﻿1
00:00:45,920 --> 00:00:50,300
« کتاب سوم : خورشید »
« بخش ششم : سقوطِ ثاندر »

2
00:01:22,457 --> 00:01:24,083
واو !

3
00:01:24,209 --> 00:01:27,170
خب، استراحتگاه اژدها تنها یک روز فاصله داره.

4
00:01:28,129 --> 00:01:29,839
صداش می‌زنن مخروطِ مارپیچ.

5
00:01:29,923 --> 00:01:34,052
بزرگه، بلنده، برج کوهستانی شکله،
داخل ابرها هم فرو میره ؟ ازش لذت می‌برید.

6
00:01:41,935 --> 00:01:44,938
خب، آه، دوباره می‌گم، ممنون از‌ نکشتن من.

7
00:01:45,021 --> 00:01:47,732
میدونید، بخاطر گول زدنتون،
و خیانت کردن بهتون

8
00:01:47,815 --> 00:01:50,318
دزدیدن اژدهاتون،
و ول کردنتون توی بیابان.

9
00:01:52,820 --> 00:01:54,572
نکته‌ای نیست ؟

10
00:01:55,156 --> 00:01:58,493
اینو از من بشنوید، هوا کاملاً میتونه اونجا رقیق باشه.

11
00:02:03,790 --> 00:02:06,793
هعی،‌ انگار من یه نصیحت بهتون دادم !

12
00:02:07,377 --> 00:02:09,254
حدس می‌زنم که باید شر و کم کنم.

13
00:02:13,341 --> 00:02:14,759
خداحافظ !

14
00:02:19,764 --> 00:02:23,977
فی‌فی، تو کل شب داشتی پرواز می‌کردی.
باید خسته شده باشی.

15
00:02:24,060 --> 00:02:25,853
مطمئنی نمی‌خوای وایسی و استراحت کنی ؟

16
00:02:28,648 --> 00:02:30,942
تو چطور خسته شدی ؟

17
00:02:52,630 --> 00:02:57,343
چیه، نمیخوای اونو ازت جدا کنم  ؟

18
00:02:57,927 --> 00:03:03,516
مخلوق بنفش رو جدا نکن.
بعنوان یه حیوون آشنای من در نظر بگیرش.

19
00:03:03,599 --> 00:03:07,645
پس، داری می‌گی که یک حشره‌ی کوچولو رو به سرپرستی گرفتی ؟

20
00:03:07,729 --> 00:03:12,608
بله سورن.
اون حشره کوچولوی من هستش.

21
00:03:15,069 --> 00:03:18,031
من فقط برای یه مدت ازین عقب با کلادیا میام.

22
00:03:20,742 --> 00:03:26,205
رابطه‌ی ما واقعاً به سطح جدیدی افزایش یافته ؟

23
00:03:26,289 --> 00:03:29,751
من حشره کوچولوتم ؟

24
00:03:30,668 --> 00:03:33,463
ما سفر طولانی‌ای پیش رومون داریم.

25
00:03:33,546 --> 00:03:37,967
درحالی که سفر می‌کنیم، یه چیزی هست که میخواستم ازت بپرسم.

26
00:03:38,843 --> 00:03:44,307
ذهنم میگه که تو به‌نحوی آویزاندوم رو کشتی.

27
00:03:44,390 --> 00:03:45,975
من همچین شخصی‌رو نکشتم.

28
00:03:46,058 --> 00:03:48,561
آویزاندوم هیچ شخصی نبود.

29
00:03:48,644 --> 00:03:53,983
آویزاندوم یک اژدهای قوسی شکل بود،
شاه بزرگ همه‌ی اژدهاها.

30
00:03:54,066 --> 00:03:56,235
قدرتمندترین مخلوق در دنیا.

31
00:03:56,319 --> 00:04:00,406
ولی، به نحوی، تو زدیش زمین.

32
00:04:00,490 --> 00:04:06,579
پس، آویزندوم اسم واقعیش بود.
ما صداش می‌زدیم... ثاندر.

33
00:04:08,539 --> 00:04:11,209
ما چندین سال پیش باهاش مواجه شدیم.

34
00:04:13,044 --> 00:04:17,423
‌ ما جرأت کردیم وارد زیدیا بشیم چونکه ناامیدانه به چیزی نیاز داشتیم. 

35
00:04:22,970 --> 00:04:25,473
 و با عصبانیت میخواست مارو بیرون کنه...

36
00:04:31,229 --> 00:04:37,902
ثاندر ملکه‌ی مارو کشت،
عشق زندگی شاه هاروو، سارای.

37
00:04:39,403 --> 00:04:44,951
سال‌ها گذشت تا من فرصتی برای انتقام پیدا کردم.

38
00:04:47,161 --> 00:04:52,875
هجده، نوزده، بیست.

39
00:04:52,959 --> 00:04:55,253
حاضر باشی یا نه، من اومدم.

40
00:04:56,295 --> 00:04:59,632
حالا ‌اون وزغ درخشان کوچولو کجا میتونه قایم شده باشه ؟

41
00:05:02,635 --> 00:05:03,636
همم‌.

42
00:05:04,929 --> 00:05:06,180
بیت اینجا نیست.

43
00:05:06,264 --> 00:05:08,474
فکر میکنم صداش رو شنیدم.

44
00:05:08,558 --> 00:05:10,560
بوشو حس می‌کنم.

45
00:05:10,643 --> 00:05:12,895
لب و لوچه‌شو حس میکنم.

46
00:05:12,979 --> 00:05:15,439
نزدیکه،
میدونم.

47
00:05:17,483 --> 00:05:21,821
دارم تسلیم می‌شم.
بیت نابغه‌ی مخفی شدنه.

48
00:05:22,947 --> 00:05:25,116
گرفتمت !

49
00:05:26,951 --> 00:05:31,539
آه، ویرن.
دور بعد میای بازی بگرد و پیدا کن ؟

50
00:05:31,622 --> 00:05:33,541
هیچ تقلبی با جادو نداریم.

51
00:05:34,625 --> 00:05:36,877
شاید دفعه‌ی بعد.

52
00:05:38,045 --> 00:05:40,715
جادوگر اعظم ویرن و من باید حرف بزنیم.

53
00:05:40,798 --> 00:05:42,842
خیلی‌خب پدر.
زودباش بیت.

54
00:05:49,682 --> 00:05:53,769
شاه من، یک فرصت غیرمعمول پیش اومده.

55
00:05:54,478 --> 00:05:58,816
ما میتونیم از اون انتقام بگیریم، هاروو‌.
ما می‌تونیم شاه اژدهاها رو به قتل برسونیم.

56
00:05:58,899 --> 00:06:00,651
دیوونه شدی ؟

57
00:06:00,735 --> 00:06:03,738
ثاندر بزرگ‌ترین و قوی‌ترین هیولایی هستش که دنیا تا حالا دیده.

58
00:06:03,821 --> 00:06:07,867
ارتش‌های زیادی قبل از اون مثل اسباب‌بازی سقوط کردن و نابود شدن.

59
00:06:07,950 --> 00:06:11,162
چطور میتونیم امیدوار باشیم همچین موجود بزرگی رو بکشیم ؟

60
00:06:11,245 --> 00:06:13,873
من طلسم قدرتمندی رو کشف کردیم.

61
00:06:13,956 --> 00:06:18,169
ما میتونیم سلاح انتقام بی‌نهایتی بسازیم.

62
00:06:21,047 --> 00:06:27,428
تو اون روز سرنوشت ساز، چندین سال پیش،
ملکه سارای جون منو نجات داد

63
00:06:27,511 --> 00:06:30,681
ولی دقایقی بعد، بعد از برخورد صاعقه

64
00:06:31,557 --> 00:06:34,393
هیچ کاری نمونده بود که برای نجات اون انجام بدم.

65
00:06:34,477 --> 00:06:38,981
من از دنیا به تماشای گذر روح اون نشستم‌.

66
00:06:39,065 --> 00:06:40,232
بفرما.

67
00:06:40,316 --> 00:06:41,859
در آخرین لحظات زندگیش,

68
00:06:42,485 --> 00:06:46,447
 من چیزی دستگیرم شد که امیدوار بودم بعدا بتونیم ازش استفاده کنیم. 

69
00:06:53,996 --> 00:06:56,207
- خالیه.
- نه.

70
00:06:56,290 --> 00:06:59,210
این شامل نفس‌های آخر اونه.

71
00:06:59,293 --> 00:07:00,503
ویرن.‌‌..

72
00:07:00,586 --> 00:07:04,173
متوجه‌ای، من درمورد یک طلسم خیلی قدیمی و قدرتمند تحقیق کردم‌.

73
00:07:04,256 --> 00:07:09,136
اگرچه، این طلسم نیازمند چیزه به شدت کمیابی هستش،
شاخ یک اسب تک شاخ.

74
00:07:09,720 --> 00:07:11,764
من سالیان سال جستجو کردم و شکست خوردم

75
00:07:11,847 --> 00:07:17,311
ولی چندروز پیش، دخترم کلادیا به موفقیتی دست یافت که من بهش نرسیدم.

76
00:07:17,394 --> 00:07:21,273
اون یک اسب تک شاخ رو گیر انداخت و شاخش رو آورد پیشم.

77
00:07:21,357 --> 00:07:25,152
ویرن، تو چکار کردی ؟

78
00:07:25,236 --> 00:07:29,657
بهم بگو که توعم عدالت نمیخوای.
بهم بگو که اون دنیات نبود.

79
00:07:30,241 --> 00:07:33,327
نفس‌های آخر.
شاخ خالص اسب تک شاخ.

80
00:07:33,410 --> 00:07:35,788
ترکیب آخری موجوده که من نیازش دارم.

81
00:07:35,871 --> 00:07:39,917
نفرت تموم‌نشدنی ِکسی که قربانی رو دوست داشت.

82
00:07:40,000 --> 00:07:41,001
خون تو.

83
00:07:41,752 --> 00:07:46,966
میدونم که قلبت هنوز با نفرت پر شده‌.
انتقام اونو بگیر هاروو !

84
00:08:01,772 --> 00:08:03,274
مدت زیادی گذشته.

85
00:08:03,357 --> 00:08:09,029
پادشاهی ما درحال رونق هستش.
صلحی برقرار شده، پسرای من، درحال بزرگ شدنن.

86
00:08:09,113 --> 00:08:12,157
شاید عاقلانه‌تر باشه که رو این نعمت‌ها متمرکز بمونیم.

87
00:08:12,741 --> 00:08:17,204
اون نتونست بزرگ شدن شاهزاده‌ها رو ببینه.
باید می‌دید.

88
00:08:18,122 --> 00:08:20,165
بله، درسته.

89
00:08:20,249 --> 00:08:24,920
و اونا چطور ؟
اونا از عشق مادرشون طرد شدن.

90
00:08:39,893 --> 00:08:42,730
من ازش متنفرم.

91
00:09:25,397 --> 00:09:29,193
من با غم و اندوهت تنهات میذارم.

92
00:09:44,792 --> 00:09:48,045
هعی، پسر. من سورن هستم.
فکر نمیکنم اسمتو فهمیده باشم.

93
00:09:48,962 --> 00:09:51,507
کساف، شاهزاده کساف.

94
00:09:52,257 --> 00:09:53,550
درسته، درسته.

95
00:09:53,634 --> 00:09:56,428
دارم یکم لهجه رو تشخیص می‌دم ؟

96
00:09:56,512 --> 00:09:59,098
اوه، بزار حدس بزنم.
تو از اون پادشاهی هستی که...

97
00:09:59,181 --> 00:10:01,183
میدونی...
میدونی کدومو میگم.

98
00:10:01,183 --> 00:10:02,893
آه...

99
00:10:02,976 --> 00:10:03,977
نودلودلیا.

100
00:10:05,729 --> 00:10:09,399
نئولندیا.

101
00:10:10,275 --> 00:10:13,946
آره.
منم دقیقاً همینو گفتم.

102
00:10:14,029 --> 00:10:15,989
نودلودلیا.

103
00:10:27,334 --> 00:10:28,335
باورم نمیشه.

104
00:10:28,377 --> 00:10:30,796
این لحظه‌ایه که تمام زندگیم رویاشو داشتم !

105
00:10:30,879 --> 00:10:32,881
داریم وارد زیدیا می‌شیم !

106
00:10:34,091 --> 00:10:36,593
فی‌فی، تو تونستی ! مارو رسوندی اینجا.

107
00:10:37,553 --> 00:10:40,430
فی‌فی ؟ چی شده ؟

108
00:10:55,237 --> 00:10:57,906
فی‌فی ! تو خسته و مریض شدی.

109
00:11:00,200 --> 00:11:03,662
تو مارو رسوندی به زیدیا.
حالا خودمون میتونیم اونارو پیدا کنیم.

110
00:11:04,663 --> 00:11:07,207
تو باید بری خونه تا بتونی استراحت کنی و بهتر شی.

111
00:11:09,501 --> 00:11:12,713
میدونم لوژان بهت گفت که تمام مسیر رو باید ببریم

112
00:11:12,796 --> 00:11:15,173
ولی باید بهم قول بدی که خوب می‌شی.

113
00:11:19,261 --> 00:11:21,305
اون میگه که باید این کارشو به پایان برسونه.

114
00:11:35,861 --> 00:11:37,863
آها.

115
00:11:39,781 --> 00:11:44,620
برادرت، سورن، کمی... عجیبه.

116
00:11:44,703 --> 00:11:48,165
همم، مردم معمولاً میگن که من عحیبم.

117
00:11:56,715 --> 00:12:01,386
و پدرت، داره با خودش حرف می‌زنه ؟

118
00:12:01,470 --> 00:12:05,140
چی ؟ نه، البته که با خودش حرف نمیزنه.

119
00:12:05,223 --> 00:12:06,224
این که دیوونگیه !

120
00:12:06,975 --> 00:12:09,686
داره با حشره کوچولوش حرف میزنه.

121
00:12:14,149 --> 00:12:15,150
آها.

122
00:12:20,989 --> 00:12:26,370
لطفاً، ادامه بده.
من مشتاقانه منتظر تقابل بزرگم.

123
00:12:27,412 --> 00:12:33,335
ما ثاندر...آویزاندوم رو جایی که انتظار داشتیم پیدا نکردیم.

124
00:12:39,716 --> 00:12:40,926
اون کجاست ؟

125
00:12:41,009 --> 00:12:43,470
اون همیشه از این مرز با شدت نگهبانی میکرد.

126
00:12:43,553 --> 00:12:45,806
ولی امروز، وقتی که اومدیم سراغش،
مخفی شده ؟

127
00:12:45,889 --> 00:12:46,890
نه.

128
00:12:47,766 --> 00:12:50,477
اگه اون از مرز محافظت نمیکنه

129
00:12:50,560 --> 00:12:53,563
به این خاطره که داره از چیز مهم‌تری محافظت می‌کنه.

130
00:13:04,783 --> 00:13:07,744
چند روز طول کشید تا به مقصدمون برسیم...

131
00:13:14,835 --> 00:13:18,338
! استراحت‌گاه ملکه و شاه اژدها 

132
00:13:26,972 --> 00:13:28,306
اون وارد میشود.

133
00:13:38,150 --> 00:13:43,780
برید.
امروز از همه‌ی روزها، ازتون چشم‌پوشی میکنم.

134
00:13:44,614 --> 00:13:49,494
ولی شما باید برگردید و زیدیا رو ترک کنید.
همین حالا.

135
00:13:51,037 --> 00:13:52,122
نه.

136
00:13:52,205 --> 00:13:57,711
امروز روز خاصیه، روز زندگی.

137
00:13:59,629 --> 00:14:03,425
منو محبور نکنید تا تبدیلش کنم به روز مرگ.

138
00:14:03,508 --> 00:14:09,055
این آخرین فرصتتونه‌.
برید یا بمیرید !

139
00:14:10,473 --> 00:14:13,602
تو هیچوقت به اون این حق انتخاب رو ندادی.

140
00:15:01,524 --> 00:15:03,568
این چیه ؟

141
00:16:05,004 --> 00:16:09,134
ما موفق شدیم.
تمومه.

142
00:16:11,803 --> 00:16:14,055
نه، نیست.

143
00:16:14,139 --> 00:16:15,306
منظورت چیه ؟

144
00:16:16,224 --> 00:16:19,144
دلیلی که اون اینجا بود و توی مرز نبود.

145
00:16:19,769 --> 00:16:22,647
اون داشت از چیز خیلی ارزشمندی محافظت میکرد.

146
00:16:24,232 --> 00:16:25,608
تخمش !

147
00:16:25,692 --> 00:16:26,901
جفتش باید رفته باشه.

148
00:16:26,985 --> 00:16:29,362
به همین دلیله که ثاندر مایل بود ازمون چشم‌پوشی کنه.

149
00:16:29,446 --> 00:16:31,156
اون باید برگرده پیش تخمش !

150
00:16:31,239 --> 00:16:33,700
خب که چی ؟ چه اهمیتی داره ؟

151
00:16:35,451 --> 00:16:38,163
- ما باید نابودش کنیم.
- چی ؟

152
00:16:38,746 --> 00:16:41,332
- نه.
- ما هیچ انتخابی نداریم هاروو.

153
00:16:41,416 --> 00:16:45,378
متوجه نیستی ؟ اگه تخم بیرون بیاد،
همه‌مون توی خطر وحشتناکی میفتیم.

154
00:16:45,461 --> 00:16:47,130
از یک بچه اژدها ؟

155
00:16:47,213 --> 00:16:50,842
بعد از همه‌ی این کارهایی که انجام دادیم،
اسم اون "انتقام" می‌شه !

156
00:16:50,925 --> 00:16:53,678
سرنوشت اون نابود کردن بشریت خواهد بود.

157
00:16:55,972 --> 00:16:58,766
یه فرصت بهم بده تا ترتیب اینکارو بدم

158
00:16:58,850 --> 00:17:02,729
و بعدش به راستی، نهایتاً تموم میشه.

159
00:17:04,147 --> 00:17:05,732
این وحشتناکه ویرن.

160
00:17:07,192 --> 00:17:08,318
راه دیگه‌ای وجود نداره.

161
00:17:16,701 --> 00:17:17,827
انجامش بده.

162
00:17:41,184 --> 00:17:43,728
این یه مجسمه‌ست ؟

163
00:17:45,188 --> 00:17:48,024
نه، نیست.

164
00:17:50,693 --> 00:17:52,904
ساکت، هعی، طوری نیست‌ رفیق کوچولو.

165
00:17:52,987 --> 00:17:54,781
در امانی، درامانی.
ما اینجا باهاتیم.

166
00:17:57,367 --> 00:17:58,493
اون یجورایی شبیه...

167
00:17:59,369 --> 00:18:01,663
فی‌فی میمونه ؟

168
00:18:10,296 --> 00:18:12,382
چه داستان خارق‌العاده‌ای.

169
00:18:13,508 --> 00:18:17,261
خوشحال شدم اون هیولای مغرور رو زمین زدید.

170
00:18:17,345 --> 00:18:20,765
بنظر میرسه یه خاطره‌ای با آویزندوم داری.

171
00:18:21,432 --> 00:18:23,935
اوه، همینطوره.

172
00:18:24,018 --> 00:18:29,107
اون دلیلیه که من امروز اینجا ایستادم.

173
00:18:29,190 --> 00:18:30,733
و اون دلیل چیه ؟

174
00:18:30,817 --> 00:18:36,114
اون هیچوقت به خودش زحمت نداد که به جایی که میخواد زندانیم کنه اشاره کنه.

175
00:18:36,197 --> 00:18:37,448
تو زندانی بودی ؟

176
00:18:38,157 --> 00:18:41,160
خونه‌ی تو شبیه هیچ زندانی که تاحالا دیدم نیست.

177
00:18:41,244 --> 00:18:44,664
بله، به خوبی منصوب شده

178
00:18:44,747 --> 00:18:46,165
ولی دچار اشتباه نشو

179
00:18:46,249 --> 00:18:49,585
این برای قرن‎ها زندان من بوده.

180
00:18:50,253 --> 00:18:52,296
شاه ویرن، اخبار بدی دارم.

181
00:18:52,380 --> 00:18:55,383
ما خبرهایی دریافت کردیم که میگه رخنه به طور کامل نابود شده.

182
00:18:55,466 --> 00:18:58,261
- چی ؟
- بدون رخنه برای ورود به زیدیا،

183
00:18:58,344 --> 00:19:00,805
ارتش ما در مرز انسان‌ها ایستادگی میکنن.

184
00:19:00,888 --> 00:19:03,057
مرز به طور کامل غیرقابل عبور شده.

185
00:19:03,975 --> 00:19:06,394
ما باید از اون مرز عبور کنیم.

186
00:19:06,477 --> 00:19:07,728
بعد از همه اینها...

187
00:19:08,729 --> 00:19:11,482
غیرقابل عبور فقط نوعی دیگه از کلمه‌ی قابل عبوره.

188
00:19:12,692 --> 00:19:14,068
بله !

189
00:19:18,906 --> 00:19:21,117
از ؟ ازران !

190
00:19:21,951 --> 00:19:24,871
زیم، زیم ! دلم خیلی برات تنگ شده بود !

191
00:19:26,873 --> 00:19:30,209
اوه، نه، اون تمام مسیر رو تا اینجا پرواز کرد.

192
00:19:30,293 --> 00:19:33,421
خیلی‌ خسته‌ست،
ولی نمیزاره که متوقفش کنم.

193
00:19:34,130 --> 00:19:37,341
کارت عالی بود فی‌فی،
و حالا ما رسیدیم.

194
00:19:48,728 --> 00:19:52,773
نه ! تو باید حالت خوب شه‌.
بهم قول دادی که خوب می‌شی.

195
00:20:28,476 --> 00:20:31,604
حالش خوب میشه.
اون ققنوس ماه هستش !

196
00:20:32,271 --> 00:20:34,690
وقتی زمان مناسبش فرا برسه، اون دوباره متولد می‌شه !

197
00:22:00,067 --> 00:22:01,152
ازش متنفرم.

198
00:22:01,235 --> 00:22:03,362
اون کسی بود که مادرمو ازم گرفت.

199
00:22:03,904 --> 00:22:04,905
اوه...

200
00:22:05,573 --> 00:22:07,450
نگاه کردن بهش، دیدنش...

201
00:22:09,076 --> 00:22:13,038
منو ناراحت، عصبانی و...

202
00:22:14,331 --> 00:22:15,458
سردرگم می‌کنه.

203
00:22:16,333 --> 00:22:17,334
دیدن اون نیزه ؟

204
00:22:18,043 --> 00:22:19,712
اون نیزه‌ی اون بود.
نیزه‌ی مادرم.

205
00:22:19,795 --> 00:22:23,007
و پدرخونده‌م داخل قلبش فرو برد.

206
00:22:23,674 --> 00:22:25,926
خیلی احساس ترحم میکنم که همه‌ی این اتفاق‌ها افتاد.

207
00:22:25,926 --> 00:22:26,969
ولی به اونا نگاه کن، با هم دارن بازی می‌کنن.

208
00:22:27,052 --> 00:22:29,930
این معجزه‌ست.
این امیده.

209
00:22:31,307 --> 00:22:33,893
اونا کسایی هستن که قراره چرخه رو بشکنن.
