﻿1
00:00:17,308 --> 00:00:19,686
‫آنچه گذشت...

2
00:00:19,978 --> 00:00:21,730
‫ستاره‌ی سقوط‌کرده برگشته.

3
00:00:22,105 --> 00:00:23,732
‫توی زِیدیاست.

4
00:00:23,815 --> 00:00:26,776
‫و می‌خواد دنیا رو به تاریکی بِکشونه.

5
00:00:26,860 --> 00:00:32,198
‫اگه با این اندازه سفر کنم، ریسک بزرگی کردم.

6
00:00:34,242 --> 00:00:35,410
‫این یه یاقوت آتشینـه.

7
00:00:35,493 --> 00:00:39,039
‫با اینا می‌تونیم اسلحه‌ای بسازیم
‫که از انسان‌ها محافظت کنیم.

8
00:00:41,833 --> 00:00:43,084
‫تو ازم استفاده کردی.

9
00:00:43,168 --> 00:00:46,171
‫آدم با عشقش این کارو نمی‌کنه.

10
00:00:49,174 --> 00:00:51,009
‫«ترستیریوس» کجاست؟

11
00:00:51,092 --> 00:00:52,302
‫رفت.

12
00:00:53,470 --> 00:00:55,972
‫«کلادیا» و «آراووس» می‌خوان
‫دریچه‌ی ماه رو باز کنن...

13
00:00:56,056 --> 00:00:58,016
‫و همه‌ی موجودات برزخ رو آزاد کنن.

14
00:00:58,099 --> 00:01:01,936
‫باید جلوش رو بگیریم،
‫بدون این‌که بهش آسیب برسه.

15
00:01:02,020 --> 00:01:03,021
‫خب حالا چی‌کار کنیم؟

16
00:01:03,104 --> 00:01:05,106
‫«کلادیا» خیلی احساساتیـه.

17
00:01:05,190 --> 00:01:07,233
‫و عاشق خونواده‌شـه.

18
00:01:07,317 --> 00:01:08,443
‫منظورت چیـه؟

19
00:01:09,027 --> 00:01:10,028
‫مادرتون.

20
00:01:51,736 --> 00:02:04,666
‫«شاهزاده‌ی اژدها: معمای آراووس»

21
00:02:09,170 --> 00:02:13,842
‫کتاب هفتم: «تاریکی»
‫بخش ششم: «وارونگی»

22
00:02:42,745 --> 00:02:46,457
‫«کلادیا»، باید یه اعترافی بکنم.

23
00:02:47,250 --> 00:02:50,086
‫«ترستیریوس» بهم چیزی گفت که منو درگیر کرده.

24
00:02:52,088 --> 00:02:54,340
‫من هیچ‌وقت دروغ نمی‌گم...

25
00:02:55,258 --> 00:02:58,928
‫بلکه فقط نیمی از حقیقت رو فاش می‌کنم...

26
00:02:59,679 --> 00:03:02,182
‫که باعث می‌شه نیمه‌ی دیگه‌ی ماجرا...

27
00:03:02,265 --> 00:03:05,685
‫معمولاً دروغ باشه.

28
00:03:05,977 --> 00:03:06,978
‫خب حالا...

29
00:03:06,978 --> 00:03:09,355
‫ظاهراً داری پشیمون می‌شی.

30
00:03:10,315 --> 00:03:13,484
‫وقتی درباره‌ی برزخ گفتم...

31
00:03:13,568 --> 00:03:16,821
‫که توش ارواحی با کار ناتموم پرسه می‌زنن...

32
00:03:16,905 --> 00:03:19,199
‫پرسیدی می‌شه پدرت رو پیدا کنیم یا نه.

33
00:03:20,617 --> 00:03:23,703
‫بهت گفتم ممکنـه.

34
00:03:24,746 --> 00:03:29,876
‫ولی حقیقت اینـه که روح پدرت...

35
00:03:29,959 --> 00:03:32,128
‫احتمالاً...

36
00:03:32,212 --> 00:03:33,213
‫خودم می‌دونم.

37
00:03:35,173 --> 00:03:39,469
‫آخرین باری که دیدمش، این‌قدر اشک ریختم...

38
00:03:40,136 --> 00:03:42,013
‫که نتونستم واضح ببینمش.

39
00:03:42,096 --> 00:03:46,893
‫ولی وقتی تمرکز می‌کنم، قیافه‌ش یادم میاد...

40
00:03:47,393 --> 00:03:49,187
‫اون به آرامش رسیده بود.

41
00:03:49,270 --> 00:03:53,274
‫بابام اینجا کار ناتمومی نداره.

42
00:03:56,236 --> 00:03:58,529
‫اگه فکر می‌کنی پدرت اونجا نیست...

43
00:03:58,613 --> 00:04:02,533
‫پس چرا می‌خوای دریچه‌ی ماه رو باز کنی؟

44
00:04:02,617 --> 00:04:04,035
‫سؤال خوبیـه.

45
00:04:04,577 --> 00:04:06,746
‫- جوابش رو خودت بده.
‫- چی بگم؟

46
00:04:06,829 --> 00:04:08,623
‫تو چرا این کارو می‌کنی؟

47
00:04:10,875 --> 00:04:13,127
‫همیشه گفتم.

48
00:04:13,211 --> 00:04:16,172
‫این نظم آسمانی که...

49
00:04:16,256 --> 00:04:20,176
‫توسط اژدهاها و اِلف‌ها
‫ترتیب داده شده، باید نابود بشه.

50
00:04:20,260 --> 00:04:21,761
‫خب چرا؟

51
00:04:22,387 --> 00:04:26,391
‫حقیقت رو کامل بگو، هرچقدر که تلخ باشه.

52
00:04:27,517 --> 00:04:29,310
‫بگو چرا این کارو می‌کنی؟

53
00:04:32,146 --> 00:04:33,273
‫به‌خاطر «لیولا».

54
00:04:34,357 --> 00:04:37,235
‫دخترکوچولوی عزیزم.

55
00:04:37,986 --> 00:04:41,030
‫اونو به‌خاطر یه اشتباه بچگانه مجازات کردن.

56
00:04:41,114 --> 00:04:46,953
‫یه بچه رو کُشتن تا از
‫نظم آسمانی خودشون محافظت کنن.

57
00:04:49,372 --> 00:04:55,044
‫پس حقشونـه که بهشون وحشت ابدی رو نازل کنم.

58
00:04:55,128 --> 00:04:57,422
‫تا بفهمن دنیا دست کیـه.

59
00:04:57,547 --> 00:05:00,008
‫- بابایی!
‫- به‌خاطر دخترم.

60
00:05:02,010 --> 00:05:04,846
‫می‌خوام زجر بکشن.

61
00:05:06,180 --> 00:05:12,020
‫چون بهم زخمی زدن که هیچ‌وقت درمان نمی‌شه.

62
00:05:13,271 --> 00:05:17,317
‫حالا دارم با عذاب این زخم زندگی می‌کنم.

63
00:05:17,567 --> 00:05:22,238
‫و می‌خوام اونا هم طعمش رو بچشن.

64
00:05:22,905 --> 00:05:26,659
‫می‌خوام درد بِکشن.

65
00:05:31,289 --> 00:05:33,750
‫باشه. دنبالم بیا.

66
00:05:43,176 --> 00:05:45,428
‫ستاره‌ی سقوط‌کرده برگشته.

67
00:05:45,511 --> 00:05:46,721
‫توی زِیدیاست...

68
00:05:46,804 --> 00:05:49,640
‫و می‌خواد دنیا رو به سیاهی بِکشونه.

69
00:05:50,141 --> 00:05:53,144
‫برادرم «کازمو» توی رؤیاهاش آینده رو دیده.

70
00:05:54,187 --> 00:05:55,188
‫رؤیاهاش؟

71
00:05:55,271 --> 00:05:59,025
‫مگه قرار نبود اِلف‌های آسمانی از زندان
‫«آراووس»، همون مروارید، محافظت کنن؟

72
00:05:59,734 --> 00:06:02,153
‫یعنی یکی اومده به مناطق سرد شمالی؟

73
00:06:02,236 --> 00:06:06,657
‫متأسفانه مروارید اصلی توی کاتولیس بوده.

74
00:06:07,408 --> 00:06:08,284
‫چی؟

75
00:06:08,368 --> 00:06:10,828
‫نه، امکان نداره.
‫این درست نیست.

76
00:06:10,912 --> 00:06:13,498
‫مرواریدی که به برج ستاره آوردی...

77
00:06:13,581 --> 00:06:15,083
‫یه آبنبات بود.

78
00:06:16,334 --> 00:06:17,585
‫ما خوردیمش.

79
00:06:17,668 --> 00:06:19,629
‫آبنبات؟
‫آخه...

80
00:06:20,213 --> 00:06:21,214
‫آبنبات؟

81
00:06:21,255 --> 00:06:24,842
‫یعنی من رفتم سراغ نسخه‌ی قلابی.

82
00:06:24,926 --> 00:06:26,969
‫مروارید اصلی رو ول کردم.

83
00:06:27,303 --> 00:06:28,513
‫بله.

84
00:06:29,722 --> 00:06:32,809
‫خراب کردم. بدجور خراب کردم.

85
00:06:33,434 --> 00:06:34,936
‫همه‌اش تقصیر منـه.

86
00:06:36,354 --> 00:06:37,939
‫«کالوم»، تقصیر تو نیست.

87
00:06:38,022 --> 00:06:41,734
‫این نشون می‌ده که
‫«آراووس» داره یه‌جوری کنترلت می‌کنه.

88
00:06:41,818 --> 00:06:45,738
‫فکر کردی این حرفت حالمو بهتر می‌کنه؟
‫این‌جوری که بدتره!

89
00:06:54,664 --> 00:06:57,166
‫«کالوم»، می‌گم تقصیر تو نیست.

90
00:06:57,250 --> 00:06:58,960
‫معلومـه که تقصیر منـه.

91
00:06:59,043 --> 00:07:02,672
‫اگه مرواریدها رو اشتباه نگرفته بودم،
‫«آراووس» هنوزم زندانی بود.

92
00:07:02,755 --> 00:07:05,967
‫- «کالوم».
‫- به‌خاطر منـه که آزاده.

93
00:07:06,050 --> 00:07:08,219
‫همه‌مون فکر کردیم قضیه تموم شده...

94
00:07:08,302 --> 00:07:10,638
‫ولی اون خیلی راحت فرار کرد.

95
00:07:10,721 --> 00:07:13,349
‫لطفاً بهم گوش کن.

96
00:07:15,226 --> 00:07:18,187
‫ما نشستیم داریم دسر می‌خوریم، «رِیلا»، دسر!

97
00:07:18,187 --> 00:07:19,856
‫شاید... شاید... شاید...

98
00:07:19,939 --> 00:07:21,732
‫می‌تونستم یه کاری بکنم...

99
00:07:21,732 --> 00:07:23,317
‫شاید... شاید...

100
00:07:28,030 --> 00:07:30,741
‫- ای وای.
‫- چیـه؟ چی شد؟

101
00:07:31,242 --> 00:07:33,494
‫هیچی. فقط... باید...

102
00:07:33,578 --> 00:07:35,496
‫می‌خوام فعلاً با خودم باشم.

103
00:07:35,580 --> 00:07:37,290
‫«مانوس پلوما وولانتیس»

104
00:07:42,587 --> 00:07:43,754
‫«کالوم»!

105
00:07:55,933 --> 00:07:58,519
‫صبر کن. یه خبراییـه.

106
00:07:59,562 --> 00:08:02,190
‫بیا بیرون! می‌دونم قایم شدی!

107
00:08:09,447 --> 00:08:11,073
‫چیز مهمی نیست.

108
00:08:11,240 --> 00:08:12,617
‫بسپرشون به من.

109
00:08:13,951 --> 00:08:18,915
‫خب داستان چیـه؟
‫هوس مبارزه کردین؟

110
00:08:18,998 --> 00:08:20,666
‫ما قصد مبارزه نداریم، «کلادیا».

111
00:08:21,459 --> 00:08:26,005
‫«تری» از ما قول گرفت که کاریت نداشته باشیم.

112
00:08:28,090 --> 00:08:30,051
‫ولی دیگه دیره.

113
00:08:43,773 --> 00:08:44,774
‫نوبت توئـه.

114
00:08:45,316 --> 00:08:46,484
‫نوبت چی؟

115
00:08:46,567 --> 00:08:48,277
‫شمشیرم رو زمین گذاشتم.

116
00:08:48,819 --> 00:08:51,239
‫تو هم عصات رو بذار زمین.

117
00:08:51,948 --> 00:08:53,074
‫عصای بابا رو.

118
00:08:53,908 --> 00:08:54,909
‫عمراً.

119
00:08:55,535 --> 00:08:56,994
‫این عصای منـه.

120
00:08:58,329 --> 00:09:00,122
‫مزاحم کارم نشین.

121
00:09:19,141 --> 00:09:20,351
‫مامان؟

122
00:09:33,406 --> 00:09:35,741
‫من چه غلطی کردم؟
‫من...

123
00:09:36,325 --> 00:09:37,785
‫حالا چی‌کار کنم؟

124
00:09:41,914 --> 00:09:42,915
‫آهای!

125
00:09:45,001 --> 00:09:46,210
‫کسی اونجاست؟

126
00:09:48,045 --> 00:09:49,672
‫گفتم می‌خوام تنها باشم.

127
00:09:50,506 --> 00:09:53,467
‫نه، گفتی می‌خوای با خودت باشی.

128
00:09:55,553 --> 00:09:57,263
‫هنوزم با خودتـی دیگه. درستـه؟

129
00:10:10,651 --> 00:10:12,236
‫وای، «کلادیا».

130
00:10:13,070 --> 00:10:15,323
‫چه خوشگل شدی.

131
00:10:16,157 --> 00:10:17,450
‫خیلی بزرگ شدی.

132
00:10:19,160 --> 00:10:21,996
‫ولی هنوزم دخترکوچولوی منـی.

133
00:10:24,165 --> 00:10:26,709
‫دوست دارم بغلت کنم.

134
00:10:27,209 --> 00:10:29,003
‫ولی می‌ترسم...

135
00:10:31,339 --> 00:10:33,090
‫لیاقتش رو نداشته باشم.

136
00:10:34,175 --> 00:10:35,926
‫می‌خوام بدونی که...

137
00:10:36,010 --> 00:10:40,264
‫ترک‌کردن تو و «سورن» سخت‌ترین کار زندگی‌م بود.

138
00:10:41,307 --> 00:10:45,102
‫هر روز بابتش افسوس می‌خورم.

139
00:10:45,645 --> 00:10:47,688
‫من همیشه دوستتون داشتم.

140
00:10:52,026 --> 00:10:53,819
‫آخه کدوم مادری...

141
00:10:54,612 --> 00:10:56,530
‫باید پیش‌تون می‌موندم.

142
00:10:57,239 --> 00:10:59,533
‫می‌دونستم پدرتون بهتون آسیب نمی‌زنه...

143
00:11:00,076 --> 00:11:03,788
‫ولی باید می‌موندم تا نذارم زندگی‌ت...

144
00:11:05,539 --> 00:11:06,624
‫این‌قدر تباه بشه.

145
00:11:10,503 --> 00:11:13,005
‫نه. نه. نه...

146
00:11:13,089 --> 00:11:15,007
‫این واقعی نیست. تو واقعی نیستی.

147
00:11:15,091 --> 00:11:17,218
‫مراسم تطهیر رو توی برج ستاره اجرا کردم...

148
00:11:17,259 --> 00:11:20,054
‫و روشنایی رو با تاریکی درونم جابه‌جا کردم.

149
00:11:20,680 --> 00:11:23,224
‫گفتن تا ابد از جادوی سیاه خلاص شدم.

150
00:11:23,766 --> 00:11:24,767
‫خلاص بودی.

151
00:11:26,477 --> 00:11:28,479
‫منو با جادوی سیاه نساختی، «کالوم».

152
00:11:28,979 --> 00:11:30,356
‫من همیشه بخشی از وجودت بودم.

153
00:11:31,565 --> 00:11:33,359
‫خب الان نمی‌خوام اینجا باشی.

154
00:11:33,442 --> 00:11:35,152
‫یعنی نمی‌خوای خودت اینجا باشی؟

155
00:11:35,236 --> 00:11:36,946
‫خودت می‌دونی منظورم چیـه.

156
00:11:37,029 --> 00:11:38,030
‫منظورم تویـی!

157
00:11:38,030 --> 00:11:39,240
‫- من؟
‫- آره.

158
00:11:39,323 --> 00:11:40,324
‫- من.
‫- نه.

159
00:11:40,408 --> 00:11:43,202
‫دارم با خودم حرف می‌زنم.
‫از دست رفتم.

160
00:11:43,285 --> 00:11:44,704
‫دقیقاً.

161
00:11:45,996 --> 00:11:48,040
‫خب کتابت به کجا رسید؟

162
00:11:48,416 --> 00:11:49,250
‫چی؟

163
00:11:49,291 --> 00:11:52,962
‫توی آخرین ملاقات‌مون گفتی
‫سرنوشت آدم مثل یه کتاب می‌مونه.

164
00:11:54,004 --> 00:11:55,339
‫خب این فصلش چطوره؟

165
00:11:59,885 --> 00:12:00,970
‫خوب نیست.

166
00:12:01,721 --> 00:12:03,681
‫این‌قدر سخت نگیر.

167
00:12:04,390 --> 00:12:07,059
‫اون‌موقع بچه بودی و ساده‌لوح.

168
00:12:08,227 --> 00:12:09,770
‫حالا بهم اعتماد کن.

169
00:12:10,354 --> 00:12:12,356
‫به خودت اعتماد کن.

170
00:12:12,440 --> 00:12:13,774
‫هی نگو «من و تو».

171
00:12:14,191 --> 00:12:16,819
‫تو من نیستی و منم تو نیستم.

172
00:12:16,902 --> 00:12:20,740
‫تو شخصیت داغونی داری
‫و هیچ‌وقت نمی‌خوام مثل تو باشم.

173
00:12:23,284 --> 00:12:25,369
‫فهمیدم. ازم بدت میاد.

174
00:12:26,162 --> 00:12:27,621
‫ولی نمی‌تونی منکر حقیقت بشی.

175
00:12:28,539 --> 00:12:31,083
‫فقط من می‌تونم نجاتشون بدم.

176
00:12:41,302 --> 00:12:46,265
‫«کلادیا»، می‌دونم زمان زیادی گذشته.

177
00:12:47,683 --> 00:12:50,144
‫و خیلی بهت آسیب زدم.

178
00:12:51,437 --> 00:12:55,357
‫می‌شه بهم فرصت بدی...

179
00:12:56,192 --> 00:13:01,238
‫حتی شده یه دقیقه...

180
00:13:02,907 --> 00:13:07,703
‫فرصت بدی که ازت تقاضای بخشش کنم.

181
00:13:12,124 --> 00:13:14,210
‫عصات رو بذار زمین، «کلادیا».

182
00:13:15,878 --> 00:13:17,755
‫بیا بغل مادرت.

183
00:13:22,009 --> 00:13:26,263
‫اصلاً پیر نشدی‌ها.

184
00:13:28,724 --> 00:13:30,684
‫اصلاً.

185
00:13:43,155 --> 00:13:45,032
‫من احمق نیستم.

186
00:13:45,115 --> 00:13:48,577
‫نکنه از اون عکس قدیمی «سورن» استفاده کردین؟

187
00:13:49,912 --> 00:13:52,998
‫توهم بی‌نقصیـه، ولی دیگه منسوخ شده.

188
00:13:54,708 --> 00:13:56,085
‫نه.

189
00:13:57,920 --> 00:14:00,422
‫حداقل یکم پیرترش می‌کردین.

190
00:14:00,506 --> 00:14:03,342
‫می‌خوام زخم رو فشار بدم.
‫یکم درد داره.

191
00:14:04,969 --> 00:14:06,595
‫«کلادیا»، تو چت شده؟

192
00:14:06,679 --> 00:14:09,265
‫باز می‌خوای قضاوتم کنی، جناب پاک‌دل؟

193
00:14:09,348 --> 00:14:12,226
‫قضاوتت نمی‌کنم. من دوستت دارم!

194
00:14:12,309 --> 00:14:13,811
‫خوب عشقت رو نشون دادی.

195
00:14:13,894 --> 00:14:17,064
‫ولی حقه‌ی خوبی بود.
‫فکر نمی‌کردم این‌قدر باهوش باشی.

196
00:14:17,106 --> 00:14:18,691
‫چشم‌هاتون رو باز نگه دارین!

197
00:14:18,774 --> 00:14:21,151
‫«آلن»، باید به‌هوش بمونه.

198
00:14:24,446 --> 00:14:27,032
‫واقعاً فکر کردی این‌طوری بیخیال می‌شم؟

199
00:14:27,116 --> 00:14:30,786
‫فکر کردم این‌طوری از سرگردونی درمیای...

200
00:14:30,870 --> 00:14:32,997
‫و دیگه بیخیال می‌شی.

201
00:14:34,999 --> 00:14:36,166
‫نه.

202
00:14:40,921 --> 00:14:42,214
‫نـه!

203
00:15:09,408 --> 00:15:11,660
‫آفرین، «کلادیا».

204
00:15:13,037 --> 00:15:14,622
‫برگردیم سر کار خودمون.

205
00:15:21,629 --> 00:15:25,507
‫وقت بازکردن دریچه‌ست.

206
00:15:33,766 --> 00:15:35,434
‫اگه واقعاً دوستشون داری...

207
00:15:35,434 --> 00:15:40,022
‫پس باید برای نجات
‫«رِیلا»، «اِزران» و بقیه هر کار بکنی.

208
00:15:40,731 --> 00:15:43,734
‫می‌دونم. هر کاری می‌کنم.

209
00:15:44,485 --> 00:15:47,863
‫حتی اگه مجبور بشی
‫درست و غلط رو با هم قاطی کنی.

210
00:15:49,657 --> 00:15:50,699
‫این‌طوری نه.

211
00:15:50,783 --> 00:15:52,826
‫«رِیلا» دوست منه!

212
00:15:52,910 --> 00:15:55,329
‫بهم اعتماد کرده.

213
00:15:55,412 --> 00:15:57,289
‫به من، نه تو.

214
00:15:57,915 --> 00:15:59,541
‫این ماجرا درباره‌ی تو نیست.

215
00:15:59,625 --> 00:16:02,628
‫اگه دوستشی، باید برای نجاتش هر کاری بکنی.

216
00:16:03,212 --> 00:16:06,507
‫هرچقدر که خطرناک باشه...

217
00:16:07,591 --> 00:16:08,759
‫و هرچقدر ناخوشایند.

218
00:16:15,182 --> 00:16:16,517
‫باید راه دیگه‌ای هم باشه.

219
00:16:16,600 --> 00:16:19,061
‫راهی که تو توش نباشی.

220
00:16:21,271 --> 00:16:23,899
‫اگه این‌طوریـه، پس چرا برش داشتی؟

221
00:16:25,025 --> 00:16:27,194
‫- سکه‌ی نفرین‌شده رو می‌گم.
‫- چی؟

222
00:16:27,277 --> 00:16:29,655
‫بعداز نجات «رونان» برش داشتی.

223
00:16:29,738 --> 00:16:32,282
‫فکر کردی شاید لازمت می‌شه.

224
00:16:34,076 --> 00:16:38,914
‫خودت هم می‌دونی که آخرین سنگرت منـم.

225
00:16:46,213 --> 00:16:48,132
‫نه. نیازی به تو ندارم.

226
00:16:49,341 --> 00:16:54,138
‫یه کار دیگه هست که می‌شه
‫با آدمای درست و شجاع انجام داد.

227
00:16:54,221 --> 00:16:57,725
‫ما در کنار انسان‌ها، اِلف‌ها
‫و اژدهاها کار درست رو انجام می‌دیم!

228
00:16:58,767 --> 00:16:59,810
‫یه نقشه هم دارم.

229
00:19:12,776 --> 00:19:16,071
‫«کلادیا»، خودت می‌دونی قدم بعدی چیـه.

230
00:19:16,155 --> 00:19:18,073
‫برات یه زحمتی دارم.

231
00:19:18,157 --> 00:19:22,161
‫یه هدف دیگه هست که باید نابود بشه.

232
00:19:22,870 --> 00:19:23,871
‫درستـه.

233
00:19:24,371 --> 00:19:26,915
‫تو آخرین پوسته‌ی «شیرواخ» رو داری.

234
00:19:31,962 --> 00:19:34,673
‫این در نبود من، ازت محافظت می‌کنه.

235
00:19:52,191 --> 00:19:54,109
‫دیگه کافیـه.

236
00:19:56,153 --> 00:20:00,616
‫این بدن فقط یه وسیله‌ست.

237
00:20:07,247 --> 00:20:09,458
‫زود باشین!
‫باید «لوجِین» رو از اینجا ببریم.

238
00:20:13,170 --> 00:20:14,129
‫ای وای!

239
00:20:40,113 --> 00:20:43,367
‫و من دوباره برخاستم.

240
00:21:03,887 --> 00:21:05,347
‫بهتر نیست بریم دنبالش؟

241
00:21:05,389 --> 00:21:07,516
‫«کازمو» بهم گفته بود که
‫جادوگر بعداز شنیدن این خبر...

242
00:21:07,516 --> 00:21:08,642
‫خیلی ناراحت می‌شه.

243
00:21:08,684 --> 00:21:10,936
‫«کالوم» اراده‌ی قوی‌ای داره.

244
00:21:11,019 --> 00:21:15,315
‫درستـه که ناراحتـه، ولی از پسش برمیاد.

245
00:21:19,569 --> 00:21:23,156
‫این کوچولوها هم باهوشـن و هم گوگولی.

246
00:21:25,742 --> 00:21:27,327
‫عع، برگشت.

247
00:21:29,204 --> 00:21:31,456
‫- حالت چطوره؟
‫- عالی‌ام.

248
00:21:32,416 --> 00:21:33,667
‫یه نقشه دارم.

249
00:21:34,334 --> 00:21:38,338
‫من هرچی می‌دونم رو بهتون می‌گم.
‫هرچی که «کازمو» بهم گفته.

250
00:21:55,063 --> 00:21:57,024
‫آتش!

251
00:22:04,406 --> 00:22:05,782
‫دوباره!

252
00:22:14,708 --> 00:22:15,834
‫آتش!

253
00:22:19,129 --> 00:22:20,464
‫شلیک کنین!

254
00:22:23,175 --> 00:22:27,012
‫پهلوی راستش رو هدف بگیرین!
‫آتش!

255
00:22:35,228 --> 00:22:37,689
‫مرحله‌ی دوم رو شروع کنین!

256
00:22:50,243 --> 00:22:53,497
‫مرحله‌ی سوم! بزنین!

257
00:22:54,956 --> 00:22:57,125
‫زنجیرها رو فوراً سفت کنین!

258
00:23:15,018 --> 00:23:17,270
‫ما ازت نمی‌ترسیم.
