﻿1
00:00:17,392 --> 00:00:19,436
‫آنچه گذشت...

2
00:00:20,395 --> 00:00:22,647
‫می‌خوام جادوگر و جنگجو رو پیدا کنم...

3
00:00:23,148 --> 00:00:24,899
‫و بهشون هشدار بدم.

4
00:00:25,483 --> 00:00:27,569
‫مجازات «کریم» مرگـه.

5
00:00:29,696 --> 00:00:30,864
‫«میانا»...

6
00:00:32,198 --> 00:00:33,408
‫این یه یاقوت آتشینـه.

7
00:00:33,491 --> 00:00:37,078
‫با اینا می‌تونیم اسلحه‌ای بسازیم
‫که از انسان‌ها محافظت کنیم...

8
00:00:37,162 --> 00:00:38,705
‫حتی در برابر اژدهاها.

9
00:00:39,748 --> 00:00:41,750
‫کلید همینـه.

10
00:00:44,294 --> 00:00:49,924
‫وقتی این بمیره، فقط به بچه‌هاش فکر می‌کنه.

11
00:00:50,008 --> 00:00:51,051
‫تو ازم استفاده کردی.

12
00:00:51,134 --> 00:00:54,304
‫آدم با دوستش این کارو نمی‌کنه.

13
00:00:54,387 --> 00:00:55,430
‫این یعنی...

14
00:00:56,181 --> 00:00:57,474
‫داری خداحافظی می‌کنی؟

15
00:01:37,347 --> 00:01:50,151
‫«شاهزاده‌ی اژدها: معمای آراووس»

16
00:01:54,656 --> 00:01:59,369
‫کتاب هفتم: «تاریکی»
‫بخش پنجم: «انگشتان چسبناک»

17
00:02:02,872 --> 00:02:07,085
‫سلام. من «تری»ام.
‫البته خودتون اینو می‌دونین.

18
00:02:10,964 --> 00:02:13,174
‫خب ببینید...

19
00:02:13,883 --> 00:02:15,593
‫عشق چیز خوبیـه.

20
00:02:15,677 --> 00:02:19,597
‫اون‌قدر خوبـه که
‫آدم حتی براش کار بد انجام می‌ده.

21
00:02:20,557 --> 00:02:21,850
‫با نیت خیر.

22
00:02:21,933 --> 00:02:25,270
‫ولی وقتی می‌فهمه اون کار خیلی بده...

23
00:02:25,353 --> 00:02:26,479
‫خودش رو تغییر می‌ده.

24
00:02:26,563 --> 00:02:28,523
‫و دوباره به انجام کارهای خوب مشغول می‌شه.

25
00:02:28,606 --> 00:02:30,233
‫ولی احتمالاً...

26
00:02:30,942 --> 00:02:32,318
‫حس خوبی بهش نمی‌ده.

27
00:02:37,615 --> 00:02:40,201
‫فکر کنم این سخنرانی
‫شاه «اِزران» رو قانع کنه. نه؟

28
00:02:40,285 --> 00:02:42,412
‫اگه آره، یه بار صدا بدین،
‫و اگه نه، دو بار.

29
00:02:44,747 --> 00:02:46,207
‫عع... صبر کنین.

30
00:02:46,291 --> 00:02:49,627
‫الان گروهی گفتین «نه»؟
‫یا تکی گفتین «آره»؟

31
00:02:52,046 --> 00:02:54,340
‫باشه. خیلی خوب.

32
00:02:54,424 --> 00:02:55,466
‫دیگه...

33
00:02:57,385 --> 00:02:59,262
‫دیگه خیلی انتقاد کردین‌ها.

34
00:03:03,349 --> 00:03:05,560
‫چه خونه‌ی قشنگی دارین.

35
00:03:06,311 --> 00:03:08,188
‫امروز صبح هم اینو گفتی.

36
00:03:08,688 --> 00:03:10,690
‫عع، جداً؟

37
00:03:11,065 --> 00:03:15,069
‫در واقع دوهفته‌ست
‫که داری هر روز اینو می‌گی.

38
00:03:15,153 --> 00:03:18,406
‫«رونان»، چی‌کار این پسر داری؟

39
00:03:18,489 --> 00:03:21,409
‫داره سعی می‌کنه والدین نامزدش رو بشناسه.

40
00:03:21,492 --> 00:03:22,827
‫مضطربـه.

41
00:03:26,164 --> 00:03:29,125
‫این خورش ماشکاپ... عالیـه.

42
00:03:29,209 --> 00:03:31,252
‫دروغ نگو، «کالوم».

43
00:03:31,336 --> 00:03:33,171
‫هیشکی خورش ماشکاپ دوست نداره.

44
00:03:33,504 --> 00:03:36,758
‫هنوز یه ماه نشده برگشته
‫و آشپزی‌م رو دوست نداره.

45
00:03:38,009 --> 00:03:40,386
‫البته به نظر من آشپزی‌تون حرف نداره.

46
00:03:40,470 --> 00:03:43,640
‫آخه می‌خوام با چیزای دیگه‌ی
‫سیلوِرگروو هم آشنات کنم، «کالوم».

47
00:03:43,723 --> 00:03:46,517
‫آها! بیاین جشن تغذیه بگیریم!

48
00:03:46,601 --> 00:03:48,019
‫جشن تغذیه دیگه چیـه؟

49
00:03:48,102 --> 00:03:49,896
‫یکی از سنت‌های اینجاست.

50
00:03:49,979 --> 00:03:52,357
‫هرچی توی جنگل پیدا کنیم...

51
00:03:52,440 --> 00:03:54,859
‫با هم می‌پزیمشون و جشن می‌گیریم.

52
00:03:54,943 --> 00:03:56,527
‫برای مناسبت‌های خاصـه...

53
00:03:56,611 --> 00:03:58,363
‫و البته افراد خاص.

54
00:03:58,655 --> 00:04:01,366
‫ایده‌ی خیلی خوبیـه، «رِیلا».

55
00:04:02,408 --> 00:04:04,369
‫ولی من نمی‌تونم باهاتون بیام.

56
00:04:04,452 --> 00:04:06,537
‫امروز نوبت منـه که مراقب توله‌ماه‌ها باشم.

57
00:04:06,913 --> 00:04:09,290
‫عع، می‌خواین مراقب چندتا بچه باشین؟

58
00:04:09,374 --> 00:04:11,084
‫من می‌تونم این کارو بکنم‌ها.

59
00:04:11,167 --> 00:04:12,627
‫«کالوم»، مجبور نیستی...

60
00:04:12,710 --> 00:04:15,171
‫نه بابا، من همیشه مراقب داداش کوچیکم هم بودم.

61
00:04:15,255 --> 00:04:17,257
‫این‌طوری شما سه‌تا می‌تونین به جشن‌تون برسین.

62
00:04:17,340 --> 00:04:21,261
‫لطف می‌کنی، «کالوم». ازت ممنونـم.

63
00:04:35,900 --> 00:04:39,862
‫حقیقتش می‌خواستم یه چیزی عرض کنم.

64
00:04:39,946 --> 00:04:42,365
‫امکانش هست به ارباب کلاغ‌ها سفارش منو بکنین؟

65
00:04:42,448 --> 00:04:45,201
‫مثلاً از پتانسیل رهبری من بهش بگین.

66
00:04:45,285 --> 00:04:47,787
‫این خیلی به مسیر شغلی‌م کمک می‌کنه.

67
00:04:48,329 --> 00:04:53,334
‫من اون‌قدرا درباره‌ی کلاغ‌ها
‫و نامه‌رسونی تخصص ندارم...

68
00:04:53,418 --> 00:04:55,003
‫که بخوام دخالت کنم.

69
00:04:55,086 --> 00:04:56,754
‫این چه حرفیـه!

70
00:04:56,838 --> 00:05:00,174
‫هرچی باشه، شما رأس هرم قرار گرفتین.

71
00:05:01,718 --> 00:05:02,969
‫مگه اینجا هرم داریم؟

72
00:05:03,970 --> 00:05:05,221
‫بله که داریم.

73
00:05:05,305 --> 00:05:08,099
‫فکر کنم بهتره...

74
00:05:08,891 --> 00:05:10,059
‫این نامه خدمت شما.

75
00:05:10,143 --> 00:05:11,144
‫ممنون.

76
00:05:15,315 --> 00:05:16,691
‫ازطرف ملکه «آنیا»ست.

77
00:05:16,774 --> 00:05:19,819
‫می‌گه پروژه‌ی «آتش سرخ»
‫داره به‌سرعت پیش می‌ره.

78
00:05:22,530 --> 00:05:24,198
‫نگران نباش، رفیق.

79
00:05:24,240 --> 00:05:28,411
‫ما این اسلحه‌ی قدرتمند رو می‌سازیم
‫تا مجبور به استفاده‌ش نشیم.

80
00:05:28,494 --> 00:05:31,664
‫تا دیگه هیچ‌کس «کاتولیس» رو تهدید نکنه.

81
00:05:37,253 --> 00:05:39,589
‫عذر می‌خوام، جناب پادشاه.

82
00:05:40,298 --> 00:05:42,383
‫یه نفر اومده شما رو ببینه.

83
00:05:42,467 --> 00:05:43,885
‫یه اِلف زمینی.

84
00:05:56,689 --> 00:05:58,107
‫شاه «اِزران»

85
00:06:01,444 --> 00:06:02,695
‫سلام عرض شد.

86
00:06:02,779 --> 00:06:03,905
‫عع...

87
00:06:03,988 --> 00:06:06,657
‫من با عینک تمرین کردم.
‫یه‌لحظه اجازه بدین...

88
00:06:09,702 --> 00:06:10,703
‫بهتر شد.

89
00:06:12,580 --> 00:06:14,791
‫خب عرض می‌کردم که... سلام!

90
00:06:15,291 --> 00:06:17,377
‫- سلام.
‫- بله...

91
00:06:17,710 --> 00:06:21,464
‫شاید فکر کنین من دشمن شمام... اووه.

92
00:06:22,298 --> 00:06:26,719
‫ولی کارهام اشتباه بود و حالا اومدم که...

93
00:06:26,803 --> 00:06:28,137
‫عع، ببخشید...

94
00:06:28,638 --> 00:06:30,390
‫من شما رو نمی‌شناسم.

95
00:06:30,473 --> 00:06:31,933
‫جداً؟

96
00:06:32,016 --> 00:06:34,936
‫چیزه... من «ترستیریوس» هستم،
‫مخفف «تری».

97
00:06:35,019 --> 00:06:36,646
‫ببخشید، «تری» مخفف اسممـه.

98
00:06:36,729 --> 00:06:39,148
‫این عینک رو بردارم، بهتره.

99
00:06:45,696 --> 00:06:47,657
‫موضوع اینـه که عشق...

100
00:06:47,740 --> 00:06:50,118
‫چیز خوبیـه، ولی بعضی‌وقتا...

101
00:06:50,201 --> 00:06:52,787
‫جسارت نباشه، «تری» عزیز...

102
00:06:52,870 --> 00:06:55,206
‫ولی ما کار و زندگی داریم.

103
00:06:56,958 --> 00:06:58,960
‫عع، بله البته.

104
00:06:59,043 --> 00:07:02,130
‫باشه. پس... من نامزد «کلادیا» بودم...

105
00:07:02,171 --> 00:07:03,714
‫و به اون و پدرش کمک کردم...

106
00:07:03,714 --> 00:07:05,341
‫که با شما مبارزه کنن.

107
00:07:05,425 --> 00:07:08,094
‫ولی دیگه بیخیال شدم...

108
00:07:08,678 --> 00:07:10,346
‫از آشنایی‌تون خوش‌وقتـم.

109
00:07:12,348 --> 00:07:15,560
‫صبح به‌خیر، توله‌ماه‌های عزیزم.

110
00:07:16,018 --> 00:07:18,479
‫صبح به‌خیر، پدر «ایثاری» عزیز.

111
00:07:18,563 --> 00:07:20,940
‫برنامه‌ی امروزمون یکم فرق می‌کنه.

112
00:07:21,023 --> 00:07:25,153
‫قراره رهبر عزیزتون
‫یه انسان به نام «کالوم» باشه.

113
00:07:28,781 --> 00:07:32,910
‫حواستون باشه بهش احترام بذارین. باشه؟

114
00:07:32,994 --> 00:07:35,455
‫چَشم، پدر «ایثاری» عزیز.

115
00:07:41,836 --> 00:07:44,589
‫خب بریم یکم خوش بگذرونیم!

116
00:07:49,260 --> 00:07:50,386
‫عع...

117
00:07:51,387 --> 00:07:52,889
‫ای وای...

118
00:08:03,691 --> 00:08:05,818
‫حالت چطوره، «آمایا»؟

119
00:08:06,402 --> 00:08:09,780
‫یا بهتره بگم «ملکه آمایا»؟

120
00:08:10,364 --> 00:08:14,577
‫خواهرم نتونست راضیم کنه و حالا...

121
00:08:15,578 --> 00:08:17,205
دوست جدیدش رو فرستاده.

122
00:08:19,707 --> 00:08:22,043
‫ملکه «جنای» منو نفرستاده.

123
00:08:22,543 --> 00:08:23,836
‫خودم اومدم.

124
00:08:25,171 --> 00:08:26,589
‫واسه چی اون‌وقت؟

125
00:08:29,509 --> 00:08:32,178
‫تا جونت رو نجات بدم... نادون.

126
00:08:38,559 --> 00:08:41,729
‫ایشون تأکید می‌کنن که
‫در اصل از کلمه‌ای بدتر از...

127
00:08:42,104 --> 00:08:43,564
‫«نادون» استفاده کردن.

128
00:08:49,779 --> 00:08:54,909
‫من فکر کردم وقتی منو ببینین،
‫درجا می‌فهمین کی‌ام.

129
00:08:54,992 --> 00:08:56,452
‫هوی کله‌سبز!

130
00:08:58,120 --> 00:09:00,581
‫عع، چه خوب. پس یه نفر منو می‌شناسه.

131
00:09:01,457 --> 00:09:04,335
‫شاه «اِزران» می‌گه تو خواهرم رو پیچوندی.

132
00:09:04,502 --> 00:09:06,587
‫نکنه فکر کردی خواهرم درحد تو نیست؟

133
00:09:06,587 --> 00:09:09,840
‫نه، فقط دیگه نمی‌تونستم با...

134
00:09:09,924 --> 00:09:11,509
‫نقشه‌های پلیدش کنار بیام.

135
00:09:11,592 --> 00:09:14,345
‫پس فهمیدی طرف اشتباهی رو گرفتی.

136
00:09:15,012 --> 00:09:16,222
‫ولی چقدر دیر فهمیدی.

137
00:09:16,305 --> 00:09:18,474
‫بله. واقعاً دیر فهمیدم.

138
00:09:18,558 --> 00:09:21,894
‫و بعد خواهر منو تنها گذاشتی؟

139
00:09:21,978 --> 00:09:23,229
‫خوب جرئت داری.

140
00:09:23,938 --> 00:09:26,732
‫شرمنده، نمی‌دونم چی باید بگم.

141
00:09:26,816 --> 00:09:29,360
‫جداً؟ خب منم الان گیج شدم.

142
00:09:29,443 --> 00:09:33,197
‫«تری»، نقشه‌ی «کلادیا» چیـه؟

143
00:09:42,665 --> 00:09:45,960
‫قبل‌از این‌که بگم، باید یه قول بهم بدین.

144
00:09:46,043 --> 00:09:48,671
‫هر اتفاقی که افتاد،
‫«کلادیا» نباید آسیب ببینه.

145
00:09:51,799 --> 00:09:54,343
‫شرمنده، ولی نمی‌شه قول بدیم.

146
00:09:54,844 --> 00:09:58,180
‫پس منم نمی‌گم «کلادیا»
‫و «آراووس» چه نقشه‌ای دارن.

147
00:09:58,264 --> 00:09:59,890
‫چی؟ «آراووس»؟

148
00:10:01,100 --> 00:10:02,476
‫آها، آره.

149
00:10:02,560 --> 00:10:04,353
‫شما در جریان نبودین.

150
00:10:05,062 --> 00:10:08,065
‫بعله... «آراووس» آزاد شده.

151
00:10:12,320 --> 00:10:14,447
‫هیچ شاخی نداره.

152
00:10:14,530 --> 00:10:17,199
‫این انگشت‌کوچیکه رو داشته باشین.

153
00:10:17,283 --> 00:10:18,534
‫به چه درد می‌خوره؟

154
00:10:19,201 --> 00:10:20,494
‫به موهاش دست بزنین.

155
00:10:20,578 --> 00:10:22,788
‫خیلی چربـه.

156
00:10:22,872 --> 00:10:26,292
‫چرا همه اینو می‌گن؟
‫من مرتباً می‌رم حموم.

157
00:10:28,711 --> 00:10:32,214
‫قورباغه‌ت به دروغ‌هات حساسیت داره.

158
00:10:32,298 --> 00:10:35,134
‫چه حسی داره وقتی هیچ جادویی نداری؟

159
00:10:35,217 --> 00:10:38,179
‫اتفاقاً داری با یه انسان خاص
‫صحبت می‌کنی، «لیرا»...

160
00:10:38,262 --> 00:10:41,015
‫چون من جادو دارم.

161
00:10:42,558 --> 00:10:44,477
‫باز دروغ گفتی!

162
00:10:44,477 --> 00:10:47,688
‫این کلاً زیاد عطسه می‌کنه.
‫ملاک راست‌گفتن من که نیست.

163
00:10:47,772 --> 00:10:50,066
‫الان بهت ثابت می‌کنم که جادو دارم.

164
00:10:50,149 --> 00:10:51,192
‫خوب نگاه کن.

165
00:10:59,116 --> 00:11:00,284
‫ضدقلقلک!

166
00:11:01,202 --> 00:11:02,203
‫خب...

167
00:11:02,286 --> 00:11:04,580
‫حالا اگه می‌تونین، قلقلکم بدین.

168
00:11:13,881 --> 00:11:15,341
‫باورم نمی‌شه.

169
00:11:16,717 --> 00:11:18,928
‫- ایول...
‫- جادو داره.

170
00:11:20,054 --> 00:11:22,139
‫پس اومدی منو نجات بدی.

171
00:11:22,556 --> 00:11:23,933
‫شرمنده کردی.

172
00:11:25,017 --> 00:11:27,019
‫من درکت می‌کنم، «کریم».

173
00:11:28,521 --> 00:11:32,650
‫منم یه‌زمانی از هیولاهای اون‌ور مرز می‌ترسیدم.

174
00:11:32,733 --> 00:11:34,318
‫خودت رو خسته نکن.

175
00:11:35,194 --> 00:11:37,405
‫می‌خوای بگی عشق بود که باعث شد بفهمی...

176
00:11:37,613 --> 00:11:40,116
‫ما همه مثل همـیم.

177
00:11:40,199 --> 00:11:43,577
‫پس منم می‌تونم عوض بشم
‫و تو می‌خوای کمکم کنی.

178
00:11:44,662 --> 00:11:46,038
‫درست گفتم؟

179
00:11:46,664 --> 00:11:48,207
‫نه کاملاً.

180
00:11:50,251 --> 00:11:52,044
‫چیزی بیشتر از عشق چشم‌هام رو باز کرد.

181
00:11:52,086 --> 00:11:56,048
‫من مجبور شدم همه‌ی تعصب‌ها رو کنار بزنم...

182
00:11:57,133 --> 00:11:59,844
‫و از تنفری که از بچگی
‫باهاش بزرگ شدم، چشم‌پوشی کنم.

183
00:12:00,010 --> 00:12:02,805
‫کار راحتی نبود، ولی ارزشش رو داشت.

184
00:12:02,805 --> 00:12:03,806
‫عجب.

185
00:12:04,306 --> 00:12:06,350
‫به نظرت ما مثل همـیم؟

186
00:12:07,518 --> 00:12:10,813
‫پس بذار از تفاوت‌هامون بهت بگم.

187
00:12:11,313 --> 00:12:14,442
‫باورهای تو از روی ترس بود.

188
00:12:14,525 --> 00:12:16,944
‫و باورهای من از روی دانش.

189
00:12:17,445 --> 00:12:21,073
‫تو از یه هیولا توی تاریکی می‌ترسیدی.

190
00:12:21,157 --> 00:12:26,328
‫ولی من زیر نور
‫با گوشت و استخونم با دشمن جنگیدم.

191
00:12:26,412 --> 00:12:28,956
‫شما انسان‌ها مثل انگل می‌مونین.

192
00:12:29,165 --> 00:12:30,332
‫یه بیماری‌ایـن.

193
00:12:30,833 --> 00:12:34,378
‫همه‌چی رو تصرف می‌کنین و سیر نمی‌شین...

194
00:12:34,462 --> 00:12:38,632
‫تا وقتی که تاریخچه و فرهنگ ما با خاک یکسان بشه.

195
00:12:39,341 --> 00:12:45,347
‫پس واقعیت منو
‫با کابوس دوران بچگی‌ت مقایسه نکن...

196
00:12:45,431 --> 00:12:46,599
‫«آمایا».

197
00:12:47,308 --> 00:12:52,229
‫ملکه‌ی انسانِ اِلف‌های خورشیدی.

198
00:12:57,902 --> 00:12:59,320
‫«آراووس» آزاد شده.

199
00:12:59,403 --> 00:13:02,782
‫می‌دونستم یه خبر بدی تو راهـه.

200
00:13:08,746 --> 00:13:09,789
‫«اوپلی»...

201
00:13:09,872 --> 00:13:12,082
‫این نامه رو به «آنیا» بفرست.

202
00:13:12,166 --> 00:13:13,501
‫به روی چشم، جناب پادشاه.

203
00:13:14,877 --> 00:13:16,629
‫اون اِلف زمینی کجاست؟

204
00:13:16,712 --> 00:13:18,589
‫یه ساعت پیش رفت بیرون.

205
00:13:18,881 --> 00:13:20,424
‫اجازه دادین بره؟

206
00:13:20,508 --> 00:13:23,677
‫فقط این‌طوری می‌شه فهمید قابل‌اعتماده یا نه.

207
00:13:23,761 --> 00:13:28,057
‫از «سورن» و «کوروس» خواستم
‫تعقیبش کنن ببینن چی‌کار می‌کنه.

208
00:13:46,909 --> 00:13:49,119
‫- آها!
‫- تکون نخور!

209
00:13:49,703 --> 00:13:51,121
‫چیزی که توی دستتـه رو بنداز.

210
00:13:57,753 --> 00:13:59,171
‫حدس می‌زدم.

211
00:13:59,255 --> 00:14:02,758
‫داری برای اجرای یه طلسم کرم جمع می‌کنی!

212
00:14:03,259 --> 00:14:05,678
‫یا برای... ماهیگیری؟

213
00:14:05,761 --> 00:14:07,054
‫نه بابا.

214
00:14:19,817 --> 00:14:21,235
‫کرم‌ها برای اینان.

215
00:14:26,240 --> 00:14:28,492
‫این «آرون»ـه و اینم «سَم».

216
00:14:28,784 --> 00:14:30,202
‫دوقلوان.

217
00:14:31,579 --> 00:14:35,082
‫«آراووس» مادرشون رو کُشت
‫و من نتونستم کاری بکنم.

218
00:14:35,165 --> 00:14:37,751
‫جلوی خیلی چیزا رو نتونستم بگیرم.

219
00:14:38,085 --> 00:14:39,670
‫حالا هر کاری از دستم بربیاد...

220
00:14:40,170 --> 00:14:43,883
‫انجام می‌دم تا اوضاع بهتر بشه.

221
00:14:43,966 --> 00:14:46,010
‫نه. من که بهش اعتماد ندارم.

222
00:14:46,594 --> 00:14:50,389
‫هیشکی این‌قدر... مهربون نیست.

223
00:14:51,265 --> 00:14:52,892
‫- عمراً.
‫- لطف داری.

224
00:14:52,975 --> 00:14:54,476
‫تو هم آدم خوبی هستی.

225
00:14:54,560 --> 00:14:57,521
‫هم قوی هستی و هم وفادار.

226
00:14:57,605 --> 00:14:59,481
‫می‌دونم داری چی‌کار می‌کنی.

227
00:14:59,565 --> 00:15:01,525
‫می‌خوای منو چاخان کنی.

228
00:15:02,776 --> 00:15:08,240
‫ولی ممنون. نیاز داشتم
‫امروز... اِهِم اینو بشنوم.

229
00:15:12,369 --> 00:15:13,370
‫اجازه هست؟

230
00:15:17,416 --> 00:15:18,542
‫که این‌طور.

231
00:15:22,338 --> 00:15:24,006
‫بابت مادرتون متأسفـم.

232
00:15:25,090 --> 00:15:26,258
‫ازتون ممنونـم.

233
00:15:33,265 --> 00:15:34,475
‫ایشون قابل‌اعتماده.

234
00:15:35,017 --> 00:15:36,352
‫جوجه‌ها چی گفتن؟

235
00:15:36,435 --> 00:15:40,648
‫«سَم» گفت «تری» خیلی مهربونـه
‫و خوش‌مزه‌ترین کرم‌ها رو پیدا می‌کنه.

236
00:15:40,731 --> 00:15:45,778
‫و «آرون» گفت بوی بدن «تری» مثل
‫بوی زمین نم‌خورده بعداز یه روز بارونیـه.

237
00:15:46,862 --> 00:15:48,405
‫بله. دقیقاً همین‌طوره.

238
00:15:55,037 --> 00:16:00,501
‫خب تو و «رِیلا» با هم دوستـین؟

239
00:16:00,584 --> 00:16:03,837
‫من و «رِیلا»؟
‫بله که دوستـیم.

240
00:16:04,213 --> 00:16:06,966
‫احیاناً...

241
00:16:07,049 --> 00:16:09,009
‫رابطه‌ی دیگه‌ای ندارین؟

242
00:16:09,593 --> 00:16:11,053
‫عجـب.

243
00:16:11,136 --> 00:16:11,971
‫خب...

244
00:16:12,054 --> 00:16:17,434
‫ما با هم دوستـیم و...
‫همچنین...

245
00:16:17,518 --> 00:16:21,355
‫فکر کنم خیلی عاشقشی.

246
00:16:23,732 --> 00:16:25,484
‫بله. بله، درستـه.

247
00:16:25,567 --> 00:16:27,403
‫دوستش دارم. خیلی زیاد.

248
00:16:28,362 --> 00:16:31,198
‫به نظرت بچه‌هاتون شاخ‌دار می‌شن؟

249
00:16:31,281 --> 00:16:33,867
‫چهارانگشتی می‌شن یا پنج‌انگشتی؟

250
00:16:33,867 --> 00:16:37,371
‫- قدرت‌هاشون چی می‌شه؟
‫- پیاده شین با هم بریم!

251
00:16:37,454 --> 00:16:38,831
‫والا نمی‌دونم...

252
00:16:38,914 --> 00:16:41,875
‫به نظرم اگه یه انسان
‫و یه اِلف دَه‌تا بچه بیارن...

253
00:16:41,959 --> 00:16:44,253
‫هرکدوم‌شون یه چیز جدید می‌شن.

254
00:16:44,336 --> 00:16:47,381
‫بعضی‌هاشون شاخ‌دار می‌شن...
‫بعضی‌هاشون پنج‌انگشتی...

255
00:16:47,464 --> 00:16:50,592
‫درود بر توله‌ماه‌های عزیزم!

256
00:16:50,676 --> 00:16:52,428
‫پدر «ایثاری» عزیز.

257
00:16:52,511 --> 00:16:53,595
‫امروز خوش گذشت؟

258
00:16:53,679 --> 00:16:54,680
‫فکر کنم بهمون...

259
00:16:54,680 --> 00:16:57,516
‫«رِیلا»، الان «کالوم» گفت
‫می‌خواد براش دَه‌تا بچه بزایی!

260
00:16:57,599 --> 00:16:58,559
‫دَه‌تا!

261
00:17:00,686 --> 00:17:03,147
‫عع، نه، نه، منظورم...

262
00:17:03,230 --> 00:17:05,733
‫منـ منظورم این نبود.

263
00:17:23,542 --> 00:17:24,585
‫آها!

264
00:17:27,171 --> 00:17:29,381
‫این خوبـه.

265
00:17:35,763 --> 00:17:36,597
‫صبر کن بینم.

266
00:17:36,764 --> 00:17:39,850
‫ما از کجا بدونیم
‫این «سوگند شیره‌ای» که می‌گی...

267
00:17:39,850 --> 00:17:42,269
‫در واقع یه تله نیست؟

268
00:17:42,352 --> 00:17:43,687
‫نه، این...

269
00:17:43,771 --> 00:17:45,856
‫یه رسم قدیمی بین اِلف‌های زمینیـه.

270
00:17:45,939 --> 00:17:47,775
‫برای بستن یه پیمان ابدی.

271
00:17:47,858 --> 00:17:49,902
‫می‌بینی؟ فقط شیره‌ست.

272
00:17:50,069 --> 00:17:51,737
‫از کجا بدونیم جادویی نیست؟

273
00:17:51,737 --> 00:17:52,780
‫«کوروِس»، بررسی کن.

274
00:18:00,454 --> 00:18:02,206
‫تأیید شد. شیره‌ی معمولیـه.

275
00:18:08,045 --> 00:18:12,549
‫من سوگند شیره‌ای می‌خورم که نه خودم
‫و نه سربازهام به «کلادیا» آسیب نزنیم.

276
00:18:12,633 --> 00:18:15,928
‫همین‌طور که شیره بهت می‌چسبه،
‫باید قولت هم توی ذهنت حک بشه.

277
00:18:19,598 --> 00:18:20,891
‫چیزه...

278
00:18:20,974 --> 00:18:22,101
‫چطوری جدا شیم؟

279
00:18:22,184 --> 00:18:24,103
‫بله، این قسمت سختشـه.

280
00:18:27,314 --> 00:18:28,524
‫وای!

281
00:18:28,607 --> 00:18:30,567
‫این غذا عالی بود.

282
00:18:30,651 --> 00:18:32,861
‫دیگه دارم می‌ترکم.

283
00:18:34,321 --> 00:18:36,490
‫ببینیم و تعریف کنیم.

284
00:18:40,077 --> 00:18:41,829
‫کیک توت‌ماهی.

285
00:19:10,065 --> 00:19:11,108
‫خوشت اومد؟

286
00:19:12,484 --> 00:19:13,402
‫بدک نیست.

287
00:19:16,947 --> 00:19:18,448
‫حالا یکم دیگه بخورم.

288
00:19:23,078 --> 00:19:27,166
‫حالا که سوگند شیره‌ای خوردیم،
‫بگو نقشه‌ی اونا چیـه.

289
00:19:28,208 --> 00:19:30,460
‫«کلادیا» و «آراووس» می‌خوان
‫دریچه‌ی ماه رو باز کنن...

290
00:19:30,502 --> 00:19:32,337
‫و همه‌ی موجودات برزخ رو آزاد کنن.

291
00:19:32,337 --> 00:19:34,089
‫ای وای!

292
00:19:34,631 --> 00:19:37,342
‫این که گفتی یعنی چه؟

293
00:19:37,426 --> 00:19:41,346
‫ارواح رنجیده و عصبانی زیادی هستن
‫که توی برزخ گیر افتادن.

294
00:19:41,430 --> 00:19:44,766
‫ارواحی که کار ناتموم دارن.
‫بدتر از اون اینـه که...

295
00:19:45,934 --> 00:19:48,228
‫ارواح زیر نور خورشید دَووم نمیارن.

296
00:19:49,062 --> 00:19:51,356
‫واسه همین اونا می‌خوان به لوکس آریا برن...

297
00:19:51,440 --> 00:19:52,941
‫تا خورشید رو از بین ببرن...

298
00:19:53,817 --> 00:19:55,903
‫و تاریکی ابدی رو شروع کنن.

299
00:19:57,654 --> 00:19:59,531
‫هرچقدر می‌خوای، ازم متنفر باش، «کریم».

300
00:19:59,615 --> 00:20:02,659
‫من که برای مرگت اشک نمی‌ریزم.

301
00:20:03,368 --> 00:20:04,369
‫ولی خواهرت چرا.

302
00:20:05,787 --> 00:20:08,707
‫نمی‌فهمی «جنای» چقدر برای آینده زحمت کشیده...

303
00:20:08,790 --> 00:20:11,043
‫تا همه‌مون بتونیم زندگی خوبی داشته باشیم؟

304
00:20:11,126 --> 00:20:16,798
‫اونم در کنار خونواده
‫و عزیزامون در امنیت کامل.

305
00:20:16,882 --> 00:20:18,592
‫تو هم خونواده‌شـی.

306
00:20:31,063 --> 00:20:34,274
‫واسه همین خواستم سوگند شیره‌ای بخورین.

307
00:20:34,942 --> 00:20:37,319
‫«کلادیا» می‌خواد کار خطرناکی بکنه.

308
00:20:37,945 --> 00:20:39,404
‫باید جلوش رو بگیرین.

309
00:20:39,488 --> 00:20:41,698
‫ولی نباید بهش آسیبی بزنین.

310
00:20:41,907 --> 00:20:42,991
‫خب حالا چی‌کار کنیم؟

311
00:20:43,450 --> 00:20:47,621
‫«کلادیا» خیلی احساساتیـه و عاشق خونواده‌شـه.

312
00:20:47,704 --> 00:20:50,165
‫پدرتون قلبش رو شکست.

313
00:20:50,666 --> 00:20:53,835
‫ولی فکر کنم یکی هست که
‫هنوزم می‌تونه اونو آروم کنه.

314
00:20:54,544 --> 00:20:55,545
‫منظورت چیـه؟

315
00:20:56,004 --> 00:20:57,005
‫مادرتون.

316
00:20:59,049 --> 00:21:00,467
‫نه، من...

317
00:21:01,301 --> 00:21:02,469
‫این ایده‌ی خوبی نیست.

318
00:21:02,552 --> 00:21:04,346
‫ایشون توی دِل‌باره، درستـه؟

319
00:21:04,429 --> 00:21:07,349
‫اگه ببریمش پیش «کلادیا»، باهاش حرف می‌زنه.

320
00:21:07,933 --> 00:21:10,477
‫نه! فایده نداره.

321
00:21:10,560 --> 00:21:12,479
‫«کلادیا» نمی‌خواد با مادرمون حرف بزنه.

322
00:21:12,562 --> 00:21:14,731
‫- آخه از کجا می‌دونی؟
‫- باشه پس...

323
00:21:14,815 --> 00:21:16,817
‫اصلاً من نمی‌خوام با مادر‌مون حرف بزنم.

324
00:21:17,359 --> 00:21:21,321
‫حالا کی گفت اون حاضره با ما حرف بزنه؟
‫ما رو ول کرد رفت.

325
00:21:21,405 --> 00:21:23,073
‫ما رو ول کرد.

326
00:21:23,365 --> 00:21:24,408
‫«سورن»

327
00:21:24,491 --> 00:21:27,953
‫تازه اصلاً نمی‌دونم کجاست.

328
00:21:28,036 --> 00:21:32,624
‫تنها چیزی که ازش دارم،
‫یه عکس مسخره از بچگی‌مـه.

329
00:21:33,333 --> 00:21:35,043
‫همون عکس هم شروع خوبیـه.

330
00:21:35,460 --> 00:21:37,296
‫الان کجاست؟

331
00:21:54,730 --> 00:21:56,773
‫خواهرت منو بخشید.

332
00:21:57,399 --> 00:22:01,194
‫دیگه اسم و رسمی ندارم ولی جام امنـه.

333
00:22:01,278 --> 00:22:02,279
‫و...

334
00:22:03,488 --> 00:22:05,240
‫وارث‌مون چطوره؟

335
00:22:06,116 --> 00:22:07,117
‫وارث؟

336
00:22:07,534 --> 00:22:09,369
‫بچه‌مون برات فقط یه وارثـه؟

337
00:22:09,911 --> 00:22:12,539
‫من به فکر آینده‌ام، «میانا».

338
00:22:12,622 --> 00:22:17,627
‫این وارث نقش مهمی توی
‫تولد دوباره‌ی امپراتوری خورشید داره.

339
00:22:17,711 --> 00:22:20,172
‫همون چیزی که رؤیاش رو می‌دیدیم.

340
00:22:20,255 --> 00:22:22,007
‫رؤیای من عوض شده.

341
00:22:23,133 --> 00:22:27,596
‫رؤیای بچه‌ای رو دارم
‫که تنش سالمـه و خوشبختـه...

342
00:22:27,679 --> 00:22:31,975
‫بچه‌ای که بازیگوشی می‌کنه و می‌خنده.

343
00:22:32,559 --> 00:22:33,643
‫ولی ابن دفعه...

344
00:22:34,436 --> 00:22:36,646
‫رؤیایی داریم که مال خودمونـه.

345
00:22:37,397 --> 00:22:38,398
‫تو...

346
00:22:39,107 --> 00:22:41,234
‫ازم می‌خوای تسلیم بشم؟

347
00:22:41,318 --> 00:22:42,319
‫نه.

348
00:22:42,903 --> 00:22:45,489
‫ازت می‌خوام تلاش کنی...

349
00:22:46,114 --> 00:22:49,659
‫تا به‌خاطر من زنده بمونی.

350
00:22:50,619 --> 00:22:51,787
‫به‌خاطر بچه‌مون.

351
00:22:55,624 --> 00:22:56,875
‫شرمنده.

352
00:22:56,958 --> 00:22:58,460
‫واقعاً شرمنده‌ام.

353
00:22:58,543 --> 00:23:02,089
‫این کیکـه بهم چسبید.

354
00:23:03,632 --> 00:23:05,217
‫از دست تو.

355
00:23:05,884 --> 00:23:08,887
‫می‌دونی چیـه؟
‫فکرکنم همین‌طوری راحتـم.

356
00:23:08,970 --> 00:23:10,097
‫منظورم اینجاست.

357
00:23:10,180 --> 00:23:14,893
‫از بچه‌ها مراقبت کنم.
‫حتی اونایی که یکم ترسناکـن.

358
00:23:14,976 --> 00:23:19,981
‫غذای جنگلی بخورم
‫و با «رونان» و «ایثاری» وقت بگذرونم.

359
00:23:27,030 --> 00:23:28,407
‫«آسترید»؟

360
00:23:28,448 --> 00:23:29,825
‫جادوگر و جنگجو.

361
00:23:31,076 --> 00:23:32,285
‫خوش‌حالـم که پیداتون کردم.

362
00:23:33,286 --> 00:23:34,871
‫عع... چی شده؟

363
00:23:35,414 --> 00:23:36,790
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

364
00:23:37,833 --> 00:23:39,960
‫ستاره‌ی سقوط‌کرده برگشته.

365
00:23:40,043 --> 00:23:41,253
‫توی زِیدیاست...

366
00:23:41,837 --> 00:23:44,548
‫و می‌خواد دنیا رو به سیاهی بِکشونه.
