﻿1
00:01:36,513 --> 00:01:38,014
‫این راه درسته؟

2
00:01:38,097 --> 00:01:39,015
‫آره.

3
00:01:39,098 --> 00:01:41,476
‫بعد از گذرگاه، می‌رسیم به جاده‌ای که دشمن عقب‌نشینی کرده.

4
00:01:41,559 --> 00:01:44,312
‫اَه، یه لونه عنکبوت رفت تو دهنم!

5
00:01:44,395 --> 00:01:45,438
‫ارباب توکیوکی.

6
00:01:47,941 --> 00:01:50,610
‫نظرت درباره اولین نبردت چیه؟

7
00:01:51,486 --> 00:01:52,946
‫نمی‌تونم بگم یه نبرده...

8
00:01:54,072 --> 00:01:55,865
‫من اونقدر غرق فرار کردن بودم،

9
00:01:55,949 --> 00:01:59,327
‫قبل از اینکه بفهمم، سر دشمن درست جلوی چشمام بود.

10
00:02:03,331 --> 00:02:04,332
‫تو...

11
00:02:07,377 --> 00:02:09,754
‫تو... ممنونتم.

12
00:02:10,713 --> 00:02:12,131
‫هیچی نیست!

13
00:02:13,091 --> 00:02:15,301
‫برای بردن یه نبرد تو بازی قایم‌باشک...

14
00:02:15,385 --> 00:02:17,804
‫برای اون شرایطی هست.

15
00:02:18,763 --> 00:02:21,057
‫اینکه خودت رو به عنوان یه ژنرال ارزشمند نشون بدی،

16
00:02:21,140 --> 00:02:23,726
‫اول از همه در میدان جنگ هدف قرار گرفت.

17
00:02:24,519 --> 00:02:26,396
‫و باید نوکرهای مورد اعتمادی داشته باشی که مثل شمشیر برات کار کنن.

18
00:02:27,605 --> 00:02:29,524
‫برای برآورده کردن این دو خواسته،

19
00:02:30,108 --> 00:02:34,570
‫تو باید آدم درستکاری باشی که مردم بهت جذب بشن

20
00:02:34,654 --> 00:02:38,533
‫بدون اینکه غرورت به عنوان یتیم هوژو رو فراموش کنی.

21
00:02:39,450 --> 00:02:41,285
‫فقط اون موقع، یه روز...

22
00:02:41,911 --> 00:02:43,287
‫مهم نیست چه شیاطینی...

23
00:02:44,163 --> 00:02:45,915
‫تو می‌تونی شکستشون بدی.

24
00:02:51,379 --> 00:02:52,422
‫باشه.

25
00:02:58,386 --> 00:02:59,554
‫من...

26
00:03:00,346 --> 00:03:02,015
‫...حتماً برمی‌گردم اینجا!

27
00:03:03,057 --> 00:03:04,100
‫و بعدش...

28
00:03:04,183 --> 00:03:07,353
‫من آشیکاگا رو شکست میدم،
‫منبع همه اینا!

29
00:03:10,565 --> 00:03:11,691
‫فوق‌العاده.

30
00:03:12,483 --> 00:03:14,569
‫آها، راستی...

31
00:03:14,652 --> 00:03:16,738
‫من الان آینده رو دیدم.

32
00:03:17,947 --> 00:03:22,076
‫اگه از اونجا شمشیر پرت کنی، بدبخت می‌شی!

33
00:03:23,369 --> 00:03:24,037
‫آقا جون!

34
00:03:24,120 --> 00:03:25,163
‫دور شو از...

35
00:03:30,960 --> 00:03:35,089
‫توکیوکی به سختی از کاماکورای در حال مرگ فرار کرد.

36
00:03:35,673 --> 00:03:39,051
‫پسری با سرنوشتی بزرگ،
که با بدن کوچکش جور در نمیاد

37
00:03:40,178 --> 00:03:43,806
‫پسری که بعداً کشور رو تکون میده...

38
00:03:43,890 --> 00:03:47,977
‫...به زودی در دنیای جدیدی بزرگ می‌شه.

39
00:03:48,936 --> 00:03:50,438
‫یا باید باشه

40
00:03:52,190 --> 00:03:55,359
‫بیدار شو و بدرخش، لرد توکییوکی!

41
00:03:55,443 --> 00:03:57,612
‫می‌بینم حالت خوبه،
‫حتی بعد از فرار از مرگ...

42
00:03:57,695 --> 00:03:58,988
‫...همین دیشب!

43
00:03:59,071 --> 00:04:02,158
‫سِر یوریشیگه!
‫این حالت مرد معبد شلوغ چیه؟!

44
00:04:02,241 --> 00:04:03,785
‫ارباب توکیوکی، یکم ملخ بخور!

45
00:04:03,868 --> 00:04:04,368
‫- برای دلتنگی تو...
ارباب توکییوکی، یکم ملخ بخور-

46
00:04:04,452 --> 00:04:05,495
‫- برای دل‌شکسته‌ها...
 برات خیلی بزرگشو گرفتم-

47
00:04:05,578 --> 00:04:07,455
‫بهشون گفتم که تو رو گرم کنن،

48
00:04:07,538 --> 00:04:10,041
‫با صبحانه و گرمای مردم!

49
00:04:11,083 --> 00:04:12,585
‫این دیگه چیه؟!

50
00:04:12,668 --> 00:04:15,171
‫همونطور که می‌بینی، این یه گوداله!

51
00:04:15,254 --> 00:04:19,050
‫من آینده‌ای رو دیدم که تو فرار کردی!

52
00:04:19,133 --> 00:04:21,302
‫این‌جا پر از انرژی الهیه،

53
00:04:21,385 --> 00:04:23,012
‫- آینده رو ببین...
و قدرت معجزه‌آسای الهی من-

54
00:04:23,095 --> 00:04:23,596
‫ و قدرت معجزه‌گر الهی من

55
00:04:23,679 --> 00:04:25,723
‫- باز داره دروغ میگه...
 تو اوجشه-

56
00:04:26,224 --> 00:04:27,099
‫بنابراین...

57
00:04:27,642 --> 00:04:32,021
‫مهم نیست کجا فرار کنی، همیشه می‌دونم کجایی.

58
00:04:32,313 --> 00:04:33,606
‫بعد از همه اینا...

59
00:04:33,940 --> 00:04:36,567
‫این باغ منه، قلمرو منه!

60
00:04:38,945 --> 00:04:42,156
‫(معبد بزرگ سووا)
‫معبد بزرگ سووا!

61
00:04:52,416 --> 00:04:53,334
‫باشه...

62
00:04:53,834 --> 00:04:56,379
‫از امروز به بعد، ما تمرین هنرهای رزمی رو شروع می‌کنیم...

63
00:04:56,462 --> 00:04:58,256
‫...و توی درس و مشق!

64
00:04:58,339 --> 00:05:01,342
‫ها؟! ولی من هنوز دارم سعی می‌کنم همه چیزو مرتب کنم...

65
00:05:01,425 --> 00:05:06,639
‫نماد احیای شوگون‌سالاری کاماکورا نمی‌تونه وقتش رو تلف کنه!

66
00:05:06,722 --> 00:05:07,598
‫ها؟

67
00:05:14,814 --> 00:05:16,524
‫باشه، این دفعه دومه!

68
00:05:16,607 --> 00:05:20,611
‫در آینده،
‫فکر کنم به این میگن یادآوری!

69
00:05:20,695 --> 00:05:21,821
‫سومیش دیگه می‌گیره!

70
00:05:21,904 --> 00:05:23,197
‫بیا دیگه، بذار برم بیرون!

71
00:05:23,281 --> 00:05:25,449
‫ببخشید بابت این، لرد توکییوکی.

72
00:05:26,033 --> 00:05:28,369
‫همیشه همین‌طوریه.

73
00:05:28,452 --> 00:05:31,455
‫اون معمولاً کارها رو همین‌طوری شروع می‌کنه.

74
00:05:31,539 --> 00:05:33,833
‫اون خیلی وقتا رفتارای عجیب و غریب داره

75
00:05:33,916 --> 00:05:36,502
‫و حرف‌هایی می‌زنه که بی‌معنی‌ان.

76
00:05:36,585 --> 00:05:37,962
‫شیزوکو.

77
00:05:38,045 --> 00:05:39,338
‫این عالی به نظر میاد!

78
00:05:39,422 --> 00:05:40,965
‫اون منظور بدی نداره.

79
00:05:41,048 --> 00:05:42,383
‫پس لطفاً خیالت راحت باشه.

80
00:05:42,466 --> 00:05:44,885
‫کی بعد از شنیدن این خیالش راحت می‌شه؟!

81
00:05:45,886 --> 00:05:49,682
‫پدر، فکر نمی‌کنم باید توی مسیر بازدید چاله بکنی.

82
00:05:49,765 --> 00:05:50,391
‫ببخشید.

83
00:05:50,474 --> 00:05:53,602
‫من ممنونم که اون زندگیمو نجات داد.

84
00:05:54,145 --> 00:05:58,482
‫من تعجب می‌کنم که آیا اون هیچ برنامه واقع‌بینانه‌ای برای آینده داره یا نه.

85
00:05:59,400 --> 00:06:01,152
‫شک دارم که استاد این معبد،

86
00:06:01,235 --> 00:06:03,654
‫خیلی کوچیک‌تر از معبد تسوروگااوکا هاتچیمانگو،

87
00:06:04,196 --> 00:06:07,074
‫قدرت اینو داره که کمکم کنه کاماکورا رو پس بگیرم،

88
00:06:07,158 --> 00:06:09,827
‫و تاکااوجی آشیکاگا رو شکست بده...

89
00:06:10,661 --> 00:06:11,954
‫خیلی شک دارم

90
00:06:14,498 --> 00:06:16,625
‫(چند روز بعد)

91
00:06:17,543 --> 00:06:20,421
‫من تعجب می‌کنم که چطور هر روز بدون اینکه خسته بشه می‌تونست فرار کنه.

92
00:06:20,504 --> 00:06:23,299
‫دیگه از کندن چاله‌ها خسته شدم!

93
00:06:23,382 --> 00:06:26,802
‫اون جوون ارباب شگونت رو به ارث می‌بره و لوس می‌شه...

94
00:06:26,886 --> 00:06:29,805
‫شاید عادت کرده که فرار کنه؟

95
00:06:30,639 --> 00:06:31,849
‫این درست نیست.

96
00:06:32,683 --> 00:06:34,977
‫اون ته دلش آدم صادق و جدیه.

97
00:06:35,895 --> 00:06:38,689
‫اون مثل یه عروسک برای تخت بزرگ شد،

98
00:06:39,190 --> 00:06:43,402
‫اون هیچ هدف بزرگی تو زندگیش نداشت.

99
00:06:43,986 --> 00:06:47,782
‫اون اصلاً نمی‌فهمید چرا باید چیزای جدی یاد بگیره.

100
00:06:52,620 --> 00:06:54,121
‫اگه کسی کم داره...

101
00:06:54,914 --> 00:06:56,415
‫اون منم.

102
00:06:57,249 --> 00:06:59,710
‫هنوز بهش نشون ندادم.

103
00:06:59,794 --> 00:07:04,673
‫اینکه آیا من قدرت حمایت از اهدافش رو دارم یا نه.

104
00:07:10,888 --> 00:07:13,098
‫هیچ وقت فکر نمی‌کردم یه روزی فرار کنم.

105
00:07:14,683 --> 00:07:18,103
‫این بی‌معنی‌ترین استراتژی نظامی امروزه.

106
00:07:18,938 --> 00:07:20,856
‫به نفعم نیست که یادش بیفتم...

107
00:07:27,780 --> 00:07:29,198
‫اَه، بی‌خیال.

108
00:07:29,824 --> 00:07:33,702
‫من لازم نیست درس بخونم
‫تا انتظارات تو رو برآورده کنم.

109
00:07:35,871 --> 00:07:39,333
‫فقط باید توی میدان جنگ بدوم، درسته؟

110
00:07:41,001 --> 00:07:42,962
‫حتی اگه گروهت...

111
00:07:43,045 --> 00:07:45,047
‫...داره می‌بازه!

112
00:07:49,718 --> 00:07:51,178
‫ارباب توکیوکی.

113
00:07:51,262 --> 00:07:54,932
‫به خدا قسم که من هیچ وقت نباختم.

114
00:07:55,599 --> 00:07:59,645
‫بالاخره، من یه ارباب واقعی‌ام.

115
00:08:01,480 --> 00:08:04,567
‫با این بارون نمی‌تونم اون چیزی که می‌خوام رو بهت نشون بدم.

116
00:08:08,320 --> 00:08:09,321
‫الان...

117
00:08:10,823 --> 00:08:12,241
‫من آسمون رو برات صاف می‌کنم.

118
00:09:00,080 --> 00:09:00,873
‫سلام.

119
00:09:01,540 --> 00:09:02,416
‫سلام.

120
00:09:02,958 --> 00:09:05,586
‫هو!

121
00:09:05,669 --> 00:09:06,545
‫هی!

122
00:09:07,254 --> 00:09:08,172
‫هی!

123
00:09:08,672 --> 00:09:11,675
‫هی!

124
00:09:11,759 --> 00:09:12,634
‫هی!

125
00:09:13,218 --> 00:09:14,178
‫هی!

126
00:09:14,762 --> 00:09:17,973
‫هی!

127
00:09:18,057 --> 00:09:19,808
‫عالیه...

128
00:09:20,392 --> 00:09:24,313
‫فرقه سووا، که از جنگجویانی تشکیل شده که به سووا میوجین ایمان دارن،

129
00:09:24,396 --> 00:09:29,860
‫به من ایمان قوی و محکم دارن.

130
00:09:32,071 --> 00:09:34,031
‫الان دیگه حرفمو باور می‌کنی؟

131
00:09:35,282 --> 00:09:38,702
‫تو خدا رو کنار خودت داری.

132
00:09:39,578 --> 00:09:41,622
‫تقریباً ۱۰,۰۰۰ سرباز،
‫همه متحد

133
00:09:42,289 --> 00:09:43,123
‫علاوه بر این،

134
00:09:43,207 --> 00:09:46,210
‫اگه ویژگی‌های یه قهرمان رو به دست بیاری،

135
00:09:46,293 --> 00:09:48,587
‫تو با یه ارباب به عنوان قهرمان جفت می‌شی.

136
00:09:48,670 --> 00:09:51,590
‫و تو کلی جنگجو بیشتر خواهی داشت.

137
00:09:52,841 --> 00:09:53,634
‫باشه.

138
00:09:54,134 --> 00:09:56,095
‫حالا چیکار کنیم؟

139
00:09:59,389 --> 00:10:01,558
‫می‌رم سر جام...

140
00:10:02,184 --> 00:10:03,185
‫و...

141
00:10:03,936 --> 00:10:04,937
‫مطالعه کن.

142
00:10:07,397 --> 00:10:08,982
‫خوب گفتی!

143
00:10:09,066 --> 00:10:10,025
‫- آخ!
خوب گفتی-

144
00:10:10,109 --> 00:10:13,153
‫- تو خیلی دوست‌داشتنی هستی!
پوستش که به طرز عجیبی پیر شده، مثل سمباده می‌مونه-

145
00:10:16,615 --> 00:10:18,242
‫بهش ایمان میارم.

146
00:10:19,243 --> 00:10:23,872
‫مطمئنم که منو تبدیل به یه قهرمان می‌کنه همونطور که پیش‌بینی کرده بود.

147
00:10:28,961 --> 00:10:31,296
‫من تعهدت رو ازت گرفتم.

148
00:10:31,380 --> 00:10:35,634
‫همه! می‌تونید برگردید!

149
00:10:37,678 --> 00:10:39,179
‫تاکیوکی

150
00:10:43,600 --> 00:10:44,852
‫هی!

151
00:10:44,935 --> 00:10:48,105
‫اشتیاقشون کاملاً با قبل فرق داره!

152
00:10:48,188 --> 00:10:51,817
‫اونا هم اونقدر مشتاق نیستن.

153
00:10:51,900 --> 00:10:54,903
‫باشه، وقتشه برگردیم و درس بخونیم.

154
00:10:55,821 --> 00:10:58,156
‫یک جنگجو هیچوقت حرفش رو پس نمی‌گیره.

155
00:10:58,866 --> 00:10:59,575
‫باشه! بریم!

156
00:10:59,658 --> 00:10:59,908
‫- سرم کلاه رفت!
خیلی خب! بزن بریم-

157
00:10:59,992 --> 00:11:01,743
‫- من سرم کلاه رفته!
 یوریشیگه سووا-

158
00:11:01,827 --> 00:11:04,079
‫کسی که توکیوکی رو بهتر از همه می‌شناخت،

159
00:11:04,162 --> 00:11:06,915
‫پسر رو به سمت آینده هدایت کرد،

160
00:11:06,999 --> 00:11:10,502
‫و در مدت کوتاهی تاثیر غیرقابل اندازه‌ای روی او گذاشت.

161
00:11:13,672 --> 00:11:15,132
‫قهرمان آینده

162
00:11:16,425 --> 00:11:20,095
‫...شروع می‌کنه به تیز کردن دندوناش،
‫آروم در کنار ارباب.

163
00:11:21,138 --> 00:11:22,472
‫ما چه با ظرافت افتادیم!

164
00:11:22,556 --> 00:11:23,765
‫خفه شو!

165
00:11:23,849 --> 00:11:24,474
‫اِاِاِ!

166
00:11:30,522 --> 00:11:33,400
‫می‌بینم که به زندگی در سووا عادت کردی.

167
00:11:34,443 --> 00:11:35,485
‫باشه.

168
00:11:35,986 --> 00:11:38,405
‫وقتشه که چندتا متحد پیدا کنی.

169
00:11:38,488 --> 00:11:41,116
‫من یه عالمه نوکر جمع کردم فقط برای تو.

170
00:11:43,368 --> 00:11:44,536
‫نگهدارنده‌ها...

171
00:11:44,620 --> 00:11:44,995
‫(نگهدارنده‌ها چیه؟)

172
00:11:45,078 --> 00:11:46,246
‫آره.
(نگهدارنده‌ها چیه؟)

173
00:11:46,580 --> 00:11:48,915
‫یک زیردست یک ارباب جنگ قدرتمند که برای زندگیش می‌جنگه

174
00:11:48,999 --> 00:11:53,086
‫در یک رابطه ارباب و نوکر
‫بهش میگن خدمتکار.

175
00:11:53,170 --> 00:11:55,756
‫اغراق نیست اگه بگیم قدرت

176
00:11:55,839 --> 00:11:58,550
‫قدرت یک خدمتکار، قدرت خود ارباب است.

177
00:11:59,092 --> 00:12:00,344
‫دلم نمی‌خواد اینو بگم،

178
00:12:00,427 --> 00:12:04,348
‫اما تو همه اعضای نزدیک خانواده‌ات و همه زیردست‌هات رو از دست دادی،

179
00:12:04,431 --> 00:12:07,392
‫و حالا باید از اول نوچه‌هات رو دوباره بسازی.

180
00:12:09,519 --> 00:12:12,022
‫اجازه بده معرفی کنم!

181
00:12:14,066 --> 00:12:18,111
‫کوجیرو بهترین شمشیرزن نسل خودشه.

182
00:12:18,195 --> 00:12:20,739
‫شاید یه روزی واقعاً فرمانده‌ی یه ارتش بشه.

183
00:12:21,239 --> 00:12:22,366
‫چه خبر، ارباب جوون.

184
00:12:23,325 --> 00:12:27,329
‫آیاکو یه زن قدرتمند و بااستعداده که کلی هنر داره!

185
00:12:27,412 --> 00:12:29,414
‫اون بهت رسیدگی می‌کنه.

186
00:12:29,498 --> 00:12:31,249
‫آقا زاده!

187
00:12:32,626 --> 00:12:37,255
‫شیزوکو خیلی با دقت هست و می‌تونه از چند تا هنر مخفی استفاده کنه!

188
00:12:37,339 --> 00:12:40,425
‫اون می‌تونه کارای خونه رو به عنوان خدمتکار انجام بده.

189
00:12:42,427 --> 00:12:45,305
‫این سه تا هم‌سن تو هستن،

190
00:12:45,389 --> 00:12:47,808
‫ولی مطمئنم که می‌تونم اونا رو بهت پیشنهاد بدم!

191
00:12:48,350 --> 00:12:52,604
‫اول باهاشون آشنا شو و خوب ازشون استفاده کن.

192
00:12:54,689 --> 00:12:57,943
‫اگه از بچگی با هم مثل یه خانواده بزرگ بشین،

193
00:12:58,610 --> 00:13:03,031
‫اونا در آینده تبدیل به یه گروه قوی و متحد از نگهبان‌ها می‌شن.

194
00:13:03,990 --> 00:13:05,450
‫و بعدش...

195
00:13:05,534 --> 00:13:08,328
‫ما هرچقدر آدم خوب بتونیم پیدا کنیم دعوت می‌کنیم،

196
00:13:08,411 --> 00:13:10,789
‫و تعدادمون رو بیشتر کن!

197
00:13:11,706 --> 00:13:14,334
‫در آینده، شنیدم که...

198
00:13:14,417 --> 00:13:16,711
‫...به این میگن...

199
00:13:16,795 --> 00:13:18,880
‫...داستان کلاسیک!

200
00:13:18,964 --> 00:13:20,298
‫کی اهمیت می‌ده؟

201
00:13:21,049 --> 00:13:22,342
‫باشه...

202
00:13:23,051 --> 00:13:24,427
‫حالا برنامه چیه، ارباب جوون؟

203
00:13:24,970 --> 00:13:27,806
‫هر چی بگی انجام میدم.

204
00:13:28,348 --> 00:13:29,349
‫چیزی هست؟

205
00:13:29,432 --> 00:13:30,892
‫البته!

206
00:13:30,976 --> 00:13:32,352
‫ما خدمتکارای تو هستیم!

207
00:13:39,359 --> 00:13:40,193
‫باشه...

208
00:13:40,277 --> 00:13:41,778
‫بیا لی لی بازی کنیم!

209
00:13:41,862 --> 00:13:42,863
‫اوه، من بی‌خیال می‌شم.

210
00:13:42,946 --> 00:13:44,239
‫یه رد فوری!

211
00:13:44,948 --> 00:13:47,534
‫تو فقط به افق فرار می‌کنی.

212
00:13:47,617 --> 00:13:52,205
‫درسته؟ خیلی عجیبه که آدم اینقدر شور و شوق داشته باشه که اینقدر جلو بره.

213
00:13:52,289 --> 00:13:54,416
‫اگه داریم بازی می‌کنیم...

214
00:13:54,499 --> 00:13:57,419
‫در خانه یک سامورایی که به آشیکاگا تبدیل شده...

215
00:13:57,502 --> 00:13:59,671
‫باید همونطور که داریم می‌ریم، دستشویی کنیم.

216
00:13:59,754 --> 00:14:00,672
‫چقدر کثیفه!

217
00:14:00,755 --> 00:14:03,425
‫ما شنا می‌ریم تا یکی بمیره!

218
00:14:03,508 --> 00:14:04,301
‫این جهنمیه!

219
00:14:04,384 --> 00:14:08,305
‫می‌خوام یه چوب بزنم تو لونه مورچه‌ها تا ته.

220
00:14:08,388 --> 00:14:09,639
‫چه مرگته؟!

221
00:14:09,890 --> 00:14:12,475
‫نگهدارنده‌ها...

222
00:14:12,809 --> 00:14:14,144
‫اصلاً اینا چی هستن؟!

223
00:14:16,229 --> 00:14:17,564
‫خیلی خب، پس!

224
00:14:17,647 --> 00:14:19,441
‫بریم شکار!

225
00:14:19,524 --> 00:14:22,193
‫خیلی باحاله و تمرین خوبی هم هست!

226
00:14:23,486 --> 00:14:25,989
‫آیا اشکالی داره کسی که از یه معبد میاد، کسی رو بکشه؟

227
00:14:26,364 --> 00:14:27,699
‫اشکالی نداره.

228
00:14:27,782 --> 00:14:30,994
‫سووا میوجین ارباب شکار هم هست.

229
00:14:31,578 --> 00:14:35,165
‫برخلاف جاهای دیگه، ما خیلی می‌خوریم و خیلی شکار می‌کنیم.

230
00:14:38,668 --> 00:14:40,170
‫چقدر عجیب.

231
00:14:42,631 --> 00:14:43,715
‫لرد یوریشیگه.

232
00:14:44,925 --> 00:14:48,053
‫به نظر میاد لرد توکییوکی و بقیه رفتن شکار.

233
00:14:50,388 --> 00:14:51,473
‫می‌تونستم ببینمش.

234
00:14:52,474 --> 00:14:55,977
‫ممکنه اونجا با کلی مشکلات روبرو بشه.

235
00:15:09,199 --> 00:15:11,326
‫اوه، برای کسی به اندازه تو خیلی نزدیک بود.

236
00:15:11,409 --> 00:15:12,243
‫می‌خوای بیشتر توضیح بدی؟!

237
00:15:12,327 --> 00:15:15,121
‫اینجا دید خیلی بده.

238
00:15:22,379 --> 00:15:23,296
‫باشه، آقا.

239
00:15:23,380 --> 00:15:24,214
‫اون هدفته.

240
00:15:24,297 --> 00:15:26,424
‫بخور اینو!

241
00:15:30,720 --> 00:15:33,515
‫اه، اون خرگوشه خیلی سریعه.

242
00:15:34,766 --> 00:15:36,226
‫اون یه هیولاست...

243
00:15:36,309 --> 00:15:37,686
‫اون هست.

244
00:15:37,769 --> 00:15:41,064
‫خیلی وقت‌ها دیدم که خرگوش‌ها رو به غبار قرمز تبدیل کرده.

245
00:15:41,147 --> 00:15:43,650
‫وایستا!

246
00:15:48,947 --> 00:15:50,115
‫اون چیه؟

247
00:15:52,951 --> 00:15:55,120
‫شایعاتی تو کشورهای همسایه بود.

248
00:15:56,621 --> 00:16:00,583
‫یه دیو گاو تو کوه‌ها ظاهر شده که آدم می‌خوره.

249
00:16:03,336 --> 00:16:04,462
‫لرد توکیوکی.

250
00:16:05,130 --> 00:16:06,965
‫دشمنت

251
00:16:07,048 --> 00:16:09,551
‫...یه مرده که خیلی از حیوانای وحشی رو داره...

252
00:16:09,634 --> 00:16:11,428
‫از این یکی بهتره

253
00:16:12,554 --> 00:16:14,681
‫قدرتت رو با دوستات یکی کن...

254
00:16:16,683 --> 00:16:17,934
‫و شکستش بده

255
00:16:18,017 --> 00:16:18,351
‫با وقار

256
00:16:18,435 --> 00:16:19,978
‫با ظرافت

257
00:16:20,061 --> 00:16:21,187
‫(شیطان گاو - بوتان)

258
00:16:28,278 --> 00:16:30,071
‫حتی به پوست هم نمی‌رسه...

259
00:16:32,448 --> 00:16:34,284
‫اون بالا! برو بالاتر!

260
00:16:41,916 --> 00:16:43,751
‫ما دوتا نمی‌تونیم از پسش بربیایم.

261
00:16:44,294 --> 00:16:46,462
‫بیا ارباب جوان رو ببریم و از اینجا بریم.

262
00:16:46,546 --> 00:16:47,547
‫آره!

263
00:16:49,174 --> 00:16:49,966
‫نه...

264
00:16:50,341 --> 00:16:51,342
‫می‌تونی شکستش بدی.

265
00:16:51,926 --> 00:16:52,635
‫شیزوکو؟

266
00:16:52,719 --> 00:16:54,220
‫از کی به امنیت رسیدی؟

267
00:16:54,304 --> 00:16:56,681
‫کوجیرو، آیاکو، شما تنها نیستید.

268
00:16:57,182 --> 00:16:59,684
‫تو هم لرد توکیوکی رو داری.

269
00:16:59,767 --> 00:17:00,810
‫آره...

270
00:17:00,894 --> 00:17:02,520
‫موقعیت فعلی
‫ارباب توکیوکی.

271
00:17:02,604 --> 00:17:04,981
‫در حالی که از اون هیولا دوری می‌کردم،

272
00:17:05,064 --> 00:17:07,567
‫ببرش به اون درخت کاج.

273
00:17:08,484 --> 00:17:11,988
‫(مقصد)
‫در همین حال، کوجیرو و آیاکو دور می‌زنن.

274
00:17:13,239 --> 00:17:15,116
‫شما دوتا می‌دونید، نه؟

275
00:17:15,200 --> 00:17:17,869
‫زیر اون درخت چی پنهانه؟

276
00:17:19,746 --> 00:17:20,914
‫خیلی خب! ارباب جوان!

277
00:17:20,997 --> 00:17:22,707
‫فعلاً می‌سپارمش به تو!

278
00:17:25,043 --> 00:17:26,294
‫بسپارش به من!

279
00:17:30,506 --> 00:17:33,301
‫باید اونو بکشونم اونجا
‫در حالی که ازش دوری می‌کنم؟!

280
00:17:33,760 --> 00:17:34,802
‫عمراً

281
00:17:35,011 --> 00:17:36,012
‫این دیوونگیه

282
00:17:37,305 --> 00:17:38,139
‫اینه...

283
00:17:38,765 --> 00:17:39,766
‫...چیزی که تو بهش میگی...

284
00:17:40,433 --> 00:17:42,268
‫...ارباب...

285
00:17:42,810 --> 00:17:45,980
‫...همه استراتژی رو مدیریت می‌کنه؟!

286
00:17:46,481 --> 00:17:49,150
‫و اون همینجوری خیلی راحت ازش طفره میره
‫بارها و بارها وقتی اینو میگه.

287
00:17:49,734 --> 00:17:52,070
‫- چه هیکلی!
 همیشه تو دویدن خیلی خوبی، نه-

288
00:17:52,320 --> 00:17:53,488
‫اربابمون، همونه!

289
00:17:55,573 --> 00:17:59,118
‫بیا یه کم بازسازی کنیم!

290
00:18:01,412 --> 00:18:02,830
‫همه چی آماده‌ست!

291
00:18:02,914 --> 00:18:04,207
‫زیر درخت!

292
00:18:04,290 --> 00:18:05,249
‫باشه!

293
00:18:10,880 --> 00:18:11,756
‫هی!

294
00:18:11,839 --> 00:18:15,134
‫حالا با این چیز چیکار کنم؟!

295
00:18:19,555 --> 00:18:21,099
‫بیا جلو، خوک.

296
00:18:22,016 --> 00:18:24,977
‫پشیمونت می‌کنم که باهام در افتادی...

297
00:18:26,229 --> 00:18:27,980
‫...با توکیوکی هوجو.

298
00:18:31,109 --> 00:18:32,902
‫حتی با کمان و تیر، یا یه شمشیر...

299
00:18:34,237 --> 00:18:36,906
‫حتی اگه از یه صخره بیفتی، باز هم زنده می‌مونی.

300
00:18:37,740 --> 00:18:38,866
‫ولی ببخشید.

301
00:18:40,118 --> 00:18:41,369
‫چی اون پایین هست...

302
00:18:42,412 --> 00:18:43,871
‫...دندون اربابه.

303
00:18:53,047 --> 00:18:54,424
‫من بهشون مدیونم

304
00:18:56,843 --> 00:18:58,970
‫- ما موفق شدیم!
 اونا فوری شکستش دادن-

305
00:18:59,053 --> 00:19:00,138
‫می‌خوام پوست اینو بکنم و بخورمش.

306
00:19:00,221 --> 00:19:00,930
‫- وقتی دیدن
می‌خوام پوست اینو بکنم و بخورمش-

307
00:19:01,013 --> 00:19:02,598
‫- که تیرها موثر نبودن...
 ولی دیگه خسته شدم-

308
00:19:02,682 --> 00:19:04,225
‫اونا از نقاط قوتمون استفاده کردن،

309
00:19:04,308 --> 00:19:05,977
‫- خیلی خب، بریم حموم کنیم!
 به نفعشون-

310
00:19:06,060 --> 00:19:07,520
‫- باشه، بریم حموم کنیم!
 و با هیولای ناشناخته روبرو شدیم-

311
00:19:07,603 --> 00:19:10,273
‫- هی، جوون آقا!
 اصلاً بدون ترس-

312
00:19:10,356 --> 00:19:12,233
‫بیا بریم!

313
00:19:12,316 --> 00:19:14,902
‫بازم، این چیز چیه؟

314
00:19:15,862 --> 00:19:19,115
‫شاید بازمانده‌ای از
‫نسل هیولاهای باستانی.

315
00:19:21,784 --> 00:19:24,620
‫دیگه هیچ خانواده‌ای نداره که بچه‌ای به دنیا بیاره.

316
00:19:26,747 --> 00:19:28,916
‫اگه یکی دیگه داشت که می‌تونست روش حساب کنه،

317
00:19:29,584 --> 00:19:32,628
‫نمی‌افتاد تو راه شیطان.

318
00:19:35,840 --> 00:19:37,049
‫باشه...

319
00:19:37,133 --> 00:19:40,094
‫بیاید یه جلسه جنگی داشته باشیم به عنوان جنگجویان توکیوکی توی این چشمه آب گرم.

320
00:19:40,178 --> 00:19:42,096
‫چه خوب!

321
00:19:46,893 --> 00:19:47,768
‫باشه!

322
00:19:48,394 --> 00:19:50,313
‫چطوره جنگجویان دست نیافتنی؟

323
00:19:51,022 --> 00:19:52,315
‫از کجا اومده؟

324
00:19:56,068 --> 00:19:57,153
‫آره.

325
00:19:57,236 --> 00:19:58,529
‫جنگجویان گریزان.

326
00:19:58,613 --> 00:19:59,864
‫برای من مشکلی نیست.

327
00:20:01,115 --> 00:20:04,327
‫به من محافظ‌هایی دادن که خیلی از من بهترن.

328
00:20:05,870 --> 00:20:08,456
‫تو این سرزمین، با هم...

329
00:20:08,539 --> 00:20:09,874
‫ما با هم قوی می‌شیم.

330
00:20:12,960 --> 00:20:14,253
‫باشه...

331
00:20:14,754 --> 00:20:18,132
‫بیا اول قسمت خوب اون چیز رو بخوریم.

332
00:20:18,216 --> 00:20:20,551
‫بعدش به ارباب یوریشیگه گزارش می‌دیم.

333
00:20:20,635 --> 00:20:22,094
‫آه!

334
00:20:23,304 --> 00:20:24,889
‫ها؟!

335
00:20:24,972 --> 00:20:27,850
‫چرا همه بازی‌هامونو خوردی، میوجین احمق؟!

336
00:20:28,851 --> 00:20:31,229
‫اون یه حیوون بدبخت بود که تو راه شیطان افتاده بود!

337
00:20:32,271 --> 00:20:33,356
‫من روحش رو توی شکم مقدسم پاک کردم.

338
00:20:33,439 --> 00:20:34,774
‫(هیولایی که در مزرعه زندگی می‌کنه)
‫من روحش رو تو شکم مقدسم پاک کردم.

339
00:20:34,857 --> 00:20:35,775
‫(بدون اینکه هیچ فامیلی باقی بمونه)
‫روحش رو توی شکم مقدسم پاک کردم.

340
00:20:35,858 --> 00:20:37,526
‫خفه شو! گوشتم رو پس بده!

341
00:20:37,610 --> 00:20:38,986
‫ای شکمو! (در تاریکی غم‌ها گم شده)

342
00:20:39,487 --> 00:20:40,154
‫(رد شد)

343
00:20:40,238 --> 00:20:42,865
‫(رد شد)
اون شکم چشه؟

344
00:20:51,916 --> 00:20:53,167
‫می‌تونم ببینمش...

345
00:20:53,250 --> 00:20:54,627
‫همه‌چیو می‌بینم...

346
00:20:55,252 --> 00:20:56,879
‫یوریشیگه از سووا...

347
00:20:56,963 --> 00:20:59,840
‫داره یه نقشه شیطانی می‌کشه.

348
00:21:01,968 --> 00:21:04,261
‫نمی‌تونی فرار کنی.

349
00:22:21,630 --> 00:22:22,590
‫(قسمت ۴: ظهور سادامونه!)
‫پیش به سوی جلو!

