تیراندازی به سگ‌ها...

168
00:10:57,531 --> 00:10:59,658
‫(معاون فرماندار شینانو، سوکفوسا ایچیکاوا)
‫...در معبد بزرگ سووا برگزار می‌شه.

169
00:11:00,826 --> 00:11:03,537
‫من، سادامونه، یه نقشه برای اون دارم.

170
00:11:03,620 --> 00:11:06,206
‫برای تضعیف قدرت یوریشیگه سووا،

171
00:11:06,290 --> 00:11:09,835
‫و بقایای خاندان هوژو رو پیدا کن.

172
00:11:09,918 --> 00:11:13,422
‫ما تو مسابقه شرکت می‌کنیم و با همه دعوا می‌کنیم.

173
00:11:13,505 --> 00:11:16,133
‫ما بعدش می‌بریم و کاری می‌کنیم که شرایط ما رو قبول کنن.

174
00:11:19,052 --> 00:11:20,470
‫ایده خیلی خوبیه.

175
00:11:22,014 --> 00:11:25,183
‫خیلی حال به هم زنه که از طریق چشم بهت پچ‌پچ کنن!

176
00:11:34,067 --> 00:11:37,112
‫لعنتی! اونجوری که فکر می‌کردم پیش نمی‌ره.

177
00:11:37,195 --> 00:11:38,822
‫باید بهتر بشم.

178
00:11:42,659 --> 00:11:46,413
‫ارباب توکیوکی،
‫برای دور بعدی موفق باشی.

179
00:11:46,496 --> 00:11:47,164
‫آره.

180
00:11:47,247 --> 00:11:48,373
‫شیزوکو.

181
00:11:48,457 --> 00:11:53,086
‫گفتن اسمش جلوی یه جمعیت بزرگ خطرناکه.

182
00:11:53,170 --> 00:11:55,964
‫از این به بعد، جلوی غریبه‌ها از اسم مستعار استفاده می‌کنیم.

183
00:11:56,590 --> 00:11:59,051
‫باید یه اسم مستعار براش پیدا کنی.

184
00:11:59,718 --> 00:12:01,970
‫پس، داداش...

185
00:12:07,267 --> 00:12:08,310
‫ما به دردسر افتادیم!

186
00:12:08,393 --> 00:12:09,728
‫ما یه شرکت‌کننده سورپرایزی داریم!

187
00:12:09,811 --> 00:12:13,815
‫فرماندار شینانو هم وارد رقابت شد!

188
00:12:14,316 --> 00:12:17,194
‫چطور با بی‌خیالی شرکت کرد؟!

189
00:12:17,277 --> 00:12:18,945
‫و با زور...

190
00:12:19,029 --> 00:12:22,824
‫این مسابقه تیراندازی به سگ
‫رویداد اصلی استان سووا است.

191
00:12:22,908 --> 00:12:26,328
‫فکر کردم به عنوان فرماندار شینانو یه کم به این مراسم حال و هوا بدم.

192
00:12:26,411 --> 00:12:29,122
‫می‌تونم، آقای یوریشیگه؟

193
00:12:29,623 --> 00:12:31,917
‫البته، خوش اومدی اینجا.

194
00:12:32,000 --> 00:12:33,543
‫پنج تا تیر برای هر شرکت‌کننده.

195
00:12:33,627 --> 00:12:37,756
‫امتیازدهی مثل همیشه بر اساس محل ضربه و حالت تیراندازی تعیین می‌شه.

196
00:12:39,174 --> 00:12:40,300
‫سگ‌ها رو ول کن!

197
00:12:50,352 --> 00:12:52,229
‫شلیک به بالاتنه از سمت راست، چهار امتیاز!

198
00:12:54,064 --> 00:12:55,774
‫شلیک به سر از سمت راست، پنج امتیاز!

199
00:12:59,903 --> 00:13:01,655
‫شلیک به گردن از سمت راست، پنج امتیاز!

200
00:13:02,322 --> 00:13:03,949
‫اون مهارت داره

201
00:13:04,032 --> 00:13:06,868
‫همه امتیازهای بالاش از سمت راست بود، اونم سوار بر اسب...

202
00:13:06,952 --> 00:13:07,494
‫(سمت چپ)

203
00:13:07,577 --> 00:13:08,829
‫(سمت چپ)
برخلاف سمت چپ، از سمت راست شلیک می‌کنه

204
00:13:08,912 --> 00:13:10,789
‫یعنی پیچوندن بدن

205
00:13:10,872 --> 00:13:11,414
‫(سمت راست)

206
00:13:11,498 --> 00:13:15,001
‫(سمت راست)
و همه تیرهاش به جاهای حساس خورد!

207
00:13:16,711 --> 00:13:19,631
‫لرزش آقای یوریشیگه؟

208
00:13:19,714 --> 00:13:22,008
‫از کمان سادامونه می‌ترسه؟

209
00:13:22,092 --> 00:13:23,426
‫(لرزش)
نه اون...

210
00:13:23,510 --> 00:13:25,804
‫در آینده، این قطعاً یه مورد از حیوان آزاری حساب میشه،

211
00:13:25,887 --> 00:13:29,891
‫اما تو این دوره زمونه، این چیز عادیه،
و من نمی‌خوام سر و صدا راه بندازم...

212
00:13:29,975 --> 00:13:32,227
‫اصلاً داری به کی و چی توضیح میدی؟!

213
00:13:34,855 --> 00:13:38,066
‫خیلی خب، الان رتبم چنده؟

214
00:13:38,150 --> 00:13:40,485
‫تو در بخش انفرادی اول شدی...

215
00:13:40,986 --> 00:13:43,321
‫اوه، مامور دولتی...

216
00:13:43,405 --> 00:13:46,283
‫...واقعاً اول شد؟!
‫اونم همینجوری یهو شرکت کرد!

217
00:13:46,366 --> 00:13:50,620
‫آیا این همون مسابقه تیراندازی به سگ‌هاست 
که به افتخار ارباب جنگ در سووا برگزار می‌شه؟

218
00:13:50,704 --> 00:13:51,955
‫خفه شو!

219
00:13:52,038 --> 00:13:54,082
‫هنوز چند تا رقیب قوی منتظرند!

220
00:13:54,166 --> 00:13:55,250
‫اوه؟

221
00:13:55,333 --> 00:13:59,296
‫پس بیا با اون رقیب قوی یه مسابقه دوستانه دعوت کنیم.

222
00:13:59,379 --> 00:14:00,171
‫مسابقه؟

223
00:14:00,255 --> 00:14:04,134
‫همونطور که می‌دونی، من دنبال بقایای هوژو می‌گردم.

224
00:14:04,217 --> 00:14:07,971
‫اگه هیچکدومتون نتونین از پس کمان من بر بیاین...

225
00:14:08,054 --> 00:14:11,892
‫ما دنبال هوژو توی این منطقه سووا می‌گردیم.

226
00:14:11,975 --> 00:14:14,144
‫و افراد مشکوک رو بازجویی کن.

227
00:14:14,227 --> 00:14:16,938
‫باید قسم بخوری که به هیچ وجه دخالت نکنی.

228
00:14:17,022 --> 00:14:19,733
‫چطور جرات می‌کنه یه چیز خودخواهانه پیشنهاد بده...

229
00:14:19,816 --> 00:14:23,028
‫خیلی جرات داره که با چند نفر اینجا بیاد.

230
00:14:23,111 --> 00:14:25,864
‫سادامونه یه فرماندار که دستورای امپراتور رو اجرا می‌کنه.

231
00:14:26,406 --> 00:14:28,533
‫نمی‌تونیم همین‌طوری بهش دست بزنیم.

232
00:14:28,617 --> 00:14:33,788
‫از طرف دیگه، اگه سادامونه مستقیم به سووا حمله کنه، قسر در نمیره.

233
00:14:35,040 --> 00:14:40,837
‫این بازی جنگ بدون جنگ بین من و سادامونه.

234
00:14:42,213 --> 00:14:44,174
‫قبولش می‌کنم.

235
00:14:45,342 --> 00:14:47,594
‫اگه ما ببریم، تو دیگه زمین‌هامون رو غارت نمی‌کنی.

236
00:14:47,677 --> 00:14:51,181
‫با به رخ کشیدن قدرتت به عنوان فرماندار.

237
00:14:51,681 --> 00:14:52,849
‫این خوبه؟

238
00:14:54,559 --> 00:14:56,061
‫الان گرفتمت

239
00:14:56,144 --> 00:14:59,147
‫تو باید آبرو نگه داری
‫به عنوان ارباب سووا.

240
00:14:59,230 --> 00:15:02,817
‫اگه جلوی مردم خودت تحریک بشی، چاره‌ای نداری جز اینکه قبول کنی.

241
00:15:02,901 --> 00:15:04,653
‫اون بازی رو می‌بازه و حسابی ضایع می‌شه،

242
00:15:04,736 --> 00:15:08,323
‫و اگه هوژو تو جستجوی بعدی پیدا بشه، اون به خاطر پنهان‌کاری گناهکاره!

243
00:15:08,406 --> 00:15:12,827
‫سووا سقوط می‌کنه و به اوگاساوارا تعظیم می‌کنه!

244
00:15:13,828 --> 00:15:17,707
‫خب، رقیب سرسختت کی خواهد بود؟

245
00:15:17,791 --> 00:15:18,958
‫رقیب؟

246
00:15:19,042 --> 00:15:22,962
‫یه بچه مثل اون می‌تونه بهترین حریفت باشه!

247
00:15:24,214 --> 00:15:25,548
‫(چِک)

248
00:15:25,632 --> 00:15:27,801
‫اسمش چوجوماروئه.

249
00:15:27,884 --> 00:15:31,179
‫اون بدترین بازنده‌ی سوواست، پس بهت می‌خوره.

250
00:15:31,262 --> 00:15:35,433
‫داری منو مسخره می‌کنی، آقای یوریشیگه؟!

251
00:15:35,975 --> 00:15:38,603
‫آره، درسته! اینکه همون اولش برنده بشی خیلی کسل‌کننده‌ست.

252
00:15:38,686 --> 00:15:40,313
‫پس بیا یه ترتیب اضافی هم بدیم.

253
00:15:40,397 --> 00:15:44,609
‫اگه به بدن همدیگه ضربه بزنید، امتیاز می‌گیرید، همونطور که به سگ‌ها ضربه می‌زنید.

254
00:15:44,692 --> 00:15:46,361
‫بیا همینجوری انجامش بدیم!

255
00:15:46,778 --> 00:15:49,906
‫اوه، داری از ترس می‌لرزی؟

256
00:15:49,989 --> 00:15:52,450
‫برخلاف دختر معبد بی‌سلاح...

257
00:15:52,534 --> 00:15:54,702
‫این یکی مسلحه!

258
00:15:55,120 --> 00:15:56,538
‫بس کن، لرد یوریشیگه!

259
00:15:56,621 --> 00:15:59,791
‫توانایی مبارزه ارباب جوون مثل خرگوشه! سوا اینجوری تموم میشه!

260
00:15:59,874 --> 00:16:02,710
‫اون از اوناییه که با همچین قیافه‌ای می‌بازه!

261
00:16:02,794 --> 00:16:04,671
‫ضعفش رو دست کم نگیر!

262
00:16:04,754 --> 00:16:06,256
‫چرا اینجوری میگی؟!

263
00:16:06,339 --> 00:16:11,970
‫پدر، نمی‌دونم چرا باید خود تعقیب‌شده رو با تعقیب‌کننده‌اش روبرو کنی.

264
00:16:13,054 --> 00:16:15,056
‫چون ارزشش رو داره.

265
00:16:15,140 --> 00:16:19,477
‫مبارزه با استادها آدمو خیلی بزرگ می‌کنه.

266
00:16:19,561 --> 00:16:20,353
‫ارباب توکیوکی.

267
00:16:20,437 --> 00:16:26,359
‫من آینده‌ای رو می‌بینم که تو با رقابت با اون سادامونه، درش رو به رشد جدید باز می‌کنی.

268
00:16:26,901 --> 00:16:28,611
‫بهت قول می‌دم.

269
00:16:28,695 --> 00:16:32,532
‫بعد از دعوا، یه چیز باحال یاد می‌گیری.

270
00:16:32,615 --> 00:16:36,786
‫شاید هم این کار رو نکنی... مطمئن نیستم...

271
00:16:36,870 --> 00:16:38,329
‫لطفاً بهم اطمینان بده!

272
00:16:38,955 --> 00:16:42,041
‫خب، حالا برنامه چیه؟

273
00:16:42,125 --> 00:16:45,587
‫آیا کارت به عنوان ژنرال هوژو بی‌خطر خواهد بود یا پیشرفت می‌کنی؟

274
00:16:46,212 --> 00:16:48,214
‫همه چیز دست خودته.

275
00:16:50,341 --> 00:16:51,926
‫این خیلی ناعادلانست.

276
00:16:52,010 --> 00:16:55,263
‫تو همیشه حرف خودتو به کرسی می‌نشونی.

277
00:16:56,264 --> 00:16:58,766
‫وقتی تصمیم گرفتم شکستش بدم...

278
00:17:00,226 --> 00:17:01,019
‫شیزوکو.

279
00:17:01,769 --> 00:17:02,020
‫کمانمو بیار.

280
00:17:04,189 --> 00:17:05,899
‫اون خیلی عجیبه.

281
00:17:06,482 --> 00:17:08,401
‫اون معمولا فرار می‌کنه،

282
00:17:08,484 --> 00:17:11,237
‫ولی اون از سخت‌ترین دشمنی که تا حالا اینجا دیده، فرار نمی‌کنه.

283
00:17:11,821 --> 00:17:14,115
‫من هم می‌تونستم آینده رو واضح ببینم.

284
00:17:14,949 --> 00:17:17,327
‫اون هیچوقت فرار نمی‌کنه...

285
00:17:17,535 --> 00:17:20,163
‫...از چیزهای مهمی که تصمیم گرفته بود انجام بده...

286
00:17:20,246 --> 00:17:21,789
‫...برای بقیه عمرش.

287
00:17:24,667 --> 00:17:26,210
‫تو بچه پررو...

288
00:17:26,294 --> 00:17:30,548
‫به خاطر دست کم گرفتنم، حسابتو می‌رسم.

289
00:17:30,632 --> 00:17:33,426
‫لطفاً به جای اون از لرد یوریشیگه درخواست کن.

290
00:17:33,509 --> 00:17:36,346
‫از همون نگاه اول می‌تونم بگم که مهارت‌هات پایینه.

291
00:17:36,429 --> 00:17:38,681
‫واقعاً برنامه داری که برنده بشی؟

292
00:17:38,765 --> 00:17:39,974
‫خب...

293
00:17:40,058 --> 00:17:41,976
‫فقط خدا می‌دونه.

294
00:17:43,311 --> 00:17:44,562
‫شروع کن!

295
00:17:47,357 --> 00:17:48,900
‫خب حالا چیکار کنم؟

296
00:17:48,983 --> 00:17:51,819
‫مثل همیشه سگ‌ها رو بزنم که امتیاز بگیرم؟

297
00:17:51,903 --> 00:17:54,155
‫نه! من نشونه می‌گیرم به پسره!

298
00:17:56,282 --> 00:17:57,533
‫هی، بچه!

299
00:17:57,617 --> 00:18:00,078
‫واقعاً می‌خوای منو عصبانی کنی؟!

300
00:18:00,161 --> 00:18:02,080
‫لازم نیست بزنی‌اش

301
00:18:02,163 --> 00:18:05,833
‫مطمئن شو که اولین تیرش مستقیم به سمت تو باشه.

302
00:18:06,834 --> 00:18:10,380
‫یه جنگجو هر دعوایی که بهش بفروشن رو می‌خره.

303
00:18:11,047 --> 00:18:13,383
‫اون حتماً تلافی می‌کنه

304
00:18:13,466 --> 00:18:15,510
‫حتما از اون جا خالی بده.

305
00:18:19,138 --> 00:18:22,600
‫سادامونه تمام توجهش رو روی هر شلیک متمرکز می‌کنه،

306
00:18:22,684 --> 00:18:25,186
‫پس اون دوست نداره پشت سر هم شلیک کنه.

307
00:18:26,270 --> 00:18:28,773
‫تا شلیک بعدیش یه وقفه طولانی خواهد بود.

308
00:18:28,856 --> 00:18:31,693
‫فعلاً، سگ‌ها رو بزن و چند امتیاز بگیر.

309
00:18:32,276 --> 00:18:36,197
‫باید یه سگ قرمز باشه که به سمتت بدوه تا حدس زدن رو برات آسون‌تر کنه.

310
00:18:37,448 --> 00:18:40,368
‫این سگیه که برای سرگرمی تربیتش کردم!

311
00:18:40,451 --> 00:18:42,245
‫اصلاً برای اون یکی هم لازم داریم؟!

312
00:18:46,124 --> 00:18:47,709
‫درست هدف بگیر، تیرانداز بد!

313
00:18:47,792 --> 00:18:49,794
‫تو نمی‌تونی جایزه‌ت رو بگیری!

314
00:18:50,294 --> 00:18:51,254
‫یکی دیگه

315
00:18:53,673 --> 00:18:54,590
‫خوبه

316
00:18:54,674 --> 00:18:56,884
‫ضربه به بدن با دست چپ، یک امتیاز!

317
00:18:56,968 --> 00:18:58,761
‫بچه داره جلو می‌زنه!

318
00:18:58,845 --> 00:19:00,596
‫ای ناقلا!

319
00:19:00,930 --> 00:19:03,141
‫حالا تنها کاری که باید بکنی اینه که فرار کنی.

320
00:19:03,224 --> 00:19:06,978
‫باید خیلی سخت باشه برای کسی که تو رو نمی‌شناسه از همون اول شلیک کنه.

321
00:19:09,397 --> 00:19:10,565
‫(بالاترین سرعت لیگ برتر)

322
00:19:13,109 --> 00:19:14,360
‫(بالاترین سرعت لیگ برتر)

323
00:19:14,444 --> 00:19:15,695
‫(سرعت واقعی تیر اون موقع از الان کندتر بود.)

324
00:19:15,778 --> 00:19:17,155
‫(اگه عکس‌العمل‌هات خوب باشه، می‌تونی ازش جاخالی بدی)

325
00:19:20,450 --> 00:19:22,535
‫اوه، نه. آخرین شانسم بود.

326
00:19:23,035 --> 00:19:24,954
‫هنوز امتیاز نگرفتم

327
00:19:25,037 --> 00:19:27,540
‫اگه خطا کنم می‌بازم

328
00:19:27,874 --> 00:19:31,961
‫صدامونه که داره بی‌صبر می‌شه، توجه‌ش رو به سگ‌ها معطوف می‌کنه.

329
00:19:32,044 --> 00:19:35,506
‫اما این دفعه سگ‌ها بهتر از اونایی که توی زیارتگاه بزرگ سووا می‌دون.

330
00:19:36,883 --> 00:19:40,344
‫حتی سادامونه هم کار راحتی نخواهد داشت.

331
00:19:41,429 --> 00:19:46,100
‫از این فرصت استفاده کن و با تیرهای باقی مونده‌ات به سادامونه هدف بگیر.

332
00:19:46,184 --> 00:19:49,770
‫اون خونسردیشو از دست می‌ده، با تردید و ترس از اینکه هدف قرار بگیره،

333
00:19:49,854 --> 00:19:54,108
‫و اون نمی‌تونه خوب به یه سگ شلیک کنه.

334
00:19:58,905 --> 00:20:01,324
‫این بده. اون تو نقطه کور قرار گرفته!

335
00:20:01,657 --> 00:20:04,076
‫مهم نیست چقدر بدنش رو پیچ و تاب بده،

336
00:20:04,160 --> 00:20:05,620
‫اون نمی‌تونه به این شکل به سادامونه شلیک کنه!

337
00:20:05,703 --> 00:20:08,456
‫وقتی پای جنگ وسط باشه،
‫نمیشه فقط با کمان برنده شد.

338
00:20:08,539 --> 00:20:10,958
‫سوارکاری که موقعیت برتر رو فراهم کنه هم خیلی مهمه!

339
00:20:11,042 --> 00:20:13,544
‫دیگه این یه مسابقه تیراندازی به سگ نیست.

340
00:20:14,086 --> 00:20:16,214
‫این یه نبرد سواره‌نظامه، درست مثل یه جنگ واقعی!

341
00:20:16,297 --> 00:20:17,465
‫ارباب موری‌تاکا...

342
00:20:18,132 --> 00:20:20,468
‫اون یه مفسر حرفه‌ای حرم بزرگ سوواست.

343
00:20:21,093 --> 00:20:25,139
‫چوجومارو اسبش رو برمی‌گردونه،
با تمام وجود سعی می‌کنه نقطه کور رو بشکنه...

344
00:20:25,640 --> 00:20:29,185
‫ولی سادامونه هم با آرامش دست بردار نیست!

345
00:20:30,895 --> 00:20:32,313
‫سادامونه اوگاساوارا

346
00:20:32,813 --> 00:20:36,150
‫هنرهای رزمی‌اش خیلی مورد تحسین امپراتور گودایگو قرار گرفت.

347
00:20:37,401 --> 00:20:38,486
‫خوبه.

348
00:20:38,569 --> 00:20:40,404
‫امپراتور گفت خوبه!

349
00:20:40,488 --> 00:20:44,033
‫همه جنگجوها باید از اوگاساوارا الگو بگیرن...

350
00:20:44,116 --> 00:20:46,410
‫به عنوان تاییدیه‌ای از خود امپراتور،

351
00:20:46,494 --> 00:20:49,372
‫کلمه "ارباب" اجازه داده شد که در نشان خانوادگی قرار بگیره.

352
00:20:49,997 --> 00:20:53,167
‫مدرسه هنرهای رزمی که توسط سادامونه اوگاساوارا تشکیل شده...

353
00:20:53,250 --> 00:20:56,921
‫...از گذشته به ما رسیده و تا قرن ۲۱ شکوفا شده.

354
00:20:57,004 --> 00:20:59,215
‫وقتی که اینقدر حواست به حرکات اسب من پرت شده،

355
00:20:59,298 --> 00:21:02,510
‫اینکه جاخالی دادن به تیرم
کاملاً از ذهنت پاک می‌شه...

356
00:21:02,593 --> 00:21:06,055
‫چنین لحظه‌ای از چشمام دور نمی‌مونه.

357
00:21:08,808 --> 00:21:10,309
‫(بازی قایم‌موشک نانبکو،
(شیطان همه‌چیزدان، سادامونه اوگاراساوا

358
00:21:15,940 --> 00:21:17,733
‫شلیک به سر با دست راست، پنج امتیاز!

359
00:21:17,817 --> 00:21:19,485
‫وای، ورق برگشت!

360
00:21:19,568 --> 00:21:22,238
‫سخت می‌شه اون بچه رو گرفت!

361
00:21:23,322 --> 00:21:25,908
‫باشه، همه تیرامو زدم.

362
00:21:25,992 --> 00:21:28,828
‫می‌تونی به من یا سگ‌ها شلیک کنی.

363
00:21:28,911 --> 00:21:31,998
‫ولی من هرگز از این نقطه کور دست نمی‌کشم.

364
00:21:32,081 --> 00:21:36,335
‫اگه سعی کنی به یه سگ شلیک کنی،
‫من اسب تو رو می‌زنم و دخالت می‌کنم.

365
00:21:36,419 --> 00:21:38,337
‫این راه به جایی نمی‌رسه برات، بچه.

366
00:21:40,381 --> 00:21:42,466
‫دارم خونریزی می‌کنم... درد داره...

367
00:21:43,009 --> 00:21:44,885
‫نمی‌تونم شکستش بدم می‌ترسم

368
00:21:45,386 --> 00:21:47,888
‫اگه این یه تیر واقعی بود، من مرده بودم!

369
00:21:52,143 --> 00:21:53,978
‫چرا داری می‌دویی؟

370
00:21:54,061 --> 00:21:55,604
‫ترسیدی؟

371
00:21:56,105 --> 00:21:57,481
‫داری سعی می‌کنی مقاومت کنی؟

372
00:21:59,775 --> 00:22:00,693
‫این خیلی باحاله

373
00:23:15,684 --> 00:23:16,143
‫پیش بیا.

374
00:23:16,227 --> 00:23:16,644
‫(یه مسابقه تیراندازی با سگ، و بعدش...)

