﻿1
00:00:17,559 --> 00:00:19,477
‫آنچه گذشت...

2
00:00:20,311 --> 00:00:24,190
‫نقشه‌ی باغ بی‌گناهان رو
‫توی زیرزمین مخفی «کاپار» قایم کردم.

3
00:00:28,486 --> 00:00:29,362
‫وای.

4
00:00:29,696 --> 00:00:31,448
‫چقدر قشنگـه.

5
00:00:31,865 --> 00:00:32,866
‫این نقشه...

6
00:00:33,199 --> 00:00:36,494
‫خالیـه و هیچی توش نیست.

7
00:00:36,661 --> 00:00:40,457
‫«ترستیریوس» راه‌حل ماست.

8
00:00:40,540 --> 00:00:42,709
‫باید کاری کنیم که راهنمایی‌مون کنه.

9
00:00:42,792 --> 00:00:44,210
‫تو پدرم رو کُشتی!

10
00:00:45,587 --> 00:00:47,172
‫«سورن»، دستگیرش کن!

11
00:00:49,841 --> 00:00:53,344
‫خودم باید دست‌به‌کار بشم.
‫می‌خوام «رونان» رو فراری بدم.

12
00:00:54,888 --> 00:00:56,473
‫نمی‌ذارم زندانی‌ش کنین.

13
00:00:59,017 --> 00:01:00,060
‫«فریگوس پدس»!

14
00:01:03,188 --> 00:01:04,397
‫منو ببخش، «اِزران».

15
00:01:45,021 --> 00:01:57,992
«‫شاهزاده‌ی اژدها: معمای آراووس»

16
00:02:02,539 --> 00:02:07,127
‫کتاب هفتم: «تاریکی»
‫بخش سوم: «استخوان‌های نورانی»

17
00:02:31,651 --> 00:02:34,154
‫خائنان سرزمین لوکس آریا.

18
00:02:34,237 --> 00:02:36,322
‫امروز مجازات‌تون مشخص می‌شه.

19
00:02:37,740 --> 00:02:41,077
‫شما از یک خائن در مسیر خشونت پیروی کردید.

20
00:02:42,036 --> 00:02:45,081
‫طبق قوانین، مجازات شما مرگـه.

21
00:02:47,041 --> 00:02:48,042
‫ولی...

22
00:02:49,752 --> 00:02:54,132
‫ملکه «آمایا» و من قصد داریم
‫بهتون فرصتی دوباره بدیم.

23
00:02:54,215 --> 00:03:00,346
‫با بخشیدن، می‌تونیم آینده‌ی روشنی رو
‫برای سرزمین‌مون رقم می‌زنیم.

24
00:03:00,471 --> 00:03:01,764
‫پس تصمیم گرفتیم...

25
00:03:01,764 --> 00:03:01,806
‫پس تصمیم گرفتیم...

26
00:03:01,806 --> 00:03:01,890
‫پس تصمیم گرفتیم...

27
00:03:04,058 --> 00:03:05,977
‫این افراد رو ببخشیم.

28
00:03:06,060 --> 00:03:08,730
‫تک‌تک شما بخشیده شدید.

29
00:03:11,441 --> 00:03:14,068
‫وای... باورم نمی‌شه.

30
00:03:14,903 --> 00:03:16,905
‫وای، خیلی ممنون. ممنونـم.

31
00:03:21,117 --> 00:03:25,580
‫امروز رو به‌عنوان روز
‫«عفو عمومی» نام‌گذاری می‌کنیم.

32
00:03:25,663 --> 00:03:25,705
‫فراموش نکنید که حالا باید اعتماد، احترام...

33
00:03:25,705 --> 00:03:30,210
‫فراموش نکنید که حالا باید اعتماد، احترام...

34
00:03:30,293 --> 00:03:32,545
‫و دوستی هم‌رزم‌های خودتون رو به دست بیارید.

35
00:03:32,629 --> 00:03:34,881
‫این‌طوریـه که پیشرفت می‌کنیم.

36
00:03:34,964 --> 00:03:35,006
‫دیگه اشتباه نکنید.

37
00:03:35,006 --> 00:03:37,217
‫دیگه اشتباه نکنید.

38
00:03:38,092 --> 00:03:40,720
‫فرصت سومی در کار نخواهد بود.

39
00:03:42,513 --> 00:03:46,059
‫درود بر ملکه‌های بخشش!

40
00:03:46,142 --> 00:03:46,893
‫ملکه‌های بخشش!

41
00:03:46,893 --> 00:03:48,228
‫ملکه‌های بخشش!

42
00:03:48,311 --> 00:03:51,105
‫ملکه‌های بخشش! ملکه‌های بخشش!

43
00:03:51,105 --> 00:03:52,190
‫ملکه‌های بخشش! ملکه‌های بخشش!

44
00:03:52,273 --> 00:03:56,694
‫ملکه‌های بخشش! ملکه‌های بخشش!
‫ملکه‌های بخشش!

45
00:04:04,744 --> 00:04:06,246
‫واقعاً زیبا بود.

46
00:04:07,330 --> 00:04:08,414
‫بهت افتخار می‌کنم.

47
00:04:09,457 --> 00:04:14,212
‫ولی بالاخره مجبوری برای
‫برادرت هم تصمیم بگیری، «جنای».

48
00:04:14,212 --> 00:04:15,296
‫ولی بالاخره مجبوری برای
‫برادرت هم تصمیم بگیری، «جنای».

49
00:04:17,590 --> 00:04:20,760
‫- «کریم» رو هم می‌بخشی؟
‫- نه.

50
00:04:21,636 --> 00:04:25,765
‫درستـه که ارتش «کریم» خیانت کرد،
‫ولی رهبرشون اون بود.

51
00:04:26,891 --> 00:04:26,933
‫وقتی هزار اِلف خائن رو بخشیدم...

52
00:04:26,933 --> 00:04:31,229
‫وقتی هزار اِلف خائن رو بخشیدم...

53
00:04:31,312 --> 00:04:31,354
‫پس باید تقصیر رو هزار برابر بیشتر
‫به گردن «کریم» بندازم.

54
00:04:31,354 --> 00:04:34,941
‫پس باید تقصیر رو هزار برابر بیشتر
‫به گردن «کریم» بندازم.

55
00:04:37,318 --> 00:04:39,279
‫ولی اون برادر توئـه.

56
00:04:39,362 --> 00:04:39,404
‫بله. می‌دونم.

57
00:04:39,404 --> 00:04:41,364
‫بله. می‌دونم.

58
00:04:41,447 --> 00:04:44,242
‫برادری که می‌خواست همه‌چیزم رو ازم بگیره.

59
00:04:44,325 --> 00:04:45,451
‫از ما بگیره.

60
00:04:45,451 --> 00:04:45,576
‫از ما بگیره.

61
00:04:46,828 --> 00:04:46,869
‫چطوری باید ببخشمش؟

62
00:04:46,869 --> 00:04:50,039
‫چطوری باید ببخشمش؟

63
00:04:50,123 --> 00:04:50,164
‫هیچ‌وقت نمی‌بخشمش!

64
00:04:50,164 --> 00:04:51,833
‫هیچ‌وقت نمی‌بخشمش!

65
00:04:54,544 --> 00:04:57,171
‫«کالوم» هم به من خیانت کرد
‫و هم به مردم کاتولیس.

66
00:04:57,255 --> 00:04:59,549
‫نمی‌ذارم قِسر در بره.

67
00:04:59,632 --> 00:05:01,884
‫«کوروِس»، می‌خوام ردّشون رو بزنی.

68
00:05:01,968 --> 00:05:04,762
‫ما از مقصدشون باخبریـم، جناب پادشاه.

69
00:05:05,722 --> 00:05:07,015
‫سیلوِرگروو.

70
00:05:07,098 --> 00:05:09,809
‫بله. واسه همینـه که می‌خوام
‫زودتر برید اونجا و دستگیرشون کنین.

71
00:05:09,809 --> 00:05:10,810
‫بله. واسه همینـه که می‌خوام
‫زودتر برید اونجا و دستگیرشون کنین.

72
00:05:12,353 --> 00:05:13,396
‫امر امرِ شماست.

73
00:05:21,195 --> 00:05:23,072
‫الان حوصله ندارم، «زیم».

74
00:05:32,832 --> 00:05:33,708
‫شاه «اِزران».

75
00:05:33,708 --> 00:05:33,833
‫شاه «اِزران».

76
00:05:35,793 --> 00:05:35,835
‫می‌شه صحبت کنیم؟

77
00:05:35,835 --> 00:05:37,086
‫می‌شه صحبت کنیم؟

78
00:05:45,887 --> 00:05:48,931
‫اسب‌های تک‌شاخ رازهای زیادی داشتن.

79
00:05:49,015 --> 00:05:52,935
‫و قدیمی‌ترین رازشون باغ بی‌گناهان بود.

80
00:05:53,019 --> 00:05:56,022
‫مکانی زیبا که از دید عوام مخفی بود...

81
00:05:56,105 --> 00:05:59,400
‫و اسب‌های تک‌شاخ توش در آرامش زندگی می‌کردن.

82
00:05:59,484 --> 00:06:02,153
‫به نظر جای دوست‌داشتنی‌ایـه.

83
00:06:06,532 --> 00:06:09,744
‫- همم.
‫- چی شده، «تری»؟

84
00:06:09,994 --> 00:06:11,871
‫الان باید به یه پل رسیده باشیم.

85
00:06:11,954 --> 00:06:15,708
‫پلی که کنار یه درختـه
‫و زیرش یه رودخونه‌ی رنگین‌کمونیـه.

86
00:06:15,792 --> 00:06:17,168
‫پل بزرگی هم هست.

87
00:06:17,251 --> 00:06:19,087
‫خودت ببین.

88
00:06:24,717 --> 00:06:26,844
‫راست می‌گی‌ها.

89
00:06:36,813 --> 00:06:39,607
‫اینا شبیه ردّپای هوف‌هاست.

90
00:06:47,907 --> 00:06:49,158
‫یادم اومد!

91
00:06:53,413 --> 00:06:54,414
‫عع...

92
00:06:55,915 --> 00:06:56,999
‫«کلادیا»، مراقب باش!

93
00:07:06,092 --> 00:07:08,719
‫آره! درخته همون پُلـه!

94
00:07:12,890 --> 00:07:14,392
‫بیاین. خیلی آسونـه!

95
00:07:19,647 --> 00:07:22,275
‫«کلادیا»، فکر کنم من بلد نیستم.

96
00:07:22,358 --> 00:07:25,027
‫باید اول بدویی بعد بپری روش، «تری».

97
00:07:25,111 --> 00:07:28,030
‫بدو بعدش بپر!

98
00:07:30,783 --> 00:07:32,910
‫من و «کالوم» قبلاً به اردک‌ها نون می‌دادیم.

99
00:07:32,994 --> 00:07:35,121
‫اردک‌ها بهم می‌گفتن توت دوست دارن،
‫ولی «کالوم»باورم نمی‌کرد.

100
00:07:35,121 --> 00:07:37,373
‫اردک‌ها بهم می‌گفتن توت دوست دارن،
‫ولی «کالوم»باورم نمی‌کرد.

101
00:07:56,976 --> 00:07:59,979
‫می‌دونم الان ناراحت‌کننده‌ست، «اِزران»...

102
00:08:00,062 --> 00:08:04,400
‫ولی تو و «کالوم» با هم قهر نیستین.

103
00:08:05,067 --> 00:08:05,735
‫بالاخره یه‌روز با هم کنار میاین.

104
00:08:05,735 --> 00:08:06,777
‫بالاخره یه‌روز با هم کنار میاین.

105
00:08:07,904 --> 00:08:09,405
‫ناسلامتی برادریـن.

106
00:08:19,582 --> 00:08:20,958
‫حق داری ناراحت یا عصبانی باشی.

107
00:08:20,958 --> 00:08:23,753
‫حق داری ناراحت یا عصبانی باشی.

108
00:08:23,836 --> 00:08:27,089
‫ولی بهتره فعلاً بهش فکر نکنی.

109
00:08:27,173 --> 00:08:30,468
‫تو پادشاه کاتولیس هستی و مردم بهت نیاز دارن.

110
00:08:32,011 --> 00:08:34,639
‫حق با توئـه. باید مراقب مردمم باشم.

111
00:08:35,806 --> 00:08:38,518
‫می‌خوام بهت یه مکان مخفی توی دورِن نشون بدم.

112
00:08:38,518 --> 00:08:39,602
‫می‌خوام بهت یه مکان مخفی توی دورِن نشون بدم.

113
00:08:41,604 --> 00:08:42,813
‫چی شده؟

114
00:08:42,897 --> 00:08:42,939
‫خانم ملکه، می‌خوام درباره‌ی
‫زندانی دیگه‌تون صحبت کنم...

115
00:08:42,939 --> 00:08:49,028
‫خانم ملکه، می‌خوام درباره‌ی
‫زندانی دیگه‌تون صحبت کنم...

116
00:08:49,111 --> 00:08:50,029
‫- «میانا».
‫- همونی که با «کریم» بهم خیانت کرد؟

117
00:08:50,029 --> 00:08:52,198
‫- «میانا».
‫- همونی که با «کریم» بهم خیانت کرد؟

118
00:08:52,281 --> 00:08:52,323
‫همونی که بذر خورشید رو دزدید؟

119
00:08:52,323 --> 00:08:54,617
‫همونی که بذر خورشید رو دزدید؟

120
00:08:54,700 --> 00:08:57,912
‫شاید اون از شماها باشه، ولی برای من مهم نیست.

121
00:08:57,995 --> 00:08:59,789
‫بخششی در کار نیست.

122
00:09:00,623 --> 00:09:01,791
‫متوجهـم.

123
00:09:02,416 --> 00:09:06,546
‫ولی ملکه «جنای»، شرایط یکم عوض شده.

124
00:09:07,213 --> 00:09:07,255
‫شرایط؟ چه شرایطی؟

125
00:09:07,255 --> 00:09:09,799
‫شرایط؟ چه شرایطی؟

126
00:09:09,882 --> 00:09:11,717
‫«میانا» به نگهبان‌ها گفته که...

127
00:09:11,717 --> 00:09:12,843
‫«میانا» به نگهبان‌ها گفته که...

128
00:09:14,053 --> 00:09:15,763
‫بارداره.

129
00:09:59,223 --> 00:10:01,892
‫پس رودخونه‌ی رنگین‌کمونی اینـه.

130
00:10:09,025 --> 00:10:12,486
‫تصور کنین با حضور
‫اسب‌های تک‌شاخ اینجا چه شکلی بوده.

131
00:10:12,570 --> 00:10:14,905
‫چه حیف که الان منقرض شدن.

132
00:10:14,989 --> 00:10:17,074
‫واقعاً زیباست...

133
00:10:17,074 --> 00:10:18,367
‫ولی ما برای کار دیگه‌ای اومدیم.

134
00:10:18,409 --> 00:10:22,830
‫برات یه زحمت دارم، «ترستیریوس» عزیز.

135
00:10:22,913 --> 00:10:24,832
‫زحمت؟

136
00:10:24,915 --> 00:10:26,125
‫برای ساختن سنگ کهن...

137
00:10:26,208 --> 00:10:29,670
‫من و «کلادیا» اینجا
‫دنبال مواد لازمش می‌گردیم...

138
00:10:29,754 --> 00:10:35,051
‫ولی ازت می‌خوام برگردی جنگل
‫و چیز مهم دیگه‌ای رو پیدا کنی.

139
00:10:35,134 --> 00:10:36,844
‫عع... حالا چی هست؟

140
00:10:37,178 --> 00:10:39,764
‫دوتا پَر از شیمِرکروها.

141
00:10:39,847 --> 00:10:42,391
‫یه پَر بزرگ و یه پَر کوچیک.

142
00:10:42,475 --> 00:10:44,644
‫دوتا پَر؟ همین؟

143
00:10:44,727 --> 00:10:46,354
‫بله. همین.

144
00:10:46,437 --> 00:10:48,564
‫خب خیالم راحت شد!

145
00:10:48,648 --> 00:10:51,525
‫فکر کردم ازم می‌خوای
‫یه چیز عجیب یا چندش پیدا کنم.

146
00:10:51,525 --> 00:10:51,901
‫فکر کردم ازم می‌خوای
‫یه چیز عجیب یا چندش پیدا کنم.

147
00:10:51,901 --> 00:10:53,569
‫طبق معمول.

148
00:10:53,861 --> 00:10:57,573
‫خوشگل‌ترین و گوگولی‌ترین
‫پَرهای جنگل رو بیار، «تری».

149
00:10:57,657 --> 00:11:01,118
‫وقتی کارِمون تموم شد، می‌ریم توی باغ می‌چرخیم.

150
00:11:01,202 --> 00:11:03,412
‫حله. عین آب‌خوردنـه.

151
00:11:03,496 --> 00:11:03,537
‫چشم به هم بزنین، برگشتم.

152
00:11:03,537 --> 00:11:06,791
‫چشم به هم بزنین، برگشتم.

153
00:11:13,631 --> 00:11:15,966
‫بیا بریم، «کلادیا». باید شروع کنیم.

154
00:11:27,436 --> 00:11:30,439
‫درباره‌ی جنگ جادوگرها چقدر می‌دونی؟

155
00:11:30,523 --> 00:11:32,274
‫فقط چیزایی که معلمم بهم یاد داد.

156
00:11:32,358 --> 00:11:33,192
‫وقتی انسان‌ها از زِیدیا اخراج شدن...

157
00:11:33,192 --> 00:11:34,026
‫وقتی انسان‌ها از زِیدیا اخراج شدن...

158
00:11:34,110 --> 00:11:38,447
‫فهمیدن توی نیمه‌ی غربی قاره هیچ جادویی نیست.

159
00:11:38,531 --> 00:11:39,782
‫این کل ماجرا نیست.

160
00:11:39,782 --> 00:11:40,825
‫این کل ماجرا نیست.

161
00:11:40,908 --> 00:11:44,704
‫- منظورت چیـه؟
‫- نیمه‌ی غربی هم جادو داشت.

162
00:11:44,787 --> 00:11:48,958
‫تا قبل‌از جنگ جادوگرها،
‫اون سرزمین هم مثل زِیدیا...

163
00:11:49,041 --> 00:11:52,712
‫پر از زندگی، حاصل‌خیزی و جادو بود.

164
00:11:54,839 --> 00:11:56,132
‫توی این سرزمین‌...

165
00:11:56,215 --> 00:12:00,177
‫فقط انسان‌هایی به قدرت رسیدن
‫که می‌تونستن از جادوش استفاده کنن.

166
00:12:01,512 --> 00:12:03,389
‫این جادوگرها کم‌کم
‫به ارباب‌های جنگ تبدیل شدن.

167
00:12:06,350 --> 00:12:09,687
‫این ارباب‌ها جنگ‌های خونین به راه انداختن...

168
00:12:09,770 --> 00:12:11,772
‫تا سرزمین‌های اطراف‌شون رو تصاحب کنن.

169
00:12:12,898 --> 00:12:16,777
‫سربازهاشون جادوی همه‌ی
‫سرزمین‌ها رو تخلیه می‌کردن.

170
00:12:19,029 --> 00:12:22,283
‫و موجودات جادویی رو هم شکار می‌کردن.

171
00:12:23,826 --> 00:12:28,205
‫به‌محض این‌که یه جادوگر به قدرت می‌رسید،
‫یکی دیگه سریع نابودش می‌کرد.

172
00:12:28,289 --> 00:12:30,583
‫یه چرخه‌ی وحشتناک از خشونت بود.

173
00:12:32,126 --> 00:12:35,880
‫جنگ‌ها زمانی تموم شدن
‫که دیگه هدفی برای جنگیدن نمونده بود.

174
00:12:36,756 --> 00:12:40,760
‫تمام منابع جادویی مصرف یا نابود شده بود...

175
00:12:40,843 --> 00:12:43,763
‫در نتیجه جادو از نیمه‌ی غربی حذف شد.

176
00:12:46,640 --> 00:12:49,685
‫چرا من اینو نمی‌دونستم؟

177
00:12:49,769 --> 00:12:54,273
‫تاریخ همیشه حقایق تلخ خودش رو مخفی می‌کنه.

178
00:12:54,273 --> 00:12:54,774
‫تاریخ همیشه حقایق تلخ خودش رو مخفی می‌کنه.

179
00:12:54,857 --> 00:12:57,693
‫حالا چرا داری اینا رو به من می‌گی؟

180
00:12:57,777 --> 00:12:58,319
‫بعداز جنگ جادوگرها، یه‌سری چیزا مخفی موند.

181
00:12:58,319 --> 00:13:01,197
‫بعداز جنگ جادوگرها، یه‌سری چیزا مخفی موند.

182
00:13:01,280 --> 00:13:05,576
‫چیزی که می‌خوام نشونت بدم،
‫قرن‌هاست توی دورِن مخفی مونده.

183
00:13:18,047 --> 00:13:20,883
‫- باز تو فکری.
‫- آره.

184
00:13:20,966 --> 00:13:22,885
‫دلم برای «تری» می‌سوزه.

185
00:13:22,968 --> 00:13:26,472
‫بهش گفتی باغ خیلی... خوشگلـه.

186
00:13:27,097 --> 00:13:31,310
‫و یه‌جای مناسب برای استراحت و تفریحـه.

187
00:13:31,393 --> 00:13:34,897
‫خب اینجا هم خوشگلـه و هم مناسب استراحت.

188
00:13:34,980 --> 00:13:36,524
‫دروغ نگفتم.

189
00:13:36,607 --> 00:13:39,235
‫ولی کاملاً راست هم نگفتی.

190
00:13:39,318 --> 00:13:42,112
‫درست عین ماجرای نقشه و اون پَرها.

191
00:13:42,947 --> 00:13:47,535
‫بهش نگفتیم که اسب‌های تک‌شاخ...
‫برای استراحت ابدی میان اینجا.

192
00:13:48,911 --> 00:13:51,247
‫اینجا قبرستون اوناست.

193
00:13:55,042 --> 00:13:57,545
‫«آسا رولاره»!

194
00:14:01,966 --> 00:14:02,967
‫چی شد؟

195
00:14:21,110 --> 00:14:22,403
‫وای...

196
00:14:39,378 --> 00:14:41,797
‫ترس نداره، «کلادیا».

197
00:14:41,881 --> 00:14:44,675
‫اینی که جلومون وایساده، روح نیست.

198
00:14:44,758 --> 00:14:49,430
‫طلسم تو فقط این قسمت از بدنش رو زنده کرده...

199
00:14:49,513 --> 00:14:52,016
‫مثل یه عروسک‌گردان.

200
00:14:53,225 --> 00:14:57,479
‫فقط یه مشت استخون قدیمیـه، نه چیز دیگه.

201
00:14:58,480 --> 00:14:59,690
‫آفرین.

202
00:15:21,211 --> 00:15:22,338
‫خب.

203
00:15:22,421 --> 00:15:25,883
‫استخون‌هاشون رو خمیر کردیم.

204
00:15:25,966 --> 00:15:28,260
‫و حالا باید خمیر رو گِرد کنیم، درستـه؟

205
00:15:29,845 --> 00:15:33,599
‫این سنگ کهن باید حتماً گرد باشه؟

206
00:15:33,682 --> 00:15:37,269
‫اگه مثلثی بشه چی؟

207
00:15:37,353 --> 00:15:39,521
‫یا یه سیبیل کهن بشه؟

208
00:15:41,649 --> 00:15:44,151
‫از سیبیلام خون می‌چکه!

209
00:15:44,234 --> 00:15:49,198
‫بهت میاد، «کلادیا».
‫ولی متأسفانه باید حتماً گرد باشه.

210
00:15:49,281 --> 00:15:50,866
‫دارم شوخی می‌کنم بابا.

211
00:15:50,950 --> 00:15:53,035
‫یه لبخند کهن بده ببینم.

212
00:15:56,956 --> 00:15:59,500
‫همه‌ش منو یاد اون می‌اندازی.

213
00:15:59,583 --> 00:16:03,337
‫اگه دخترم هم‌سن تو بود، همین‌طوری می‌شد.

214
00:16:03,420 --> 00:16:05,798
‫جداً؟ یعنی چطوری؟

215
00:16:05,881 --> 00:16:08,926
‫نابغه و زرنگ.

216
00:16:09,009 --> 00:16:10,844
‫بااراده و خاص.

217
00:16:10,928 --> 00:16:16,183
‫و نادون... که کارای عجیب‌غریب می‌کنه.

218
00:16:17,518 --> 00:16:20,771
‫فکر کنم منم باهاش دوست می‌شدم.

219
00:16:22,898 --> 00:16:26,527
‫خیلی خوب. بفرما. یه توپ مسخره.

220
00:16:26,610 --> 00:16:28,696
‫- الان خوش‌حالـی؟
‫- مسخره؟

221
00:16:29,154 --> 00:16:34,284
‫این گوی قدرت ماه رو مال خودش می‌کنه.

222
00:16:34,368 --> 00:16:35,536
‫این برات مسخره‌ست؟

223
00:16:35,619 --> 00:16:37,162
‫آره، یکم.

224
00:16:37,246 --> 00:16:39,790
‫می‌دونی چی مسخره نیست؟ سریع بگو.

225
00:17:11,196 --> 00:17:12,823
‫اولویت ما خورشیده، داداش.

226
00:17:14,241 --> 00:17:17,244
‫هنوزم توی گذشته گیر کردی.

227
00:17:17,327 --> 00:17:17,369
‫نگاه من به آینده‌ست، «کریم»...

228
00:17:17,369 --> 00:17:19,580
‫نگاه من به آینده‌ست، «کریم»...

229
00:17:19,663 --> 00:17:24,126
‫واسه همین می‌خوام ببخشمت.

230
00:17:24,626 --> 00:17:24,668
‫همون بخششی که به سربازهام دادی؟

231
00:17:24,668 --> 00:17:28,005
‫همون بخششی که به سربازهام دادی؟

232
00:17:28,964 --> 00:17:31,717
‫با این کارِ فقط خودت رو ضعیف نشون دادی.

233
00:17:31,800 --> 00:17:32,885
‫نه.

234
00:17:32,968 --> 00:17:36,889
‫باید در ازای بخشش زحمت بکشن.
‫تو هم همین‌طور.

235
00:17:38,932 --> 00:17:40,976
‫اون‌وقت باید چی‌کار کنم؟

236
00:17:42,019 --> 00:17:44,438
‫- اسمت رو از روی خودت بردار.
‫- اسمم؟

237
00:17:44,438 --> 00:17:45,397
‫- اسمت رو از روی خودت بردار.
‫- اسمم؟

238
00:17:45,481 --> 00:17:47,149
‫همه‌ی عناوین و مقام‌های منو ازم گرفتی.

239
00:17:47,149 --> 00:17:48,984
‫همه‌ی عناوین و مقام‌های منو ازم گرفتی.

240
00:17:49,068 --> 00:17:51,195
‫برداشتن اسم من به چه دردت می‌خوره؟

241
00:17:51,987 --> 00:17:53,989
‫اسم آدما قدرت خاصی داره.

242
00:17:55,032 --> 00:17:57,242
‫همیشه تابلو دروغ می‌گفتی.

243
00:17:58,535 --> 00:18:02,414
‫یه چیزی هست که بهم نمی‌گی، «جنای».

244
00:18:03,082 --> 00:18:05,292
‫قدرت یه اسم.

245
00:18:06,543 --> 00:18:07,669
‫آخه چرا باید...؟

246
00:18:08,337 --> 00:18:11,465
‫یه چیزی عوض شده.

247
00:18:14,551 --> 00:18:16,053
‫«میانا»...

248
00:18:17,137 --> 00:18:20,933
‫بچه‌ی منو بارداره، مگه نه؟

249
00:18:21,767 --> 00:18:22,851
‫می‌ترسی منو اعدام کنی،
‫چون از دید مردم یه پدر فداکار می‌شم.

250
00:18:22,851 --> 00:18:25,646
‫می‌ترسی منو اعدام کنی،
‫چون از دید مردم یه پدر فداکار می‌شم.

251
00:18:25,729 --> 00:18:25,771
‫می‌خوای تاریخ رو تغییر بدی...

252
00:18:25,771 --> 00:18:29,483
‫می‌خوای تاریخ رو تغییر بدی...

253
00:18:29,566 --> 00:18:29,608
‫ولی مطمئن باش یه‌روز
‫بچه‌م انتقام منو می‌گیره.

254
00:18:29,608 --> 00:18:32,945
‫ولی مطمئن باش یه‌روز
‫بچه‌م انتقام منو می‌گیره.

255
00:18:36,365 --> 00:18:37,783
‫دیگه کافیـه، «کریم»!

256
00:18:37,866 --> 00:18:37,908
‫هر چیزی به معنای دسیسه و توطئه نیست!
‫تو داداش منـی!

257
00:18:37,908 --> 00:18:42,162
‫هر چیزی به معنای دسیسه و توطئه نیست!
‫تو داداش منـی!

258
00:18:43,372 --> 00:18:43,413
‫چند بار باید تلاش کنم که ببخشمت؟

259
00:18:43,413 --> 00:18:47,000
‫چند بار باید تلاش کنم که ببخشمت؟

260
00:18:47,084 --> 00:18:47,126
‫هی می‌خوام بهت فرصت دوباره بدم
‫و هر دفعه پس می‌زنی.

261
00:18:47,126 --> 00:18:52,923
‫هی می‌خوام بهت فرصت دوباره بدم
‫و هر دفعه پس می‌زنی.

262
00:18:53,006 --> 00:18:53,048
‫جز حس تنفر به من، هیچی نداری!

263
00:18:53,048 --> 00:18:56,343
‫جز حس تنفر به من، هیچی نداری!

264
00:19:13,110 --> 00:19:15,821
‫اونا از سرزمین ماه میان...

265
00:19:15,904 --> 00:19:18,824
‫و زیر نور خورشید دَووم نمیارن.

266
00:19:18,907 --> 00:19:23,036
‫برای همین مجبوریم تاریکی ابدی رو برپا کنیم.

267
00:19:23,120 --> 00:19:24,204
‫عع....

268
00:19:25,914 --> 00:19:28,750
‫درود.
‫امیدوارم نترسونده باشمتون.

269
00:19:29,459 --> 00:19:33,255
‫خب، داشتین چی می‌گفتین؟

270
00:19:33,338 --> 00:19:37,217
‫از... جادوجنبل و این چیزا می‌گفتیم.

271
00:19:37,301 --> 00:19:40,304
‫ببین، یه سنگ کهن جور کردیم.

272
00:19:40,387 --> 00:19:42,222
‫چقدر خوشگلـه.

273
00:19:42,306 --> 00:19:44,224
‫- چی این‌قدر نورانی‌ش کرده؟
‫- جادو دیگه.

274
00:19:59,907 --> 00:20:04,620
‫- اینجا دیگه کجاست؟
‫- اینجا بزرگ‌ترین راز دورِن هست.

275
00:20:04,703 --> 00:20:04,745
‫وای! یه غار مخفی.

276
00:20:04,745 --> 00:20:08,916
‫وای! یه غار مخفی.

277
00:20:08,999 --> 00:20:11,293
‫توی کاتولیس از اینا ریخته.

278
00:20:11,293 --> 00:20:11,752
‫توی کاتولیس از اینا ریخته.

279
00:20:11,835 --> 00:20:15,297
‫قطعاً چیزی که داخل غاره، مد نظرمونـه، «سورن».

280
00:20:15,380 --> 00:20:16,423
‫بله.

281
00:20:16,506 --> 00:20:18,383
‫ولی قبل‌از ورود، باید چیزی رو ببینین.

282
00:20:18,383 --> 00:20:20,427
‫ولی قبل‌از ورود، باید چیزی رو ببینین.

283
00:20:21,845 --> 00:20:23,096
‫این یه یاقوت آتشینـه.

284
00:20:25,098 --> 00:20:27,768
‫جادوگرهای من روشی برای افزایش حجم جادو...

285
00:20:27,851 --> 00:20:29,811
‫از درون اینا یاد گرفتن.

286
00:20:31,396 --> 00:20:31,438
‫حالا کاربردشون چیـه؟

287
00:20:31,438 --> 00:20:32,856
‫حالا کاربردشون چیـه؟

288
00:20:34,233 --> 00:20:35,400
‫ملاحظه کنین.

289
00:20:49,331 --> 00:20:51,500
‫شگفتا!

290
00:20:51,583 --> 00:20:53,126
‫بعد از جنگ جادوگرها،
‫یاقوت‌های آتشین خیلی کمیاب شدن.

291
00:20:53,126 --> 00:20:56,421
‫بعد از جنگ جادوگرها،
‫یاقوت‌های آتشین خیلی کمیاب شدن.

292
00:20:57,631 --> 00:20:58,632
‫دنبالم بیاین.

293
00:21:21,071 --> 00:21:25,826
‫یاقوت بزرگ‌تر، انفجار بیشتر...
‫انفجار بیشتر، ویرانی بزرگ‌تر...

294
00:21:25,909 --> 00:21:28,495
‫هَه... شاعر شدم رفت.

295
00:21:28,578 --> 00:21:28,620
‫درست می‌فرمایید.

296
00:21:28,620 --> 00:21:29,621
‫درست می‌فرمایید.

297
00:21:30,038 --> 00:21:33,458
‫با اینا می‌تونیم اسلحه‌ای بسازیم
‫که از انسان‌ها محافظت می‌کنه.

298
00:21:33,792 --> 00:21:35,252
‫حتی در برابر اژدهاها.

299
00:21:35,252 --> 00:21:35,377
‫حتی در برابر اژدهاها.

300
00:21:38,505 --> 00:21:41,883
‫ازتون ممنونـم، ملکه «آنیا».

301
00:21:47,347 --> 00:21:49,725
‫«میانا» بخشیده می‌شه...

302
00:21:49,808 --> 00:21:50,600
‫ولی باید زندگی معمولی‌ای رو سپری کنه
‫ و هیچ‌وقت دوباره به قدرت نرسه.

303
00:21:50,600 --> 00:21:54,938
‫ولی باید زندگی معمولی‌ای رو سپری کنه
‫ و هیچ‌وقت دوباره به قدرت نرسه.

304
00:21:57,899 --> 00:22:01,903
‫آیا «کریم» هم بخشیده می‌شه؟

305
00:22:03,488 --> 00:22:06,366
‫نه. مجازات «کریم» مرگـه.

306
00:22:09,786 --> 00:22:11,621
‫برای اعدامش یه روز مشخص کنین.

307
00:22:14,624 --> 00:22:16,543
‫آخرین مرحله برای...

308
00:22:16,626 --> 00:22:20,047
‫ساخت یه سنگ کهن، یه زمانی کار سختی بود.

309
00:22:20,130 --> 00:22:25,302
‫سنگ کهن باید یه بار دور دنیا گردونده می‌شد.

310
00:22:25,385 --> 00:22:29,806
‫- فهمیدم. مثل یه ماه کوچولو.
‫- دقیقاً.

311
00:22:29,890 --> 00:22:32,642
‫جادوگرها سال‌های زیادی
‫از زندگی‌شون رو صرف می‌کردن...

312
00:22:32,726 --> 00:22:36,146
‫تا از کوهستان‌ها، دریاها و بیابون‌ها عبور کنن...

313
00:22:36,229 --> 00:22:40,400
‫و سفر سختی رو طی کنن که خیلی‌ها
‫توش جونشون رو از دست می‌دادن.

314
00:22:41,068 --> 00:22:42,778
‫ولی با جادوی من...

315
00:22:44,613 --> 00:22:47,240
‫«پوتنشیا فوگای»

316
00:22:56,041 --> 00:22:59,836
‫تا فردا صبح یه بار کامل دور دنیا می‌چرخه.

317
00:22:59,920 --> 00:23:02,756
‫و سنگ کهن آماده می‌شه.

318
00:23:02,839 --> 00:23:06,551
‫وای. پس پَر بزرگ واسه این بود.

319
00:23:06,635 --> 00:23:08,261
‫پَر کوچیکه چی شد؟

320
00:23:08,345 --> 00:23:11,556
‫صبر داشته باش، «ترستیریوس» عزیز.

321
00:23:12,349 --> 00:23:14,768
‫حالا پرواز کن.
