﻿1
00:00:18,560 --> 00:00:19,978
‫مرگ زنده است...

2
00:00:20,812 --> 00:00:22,355
‫و در تاریکی برمی‌خیزد...

3
00:00:22,439 --> 00:00:25,233
‫با نور حقیقی آفتاب
‫کم‌سو می‌شود و از بین می‌رود...

4
00:00:26,067 --> 00:00:28,945
‫ولی همان سقوط ‌کرده است
‫که تاریکی ابدی را با خود می‌آورد...

5
00:00:30,113 --> 00:00:32,824
‫گرچه عشق در سیاه‌ترین چشم‌ها نور را می‌یابد...

6
00:00:34,200 --> 00:00:37,620
‫اما با مرگ ستاره، همه‌چیز می‌سوزد.

7
00:01:25,627 --> 00:01:38,431
‫«شاهزاده‌ی اژدها: معمای آراووس»

8
00:01:42,727 --> 00:01:47,565
‫کتاب هفتم: «تاریکی»
‫بخش نهم (پایانی): «ستاره‌ی فانی»

9
00:01:55,615 --> 00:01:58,284
‫سرنوشت چیز عجیبیـه.

10
00:01:59,327 --> 00:02:01,621
‫شمشیر ستاره‌ای به جدّ من رسید...

11
00:02:01,704 --> 00:02:06,042
‫و بعد نسل‌ها گم شد،
‫تا این‌که ما پیداش کردیم.

12
00:02:06,584 --> 00:02:09,796
‫«اِزران»، من هیچ‌وقت توی کاری درنگ نمی‌کنم.

13
00:02:09,879 --> 00:02:12,132
‫همیشه تیرهام رو حتی
‫قبل‌از این‌که ذره‌ای فکر کنم...

14
00:02:12,132 --> 00:02:14,467
‫به‌سمت دشمن پرتاب کردم...

15
00:02:15,260 --> 00:02:18,138
‫ولی این دفعه احساس می‌کنم یه‌جای کار می‌لنگه.

16
00:02:18,972 --> 00:02:20,515
‫چاره‌ای ندارم.

17
00:02:22,183 --> 00:02:23,852
‫باید «آراووس» رو بُکشم.

18
00:02:24,602 --> 00:02:27,272
‫شاید خودش می‌خواسته که این شمشیر رو پیدا کنی.

19
00:02:27,355 --> 00:02:30,775
‫توی یه معما مخفی‌ش کرد که
‫بعد از فهمیدنش فکر کنی خیلی زرنگـی...

20
00:02:30,859 --> 00:02:32,152
‫ولی در اصل داره کنترلت می‌کنه.

21
00:02:32,777 --> 00:02:34,737
‫اگه این یه تله باشه چی؟

22
00:02:36,030 --> 00:02:37,240
‫شاید باشه.

23
00:02:37,866 --> 00:02:39,200
‫ولی به‌ هرحال می‌رم سراغش.

24
00:02:54,674 --> 00:02:55,884
‫این دفعه نمی‌شه بیای، «بِیت».

25
00:02:57,844 --> 00:02:59,846
‫شرمنده... نمی‌تونم قول بدم.

26
00:03:17,322 --> 00:03:20,533
‫لوکس آریا خیلی دوره.

27
00:03:27,665 --> 00:03:29,459
‫«زیم»، چی‌کار می‌کنی؟

28
00:03:36,758 --> 00:03:37,884
‫وای!

29
00:03:46,476 --> 00:03:47,894
‫نه! نکن!

30
00:03:51,064 --> 00:03:53,399
‫نه! «کالوم»! نه!

31
00:03:55,568 --> 00:03:57,528
‫تموم که شد، منو می‌کُشه.

32
00:03:57,612 --> 00:03:59,405
‫تو هم جایی برای رفتن نداری.

33
00:03:59,489 --> 00:04:01,115
‫و هیچ بدن دیگه‌ای در کار نیست.

34
00:04:02,116 --> 00:04:04,786
‫دوباره تا ابد حبس می‌شی.

35
00:04:06,037 --> 00:04:08,331
‫سرنوشت من اینـه!

36
00:04:08,414 --> 00:04:10,708
‫سرنوشتی که خودم می‌نویسمش!

37
00:04:18,466 --> 00:04:19,467
‫«اِزران»؟

38
00:04:20,218 --> 00:04:21,552
‫«آویزاندوم»، ببین!

39
00:04:22,303 --> 00:04:24,305
‫اون پسرمونـه.

40
00:04:27,058 --> 00:04:29,560
‫باید با هم جلوشو بگیریم!

41
00:04:34,732 --> 00:04:36,734
‫زود باش، «زیم»... زود باش!

42
00:04:37,402 --> 00:04:40,113
‫فرصتت داره از دست می‌ره، جادوگر سیاه.

43
00:04:41,030 --> 00:04:46,411
‫عجله کن وگرنه شاه دلیر
‫و شاهزاده‌ی اژدها سرنوشت منو تغییر می‌دن...

44
00:04:46,995 --> 00:04:49,872
‫و ناخواسته دنیا رو به آتیش می‌کشن!

45
00:04:55,211 --> 00:04:58,131
‫«کالوم»، این کارو نکن!

46
00:04:58,214 --> 00:05:01,759
‫مجبورم، وگرنه همه می‌میرن!

47
00:05:21,112 --> 00:05:22,196
‫دیگه دیره، «کالوم».

48
00:05:22,780 --> 00:05:27,243
‫اگه الان طلسم رو اجرا کنی، مال من می‌شی.

49
00:05:27,327 --> 00:05:29,954
‫پیروزی‌ای در کار نیست.

50
00:05:30,538 --> 00:05:31,622
‫دیگه تموم شد.

51
00:05:31,706 --> 00:05:33,583
‫درستـه، پیروزی‌ای در کار نیست.

52
00:05:33,666 --> 00:05:35,335
‫نه برای تو، نه برای ما.

53
00:05:35,960 --> 00:05:41,341
‫چون ما حاضریم همه‌چی‌مون رو فدا کنیم
‫تا این دنیا رو نجات بدیم.

54
00:05:42,216 --> 00:05:44,552
‫عشق من... فدای زِیدیا!

55
00:06:05,865 --> 00:06:12,205
‫«آویزاندوم»، روز مرگت همه‌چیت رو دادی
‫تا از پسرمون محافظت کنی.

56
00:06:13,623 --> 00:06:17,919
‫می‌دونم که هنوزم درونت عاطفه داری!

57
00:06:28,012 --> 00:06:32,433
‫احمق‌های شجاع بازم یه احمقـن.

58
00:06:32,934 --> 00:06:36,687
‫چه هفت سال باشه، چه هفتصد سال...

59
00:06:36,771 --> 00:06:42,318
‫نوبت منم می‌رسه!

60
00:06:42,902 --> 00:06:43,903
‫همم؟

61
00:06:48,699 --> 00:06:49,700
‫وای!

62
00:07:08,094 --> 00:07:09,262
‫«کلادیا»...

63
00:07:10,847 --> 00:07:12,765
‫باید بری!

64
00:07:14,225 --> 00:07:16,436
‫می‌تونم کمکت کنم! من...

65
00:07:22,442 --> 00:07:23,443
‫نمی‌خوام...

66
00:07:25,736 --> 00:07:28,990
‫یه دختر دیگه رو از دست بدم!

67
00:07:45,840 --> 00:07:47,633
‫«کلادیا» داره فرار می‌کنه!

68
00:07:47,717 --> 00:07:49,886
‫«اِستلا»، کمکشون کن!

69
00:08:06,819 --> 00:08:08,362
‫دارمت.

70
00:08:09,030 --> 00:08:10,031
‫می‌دونم.

71
00:09:12,343 --> 00:09:13,344
‫خب...

72
00:09:13,803 --> 00:09:15,304
‫واقعاً می‌خوای این کارو بکنی؟

73
00:09:16,389 --> 00:09:18,432
‫می‌خوای خواهرت رو بُکشی؟

74
00:09:20,434 --> 00:09:22,770
‫نمی‌دونم.

75
00:09:22,853 --> 00:09:24,814
‫پس دیگه بیخیال من شدی...

76
00:09:27,483 --> 00:09:29,151
‫هر دوتون رو می‌کُشم!

77
00:09:41,289 --> 00:09:42,290
‫ولی...

78
00:09:43,291 --> 00:09:45,084
‫من هنوزم آدم خوبی‌ام.

79
00:09:45,167 --> 00:09:46,669
‫هنوزم خودمَـم.

80
00:10:03,811 --> 00:10:05,187
‫بعداز مرگ ستاره...

81
00:10:07,565 --> 00:10:09,066
‫همه‌چی می‌سوزه.

82
00:10:11,527 --> 00:10:12,528
‫همگی...

83
00:10:13,070 --> 00:10:14,697
‫بیاین زیر بال من!

84
00:10:25,541 --> 00:10:29,754
‫اون‌وقت این فداکاری‌تون چه نتیجه‌ای داره؟

85
00:10:29,837 --> 00:10:35,134
‫یه مدت کوتاه به آرامش می‌رسین
‫و بعدش برمی‌گردم و شما دیگه نیستین.

86
00:10:35,217 --> 00:10:39,597
‫دنیایی بدون اَبَراژدهاها.

87
00:10:39,847 --> 00:10:43,142
‫مرگ شماها هیچ فایده‌ای نداره.

88
00:11:06,582 --> 00:11:08,125
‫همدیگه رو بچسبین.

89
00:11:14,799 --> 00:11:17,093
‫خداحافظ، «آزیمندیاس» عزیزم.

90
00:11:22,264 --> 00:11:24,642
‫من همیشه دوستت...

91
00:12:37,882 --> 00:12:40,092
‫«آراووس» خیلی بهمون فشار آورد...

92
00:12:40,176 --> 00:12:42,011
‫حاضر بودیم همه‌چی رو فدا کنیم.

93
00:12:42,511 --> 00:12:43,512
‫همه‌چی!

94
00:12:44,263 --> 00:12:46,766
‫تو، من، «کالوم»، «رِیلا»...

95
00:12:46,849 --> 00:12:49,268
‫داشتیم همه‌چی‌مون رو تسلیم می‌کردیم.

96
00:12:49,351 --> 00:12:53,272
‫ولی به لطف اَبَراژدهاها موفق شدیم.

97
00:13:01,405 --> 00:13:03,783
‫اونا هدیه‌ی بزرگی بهمون دادن.

98
00:13:03,866 --> 00:13:05,451
‫فرصتی برای زندگی.

99
00:13:06,202 --> 00:13:07,995
‫فرصتی برای بهتر شدن.

100
00:13:08,078 --> 00:13:09,622
‫حالا به عهده‌ی ماست، «زیم».

101
00:13:10,247 --> 00:13:11,999
‫باید دنیای بهتری بسازیم.

102
00:13:22,927 --> 00:13:23,928
‫چطوری؟

103
00:13:24,970 --> 00:13:25,971
‫خوبـم.

104
00:13:26,388 --> 00:13:29,266
‫تازگی یاد اون اسباب‌بازی‌ای افتادم...

105
00:13:29,350 --> 00:13:30,684
‫که وقتی تو نوزاد بودی، داشتم.

106
00:13:31,227 --> 00:13:34,396
‫برام خیلی عزیز بود.

107
00:13:34,480 --> 00:13:35,773
‫ولی تو زدی شکستیش.

108
00:13:36,440 --> 00:13:38,901
‫حالا چرا این بحث رو پیش کشیدی؟

109
00:13:38,984 --> 00:13:40,528
‫بعدش خیلی عصبانی شدم.

110
00:13:40,611 --> 00:13:45,616
‫بهت گفتم تا ابد ازت متنفرم!

111
00:13:45,699 --> 00:13:48,118
‫مامان گفت اِشکال نداره عصبانی باشم...

112
00:13:48,202 --> 00:13:50,621
‫ولی نباید به داداشم همچین حسی داشته باشم.

113
00:13:50,704 --> 00:13:52,540
‫چون در آینده به هم نیاز داریم.

114
00:13:52,623 --> 00:13:53,874
‫و ما برادریـم.

115
00:13:54,959 --> 00:13:56,377
‫من هنوزم بهت نیاز دارم، «اِزران».

116
00:13:56,585 --> 00:13:59,588
‫- چـــی...
‫- چی؟

117
00:14:05,719 --> 00:14:09,557
‫«آراووس» دیگه نیست... ولی برمی‌گرده.

118
00:14:10,057 --> 00:14:12,893
‫هفت سال دیگه موقع
‫هم‌راستا شدن ستاره‌هاش برمی‌گرده.

119
00:14:12,977 --> 00:14:14,520
‫باید آماده باشیم.

120
00:14:14,603 --> 00:14:16,480
‫ولی نمی‌شه از زندگی‌مون غافل بشیم.

121
00:14:16,564 --> 00:14:20,317
‫شاه «اِزران»، فکر کنم دیگه وقت بازسازیـه.

122
00:14:21,861 --> 00:14:22,695
‫نه.

123
00:14:23,445 --> 00:14:24,572
‫چی شد؟

124
00:14:26,490 --> 00:14:28,617
‫وقت نوسازیـه.

125
00:14:37,710 --> 00:14:40,421
‫خب اینم حرف من شد دیگه.

126
00:14:40,504 --> 00:14:42,756
‫نه... نوسازی فرق داره.

127
00:14:42,840 --> 00:14:45,050
‫نه والا، هر دو یکیـه.

128
00:14:45,134 --> 00:14:47,428
‫هیچ‌وقت درباره‌ی «گوجه» ازش نپرس.

129
00:14:47,511 --> 00:14:51,265
‫اون «گورجه»‌ست.
‫قبلاً درباره‌ش حرف زدیم، «کوروِس».

130
00:15:02,026 --> 00:15:04,570
‫- ببین، «گاس» هم اینجاست.
‫- «گاس» کیـه؟

131
00:15:14,163 --> 00:15:15,998
‫دنیامون داشت به آخر می‌رسید...

132
00:15:16,498 --> 00:15:18,250
‫ولی بازم نجات پیدا کردیم.

133
00:15:18,334 --> 00:15:21,879
‫و حالا شروع تازه‌ای رو رقم می‌زنیم.

134
00:15:21,962 --> 00:15:25,341
‫از امروز به ساخت یه شهر جدید مشغول می‌شیم.

135
00:15:27,343 --> 00:15:30,638
‫اینجا که ایستادیم،
‫مرزی بود که ما رو از هم جدا می‌کرد.

136
00:15:31,263 --> 00:15:36,477
‫ولی حالا این مرز به شهری تبدیل می‌شه
‫که واسطه‌ی سرزمین ما و شماست.

137
00:15:36,560 --> 00:15:38,646
‫مکانی که انسان‌ها و اِلف‌ها...

138
00:15:38,729 --> 00:15:42,107
‫برای اولین بار دور هم جمع می‌شن...

139
00:15:42,191 --> 00:15:43,525
‫و زندگی می‌کنن.

140
00:15:46,695 --> 00:15:48,572
‫عع... اجازه بدین.

141
00:15:48,656 --> 00:15:52,368
‫اگه قراره انسان‌ها و اِلف‌ها
‫توی ساخت اینجا مشارکت داشته باشن...

142
00:15:52,451 --> 00:15:53,869
‫سؤال اصلی اینـه که...

143
00:15:53,953 --> 00:15:56,830
‫- مسئولیتش با کیـه؟
‫- دقیقاً.

144
00:15:57,706 --> 00:15:58,707
‫مسئولش شماهایـین.

145
00:15:59,083 --> 00:16:00,376
‫به اینا نسپُرین.

146
00:16:00,876 --> 00:16:03,462
‫همه‌تون مسئولیـن.

147
00:16:03,545 --> 00:16:07,216
‫توی این شهر نظر همه اهمیت داره...

148
00:16:07,299 --> 00:16:09,343
‫تا آینده‌مون در کنار هم ساخته بشه.

149
00:16:09,426 --> 00:16:11,804
‫برای نام‌گذاری شهر جدید خیلی فکر کردیم.

150
00:16:11,887 --> 00:16:14,890
‫و «ترستیریوس» پیشنهادی داد که
‫به نظرم بسیار مناسب حال‌وهوای اینجاست.

151
00:16:17,142 --> 00:16:18,310
‫عع... سلام!

152
00:16:18,394 --> 00:16:20,604
‫من «تری» هستم.

153
00:16:20,688 --> 00:16:22,272
‫که ایشونم گفتن.

154
00:16:24,525 --> 00:16:27,236
‫به شهر «اِوِرکایند» خوش اومدید.

155
00:16:31,657 --> 00:16:34,785
‫این شهر محلی برای افراد مهربون می‌شه...

156
00:16:34,868 --> 00:16:37,830
‫تا همه یاد بگیریم با دیگران مهربون باشیم.

157
00:16:46,547 --> 00:16:49,008
‫چیزی به نام آرمان‌شهر وجود نداره.

158
00:16:49,091 --> 00:16:51,760
‫ولی با سخت‌کوشی و انضباط...

159
00:16:51,844 --> 00:16:54,096
‫امیدواری و صبوری...

160
00:16:54,596 --> 00:16:56,432
‫می‌تونیم دنیای بهتری بسازیم.

161
00:17:02,646 --> 00:17:05,065
‫به اِوِرکایند خوش اومدید!

162
00:17:31,633 --> 00:17:32,926
‫منم دلم براش تنگ شده.

163
00:17:33,677 --> 00:17:34,970
‫موندم...

164
00:17:36,430 --> 00:17:38,015
‫الان کجاست.

165
00:18:01,705 --> 00:18:03,207
‫هفت سال...

166
00:18:17,846 --> 00:18:18,847
‫ببین...

167
00:18:19,431 --> 00:18:21,475
‫به شاه «اِزران» گفتم داری میای.

168
00:18:21,558 --> 00:18:24,812
‫کمی ناراحتـه، ولی گفت بهت گوش می‌ده.

169
00:18:32,194 --> 00:18:34,279
‫من در خدمت شمام.

170
00:18:35,489 --> 00:18:38,867
‫حاضرم با مجازاتم روبه‌رو بشم.

171
00:18:38,951 --> 00:18:41,203
‫هرچی که باشه.

172
00:18:44,873 --> 00:18:50,504
‫فکر می‌کردم به‌عنوان یه آدم‌کُش
‫دارم به مردم خدمت می‌کنم.

173
00:18:50,587 --> 00:18:53,799
‫هرچند راه نادرستی بود.

174
00:18:53,882 --> 00:18:58,470
‫به نظرم این اعمال خشونت‌آمیز من...

175
00:18:58,554 --> 00:19:03,892
‫از کشتارهای بیهوده‌ی زیادی جلوگیری کرد.

176
00:19:05,811 --> 00:19:10,190
‫ولی وقتی به کاتولیس برگشتم...

177
00:19:10,274 --> 00:19:16,405
‫و غم شما رو دیدم،
‫فهمیدم داشتم به خودم دروغ می‌گفتم.

178
00:19:16,488 --> 00:19:20,576
‫اعمال خشونت‌آمیز من
‫افکار تاریکی رو توی ذهن دیگران رقم زد...

179
00:19:20,659 --> 00:19:23,495
‫و خشونت و تنفر رو بیشتر کرد...

180
00:19:23,579 --> 00:19:29,710
‫و به چیزی تبدیل شد که
‫یه زمانی می‌خواستم جلوشو بگیرم.

181
00:19:30,919 --> 00:19:35,174
‫الان می‌فهمم که دارین دائماً عذاب می‌کشین.

182
00:19:36,800 --> 00:19:40,137
‫ولی بازم تونستین با اراده‌ی راسخ‌تون...

183
00:19:40,762 --> 00:19:44,224
‫رهبری مهربون و بخشنده باشین.

184
00:19:45,475 --> 00:19:48,812
‫من طوری آموزش دیدم که
‫همیشه خودم رو مُرده فرض کنم...

185
00:19:49,354 --> 00:19:53,609
‫تا توی مأموریت‌هام ترسی از مرگ نداشته باشم.

186
00:19:54,484 --> 00:19:55,485
‫ولی...

187
00:19:57,404 --> 00:19:59,907
‫من نمُردم!

188
00:20:00,824 --> 00:20:02,868
‫من زنده‌ام!

189
00:20:03,202 --> 00:20:04,536
‫می‌بخشمت.

190
00:20:07,706 --> 00:20:09,208
‫ازت ممنونـم، «اِزران»...

191
00:20:10,000 --> 00:20:12,336
‫منو... منو ببخش.

192
00:20:12,419 --> 00:20:14,963
‫این‌طوری نگو. من دوستت دارم، «رِیلا».

193
00:20:15,047 --> 00:20:16,840
‫منم دوستت دارم.

194
00:20:19,635 --> 00:20:20,802
‫راستی...

195
00:20:21,678 --> 00:20:23,555
‫پدرم دم مرگش چیزی نگفت؟

196
00:20:25,140 --> 00:20:27,351
‫یه چیزی... مشکوک بود.

197
00:20:28,936 --> 00:20:31,772
‫به‌محض ورود به اتاق، کمانم آماده‌ی شلیک بود.

198
00:20:32,439 --> 00:20:36,985
‫ولی بعداز رهاکردن تیر، چیز عجیبی دیدم...

199
00:20:37,069 --> 00:20:40,989
‫پادشاه لبه‌ی یه میز نشسته بود
‫و بیرون رو نگاه می‌کرد.

200
00:20:41,073 --> 00:20:43,325
‫بعدش به من نگاه کرد و گفت...

201
00:20:44,159 --> 00:20:44,952
‫جان؟

202
00:20:45,035 --> 00:20:48,080
‫مثل پرنده‌ها جیغ کشید.

203
00:20:48,330 --> 00:20:49,206
‫این‌طوری...

204
00:20:51,458 --> 00:20:53,710
‫الان نفهمیدم چی شد.

205
00:20:53,794 --> 00:20:56,338
‫عع.. عذر می‌خوام، جناب پادشاه...

206
00:20:57,047 --> 00:21:00,509
‫ولی تا چند هفته بعداز اون حادثه‌ی تلخ...

207
00:21:00,592 --> 00:21:03,345
‫شایعه‌های عجیبی هم بین مردم پخش شده بود.

208
00:21:03,428 --> 00:21:04,429
‫شایعه؟

209
00:21:05,472 --> 00:21:09,685
‫من بهشون توجهی نکردم، ولی الان قضیه جدی شده.

210
00:21:43,844 --> 00:21:45,721
‫باید یه پرنده رو پیدا کنیم!

211
00:22:09,619 --> 00:22:10,620
‫کی بود...؟

212
00:22:11,747 --> 00:22:12,748
‫«کالوم»؟

213
00:22:14,374 --> 00:22:15,375
‫بهم اعتماد داری؟

214
00:22:22,549 --> 00:22:23,759
‫بله که دارم.

215
00:22:30,724 --> 00:22:33,226
‫خب دیگه، تقریباً رسیدیم.

216
00:22:35,270 --> 00:22:37,022
‫فکر کنم روی پُلیـم.

217
00:22:37,606 --> 00:22:39,232
‫اگه می‌خوای منو بندازی توی آب...

218
00:22:39,232 --> 00:22:41,401
‫حسابت رو می‌رسم‌ها.

219
00:23:11,056 --> 00:23:14,393
‫بعداز این ماجرا،
‫می‌خواستم برات یه کاری کرده باشم.

220
00:23:15,060 --> 00:23:16,061
‫محض خنده.

221
00:23:16,561 --> 00:23:18,522
‫امروز کلاً داشتیم روی آوازشون کار می‌کردیم!

222
00:23:23,443 --> 00:23:25,404
‫خیلی دیوونه‌ای!

223
00:23:26,530 --> 00:23:27,614
‫قربان شما.

224
00:23:28,073 --> 00:23:29,449
‫صبر کن بینم... دیوونه؟

225
00:23:29,533 --> 00:23:32,035
‫الان ازم تعریف کردی دیگه؟

226
00:23:32,119 --> 00:23:35,872
‫دیوونه بعضی‌وقتا معنای خوبی داره.

227
00:23:42,421 --> 00:23:45,799
‫«آخرین آرزوی لیولا...»

228
00:23:47,676 --> 00:24:04,443
‫«امیدوارم هر بچه‌ای حتی توی تاریکی، غم، ترس و تنهایی اینو بدونه که...»

229
00:24:05,527 --> 00:24:11,116
‫«یکی هست که همیشه دوستش داره.»
