﻿1
00:00:17,350 --> 00:00:19,519
‫آنچه گذشت...

2
00:00:20,979 --> 00:00:23,398
‫«کلادیا» و «آراووس» می‌خوان
‫دریچه‌ی ماه رو باز کنن...

3
00:00:23,398 --> 00:00:25,150
‫و همه‌ی ارواح برزخ رو آزاد کنن.

4
00:00:29,863 --> 00:00:33,241
‫«کلادیا»، خودت می‌دونی قدم بعدی چیـه.

5
00:00:33,324 --> 00:00:34,784
‫برات یه زحمت دارم.

6
00:00:40,206 --> 00:00:41,708
‫آتش!

7
00:00:50,717 --> 00:00:52,761
‫ما ازت نمی‌ترسیم.

8
00:00:53,720 --> 00:00:55,055
‫اگه واقعاً دوستشون داری...

9
00:00:55,305 --> 00:00:59,642
‫پس باید برای نجات
‫«رِیلا»، «اِزران» و بقیه هرکاری بکنی.

10
00:01:00,310 --> 00:01:01,603
‫باید یه راه دیگه هم باشه...

11
00:01:01,686 --> 00:01:04,189
‫که بدون تو انجام بدم.

12
00:01:04,564 --> 00:01:05,565
‫من یه نقشه دارم.

13
00:01:46,106 --> 00:01:58,952
‫«شاهزاده‌ی اژدها: معمای آراووس»

14
00:02:03,456 --> 00:02:08,128
‫کتاب هفتم: «تاریکی»
‫بخش هفتم: «غول و پادشاه»

15
00:02:13,341 --> 00:02:14,467
‫«اِزران» عزیز.

16
00:02:15,176 --> 00:02:17,512
‫از چند روز پیش دارم نامه‌ای می‌نویسم...

17
00:02:19,430 --> 00:02:21,474
‫که ازت بخوام منو ببخشی.

18
00:02:23,893 --> 00:02:26,688
‫این فاصله‌ی بین‌مون رو دوست ندارم.

19
00:02:28,148 --> 00:02:31,693
‫مطمئنـم که بالاخره...

20
00:02:32,527 --> 00:02:34,237
‫فرصت آشتی بهمون داده می‌شه.

21
00:02:36,823 --> 00:02:38,783
‫ولی این اون نامه نیست.

22
00:02:40,410 --> 00:02:43,413
‫دیروز بهم خبر رسید که
‫بزرگ‌ترین ترسم به واقعیت تبدیل شده.

23
00:02:44,080 --> 00:02:45,540
‫«آراووس» برگشته...

24
00:02:46,332 --> 00:02:49,919
‫و ارواح برزخ رو توی دنیای ما آزاد کرده.

25
00:02:50,503 --> 00:02:53,965
‫ارواح زیر نور خورشید دَووم نمیارن،
‫ولی «آراووس» فکر اینجا رو هم کرده.

26
00:02:54,757 --> 00:02:57,427
‫می‌خواد تاریکی ابدی رو به اینجا بیاره.

27
00:02:59,971 --> 00:03:00,972
‫خوشبختانه...

28
00:03:03,099 --> 00:03:05,518
‫«آراووس» تنها کسی نیست که نقشه چیده.

29
00:03:06,561 --> 00:03:09,189
‫دوستای جدید و قدیمی قراره کنار هم...

30
00:03:10,190 --> 00:03:11,566
‫جلوی اونو بگیرن.

31
00:03:18,114 --> 00:03:23,411
‫«آراووس» به گوی خورشید توی
‫لوکس آریا نیاز داره تا خورشید رو نابود کنه.

32
00:03:24,162 --> 00:03:26,915
‫واسه همین اول به ملکه «جنای»
‫و خاله «آمایا» خبر دادیم.

33
00:03:27,457 --> 00:03:30,543
‫باید هرطورشده از گوی محافظت کنن.

34
00:03:31,336 --> 00:03:34,339
‫بعدش یه مروارید غول‌پیکر دیگه لازم داریم.

35
00:03:34,422 --> 00:03:36,799
‫از جادوگر ارشد، «آکیو» خواستم یکی بسازه.

36
00:03:39,093 --> 00:03:42,388
‫و بعد... با «آراووس» روبه‌رو می‌شیم.

37
00:03:42,472 --> 00:03:44,432
‫واسه این کار به کمک نیاز داریم.

38
00:03:44,515 --> 00:03:48,061
‫برای همین... از چند اَبَراژدها کمک گرفتم.

39
00:03:50,104 --> 00:03:53,650
‫«دامینا پروفاندیس» از اعماق
‫دریا برای کمک میاد...

40
00:03:56,444 --> 00:03:59,280
‫«رکس ایگنیوس» از آمبر تور...

41
00:04:01,282 --> 00:04:03,785
‫و البته «زوبِیا»... اگه حالش خوب باشه.

42
00:04:03,868 --> 00:04:05,370
‫برای همین به کمکت نیاز دارم، «اِزران».

43
00:04:05,995 --> 00:04:09,165
‫«زوبِیا» رو بردار و بیا به لوکس آریا.

44
00:04:11,626 --> 00:04:15,088
‫اگه این اژدهاها بتونن
‫فقط چند ثانیه «آراووس» رو معطل کنن.

45
00:04:15,171 --> 00:04:19,467
‫می‌تونم با جادوی دریا
‫اونو تا ابد توی مروارید زندونی کنم.

46
00:04:20,593 --> 00:04:23,388
‫دیگه نیازی به این کارا نیست.

47
00:04:23,471 --> 00:04:25,390
‫ما دستگیرش کردیم.

48
00:04:26,224 --> 00:04:28,434
‫اگه از پیش‌مون نرفته بود، خودش می‌فهمید.

49
00:04:28,518 --> 00:04:29,560
‫سلام!

50
00:04:30,395 --> 00:04:31,396
‫شاه «اِزران»!

51
00:04:35,858 --> 00:04:37,735
‫پس نقشه‌ی «کالوم» اینـه.

52
00:04:37,819 --> 00:04:42,073
‫می‌خواد با کمک چند اَبَراژدها
‫«آراووس» رو توی مروارید حبس کنه.

53
00:04:42,156 --> 00:04:44,784
‫اوف... عجب نقشه‌ای!

54
00:04:44,867 --> 00:04:47,704
‫ولی ما که دیگه دست‌وپاش رو بستیم.

55
00:04:47,787 --> 00:04:48,997
‫پس نصف راه رو اومدیم.

56
00:04:49,372 --> 00:04:52,208
‫به لطف «کوروِس» و«آنیا»،
‫اون دیگه توی چنگ ماست.

57
00:04:52,292 --> 00:04:55,461
‫ولی بازم باید به «کالوم» کمک کنیم.

58
00:04:57,714 --> 00:04:58,715
‫باشه.

59
00:04:58,798 --> 00:05:02,510
‫ولی وقتی «آراووس» اینجاست، نمی‌تونم برم.

60
00:05:02,593 --> 00:05:05,346
‫«سورن»، با «کوروِس» برو پیش «زوبِیا».

61
00:05:06,472 --> 00:05:08,349
‫یه ضرب‌المثل معروف هست که می‌گه...

62
00:05:08,349 --> 00:05:12,145
‫«چراغی که به خانه رواست،
‫باز آید به کنعان غم مخور»

63
00:05:12,145 --> 00:05:13,146
‫این چه ضرب‌المثلیـه؟

64
00:05:13,604 --> 00:05:15,481
‫باور کن خیلی معروفـه.

65
00:05:16,399 --> 00:05:18,109
‫شما چی‌کار می‌کنین، شاه «اِزران»؟

66
00:05:18,651 --> 00:05:21,571
‫منظورم... با «آراووس»ـه.

67
00:05:21,654 --> 00:05:24,907
‫نگهش می‌دارم تا با «کالوم» و مروارید برگردین.

68
00:05:24,991 --> 00:05:27,368
‫تا اون موقع آماده می‌شیم.

69
00:05:32,123 --> 00:05:35,209
‫جناب پادشاه اومده ملاقات من؟

70
00:05:36,044 --> 00:05:38,254
‫- باعث افتخاره.
‫- اشتباه می‌کنی.

71
00:05:38,838 --> 00:05:40,506
‫اومدم حُکمت رو بدم.

72
00:05:40,590 --> 00:05:43,092
‫تو جنایت زیادی مرتکب شدی، «آراووس»...

73
00:05:43,176 --> 00:05:46,220
‫و آمار قربانی‌هات کل زِیدیا رو شامل می‌شه.

74
00:05:47,221 --> 00:05:51,100
‫فکر کنم حکمم رو از قبل مشخص کردی.

75
00:05:51,184 --> 00:05:52,226
‫گناهکار باشی یا نه...

76
00:05:52,268 --> 00:05:56,147
‫وظیفه‌ی پادشاهـه که به گفته‌های مجرم گوش بده.

77
00:05:56,856 --> 00:05:59,942
‫برای دفاع از خودت چه حرفی داری، «آراووس»؟

78
00:06:00,777 --> 00:06:04,739
‫من... بی‌گناهـم.

79
00:06:08,576 --> 00:06:10,745
‫ببخشین، شما خاله «آمایا» هستین؟

80
00:06:10,828 --> 00:06:13,247
‫بازم خوش‌حال شدم دیدمتون!

81
00:06:13,331 --> 00:06:15,583
‫شما خاله «آمایا» هستین؟ نیستین؟

82
00:06:15,666 --> 00:06:16,709
‫شما چی؟

83
00:06:17,001 --> 00:06:18,753
‫ولی از لباست خوشم اومد.

84
00:06:19,420 --> 00:06:20,880
‫سلام! شما...

85
00:06:21,589 --> 00:06:23,216
‫خاله «آمایا»ام؟ نه.

86
00:06:25,843 --> 00:06:28,221
‫در واقع من ملکه «آمایا» هستم.

87
00:06:29,972 --> 00:06:32,475
‫ولی فکر کنم خواهرزاده‌هام رو می‌شناسی.

88
00:06:34,143 --> 00:06:35,645
‫نقشه‌ی «آراووس» اینـه.

89
00:06:36,187 --> 00:06:38,272
‫می‌خواد بیاد اینجا گوی رو بگیره و...

90
00:06:38,356 --> 00:06:39,857
‫خورشید رو بُکشه.

91
00:06:39,941 --> 00:06:42,360
‫«کالوم» گفت شما می‌تونین جلوش رو بگیرین.

92
00:06:42,443 --> 00:06:43,444
‫جلوش رو بگیریم؟

93
00:06:45,029 --> 00:06:48,366
‫می‌تونیم باهاش مبارزه کنیم، ولی آیا کافیـه؟

94
00:06:48,991 --> 00:06:51,452
‫نه، کافی نیست.

95
00:06:51,536 --> 00:06:54,664
‫هیچ ارتشی توان مقابله با
‫یه غول ستاره‌ای رو نداره.

96
00:06:55,248 --> 00:06:58,584
‫نمی‌تونیم از گوی خورشید محافظت کنیم.

97
00:06:58,668 --> 00:07:02,505
‫ولی شاید... بتونیم نابودش کنیم.

98
00:07:04,841 --> 00:07:07,677
‫اجرای طلسمش خیلی حساس و خطرناکـه.

99
00:07:07,760 --> 00:07:10,805
‫فقط قدرتمندترین جادوگر آتش می‌تونه اجراش کنه.

100
00:07:12,306 --> 00:07:16,144
‫و فقط یه نفره که
‫توی این سرزمین از پسش برمیاد.

101
00:07:17,270 --> 00:07:19,313
‫فکرش هم نکنین.

102
00:07:19,397 --> 00:07:23,693
‫حکم مرگ منو می‌دین، بعد ازم می‌خواین کمک کنم؟

103
00:07:23,776 --> 00:07:27,196
‫وقتی هنوز فرصت برگشتِ گوی هست...

104
00:07:27,238 --> 00:07:28,990
‫هیچ‌وقت نابودش نمی‌کنم.

105
00:07:30,491 --> 00:07:33,536
‫- یعنی نمی‌خوای جون کسی رو نجات بدی؟
‫- جون کی؟

106
00:07:34,078 --> 00:07:35,079
‫خودم رو می‌گی؟

107
00:07:36,664 --> 00:07:39,876
‫نه، جون خورشید رو.

108
00:07:39,959 --> 00:07:43,254
‫فقط تو می‌تونی نجاتش بدی.

109
00:07:52,138 --> 00:07:53,431
‫درود!

110
00:07:53,514 --> 00:07:55,349
‫درخواست ملاقات با «رِکس» دارم...

111
00:07:55,433 --> 00:07:59,103
‫اوه... متأسفانه ممکن نیست.

112
00:07:59,979 --> 00:08:04,025
‫ماه‌هاست کسی «رِکس» رو ندیده.

113
00:08:05,234 --> 00:08:07,487
‫عع، مطمئنـین؟

114
00:08:08,070 --> 00:08:10,907
‫همین‌الان یکی رو اونجا دیدم...

115
00:08:10,990 --> 00:08:12,533
‫بله، مطمئنـیم!

116
00:08:12,617 --> 00:08:14,160
‫اونجا نیست.

117
00:08:14,243 --> 00:08:16,412
‫حتی نمی‌دونیم کجا دنبالش بگردیم.

118
00:08:16,496 --> 00:08:20,166
‫وای، دلم براش تنگ شده.

119
00:08:20,249 --> 00:08:22,251
‫خب دیگه... خدافظ!

120
00:08:22,335 --> 00:08:25,546
‫دَه سال دیگه برگردین، شاید اومده باشه.

121
00:08:25,630 --> 00:08:27,507
‫ای بابا چه حیف شد.

122
00:08:27,590 --> 00:08:29,217
‫یه هدیه‌ی خوش‌مزه براش آورده بودم.

123
00:08:29,300 --> 00:08:32,345
‫غذایی که فقط توی سیلوِرگروو پیدا می‌شه.

124
00:08:39,727 --> 00:08:44,732
‫می‌بینم که بزرگ‌ترین نقطه‌ضعفم
‫برای همه آشکار شده...

125
00:08:45,650 --> 00:08:47,527
‫علاقه‌ام به شیرینی.

126
00:08:47,610 --> 00:08:51,822
‫چه درخواستی داری، اِلف از سیلوِرگروو؟

127
00:08:51,906 --> 00:08:54,408
‫اول اینو امتحان کنین، اژدهای بزرگ.

128
00:08:54,492 --> 00:08:55,618
‫بعدش حرف می‌زنیم.

129
00:09:00,915 --> 00:09:02,041
‫بی‌گناهـی؟

130
00:09:02,124 --> 00:09:03,376
‫شوخیت گرفته؟

131
00:09:03,876 --> 00:09:05,419
‫حقیقت همینـه.

132
00:09:06,045 --> 00:09:10,800
‫فکر می‌کنی دشمنتـم، درحالی‌که با هم متحدیـم.

133
00:09:11,384 --> 00:09:12,843
‫ببین کجا وایسادی.

134
00:09:13,636 --> 00:09:19,058
‫«سول رِگم» شَهرت رو نابود کرد
‫و با اراده‌ی من مُرد.

135
00:09:20,017 --> 00:09:21,769
‫خودم چندتا دوست و متحد دارم.

136
00:09:21,852 --> 00:09:25,690
‫هم اِلف‌ها و هم اژدهاها.
‫همونایی که قربانی تو بودن.

137
00:09:26,274 --> 00:09:30,820
‫متأسفانه اونا متحدین قوی‌ای نیستن.

138
00:09:31,445 --> 00:09:34,574
‫من قرن‌ها شاهد ظلمی بودم که اونا...

139
00:09:34,657 --> 00:09:38,578
‫به انسان‌ها تحمیل کردن.

140
00:09:38,661 --> 00:09:41,581
‫مگه خودت نبودی که بهشون خیانت کردی؟

141
00:09:41,664 --> 00:09:46,711
‫بله، خیانت کردم، فقط چون
‫می‌خواستم جادو رو به بقیه بدم.

142
00:09:47,420 --> 00:09:50,715
‫این مدرکی بر بی‌گناهی من نیست؟

143
00:09:50,798 --> 00:09:54,468
‫به‌خاطر نجات بشر این کارو کردم.

144
00:09:55,303 --> 00:09:56,637
‫به‌خاطر شماها.

145
00:10:29,879 --> 00:10:35,134
‫اگه از گذشته‌م خبر داری،
‫پس داستان غم‌انگیزم رو هم می‌دونی.

146
00:10:35,718 --> 00:10:39,805
‫این‌که متحدین تو چطور «لیولا»ی منو کُشتن...

147
00:10:39,889 --> 00:10:42,975
‫فقط چون جادو رو به انسان‌ها یاد داد.

148
00:10:43,059 --> 00:10:44,477
‫منم دارم مسیر اونو ادامه می‌دم...

149
00:10:44,560 --> 00:10:47,730
‫تا انسان‌ها از اسارت زِیدیا خلاص بشن.

150
00:10:47,813 --> 00:10:49,565
‫که البته شدن.

151
00:10:50,274 --> 00:10:53,903
‫مهارت خوبی توی گفتن حقیقت نصفه‌نیمه داری.

152
00:10:54,528 --> 00:10:55,529
‫نصفه‌نیمه؟

153
00:10:56,405 --> 00:10:58,908
‫چی رو جا انداختم؟

154
00:10:58,991 --> 00:11:01,452
‫تو به انسان‌ها جادوی سیاه یاد دادی.

155
00:11:01,535 --> 00:11:02,620
‫نجاتشون ندادی.

156
00:11:02,703 --> 00:11:04,080
‫زندگی‌شون رو تباه کردی.

157
00:11:04,163 --> 00:11:06,415
‫تو بهش می‌گی «تباهی».

158
00:11:06,499 --> 00:11:09,293
‫من می‌گم «سازش».

159
00:11:10,044 --> 00:11:15,257
‫این خیلی بچگانه‌ست که فکر می‌کنی
‫دنیا یا باید سفید باشه یا سیاه.

160
00:11:17,343 --> 00:11:23,140
‫وقتی بزرگ بشی، می‌فهمی که
‫زندگی عمدتاً خاکستریـه.

161
00:11:23,974 --> 00:11:29,021
‫من به انسان‌ها کمک کردم
‫که بزرگ بشن تا آزادی رو تجربه کنن.

162
00:11:29,647 --> 00:11:32,566
‫این لیاقت یکم سازش رو نداره؟

163
00:11:38,406 --> 00:11:41,117
‫تو واقعاً فوق‌العاده‌ای، «اِزران».

164
00:11:41,200 --> 00:11:45,955
‫مهربون... شجاع... باهوش.

165
00:11:46,706 --> 00:11:48,999
‫زِیدیا داره وارد برهه‌ی جدیدی می‌شه.

166
00:11:49,083 --> 00:11:52,128
‫تو اینو می‌دونی و ترسیدی.

167
00:11:54,296 --> 00:11:55,423
‫ولی نترس.

168
00:11:55,506 --> 00:11:56,924
‫این تغییر رو بپذیر.

169
00:11:57,007 --> 00:11:58,050
‫بهم ملحق شو.

170
00:11:58,134 --> 00:12:03,305
‫تو قابلیت تبدیل یه شکست به پیروزی رو داری.

171
00:12:04,056 --> 00:12:08,018
‫و می‌تونی دوران باشکوه جدیدی
‫برای انسان‌ها رقم بزنی.

172
00:12:08,519 --> 00:12:13,774
‫ولی باید قبلش دست از تفکر کودکانه برداری.

173
00:12:13,858 --> 00:12:16,569
‫باید سازش رو یاد بگیری...

174
00:12:16,652 --> 00:12:18,779
‫و اجازه بدی کمکت کنم.

175
00:12:19,655 --> 00:12:22,074
‫سلام... سلام!

176
00:12:22,074 --> 00:12:24,493
‫خوش‌وقتـم... خوش‌وقتـم...

177
00:12:24,577 --> 00:12:25,953
‫شماها چقدر زیادیـن.

178
00:12:26,036 --> 00:12:27,121
‫واقعاً شرمنده‌ام...

179
00:12:27,204 --> 00:12:30,374
‫ولی درمان اژدهای ملکه هنوز کامل نشده.

180
00:12:30,958 --> 00:12:34,295
‫ما به کمک ایشون نیاز داریم!

181
00:12:34,378 --> 00:12:36,672
‫چقدر طول می‌کِشه بهتر بشن؟

182
00:12:36,756 --> 00:12:38,549
‫این جادوی نحس...

183
00:12:38,632 --> 00:12:42,178
‫یکی از شیطانی‌ترین
‫طلسم‌هاییـه که به عمرم دیدم.

184
00:12:42,261 --> 00:12:44,972
‫اون‌قدر قویـه که حتی قوی‌ترین موجود رو...

185
00:12:45,055 --> 00:12:48,893
‫به یه هیولای خبیث تبدیل می‌کنه.

186
00:12:48,976 --> 00:12:52,980
‫پس اگه «زوبِیا» با ما بیاد...

187
00:12:53,564 --> 00:12:55,858
‫طلسمش تا ابد باهاش می‌مونه؟

188
00:12:59,361 --> 00:13:00,738
‫نه بابا!

189
00:13:00,821 --> 00:13:02,364
‫یکی‌دو هفته دیگه حالش خوب می‌شه.

190
00:13:02,364 --> 00:13:04,617
‫باید پانسمانش رو عوض کنم.
‫بعدش مشکلی نیست.

191
00:13:05,993 --> 00:13:07,661
‫باشه باشه.

192
00:13:07,745 --> 00:13:10,289
‫شماها خیلی بامزه‌ایـن، ولی دیگه باید برم...

193
00:13:10,289 --> 00:13:11,207
‫عع...

194
00:13:11,290 --> 00:13:13,959
‫بچه‌ها... آروم!

195
00:13:16,253 --> 00:13:17,671
‫حق با توئـه، «آراووس».

196
00:13:18,255 --> 00:13:20,257
‫می‌خوام دوره‌ی جدیدی رو شروع کنم.

197
00:13:20,925 --> 00:13:23,219
‫ولی قرار نیست با تو سازش کنم.

198
00:13:23,302 --> 00:13:24,220
‫خب بعدش؟

199
00:13:24,303 --> 00:13:27,848
‫می‌گی باورت کنم،
‫چون از روی تجربه حرف می‌زنی...

200
00:13:27,932 --> 00:13:29,809
‫و من هنوز سنی ندارم.

201
00:13:30,768 --> 00:13:32,436
‫ولی فکر کنم قضیه برعکسـه.

202
00:13:32,520 --> 00:13:35,564
‫تو این‌قدر با تنفر زندگی کردی...

203
00:13:35,648 --> 00:13:38,651
‫که نمی‌تونی درک متفاوتی از دنیا داشته باشی.

204
00:13:39,235 --> 00:13:40,528
‫ولی من می‌تونم.

205
00:13:40,903 --> 00:13:45,366
‫آها، حالا تویـی که داری حقیقت نصفه‌نیمه می‌گی.

206
00:13:46,367 --> 00:13:47,368
‫چی؟

207
00:13:48,035 --> 00:13:52,122
‫بیا تاریخ نژاد انسان‌ها رو بررسی کنیم.

208
00:13:52,206 --> 00:13:53,332
‫با اجازه‌ت...

209
00:13:54,041 --> 00:13:56,961
‫می‌خوام برات از تاریخ بگم، «اِزران».

210
00:13:57,586 --> 00:14:00,589
‫همون تاریخی که بهت یاد ندادن.

211
00:14:01,924 --> 00:14:03,342
‫سه هزار سال پیش...

212
00:14:03,425 --> 00:14:08,138
‫«شیرواخِ» اَبَراژدها با
‫«لورلیون»، اِلف ستاره‌ای، مبارزه کرد...

213
00:14:08,639 --> 00:14:11,517
‫و زهر کُشنده‌ای بهش زد...

214
00:14:11,600 --> 00:14:15,437
‫ولی لابه‌لای این گرگ‌ومیش و شیونِ مرگ...

215
00:14:15,521 --> 00:14:18,399
‫اون اژدها هم کُشته شد.

216
00:14:18,482 --> 00:14:22,987
‫از یکی از نیش‌های این اژدها سلاحی ساخته شد...

217
00:14:23,988 --> 00:14:28,325
‫که می‌تونست اِلف‌های ستاره‌ای رو بُکشه.

218
00:14:29,243 --> 00:14:32,204
‫اسم این سلاح شد «شمشیر ستاره‌ای».

219
00:14:34,582 --> 00:14:36,667
‫این چه ربطی به من داره؟

220
00:14:36,750 --> 00:14:38,210
‫یعنی نداره؟

221
00:14:38,294 --> 00:14:40,838
‫این شمشیر به جدّ تو رسید...

222
00:14:40,921 --> 00:14:45,384
‫به زنی جَوون که نقش مهمی توی نابودی من داشت.

223
00:14:45,467 --> 00:14:47,636
‫می‌تونست از شمشیر استفاده کنه و منو بُکشه...

224
00:14:47,720 --> 00:14:50,848
‫ولی به‌جاش منو زندانی کرد.

225
00:14:50,931 --> 00:14:52,641
‫از جونم گذشت.

226
00:14:52,725 --> 00:14:54,768
‫فکر می‌کنی چرا؟

227
00:14:55,686 --> 00:15:00,107
‫وقتی جدّت مُرد، اون شمشیر گم شد...

228
00:15:00,190 --> 00:15:04,278
‫و اون زن این راز رو با خودش به گور برد.

229
00:15:06,322 --> 00:15:08,365
‫پس منم مسیر جدّم رو ادامه می‌دم.

230
00:15:10,951 --> 00:15:13,537
‫قراره دوباره زندانی بشی، «آراووس».

231
00:15:13,621 --> 00:15:16,540
‫و این دفعه دیگه نمی‌تونی فرار کنی.

232
00:15:16,624 --> 00:15:20,669
‫کی قراره منو زندانی کنه؟

233
00:15:21,378 --> 00:15:22,713
‫برادرت؟

234
00:15:31,430 --> 00:15:33,057
‫یعنی چی؟

235
00:15:34,058 --> 00:15:35,184
‫اینجا چی شده؟

236
00:15:36,477 --> 00:15:37,811
‫طوفان بوده؟

237
00:15:38,896 --> 00:15:43,442
‫هیچ بلای طبیعی نمی‌تونه
‫همه‌ی موجودات زنده‌ی این ساحل رو بُکشه.

238
00:15:44,360 --> 00:15:45,486
‫به اینجا حمله شده.

239
00:15:49,823 --> 00:15:51,825
‫آب اینجا...

240
00:15:51,909 --> 00:15:53,577
‫گرم نیست...

241
00:15:53,661 --> 00:15:54,954
‫جوش اومده!

242
00:15:55,579 --> 00:15:57,456
‫«آکیو» جونش در خطره!

243
00:15:59,959 --> 00:16:01,794
‫اسم «کالوم» رو به زبون نیار.

244
00:16:01,877 --> 00:16:05,839
‫من و برادرت با هم ارتباط عمیقی داریم.

245
00:16:05,923 --> 00:16:09,426
‫«کالوم» هم دنیا رو مثل من می‌بینه...

246
00:16:09,510 --> 00:16:12,096
‫و اهمیت سازش رو درک می‌کنه.

247
00:16:12,846 --> 00:16:16,350
‫به‌زودی برادرت جادوی سیاه رو می‌پذیره...

248
00:16:16,976 --> 00:16:19,436
‫تا جون عزیزاش رو نجات بده.

249
00:16:20,854 --> 00:16:21,855
‫نه بابا؟

250
00:16:22,231 --> 00:16:24,858
‫نکنه ستاره‌ها اینو برات پیش‌گویی کردن؟

251
00:16:24,942 --> 00:16:26,944
‫نه اصلاً.

252
00:16:27,653 --> 00:16:32,032
‫خودم از چشم‌هاش خوندم.

253
00:16:32,616 --> 00:16:35,369
‫دروغ نگو! «کالوم» هیچ‌وقت این کارو نمی‌کنه.

254
00:16:35,452 --> 00:16:38,497
‫من هیچ‌وقت دروغ نمی‌گم، «اِزران».

255
00:16:38,580 --> 00:16:41,333
‫تو هم ته دلت می‌دونی راست می‌گم.

256
00:16:41,417 --> 00:16:45,254
‫«کالوم» قراره وارد اون مسیر تاریک بشه...

257
00:16:45,337 --> 00:16:47,756
‫ولی مجبور نیستی تنهاش بذاری.

258
00:16:48,132 --> 00:16:49,717
‫بهش ملحق شو.

259
00:16:50,801 --> 00:16:51,927
‫به ما...

260
00:16:52,553 --> 00:16:53,554
‫ملحق شو.

261
00:17:00,519 --> 00:17:01,395
‫چه حیف.

262
00:17:01,478 --> 00:17:04,273
‫از صحبت‌مون لذت برم، جناب پادشاه.

263
00:17:04,356 --> 00:17:07,192
‫ولی دیگه زیادی دراز کشیدم.

264
00:17:07,276 --> 00:17:10,404
‫ببین... خورشید هم غروب کرده.

265
00:17:43,771 --> 00:17:46,440
‫نه! نه نه نه!

266
00:17:49,735 --> 00:17:52,654
‫«آکیو»... نه!

267
00:17:54,698 --> 00:17:57,451
‫چه... چه اتفاقی افتاده؟

268
00:18:05,334 --> 00:18:07,002
‫ما تنها نیستیم.

269
00:18:08,587 --> 00:18:09,630
‫«کلادیا»!

270
00:18:10,422 --> 00:18:12,716
‫می‌دونم تویـی. بیا بیرون!

271
00:18:13,008 --> 00:18:14,551
‫قایم نشو!

272
00:18:15,928 --> 00:18:16,845
‫ای بابا، «کالوم».

273
00:18:16,887 --> 00:18:19,973
‫قایم شدم، ولی نه از دست تو.

274
00:18:20,516 --> 00:18:23,060
‫پس چیـه؟ عذاب‌وجدان گرفتی؟

275
00:18:23,644 --> 00:18:27,022
‫چون نمی‌خوای به‌خاطر این کارت مجازات بشی؟

276
00:18:27,106 --> 00:18:28,107
‫نه...

277
00:18:29,024 --> 00:18:32,194
‫فقط نمی‌خواستم مجبور شم بُکشمت.

278
00:19:17,322 --> 00:19:19,032
‫آفرین، «کالوم».

279
00:19:19,116 --> 00:19:21,076
‫تونستی جادوی کهن رو یاد بگیری.

280
00:19:21,577 --> 00:19:24,663
‫ولی برتری همیشه با جادوی سیاهـه.

281
00:19:25,080 --> 00:19:27,416
‫لطفاً... «کلادیا»...

282
00:19:27,499 --> 00:19:29,042
‫می‌خوای چی‌کار کنم؟

283
00:19:29,126 --> 00:19:30,627
‫بیخیال شو، «کالوم».

284
00:19:30,711 --> 00:19:32,337
‫من باهات مشکلی ندارم.

285
00:19:32,421 --> 00:19:34,298
‫نمی‌خوام بُکشمت!

286
00:19:34,381 --> 00:19:36,008
‫برام چاره‌ای نذاشتی!

287
00:19:36,091 --> 00:19:38,135
‫تکون... نخور.

288
00:19:41,013 --> 00:19:42,264
‫عصا رو بنداز.

289
00:19:42,764 --> 00:19:43,765
‫بندازش اون‌طرف!

290
00:19:43,849 --> 00:19:47,477
‫گفتی تکون نخورم که!

291
00:19:47,561 --> 00:19:49,229
‫اشتباه شنیدم؟

292
00:19:51,064 --> 00:19:52,232
‫بندازش!

293
00:19:59,990 --> 00:20:00,866
‫حالا چی؟

294
00:20:00,949 --> 00:20:03,952
‫حالا صبر می‌کنیم تا «کالوم» نفس بگیره.

295
00:20:04,745 --> 00:20:09,208
‫و بعد اون برای زندگی‌ت تصمیم می‌گیره.

296
00:21:00,968 --> 00:21:02,094
‫رفت.

297
00:21:07,516 --> 00:21:08,892
‫همه‌ش تقصیر منـه.

298
00:21:09,518 --> 00:21:10,769
‫باید زودتر می‌فهمیدم.

299
00:21:10,852 --> 00:21:15,065
‫اگه «آکیو» نباشه، مرواریدی هم در کار نیست.

300
00:21:15,649 --> 00:21:17,943
‫الان وقت این حرفا نیست.

301
00:21:18,026 --> 00:21:22,572
‫یعنی هیچ جادوگر دیگه‌ای نیست
‫که بتونه یه زندان بسازه؟

302
00:21:22,656 --> 00:21:24,992
‫نه، نیست.

303
00:21:32,457 --> 00:21:33,875
‫ولی یه راه دیگه هست.

304
00:21:37,838 --> 00:21:40,674
‫«رونان»، برات یه زحمت دارم.

305
00:21:57,399 --> 00:22:01,278
‫به‌سوی من بیایید، ای سایه‌های سیری‌ناپذیر!

306
00:22:03,405 --> 00:22:06,992
‫ای ارواح سقوط‌کرده و خشمگین...

307
00:22:07,075 --> 00:22:08,076
‫بیایید!

308
00:22:53,080 --> 00:22:54,081
‫وقت رفتنـه!

309
00:22:59,753 --> 00:23:02,255
‫یادت نره، «اِزران».

310
00:23:02,339 --> 00:23:05,133
‫من هیچ‌وقت دروغ نمی‌گم.

311
00:23:05,926 --> 00:23:11,932
‫ای فرزندان شب، در این تاریکی شاد باشید!

312
00:23:12,015 --> 00:23:18,063
‫به‌زودی از روشنایی آزاد خواهیم شد!

313
00:24:05,819 --> 00:24:08,405
‫سرورم.
