﻿1
00:00:16,975 --> 00:00:19,936
آنچه در شاهزاده اژدها گذشت...

2
00:00:29,988 --> 00:00:32,991
 ژنرال آمایا گزارش میده که نیروی الف‌ها

3
00:00:33,074 --> 00:00:35,243
 در طرف رخنه‌دار زیدیا گرد هم اومدن.

4
00:00:35,785 --> 00:00:38,371
 ما باید آماده‌ی مبارزه بشیم.

5
00:00:38,955 --> 00:00:42,000
 عاشق اینم.
عاشق یاد گرفتن جادوام.

6
00:00:43,042 --> 00:00:46,588
ولی ازت میخوام که بهم جادوی ماه‌رو یاد بدی.

7
00:00:46,671 --> 00:00:52,093
 در زیدیا، همه موجودات متصّل به یک نیروی اولیّه بوجود میان..

8
00:00:52,093 --> 00:00:54,220
 اونا یه قسمتش‌رو درونشون دارن.
ما این قسمت‌رو آرکانوم صدا میزنیم.

9
00:00:54,762 --> 00:00:58,391
 ولی یادگرفتن جادو سرنوشتت نیست.

10
00:00:58,475 --> 00:01:00,351
 تو نمیتونی جادوی اولیّه‌رو انجام بدی

11
00:01:00,435 --> 00:01:04,189
 چون متصل به یک نیروی اولیّه بوجود نیومدی.

12
00:01:04,272 --> 00:01:08,067
 من جادو رو یاد میگیرم، این کسیه که هستم.

13
00:01:39,599 --> 00:01:43,478
« کتاب دوم : آسمان »
« بخش چهارم : سفر دریایِ ظالم »

14
00:01:51,819 --> 00:01:54,280
تفکر بر معنای آسمان.

15
00:01:54,364 --> 00:01:57,742
اوه ! اون از هر جوابی که تاحالا حدس زدم خسته‌کننده‌تر بود..

16
00:01:57,825 --> 00:02:01,371
دازم تلاش میکنم که به آرکانوم متصل شم،
همونطور که لوژان گفتش

17
00:02:01,454 --> 00:02:03,248
تا بتونم از جادوی آسمون استفاده کنم.

18
00:02:03,331 --> 00:02:06,584
و اینکه موجودات جادویی با یک ارتباط بوجود میان.

19
00:02:06,668 --> 00:02:09,254
ولی متوجه نیستم که چرا نمیتونم ارتباط خودمو درست کنم.

20
00:02:10,421 --> 00:02:13,883
آه، این منم فقط که اینطورم،
یا ما داریم ارتفاعمونو از دست میدیم ؟

21
00:02:14,467 --> 00:02:16,052
چی ؟ امکان نداره.

22
00:02:16,135 --> 00:02:19,138
من به شدت خودمو با تغییرات جریان هوا وفق دادم...

23
00:02:40,243 --> 00:02:43,955
ژنرال آمایا، ما همه‌جا رو جستجو کردیم و هیچ نشونه‌ای از الف ها نبوده.

24
00:02:44,038 --> 00:02:45,415
فکر کنم امنه که بیان کنیم

25
00:02:45,498 --> 00:02:47,917
که پایگاه در طرف زیدیا راز باقی میمونه.

26
00:02:49,127 --> 00:02:52,714
اونجا، نگاه کنید ! علامت !
پایگاه امنه.

27
00:03:01,180 --> 00:03:03,433
چشم ژنرال.
یک فرقه‌رو آماده میکنم.

28
00:03:19,490 --> 00:03:22,577
تو کی هستی ؟

29
00:03:33,212 --> 00:03:34,422
چی شده ؟

30
00:03:35,006 --> 00:03:36,841
کجا داری میری ؟

31
00:03:39,010 --> 00:03:41,596
فی‌فی خوبه.
فقط خسته شده.

32
00:03:41,679 --> 00:03:43,765
اون نیروشو از نکسوس ماه میگیره.

33
00:03:43,848 --> 00:03:47,185
هرچقدر دورتر که میریم،
سخت‌تر میشه بقیه‌رو حمل کرد.

34
00:03:47,769 --> 00:03:50,730
واو، اِز، باورم نمیشه نمیتونی همه‌ی اینارو درک کنی.

35
00:03:50,813 --> 00:03:54,108
کار خوبی کردی که مارو دور کردی.
ممنونم.

36
00:04:03,117 --> 00:04:05,703
- خب، الان چکار کنیم ؟
- خب...

37
00:04:05,828 --> 00:04:07,872
و در دنیا بیشتر از همه چیز ازش متنفر شید.

38
00:04:08,790 --> 00:04:11,626
میدونی چیه ؟
یجورایی فقط راه میریم.

39
00:04:11,709 --> 00:04:12,710
با پاهامون.

40
00:04:12,794 --> 00:04:13,795
نه.

41
00:04:13,878 --> 00:04:17,465
لطف داری، ولی راه رفتن خیلی طول میکشه.

42
00:04:17,548 --> 00:04:19,300
ما باید اون تخم سابق که

43
00:04:19,383 --> 00:04:22,929
حالا بچه اژدهای ستودنی شده رو با سریع‌ترین زمان ممکن برگردونیم به زیدیا.

44
00:04:23,596 --> 00:04:25,765
خب، به یه قایق احتیاج داریم.

45
00:04:25,848 --> 00:04:29,268
و یه کاپیتان که بدونه چجور باهاش حرکت کنه.

46
00:04:29,352 --> 00:04:30,228
درسته.

47
00:04:30,311 --> 00:04:32,647
مخصوصا، یه کاپیتان
که از الف‌ها متنفر نباشه.

48
00:04:32,730 --> 00:04:37,777
مشکلی نخواهد بود.
میتونم دوباره خودمو بعنوان یک انسان جا بزنم.

49
00:04:38,236 --> 00:04:41,447
سلام، دوباره، انسان‌های عزیز،
رفقای انسانی.

50
00:04:41,531 --> 00:04:44,033
اوه، اوه ! عاشق این میشی زیم.

51
00:04:44,116 --> 00:04:46,160
من یه طرفدار بزرگ از رایلای انسانم.

52
00:05:17,566 --> 00:05:20,236
ازم میخوای که این گزینه‌هارو پیدا کنم.

53
00:05:20,987 --> 00:05:22,446
میتونم اینکارو انجام بدم.

54
00:05:28,744 --> 00:05:31,580
همم، مطمئن نیستم که اون بتونه خوبی‌ رو تو کسی ببینه، واقعا.

55
00:05:31,664 --> 00:05:34,250
ولی این بخشی از اونه که منحصراً شایسته‌ش میکنه.

56
00:05:36,127 --> 00:05:37,128
ما برگشتیم !

57
00:05:45,511 --> 00:05:46,595
درود !

58
00:05:47,596 --> 00:05:50,433
اسمم کاپیتان ویلاس هستش.
حرف د ساکنه.

59
00:05:50,516 --> 00:05:51,350
حرف د وجود داره ؟

60
00:05:51,434 --> 00:05:53,728
- آره !
- وایسا،‌ یه حرف ر هم وجود داره ؟

61
00:05:53,811 --> 00:05:54,812
نخیر.

62
00:05:54,854 --> 00:05:57,231
اوه، باشه،
پس فقط حرف د ساکنه.

63
00:05:57,315 --> 00:05:58,441
بله !

64
00:05:58,524 --> 00:06:00,901
آه، پس...

65
00:06:00,985 --> 00:06:04,530
این دوست معمولی انسانی‌مونه، رایلا.

66
00:06:04,613 --> 00:06:05,906
همون‌ جوری که نوشته میشه تلفظ میشه.

67
00:06:05,990 --> 00:06:10,286
و سگای غیرمعمولی و بامزه‌ی اون،
زیم و بِیت.

68
00:06:10,369 --> 00:06:12,747
سلام رایلا.
سلام سگ‌ها.

69
00:06:12,830 --> 00:06:15,249
و این رفیق فابم، برتو هستش !

70
00:06:15,332 --> 00:06:16,667
من پرتم.

71
00:06:16,751 --> 00:06:18,461
کِشتیم این طرفی هستش.

72
00:06:19,587 --> 00:06:23,007
به خونه‌ی آبیم خوش آمدید، "ظالم " !

73
00:06:24,175 --> 00:06:26,677
زن عزیزم بعد از من صداش کرد، "دلسوز."
« بازی با کلمات، حرف روث و روث لِس »

74
00:06:26,761 --> 00:06:27,762
که متاسفانه...

75
00:06:27,845 --> 00:06:29,930
از کِشتیرانی لذت نمیبرد.

76
00:06:30,681 --> 00:06:32,266
خب، تو گفتی اگه باد طرف ما باشه،

77
00:06:32,266 --> 00:06:33,934
میتونیم به سرعت به خلیج برسیم ؟

78
00:06:33,934 --> 00:06:35,102
بله !

79
00:06:35,186 --> 00:06:37,646
البته، یک طوفان در راهه.

80
00:06:37,730 --> 00:06:40,608
یه طوفان ؟
میتونه جالب باشه.

81
00:06:40,691 --> 00:06:43,486
پس، ما باید حرکتمونو چند روز به تأخیر بندازیم.

82
00:06:43,569 --> 00:06:48,074
آه، ما حسابی عجله داریم.
کاری وجود نداره که ما بتونیم انجام بدیم ؟

83
00:06:48,157 --> 00:06:50,743
همم، فرض میکنم اگه همین الان حرکت کنیم

84
00:06:50,826 --> 00:06:53,079
میتونیم تا خلیج باهاش مسابقه بدیم و طوفانو شکست بدیم.

85
00:06:53,162 --> 00:06:54,413
بله، بریم تو کارش.

86
00:06:55,039 --> 00:06:56,332
مشکلی نیست.

87
00:06:56,415 --> 00:07:00,002
مگه اینکه طوفان اواسط خلیج گیرمون بندازه
و هممونو بکشه.

88
00:07:08,844 --> 00:07:11,180
شاید در تعجّب باشی که چه اتفاقی برای چشمام افتاده.

89
00:07:11,263 --> 00:07:13,682
خب، نمی‌خواستم بی‌ادبی کنم.

90
00:07:13,766 --> 00:07:16,977
چشم چپم توسط یک دسته مرغ دریاییِ یاغی گرفته شده.

91
00:07:17,061 --> 00:07:20,189
آه، واو، و چشم راستت چی ؟

92
00:07:20,272 --> 00:07:22,733
نمیدونم، قبل از رفتن دنبالم اومد.

93
00:07:30,115 --> 00:07:31,116
هِی، صبرکن.

94
00:07:31,200 --> 00:07:34,870
چجور قراره این طرفی بریم وقتی باد تو این موقعیت به سمتمون می‌وزه ؟

95
00:07:34,954 --> 00:07:37,456
اوه، این روشیه که تو کِشتیرانی میکنی، پسرم.

96
00:07:38,457 --> 00:07:40,668
باد جایی که میخوایم بریم بهمون فشار نمیاره ؟

97
00:07:41,293 --> 00:07:44,463
بادبان بیشتر شبیه یه بال میمونه،
پرواز کردن از طریق باد

98
00:07:44,547 --> 00:07:47,383
قرار دادن قایق دربرابر جریان آب زیرمون هستش.

99
00:07:47,967 --> 00:07:51,512
این مثل پرت کردن دونه‌های خربزه از بین انگشتات هستش.

100
00:07:52,221 --> 00:07:55,933
تو از دو طرف بهش فشار میاری،
ولی دونه مستقیم به سمت جلو پرت میشه.

101
00:07:58,269 --> 00:07:59,478
فکر میکنم متوجه شدم.

102
00:08:03,482 --> 00:08:05,818
وقتی که به اندازه‌ی کافی در برابر عناصر قرار گرفته باشی،

103
00:08:05,901 --> 00:08:09,738
یه احساسی برای اینکه باد کجاست و چحوری قراره تغییر کنه بدست میاری.

104
00:08:09,822 --> 00:08:13,826
شبیه یک ارتباط میمونه، در اعماق استخونام.

105
00:08:13,909 --> 00:08:16,453
صبرکن، تو یه ارتباط با باد داری ؟

106
00:08:16,537 --> 00:08:17,705
از کجا بدستش آوردی ؟

107
00:08:17,788 --> 00:08:20,958
چی، فکر کردی فقط بخاطر اینکه کورم و نارکولپسی دارم
« وضعیتی که به شدت تمایل به خواب هر زمان در محیط آرامش‌بخش است.»

108
00:08:21,041 --> 00:08:22,626
فکر نمیکردی حس دریانوردیم کار کنه ؟

109
00:08:22,626 --> 00:08:23,460
نه ! نه، نه، نه.

110
00:08:23,544 --> 00:08:25,421
منظورم این نبود، من...
وایسا، نارکولپسی ؟

111
00:08:27,506 --> 00:08:31,010
بیدارشو ! بیدارشو !
بیدارشو ! بیدارشو...

112
00:08:31,093 --> 00:08:33,762
چه اتفاقی افتاد ؟
آخرین چیزی که یادمه،

113
00:08:33,846 --> 00:08:35,931
این بود که داشتم درمورد نارکولپسی حرف میزدم و بعدش غش رفتم.

114
00:08:35,931 --> 00:08:37,850
آره، درسته‌.

115
00:08:43,522 --> 00:08:44,898
طوفان درحال اومدنه.‌

116
00:08:44,982 --> 00:08:48,277
بنظر میرسه که بعد همه‌ی این حرفا به طوفان نمیخوریم‌.

117
00:08:49,028 --> 00:08:52,281
- هاه، شاید این فرصت منه.
- یه فرصت برای مردن.

118
00:08:52,364 --> 00:08:55,117
میخواستم بگم یه شانس برای یادگیری.

119
00:08:55,200 --> 00:08:57,369
یاد بگیری چجور غرق شی.

120
00:09:30,861 --> 00:09:33,489
هیچوقت اینو قبلا ندیده بودم.

121
00:10:07,689 --> 00:10:09,399
ازم انتظار داری که بنوشمش ؟

122
00:10:20,744 --> 00:10:23,122
آه، بطور شگفت‌آوری وحشتناک نیست.

123
00:10:38,595 --> 00:10:41,849
چرا باید بهت اعتماد کنم ؟
من حتی نمیشناسمت...

124
00:10:41,932 --> 00:10:43,892
حتی نمیدونم که چی هستی.

125
00:10:48,689 --> 00:10:50,107
وقت نیاز دارم که فکر کنم.

126
00:10:59,324 --> 00:11:01,034
رنگات عوض میشه.

127
00:11:01,118 --> 00:11:02,703
این شکل مون‌شادوییت هستش ؟

128
00:11:02,786 --> 00:11:06,248
نه، این وزغ کمیاب درخشان متظاهرنما هم هستش.

129
00:11:12,212 --> 00:11:13,672
طوفان خیلی قدرتمنده !

130
00:11:13,755 --> 00:11:16,466
بهتره که سمت پناه‌دار جزیره لنگر بندازیم،

131
00:11:16,550 --> 00:11:19,094
و تا آروم شدنش صبر کنیم.

132
00:11:20,012 --> 00:11:21,763
برتو، آماده برای لنگر انداختن.

133
00:11:23,015 --> 00:11:24,433
بله، بله !

134
00:11:25,058 --> 00:11:26,602
درگاه، درگاه !

135
00:11:35,527 --> 00:11:37,571
سریع باش ! بادبان رو بکش !

136
00:11:44,328 --> 00:11:45,829
به طرف راست ! به طرف راست !

137
00:11:56,214 --> 00:11:57,591
درگاه ! درگاه !

138
00:12:09,686 --> 00:12:11,355
بسته شد، ابله !

139
00:12:12,647 --> 00:12:14,483
اون الان از کلمه ابله استفاده کرد ؟

140
00:12:51,061 --> 00:12:55,232
متوجه نمیشم.
چرا پایگاه باید رها شده باشه ؟

141
00:12:55,315 --> 00:12:56,691
اونا همین چند دقیقه پیش...

142
00:12:59,945 --> 00:13:02,572
سرباز، علامتت دیر شد.

143
00:13:02,656 --> 00:13:04,491
چه اتفاقی افتاد ؟
بقیه کجان ؟

144
00:13:04,574 --> 00:13:06,952
بله.
معذرت میخوام، قربان.

145
00:13:07,035 --> 00:13:09,329
بقیه برای گشت رفتن،
و من صفمو از دست دادم.

146
00:13:09,412 --> 00:13:11,873
علامت بعدی دقیقا یه ساعت دیگه اتفاق می‌افته‌.

147
00:13:55,208 --> 00:13:57,669
خب، ما به طوفان نخوردیم.

148
00:13:57,752 --> 00:13:59,838
ما باید زیر عرشه منتظرش بمونم.

149
00:13:59,838 --> 00:14:03,466
هورا، ما خیس و بدبختیم و اصلا وقتی ذخیره نکردیم.

150
00:14:04,217 --> 00:14:05,719
آره، موافقم.

151
00:14:06,386 --> 00:14:09,681
هربار که رعدوبرق میزنه،
من یه چیزی حس میکنم.

152
00:14:10,432 --> 00:14:11,933
آره، منم همینطور‌.

153
00:14:12,017 --> 00:14:14,895
احساس خوبی داره که رعدوبرق بهت نزنه.

154
00:14:14,978 --> 00:14:16,229
نه، منظورم ابنه که

155
00:14:16,313 --> 00:14:19,441
مثل این میمونه که وقتی از جادوی فولمینیس استفاده کردم.

156
00:14:19,524 --> 00:14:24,070
شاید، اگه به اندازه کافی شجاع باشم که برم سراغش،
و با طوفان روبه‌‌رو شم،

157
00:14:24,154 --> 00:14:25,614
اینجوری ارتباط ‌رو برقرار میکنم.

158
00:14:25,655 --> 00:14:27,616
یا جزغاله میشی تا وقتیکه بمیری.

159
00:14:32,954 --> 00:14:36,625
دیدی ؟ زیم میدونه.
اونم میتونه احساسش کنه.

160
00:14:39,210 --> 00:14:40,837
اون اژدهای طوفانه‌.

161
00:14:42,422 --> 00:14:43,590
طوریش نمیشه.

162
00:14:48,470 --> 00:14:51,848
اگه اونجا بمیری،
قسم میخورم که خودم میکشمت.

163
00:14:57,354 --> 00:15:00,148
خیلی‌خب، این خیسه.

164
00:15:00,231 --> 00:15:03,276
مم... باد درحال وزیدنه.

165
00:15:04,569 --> 00:15:06,112
یه عالمه‌ هم می‌وزه.

166
00:15:06,655 --> 00:15:09,324
سردمه، خیس شدم.

167
00:15:09,908 --> 00:15:11,660
پوستت قراره این طوری چروک شه

168
00:15:11,701 --> 00:15:14,537
وقتی که آرکانوم آسمون رو متوجه شی ؟

169
00:15:17,332 --> 00:15:19,376
فکر نمیکنم تغییری‌رو احساس کرده باشم.

170
00:15:23,588 --> 00:15:25,423
شاید باید برم بالاتر.

171
00:15:53,243 --> 00:15:55,745
نمیدونم چجور قراره اینکارو انجام بدم، زیم.

172
00:15:55,829 --> 00:15:58,957
تو یه موجود جادویی هستی.
به نحوی، این درونته.

173
00:15:59,040 --> 00:16:03,420
ولی من فقط یه انسانم.
چیزی درون من نیست.

174
00:16:03,503 --> 00:16:05,338
اینو خیلی میخوام.

175
00:16:05,422 --> 00:16:08,591
وقتی جادو میکردم،
بالاخره احساس میکردم که خودمم،

176
00:16:08,675 --> 00:16:13,888
و حالا از دستش دادم.
و حالا دارم تلاش میکنم که راه برگشتمو پیدا کنم.

177
00:16:20,645 --> 00:16:24,566
این شبیه سنگ اولیّه‌ست.
اونجا جاییه که باید بریم.

178
00:16:42,333 --> 00:16:43,710
یه پیغام برام اومد ؟

179
00:16:43,793 --> 00:16:46,379
آه، بله.
چهار پیغام، درواقع.

180
00:16:46,462 --> 00:16:49,424
چهارتا پیغام برام اومد و من مطّلع نشدم ؟

181
00:16:49,507 --> 00:16:53,469
درواقع، ما تمام قلعه‌رو جستجو کردیم.
ما هیچ جا نتونستیم پیداتون کنیم.

182
00:16:53,553 --> 00:16:57,015
چی، داری محفظه‌ی محرمانه‌ای جایی مخفی میکنی ؟

183
00:16:57,807 --> 00:16:59,684
من تو حمام بودم.

184
00:17:00,435 --> 00:17:02,437
اوه، درسته.

185
00:17:07,775 --> 00:17:12,113
چهار قلمروی پادشاهیِ دیگه با مستغلات موافقت کردن.

186
00:17:12,197 --> 00:17:14,032
واو، مهم بنظر میرسه.

187
00:17:14,991 --> 00:17:17,452
من شاه‌‌ها و ملکه‌ها رو پشت کاتولیس به صف میکنم

188
00:17:17,535 --> 00:17:20,496
و نهایتاً تهدیدهای زیدیایی‌رو نابود میکنم !

189
00:17:21,414 --> 00:17:23,708
تو داری تاریخ رو مشاهده میکنی‌.

190
00:17:24,375 --> 00:17:26,210
این عالیه‌.

191
00:17:26,794 --> 00:17:30,131
آم، تو به سرویسی که امروز به دستت رسید نمره عالی میدی ؟

192
00:17:38,723 --> 00:17:40,975
این میله برق‌گیر هستش.

193
00:17:57,158 --> 00:17:58,701
شاید اگه من..‌.

194
00:18:02,121 --> 00:18:03,957
نه، نمیتونم‌.

195
00:18:05,249 --> 00:18:08,836
باید اینکارو انجام بدم‌.
باید آسمون اولیّه‌رو درک کنم.

196
00:18:13,174 --> 00:18:16,010
زودباش، زودباش !

197
00:18:23,893 --> 00:18:25,853
آه، کالوم، تو یه احمقی.

198
00:18:26,479 --> 00:18:29,982
چرا اینکارو کردی ؟
تو نمیتونی زندگیتو سر یادگیری جادو به خطر بندازی‌.

199
00:18:30,066 --> 00:18:32,985
این دیوونگیه.

200
00:19:03,725 --> 00:19:06,310
رعدوبرق بهش برخورد کرد.

201
00:19:09,063 --> 00:19:11,858
ولی فکرمیکنم که حالش خوبه.

202
00:19:13,317 --> 00:19:14,318
مشکل چیه ؟

203
00:19:14,986 --> 00:19:18,656
- احساس احمق بودن میکنم، حق با تو بود.
- کالوم...

204
00:19:18,781 --> 00:19:22,577
میتونستم زیم رو به کشتن بدم.
هردومونو به خطر انداختم.

205
00:19:22,660 --> 00:19:23,911
و بدتر از همه،

206
00:19:23,995 --> 00:19:26,414
وقتی اونجا بودیم،
در مرکز طوفان،

207
00:19:26,497 --> 00:19:31,752
فکرمیکردم اینو خیلی زیاد میخواستم،
ولی در آخرش جرئتشو نداشتم.
