﻿1
00:00:17,642 --> 00:00:19,436
‫آنچه گذشت...

2
00:00:20,145 --> 00:00:20,186
‫به یه سنگ کهن ماه نیاز داریم.

3
00:00:20,186 --> 00:00:22,897
‫به یه سنگ کهن ماه نیاز داریم.

4
00:00:22,981 --> 00:00:25,859
‫ولی مواد لازمش خیلی کمیابـه...

5
00:00:25,942 --> 00:00:28,361
‫و فقط جایی پیدا می‌شه که...

6
00:00:28,445 --> 00:00:32,866
‫محل زندگی اسب‌های تک‌شاخ بوده:
‫«باغ بی‌گناهان»

7
00:00:32,907 --> 00:00:34,117
‫این نقشه...

8
00:00:34,242 --> 00:00:37,370
‫خالیـه و هیچی توش نیست.

9
00:00:37,454 --> 00:00:39,581
‫ولی «تری» می‌تونه ببینش؟

10
00:00:39,664 --> 00:00:42,208
‫باید مخفیانه ازش کمک بگیریم.

11
00:00:42,292 --> 00:00:46,629
‫بهش نگفتیم که اسب‌های تک‌شاخ...
‫برای استراحت ابدی میان اینجا.

12
00:00:46,963 --> 00:00:48,131
‫برای آخرین مرحله...

13
00:00:48,214 --> 00:00:53,386
‫این سنگ باید یه بار دور دنیا بچرخه.

14
00:00:53,470 --> 00:00:56,681
‫حالا پرواز کن.

15
00:01:37,180 --> 00:01:50,026
‫«شاهزاده‌ی اژدها: معمای آراووس»

16
00:01:54,572 --> 00:01:59,119
‫کتاب هفتم: «تاریکی»
‫بخش چهارم: «کار ناتمام»

17
00:02:12,799 --> 00:02:14,926
‫اینم از سیلوِرگروو.

18
00:02:20,974 --> 00:02:22,684
‫فقط توی خوابم اینو می‌دیدم.

19
00:02:26,521 --> 00:02:26,563
‫- «رونان»، تو جلوتر برو.
‫- مزخرف نگو.

20
00:02:26,563 --> 00:02:30,859
‫- «رونان»، تو جلوتر برو.
‫- مزخرف نگو.

21
00:02:30,942 --> 00:02:32,527
‫باید با هم بریم.

22
00:02:34,028 --> 00:02:37,490
‫باشه، ولی بهتره یکم با «ایثاری» تنها باشی.

23
00:02:37,574 --> 00:02:38,741
‫می‌گیری چی می‌گم دیگه؟

24
00:02:40,618 --> 00:02:41,619
‫آره.

25
00:02:42,495 --> 00:02:45,832
‫خوش بگذره. ما هم بعداً میایم.

26
00:02:47,375 --> 00:02:48,710
‫زود برو پیشش.

27
00:02:51,171 --> 00:02:54,090
‫هنوز بهش نگفتی که تبعید شدی.

28
00:02:59,679 --> 00:03:03,600
‫شرمنده، سرم شلوغـه.
‫بعداً تشریف بیارید.

29
00:03:05,852 --> 00:03:08,271
‫متأسفانه عجله دارم.

30
00:03:15,236 --> 00:03:17,322
‫شبح عزیزم...

31
00:03:18,781 --> 00:03:20,700
‫بازم اومدی که منو آزار بدی؟

32
00:03:21,618 --> 00:03:22,952
‫آزار بدم؟

33
00:03:23,786 --> 00:03:25,872
‫همه‌جا می‌بینمت.

34
00:03:29,125 --> 00:03:31,127
‫صدات رو می‌شنوم ولی واقعی نیستی.

35
00:03:32,128 --> 00:03:35,965
‫التماست می‌کنم، «رونان». منو ول کن.

36
00:03:36,966 --> 00:03:38,801
‫نمی‌خوام بهت فکر کنم.

37
00:03:42,931 --> 00:03:45,225
‫ولی بهت قول دادم.

38
00:03:46,601 --> 00:03:49,229
‫و دارم تلاش می‌کنم اون قول رو بشکنم.

39
00:03:58,738 --> 00:04:00,740
‫قولمون سر جاشـه، «ایثاری».

40
00:04:01,532 --> 00:04:03,868
‫من سر قول‌مون موندم.

41
00:04:13,503 --> 00:04:14,629
‫صبح به‌خیر، «تری».

42
00:04:15,630 --> 00:04:19,342
‫فکر کردم اگه منتظر سنگه بشینیم،
‫حوصله‌مون سر نمی‌ره...

43
00:04:19,425 --> 00:04:22,178
‫ولی دارم از بی‌حوصلگی می‌میرم.

44
00:04:23,596 --> 00:04:27,016
‫امیدوارم کابوس‌هات مزاحم خوابت
‫نشده باشن، «ترستیریوس» عزیز.

45
00:04:27,100 --> 00:04:30,270
‫بهم نشون بده پَرها رو از کجا پیدا کردی؟

46
00:04:30,979 --> 00:04:34,732
‫آها. پَر بزرگ و پَر کوچیک رو می‌گی.

47
00:04:34,816 --> 00:04:36,859
‫بکم بعداز پل پیداشون کردم.

48
00:04:38,653 --> 00:04:41,948
‫- زود برمی‌گردم، عزیزم.
‫- بدون من زیاد خوش نگذرونین.

49
00:04:42,532 --> 00:04:45,118
‫حالا برگردیم به سرگرمی خودمون.

50
00:04:51,207 --> 00:04:53,001
‫واجب نیست‌ها.

51
00:04:53,084 --> 00:04:55,503
‫نه، نه، این دفعه دیگه کاملش کردم.

52
00:04:55,586 --> 00:04:58,339
‫- عجب.
‫- معرفی می‌کنم...

53
00:04:59,132 --> 00:05:00,675
‫«کالوم» از قبیله‌ی اِلف‌ها!

54
00:05:03,261 --> 00:05:06,973
‫آخ... دَرشون بیار، «کالوم».
‫باید بریم.

55
00:05:07,056 --> 00:05:09,392
‫چی؟
‫بریم؟ چرا؟

56
00:05:10,143 --> 00:05:11,436
‫خودت می‌دونی چرا.

57
00:05:11,769 --> 00:05:13,813
‫نمی‌تونم برگردم به سیلورگروو که.

58
00:05:13,896 --> 00:05:17,275
‫من یه روحـم که از اونجا تبعید شدم.

59
00:05:17,775 --> 00:05:19,777
‫هم‌رزم‌هام به‌خاطر من مُردن.

60
00:05:19,861 --> 00:05:22,613
‫باشه، ولی «رونان» و «ایثاری» چی می‌شن؟

61
00:05:22,697 --> 00:05:23,990
‫نمی‌شه که...
‫اونا خونواده‌تـن.

62
00:05:23,990 --> 00:05:25,491
‫نمی‌شه که...
‫اونا خونواده‌تـن.

63
00:05:26,534 --> 00:05:28,453
‫درستـه.

64
00:05:28,536 --> 00:05:31,080
‫واسه همین نباید اونا رو قاطی مشکلاتم کنم.

65
00:05:31,164 --> 00:05:33,750
‫باید تنهایی تقصیرها رو گردن بگیرم.

66
00:05:35,460 --> 00:05:38,379
‫تازه خونه‌ی جدید من...

67
00:05:39,130 --> 00:05:40,506
‫همون‌جاییـه که تو باشی.

68
00:05:40,506 --> 00:05:42,133
‫چرا اینو ازم مخفی کردی؟

69
00:05:42,216 --> 00:05:44,719
‫عع... فکر کردم واضحـه.

70
00:05:44,802 --> 00:05:46,596
‫یعنی در جریان دوستی‌مون نبودی؟

71
00:05:47,263 --> 00:05:50,058
‫نه. منظورم ماجرای روح شدنتـه.

72
00:05:50,641 --> 00:05:54,687
‫آها! آها... اون... قضیه.

73
00:05:55,438 --> 00:05:58,066
‫نمی‌خواستم الکی نگرانت کنم.

74
00:05:58,858 --> 00:06:02,487
‫- اگه بهتون می‌گفتم، رابطه‌تون...
‫- دیگه کافیـه، «رِیلا».

75
00:06:04,238 --> 00:06:06,366
‫ما خونواده‌تـیم.

76
00:06:08,451 --> 00:06:10,661
‫اینم از این. یه‌عالمه پَر.

77
00:06:11,579 --> 00:06:14,832
‫ولی ما دنبال پَر نیستیم، درستـه؟

78
00:06:14,916 --> 00:06:18,544
‫سنگ کهن جادوی لازم رو داره...

79
00:06:18,628 --> 00:06:23,883
‫ولی برای دسترسی به برزخ...

80
00:06:23,966 --> 00:06:26,969
‫باید یه کلید پیدا کنیم.

81
00:06:28,638 --> 00:06:29,889
‫اونجا رو ببین.

82
00:06:30,723 --> 00:06:32,100
‫یه پرنده‌ی مادر.

83
00:06:32,642 --> 00:06:35,019
‫- می‌دونی از کجا فهمیدم مادره؟
‫- همم...

84
00:06:36,562 --> 00:06:40,108
‫آها! چون دوتا کرم توی دهنشـه، آره؟

85
00:06:40,191 --> 00:06:42,443
‫باید به بچه‌هاش غذا بده.

86
00:06:42,527 --> 00:06:43,945
‫آفرین.

87
00:06:44,278 --> 00:06:47,323
‫- کلید همینـه.
‫- اونو می‌گی؟

88
00:06:47,407 --> 00:06:49,867
‫- پرنده‌ی مادر؟
‫- بله.

89
00:06:49,951 --> 00:06:54,539
‫اونایی که توی برزخ هستن،
‫یه چیزی رو اینجا جا گذاشتن.

90
00:06:54,622 --> 00:06:58,000
‫یعنی یه کار ناتموم دارن.

91
00:07:06,926 --> 00:07:09,095
‫داری چی‌کار می‌کنی؟ صبر کن.

92
00:07:12,056 --> 00:07:13,641
‫می‌گم نکن!

93
00:07:17,270 --> 00:07:18,354
‫چی شد؟

94
00:07:20,648 --> 00:07:24,026
‫وقتی این بمیره...

95
00:07:24,110 --> 00:07:30,575
‫فقط به بچه‌هاش فکر می‌کنه
‫که بدون اون دارن چی‌کار می‌کنن.

96
00:07:31,200 --> 00:07:35,329
‫توی لونه منتظر مادرشون نشستن...

97
00:07:35,955 --> 00:07:37,582
‫و اون ترکشون کرده و رفته.

98
00:07:38,166 --> 00:07:43,254
‫این مادر حاضره هر کاری بکنه
‫تا پیش اونا برگرده.

99
00:07:44,839 --> 00:07:45,840
‫تموم شد.

100
00:07:47,592 --> 00:07:52,472
‫حالا این پرنده یه کار ناتموم داره.

101
00:08:10,114 --> 00:08:11,491
‫«لیرِنوس» نگهبان.

102
00:08:12,283 --> 00:08:15,328
‫استاد شمشیرزنی! غیرممکنـه!

103
00:08:16,120 --> 00:08:17,914
‫فکر می‌کردیم مُردید.

104
00:08:17,997 --> 00:08:19,790
‫همه‌تون مُرده بودید.

105
00:08:20,458 --> 00:08:23,252
‫اگه شما زنده‌اید، پس بقیه هم...؟

106
00:08:23,336 --> 00:08:25,963
‫بقیه‌ی آدم‌کُش‌ها فوت شدن.

107
00:08:26,047 --> 00:08:30,760
‫همه به‌جز یکی که
‫مردم سیلورگروو در حقش بدی کردن.

108
00:08:30,843 --> 00:08:32,261
‫«رِیلا» هنوز زنده‌ست.

109
00:08:32,845 --> 00:08:35,765
‫دارید اسم یه روح رو میارید.

110
00:08:35,848 --> 00:08:38,226
‫این اسم دخترمـه.

111
00:08:40,061 --> 00:08:41,354
‫«مورتوئس ودره»

112
00:08:51,989 --> 00:08:55,826
‫ما می‌خوایم «رِیلا» به سیلورگروو برگرده.

113
00:08:56,035 --> 00:08:58,788
‫مراسم ماه جدید رو هم برگزار می‌کنیم.

114
00:09:04,043 --> 00:09:05,044
‫دنبالم بیاید.

115
00:09:10,925 --> 00:09:14,428
‫توی این حفره، چاه فراموش‌شدگان هست.

116
00:09:15,346 --> 00:09:18,641
‫طلسم تبیعد تو اینجا اجرا شد...

117
00:09:19,141 --> 00:09:22,520
‫و فقط همین‌جا برداشته می‌شه.

118
00:09:23,354 --> 00:09:29,735
‫برای اجرای مراسم، یکی از شما
‫باید سرنوشتش رو به «رِیلا» گره بزنه.

119
00:09:30,570 --> 00:09:32,280
‫هر دومون این کارو می‌کنیم.

120
00:09:32,363 --> 00:09:34,532
‫دیگه از هم جدا نمی‌شیم.

121
00:09:35,992 --> 00:09:37,410
‫هرطور مایلیـد.

122
00:09:37,952 --> 00:09:43,207
‫اگه شکست بخوری، روح،
‫اونا هم به سرنوشت تو دچار می‌شن.

123
00:09:44,125 --> 00:09:47,920
‫و از این مکان تبعید می‌شن.

124
00:09:49,463 --> 00:09:51,299
‫حالا بیاید.

125
00:09:52,216 --> 00:09:53,884
‫باید مراسم رو اجرا کنیم.

126
00:09:57,888 --> 00:09:59,682
‫شرمنده...

127
00:10:00,182 --> 00:10:03,311
‫غریبه‌ها اجازه‌ی ورود ندارن.

128
00:10:03,394 --> 00:10:06,188
‫عع، بعله... بعله... گرفتم چی شد.

129
00:10:06,272 --> 00:10:08,399
‫درست هم نیست یه اِلف زمینی مثل من...

130
00:10:08,482 --> 00:10:10,818
‫بیاد اون پایین. درستـه؟

131
00:10:13,571 --> 00:10:14,572
‫ای بابا!

132
00:10:18,576 --> 00:10:19,994
‫بهم دروغ گفتی!

133
00:10:20,077 --> 00:10:21,537
‫من هیچ‌وقت دروغ نمی‌گم.

134
00:10:21,621 --> 00:10:25,625
‫بهت گفتم یه پَر بزرگ و یه پَر کوچیک می‌خوایم.

135
00:10:26,459 --> 00:10:27,752
‫همین.

136
00:10:27,835 --> 00:10:30,630
‫درستـه که هیچ‌وقت دروغ نمی‌گی،
‫ولی این کارِت خیلی بدتره.

137
00:10:30,713 --> 00:10:33,841
‫حقیقت رو ناقص می‌گی
‫و مابقی‌اش رو به دیگران می‌سپری.

138
00:10:33,924 --> 00:10:37,678
‫تو کاری می‌کنی مردم به خودشون دروغ بگن!
‫این حیله‌گریـه!

139
00:10:37,762 --> 00:10:41,390
‫تو یه فریب‌کاری!
‫به «کلادیا» می‌گم.

140
00:10:42,016 --> 00:10:44,018
‫فایده‌ای نداره.

141
00:10:44,101 --> 00:10:45,853
‫اون منو دوست داره.

142
00:10:45,936 --> 00:10:50,399
‫من مثل باباشـم و اونم مثل دخترمـه.

143
00:10:51,025 --> 00:10:53,569
‫- تو مریضـی.
‫- نه بابا؟

144
00:10:53,944 --> 00:10:55,738
‫اون‌وقت «کلادیا» چیـه؟

145
00:10:55,821 --> 00:10:58,366
‫اون همه‌چی رو بهت نمی‌گه...

146
00:10:58,449 --> 00:11:01,661
‫چون می‌خواد ازت محافظت کنه.

147
00:11:02,662 --> 00:11:06,248
‫محافظت؟ منظورت چیـه؟

148
00:11:06,332 --> 00:11:10,127
‫من و «کلادیا» نمی‌تونیم
‫نقشه‌ی جادویی رو ببینیم.

149
00:11:10,211 --> 00:11:15,091
‫و به یه‌نفر با قلب پاک نیاز داشتیم
‫که ما رو به باغ بی‌گناهان برسونه.

150
00:11:15,174 --> 00:11:16,258
‫یکی مثل تو.

151
00:11:17,134 --> 00:11:21,305
‫- ولی گفت می‌تونه ببینه.
‫- نه، چیزی نگفت.

152
00:11:22,181 --> 00:11:23,641
‫پس خودم تصور کردم.

153
00:11:23,724 --> 00:11:27,436
‫و همون‌طور که بهت گفتیم...

154
00:11:27,520 --> 00:11:29,480
‫اون باغ یه مکان استراحتـه.

155
00:11:29,563 --> 00:11:32,650
‫ولی در اصل... اونجا یه قبرستونـه.

156
00:11:33,234 --> 00:11:37,738
‫محل دفن اسب‌های تک‌شاخـه.

157
00:11:38,614 --> 00:11:40,574
‫من چقدر احمقـم!

158
00:11:41,075 --> 00:11:42,660
‫«کلادیا» خبر داشت.

159
00:11:43,369 --> 00:11:44,995
‫و حالا تو هم می‌دونی.

160
00:11:45,496 --> 00:11:48,124
‫- ازم استفاده کرد.
‫- بله.

161
00:11:48,207 --> 00:11:51,252
‫من از عذاب‌کشیدنت لذت نمی‌برم.

162
00:11:51,335 --> 00:11:53,462
‫ولی باید حقیقت رو می‌گفتم.

163
00:11:54,296 --> 00:11:58,592
‫قلب پاک هدیه‌ی دوران کودکیـه.

164
00:11:59,176 --> 00:12:01,512
‫چند سال اول زندگی‌مون...

165
00:12:01,595 --> 00:12:06,934
‫ما با معصومیت‌مون از زندگی ساده لذت می‌بریم.

166
00:12:07,017 --> 00:12:10,855
‫تو خیلی خوش‌شانسـی، «ترستیریوس»...

167
00:12:11,731 --> 00:12:14,567
‫که تونستی این معصومیت رو تا الان نگه داری.

168
00:12:15,776 --> 00:12:16,944
‫نه!

169
00:12:20,489 --> 00:12:24,785
‫من بی‌شمار انسان و اِلف دیدم که...

170
00:12:24,869 --> 00:12:29,707
‫تاریکی درون‌شون رو در کنار روشنایی پذیرفتن.

171
00:12:30,624 --> 00:12:30,666
‫سیاهی و سفیدی وجود نداره،
‫فقط لایه‌ای از رنگ خاکستریـه.

172
00:12:30,666 --> 00:12:33,794
‫سیاهی و سفیدی وجود نداره،
‫فقط لایه‌ای از رنگ خاکستریـه.

173
00:12:33,794 --> 00:12:33,836
‫سیاهی و سفیدی وجود نداره،
‫فقط لایه‌ای از رنگ خاکستریـه.

174
00:12:33,836 --> 00:12:34,754
‫سیاهی و سفیدی وجود نداره،
‫فقط لایه‌ای از رنگ خاکستریـه.

175
00:12:35,421 --> 00:12:36,005
‫همه‌ی ما باید این پیچیدگی رو داشته باشیم.

176
00:12:36,005 --> 00:12:37,423
‫همه‌ی ما باید این پیچیدگی رو داشته باشیم.

177
00:12:38,007 --> 00:12:42,428
‫باور کن زیبایی عجیبی توی این پیچیدگی خوابیده.

178
00:12:43,304 --> 00:12:45,222
‫قلبت از این به بعد سنگین‌تر می‌شه.

179
00:12:45,306 --> 00:12:50,394
‫ولی دیگه خبری از حقیقت ناقص نیست.

180
00:12:51,187 --> 00:12:55,483
‫با همدیگه کاری رو که لازمـه، انجام می‌دیم...

181
00:12:56,734 --> 00:12:58,068
‫هرچقدر که خطرناک باشه...

182
00:12:59,779 --> 00:13:01,655
‫و یا ناخوشایند.

183
00:13:09,789 --> 00:13:15,711
‫درست مثل ماه، همه‌ی ما
‫مجدداً از تاریکی متولد می‌شیم.

184
00:13:16,712 --> 00:13:18,839
‫برای رسیدن به تولد مجدد...

185
00:13:18,923 --> 00:13:24,053
‫باید ثابت کنی که لایق بخشش و رستگاری هستی.

186
00:13:25,262 --> 00:13:27,473
‫بیا جلو، روح.

187
00:13:31,685 --> 00:13:35,189
‫باید با پنج اِلفی که
‫بهشون خیانت کردی، روبه‌رو بشی.

188
00:13:35,815 --> 00:13:39,860
‫همونایی که رنج‌وعذاب‌شون رو به دوش می‌کِشی.

189
00:13:39,944 --> 00:13:43,447
‫و بعد، قضاوت می‌شی.

190
00:14:23,362 --> 00:14:24,738
‫سلام، دوستان.

191
00:14:26,282 --> 00:14:26,323
‫زندگی خیلی مهمـه.

192
00:14:26,323 --> 00:14:27,616
‫زندگی خیلی مهمـه.

193
00:14:28,284 --> 00:14:30,202
‫خیلی باارزشـه.

194
00:14:30,286 --> 00:14:34,123
‫درستـه که جون بقیه رو می‌گیریم،
‫ولی کارمون رو بی‌ارزش نمی‌دونیم.

195
00:14:34,623 --> 00:14:37,334
‫جون شماها هم گرفته شد.

196
00:14:38,294 --> 00:14:41,255
‫ولی این فداکاری‌تون بی‌نتیجه نبود.

197
00:14:42,131 --> 00:14:43,132
‫«کالیستو»...

198
00:14:43,173 --> 00:14:45,718
‫تو برای آزادی نفست رو دادی...

199
00:14:45,801 --> 00:14:49,513
‫و ما تونستیم از یه جنگ بیهوده خلاص بشیم.

200
00:14:50,139 --> 00:14:53,601
‫«آندرومدا»، تو برای حقیقت چشم‌هات رو دادی.

201
00:14:53,684 --> 00:14:57,563
‫و ما به حقیقتی رسیدیم که دنیا رو تغییر داد.

202
00:14:58,230 --> 00:15:01,108
‫«اسکور»، تو قدرتت رو برای شرف ‌و افتخار دادی...

203
00:15:01,609 --> 00:15:03,777
‫و حالا انسان‌ها و اِلف‌ها...

204
00:15:03,861 --> 00:15:05,779
‫بالاخره به هم احترام می‌ذارن.

205
00:15:05,863 --> 00:15:07,865
‫و... «رَم».

206
00:15:08,908 --> 00:15:11,994
‫تو خونت رو برای عدالت دادی.

207
00:15:12,661 --> 00:15:14,163
‫ولی عدالت دقیقاً چیـه؟

208
00:15:15,289 --> 00:15:17,041
‫پادشاه اون شب مُرد.

209
00:15:21,045 --> 00:15:22,880
‫از هر دو طرف زندگی گرفته شد.

210
00:15:22,963 --> 00:15:24,298
‫یعنی عدالت اینـه؟

211
00:15:25,007 --> 00:15:29,136
‫چقدر دیگه باید عذاب بکشیم
‫تا جبران اشتباهات‌مون بشه؟

212
00:15:29,845 --> 00:15:31,430
‫من که نمی‌دونم.

213
00:15:31,931 --> 00:15:34,808
‫و واقعاً متأسفـم.

214
00:15:36,894 --> 00:15:40,147
‫ولی هیچ‌وقت فراموشتون نمی‌کنم.

215
00:15:53,911 --> 00:15:55,037
‫پنج‌تا اِلف...

216
00:15:55,996 --> 00:15:59,333
‫پس یعنی آخرین نفر تویـی.

217
00:16:01,168 --> 00:16:02,753
‫- «رونان»، من...
‫- «رِیلا»...

218
00:16:03,462 --> 00:16:05,923
‫فقط کافیـه خودت رو ببخشی.

219
00:16:07,549 --> 00:16:09,969
‫نگهبان، تموم نشد؟

220
00:16:10,052 --> 00:16:13,472
‫تموم بشه؟ فکر می‌کنید دیگه تمومـه؟

221
00:16:13,973 --> 00:16:16,392
‫اونم بعداز این‌همه کاری که کردی، روح!

222
00:16:17,559 --> 00:16:20,187
‫«لیرنوس»، این کارو نکن.

223
00:16:21,063 --> 00:16:23,816
‫نذار احساساتت مانع قضاوتت بشه.

224
00:16:25,401 --> 00:16:27,653
‫احساساتش؟ منظورت چیـه؟

225
00:16:27,736 --> 00:16:29,238
‫تو پسرم رو کُشتی!

226
00:16:32,324 --> 00:16:33,534
‫«رَم»؟

227
00:16:33,617 --> 00:16:37,371
‫من پنجمین اِلفی‌ام که باید ببخشمت!

228
00:16:37,454 --> 00:16:41,250
‫خون پسرم پای توئـه.

229
00:16:41,333 --> 00:16:45,796
‫- نه!
‫- و من هیچ‌وقت نمی‌بخشمت، خائن!

230
00:16:45,879 --> 00:16:49,133
‫تو یه روح باقی می‌مونی...

231
00:16:49,216 --> 00:16:54,221
‫و خونواده‌ت در کنارت تقاص پس می‌دن.

232
00:16:55,681 --> 00:16:58,475
‫می‌دونم باید بهت می‌گفتم.

233
00:16:58,559 --> 00:17:02,187
‫ولی من قبلاً هم کارای بدی کردم، «تری»...

234
00:17:02,271 --> 00:17:05,149
‫و خوب می‌دونی که دلیلم موجه بوده.

235
00:17:05,232 --> 00:17:07,067
‫این دفعه چت شده؟

236
00:17:07,568 --> 00:17:10,112
‫تو بهم اعتماد نداشتی!

237
00:17:10,696 --> 00:17:13,615
‫ازم استفاده کردی.
‫قبلاً این کارو نکرده بودی.

238
00:17:15,826 --> 00:17:19,246
‫آدم با عشقش این کارو نمی‌کنه.

239
00:17:19,913 --> 00:17:23,625
‫اصلاً با هیچ‌کس نباید این کارو بکنی.

240
00:17:25,169 --> 00:17:29,548
‫اگه این ادامه پیدا کنه،
‫دیگه نمی‌تونم خود واقعی‌م باشم.

241
00:17:30,132 --> 00:17:34,970
‫تو همیشه همینـی.
‫همین‌الانم عوض نشدی!

242
00:17:35,596 --> 00:17:38,640
‫«آراووس» گفت این قضیه منو عوض می‌کنه...

243
00:17:39,266 --> 00:17:43,103
‫و اگه به چیزی تبدیل بشم که خودم دوست ندارم...

244
00:17:44,521 --> 00:17:45,522
‫دیگه...

245
00:17:46,273 --> 00:17:49,943
‫دیگه اون آدمی نیستم که تو باهاش دوست شدی، درستـه؟

246
00:17:52,404 --> 00:17:55,574
‫پس... این یه خداحافظیـه؟

247
00:17:55,574 --> 00:17:56,575
‫این درست نیست.

248
00:17:57,451 --> 00:18:00,162
‫کار سختی انجام دادی، ولی اشتباه نبود.

249
00:18:00,245 --> 00:18:02,414
‫این‌قدر به خودت فشار نیار.

250
00:18:05,417 --> 00:18:07,920
‫باید التماسش کنم. به پاش می‌افتم.

251
00:18:08,003 --> 00:18:09,630
‫هرچی بخواد، بهش می‌گم.

252
00:18:09,713 --> 00:18:12,549
‫نه. الکی به خودت ظلم نکن، «رِیلا».

253
00:18:12,633 --> 00:18:16,804
‫نمی‌شه که بذارم همین‌طور عذاب بِکشه، «رونان».

254
00:18:16,887 --> 00:18:19,389
‫عذاب هرکس مال خودشـه.

255
00:18:20,057 --> 00:18:22,768
‫تو نمی‌تونی حالش رو خوب کنی.

256
00:18:23,393 --> 00:18:26,772
‫انتخابش هرچی که باشه،
‫ما بازم یه خونواده‌ایـم.

257
00:18:27,439 --> 00:18:28,607
‫دیگه با همـیم.

258
00:18:29,358 --> 00:18:30,984
‫نمی‌تونه ما رو از هم دور کنه.

259
00:18:45,499 --> 00:18:48,502
‫فکر کردم باز فرار کردی، روح.

260
00:18:49,670 --> 00:18:52,881
‫من اینجام، ولی نه به اون دلیلی که فکر می‌کنین.

261
00:18:53,841 --> 00:18:56,176
‫ازتون تقاضای بخشش نمی‌کنم.

262
00:18:56,677 --> 00:18:58,762
‫چطور روت می‌شه اینو بگی؟

263
00:18:58,846 --> 00:19:03,308
‫شما عزیزتون رو از دست دادین
‫و حالا عصبانی و تنها شدین.

264
00:19:03,392 --> 00:19:06,270
‫احساسات من به تو ربطی نداره.

265
00:19:06,979 --> 00:19:10,566
‫تو قسم خوردی ولی بعدش خیانت کردی.

266
00:19:11,191 --> 00:19:12,943
‫عدالت باید اجرا بشه.

267
00:19:13,026 --> 00:19:15,863
‫همه‌مون توی اون مأموریت
‫بخشی از خودمون رو فدا کردیم.

268
00:19:15,946 --> 00:19:18,740
‫پسر شما به خونش قسم خورد.

269
00:19:18,824 --> 00:19:23,287
‫ولی موضوع اینـه که هیچ‌کس
‫نباید خونش رو برای عدالت بده.

270
00:19:23,370 --> 00:19:27,249
‫- هیچ‌کس.
‫- ولی پسرم مُرده.

271
00:19:27,332 --> 00:19:30,210
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینمش. هیچ‌وقت.

272
00:19:30,794 --> 00:19:34,798
‫یکی باید تقاص بده.
‫باید تقاص بدی.

273
00:19:34,882 --> 00:19:38,218
‫بابت مرگ «رَم» خیلی متأسفـم.

274
00:19:38,302 --> 00:19:43,891
‫ولی عذاب‌کشیدن من و شما
‫پسرتون رو برنمی‌گردونه.

275
00:19:43,974 --> 00:19:47,352
‫اگه می‌خواین مجازاتم کنین، مانع نمی‌شم.

276
00:19:48,395 --> 00:19:52,274
‫ولی فکر کنم بعدش به‌جای
‫رسیدن به آرامش، عذاب‌تون بیشتر می‌شه.

277
00:19:54,610 --> 00:19:56,653
‫تصمیم با شماست، نگهبان.

278
00:20:22,679 --> 00:20:26,099
‫درست مثل ماه جدید، تو هم دوباره متولد شدی.

279
00:20:26,642 --> 00:20:29,686
‫«رِیلا» از سرزمین سیلوِرگروو.

280
00:20:50,082 --> 00:20:51,667
‫شما اینجا تنهاییـن؟

281
00:20:52,584 --> 00:20:55,420
‫برو.
‫خونواده‌ت رو منتظر نذار.

282
00:21:16,900 --> 00:21:20,112
‫- «ترستیریوس» کجاست؟
‫- رفت.

283
00:21:20,737 --> 00:21:23,156
‫چون حقیقت رو فهمید.

284
00:21:25,367 --> 00:21:26,368
‫عجب.

285
00:21:27,286 --> 00:21:29,454
‫می‌دونستم وقتی بفهمه، می‌ذاره می‌ره.

286
00:21:29,955 --> 00:21:33,917
‫گفت هرچی هم که بشه،
‫هیچ‌وقت منو فراموش نمی‌کنه.

287
00:21:35,043 --> 00:21:37,838
‫ولی به‌خاطر خودش هم که شده، باید بره.

288
00:21:39,047 --> 00:21:43,010
‫و گفت یه کار ناتموم هم داره.

289
00:22:03,155 --> 00:22:04,781
‫به نظرت ارزشش رو داره؟

290
00:22:17,294 --> 00:22:18,795
‫سلام، بچه‌ها.

291
00:22:21,381 --> 00:22:26,720
‫منو... ببخشین. مامان‌تون دیگه برنمی‌گرده.

292
00:22:27,554 --> 00:22:29,556
‫آروم... آروم... چیزی نیست.

293
00:22:31,475 --> 00:22:33,477
‫من ازتون مراقبت می‌کنم.
