﻿1
00:00:17,350 --> 00:00:19,310
‫آن‌چه در «شاهزاده اژدها» گذشت...

2
00:00:25,900 --> 00:00:27,861
‫چطور با این عذاب وجدان زندگی کنم؟

3
00:00:28,361 --> 00:00:31,239
‫چطور با این احساسات کنار بیام؟

4
00:00:31,322 --> 00:00:33,032
‫خودت رو جمع کن

5
00:00:33,116 --> 00:00:37,287
‫الف استارتاچ دشمنی معمولی نیست
‫که بشه دست‌کم گرفتش

6
00:00:37,370 --> 00:00:39,372
‫طعمه‌‌هاش جادوگرها بودن

7
00:00:40,540 --> 00:00:43,793
‫سورن گم شده.
‫اون برنگشت

8
00:00:46,337 --> 00:00:49,841
‫اون شجاعه.
‫حتماً اون پایینه و داره دنبال رکس می‌گرده

9
00:00:51,509 --> 00:00:52,594
‫بچه‌ها؟

10
00:00:55,305 --> 00:00:56,514
‫کلودیا؟

11
00:01:45,271 --> 00:01:51,277
‫[ شاهزاده‌ اژدها ]
‫[ راز اراوس ]

12
00:01:55,782 --> 00:01:59,786
‫«کتاب چهارم: زمین»
‫«قسمت هفت: زیر سطح زمین»

13
00:02:08,753 --> 00:02:12,590
‫سه طبقه بین اینجا
‫و لانه‌ی رکس ایگنیوس هست

14
00:02:12,674 --> 00:02:15,093
‫من اسم‌شون رو گذاشتم
‫«مناطق خطر»

15
00:02:15,176 --> 00:02:19,347
‫اگه از هر سه جون سالم به در ببریم
‫به محضر ابراژدهای عظیم راه پیدا می‌کنیم

16
00:02:19,430 --> 00:02:22,058
‫هدیه‌ی قربانی‌تون رو بهش می‌دیم
‫و برای بهترین امیدوار می‌شیم

17
00:02:22,141 --> 00:02:24,394
‫صبر کن، الان گفتی «هدیه‌ی قربا...»

18
00:02:24,477 --> 00:02:26,062
‫به منطقه‌ی اول رسیدیم

19
00:02:35,280 --> 00:02:36,614
‫هزارتوی کریستالی

20
00:02:39,701 --> 00:02:42,120
‫آره، همیشه می‌گفتم
‫که اگه یه جا باشه که برم

21
00:02:42,120 --> 00:02:44,706
‫داخلش برای همیشه گم می‌شم
‫و از گرسنگی می‌میرم، این‌جاست

22
00:02:44,789 --> 00:02:46,666
‫خیلی زیباست!

23
00:03:08,312 --> 00:03:10,606
‫سورن رو این‌طوری قراره
‫پیدا کنیم؟

24
00:03:12,775 --> 00:03:17,405
‫سورن قویه.
‫یه راهی برای زنده موندن پیدا می‌کنه

25
00:03:28,958 --> 00:03:29,959
‫کلودیا؟

26
00:03:30,501 --> 00:03:32,503
‫خودتی؟

27
00:03:33,171 --> 00:03:38,676
‫چرا...

28
00:03:39,469 --> 00:03:41,429
‫چرا پیژامه تنته؟

29
00:03:42,138 --> 00:03:43,139
‫وایسا، چی؟

30
00:03:43,514 --> 00:03:45,224
‫آره!

31
00:03:45,308 --> 00:03:49,479
‫فهمیدم که دوست اژدهای جدید من
‫از چیزهای درخشان که تلق‌تلق بدن می‌ترسه

32
00:03:49,562 --> 00:03:51,272
‫پس زره‌ام رو درآوردم

33
00:03:52,815 --> 00:03:55,943
‫و تو زیر زره‌ات، پیژامه می‌پوشی؟

34
00:03:56,027 --> 00:03:59,197
‫بله. باعث صرفه‌جویی در زمان می‌شه
‫و به شدت راحته

35
00:03:59,280 --> 00:04:02,325
‫اما دیگه بیخیال پیژامه‌ی من شو، کلودیا

36
00:04:02,408 --> 00:04:05,036
‫باید از این کارت، یعنی آزاد کردن
‫بزرگ‌ترین اهریمنی

37
00:04:05,119 --> 00:04:06,496
‫که دنیا به خودش دیده
‫دست برداری

38
00:04:06,579 --> 00:04:09,499
‫می‌دونستم که درک نمی‌کنی

39
00:04:11,709 --> 00:04:12,960
‫اگه دست برنداری

40
00:04:14,128 --> 00:04:15,379
‫و جلوت رو می‌گیرم

41
00:04:24,847 --> 00:04:26,390
‫احضار بال خفاش!

42
00:04:33,940 --> 00:04:37,401
‫زود باش. باید بریم دنبالش!
‫بدو بریم

43
00:04:39,070 --> 00:04:40,071
‫لطفاً؟

44
00:04:41,197 --> 00:04:43,032
‫یالا

45
00:04:47,453 --> 00:04:49,539
‫خیلی قویه

46
00:04:49,622 --> 00:04:52,458
‫این سنگ‌های جواهر باعث می‌شن
‫مکعب رونی من پرنور بدرخشه

47
00:04:52,542 --> 00:04:56,128
‫این جواهرات فقط درخشنده نیستن
‫پر از جادوی کهن هم هستن

48
00:04:57,046 --> 00:04:59,215
‫وایسید، می‌دونم موضوع چیه

49
00:04:59,298 --> 00:05:02,552
‫قاتلان مون‌شدو از عقیق ماه
‫به عنوان منبع نیرو برای طلسم‌های

50
00:05:02,635 --> 00:05:04,303
‫مخفی‌کاری و توهم‌زا
‫استفاده می‌کنن

51
00:05:04,387 --> 00:05:05,388
‫دقیقا!

52
00:05:05,471 --> 00:05:07,431
‫یاقوت آتشین حاوی جادوی خورشیده

53
00:05:07,515 --> 00:05:09,183
‫زمرد کبود حاوی نیروی اقیانوسه

54
00:05:09,267 --> 00:05:10,851
‫زمرد سبز حاوی انرژی زمین...

55
00:05:10,851 --> 00:05:12,395
‫و یاقوت کبود

56
00:05:12,478 --> 00:05:14,188
‫جادوی آسمان رو درش داره

57
00:05:14,272 --> 00:05:16,357
‫برای هرکدوم از منابع جادوی کهن
‫سنگ جواهر وجود داره

58
00:05:16,440 --> 00:05:18,067
‫البته پنج تا از شش تاشون

59
00:05:18,150 --> 00:05:21,237
‫صبر کن، یعنی هیچ جواهر کهنی
‫برای جادوی ستاره‌ای وجود نداره؟

60
00:05:21,320 --> 00:05:22,863
‫از لحاظ فنی وجود داره

61
00:05:22,947 --> 00:05:24,991
‫بهش می‌گن الماس اختروش

62
00:05:25,074 --> 00:05:26,993
‫اما به طرزی باورنکردنی کمیابن

63
00:05:27,076 --> 00:05:30,538
‫افسانه‌ها می‌گن که کلا سه تا
‫الماس اختروش توی کل دنیا هست

64
00:05:31,330 --> 00:05:33,165
‫اما خیلی از این‌ها هست

65
00:05:33,249 --> 00:05:35,334
‫به نظرم ایرادی نداره
‫اگه دلت خواست یدونه برداری

66
00:05:39,672 --> 00:05:42,883
‫ایول. ماه از همه زیبا‌تره

67
00:05:42,967 --> 00:05:45,136
‫آره نظر منم همینه

68
00:05:46,512 --> 00:05:49,265
‫منظورم عقیق بود

69
00:06:02,695 --> 00:06:06,490
‫خب، هرچقدر هم که این مسیرهای کریستالی
‫زیبا و حماسی باشن

70
00:06:06,574 --> 00:06:08,492
‫ما مسیر خروج‌مون رو چطور قراره پیدا کنیم؟

71
00:06:08,576 --> 00:06:10,786
‫می‌گذاریم موسیقی مسیر رو روشن کنه!

72
00:06:13,664 --> 00:06:16,459
‫کسی می‌دونه منظورش چیه؟

73
00:06:16,542 --> 00:06:17,543
‫نچ!

74
00:06:25,843 --> 00:06:30,473
‫خب، داشتم فکر می‌کردم
‫که کلودیا هنوز برنگشته

75
00:06:30,556 --> 00:06:32,183
‫و داره دیروقت می‌شه

76
00:06:32,850 --> 00:06:35,519
‫اون محدودیت رفت و آمد نداره، تری

77
00:06:35,603 --> 00:06:37,855
‫نه، البته که نداره

78
00:06:37,938 --> 00:06:40,483
‫اون یه زن بالغه
‫جادوگر قدرتمندیه

79
00:06:40,566 --> 00:06:43,152
‫و بلده مردم رو از مرگ برگردونه
‫و از این کارها

80
00:06:43,235 --> 00:06:46,155
‫از پس خودش برمیاد
‫ساعت خوابش با خودشه

81
00:06:48,157 --> 00:06:50,826
‫شاید داره از قدم‌زدن
‫زیر نور مهتاب لذت می‌بره

82
00:06:50,910 --> 00:06:54,246
‫و چندتا نفس هوای تازه
‫استشمام می‌کنه

83
00:07:24,610 --> 00:07:27,029
‫ولم کن، سورن!

84
00:07:27,112 --> 00:07:28,531
‫کلودیا، بپا!

85
00:07:33,285 --> 00:07:35,329
‫کلودیا!

86
00:07:40,292 --> 00:07:42,169
‫این یه کریستال تنظیمه

87
00:07:42,253 --> 00:07:44,922
‫لمسش که کنی، یه فرکانس صوتی
‫طنین اندازی از خودش آزاد می‌کنه

88
00:07:45,005 --> 00:07:47,174
‫که باعث انتشار نور ثابتی می‌شه که...

89
00:07:47,258 --> 00:07:48,634
‫خب، خواهید دید

90
00:07:48,717 --> 00:07:49,718
‫کی می‌خواد لمسش کنه؟

91
00:08:06,026 --> 00:08:08,362
‫کریستال تنظیم بعدی اونجاست.
‫بریم!

92
00:08:16,078 --> 00:08:17,621
‫وای!

93
00:08:47,318 --> 00:08:48,694
‫وای

94
00:08:55,200 --> 00:09:01,206
‫اون منطقه‌ی خطر که خوش گذشت
‫سخت منتظر بعدی هستم

95
00:09:01,290 --> 00:09:02,124
‫عجب روحیه‌ای!

96
00:09:02,207 --> 00:09:03,459
‫بعدی هم به همین اندازه
‫خوش می‌گذره

97
00:09:03,542 --> 00:09:06,378
‫مخصوصاً اگه خوشت بیاد
‫با هیولاهای مرگبار قایم باشک بازی کنی

98
00:09:06,462 --> 00:09:07,963
‫چی؟

99
00:09:18,432 --> 00:09:20,726
‫ببخشید. باید می‌بستمت

100
00:09:20,809 --> 00:09:22,603
‫من... فقط می‌خوام حرف بزنم

101
00:09:22,978 --> 00:09:25,230
‫اکثر خواهرهای مردم

102
00:09:25,314 --> 00:09:28,776
‫نمی‌تونن بال‌های ترسناک خفاشی دربیارن
‫و پرواز کنن برن

103
00:09:30,486 --> 00:09:32,363
‫چرا نیومدی خونه، کلودیا؟

104
00:09:33,030 --> 00:09:35,741
‫بعد از نبرد رو می‌گم
‫می‌گذاشتی بفهمم زنده‌ای

105
00:09:35,824 --> 00:09:37,910
‫من نگرانت بودم، خب
‫و...

106
00:09:38,619 --> 00:09:39,953
‫دلم برات تنگ بود!

107
00:09:40,037 --> 00:09:43,540
‫اما کلودیا، تو سمت اشتباه رو گرفتی

108
00:09:43,624 --> 00:09:45,084
‫از اون‌جا می‌دونم که...

109
00:09:45,167 --> 00:09:46,710
‫چون خودم هم همین‌طور بودم

110
00:09:47,419 --> 00:09:51,673
‫اما واسه تغییر کردن دیر نیست.
‫خواهش می‌کنم، می‌دونم می‌تونی تغییر کنی!

111
00:09:55,177 --> 00:09:57,221
‫بابا مُرده، کلودیا

112
00:09:57,930 --> 00:10:00,224
‫دیگه مجبور نیستی
‫کاری که اون می‌خواد رو انجام بدی

113
00:10:05,604 --> 00:10:07,314
‫هنوز برنگشته

114
00:10:09,483 --> 00:10:12,236
‫تو واقعاً نگرانش نیستی؟

115
00:10:12,319 --> 00:10:14,071
‫نگرانی چه فایده‌ای داره؟

116
00:10:18,283 --> 00:10:19,368
‫خب...

117
00:10:20,202 --> 00:10:23,247
‫می‌خواستم بگم
‫به اون اندرزی که من رو

118
00:10:23,330 --> 00:10:25,207
‫پیش‌تر کردی، کلی فکر کردم

119
00:10:25,290 --> 00:10:26,834
‫اندرز؟ من...

120
00:10:26,917 --> 00:10:29,044
‫دقیق نمی‌دونم درباره‌ی چی
‫حرف می‌زنی

121
00:10:29,628 --> 00:10:34,132
‫گویا کل فلسفه‌ات رو توی...

122
00:10:34,216 --> 00:10:35,801
‫«خودت رو جمع کن»
‫خلاصه کردی

123
00:10:40,681 --> 00:10:44,017
‫خلاصه که کلی درموردش فکر کردم

124
00:10:44,101 --> 00:10:45,269
‫کلی

125
00:10:45,853 --> 00:10:49,189
‫کلودیا همیشه می‌گه
‫که من به هرچیزی زیادی فکر می‌کنم

126
00:10:49,273 --> 00:10:51,817
‫و می‌گه باعث می‌شه عجیب باشم
‫و...

127
00:10:52,693 --> 00:10:54,862
‫و شگفت‌انگیز
‫پس...

128
00:10:56,947 --> 00:10:59,241
‫فکر کنم منظورت اینه که...

129
00:10:59,825 --> 00:11:02,160
‫نباید احساسات داشته باشم

130
00:11:04,705 --> 00:11:06,957
‫من نمی‌خوام چنین کاری کنم

131
00:11:07,457 --> 00:11:11,086
‫امکان نداره اون‌قدر قوی بشم
‫که بتونم هرکاری که لازمه رو انجام بدم

132
00:11:11,169 --> 00:11:12,379
‫و احساسات داشته باشم

133
00:11:12,462 --> 00:11:14,298
‫من همه جور احساساتی رو خواهم داشت!

134
00:11:15,132 --> 00:11:17,843
‫کلودیا راست می‌گه

135
00:11:18,510 --> 00:11:20,721
‫واقعاً عجیبی

136
00:11:24,057 --> 00:11:25,309
‫و؟

137
00:11:26,476 --> 00:11:30,606
‫شاید هم شگفت‌انگیز

138
00:11:30,689 --> 00:11:32,608
‫وای! مرسی

139
00:11:33,358 --> 00:11:36,737
‫می‌دونی، یه بخشی در
‫فلسفه‌ی «خودت رو جمع کن» وجود داره

140
00:11:36,820 --> 00:11:38,697
‫که فکر کنم جفت‌مون می‌تونیم ازش
‫استفاده کنیم

141
00:11:38,780 --> 00:11:40,115
‫چی هست؟

142
00:11:40,198 --> 00:11:41,908
‫یه حرکت بزرگ و خفن!

143
00:11:41,992 --> 00:11:43,201
‫لطفاً نکن

144
00:11:43,285 --> 00:11:44,453
‫باشه!

145
00:11:45,287 --> 00:11:47,873
‫باشه، به حد و حدودت احترام می‌گذارم

146
00:11:51,627 --> 00:11:54,421
‫پل در تاریکی
‫دقیقاً همونیه که از اسمش پیداست

147
00:11:54,504 --> 00:11:57,924
‫از یه پل باریک رد می‌شیم
‫که از روی پرتگاه عمیقی می‌گذره

148
00:11:58,008 --> 00:12:00,385
‫اگه سقوط کنید، میفتید و می‌میرید

149
00:12:00,469 --> 00:12:04,222
‫اما قسمت سختش اینجاست:
‫اونجا کاملاً تاریکه

150
00:12:04,306 --> 00:12:06,808
‫- نمی‌تونیم مشعل ببریم؟
‫- یا بیت رو!

151
00:12:06,892 --> 00:12:09,227
‫گاهی اوقات یه دوست
‫می‌تونه مسیر رو روشن کنه

152
00:12:10,312 --> 00:12:11,563
‫چقدر خوبه

153
00:12:11,646 --> 00:12:13,690
‫اما نه، اونجا هیولاهای بسیار وحشتناکی هستن

154
00:12:13,774 --> 00:12:15,734
‫که حتی به کم‌ترین نور هم جذب می‌شن

155
00:12:15,817 --> 00:12:18,528
‫مشخص نیست که از نور بدشون میاد
‫یا غذاشونه

156
00:12:20,822 --> 00:12:23,575
‫اما هرکدومش هم که باشه
‫نباید نور بیارید

157
00:12:23,658 --> 00:12:26,286
‫وگرنه اون هیولاها
‫تکه پاره‌تون می‌کنن

158
00:12:31,958 --> 00:12:33,752
‫- همه حال‌شون خوبه؟
‫- آره

159
00:12:33,835 --> 00:12:35,128
‫عالیه

160
00:12:35,128 --> 00:12:37,005
‫از عالی هم بهتر

161
00:12:37,005 --> 00:12:41,802
‫این پل چندان هم خطرناک نیست.
‫اصلا می‌خوام چرخ و فلک بزنم!

162
00:12:41,885 --> 00:12:44,012
‫ریلا،‌ بعید می‌دونم
‫فکر چندان خوبی...

163
00:12:47,349 --> 00:12:51,103
‫می‌شه لطفاً به آرامی

164
00:12:51,186 --> 00:12:53,563
‫از پل عبور کنیم؟

165
00:12:53,647 --> 00:12:56,066
‫شوخی کردم، کالم

166
00:12:56,149 --> 00:12:58,110
‫حالت رو عوض کن
‫و از تاریکی لذت ببر

167
00:12:58,193 --> 00:13:00,987
‫اه، عقیق ماهم افتاد

168
00:13:01,071 --> 00:13:04,407
‫همین جا...

169
00:13:04,491 --> 00:13:05,867
‫- پیداش کردم!
‫- نور!

170
00:13:05,951 --> 00:13:08,411
‫- نور!
‫- کالم، مکعبت رو کنار بذار!

171
00:13:10,205 --> 00:13:12,666
‫باشه، امیدوارم که هیچ‌کدوم از جانورها
‫ندیده باشنش

172
00:13:12,749 --> 00:13:15,127
‫فقط به حرکت ادامه بدید
‫بیشتر از نصف راه رو اومدیم

173
00:13:17,337 --> 00:13:19,589
‫بجنبید همه.
‫تقریباً رسیدیم

174
00:13:19,673 --> 00:13:21,133
‫- حال‌تون چطوره؟
‫- خوبه

175
00:13:21,133 --> 00:13:22,759
‫- عالیه
‫- تقریباً رسیدیم

176
00:13:22,843 --> 00:13:23,844
‫بیت؟ هستی؟

177
00:13:23,927 --> 00:13:25,595
‫خوبی، رفیق؟

178
00:13:25,595 --> 00:13:27,973
‫بیت، مشکلی پیش نمیاد

179
00:13:28,056 --> 00:13:29,766
‫بهم اعتماد کن

180
00:13:29,808 --> 00:13:32,352
‫فقط باید خونسرد باشی
‫و به جلو حرکت کنی

181
00:13:32,435 --> 00:13:34,771
‫درخشندگی هم نداشته باشی

182
00:13:46,533 --> 00:13:48,243
‫برعد و برق!

183
00:13:51,538 --> 00:13:53,331
‫زود باشید!

184
00:13:53,415 --> 00:13:54,666
‫همه فرار کنید!

185
00:14:20,525 --> 00:14:22,986
‫وای!

186
00:14:26,364 --> 00:14:27,824
‫زیم!

187
00:14:42,088 --> 00:14:44,299
‫- بریم!
‫- باید بریم!

188
00:14:47,469 --> 00:14:48,928
‫من بدون اون نمی‌رم

189
00:14:50,597 --> 00:14:55,518
‫زیم!

190
00:14:58,688 --> 00:14:59,814
‫زود باش، رفیق

191
00:15:01,149 --> 00:15:02,984
‫هیچی

192
00:15:03,068 --> 00:15:04,611
‫چیزی نمی‌بینم

193
00:15:06,946 --> 00:15:08,198
‫زیم...

194
00:15:08,698 --> 00:15:09,699
‫نه

195
00:15:23,630 --> 00:15:25,215
‫زیم!

196
00:15:25,298 --> 00:15:26,424
‫ایول!

197
00:15:30,178 --> 00:15:32,931
‫ممکنه اون جانورها برگردن.
‫بیاید از اینجا بریم

198
00:15:42,107 --> 00:15:44,526
‫بیخیال، کلودیا

199
00:15:44,609 --> 00:15:48,321
‫می‌دونم باهام حرف نمی‌زنی
‫اما باید بس کنی

200
00:15:48,405 --> 00:15:50,532
‫من از آروادوز خبر دارم

201
00:15:50,615 --> 00:15:53,535
‫آوارونی؟

202
00:15:53,618 --> 00:15:56,329
‫آورادوز. امبرنوز!
‫[ یعنی دماغ کهربایی ]

203
00:15:56,413 --> 00:16:00,542
‫اراوس. اسمش اراوسه!
‫اونقدرها هم سخت نیست

204
00:16:00,625 --> 00:16:02,043
‫همین رو گفتم!

205
00:16:02,127 --> 00:16:03,586
‫نه، نگفتی

206
00:16:03,670 --> 00:16:05,255
‫و تو هیچی درموردش نمی‌دونی

207
00:16:05,338 --> 00:16:09,259
‫این رو می‌دونم که می‌خواد
‫همه با هم بجنگیم و از هم متنفر باشیم!

208
00:16:09,342 --> 00:16:10,969
‫می‌خواد دنیا بسوزه

209
00:16:11,052 --> 00:16:14,722
‫اشتباه می‌کنی! اژدهایان و الف‌ها
‫همین‌طوریش هم از ما بدشون میاد

210
00:16:14,806 --> 00:16:18,560
‫این غلطه. من الان با اژدهایان و الف‌ها
‫دوست هستم

211
00:16:18,643 --> 00:16:21,312
‫مطمئنی؟ دوست واقعی؟

212
00:16:21,396 --> 00:16:23,440
‫یا فقط دارن ازت بهره می‌برن؟

213
00:16:25,608 --> 00:16:28,570
‫تو همیشه به چشم اون‌ها
‫یه انسانی

214
00:16:29,112 --> 00:16:30,822
‫همیشه پست خواهی بود!

215
00:16:32,157 --> 00:16:35,410
‫هزاران سال پیش
‫انسان‌ها هیچ چیز نداشتن

216
00:16:35,493 --> 00:16:39,122
‫گرسنه و بدبخت و بی‌دفاع بودیم

217
00:16:39,205 --> 00:16:41,207
‫قحطی و بیماری و...

218
00:16:41,291 --> 00:16:43,501
‫سر چندتا از منابعی که
‫می‌تونستیم بدست کثیف‌مون

219
00:16:43,585 --> 00:16:45,712
‫بیاریم‌شون، جنگ شده بود

220
00:16:46,212 --> 00:16:48,840
‫زندگی شده بود درد و تقلا

221
00:16:48,923 --> 00:16:51,718
‫و اژدهایان و الف‌ها هیچ‌کاری نکردن!

222
00:16:51,801 --> 00:16:54,888
‫قضاوت‌مون کردن.
‫بهمون ترحم کردن

223
00:16:54,971 --> 00:16:55,972
‫از کجا می‌دونی؟

224
00:16:56,556 --> 00:16:58,057
‫از همون جایی که تو می‌دونی

225
00:16:58,683 --> 00:17:01,144
‫درست بودنش رو حس می‌کنی
‫مگه نه؟

226
00:17:01,227 --> 00:17:04,772
‫ما انسان‌ها در عمق استخوان‌مون
‫عذاب کشیدن رو درک می‌کنیم

227
00:17:05,899 --> 00:17:08,985
‫چون چندین نسل‌مون
‫درش زندگی کرده

228
00:17:11,654 --> 00:17:12,739
‫کلودیا، من...

229
00:17:13,448 --> 00:17:15,909
‫فکر نمی‌کنم احساسات عمیق استخوانی‌مون
‫مثل هم باشه

230
00:17:15,992 --> 00:17:19,120
‫وقتی تمام الف‌ها و اژدهایان
‫ما رو حیوانات کثیف، احمق

231
00:17:19,204 --> 00:17:22,749
‫و پست می‌دونستند
‫اراوس به ما انسان‌ها اعتقاد داشت

232
00:17:23,917 --> 00:17:26,377
‫اراوس معتقد بود
‫که می‌تونیم بهتر باشیم

233
00:17:27,128 --> 00:17:28,796
‫واسه همین بهمون جادو داد!

234
00:17:30,632 --> 00:17:33,551
‫طوری حرف می‌زنی
‫که انگار چیز خوبیه

235
00:17:33,635 --> 00:17:36,721
‫اما اگه نظر من رو بخوای
‫چیزی جز دردسر درست نکرده

236
00:17:37,513 --> 00:17:40,516
‫شاید دنیا بدون جادو
‫وضع بهتری داشته باشه

237
00:17:41,434 --> 00:17:45,271
‫بدون جادو تو می‌مردی

238
00:17:45,939 --> 00:17:48,316
‫بدون جادوی بابا

239
00:17:53,738 --> 00:17:56,491
‫کی واسه منطقه‌ی سوم آماده‌ست؟
‫زمین مذاب

240
00:17:56,574 --> 00:18:00,036
‫اینجا که پر از گدازه‌ست.
‫چطور قراره ازش بگذریم؟

241
00:18:00,119 --> 00:18:02,413
‫گدازه عین موج بالا و پایین می‌ره

242
00:18:02,497 --> 00:18:04,749
‫ما فقط باید اینجا منتظر باشیم
‫و چند ساعت بعد

243
00:18:04,832 --> 00:18:06,584
‫می‌تونیم از وسطش رد بشیم

244
00:18:08,252 --> 00:18:10,546
‫شاید وقت خوبی باشه
‫واسه اینکه یه کم استراحت کنیم

245
00:18:10,630 --> 00:18:13,424
‫با این همه گدازه؟
‫خیلی داغه!

246
00:18:13,508 --> 00:18:15,718
‫امکان نداره بتونم بخوابم

247
00:18:15,802 --> 00:18:19,847
‫راستش توی کتابم یه طلسم رو نوشتم
‫که فکر کنم عالی باشه

248
00:18:19,931 --> 00:18:20,932
‫یه گنبد نسیم تشکیل می‌ده

249
00:18:22,433 --> 00:18:23,893
‫گنبد نسیم؟

250
00:18:23,976 --> 00:18:25,436
‫اصلاً نمی‌دونستم
‫چنین چیزی وجود داره

251
00:18:25,520 --> 00:18:28,314
‫و حالا به چیزی تبدیل شده
‫که بیش از هر چیزی توی دنیا بهش نیاز دارم

252
00:18:30,358 --> 00:18:32,819
‫بله

253
00:18:33,361 --> 00:18:34,904
‫دایره‌ی باد!

254
00:18:50,002 --> 00:18:51,754
‫الان سردمه

255
00:19:03,433 --> 00:19:06,602
‫آهای. ریلا؟
‫فکر کنم باید حرف بزنم

256
00:19:09,188 --> 00:19:12,400
‫البته، البته
‫من حرف زدن دوست دارم

257
00:19:17,780 --> 00:19:19,240
‫عیب نداره، کالم

258
00:19:19,323 --> 00:19:22,785
‫هرچی هم که بخوای بهم بگی
‫همه چیز درست می‌شه

259
00:19:22,869 --> 00:19:24,662
‫باشه

260
00:19:24,745 --> 00:19:26,581
‫ریلا؟

261
00:19:27,999 --> 00:19:29,000
‫بله؟

262
00:19:29,417 --> 00:19:31,669
‫ازت می‌خوام...

263
00:19:34,005 --> 00:19:36,215
‫تا من رو بکشی

264
00:19:36,799 --> 00:19:37,800
‫چی...

265
00:19:38,426 --> 00:19:41,012
‫می‌خوام من رو بکشی.
‫البته الان نه!

266
00:19:41,095 --> 00:19:44,557
‫اما اگه اتفاقات بدی افتاد
‫ازت می‌خوام که من رو بکشی

267
00:19:45,808 --> 00:19:48,394
‫توی مناره‌ی طوفان
‫وقتی اراوس من رو تسخیر کرد

268
00:19:48,478 --> 00:19:51,731
‫من حس ضعف و از دست رفتن اختیار داشتم

269
00:19:51,814 --> 00:19:53,524
‫شده بودم برده‌ی اون

270
00:19:53,608 --> 00:19:55,276
‫از اینکه بهم آسیب بزنه
‫ترسی ندارم

271
00:19:55,359 --> 00:19:58,696
‫از این می‌ترسم که از من برای
‫انجام کارهای خیلی بدی استفاده کنه

272
00:19:59,405 --> 00:20:00,781
‫یا به افرادی که برام مهمن
‫آسیب بزنه

273
00:20:01,365 --> 00:20:05,870
‫پس همین رو ازت می‌خوام
‫که اگه دوباره کنترل من رو بر عهده گرفت

274
00:20:06,412 --> 00:20:07,580
‫باید من رو بکشی

275
00:20:07,663 --> 00:20:08,831
‫می‌خوام قول بدی

276
00:20:14,420 --> 00:20:16,881
‫آخ! چرا دماغم رو گرفتی؟

277
00:20:17,965 --> 00:20:21,844
‫پاسخ بهتری برای درخواست احمقانه‌ی تو
‫به ذهنم نرسید

278
00:20:21,928 --> 00:20:23,763
‫من نمی‌کشمت

279
00:20:23,846 --> 00:20:28,976
‫کالم تو خودت از اون آدم‌هایی که
‫اهل «تقدیر کتابیه که خودت می‌نویسیش» هستی

280
00:20:29,060 --> 00:20:32,396
‫هیچ‌کس نمی‌تونه کنترلت کنه
‫یا به جات تصمیم بگیره

281
00:20:33,731 --> 00:20:35,483
‫می‌ترسم، ریلا

282
00:20:36,275 --> 00:20:37,860
‫اگه در مسیر تاریکی باشم چی؟

283
00:20:38,611 --> 00:20:41,489
‫اون وقت مسیرت رو عوض کن، احمق جون!

284
00:20:45,409 --> 00:20:48,454
‫من باید انجامش بدم

285
00:21:08,391 --> 00:21:12,728
‫بندازش، کالم! کلید اراوسه.
‫هیچ خوبی‌ای ازش درنمیاد

286
00:21:28,494 --> 00:21:30,496
‫بله. بله، درسته

287
00:21:31,706 --> 00:21:34,667
‫به همین خاطره که هیچ‌وقت
‫نمی‌تونم روت حساب کنم، کلودیا

288
00:21:34,750 --> 00:21:37,336
‫او وسیله‌ی خوبی خواهد بود

289
00:21:37,420 --> 00:21:39,380
‫اون وسیله نیست

290
00:21:39,463 --> 00:21:41,674
‫دختر منه

291
00:21:44,844 --> 00:21:46,721
‫صبح شده و اون هنوز برنگشته

292
00:21:57,231 --> 00:22:00,901
‫راستش من هم همین نزدیکی‌ها
‫بزرگ شدم

293
00:22:00,985 --> 00:22:02,194
‫که این طور؟

294
00:22:02,737 --> 00:22:06,449
‫آره، روستای من دقیقاً وسط
‫این جنگل ناشناخته‌ست

295
00:22:07,575 --> 00:22:09,243
‫توی نقشه می‌تونم برات مشخصش کنم
‫اما...

296
00:22:09,326 --> 00:22:11,036
‫خب، ناشناخته‌ست دیگه

297
00:22:11,120 --> 00:22:13,414
‫پس نقشه‌ای ازش نیست

298
00:22:14,206 --> 00:22:16,542
‫پس از لحاظ موقعیت دقیقش...

299
00:22:16,625 --> 00:22:18,627
‫علاقه‌ای به دونستنش ندارم

300
00:22:20,421 --> 00:22:23,132
‫این بو

301
00:22:23,215 --> 00:22:26,802
‫یاد خاطراتم می‌اندازتم.
‫بوی بچگی‌هامه

302
00:22:27,720 --> 00:22:32,308
‫اون روزها که کوچک بودم، الف‌های دیگه من رو
‫به چشم خرگوش می‌دیدن

303
00:22:33,142 --> 00:22:37,521
‫اما خودم می‌دونستم.
‫می‌دونستم که شیرم

304
00:22:41,442 --> 00:22:44,069
‫خودم اسم ترستریوس
‫رو انتخاب کردم

305
00:22:49,533 --> 00:22:50,910
‫یه اسم قویه

306
00:22:57,917 --> 00:22:59,126
‫یه چیزی پیدا کرده!

307
00:23:02,630 --> 00:23:03,839
‫کیف کلودیا

308
00:23:03,923 --> 00:23:05,257
‫توی دردسر افتاده!

309
00:23:15,684 --> 00:23:17,144
‫رسیدیم!

310
00:23:17,228 --> 00:23:19,522
‫لانه‌ی رکس ایگنیوس

311
00:23:32,284 --> 00:23:33,494
‫یه چیزی عجیبه

312
00:23:35,788 --> 00:23:37,456
‫تو چرا سعی نکردی در بری؟

313
00:23:45,214 --> 00:23:47,174
‫تو کی هستی؟

314
00:23:48,717 --> 00:23:49,760
‫چه خبره؟

315
00:24:12,283 --> 00:24:14,076
‫نه. نه

316
00:24:14,910 --> 00:24:16,203
‫نه!
