﻿1
00:00:23,857 --> 00:00:25,275
‫چه...

2
00:00:26,609 --> 00:00:28,027
‫چه خبر شده؟

3
00:00:32,782 --> 00:00:34,993
‫زنده‌ای!

4
00:00:38,204 --> 00:00:39,664
‫من از طریقی...

5
00:00:40,957 --> 00:00:43,251
‫از سقوط جون سالم به در بردم؟

6
00:00:43,835 --> 00:00:44,836
‫نه

7
00:00:45,587 --> 00:00:46,629
‫نبردی

8
00:00:52,093 --> 00:00:54,596
‫اما الان طوریت نیست

9
00:00:56,514 --> 00:00:59,517
‫- اون کجاست...
‫- همون رفیق کرم پیله‌سازت؟

10
00:00:59,601 --> 00:01:03,354
‫دو روز پیش از اون دیوار بالا رفت
‫و خودش رو...

11
00:01:04,063 --> 00:01:05,315
‫اون داخل پیچید

12
00:01:06,566 --> 00:01:07,775
‫داره تغییر پیدا می‌کنه

13
00:01:16,409 --> 00:01:17,702
‫دو روز؟

14
00:01:19,537 --> 00:01:23,583
‫یعنی من دو روز کامل مرده بودم؟

15
00:01:25,502 --> 00:01:27,629
‫دو سال شده، پدر

16
00:01:28,338 --> 00:01:30,215
‫بیش از دو سال گذشته

17
00:02:21,391 --> 00:02:26,354
‫[ شاهزاده اژدها ]
‫[ راز اراوس ]

18
00:02:31,109 --> 00:02:35,113
«کتاب چهارم: زمین»
‫«قسمت یک: روز تولد دوباره»

19
00:02:48,835 --> 00:02:50,712
‫چه اسراری رو مخفی کردی؟

20
00:03:01,681 --> 00:03:04,517
‫جادوگر ارشد کالم، شورای پادشاه
‫در حال تشکیل در اتاق پادشاهی‌ست

21
00:03:05,101 --> 00:03:07,353
‫ای بابا. نمی‌خواد این‌طوری صدام کنی

22
00:03:07,437 --> 00:03:10,773
‫می‌دونم که عنوان رسمیم همینه
‫اما این القاب جادوگر ارشد و اینا...

23
00:03:10,857 --> 00:03:12,608
‫یخورده سنگینه

24
00:03:12,692 --> 00:03:15,319
‫همین اسم معمولیم رو صدا بزن
‫شاهزاده کالم

25
00:03:15,403 --> 00:03:18,031
‫یا اصلا...
‫همین کالم خالی

26
00:03:18,114 --> 00:03:20,742
‫اما لازم نیست «خالی» رو بگی

27
00:03:25,121 --> 00:03:27,623
‫خب، ببخشید
‫الان یادم رفت اومدی بهم چی بگی

28
00:03:27,665 --> 00:03:30,126
‫- مشاور پادشاه...
‫- جلسه‌ی شورا! حله، الان میرم

29
00:03:46,559 --> 00:03:47,977
حفاظ باران

30
00:04:19,091 --> 00:04:21,761
‫صبح بخیر، سورن!
‫کوروس!

31
00:04:21,844 --> 00:04:25,264
‫ایناهاشش
‫جادوگر ناتنی!

32
00:04:25,348 --> 00:04:26,349
‫هنوز خنده‌داره

33
00:04:26,432 --> 00:04:28,684
‫هر دفعه یه‌خورده خنده‌دارتر هم می‌شه

34
00:04:28,768 --> 00:04:32,480
‫این‌جور القاب همین‌طوری‌ان

35
00:04:32,563 --> 00:04:34,106
‫- راستی، نظرت چیه اسمت رو...
‫- ساکت

36
00:04:35,858 --> 00:04:38,319
‫دو دقیقه دیگه توی جلسه می‌بینم‌تون

37
00:04:38,402 --> 00:04:39,403
‫یک دقیقه!

38
00:04:41,155 --> 00:04:43,324
‫- استاد کلاغ! ببخشید، استاد کلاغ؟
‫- بله؟

39
00:04:43,407 --> 00:04:45,451
‫ببخشید، با من بودی؟

40
00:04:45,535 --> 00:04:48,704
‫چون از وقتی که ترفیع گرفتم

41
00:04:48,788 --> 00:04:50,831
‫دیگه استاد کلاغ نیستم

42
00:04:51,791 --> 00:04:52,625
‫آهان...

43
00:04:52,708 --> 00:04:56,712
‫تو داری با معاون ارباب کلاغ
‫حرف می‌زنی

44
00:04:57,213 --> 00:04:58,881
‫بد نیست، بد نیست

45
00:04:58,965 --> 00:05:01,759
‫راستی، چیزی برای من نرسیده؟
‫احیاناً از طرف زیدیا

46
00:05:01,842 --> 00:05:06,305
‫کتاب باستانی، حروف خاک‌گرفته
‫و سخت الفی؟

47
00:05:06,389 --> 00:05:08,558
‫حالا اون چی هست؟
‫کتاب طلسمه؟

48
00:05:08,641 --> 00:05:12,061
‫دقیقاً نه
‫اسمش کتاب ترجمه‌ست!

49
00:05:12,144 --> 00:05:14,730
‫برای ترجمه‌ی یه سری حروف رونی
‫خیلی عجیب و غریب بهش نیاز دارم

50
00:05:14,814 --> 00:05:18,693
‫معمولاً به عنوان معاون ارباب کلاغ

51
00:05:18,776 --> 00:05:22,530
‫معمولاً درمورد یک بسته‌ی شخصی
‫دخالت نمی‌کنم

52
00:05:22,613 --> 00:05:25,366
‫اما واسه به‌خاطر تو
‫حواسم بهش می‌مونه!

53
00:05:25,449 --> 00:05:27,076
‫مرسی

54
00:05:27,743 --> 00:05:30,037
‫آهان، موقعیت شغلی جدیدت
‫هم مبارک

55
00:05:34,917 --> 00:05:37,003
‫مطمئنی شاهزاده کالم خبر نداره...

56
00:05:41,424 --> 00:05:43,384
‫تاحالا چنین حسی بهتون دست داده...

57
00:05:43,509 --> 00:05:46,971
‫وقتی وارد اتاقی می‌شی
‫و همه ناگهان خفه‌خون می‌گیرن

58
00:05:47,054 --> 00:05:49,015
‫و کاملاً مطمئن می‌شی
‫که درباره‌ی تو حرف می‌زدن؟

59
00:05:49,056 --> 00:05:50,975
‫آره!

60
00:05:51,058 --> 00:05:53,352
‫نه!

61
00:05:53,436 --> 00:05:55,313
‫سخت در اشتباهی، رفیق

62
00:05:56,230 --> 00:05:57,940
‫همگی ببخشید که دیر کردم

63
00:05:58,024 --> 00:05:59,608
‫هنوز شروع نکردیم

64
00:05:59,692 --> 00:06:02,236
‫همچنان منتظر برادرت هستیم
‫جناب پادشاه

65
00:06:24,258 --> 00:06:26,177
‫خوش آمدید، پادشاه ازرن

66
00:06:26,302 --> 00:06:29,305
‫گویا می‌توینم این جلسه‌ی شورا
‫رو آغاز کنیم

67
00:06:29,388 --> 00:06:32,016
‫اوپلی، صبر کن!
‫همه جمع نشدن

68
00:06:43,652 --> 00:06:45,613
‫شروع کنیم، بیت؟

69
00:07:16,018 --> 00:07:17,895
‫«ما اینجا چی‌کار می‌کنیم، جنای؟

70
00:07:17,978 --> 00:07:20,105
‫نیاز به مأموریت‌های سری رو درک می‌کنم

71
00:07:20,189 --> 00:07:22,274
‫اما از من که نباید
‫اسرار رو مخفی کنی»

72
00:07:22,358 --> 00:07:25,945
‫پیش‌تر هم توضیح داده بودم که در این مأموریت
‫فقط هرچیزی که لازمه رو می‌دونی

73
00:07:26,028 --> 00:07:28,030
‫و هنوز امن‌تره که ندونی

74
00:07:29,281 --> 00:07:32,117
‫به زودی متوجه می‌شی
‫قول می‌دم، آمایا

75
00:07:46,340 --> 00:07:48,175
‫می‌خوام شما دو نفر اینجا بمونید

76
00:07:51,220 --> 00:07:54,181
‫«یه مشکلی هست. ما تنها نیستیم

77
00:07:54,765 --> 00:07:56,809
‫به من اعتماد کن. اینجا امنه

78
00:07:57,685 --> 00:07:59,687
‫می‌خوام فرمانده گرن با من بیاد

79
00:08:07,736 --> 00:08:09,071
‫بر می‌گردم

80
00:08:20,082 --> 00:08:21,834
‫اولین کار امروزمون

81
00:08:21,917 --> 00:08:24,837
‫خوش آمد گویی به عضو جدید شورا
‫در اولین روز پیوستنش به ماست

82
00:08:25,713 --> 00:08:27,631
‫خوش آمدی، بریوس نانوا

83
00:08:30,092 --> 00:08:34,388
‫بریوس، هنوز به القاب رسمی
‫که بهت پیشنهاد کردم، فکر نکردی؟

84
00:08:34,471 --> 00:08:36,849
‫با این حال که

85
00:08:36,932 --> 00:08:40,185
‫از آوای زیبای
‫«سرنانوا» خوشم اومد

86
00:08:40,769 --> 00:08:43,397
‫در پایان، باعث افتخارمه

87
00:08:43,480 --> 00:08:48,652
‫که نقش وزیر نان و ژله‌ی‌تان را بپذیرم

88
00:08:54,992 --> 00:08:57,119
‫موضوع بعدی‌مون:

89
00:08:57,202 --> 00:09:00,497
‫جناب پادشاه گفته‌اند
‫که اخباری برای اعلام دارند

90
00:09:00,581 --> 00:09:03,125
‫اینجا نوشته «اخبار بزرگ»

91
00:09:04,418 --> 00:09:06,837
‫من یک غافل‌گیری برای همه ترتیب دیدم

92
00:09:06,920 --> 00:09:09,298
‫کتالیس قراره بازدیدکنندگان
‫ویژه‌ای داشته باشه

93
00:09:15,637 --> 00:09:17,931
‫چی؟ باعث پیش‌نگری می‌شه

94
00:09:19,725 --> 00:09:22,895
‫من هیجان زده‌ام!
‫و می‌دونم چه اتفاقی قراره بیفته

95
00:09:23,687 --> 00:09:27,358
‫ملکه اژدها قراره بیاد کتالیس!
‫و زیم رو باخودش میاره!

96
00:09:27,441 --> 00:09:28,442
‫هان؟

97
00:09:30,444 --> 00:09:34,782
‫پادشاه ازرن
‫شاید بهتر باشه بیشتر به این موضوع فکر کنیم

98
00:09:34,865 --> 00:09:40,037
‫ملکه‌ی اژدها بیاد کتالیس
‫مردم نمی‌ترسند؟

99
00:09:40,120 --> 00:09:43,707
‫شاید اولش بترسن
‫اما وقتی ببیننش نظرشون عوض می‌شه

100
00:09:44,792 --> 00:09:47,586
‫زوبیا مهربان و لطیف و بامزه‌ست

101
00:09:47,669 --> 00:09:51,131
‫و وقتی مردم این رو متوجه بشن
‫دیدگاه‌شون نسبت به اژدهایان عوض می‌شه

102
00:09:51,757 --> 00:09:53,300
‫و موضوع همینه

103
00:09:53,383 --> 00:09:55,761
‫این اولین قدم
‫برای ساخت صلح و اعتماد

104
00:09:55,844 --> 00:09:58,388
‫بین قلمروهای انسانی
‫و زیدیاست

105
00:09:58,472 --> 00:10:00,641
‫و در ثانی، ایشون فقط روزانه
‫سه نفر رو می‌خورن

106
00:10:00,724 --> 00:10:03,644
‫بهای هنگفتی برای صلح نیست

107
00:10:07,731 --> 00:10:09,483
‫ببخشید. خنده‌دار نبود.
‫شوخی بی‌جایی بود

108
00:10:09,608 --> 00:10:13,570
‫پس اگر قراره برای پادشاهی مهمان بیاد

109
00:10:13,654 --> 00:10:17,950
‫باید با یک شیرینی تارت سایز اژدهایی
‫ازش استقبال کنم!

110
00:10:18,033 --> 00:10:19,952
‫نکنه به اندازه‌ی یک اژدهاست؟

111
00:10:20,035 --> 00:10:23,205
‫نه، نه، اعلی‌حضرت

112
00:10:23,288 --> 00:10:25,332
‫سایزی که اژدها رو سیر کنه!

113
00:10:25,415 --> 00:10:28,210
‫بله! و واسه جلسه‌ی شورای فردا

114
00:10:28,293 --> 00:10:31,964
‫همه ایده‌هایی بیارید
‫که چطور این ملاقات رو جذاب کنیم

115
00:10:32,047 --> 00:10:33,882
‫پایان جلسه

116
00:10:36,260 --> 00:10:39,680
‫وقتی کالم رفت
‫می‌شه درباره‌ی...

117
00:10:40,430 --> 00:10:46,395
‫این جنون حرکت جدید حرف بزنیم!
‫همونی که افتاده توی قلعه

118
00:10:48,146 --> 00:10:50,190
‫همه بچه‌ها دارن انجامش میدن

119
00:10:52,985 --> 00:10:55,863
‫من استاد بلوف زدنم

120
00:11:05,539 --> 00:11:10,294
‫الان که می‌بینمت، تقریباً باورم نمی‌شه
‫که بیش از دو سال گذشته

121
00:11:10,377 --> 00:11:14,756
‫کلی چیز هست که ازش عقب موندم

122
00:11:14,840 --> 00:11:18,093
‫مواظب باش! باید به زنده بودن
‫دوباره عادت کنی

123
00:11:18,176 --> 00:11:20,929
‫مرسی، کلودیا

124
00:11:24,182 --> 00:11:27,603
‫دو سال پیش،‌ بعد از پایان جنگ
‫من دنبالت گشتم

125
00:11:29,521 --> 00:11:31,148
‫وقتی پیکرت رو پیدا کردم...

126
00:11:32,357 --> 00:11:34,610
‫از این تاج هم
‫در هم شکسته‌تر بود

127
00:11:35,819 --> 00:11:38,322
‫کرم پیله‌ساز ستاره‌ای باهات بود

128
00:11:38,405 --> 00:11:41,575
‫و اون صدای مرموز و عمیق
‫با من حرف زد

129
00:11:42,326 --> 00:11:43,744
‫اراوس

130
00:11:44,536 --> 00:11:48,457
‫بله. اراوس به من گفت
‫که باید سریع اقدام کنم

131
00:11:48,540 --> 00:11:50,208
‫من تو رو به این غار اوردم

132
00:11:50,292 --> 00:11:54,046
‫و کرم پیله‌ساز ستاره‌ای
‫یه پیله‌ی عجیب دورت بست

133
00:11:54,129 --> 00:11:55,505
‫و بدنت رو حفظ کرد

134
00:11:56,006 --> 00:11:57,341
‫بعدش چی شد؟

135
00:11:57,424 --> 00:12:00,177
‫بعدش مجبور شدم به جستجو برم

136
00:12:00,260 --> 00:12:02,095
‫یه جستجو در زیدیا:

137
00:12:02,179 --> 00:12:06,308
‫پیدا کردن تمام چیزهای نایاب
‫و عجیب و غریب برای نجات تو

138
00:12:07,142 --> 00:12:09,853
‫برای زنده کردن دوباره‌ی پدرم

139
00:12:09,936 --> 00:12:12,981
‫مجبور به انجام کارهایی شدم...

140
00:12:15,734 --> 00:12:18,403
‫که هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
‫که قادر به انجام‌شون باشم

141
00:12:21,573 --> 00:12:23,492
‫من... متأسفم

142
00:12:52,145 --> 00:12:52,979
‫وای، نه!

143
00:12:53,063 --> 00:12:55,065
‫چه خبر شده؟

144
00:13:03,949 --> 00:13:06,535
‫ایول، بسوز!

145
00:13:06,618 --> 00:13:10,080
‫نود و هفت
‫نود و هشت

146
00:13:10,163 --> 00:13:13,792
‫نود و نه
‫و...

147
00:13:13,875 --> 00:13:15,085
‫چه خبره سورن؟

148
00:13:15,085 --> 00:13:18,171
‫زمزمه‌ها و اسرار و پچ‌پچ‌های

149
00:13:18,255 --> 00:13:20,006
‫جلسه‌ی شورا؟

150
00:13:20,090 --> 00:13:21,133
‫باید به من بگی

151
00:13:21,216 --> 00:13:23,343
‫فقط اینکه...

152
00:13:23,426 --> 00:13:26,346
‫نگرانش نباشید.
‫مسائل مربوط به نگهبانان سلطنتی بود

153
00:13:26,429 --> 00:13:27,639
‫شما که...

154
00:13:27,722 --> 00:13:28,974
‫نگهبانان سلطنتی؟

155
00:13:29,057 --> 00:13:31,977
‫سورن، اگه جون ازرن در خطره
‫من باید خبردار بشم

156
00:13:32,060 --> 00:13:33,895
‫کسی علیه پادشاه
‫نقشه ریخته؟

157
00:13:33,979 --> 00:13:38,316
‫شاید...
‫یه جورایی

158
00:13:40,569 --> 00:13:42,863
‫و صد!

159
00:13:42,946 --> 00:13:44,823
‫کالم، صبر کن!

160
00:13:46,825 --> 00:13:50,579
‫بعد از پیدا کردن همه‌ی چیزهای لازم
‫به این غار برگشتم

161
00:13:51,288 --> 00:13:53,498
‫اراوس بهم دستورالعمل‌های نهایی رو داد...

162
00:13:54,291 --> 00:13:57,711
‫و بعد کرم پیله‌ساز ستاره‌ای
‫وارد اون شفیره شد

163
00:13:59,963 --> 00:14:03,008
‫مجبور شدم طلسم تجدید حیات
‫رو تنها اجرا کنم...

164
00:14:03,925 --> 00:14:05,176
‫و کار کرد

165
00:14:06,177 --> 00:14:08,847
‫جادو موقته

166
00:14:09,848 --> 00:14:11,850
‫آهان. متوجه شدم

167
00:14:11,933 --> 00:14:16,062
‫طلسم فقط تو رو به مدت 30 روز
‫برمی‌گردونه

168
00:14:18,356 --> 00:14:21,443
‫اما بابا، یه راهی هست
‫که بشه دائمیش کرد

169
00:14:21,526 --> 00:14:25,155
‫اراوس می‌تونه انجامش بده.
‫بهم گفت که می‌تونه نجاتت بده!

170
00:14:25,238 --> 00:14:29,576
‫حالا کِی قراره اون ناجی استارتاچی ما

171
00:14:29,659 --> 00:14:32,871
‫از اون شفیره‌ی مرموزش بیاد بیرون؟

172
00:14:33,580 --> 00:14:35,749
‫هیچ‌وقت. اون اراوس نیست

173
00:14:36,416 --> 00:14:39,711
‫اراوس یه جایی
‫توی یه زندان جادویی گیر افتاده

174
00:14:39,794 --> 00:14:42,005
‫حتی اون هم نمی‌دونه که کجاست

175
00:14:42,088 --> 00:14:44,716
‫ما باید پیداش کنیم
‫و آزادش کنیم

176
00:14:44,799 --> 00:14:46,551
‫در 30 روز

177
00:14:47,552 --> 00:14:48,887
‫بله

178
00:14:48,970 --> 00:14:51,640
‫این کار...

179
00:14:52,265 --> 00:14:53,600
‫امیدی درش نیست

180
00:14:53,683 --> 00:14:55,644
‫یه امید عجیب وجود داره

181
00:14:56,770 --> 00:15:00,732
‫قبل از ورود کرم پیله‌ساز به داخل شفیره
‫آخرین حرفی که اراوس بهم زد این بود که...

182
00:15:00,815 --> 00:15:04,194
‫«موجودی که از شفیره بیرون بیاد

183
00:15:04,277 --> 00:15:08,782
‫تو را به دانای پاسخ‌ها هدایت خواهد کرد»

184
00:15:08,865 --> 00:15:10,200
‫موجود؟

185
00:15:10,742 --> 00:15:12,702
‫موجود

186
00:15:18,333 --> 00:15:21,336
‫صبر کنید! جادوگر ناتنی، بیاید حرف بزنیم!

187
00:15:24,172 --> 00:15:26,591
‫وای، وای!‌ عجله واسه چیه؟

188
00:15:26,675 --> 00:15:28,927
‫- سورن همه چیز رو بهم گفت
‫- همه چیز رو؟

189
00:15:29,010 --> 00:15:32,555
‫همه چیز درباره‌ی نقشه‌ی سری

190
00:15:32,639 --> 00:15:35,850
‫که نگهبانان سلطنتی می‌خوان اون رو...
‫خنثی کنن

191
00:15:35,934 --> 00:15:37,852
‫درسته

192
00:15:37,936 --> 00:15:41,147
‫کالم، ما به کمکت نیاز داریم...

193
00:15:41,231 --> 00:15:43,608
‫برای خنثی کردن! خنثی کردن

194
00:15:43,691 --> 00:15:48,405
‫شاید بتونیم بریم یه جای خلوت
‫تا حرف بزنیم درمورد این...

195
00:15:48,488 --> 00:15:51,616
‫نقشه. علیه پادشاه!

196
00:15:51,699 --> 00:15:53,368
‫من هر کمکی از دستم بربیاد
‫انجام می‌دم

197
00:15:53,451 --> 00:15:57,497
‫بیاید به دفتر جادوگر ارشد بریم
‫که می‌شه دفتر خودم

198
00:16:03,378 --> 00:16:06,840
‫اگه جان ازرن در خطره
‫باید همین الان بهم بگید قضیه چیه

199
00:16:07,632 --> 00:16:09,551
‫خب، نمی‌دونم از کجا شروع کنم

200
00:16:09,634 --> 00:16:10,635
‫فکر کنم...

201
00:16:11,845 --> 00:16:13,805
‫می‌دونی کی از اکثر جزئیات
‫خبر داره؟

202
00:16:14,514 --> 00:16:15,348
‫کوروس!

203
00:16:15,473 --> 00:16:19,060
‫قبلش یه سوال کوتاه دارم

204
00:16:19,144 --> 00:16:20,728
‫من همیشه برام سوال بوده که

205
00:16:23,148 --> 00:16:24,399
‫زیر اون ملحفه چیه؟

206
00:16:24,482 --> 00:16:26,651
‫چیزیه که... ارباب...

207
00:16:26,734 --> 00:16:29,195
‫جادوگر ارشد قبلی
‫جا گذاشته

208
00:16:29,279 --> 00:16:31,406
‫یه آینه‌ست که روش اشکال باستانیه

209
00:16:31,489 --> 00:16:33,199
‫من معتقدم که رمز و راز خاصی داره

210
00:16:33,283 --> 00:16:36,411
‫و برای پی بردن بهش
‫باید بفهمم چیه و کاربردش چطوره

211
00:16:36,494 --> 00:16:38,788
‫به نظر خیلی جالب میاد

212
00:16:38,872 --> 00:16:42,917
‫اوهوم، اوهوم.
‫آره، خیلی جالبه

213
00:16:43,001 --> 00:16:45,753
‫عمه‌ام آمایا تونست یه کتاب کمیاب
‫رو توی زیدیا پیدا کنه

214
00:16:45,837 --> 00:16:47,463
‫کتاب ترجمه

215
00:16:47,547 --> 00:16:49,591
‫و فرستادتش
‫اما هنوز منتظرشم

216
00:16:49,674 --> 00:16:52,677
‫اون کتاب هم به نظر خیلی جذاب میاد

217
00:16:54,637 --> 00:16:57,724
‫به شدت جذابه

218
00:16:57,807 --> 00:16:58,725
‫واقعاً هست!

219
00:16:58,808 --> 00:17:00,935
‫به محض اینکه برسه اینجا
‫می‌تونم که...

220
00:17:01,019 --> 00:17:03,730
‫وایسا ببینم. تو داری معطلم می‌کنی؟

221
00:17:04,397 --> 00:17:07,192
‫می‌دونی، من خیلی به این مسائل علاقه‌مندم
‫و هیچ‌کس...

222
00:17:16,576 --> 00:17:19,245
‫برج پادشاه تاریک شد!
‫ازرن توی دردسره!

223
00:17:19,329 --> 00:17:21,164
بالِ پرواز

224
00:17:21,247 --> 00:17:24,459
‫اون الان...

225
00:17:30,673 --> 00:17:32,467
‫ازرن، دارم میام!

226
00:17:38,932 --> 00:17:40,058
‫از؟

227
00:17:41,517 --> 00:17:42,518
‫اینجایی؟

228
00:17:47,106 --> 00:17:48,983
‫سورپرایز!

229
00:17:49,067 --> 00:17:50,735
‫چی؟

230
00:17:50,818 --> 00:17:52,570
‫تولدت مبارک، داداش بزرگه!

231
00:17:52,654 --> 00:17:54,364
‫باورم نمی‌شه!

232
00:17:55,448 --> 00:17:58,743
‫ تولدت عرفانی و جادویی

233
00:17:58,826 --> 00:18:02,455
‫ تولدت رویایی و شگفت انگیز

234
00:18:02,538 --> 00:18:06,793
‫ تولدت خوش و فوق‌العاده

235
00:18:06,876 --> 00:18:09,212
‫ با آرزو و محبت و خنده و عشق

236
00:18:11,422 --> 00:18:13,174
‫سورپرای...

237
00:18:13,257 --> 00:18:15,134
‫ای بابا. از دست دادمش

238
00:18:17,720 --> 00:18:19,639
‫واسه مرور می‌گم:

239
00:18:19,722 --> 00:18:25,269
‫یک ماه وقت داریم تا این زندان جادویی
‫که قرن‌هاست مخفی شده رو پیدا کنیم

240
00:18:25,353 --> 00:18:28,189
‫و بعدش باید بفهمیم
‫که چطور اون موجود باستانی

241
00:18:28,272 --> 00:18:33,444
‫که داخلش اسیر شده رو نجات بدیم
‫وگرنه من می‌میرم؟

242
00:18:33,986 --> 00:18:37,740
‫خب، برای رفع سوتفاهم، 30 روزه

243
00:18:37,824 --> 00:18:41,327
‫گفتم که حواست باشه
‫چون این ماه 31 روزه...

244
00:18:41,411 --> 00:18:43,705
‫اون یه روز اضافه رو
‫وقت نداریم

245
00:18:43,788 --> 00:18:47,667
‫تصور اینکه اوضاع بدتر بشه
‫هم سخته

246
00:18:47,750 --> 00:18:49,877
‫معلومه

247
00:18:50,837 --> 00:18:54,757
‫آهان، وایسا!
‫یه چیز دیگه که داشت یادم می‌رفت

248
00:18:56,300 --> 00:18:59,971
‫می‌خوام با دوست جدیدم
‫آشنا بشی

249
00:19:00,054 --> 00:19:04,600
‫تری!

250
00:19:04,684 --> 00:19:07,645
‫سلام. اسم من تری‌ـه

251
00:19:07,728 --> 00:19:09,605
‫همون‌طور که گفت

252
00:19:11,149 --> 00:19:12,442
‫یه‌خورده قدیمیه، اما دوست‌هام بهم می‌گن تری
‫و شما هم...

253
00:19:12,525 --> 00:19:15,570
‫می‌تونید بهم بگید تری

254
00:19:15,653 --> 00:19:17,280
‫می‌تونم ویرن صداتون کنم؟

255
00:19:19,115 --> 00:19:20,116
‫ارباب...

256
00:19:21,075 --> 00:19:22,577
‫قربان...

257
00:19:23,578 --> 00:19:24,704
‫بابای کلودیا؟

258
00:19:25,663 --> 00:19:26,664
‫بسیارخب

259
00:19:27,331 --> 00:19:31,544
‫در هر صورت، دخترتون فوق‌العاده‌ست.
‫بالاخره شما پدرشید

260
00:19:31,627 --> 00:19:33,713
‫و اون هم شما رو از مرگ برگردوند

261
00:19:33,796 --> 00:19:35,256
‫چقدر جالب!

262
00:19:35,339 --> 00:19:36,466
‫خب...

263
00:19:36,966 --> 00:19:38,468
‫از ملاقات‌تون سرسبز هستم

264
00:19:40,553 --> 00:19:42,180
‫فکر کنم خوب پیش رفت

265
00:19:52,857 --> 00:19:55,443
‫همه بچه‌ها راه افتادن.
‫حق با سورن بود

266
00:19:55,526 --> 00:19:57,278
‫وای، نشنیده بودی؟

267
00:19:57,361 --> 00:20:00,489
‫تازه ترفیع گرفتم. معاون ارباب کلاغ

268
00:20:00,573 --> 00:20:02,283
‫بالاخره یکم احترام گذاشتن بهم

269
00:20:02,366 --> 00:20:03,951
‫بعداً باهم حرف می‌زنیم

270
00:20:04,952 --> 00:20:07,330
‫سلام بیت. جادوگر من
‫که امروز تولدشه رو ندیدی؟

271
00:20:07,413 --> 00:20:08,664
‫یه مدته که ندیدمش

272
00:20:20,176 --> 00:20:21,219
‫حالت خوبه؟

273
00:20:22,136 --> 00:20:23,137
‫آره

274
00:20:23,763 --> 00:20:25,556
‫چرا نمیای جشن بگیری؟

275
00:20:25,640 --> 00:20:29,185
‫بریوس یه چیز ویژه واسه تولدت ترتیب دیده.
‫کیک وارونه‌ی آناناسی!

276
00:20:31,354 --> 00:20:33,981
‫دیگه تولدی در کار نیست.
‫از دید خودم

277
00:20:34,523 --> 00:20:35,900
‫دیگه مثل قبل نمی‌شه

278
00:20:37,193 --> 00:20:38,319
‫بخاطر ریلا

279
00:20:39,278 --> 00:20:42,156
‫از دید من، امروز همیشه سالگرد...

280
00:20:43,032 --> 00:20:44,825
‫روز رفتن‌شه

281
00:20:47,787 --> 00:20:49,038
‫هنوز دوسش داری، مگه نه؟

282
00:20:53,250 --> 00:20:54,919
‫حتی نمی‌دونم که زنده‌ست
‫یا نه

283
00:20:58,798 --> 00:20:59,799
‫زنده‌ست

284
00:21:00,591 --> 00:21:01,801
‫و هر جا که باشه...

285
00:21:03,135 --> 00:21:04,595
‫اون هم دوست داره
