﻿1
00:00:45,962 --> 00:00:50,300
« کتاب سوم : خورشید »
« بخش دوم : تاج و تخت پادشاهی »

2
00:01:48,900 --> 00:01:50,526
اونا باید تا الان داخل زیدیا باشن.

3
00:01:53,321 --> 00:01:56,866
یه روزی، ما به اونجا می‌رسیم.

4
00:01:59,535 --> 00:02:02,664
نمیدونم برای این آماده‌ام یا نه بِیت.

5
00:02:22,642 --> 00:02:24,018
اوه...

6
00:02:41,619 --> 00:02:42,829
اوه پسر.

7
00:02:42,954 --> 00:02:47,250
این دیوونگیه ریلا !
هرچیزی که اینجاست انرژیه اولیه تابش می‌کنه.

8
00:02:47,333 --> 00:02:49,961
- آره، زیدیا همینه.
- صبرکن.

9
00:02:53,798 --> 00:02:57,969
چی ؟ داری شوخی میکنی.
داری باهام شوخی میکنی.

10
00:02:58,511 --> 00:03:01,389
خاک جادویی ؟ چی ؟

11
00:03:01,889 --> 00:03:05,184
یکم از اون خاک چشم‌نواز رو برای بعدا نگه دار.

12
00:03:05,268 --> 00:03:07,103
ما هنوز یه مأموریت داریم.

13
00:03:41,304 --> 00:03:44,974
میتونم به اعلی‌حضرت یه کیکه ژله‌ ترش تازه پیشنهاد کنم ؟

14
00:03:45,057 --> 00:03:47,727
آه، واقعا ؟ خوبه ؟

15
00:03:47,810 --> 00:03:49,395
آم، حتماً.

16
00:03:49,479 --> 00:03:51,647
شاه درخواست یه ژله ترش کرده.

17
00:03:51,731 --> 00:03:52,899
البته.

18
00:03:53,733 --> 00:03:54,817
میتونم یکی دیگه داشته باشم ؟

19
00:03:54,901 --> 00:03:57,445
شاه درخواست یه ژله ترش دیگه کرده.

20
00:03:57,528 --> 00:03:59,238
تو مجبور نیستی هرچیزی که من میگم رو تکرار کنی.

21
00:03:59,280 --> 00:04:01,616
شاه درخواست کرده که تکرار کردنو بس کنی !

22
00:04:01,699 --> 00:04:02,700
آه...‌

23
00:04:04,076 --> 00:04:06,204
من به محض گفتنش متوجه شدم.

24
00:04:06,287 --> 00:04:08,706
شما میتونید هرچقدر که ژله ترش میخواید داشته باشید.

25
00:04:12,752 --> 00:04:13,753
کوروس !

26
00:04:15,713 --> 00:04:17,423
همه چیز برای سفر شما به تخت پادشاهی فراهم شده ؟

27
00:04:17,465 --> 00:04:19,926
یه ژله ترش میل داری ؟

28
00:04:20,551 --> 00:04:21,636
نه ممنون.

29
00:04:21,719 --> 00:04:23,804
نگران نباش.
ما هرچقدر که بخوایم میتونیم داشته باشیم.

30
00:04:25,056 --> 00:04:26,557
نگران نبودم.

31
00:04:33,231 --> 00:04:35,858
صبح بخیر شاه ازران.

32
00:04:41,030 --> 00:04:43,824
ملاقات‌های شورای عالی توسط خود شورا برگزار میشه

33
00:04:43,908 --> 00:04:47,286
و امنیت ضروری و از این قبیل نیست

34
00:04:47,370 --> 00:04:50,164
مگر اینکه مستقیماً توسط خود شاه درخواست بشه.

35
00:04:50,248 --> 00:04:56,671
اوه، خب من مایلم درخواست کنم که کوروس بیاد پیشم.
مستقیماً.

36
00:04:58,256 --> 00:04:59,465
بررسی میشه.

37
00:05:29,203 --> 00:05:31,455
خب، حالا چکار کنیم ؟

38
00:05:31,539 --> 00:05:35,793
اولین دستور کار اینه که نامه‌های دریافتی توسط پادشاهی رو مرور کنیم.

39
00:05:36,252 --> 00:05:37,420
لرد کلاغ ؟

40
00:05:39,964 --> 00:05:41,299
لرد کلاغ !

41
00:05:45,594 --> 00:05:50,141
اوه ! عذرمیخوام، لرد کلاغ اینجا نیستن.
به مرخصی رفتن.

42
00:05:50,224 --> 00:05:52,351
شما کی باشی ؟

43
00:05:52,435 --> 00:05:56,230
استاد کلاغ، شبیه همن.
یه جورایی نفر دومم.

44
00:05:56,314 --> 00:06:00,026
اگر لرد کلاغ بمیره،
یا در غیر این‌صورت ناتوان بشه،

45
00:06:00,109 --> 00:06:02,403
خیلی‌خب، بله، فکر کنم متوجه شدم.

46
00:06:02,486 --> 00:06:04,405
میتونید لطفاً نامه اونو بخونید ؟

47
00:06:07,908 --> 00:06:11,037
خیلی کوچیکه.
خیلی نمیتونه کوچیک باشه، درسته ؟

48
00:06:12,204 --> 00:06:16,292
شما ۴۱۷ نامه‌ی خونده نشده دارید.

49
00:06:25,217 --> 00:06:27,470
اعلی‌حضرت، اگه خیلی مایل باشید

50
00:06:27,553 --> 00:06:30,306
میتونیم خوندن نامه‌ها رو با نامه "ضروری" شروع کنیم.

51
00:06:31,223 --> 00:06:34,727
آه... کاملاً مایلم.

52
00:06:34,810 --> 00:06:36,645
این بررسی میشه.

53
00:06:39,231 --> 00:06:41,317
موسیقی پخش می‌کنه !

54
00:06:48,741 --> 00:06:52,119
اه !

55
00:06:52,661 --> 00:06:53,704
این چی بود ؟

56
00:06:53,788 --> 00:06:59,543
بعضی‌ها صداش میکنن فلوتی-لیلیز، سوت-سوتک، بد-بو.

57
00:06:59,627 --> 00:07:01,170
با اسمای زیادی صدا زده میشه،

58
00:07:01,253 --> 00:07:03,756
ولی آخرش نهایتاً،
گل بدبو هستش.

59
00:07:08,010 --> 00:07:09,720
زیم، نه !

60
00:07:23,692 --> 00:07:28,447
اوه، عزیزم، آم...

61
00:07:28,531 --> 00:07:29,740
چی شده ؟

62
00:07:29,824 --> 00:07:33,160
من راستش خیلی راحت نیستم بعضی از اینا رو با صدای بلند بخونم.

63
00:07:33,869 --> 00:07:36,372
خب، میتونی خلاصه‌ش کنی ؟

64
00:07:38,958 --> 00:07:41,710
تعدادی اتفاقات بد رخ داده.

65
00:07:41,794 --> 00:07:45,130
شاید ما باید منتظره برگشت لرد کلاغ بمونیم، تا اون بتونه...

66
00:07:45,214 --> 00:07:46,674
آه، اونو بده من.

67
00:07:53,472 --> 00:07:57,726
این یکی همچنین یکی از حوادث بد و ناگزیره.

68
00:07:59,937 --> 00:08:00,938
آدمکش‌ها.

69
00:08:01,021 --> 00:08:02,064
چی ؟

70
00:08:02,147 --> 00:08:06,151
تعدادی حمله‌ در پادشاهی‌های دیگه وجود داشته.
حمله‌های موفق.

71
00:08:07,778 --> 00:08:09,738
شاه فلورین و ملکه فریدا مرده‌ن.

72
00:08:11,740 --> 00:08:13,867
شاه اهلینگ به شدت مجروح شدن.

73
00:08:14,660 --> 00:08:18,747
به نظر میرسه که زیدیا جنگ رو سرِ همه‌ی انسانیت آورده.

74
00:08:23,419 --> 00:08:25,796
ما وسط یک بحثِ مهم هستیم !

75
00:08:25,879 --> 00:08:29,800
ما دو تا خیانتکار رو دستگیر کردیم.
بلافاصله به قضاوت شاه احتیاج داریم.

76
00:08:49,486 --> 00:08:50,863
آه...

77
00:08:53,282 --> 00:08:54,616
چی شده ؟

78
00:08:55,200 --> 00:08:56,618
چرا اونا زنجیر شدن ؟

79
00:08:57,202 --> 00:08:59,747
اعلی‌حضرت،
اونا فرزندان لرد ویرن هستن.

80
00:08:59,830 --> 00:09:04,418
- خب که چی ؟
- جادوگرِ اعظم به جرم خیانت داخل زندان هستش.

81
00:09:04,501 --> 00:09:07,421
ما شک داریم که اونا هم داخل توطئه‌ی پدرشون شرکت داشتن.

82
00:09:07,504 --> 00:09:09,965
نه، شما همگی اشتباه میکنید.

83
00:09:10,049 --> 00:09:11,800
وقتی پدرم مارو بعد از شاهزاده‌ها فرستاد...

84
00:09:11,884 --> 00:09:13,677
ویرن شمارو بعد از شاهزاده‌ها فرستاد ؟

85
00:09:13,761 --> 00:09:16,388
آه... آه... "فرستاد" کلمه‌ی قوی‌ای هستش.

86
00:09:16,472 --> 00:09:20,934
منظورم اینه که، اون ازمون خواست که شاهزاده‌ها رو نجات بدیم، نه بکشیمشون !

87
00:09:21,018 --> 00:09:22,394
"بکشیدشون" ؟

88
00:09:22,478 --> 00:09:24,480
کی اصلاً کشتن شاهزاده‌ها رو مطرح کرد ؟

89
00:09:24,563 --> 00:09:27,024
هیچکس، منم همینو میگم.
یا نمیگم.

90
00:09:27,107 --> 00:09:30,694
آه، سورن، کمک کن !
بهشون بگو ما کار اشتباهی نکردیم.

91
00:09:33,447 --> 00:09:37,534
شاه ازران، اونا باید زندانی بشن.
دستور صادر کنید.

92
00:09:37,618 --> 00:09:40,913
ولی... من واقعاً مطمئن نیستم اونا سعی دارن چکار کنن.

93
00:09:40,996 --> 00:09:43,457
ازران، خواهش میکنم، ما درموردش صحبت کرده بودیم...

94
00:09:43,540 --> 00:09:47,669
ساکت شید !
شاه من، شما باید یه تصمیم بگیرید.

95
00:09:49,880 --> 00:09:52,716
خیلی‌خب، ولی بزار تا وقتی که من تصمیمم رو میگیرم استراحت کنن.

96
00:09:54,301 --> 00:09:55,677
بهشون غذا بدید.

97
00:09:56,678 --> 00:09:58,347
ممنونم، ازران.

98
00:09:58,889 --> 00:10:02,184
این اشتباهه.
اونا خیلی خطرناکن.

99
00:10:02,267 --> 00:10:03,894
شما نمیتونید همینجوری آزادشون کنید.

100
00:10:03,977 --> 00:10:10,442
باشه، باشه، زندانیشون کنید.
تا وقتی که بتونم ذهنمو باز کنم، معذرت میخوام.

101
00:10:16,490 --> 00:10:17,741
معذرت میخوام.

102
00:10:31,171 --> 00:10:34,007
آه ! تا کی میخوان اینجوری نگهمون دارن ؟

103
00:10:34,091 --> 00:10:36,134
ما زندانی‌های خونه‌ی خودمون هستیم.

104
00:10:36,760 --> 00:10:38,679
خب، حداقلش نون داریم.

105
00:10:40,556 --> 00:10:42,975
اونا هنوز میخوان بهمون توی سیاهچال نون بدن، درسته ؟

106
00:10:43,058 --> 00:10:47,271
ما قرار نیست بریم تو سیاهچال سورن !
ما کار اشتباهی نکردیم.

107
00:10:47,354 --> 00:10:48,647
کلادیا، بهت که گفتم،

108
00:10:48,730 --> 00:10:52,276
پدر ازم خواست که شاهزاده‌ها رو بکشم.
این یعنی ما گناهکاریم.

109
00:10:53,694 --> 00:10:54,736
یا حداقل من هستم.

110
00:10:54,820 --> 00:10:56,196
نه، نیستی.

111
00:10:56,738 --> 00:11:01,827
من نمیدونم که تو یا توجیه نشدی، یا کامل یادت نمونده، یا نصفه و نیمه گوش کردی،

112
00:11:01,910 --> 00:11:04,746
ولی امکان نداره پدر بهت گفته باشه اینکارو بکنی.

113
00:11:06,582 --> 00:11:08,250
به هرحال دیگه اهمیتی نداره.

114
00:11:08,333 --> 00:11:11,962
پدر توی زندانه، و همگی به ازران میگن که ما هم گناهکاریم.

115
00:11:12,045 --> 00:11:13,589
ازران به خودش فکر میکنه.

116
00:11:13,672 --> 00:11:16,508
اون از درون این آشفتگی تصمیم میگیره،
و کار درستو انجام میده.

117
00:11:17,384 --> 00:11:19,469
چرا اینجوری نون میخوری ؟

118
00:11:20,596 --> 00:11:21,805
این نون ساندویچه.

119
00:11:24,433 --> 00:11:25,475
آه !

120
00:11:30,897 --> 00:11:33,191
شاه ازران، یه بازدیدکننده سر رسیدن.

121
00:11:33,275 --> 00:11:37,279
شاهزاده کاسف از نئولندیا،
فرزند ارشدِ شاه اهلینگ.

122
00:11:52,502 --> 00:11:55,839
شاهزاده کاسف، شنیدم چه اتفاقی برای پدرتون افتاده.

123
00:11:55,922 --> 00:11:57,132
متأسفم.

124
00:11:57,215 --> 00:11:59,217
ممنون از همدردیتون.

125
00:11:59,301 --> 00:12:02,429
و فاجعه‌ی مرگ پدرتون قلبمو میشکنه.

126
00:12:02,512 --> 00:12:05,265
ولی مهم اینه که ما الان اینجاییم.

127
00:12:05,349 --> 00:12:07,142
بله، از ملاقاتتون خوشوقتم.

128
00:12:12,481 --> 00:12:15,317
ارتش من به صورت آماده باش بیرون دروازه‌های شهرتون قرار گرفتن.

129
00:12:15,400 --> 00:12:17,235
به صورت آماده باش ؟ منظورت چیه ؟

130
00:12:17,319 --> 00:12:19,196
منو ببخشید،

131
00:12:19,780 --> 00:12:22,157
ولی یک هفته پیش نبود که نائب‌السلطنه شما مارو خبردار کرد

132
00:12:22,240 --> 00:12:24,034
که علیه تهدیده زیدیایی‌ها قیام کنیم ؟

133
00:12:24,659 --> 00:12:26,995
آه... مطمئن نیستم.

134
00:12:27,079 --> 00:12:30,290
زیدیا به قلمروی انسان‌ها حمله کرده.
به همه‌مون.

135
00:12:30,374 --> 00:12:32,376
باید یه جواب متناسب بدیم.

136
00:12:32,459 --> 00:12:35,629
معذرت میخوام،
ولی من یجورایی تو این کار تازه واردم.

137
00:12:35,712 --> 00:12:39,132
دقیقاً مطمئن نیستم منظورت چیه.
چه نوع جوابی ؟

138
00:12:39,216 --> 00:12:40,675
جنگ.

139
00:12:40,759 --> 00:12:45,055
چی ؟ نه، مردم قلمروی انسان‌ها و زیدیا خواستار صلح هستن.

140
00:12:46,640 --> 00:12:50,268
چیزی رو از دست دادم ؟
چرا این بچه الان روی تخته ؟

141
00:12:51,144 --> 00:12:53,146
مشاور بزرگسالی نیست که بتونم باهاش حرف بزنم ؟

142
00:12:53,230 --> 00:12:55,774
من دقیقاً همینجام.
میتونی باهام حرف بزنی.

143
00:12:55,857 --> 00:13:00,737
اگه نتونی علیه زیدیا اقدامی کنی،
بعنوان یک شاه،

144
00:13:01,613 --> 00:13:03,865
و بعنوان یک فرزند شکست میخوری.

145
00:13:03,949 --> 00:13:07,536
کافیه ! تو یه اختلاف نظر داری،
ولی داخل دیوان شاه ازران هستی.

146
00:13:08,703 --> 00:13:10,956
تو کی هستی که مزاحم یه گفتگوی سلطنتی میشی ؟

147
00:13:11,039 --> 00:13:14,876
من کوروس هستم.
مستقیماً درخواست میدم.

148
00:13:16,419 --> 00:13:21,091
من مطمئنم وقتی که شاه ازران آماده‌ی شورا بشه،

149
00:13:21,174 --> 00:13:23,260
تصمیم درست رو میگیره.

150
00:13:23,844 --> 00:13:26,805
من تو کاتولیس منتظر تصمیم شما میمونم.

151
00:13:53,707 --> 00:13:57,377
- مطمئنی این امنه ؟
- تاوقتی که سفت چسبیده باشی.

152
00:14:18,398 --> 00:14:19,399
میتونم بهتون بپیوندم ؟

153
00:14:20,233 --> 00:14:22,611
البته، بشین.

154
00:14:25,071 --> 00:14:28,408
- من متوجه شدم که سرت نذاشتی.
- چی رو ؟

155
00:14:29,284 --> 00:14:33,330
ازران، تاج و تخت مسئولیت سنگینیه.

156
00:14:35,165 --> 00:14:39,377
بسیاری اتفافات وجود داره.
من نمیدونم چکار کنم.

157
00:14:42,797 --> 00:14:48,303
هیچ اشکالی نداره اگه هنوز آماده نیستی.
هیچ‌کس برای بچه بودن سرزنشت نمی‌کنه.

158
00:14:49,512 --> 00:14:52,515
احساس میکنم دارم همه‌ رو ناامید می‌کنم.

159
00:14:56,269 --> 00:14:58,772
- شاید یه راه خروجی باشه.
- چی ؟

160
00:14:59,522 --> 00:15:01,900
افراد توانایی کنارت هستن...

161
00:15:01,983 --> 00:15:05,528
که میتونن بار حکمرانی رو از روی دوشت بردارن تا وقتیکه...

162
00:15:05,612 --> 00:15:07,822
روی بزرگ شدن تمرکز می‌کنی.

163
00:15:07,906 --> 00:15:10,492
داری میگی... نائب‌السلطنه هستش ؟

164
00:15:10,575 --> 00:15:16,831
بله، کسی که بهش اعتماد داری.
تو انتخاب میکنی که کی باشه، برای چندین سال.

165
00:15:17,374 --> 00:15:19,918
تاج و تخت اینجا برای شما خواهد بود تا وقتیکه آماده شید.

166
00:15:22,629 --> 00:15:24,631
فقط در موردش فکر کنید.

167
00:15:30,887 --> 00:15:32,847
این خیلی سخته که بهش رسیدگی کرد.

168
00:15:35,642 --> 00:15:38,269
خب، چی میگی بیت ؟
نائب السلطنه من میشی ؟

169
00:15:38,353 --> 00:15:41,356
موافقم، تو یه ظالم هستی.

170
00:15:44,776 --> 00:15:47,570
من قبلا وقتی بچه بودم به این علفزار میومدم.

171
00:15:51,074 --> 00:15:52,075
چی هستش ؟

172
00:15:58,665 --> 00:16:00,208
این یه ادورابور هستش.

173
00:16:00,250 --> 00:16:03,336
ببین ! اینا بهم می‌چسبن.
فکر کردم ممکنه خوشت بیاد.

174
00:16:03,420 --> 00:16:05,380
عاشقشونم.

175
00:16:09,259 --> 00:16:14,681
خوبه‌
نه، واقعاً، بهت میاد.

176
00:17:23,958 --> 00:17:26,711
به چیزی که در موردش بحث میکردیم فکر کردید ؟

177
00:17:27,712 --> 00:17:30,423
بله، و میخوام یه چیزی بگم.

178
00:17:35,887 --> 00:17:38,306
همه‌ی شما شاه هاروو رو بعنوان شاه بزرگی میدونستید.

179
00:17:38,389 --> 00:17:42,018
اون یک رهبر، یک جنگجو و یک قهرمان بود.

180
00:17:43,061 --> 00:17:44,354
ولی من اونو بعنوان پدرم میشناختم،

181
00:17:46,189 --> 00:17:48,816
کسی که من و برادرم و مادرمونو دوست داشت.

182
00:17:48,900 --> 00:17:51,069
و بعضی ‌اوقات جوکای خیلی بدی میگفت.

183
00:17:52,946 --> 00:17:55,615
من هرکاری که اون بعنوان یه شاه کرد و متوجه نشدم

184
00:17:56,324 --> 00:17:59,702
ولی اینو میدونم که پدرم تصمیمات خیلی سختی میگرفت.

185
00:18:00,578 --> 00:18:03,581
من فقط یه بچه‌ام.
توی هیچ نبردی نجنگیدم.

186
00:18:04,165 --> 00:18:06,167
خیلی کتاب درمورد خرد و دانایی نخوندم.

187
00:18:06,751 --> 00:18:10,338
من سختی‌هایی که پدرم گذروند تا به شاهی که لایقش بود تبدیل بشه رو نگذروندم.

188
00:18:11,422 --> 00:18:12,757
پس، من تصمیم گرفتم...

189
00:18:14,592 --> 00:18:17,428
که شاهی که پدرم بود نباشم.

190
00:18:19,180 --> 00:18:21,474
پدرم تصمیم میگرفت تا نبرد‌هایی ‌رو ادامه بده

191
00:18:21,557 --> 00:18:24,268
که هزاران سال قبل از بدنیا اومدن اون شروع شده بود.

192
00:18:24,936 --> 00:18:27,855
تا دشمن رو بهخاطر جرم خانواده‌شون تنبیه کنه.

193
00:18:28,731 --> 00:18:30,692
من نمیخوام این چنین پادشاهی باشم.

194
00:18:33,903 --> 00:18:35,029
اونارو آزاد کنید.

195
00:18:35,697 --> 00:18:39,283
سورن و کلادیا به خاطر اشتباهی که پدرشون انجام داده مجازات نمیشن.

196
00:18:40,576 --> 00:18:43,079
ولی اعلی‌حضرت، اونا مجرم هستن.

197
00:18:43,746 --> 00:18:45,748
آزادشون کن !

198
00:18:49,419 --> 00:18:51,129
کاتولیس وارد جنگ نمیشه !

199
00:18:51,879 --> 00:18:53,965
بخاطر اتفاقی که برای پدرتون افتاده متأسفم،

200
00:18:54,048 --> 00:18:57,719
و همینطور اتفاقاتی که برای من افتاده،
ولی ما مجبور نیستیم ازشون انتقام بگیریم.

201
00:18:58,344 --> 00:19:01,848
ما مجبور نیستیم بجنگیم‌.
میتونیم صلح رو انتخاب کنیم.

202
00:19:17,321 --> 00:19:20,241
شاه ازران، من شجاعتتون رو تحسین میکنم.

203
00:19:20,324 --> 00:19:23,744
ولی صلح به همون اندازه نیازمنده قدرت در جنگ هستش.

204
00:19:24,370 --> 00:19:26,622
آماده‌اید ازش دفاع کنید ؟

205
00:19:26,706 --> 00:19:27,707
بله.

206
00:19:36,007 --> 00:19:37,091
آماده‌ام.
