﻿1
00:01:26,044 --> 00:01:29,964
‫(سامورایی گریزان)

2
00:01:39,474 --> 00:01:41,142
‫یه مرگ قهرمانانه

3
00:01:41,601 --> 00:01:43,394
‫یه خودکشی باوقار

4
00:01:43,895 --> 00:01:47,023
‫جنگیدن و مردن در نبرد بزرگترین افتخار برای یک جنگجوئه.

5
00:01:48,608 --> 00:01:53,404
‫این داستان یک قهرمانه که تو یه دوره پر از آشوب به شکل فوق‌العاده‌ای زندگی کرد.

6
00:01:53,863 --> 00:01:57,700
‫یکی به نام تاکااوجی آشیکاگا.

7
00:01:59,535 --> 00:02:01,871
‫(دوره نانبوکوچو)

8
00:02:01,955 --> 00:02:03,081
‫...یا شاید اینطور فکر کنی.

9
00:02:05,667 --> 00:02:07,502
‫ارباب توکیوکی!

10
00:02:08,628 --> 00:02:13,174
‫وقتشه تیراندازیت رو تمرین کنی!
( 1333میلادی، کاماکورا - محل شوگون‌سالاری واکامیائوجی)

11
00:02:13,508 --> 00:02:16,344
‫تو هیچ جا نمی‌ری، لرد توکییوکی!

12
00:02:17,971 --> 00:02:19,305
‫اوه، ببخشید!

13
00:02:23,476 --> 00:02:24,894
‫اون خیلی چابکه...

14
00:02:24,978 --> 00:02:27,689
‫احمق! الان وقت تحسین مهارت‌هاش نیست!

15
00:02:39,951 --> 00:02:42,328
‫اون بالا خطرناکه، لرد توکییوکی!

16
00:02:42,412 --> 00:02:43,746
‫لطفاً بیا پایین!

17
00:02:44,288 --> 00:02:46,749
‫آسیب می‌بینی!

18
00:02:47,542 --> 00:02:50,128
‫یکی جلوش رو بگیره!

19
00:02:50,628 --> 00:02:52,630
‫اینجا چه خبره؟!

20
00:02:52,839 --> 00:02:55,383
‫ارباب آشیکاگا داره میره!

21
00:02:55,633 --> 00:02:58,720
‫خب... لرد توکییوکی...

22
00:02:59,012 --> 00:03:01,222
‫چی میشه اگه درباره ارباب جوان حرف بزنیم؟

23
00:03:02,807 --> 00:03:03,599
‫ها؟

24
00:03:03,683 --> 00:03:05,309
‫خیلی تند و فرزه!

25
00:03:05,935 --> 00:03:07,603
‫بسه دیگه! مرخصی!

26
00:03:07,687 --> 00:03:09,564
‫اما...

27
00:03:11,190 --> 00:03:12,567
‫ببخشید، بذار رد بشم.

28
00:03:16,362 --> 00:03:17,405
‫مال من...

29
00:03:18,031 --> 00:03:21,034
‫تو همیشه تو قایم‌موشک بازی خیلی خوبی، ارباب جوان.

30
00:03:21,451 --> 00:03:23,119
‫ل-لرد تاکاوجی؟

31
00:03:25,371 --> 00:03:26,789
‫من، تاکائوجی آشیکاگا،

32
00:03:27,582 --> 00:03:29,041
‫می‌رم پایتخت،

33
00:03:29,751 --> 00:03:32,754
‫برای سرکوب شورش پیشینیان امپراتور گودایگو.

34
00:03:33,546 --> 00:03:35,298
‫من عاشقتم،
‫آینده‌ی ارباب خاندان هوجو،

35
00:03:35,673 --> 00:03:38,259
‫تا وفاداریم به قبیله رو نشون بدم.

36
00:03:38,676 --> 00:03:41,095
‫این خیالمو راحت کرد.

37
00:03:41,512 --> 00:03:45,141
‫من برای رونق کاماکورا و جنگجوها دعا می‌کنم،

38
00:03:45,224 --> 00:03:46,642
‫و همچنین برای موفقیتت.

39
00:03:48,436 --> 00:03:49,312
‫خب، پس.

40
00:03:50,938 --> 00:03:51,981
‫ببخشید که منتظرت گذاشتم.

41
00:03:52,064 --> 00:03:52,774
‫آره.

42
00:03:56,027 --> 00:03:58,446
‫اینقدر دور و بر آشيكاگا عصبی نباش.

43
00:03:58,529 --> 00:03:59,447
‫کیوکو؟

44
00:03:59,530 --> 00:04:01,991
‫تو وارث شوگونات هستی.

45
00:04:02,074 --> 00:04:05,286
‫یه روزی تو بهش دستور میدی.

46
00:04:05,578 --> 00:04:06,996
‫کجا رفت؟

47
00:04:07,079 --> 00:04:08,790
‫شاید اونجا قایم شده؟

48
00:04:09,040 --> 00:04:10,124
‫ببخشید، کیوکو!

49
00:04:10,541 --> 00:04:11,834
‫بعداً می‌بینمت!

50
00:04:13,127 --> 00:04:14,086
‫ای وای.

51
00:04:15,046 --> 00:04:16,297
‫وای خدای من...

52
00:04:16,714 --> 00:04:20,051
‫اون فقط تو دویدن و قایم شدن خوبه.

53
00:04:20,134 --> 00:04:24,138
‫اون خیلی با تاکاوجی فرق داره، با اینکه هر دوشون جنگجو هستن.

54
00:04:24,514 --> 00:04:26,807
‫حتی اگه اون بتونه شوگون رو به دست بیاره،

55
00:04:26,891 --> 00:04:30,228
‫اونم مثل باباش فقط یه پادشاه عروسکی می‌شد.

56
00:04:30,311 --> 00:04:32,605
‫بله، آقا تاکاتوکی.

57
00:04:32,688 --> 00:04:35,858
‫پس این موضوع رو بسپار به ما.

58
00:04:35,942 --> 00:04:37,068
‫آره.

59
00:04:38,528 --> 00:04:40,154
‫اوه، بی‌خیال بابا.

60
00:04:40,238 --> 00:04:43,741
‫حتی یه عروسک هم می‌تونه زندگی لوکسی داشته باشه.

61
00:04:44,158 --> 00:04:46,953
‫در حالی که لرد توکییوکی بی‌استعداده و فقط تو فرار کردن خوبه،

62
00:04:47,036 --> 00:04:48,496
‫ولی مهربونه.

63
00:04:49,372 --> 00:04:52,959
‫اون می‌تونه شوهر خوبی برای یه خانواده برجسته باشه!

64
00:04:53,584 --> 00:04:55,127
‫نمی‌تونم پیداش کنم...

65
00:04:55,545 --> 00:04:58,548
‫نمی‌تونم تحملش کنم وقتی اینقدر جدی قایم میشه.

66
00:04:58,756 --> 00:05:03,427
‫چند روز پیش، دو روز کامل توی جعبه زره قایم شد، کلی سروصدا به پا کرد!

67
00:05:03,511 --> 00:05:07,473
‫تمرین کردن خیلی راحت‌تر می‌شد...

68
00:05:15,231 --> 00:05:19,443
‫خب، با وجود اینکه اسمیه، اون جانشین شوگونته.

69
00:05:19,902 --> 00:05:23,781
‫اون خیلی تنبل و ترسووه،
‫هیچی تو کله‌ش نمیره.

70
00:05:28,160 --> 00:05:29,328
‫توکیوکی.

71
00:05:31,872 --> 00:05:34,458
‫پدر مریض و بی‌حاله.

72
00:05:34,542 --> 00:05:36,877
‫تو واقعاً باید همین حالا به تخت سلطنت برسی.

73
00:05:37,712 --> 00:05:40,589
‫صبر کن، نباید تو نفر اول توی صف جانشینی باشی؟

74
00:05:40,673 --> 00:05:42,300
‫امکان نداره.

75
00:05:42,925 --> 00:05:46,554
‫اگه من، پسر صیغه‌ای، موفق می‌شدم،
‫باعث دردسر می‌شد.

76
00:05:47,054 --> 00:05:49,724
‫تو خونمونه که از هر چیزی که دوست نداریم فرار کنیم،

77
00:05:49,807 --> 00:05:51,350
‫منصفانه و بی‌دغل.

78
00:05:55,604 --> 00:05:57,148
‫چرا اینقدر مغروری؟

79
00:05:57,481 --> 00:05:59,108
‫ارباب توکیوکی!

80
00:05:59,191 --> 00:06:00,651
‫پیدات کردم!

81
00:06:00,735 --> 00:06:03,738
‫باشه، بیا بریم تمرین تیراندازی!

82
00:06:04,030 --> 00:06:04,947
‫الان!

83
00:06:05,031 --> 00:06:06,407
‫بیا دیگه!

84
00:06:06,657 --> 00:06:09,160
‫بزن بریم!

85
00:06:10,286 --> 00:06:11,912
‫این رو نگه دار، داداش.

86
00:06:12,413 --> 00:06:13,914
‫ها؟ باشه...

87
00:06:20,421 --> 00:06:21,464
‫تاکیوکی!

88
00:06:21,672 --> 00:06:22,757
‫ارباب توکییوکی!

89
00:06:34,393 --> 00:06:36,103
‫ارباب توکییوکی!

90
00:06:39,023 --> 00:06:40,983
‫لطفاً بس کن!

91
00:06:45,821 --> 00:06:47,448
‫ارباب توکییوکی!

92
00:06:49,575 --> 00:06:51,077
‫ارباب توکیوکی!

93
00:06:58,667 --> 00:06:59,877
‫هی!

94
00:07:00,377 --> 00:07:02,254
‫وای!

95
00:07:08,260 --> 00:07:09,720
‫ارباب جوان!

96
00:07:34,286 --> 00:07:37,081
‫من عاشق کاماکورا هستم

97
00:07:37,998 --> 00:07:41,877
‫عاشق دیدن لبخند روی صورت مردم هستم وقتی در آرامش زندگی می‌کنن.

98
00:07:42,461 --> 00:07:45,089
‫من مقام یا افتخار نمی‌خوام.

99
00:07:45,256 --> 00:07:48,133
‫اگه بتونم تو این شهر آروم زندگی کنم، همین برام کافیه.

100
00:07:49,343 --> 00:07:52,721
‫به من بگو تنبل یا ترسو.

101
00:07:52,805 --> 00:07:57,142
‫به عنوان یه عروسک، هیچ نیازی به قدرت نظامی و غیرنظامی ندارم.

102
00:08:00,312 --> 00:08:03,107
‫این تنبلی یا ترسویی نیست.

103
00:08:05,234 --> 00:08:08,737
‫این یه تیکه از هیولای درونته.

104
00:08:10,531 --> 00:08:12,408
‫پدرم اینو گفت.

105
00:08:12,825 --> 00:08:13,742
‫تو کی هستی؟

106
00:08:14,618 --> 00:08:15,744
‫بابا؟

107
00:08:15,828 --> 00:08:18,914
‫می‌بینم که تو همون‌قدر که میگن تو فرار کردن خوبی!

108
00:08:20,332 --> 00:08:23,294
‫این دیگه چیه؟!

109
00:08:23,419 --> 00:08:25,588
‫خوشبختم!

110
00:08:25,671 --> 00:08:30,009
‫اسم من یوریشیگه سووا هست،
‫یه کشیش از استان شینانو!

111
00:08:30,259 --> 00:08:34,263
‫یه کشیش از شینانو؟
‫صبر کن، کی اینجا بالا اومدی؟!

112
00:08:34,346 --> 00:08:39,602
‫من از اول اینجا بودم!
‫می‌دونستم که می‌خوای از این درخت بالا بری!

113
00:08:40,060 --> 00:08:42,855
‫داری خیلی نور می‌دی...

114
00:08:42,938 --> 00:08:45,232
‫اوه، معذرت می‌خوام!

115
00:08:45,316 --> 00:08:49,820
‫به خاطر مقدس بودن ذاتم، قدرت الهیم اجتناب‌ناپذیر نشت می‌کنه!

116
00:08:50,529 --> 00:08:51,864
‫آرومش می‌کنم.

117
00:08:52,406 --> 00:08:56,744
‫از من خواستن که برای حفاظت کاماکورا در برابر دشمنانش دعا کنم.

118
00:08:57,286 --> 00:09:01,123
‫اومدم به بابات خبر بدم که کار تموم شده.

119
00:09:01,582 --> 00:09:03,000
‫اون شیزوکوئه.

120
00:09:03,083 --> 00:09:07,379
‫اون تو هنرهای مخفی و کارهای دفتری عالیه، واسه همین بهش اجازه دادم کمکم کنه.

121
00:09:07,838 --> 00:09:12,301
‫خیلی مشکوکه...
چطور فهمید من از این درخت بالا میرم؟

122
00:09:12,593 --> 00:09:15,429
‫پدر می‌تونه آینده رو با قدرت الهیش ببینه.

123
00:09:15,512 --> 00:09:17,431
‫هرچند، تو جن‌گیری افتضاحه.

124
00:09:17,514 --> 00:09:19,266
‫شیزوکو، لازم نیست اون دومی رو بگی.

125
00:09:19,683 --> 00:09:22,269
‫اگه شک داری، خودت یه نگاهی بنداز!

126
00:09:24,146 --> 00:09:26,357
‫می‌بینمش، لرد توکییوکی...

127
00:09:26,440 --> 00:09:28,776
‫در آینده، تو...

128
00:09:28,859 --> 00:09:32,237
‫تو... اینجوری دوست داری...

129
00:09:32,321 --> 00:09:33,655
‫اوه، صبر کن...

130
00:09:33,864 --> 00:09:36,992
‫اگه بخوام بگم... یا شاید...

131
00:09:38,494 --> 00:09:41,080
‫اگه این کارو بکنی، حتما خوشحال می‌شی...

132
00:09:41,163 --> 00:09:43,957
‫صبر کن، هرکسی تعریف خودش رو از خوشبختی داره...

133
00:09:44,041 --> 00:09:49,588
‫خب، تو که سالمی، اما در مورد...

134
00:09:49,671 --> 00:09:52,716
‫فکر کنم هر چی قراره بشه، میشه؟

135
00:09:52,800 --> 00:09:53,842
‫چی؟!

136
00:09:53,926 --> 00:09:55,844
‫داری فقط یه چیزایی زیر لب می‌گی!

137
00:09:55,928 --> 00:09:57,971
‫من فقط تیکه‌هایی ازش رو می‌فهمم!

138
00:09:58,055 --> 00:10:00,974
‫اگه از اول همه چیزو می‌دونستم، خیلی حال نمی‌داد!

139
00:10:01,225 --> 00:10:03,268
‫ولی الان می‌تونم همه‌شو ببینم!

140
00:10:03,352 --> 00:10:06,563
‫اگه بخوام بگم، تو داری نقش آدم جدی تو یه نمایشنامه رو بازی می‌کنی!

141
00:10:06,647 --> 00:10:08,524
‫مقصر کیه، ای پیشگوی بامزه؟!

142
00:10:09,233 --> 00:10:12,277
‫و من همچنین دو سال بعد آینده رو دیدم.

143
00:10:13,028 --> 00:10:17,908
‫در سن ده سالگی، تو یه قهرمان می‌شی که آسمون‌ها رو به لرزه درمیاری.

144
00:10:18,158 --> 00:10:22,621
‫تو ارباب جنگ بزرگ می‌شی، بعضیا ازت می‌ترسن و بعضیا هم بهت احترام می‌ذارن،

145
00:10:22,704 --> 00:10:25,499
‫و حتی می‌تونی آینده‌ی کشور رو تغییر بدی.

146
00:10:25,582 --> 00:10:29,461
‫می‌تونم بگم چون خیلی بزرگه...

147
00:10:29,545 --> 00:10:30,087
‫هوم؟

148
00:10:30,420 --> 00:10:32,130
‫اوه، چه سریع!

149
00:10:32,840 --> 00:10:35,175
‫باید همچین حرفی می‌زدی...

150
00:10:35,259 --> 00:10:38,345
‫چه توانایی فوق‌العاده‌ای در حس کردن بحران...

151
00:10:38,637 --> 00:10:40,264
‫نزدیک بود.

152
00:10:40,347 --> 00:10:44,268
‫من اونقدر پول تو جیبم ندارم که به یه احضار کننده روح قلابی بدم.

153
00:10:47,563 --> 00:10:49,106
‫چه آدم احمقی.

154
00:10:49,523 --> 00:10:54,111
‫حتی اگه بخواد منو فریب بده،
‫فقط یه خوشی سطحی نصیبش میشه.

155
00:10:57,990 --> 00:11:00,033
‫من، قهرمان شدن...

156
00:11:00,826 --> 00:11:03,453
‫اون با یه نگاه جدی اینو گفت...

157
00:11:04,454 --> 00:11:05,622
‫هوم...

158
00:11:06,331 --> 00:11:08,917
‫فکرش رو بکن یه آدم مثل اون می‌تونه وارد بشه...

159
00:11:09,459 --> 00:11:11,128
‫واقعاً...

160
00:11:12,880 --> 00:11:14,673
‫خیلی مشکوک بود.

161
00:11:16,884 --> 00:11:17,926
‫هنوز...

162
00:11:18,760 --> 00:11:22,806
‫من یه کم از حرفای این مرد سووا رو می‌فهمم.

163
00:11:23,223 --> 00:11:27,102
‫مهارت‌های دویدنت از من و بابا یه سطح بالاتره.

164
00:11:27,811 --> 00:11:30,230
‫اگه شرایط جور باشه،

165
00:11:30,314 --> 00:11:32,357
‫احساس می‌کنم می‌تونی یه قهرمان باشی.

166
00:11:32,441 --> 00:11:33,942
‫من اینجوری فکر می‌کنم.

167
00:11:36,737 --> 00:11:37,529
‫ها؟

168
00:11:38,030 --> 00:11:39,323
‫چی شده؟

169
00:11:39,489 --> 00:11:42,075
‫کجا رفت؟

170
00:11:42,159 --> 00:11:43,952
‫شاید توی درخت گیر کرده؟

171
00:11:57,007 --> 00:12:00,594
‫الان وارد پایتخت می‌شیم تا ارتش شورشی رو از بین ببریم.

172
00:12:01,428 --> 00:12:05,098
‫برکت‌ها بر ما باد، ای هاچیمان!

173
00:12:05,515 --> 00:12:07,351
‫بیاید جلو، همه!

174
00:12:21,448 --> 00:12:23,658
‫ارباب نایب السلطنه!

175
00:12:23,950 --> 00:12:28,205
‫من اینجام با یه گزارش، آشیکاگا مخفیانه با امپراتور گودایگو تماس گرفته!

176
00:12:28,288 --> 00:12:31,291
‫اونا نیروهای شوگونات رو تو پایتخت نابود کردن!

177
00:12:31,750 --> 00:12:34,252
‫وقتی جنگجوها شهرت تاکااوچی رو شنیدن، دور هم جمع شدن.

178
00:12:34,628 --> 00:12:37,422
‫میگن ارتش نیتا تو یه چشم به هم زدن هجوم میاره!

179
00:12:38,006 --> 00:12:42,427
‫نه تنها این، بلکه دشمن پسرش رو هم فرستاد پیش نیتا یوشیسادا...

180
00:12:42,511 --> 00:12:44,012
‫و اونا هم...

181
00:12:44,096 --> 00:12:46,056
‫...فرستادن نیروها به کاماکورا!

182
00:12:49,017 --> 00:12:53,438
‫(سابورو کانو و جیرو شیوتا، مربیان هنرهای نظامی، در عملیات کشته شدند)

183
00:12:53,522 --> 00:12:55,524
‫(چیکاکی از ستسو، مقام شوگون‌سالاری، خودکشی کرد)

184
00:13:00,987 --> 00:13:03,281
‫(دخترش، کیوکو،
در یک سرقت کشته شد)

185
00:13:05,784 --> 00:13:07,786
‫(شرایط قهرمان بودن...)

186
00:13:10,539 --> 00:13:12,457
‫(...اینکه از همه چیز محروم بشه.)

187
00:13:12,541 --> 00:13:15,585
‫تو... چرا خیانت کردی...

188
00:13:19,047 --> 00:13:20,757
‫می‌تونم یه صدا بشنوم.

189
00:13:21,424 --> 00:13:22,926
‫صدای کیه؟

190
00:13:23,593 --> 00:13:24,678
‫کی...

191
00:13:25,262 --> 00:13:27,889
‫کی منو به آسمون می‌بره؟

192
00:13:30,976 --> 00:13:33,478
‫(بیش از ۸۰۰ نفر از اعضای خاندان هوجو و پیروانش خودکشی کردند)

193
00:13:33,562 --> 00:13:36,398
‫پدر...

194
00:13:36,481 --> 00:13:39,234
‫(سقوط شوگون‌سالاری کاماکورا)

195
00:13:40,026 --> 00:13:42,362
‫منتظرت بودم،
‫لرد توکییوکی.

196
00:13:44,281 --> 00:13:45,949
‫در لحظات آخرش،

197
00:13:46,032 --> 00:13:49,202
‫پدرت به من دستور داد که بهت کمک کنم فرار کنی.

198
00:13:49,286 --> 00:13:52,038
‫چون پسرش خیلی جوون بود که بمیره.

199
00:13:52,914 --> 00:13:55,083
‫از حالا به بعد، تو قلمرو من ازت محافظت می‌کنم.

200
00:13:55,166 --> 00:13:57,878
‫که شینانو-سووا هست.

201
00:13:59,254 --> 00:14:01,840
‫یوریشیگه سووا...

202
00:14:02,674 --> 00:14:03,925
‫داری اینجا چیکار می‌کنی؟

203
00:14:09,180 --> 00:14:10,432
‫وقت نداریم.

204
00:14:10,807 --> 00:14:11,892
‫اینجا.

205
00:14:12,350 --> 00:14:15,312
‫چشم الهی من این احتمال رو دید.

206
00:14:15,854 --> 00:14:18,648
‫ما خودمون رو برای هر اتفاقی آماده کرده بودیم.

207
00:14:18,899 --> 00:14:21,985
‫مردها و اسب‌هامون تو تپه‌های جلوتر هستن.

208
00:14:22,068 --> 00:14:23,361
‫بریم همین الان اونجا.

209
00:14:24,237 --> 00:14:25,322
‫نه...

210
00:14:25,614 --> 00:14:27,198
‫فقط شکمم رو می‌برم...

211
00:14:27,449 --> 00:14:29,326
‫...مثل پدر و بقیه.

212
00:14:29,409 --> 00:14:30,702
‫اتفاق نمی‌افته.

213
00:14:30,785 --> 00:14:34,164
‫اگه تو بمیری، آینده ژاپن چی میشه؟

214
00:14:34,789 --> 00:14:36,333
‫کی اهمیت می‌ده به اون؟

215
00:14:37,000 --> 00:14:39,210
‫خب، این...

216
00:14:40,211 --> 00:14:42,964
‫این میشه... اون...

217
00:14:43,381 --> 00:14:46,384
‫یه حسی دارم،
ولی نمی‌تونم خودم تصمیم بگیرم...

218
00:14:46,468 --> 00:14:48,678
‫اگه می‌مرد، تاثیرش...

219
00:14:48,762 --> 00:14:52,140
‫در حالی که تاثیر روی... اینطوری نمی‌شد...

220
00:14:52,849 --> 00:14:54,643
‫باید اونجا باشه...

221
00:15:01,107 --> 00:15:02,567
‫یک تصویر از جهنم

222
00:15:04,110 --> 00:15:09,658
‫همه چیز در کاماکورا توسط جنگجویان خائن نابود شده...

223
00:15:10,992 --> 00:15:12,535
‫تاکاوجی آشیکاگا...

224
00:15:13,286 --> 00:15:15,747
‫نمی‌تونم باور کنم که اینقدر کامل انجامش دادی.

225
00:15:19,376 --> 00:15:22,295
‫آقا... تاکاوجی...

226
00:15:28,301 --> 00:15:29,135
‫تو کی هستی؟

227
00:15:29,803 --> 00:15:31,763
‫من ارباب فئودالی شیمونو هستم.

228
00:15:32,180 --> 00:15:34,057
‫اسم من تاکائوجی آشیکاگا هست.

229
00:15:35,308 --> 00:15:38,770
‫نمی‌تونی از دست من فرار کنی، آقا!

230
00:15:40,814 --> 00:15:43,566
‫همین چند روز پیش داشت لبخند می‌زد...

231
00:15:44,025 --> 00:15:46,069
‫همه‌اش دروغ بود؟

232
00:15:46,986 --> 00:15:49,114
‫بیایید انتقاممون رو بگیریم، لرد توکیوکی!

233
00:15:49,406 --> 00:15:52,492
‫حتماً کمکت می‌کنم!

234
00:15:53,326 --> 00:15:57,455
‫‌لبخندش هم کاملاً مصنوعیه

235
00:15:57,789 --> 00:15:58,790
‫برو گمشو.

236
00:15:58,873 --> 00:16:01,626
‫چطور می‌تونم به یه آدم قلابی اعتماد کنم؟

237
00:16:01,709 --> 00:16:03,086
‫چه بی‌ادب!

238
00:16:03,169 --> 00:16:07,465
‫من از قدوسیت لبریزم،
‫و تو به من میگی دروغگو؟!

239
00:16:07,549 --> 00:16:08,299
‫بابا.

240
00:16:08,550 --> 00:16:11,219
‫یه قلابیه قلابیه. نیازی به جر و بحث نیست.

241
00:16:11,302 --> 00:16:12,804
‫اینجا پشت من باشید، خانواده!

242
00:16:13,513 --> 00:16:15,890
‫من نمی‌تونم از کسی انتقام بگیرم.

243
00:16:16,391 --> 00:16:18,226
‫وقتی ببینیش می‌فهمی.

244
00:16:19,102 --> 00:16:23,857
‫حتی لرد میناموتو نو یوریتومو پنج سال طول کشید تا هیکه رو نابود کنه.

245
00:16:24,524 --> 00:16:29,863
‫و با این حال، یه مرد هست که تو فقط ۲۴ روز یه کشور رو نابود کرد.

246
00:16:30,738 --> 00:16:35,702
‫تو گفتی چند روز پیش که من قهرمان می‌شم...

247
00:16:36,286 --> 00:16:39,414
‫اما مردان قدرتمندی مثل تاکائوجی آشیکاگا،

248
00:16:39,706 --> 00:16:42,417
‫که نسل‌های آینده بهشون میگن قهرمان.

249
00:16:42,876 --> 00:16:46,629
‫بازنده‌ها باید با عزت بمیرن،
‫تا از خودشون خجالت نکشن.

250
00:16:47,505 --> 00:16:50,049
‫پس فقط بذار من بمیرم.

251
00:16:50,633 --> 00:16:52,719
‫مثل بقیه جنگجوها.

252
00:16:52,802 --> 00:16:54,220
‫واقعاً؟

253
00:16:54,470 --> 00:16:55,972
‫پس بمیر.

254
00:17:22,373 --> 00:17:24,042
‫اون از طرف هوجوئه!

255
00:17:51,235 --> 00:17:54,113
‫از عمق ناامیدی و فراتر از آن...

256
00:17:54,197 --> 00:17:56,532
‫فقط وقتی که مرگ نزدیکه...

257
00:17:59,243 --> 00:18:00,161
‫هی!

258
00:18:08,628 --> 00:18:10,296
‫قهرمان درونت...

259
00:18:11,464 --> 00:18:13,216
‫...ممکنه بدرخشه!

260
00:18:15,677 --> 00:18:16,386
‫هی...

261
00:18:17,178 --> 00:18:19,514
‫اگه من بمیرم تو چیکار می‌کنی؟

262
00:18:25,144 --> 00:18:27,188
‫گفتی اگه بمیری حیفه،

263
00:18:27,605 --> 00:18:30,733
‫اما این قهرمان درون تو بود که باعث شد تو...

264
00:18:31,234 --> 00:18:33,277
‫...سعی کن خوشحال و بی‌خیال زنده بمونی.

265
00:18:34,445 --> 00:18:38,366
‫گریزان بودن فقط یک جنبه از یک قهرمانه.

266
00:18:38,449 --> 00:18:40,159
‫اون بالا! بزنشون!

267
00:18:45,915 --> 00:18:49,669
‫تو هیولای غریزه بقا هستی!

268
00:18:49,752 --> 00:18:52,213
‫تو خیلی توی زنده موندن مهارت داری،

269
00:18:52,296 --> 00:18:55,967
‫و عاشق اون حس قشنگ بین زندگی و مرگ باش.

270
00:18:57,301 --> 00:19:00,972
‫یعنی منظورت دردسر برای تاکاوجیه که تازه امپراتور رو کشته، درسته؟

271
00:19:01,055 --> 00:19:03,850
‫و تاج و تخت رو تصاحب کرد.

272
00:19:04,267 --> 00:19:08,104
‫وارث بعدی شوگون‌نشین کاماکورا،
‫که باید بیشتر از هر کسی کشته بشه،

273
00:19:08,563 --> 00:19:11,315
‫استعداد زنده موندن بیشتر از هر کسی رو داره.

274
00:19:16,612 --> 00:19:19,365
‫تاکاوجی با کشتن قهرمان می‌شه.

275
00:19:19,824 --> 00:19:22,326
‫و تو با زنده موندن قهرمان می‌شی.

276
00:19:23,244 --> 00:19:26,831
‫شما دو قهرمان هستید با سرنوشت‌های متفاوت.

277
00:19:28,040 --> 00:19:31,627
‫البته، نمی‌تونی فقط با دویدن و قایم شدن برنده بشی.

278
00:19:32,295 --> 00:19:34,672
‫رفاقت،
قدرت نظامی و هوش.

279
00:19:34,755 --> 00:19:38,134
‫همه رو جمع می‌کنم تا تو برنده بشی.

280
00:19:39,010 --> 00:19:43,139
‫اگه به زندگی ادامه بدی، یه روزی مطمئناً،

281
00:19:43,222 --> 00:19:45,516
‫تاکاوجی میاد تا تو رو بکشه.

282
00:19:46,184 --> 00:19:50,313
‫حالا، بازی گرگم به هوا رو شروع می‌کنیم تا تاج و تخت رو پس بگیریم!

283
00:20:17,632 --> 00:20:18,841
‫یوریشیگه.

284
00:20:19,258 --> 00:20:21,010
‫هدفت اینجا چیه؟

285
00:20:21,594 --> 00:20:24,972
‫چه نفعی برات داره که یه بچه تبعیدی رو نجات بدی؟

286
00:20:25,056 --> 00:20:27,850
‫همش به خاطر وفاداری به خانواده هوجو!

287
00:20:28,351 --> 00:20:31,229
‫خب، من فقط یه قلابیم،

288
00:20:31,312 --> 00:20:32,855
‫پس حدس می‌زنم که حرفمو باور نمی‌کنی.

289
00:20:33,356 --> 00:20:35,149
‫به موقع بهت می‌گم.

290
00:20:35,900 --> 00:20:39,403
‫بعد از اینکه کاماکورا رو پس گرفتی.

291
00:20:42,949 --> 00:20:43,950
‫من...

292
00:20:44,533 --> 00:20:45,743
‫من واقعاً هیچ خجالتی ندارم.

293
00:20:46,535 --> 00:20:48,913
‫حتی با اینکه تمام خانواده‌ام کشته شدند...

294
00:20:49,538 --> 00:20:53,084
‫برای من طبیعی بود که بمیرم...

295
00:20:55,044 --> 00:20:59,256
‫مرسی از تو،
‫از خوشی زندگی غش کردم.

296
00:21:00,257 --> 00:21:01,300
‫آقای یوریشیگه.

297
00:21:02,051 --> 00:21:03,970
‫تو مسئول این خواهی بود.

298
00:21:05,471 --> 00:21:07,014
‫البته.

299
00:21:07,640 --> 00:21:10,267
‫تا ته جهنم بهت خدمت می‌کنم.

300
00:21:14,772 --> 00:21:16,691
‫درست مثل پیش‌بینی یوریشیگه،

301
00:21:16,774 --> 00:21:21,195
‫دو سال بعد، توکیوکی کل کشور رو تکون می‌ده.

302
00:21:23,406 --> 00:21:24,281
‫آره!

303
00:21:25,241 --> 00:21:28,452
‫تو دورانی که مردن با وقار عادی بود،

304
00:21:28,536 --> 00:21:31,497
‫پسره به هر قیمتی که شده فرار می‌کرد،

305
00:21:31,580 --> 00:21:34,834
‫و مصمم بود که سر امپراتور جدید رو به دست بیاره.

306
00:21:35,960 --> 00:21:42,383
‫این شروع زندگی پر تلاطم سامورایی گریزان بود.

307
00:22:59,919 --> 00:23:00,920
‫ بیا!
‫(قسمت ۲: آقای مهربون)

